![]() |
![]() |
روی جلد ماهنامه بشریت شماره 208 | پشت جلد ماهنامه بشریت شماره 208 |
منشور کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
با توجه به نقض مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ایران و فشارهای روز افزون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به مردم ایران توسط دولت جمهوری اسلامی ایران، کانون دفاع از حقوق بشر در ایران متشکل از فعالان حقوق بشر، ایرانیان آزاده و مستقل که با پذیرش قاطع اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های آن، با اعتقاد راسخ به:
1- آزادی های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی
2- برابری حقوق زنان و مردان
3-جدایی دین از دولت
4- حقوق پیروان ادیان، اقوام و ملل ایرانی
و اقدامات زیر را در دستور کار خود قرار داده است .
1- آگاهی رسانی و افشاگری موارد نقض حقوق بشر در ایران در همه زمینه ها
2- برگزاری جلسات سخنرانی و میز کتاب به منظور آگاهی رسانی و افشاگری
3-همکاری و همیاری با دیگر نهادهای حقوق بشر
4- مبارزه با انواع تبعیض ( راسیسم )
5- دفاع از حقوق پناهجویان، پناهندگان و مبارزه علیه حذف سیستماتیک حق پناهندگی
ما دست شما آزادگان و فعالان حقوق بشر را به گرمی فشرده و از شما دعوت می نماییم که با پیوستن به این کانون، در افشا موارد نقض حقوق بشر در ایران که به طور مستمر و برنامه ریزی شده توسط جمهوری اسلامی ایران انجام می گردد، در کنار هم متمرکز و تا جاری شدن اعلامیه جهانی حقوق بشر همراه و همگام هم باشیم
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
مدیر مسئول: منوچهر شفائی
هیئت تحریریه: سردبیر: شبنم رضاوند، امور فنی و اینترنت: رسول عباسی زمان آبادی طرح روی جلد و پشت جلد: سارا منظری چاپ و توزیع: مهدی عطری chap@bashariyat.org ویرایش: شبنم رضاوند، منوچهر شفائی آدرس: VVMIran e.V. Vereinigung zur Verteidigung der Menschenrechte im Iran e.V. Postfach: 52 42 30052 Hannover Germany Tel.: +49 163 2611257 Email: mahnameh@bashariyat.org Website: www.bashariyat.org توضیحات 1- این ماهنامه ارگان رسمی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران میباشد که زیر نظر مدیر مسئول و هیئت تحریریه که منتخب هیئت مدیره کانون می باشند، منتشر میشود. 2- هزینه انتشار نشریه به عهده کانون دفاع از حقوق بشر در ایران میباشد و هیچ گونه نفع و سود شخصی ندارد. 3- با توجه به منشور کانون دفاع از حقوق بشر در ایران نشریه کاملا آزاد و ناشر کلیه آثار و سخنرانی های اعضا کانون میباشد. 4- با اعتقاد راسخ به آزادی بیان و اندیشه نشر هرگونه ایده و عقیده ای در ماهنامه آزاد بوده و مسئولیت مقالات به عهده نویسنده آن است و بیانگر دیدگاه کانون نمیباشد. ماهنامه بشریت |
لیست تازه های کتابخانه اینترنتی کانون
مهدی گلسفیدی
ردیف | توضیح |
1 | کتاب «آهستگی »: ثر میلان کوندرا ملت ها اینگونه تباه میشوند. نخست حافظه شان را از آنها می دزدند سپس کتابهایشان را تباه میکنند. و در آخر تیر خلاص را به آنها میزنند و تاریخ و فرهنگشان را به سخره میگیرند. |
2 |
کتاب « درو دیوار بزرگ چین» اثر احمد شاملو »: شاعر و نویسنده معروف احمد شاملو زاده شده تهران شاعر، نویسنده، فرهنگنویس، روزنامهنگار، پژوهشگر، مترجم ایرانی و از مؤسسان و دبیران کانون نویسندگان ایران در قبل و بعد از انقلاب بود و از او آثار زیادی منتشر شد. کتاب “درها و دیوار بزرگ چین” مجموعه نوشته های کوتاه احمدشاملو است. کتاب در سال ۱۳۵۲ توسط انتشارات مروارید چاپ اول خورده ولی گذشت روزگار گزندی به متن ها نرسانده و پس از این همه سال هنوز هم خواندنی اند، نوشته هایی بی زمان. کتاب هم متن ادبی دارد، هم نوشته های نوستالژیک، هم قصه، هم نمایشنامه و هم فیلم نامه و انصافا شاملو تو همه ی نوشته هاش سربلند بوده است. |
3 |
کتاب « درود بر کاتالونیا: اثری از جرج اورول نویسنده انگلیسی، که در ۱۹۳۸ منتشر شد. در میان صدها داوطلبی که در بریگادهای بین المللی در جنگ داخلی اسپانیا جنگیدند. اما کمتر کسی از میان ایشان به تیزبینی جورج اورول و با واقع بینی او درباره رویدادهای این دوره نوشته است. جورج اورول برخلاف ارنست همینگوی نه بعنوان یک خبرنگار و نویسنده با شهرت بین المللی بلکه بعنوان یک داوطلب ساده به اسپانیا رفت. |
4 |
کتاب« سالار مگسها »: اثر ویلیام گلدینگ .مردم هیچ به آدم کمک نمی کنند، مردم هیچ گاه آن طور نیستند که آدم درباره شان فکر می کند.رمانی است از ویلیام گلدینگ، نویسنده انگلیسی و برنده جایزه نوبل ادبیات، که لزوم حاکمیت قانون در جوامع انسانی را به تصویر میکشد. در این داستان هواپیمای حامل بچههای یک مدرسه در نزدیکی جزیرهای متروکه سقوط میکند و آنها بدون سرپرست موظف به اداره خودشان میشوند. پس از مدت کوتاهی گروه قانون گریز با توسل به اهرمهای زر و زور و تزویر جمعیت را به سوی توحش میکشند.بر اساس این داستان در سالهای ۱۹۶۳، ۱۹۷۶ و ۱۹۷۰ فیلمهایی ساخته شده است. سریال لاست بسیاری از مضامین خود را از این داستان الهام گرفته است. |
5 | کتاب آشفتگی در فکر تاریخی : اثر فریدون آدمیت انحطاط تاریخ نگاری در ایران عنوان مقاله ای بود که از انتشار آن سالها می گذرد. آن انتقادی بود بر روش تاریخی ما به طور کلی، با توجه به تحول مفهوم تاریخ و دانش تاریخ نویسی جدید اینجا سخن بر پاره ای نوشته های نا مضبوط و آرای مغشوش و اغتشاش فکری تاریخی است…. |
6 |
کتاب «زندگی جای دیگری است»: اثر میلان کوندرا بـاید فکر کنم کـه بچه ام را وارد چگونه دنیایى مى کنم، او به یک چشم بههم زدن بهمدرسه خواهد رفت و کله اش پـر از دروغ هاى محض، و چـرندیاتى خواهد شدکه در تمام عمرم سـعى کردهام با آنها مبارزهکنم. آیا باید ناظر تبدیل تدریجیفرزندم به یک ابله همـرنگ جماعـت شوم؟ یـا بـاید میراث عقلى خود را به او بدهم؟ میلان کوندرا در این زمان، در قالب زندگینامه شاعری جوان به بررسی یک فاجعه میپردازد: این که شعر چگونه به یاری نیروهای اهریمنی در اجتماع میآید و هنر بر ضد آزادی و بر ضد جوهر خود به کار گرفته میشود. |
7 |
کتاب «میرا »: اثر کریستوفر فرانک، چون دیگر آینده ای ندارند، از گذشته حرف میزنند. وقتی خیلی دویده باشیم و نفسمان بند آمده باشد، برمیگردیم و راهی را که دویده ایم اندازه میگیریم. یک ضد آرمانشهر را به تصویر میکشد که ارزشها در آن تبدیل به ضد ارزش می شوند.مثلا زندگی فردی معنا ندارد و اجتماع مهمتر از فرد می باشد، دیوارهای خونهها هم از شیشه است که بقیه افراد بتوانند داخل خانه را ببیند.یا مثلا همه باید به هم بخندند و با هم رقابت نکنند و برای دیگران داستانهای بامزه و خندهدار تعریف کنند، در غیر این صورت آنها را به عنوان بیمار، عمل میکنند هم از نظر ذهنی و هم از نظر جسمی (نقابی با طرح خنده به صورتشان میچسبانند)، که به آن ها اصلاح شده می گویند. |
8 |
کتاب ««بابا گوریو»: اثر اونوره دوبالزاک، نویسنده رئالیست فرانسوی است که در سال ۱۸۳۴ در مدت چهل روز نوشته شد و نخستین بار در مجله پاریس منتشر گردید و در سال ۱۸۳۵ به صورت کتاب منتشر شد. بابا گوریو داستان تلاقی سرنوشت انسانهای گوناگون است که در قالب شخصیتهای مثبت و منفی عناصر سازنده داستان را تشکیل میدهند. بالزاک در این کتاب روایت ماجرایی را پیش میبرد که حول زندگی جوان شهرستانی سادهدلی (اوژن دو راستینیاک) است که به پاریس آمده و در پانسیونی (پانسیون ووکه) که محل اقامت افراد گوناگون و غریبی است اقامت میکند. |
9 |
کتاب « چنین گفت زرتشت» اثر فردریش نیچه فریدریش ویلهِلم نیچه (به آلمانی: Friedrich Wilhelm Nietzsche) (زاده ۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ – درگذشته ۲۵ اوت ۱۹۰۰) فیلسوف، شاعر، منتقد فرهنگی، آهنگساز و فیلولوژیست کلاسیک بزرگ آلمانی و استاد لاتین و یونانی بود که آثارش تأثیری عمیق بر فلسفه غرب و تاریخ اندیشه مدرن بر جای گذاشتهاست |
10 | کتاب « کتاب «ماه کامل میشود» اثر فریبا وفی سفر همینش خوب است. اینکه بدانى چه کسانى به تو نزدیک ترند وقتى اینقدر از آنها دورى… فریبا وفتی نویسندگی را از سال های جوانی خود آغاز کرد و تا کنون آثار متعددی از جمله مجموعه داستان و رمان به چاپ رسانده است. فریبا وفتی نویسندگی را از سال های جوانی خود آغاز کرد و تا کنون آثار متعددی از جمله مجموعه داستان و رمان به چاپ رسانده است. |
گزارش صدور حکم اعدام و اجرا
امیر ابطحی Amir Abtahi
با توجه به سانسور خبری حاکم بر رسانه های ایران، آنچه در پی میآید گزارشی است کوتاه و فشرده ازنقض حقوق جامعه ایران در محدوده اعدام شهروندان، طی دوره زمانی یک ماه گذشته، که نمیتواند بازتابدهنده کامل این قتل دولتی باشد. متاسفنه برغم تمام تلاش هائی که از جانب فعالین و نهاد های حقوق بشری صورت می گیرد، صدور و اجرای حکم اعدام که یکی از مهمترین موارد نقض حقوق بشر ایرانیان بشمار میرود، کماکان پا برجاست و هیچگونه آمار دقیقی نیز از تعداد آنان وجود ندارد، لاجرم ما در این گزارش مواردی که خبرگزاری های مورد تائید دولت ایران منتشرکرده اند را به 2 گروه « صدور حکم اعدام و اجرای حکم اعدام » تقسیم بندی نموده ایم که نمیتواند در برگیرنده تمام اعدام های گسترده ای باشد که هر روزه و بصوت پیدا و پنهان در جمهوری اسلامی ایران اجرا میشود، گفتنی است بیش از75 درصد اعدام ها بصورت مخفیانه اجرا شده و توسط دولت یا نهاد قضایی اطلاع رسانی نمیشوند و یا اعدام با اتهاماتی واهی و یا بدون وجود مدرک و یا دلایل کافی که بااستناد به حکم « قَسامه » در فقه اسلامی و حقوق کیفری ایران وجود دارد، ِیعنی نقض ماده 10 اعلامیه جهانی حقوق بشر. نمونه: در اکتبر 2017حکم اعدام « مجتبی غیاثوند » براساس « قسامه» در کرج اجرا شد و در فوریه 2018 نیز با استناد به این بند از فقه اسلامی حکم مرگ دولتی برای صالح شریعتی 16 ساله صادر شده است. قَسامه: براساس عدم اطمینان قاضی نسبت به مجرم بودن متهم و فقط براساس حداکثر50 سوگند از جانب وابستگان شاکی انجام و صادر میگردد و برای تسهیل در قتل نوع بشر10 نفر نیز میتوانند هریک 5 بار سوگند یاد کنند و یا …
گزارش و نمودار از : امیر ابطحی Amir Abtahi
با توجه به سانسور خبری حاکم بر رسانه های ایران، آنچه در پی میآید گزارشی است کوتاه و فشرده ازنقض حقوق جامعه ایران در محدوده اعدام شهروندان، طی دوره زمانی یک ماه گذشته، که نمیتواند بازتابدهنده کامل این قتل دولتی باشد. متاسفنه برغم تمام تلاش هائی که از جانب فعالین و نهاد های حقوق بشری صورت می گیرد، صدور و اجرای حکم اعدام که یکی از مهمترین موارد نقض حقوق بشر ایرانیان بشمار میرود، کماکان پا برجاست و هیچگونه آمار دقیقی نیز از تعداد آنان وجود ندارد، لاجرم ما در این گزارش مواردی که خبرگزاری های مورد تائید دولت ایران منتشرکرده اند را به 2 گروه « صدور حکم اعدام و اجرای حکم اعدام » تقسیم بندی نموده ایم که نمیتواند در برگیرنده تمام اعدام های گسترده ای باشد که هر روزه و بصوت پیدا و پنهان در جمهوری اسلامی ایران اجرا میشود، گفتنی است بیش از75 درصد اعدام ها بصورت مخفیانه اجرا شده و توسط دولت یا نهاد قضایی اطلاع رسانی نمیشوند و یا اعدام با اتهاماتی واهی و یا بدون وجود مدرک و یا دلایل کافی که بااستناد به حکم « قَسامه » در فقه اسلامی و حقوق کیفری ایران وجود دارد، ِیعنی نقض ماده 10 اعلامیه جهانی حقوق بشر. نمونه: در اکتبر 2017حکم اعدام « مجتبی غیاثوند » براساس « قسامه» در کرج اجرا شد و در فوریه 2018 نیز با استناد به این بند از فقه اسلامی حکم مرگ دولتی برای صالح شریعتی 16 ساله صادر شده است. قَسامه: براساس عدم اطمینان قاضی نسبت به مجرم بودن متهم و فقط براساس حداکثر50 سوگند از جانب وابستگان شاکی انجام و صادر میگردد و برای تسهیل در قتل نوع بشر10 نفر نیز میتوانند هریک 5 بار سوگند یاد کنند و یا …
گزارش نقض حقوق اقوام و ملل ایرانی-اردیبهشت ۱۳۹۸
احسان زندی لک Ehsan ZandiLak نمودار: امیر ابطحی Amir Abtahi
جدول آماری نقض حقوق اقوام و ملل ایرانی-اردیبهشت ۱۳۹۸
موارد | موضوع | ردیف |
10 مورد 12 نفر | احضار و بازجویی: اصغر امیرزادگانی، مهدی قبادی و خالد زمانی، فاطمه بهمنی و محمد کرد، پروانە حسین پناهی، محمد صادق احمدی نیا، رضا زارعی، مولوی عبیدالله آسکانی، مولوی شمس الدین دهمرده، سمیە روزبە، دیمن فتحی و محمد دانش و حبیب ساسانیان. | 1 |
9 مورد 10 نفر | احکام صادره برای: نجف مهدی پور؛ سهند معالی، رحیم محمدپور، مختار زارعی، دانیال دارابخانی، بهزاد شهسوار، سیامند شهسوار، سمکو جعفری، سالار طاهر افشار و پویا رسولی در استان و شهر های ایلام، آذربایجان شرقی، تبریز، سنندج، کرمانشاه، ارومیه و پاوە | 2 |
28 مورد 65 نفر | اخبارزندانیان:اقوام مختلف در زندان های ایران و در رابطه با بلاتکلیفی، ضرب وشتم، شکنجه منجربه مرگ، عدم رسیدگی پزشکی و بی توجهی منجر به مرگ، فر مایشی بودن بازرسی زندانها، اعتراف اجباری تحت شکنجه ، پایان دادن زندانیان به اعصاب غذایشان با وعده های مسولان و سرنوشت نامعلوم آنان | 3 |
8 مورد | اخبارعمومی مبنی بر: کشته شدن کولبران، انتقال ساکنان سه روستا در سیستان بلوچستان به خاطر تخریب منازلشان بر اثر سیبل به شهرک صنعتی هیرمند، مستقر شدن نیروهای حشدشعبی در پادگان امیر اباد اشنویه ، کشته شدن سر باز در سپاه زابل، آمادە باش نیروهای سپاه پاسداران در اکثر شهرهای استان های کرمانشاه، ایلام، کردستان و آذربایجان غربی، انجام ماموریت ترور و قتل توسط یحیی کاروانی که از طرف اداره اطلاعات به او محول شده بود، ضرب و شتم زندانی زاهدانی در زندان توسط کارمندان زندان ، ازادی قاتلی که برای اطلاعات کار میکند و دو روحانی سنی را به قتل رسانده و خشم خانواده مقتولان | 4 |
4 مورد 21 | اعتصاب غذای زندانیان: در زندانهای رجایی شهر و مراغه | 5 |
38 مورد 155 نفر | بازداشت:شهروندان کرد، ترک، عرب، بلوچ در استان، شهر و روستا های مختلف مثل: سیستان بلوچستان، اذربایجان شرقی، شیراز، مارندران، خوزستان، بوکان، کرمان، پیرانشهر، شهرستان سرباز، پاوە، اهواز، تبریز، سمنان، نقده، مهاباد،دارخوین، تنگسیر، اورامان، ایرانشهر، شهر جالق سراوان، ارومیه، سروآباد، مریوان و خرمشهر. | 6 |
3 مورد | تجمعات مردمی : دانشجویان در دانشگاه کردستان، و مردم چابهار در کاروان و زرآباد و میرآباد | 7 |
10 مورد 14 نفر | تیراندازی ماموران به مردم بدون اخطار: به شهروندان بلوچ، کرد و … در شهرستان های مختلف از جمله: بانه، سرباز، دلگان، سراوان، کلگان، گنبدکاووس، سقز، بوکان اشنویە، پیرانشهر، مهرستان، زنجان و چابهار. | 8 |
21 مورد 32 نفر | خودکشی: اقوام مختلف ایرانی شامل زنان، دختران، مردان و جوانان اهل سردشت، مهاباد، مریوان، سنندج، ایلام، ارومیه، میاندوآب، شاهین دژ، استان کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه، سنقرکلیایی، کامیاران، جوانرود، سقز و هریس.از دختر 14 ساله تا مرد 55 ساله. | 9 |
15 مورد 23 نفر | کشته، زخمی و معلول شدن کولبران توسط ماموران امنیتی و یا …. در شهر ها و روستا های مختلف با اسامی::فردین احمدی، شمس الدین حاجی زادە، طاهر درانگ، حامد بیران، عباس قادرزادە، سعادت، رئوف شکاک، صادق عزیزی به همراه سه کولبر دیگر، فرزاد نوری، برهان طربی، هادی موسی زاده، اسعد بور، محی الدین رحیمی، آرام زردە شوانە، سوران سیاهی، شاهوسپاهی، ناصرحسینی پور، محمدحسینی پور،محمدرسول عزیزی و حمید حسین نژاد | 10 |
9 مورد | محرومیت اقوام مختلف شامل: واژگونی مینی بوس دانش آموزان، ۱۵۰ هزار نفر بازمانده از تحصیل، شکسته شدن سیل بندها و محاصره اهالی در سیلاب، وجود یکهزار و 50 مدرسه تخریبی، مرگ به سبب سهل انگاری و تزریق آمپول اشتباهی، اعلام مدیرکل کمیته امداد سیستان و بلوچستان به ۳۹۰۰ کودک بیسرپرست و فاقد حامی، عدم امکان ادامه تحصیل دختران بعد از مقطع ابتدایی به دلیل پراکندگی روستاها و صعب العبور بودن راههامصدومیت به سبب واژگونی وانت سرویس مدرسه دخترانه، وجود 400 مدرسه خشت و گلی درسیستان بلوچستان، کرمان، اصفهان،کنگاور، آق قلا، ، استان لرستان، دهلران، هرمزگان ومناطقی همچون جاسک و بشاگرد | 11 |
7 مورد 11 نفر | تودیع و صدوروثیقه: ازادی موقت رحیم غلامی۵۰ میلیون تومان، حسن صبحی پور ۱۰۰ میلیون تومان، سارا زحمکش١٠٠ میلیون تومان، یوسف سلحشور و داود محمود ۸۰ میلیون تومان، کریم ساعدی۲۰۰ میلیون تومان، یاسر امینی آذر۵٠ میلیون تومان، حاتم رحیمی، عماد حیدری، علی ناصری، ابراهیم بدوی و رسول فرطوسی با تودیع قرار کفالت | 12 |
169 مورد 308 نفر |
منابع:: کمپین فعالین بلوچ، کمپین دفاع از زندانیان سیاسی، اسونیوز، هه نگاو، جوانه ها، خبرگر، امتداد، اعتماد آنلاین، خبرگزاری فارس، سازمان حقوق بشر اهواز، سپهر آزادی، میزان، مدافعان حقوق بشر کردستان، ایرنا، هرانا، حقوق بشردرایران ، ایلنا، ماف نیوز، حصار نیوز صدور اطلاعیه شماره 1123 امدادگران و تهدید، بازداشت، زندان ، شکنجه و…. |
جمع کل |
یادآوری:با توجه به سانسور خبری حاکم بر رسانه های ایران، این گزارش تنها بیانگر گوشه هائی از نقض حقوق اقوام مختلف ایرانی است که توسط خبرگزاری های مورد تائید ایران، بازتاب داده شده است و نمیتواند بیانگر نقض گستردۀ این قشر بزرگ از هم میهنانمان باشد.
همچنین از آنجا که دولت جمهوری اسلامی اجازه فعالیت به مدافعان حقوق بشر را نمیدهد، بویژه فعالیت درمحدوده گزارشگری و تهیه آمار نقض حقوق بشر، بازهم گزارش پیش رو تنها میتواند بازتاب حجم بسیار اندکی از نقض گسترده حقوق اقوام و ملیت های گونلگون در ایران باشد.همکاران ما با باور به اینکه نقض حقوق بشر شامل مرور زمان نمیشود، تمامی تلاش خود را در زمینه تهیه و گرد آوری اسناد و شواهد نقض حقوق ایرانیان داخل و خارج از مرزهای ایران بکار گرفته اند با این امید که بتوانند روزی برای اجرای عدالت، باز پس گیری حقوق پایمال شده قربانیان و بازماندگان آنان، همچنین زندانیانی که به شیوه های مختلف موردشکنجه قرار گرفته اندمورد استفاده قرار دهند،
از اینرو اعضای کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایران تا زمان تحقق این آرمان و شرایط مناسب، گردآوری اسناد و شواهد نقض جقوق بشر در ایران، افشا و انتشار آن را گامی میدانند بسیار ارزشمند و در همین مسیر تمامی تلاش خود را به کار خواهند گرفت.
با مراجعه به آدرس کمیته دفاع از حقوق اقوامو ملل ایران میتوانید از اخبار و اطلاعات کاملتری برخوردار گردید .http://aghvam.bashariyat.org
گزارش نقض حقوق اقوام و ملل ایرانی-خرداد ۱۳۹۸
احسان زندی لک Ehsan ZandiLak نمودار: امیر ابطحی Amir Abtahi
جدول آماری نقض حقوق اقوام و ملل ایرانی- خرداد ۱۳۹۸
موارد | موضوع | ردیف |
5 مورد 12 نفر | احضار و بازجویی: رسول رضوی، جاوید نظمی، شاهین برزگر، بابک حسینی مقدم، اکبر مهاجری ، حسین محمدیان، سجاد بوداغی، کاوە (نجف) مهدی پور، عطا کریمی و علی عزیزی، دو فعال ترک، امید اسدی، محمد ژیان مفتیزاده | 1 |
9 مورد 9 نفر | احکام صادره : برای اقوام زندانی پاوە، شهرستان کلات، سنندج، شهرستان تکاب، روستای ”ملقرنی“ سقز، ارومیە، تهران، کرمانشاه | 2 |
37 مورد 62 نفر | اخبار زندانیان : اقوام مختلف در زندانهای ایران در رابطه با بلاتکلیفی، ضرب و شتم، بی اطلاعی خانواده زندانی، سرنوشت نامعلوم، تحقیر، فشار بر فعالان مدنی، انتفقال به مکانی نامعلوم، سوء تغذیه و مشکلات ناشی از آن و عدم رعایت اصل تفکیک جرائم، مصدوم شدن به علت اتش سوزی، عدم و جلوگیری از خدمات پزشکی و بیمارستانی،اعتصاب غذا، بازرسی و انتقال به قرنطینه، بازداشت افراد زیر سن قانونی، گرفتن اعترافات تلوزیونی تحت فشار و شکنجه، قتل زندانی در زندان به دست زندانیان، نبود امکانات، | 3 |
6 مورد | اخبار عمومی مبنی بر: تعقیب و گریز منجرب کشته شدن و مشکلات اجتمایی، انفجار مین، خدمات پزشکی اشتباه پزشکی همراه با مرگ شهروندان، اعتراض به کشتار جوانان بلوچ، اتهامات واهی، جلوگیری از ادامه تحصیل دانشجوی ترک | 4 |
5 مورد | تجمع اعتراضی : نسبت مطالبات شهروندی و اقتصادی در شهرها و روستا ها ، روستای ” کولان”، سنندج، زاهدان، خاش، تهران، اردبیل ، تبریز | 5 |
40 مورد 99 نفر | بازداشت :شهروندان ترک، کرد، عرب و غیره در شهر ها و روستا ها از جمله خرمشهر اهواز روستای کولان، اذربایجان، مشهد، قصرقند روستای عزیزآباد، سنندج، گلستان، ابادان، کامیاران، روستای گاودره، مهاباد، دهستان قوری قلعە از توابع بخش شاهو واقع در شهرستان روانسر، زاهدان، پیرانشهر، ارومیه، شهرستا ن ثلاث باباجانی بوکان، سبزوار، ماکو، بازرگان، شوط ، چالدران، دیواندره | 6 |
14 مورد 25 نفر | صدور وثیقه: آزادی موقت حبیب کروشات، حسن سحاگی، مسعود حریزاوی، احمد فنیان، قاسم حردانی، امین سیلاوی، کاظم مروانی و حسین حمودی با تودیع قرار کفالت از زندان شیبان اهواز آزاد شدند، کژوان آزادیان، هاوژین سرمستی، سعدون مازوجی، مصطفی مصطفوی آلبلاغ وثیقه یک میلیارد و ۷۵۰ میلیون تومانی، اسحاق روحی، علی عزیزی، فرزاد حسینی با وثیقە سنگین یک میلیارد، جعفر اسماعیل زاده، میلاد اسماعیلزاده هر یک با قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی، زاهد محمدی، عبداللە احمدی مبلغ ٣٠٠ میلیون تومان ، عیسی فیضی ۱ میلیارد تومانی، رحمان قاسمی، شورش قاسمی | 7 |
3 مورد 4 نفر | کشته و زخمی کردن شهروندان توسط ماموران دولتی: بدون اخطار با گلوله با ماشین در شهرهای زاهدان، شهرستان فراهان، سرباز | 8 |
14 مورد 22 نفر | خودکشی: اقوام مختلف ایرانی شامل دختران، زنان، جوانان و مردان در سنندج، روستای شین آباد پیرانشهر، روستای ”اوج تپە“ بوکان، هرسین، آبادانان در استان ایلام، روستای پسوە از توابع پیرانشهر، ارومیە، خوی، زاهدان، روستای ”کیولە“ بانە، ایلام، روستای پشتە در کامیاران، آبدانان در استان ایلام، روستای چیابرالە (چقابرالە) از توابع شهرستان کامیاران، | 9 |
11 مورد 21 نفر | شلیک به کولبران: سمکو احمدیان، عبدالقادر جسوری، ملا نجم الدین اسپناک، ابوبکر محمدی، محمد صادق قادری، ناصر اولیان، اکبر شیخ حسینی، خالد سلیمی، آکام باردل، چیا فاتحی، ناصر منیجەای، صنعان خرم پناه، سینا مام حمیدی، امید محمدپور، سیروان عزیززادە، احمد حاج علی، محمد حسین زادە، عبداللە، خدر | 10 |
8 مورد | محرومیت: در سیستان و بلوچستان و روستا های اطراف، سنندج، هشترود، کرمانشاه، گلستان، | 11 |
4 مورد | اعتصاب غذای زندانیان: در زندان تهران بزرگ، زندان مرکزی اردبیل، زندان تبریز | 12 |
156 مورد 256 نفر | منابع: کمپین فعالین بلوچ، کمپین دفاع از زندانیان سیاسی، اسو نیوز، هه نگاو، مرکز دموکراسی و حقوق بشرکردستان،باشگاه خبرنگاران جوان، صدای بازداشت شده گان، مدافع حقوق بشر کردستان، ایرنا، هرانا، حقوق بشر درایران، جوانه ها،رادیوفردا | جمع کل |
گزارش نقض حقوق محیط زیست ایران در خرداد ماه 1398
زهرا برومند
تنظیم نمودار : سمیه علیمرادی
جدول گزارش نقض حقوق محیط زیست ایران در خرداد ماه 1398
تعداد | موضوع | ردیف |
3 | دستگیری فعالان محیط زیست | 1 |
7 | قتل و ضرب و جرح و صدور حکم اعدام علیه فعالان محیط زیست | 2 |
380 | بیماری و مسمومیت و حوادث منجر به مرگ حیوانات | 3 |
127 | شکار غیر مجاز | 4 |
1 | حیوان آزاری | 5 |
16 | گسترش ریزگردها و افزایش آلودگی هوا | 6 |
44 | جنگل زدایی و بیابان زایی | 7 |
15 | نفوذ فاضلاب و پسماندهای صنعتی به چاه و رودخانه و دریا | 8 |
25 | فرسایش خاک و رانش زمین | 9 |
20 | حیوانات در معرض انقراض | 10 |
تنظیم جدول : سمیه علیمرادی
برای آگاهی بیشتر :
گزارش فوق از سایت کمیته دفاع از محیط زیست و برگرفته از رسانه های داخلی و خارجی همچون هرانا ، ایلنا ، ایرنا ، فارس، ایسنا ، مهر ، افکار نیوز می باشد . لازم به ذکر است که به دلیل سانسور شدید رسانه های وابسته به جمهوری اسلامی ایران و از سوی دیگر سرکوب فعالان و خبرگزاریهای غیر وابسته آمار فوق تنها درصد ناچیزی از نقض حقوق محیط زیست و فعالان آن در ایران می باشد . برای آگاهی و اطلاع بیشتر می توانید از سایت ما بازدید بفرمایید . http://mohitzist.bashariyat.org
گزارش نقض حقوق کودک و نوجوان خرداد ۱۳۹۸
Lida Ashjaei لیدا اشجعی
تنطیم نمودار لیدا اشجعیLida Ashjaei
باز دارندگی وسلب مسئولیتازبه رسمیت شناختن حقوق کودکان در جمهوری اسلامی منجر به کودک سیتزی وخشونت علیه کودکان وافزایش کودکان کار؛کودک ازاری و فقروازداوج کودکان شده است ؛ بنابراین اینده ای مجهول از هویت و بالندگی نسلی از ایرانیان بر عهده جمهوری اسلامی ایران است.
گزارش نقض حقوق کودک و نوجوان در خرداد ماه 98
مورد | موضوع | ردیف |
۲ | ازدواج کودکان | ۱ |
۴ | اعتیاد کودکان | ۲ |
۲ | اعدام کودکان | ۳ |
۱۸ | اموزش و پرورش | ۴ |
۱ | بیماری های کودکان | ۵ |
۵ | حمایت از کودکان | ۶ |
۸ | خشنونت علیه کودکان | ۷ |
۳ | خودکشی کودکان | ۸ |
۷ | کودک ازاری | ۹ |
۲ | کودکان بیهویت | ۱۰ |
0 | کودکان در زلزله | ۱۱ |
۵ | کودکان فقر | ۱۲ |
۱۱ | کودکان کار | ۱۳ |
۱ | کودکان معلول | ۱۴ |
۷ | اسیب های اجتماعی | ۱۵ |
آمار فوق از گزارشات رسانه های داخلی و خارجی مورد تائید دولت جمهوری اسلامی ایران جمع آوری شده و عملا نمیتواند بیش از 30 در صد واقعیت های جامعه باشد .این گزارشات از سایت کمیته دفاع از حقوق کود ک و نوجوان که از رسانه های داخلی و خارجی مانند ایسنا ؛ مشرق نیوز؛ رکنا ؛ رادیو زمانه ؛هرانا ؛ ایرنا ؛ایلنا ؛رادیو صدای امریکا ؛رادیو بی بی سی ؛ ایران ؛ قطره ؛رادیو فردا ؛ سازمان حقوق بشر ایران ؛ باشگاه خبرنگاران جوان ؛ خبرگزاری مهر ؛ خبر گزاری خراسان ؛ روزنامه قانون ؛تسنیم ؛ کمپین فعالان بلوچ ؛ جمع آوری گردیده است.
http://koodak.bashariyat.org/?p=24993
گزارش ماهیانه نقض حقوق پیروان ادیان, خرداد ماه 1398
حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی, هادی درتومی, محمد آفتابی
اهل سنت
جدول گزارش نقص حقوق اهل سنت، خرداد ماه 1398
مورد | موضوع | ردیف |
3 | احضار و بازجوئی | 1 |
1 | جلوگیری از برگزاری یا برهم زدن مراسم مذهبی | 2 |
1 | عدم رسیدگی به بیماران زندانی | 3 |
1 | محرومیت از کار | 4 |
6 | محرومیت از حقوق شهروندی | 5 |
2 | آزادی زندانیان با وجود اتمام دوره محکومیت | 6 |
12 | جمع کل | 9 |
بهاییان
جدول گزارش نقص حقوق پیروان بهائی، خرداد ماه 1398
مورد | موضوع | ردیف |
3 | بازداشت و بیخبری | 1 |
3 | بلاتکلیفی اشخاص بازداشت شده | 2 |
7 | محاکمه | 3 |
6 | محکومیت به زندان | 4 |
2 | فرا فکنی و حاشیه سازی | 5 |
1 | محرومیت از کار | 7 |
1 | آزادی زندانیان | 8 |
16 | محرومیت از حقوق شهروندی | 9 |
38 | جمع کل موارد نقض | 10 |
سایر ادیان
جدول گزارش نقص حقوق پیروان سایر ادیان، خرداد ماه 1398
مورد | موضوع | ردیف |
1 | محرومیت از کار | 1 |
1 | اعتصاب | 2 |
1 | عدم رسیدگی به بیماران زندانی | 3 |
1 | خالفت با مرخصی زندانیان | 4 |
4 | محرومیت از حقوق شهروندی | 5 |
8 | جمع کل | 6 |
جدول گزارش آماری موارد نقض حقوق ادیان در خرداد 1398
موارد نقض حقوق ادیان | اهل سنت | بهاییان | سایر ادیان |
بی خبری از افراد بازداشت شده | 3 | ||
احضار و بازجویی | 3 | ||
بلاتکلیفی افراد بازداشت شده | 3 | ||
فرا فکنی و حاشیه سازی | 2 | ||
جلوگیری از انجام مناسک مذهبی | 1 | ||
اعتصاب غذا | 1 | ||
محرومیت از کار | 1 | 1 | 1 |
محرومیت از حقوق شهروندی | 6 | 16 | 4 |
آزادی زندانیان با توجه به اتمام دوران محکومیت | 1 | 1 | |
محرومیت از دسترسی به خدمات پزشکی | 1 | 1 | |
محرومیت از مرخصی یا سایر حقوق زندانیان | 1 | ||
محاکمه | 7 | ||
صدور حکم حبس | 6 | ||
جمع کل | 12 | 38 | 8 |
گزارش نقض حقوق هنر درخرداد ۱۳۹۸
مرضیه بردبار کوچکصفهانی، مهدی گلسفیدی،اسماعیل هاشمی،صدیق محمدی،شبنم فتحی، دیانا بیگلری فرد
تنظیم نمودار : شبنم رضاوند Shabnam Rezavand
جدول گزارش نقض حقوق هنر و هنرمندان در خرداد 1398
مورد | موضوع | ردیف |
3 | اجتماعی | ۱ |
1 | بازداشت ها | ۲ |
2 | کمبودها و محرومیت ها | ۳ |
1 | لغو کنسر تها و نمایش فیلم ها | ۴ |
3 | مطبوعات | ۵ |
3 | اعتراضات،انتقادات و تجمعات | ۶ |
برای آگاهی بیشتر:
آمار فوق از گزارشات رسانه های داخلی و خارجی مورد تائید دولت جمهوری اسلامی ایران جمع آوری شده و عملا نمی تواند بیش از ۳۰ در صد واقعیت های جامعه باشد .
این گزارشات از سایت کمیته دفاع از حقوق هنرکه از رسانه های داخلی و خارجی مانند ایسنا ؛ هرانا ؛ ایرنا ؛ایلنا،هنر آنلاین ؛ باشگاه خبرنگاران جوان ؛خبرگزاری فارس، کیهان،همشهری آنلاین،مهرنیوز،جمع آوری گردیده است .
اطلاعات بیشتر در لینک زیر قابل مشاهده است: http://honar.bashariyat.org
گزارش نقض حقوق زنان خرداد ۱۳۹۸
مینا فرشی، لیدا اسدی فر
جدول آماری نقض حقوق زنان-خرداد ۱۳۹۸
ردیف | موضوع | مورد |
1 | بازداشت و زندان | ۳۳ |
2 | فرهنگی و اجتماعی | ۴۶ |
3 | ورزشی | ۷ |
4 | خانواده | ۳ |
برای آگاهی بیشتر:آمار فوق از گزارشات رسانه های داخلی مورد تائید دولت جمهوری اسلامی ایران و خبرگزاریهای معتبر داخلی و خارجی جمع آوری شده است که عملا نمی تواند بیانگر کل واقعیت های جامعه باشد.
گزارشات ماهیانه کمیته دفاع از حقوق زنان از سایت کانون دفاع از حقوق بشر در ایرانکه از رسانه های داخلی و خارجی مانند ایسنا ؛ مشرق نیوز؛ رکنا ؛ رادیو زمانه ؛هرانا ؛ ایرنا ؛ایلنا ؛ رادیو صدای امریکا ؛رادیو بی بی سی ؛ ایران ؛ قطره ؛رادیو فردا ؛ سازمان حقوق بشر ایران ؛ باشگاه خبرنگاران جوان ؛ خبرگزاری مهر ؛ خبر گزاری خراسان ؛ روزنامه قانون ؛تسنیم و غیره جمع آوری گردیده است، تهیه و تدوین می شوند. http://zanan.bashariyat.org/
گزارش نقض حقوق کار و کارگر درخردادماه ۱۳۹۸
رسول عباسی زمان آبادی
جدول گزارش نقض حقوق کار و کارگر در خرداد ماه 1398
تنظیم نمودار : ایراندخت کیا Irandokht Kia
مورد | تعداد | موضوع | ردیف |
6 | – | اخبار ویژه | ۱ |
8 | – | اخراج و تعدیل | ۲ |
37 | – | تجمع و اعتصابها | ۳ |
8 | – | بازداشت، زندان و احضار | 4 |
9 | 9 | کولبران- سوختبران | 5 |
79 | 79 | مرگ و مصدومیت | 6 |
25 | – | معوقات و دستمزد | 7 |
172 | – | جمع کل |
گزارش جلسات پنج ماهه اول ماهانه هم اندیشی و کارگاه آموزشی -کمیته آموزش و پژوهش ۲۰۱۹
مریم مرادی
جلسات ماهانه هم اندیشی ، بصورت ماهانه و درآخرین شنبه هر ماه در اتاق پالتاک کمیته آموزش و پژوهش با حضور کلیه اعضای کانون دفاع از حقوق بشر در ایران و میهمانان برگزار میگردد که ضمن دعوت از میهمانان ویژه درباره موضوعات و مفاهیم حقوق بشری و اهداف 17 گانه سند 2030 یونسکو با حاضرین در جلسه ، به بحث و تبادل نظر خواهیم پرداخت . علاقمندان میتوانند جهت کسب اطلاع بیشتر به لینک ذیل مراجعه نموده و صدای جلسات را شنوا باشند .
http://pajohesh.bashariyat.org/?cat=70
جدول گزارش جلسات پنج ماهه اول ماهانه هم اندیشی
میهمان جلسات | موضوع جلسات | تاریخ جلسات |
رضا دادخواه- نسیم بهاری – نیلوفر ایمانیان | بحث و بررسی هدف دهم از سند 2030 یونسکو: کاهش نابرابری در کشورها و بین آنها | 2019/01/26 |
شبنم رضاوند –نیلوفر ایمانیان ابوالفضل پرویزی | بحث و بررسی هدف یازدهم از سند 2030 یونسکو:تبدیل شهرها و سکونتگاه های انسانی به مکانهای هم مشمول، مقاوم و پایدار | 23/02/2019 |
نیلوفر ایمانیان – شبنم رضاوند- فاطمه رضایی | بحث و بررسی هدف دوازدهم از سند 2030 یونسکو: تضمین الگوی تولید و مصرف پایدار | 2019/03/30 |
نادیا مشرف – شبنم رضاوند | بحث و بررسی هدف سیزدهم از سند 2030 یونسکو: اقدام فوری برای مبارزه با تغییرات آب وهو او اثرات آن | 2019/04/27 |
زینب عباسیان – شبنم رضاوند -نادیا مشرف | بحث و بررسی هدف چهاردهم از سند 2030 یونسکو: حفظ واستفاده پایدارازاقیانوسها، دریاها ومنابع دریایی برای توسعه پایدار | 2019/05/26 |
گزارش جلسات پنج ماهه اول ماهه کارگاه آموزشی
جلسات کارگاه آموزشی ، سومین شنبه هر ماه به منظور آشنایی کلیه اعضای قدیم و جدید کانون دفاع از حقوق بشر در ایران با موضوعات و مفاهیم بنیادین ( بشرح ذیل ) در اتاق پالتاک کمیته آموزش و پژوهش برگزار میگردد. قابل ذکر است : حضور کلیه اعضای کانون ، بویژه اعضای جدید در این جلسات بسیار ضروری خواهد بود. علاقمندان میتوانند جهت کسب اطلاع بیشتر به لینک ذیل مراجعه نموده و صدای جلسات را شنوا باشند.
http://pajohesh.bashariyat.org/?cat=69
جدول گزارش جلسات پنج ماهه اول ماهه کارگاه آموزشی
شرح موضوعات با همکاری و مشارکت اعضای کانون | تاریخ جلسات |
آشنایی با منشور ، اساسنامه ، اهداف و فعالیتهای کانون: (مهرداد رشیدی) اعلامیه جهانی حقوق بشر ، تاریخچه و سیر تحول آن: (سحر پوشانه پور) آشنایی با کنوانسیون و معاهدات بین المللی : (علیرضا جهان بین) آشنایی با کمیسیون و شورای حقوق بشر ، گزارشگران ویژه : (رزا جهان بین) |
2019/01/19 |
آشنایی با منشور ، اساسنامه ، اهداف و فعالیتهای کانون: (سحر پوشانه پور)
اعلامیه جهانی حقوق بشر ، تاریخچه و سیر تحول آن : (تقی صیاد مصطفی) آشنایی با کنوانسیون و معاهدات بین المللی : (علیرضا جهان بین) آشنایی با کمیسیون و شورای حقوق بشر ، گزارشگران ویژه : (ایراندخت کیا) |
2019/02/16 |
آشنایی با منشور ، اساسنامه ، اهداف و فعالیتهای کانون : ( فاطمه رضایی)
اعلامیه جهانی حقوق بشر ، تاریخچه و سیر تحول آن : ( نادیا مشرف) آشنایی با کنوانسیون و معاهدات بین المللی : (نیلوفر ایمانیان) آشنایی با کمیسیون و شورای حقوق بشر ، گزارشگران ویژه : (نیلوفر ایمانیان) فعال حقوق بشر کیست ؟ نقض حقوق بشر چیست ؟ (مهرداد رشیدی) |
2019/03/27 |
آشنایی با منشور ، اساسنامه ، اهداف و فعالیتهای کانون : (ابوالفضل پرویزی)
فعال حقوق بشر کیست ؟ نقض حقوق بشر چیست ؟ (علیرضا جهان بین) آشنایی با کمیسیون و شورای حقوق بشر ، گزارشگران ویژه : (صنم آزاد) آشنایی با کنوانسیون و معاهدات بین المللی : (نادیا مشرف ) |
2019/04/20 |
آشنایی با عملکرد نمایندگی ها و نحوه همکاری با آنها : (مریم پور حسینی)
آشنایی با عملکرد کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان : (لیدا اشجعی اسالمی) تاریخچه حقوق بشرو سیر تحول آن/ اعلامیه جهانی حقوق بشر:(بارمان نیک پی) |
2019/05/18 |
گزارش آماری نقض حقوق جوان و دانشجو خرداد ۹۸
برای بازداشت چهار شهروند در ارومیه، پیرانشهر و دیواندره از سوی نیروهای امنیتی |
رسول پور آزاد Rasul pur azad
نمودار:ابوالفضل پرویزی Abolfazl parvizi
جدول آماری نقض حقوق جوان و دانشجو خرداد ۹۸
تعداد | موضوع | ردیف |
3 | احضار | 1 |
9 | احکام صادره | 2 |
10 | اخبار دانشگاه | 3 |
7 | اعتراض و تجمع | 4 |
2 | اعتصاب | 5 |
3 | اعدام | 6 |
38 | بازداشت | 7 |
6 | زندانی سیاسی | 8 |
3 | شلیک نیرو های نظامی به مردم | 9 |
1 | شکنجه در زندان | 10 |
1 | محرومیت از تحصیل | 11 |
2 | وخامت حال زندانیان | 12 |
گزارش فوق از سایت کمیته جوان و دانشجو برگرفته از رسانه های داخلی و خارجی همچون هرانا، فارس، ایلنا، ایرنا، هه نگاو، کمپین فعالان بلوچ، جوان آنلاین، دانشجو آنلاین میباشد. لازم بذکر است که بدلیل سانسور شدید رسانه های وابسته به جمهوری اسلامی ایران و از سوی دیگر سرکوب فعالان و خبرگزاری های غیروابسته آمار فوق تنها درصد ناچیزی از نقض حقوق جوان و دانشجو در ایران میباشد. برای آگاهی و اطلاع بیشتر میتوانید از بازدید فرمایید.
http://daneshjoo.bashariyat.org
گزارش سخنرانی کمیته اقوام و ملل ایرانی مای ۲۰۱۹
مهناز احمدی
نشست ۲۴ مای 2019 کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی که ساعت ۱۹:00 بوقت اروپا – با حضور مسئولین و اعضای فعال کانون دفاع از حقوق بشر در ایران و جمعی از میهمانان در اتاق پالتاک کمیته برگزار گردید و تا ساعت ۲۲:۰۰ ادامه یافت. مسئولیت این نشست را خانم جعفری انجام داده و ضمن خوش آمد گوئی به حضار و با توجه به روز معلم گفتند:در اردیبهشت ماه روز معلم را داشتیم و باز یاد و فرزاد کمانگر این معلم ساحشور شهرستان کامیاران ، عضو انجمن صنفی فرهنگیان و انجمن زیستمحیطی ئاسک(آهو) دوباره زنده شد فرزاد کمانگر معلمیکه به اتهام همکاری با احزاب کرد (اتهام کلیشه ای نظام کثیف جمهوری اسلامی) به اعدام محکوم شد و در سحر گاه 19 اردیبهشت 1389 در محوطه پارکینگ زندان اوین به همراه دوستان خود علی حیدری ، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان اعدام شدند، همانان که همچنان بعد از سالها از تربت پاک پیکرشان هیچ اطلاعی در دست نیست و اما با نام زندانی سیاسی ارژنگ داوودی بیشتر عزیزان آشنا هستند ایشان از قدیمی ترین زندانیان سیاسی ایرانند و فارغ التحصیل دانشگاه تگزاس از دو رشته مهندسی مکانیک و مدیریت صنعتی که از سال۱۳۸۲، مدت ۱6سال درزندانهای اوین، اهواز، بندرعباس، رجایی شهر، زابل و زاهدان در سخت ترین شرایط اسیر و شکنجه های بسیار تحمل کرده اند ایشان بیاد فرزاد کمانگر و روز معلم سروده ای از زندان فرستاده اند بنام « سوگ یاد پنج پیک» که بسیار زیباست و با اجازه حضار میخوانم: خبر از اوین کوتاه بود و جانگداز
خبری شوم که میگفت در گودتای خونین درفش و داغ
هنگا م که نوزدهمین روز اردیبهشت ۸۹ به سپـیده در مینشست
پنج پیک پاک پیام پایداری
فرزاد و فرهاد علی و مهدی بر حلقه دردبار آزادی
شـیرینترین لالایی جهان را با تار ترد عشق بسرودند/
خبر کوتاه بود و جانگداز
خبری شوم که میگفت ضحاک عبا بر دوش
و سپس اولین سخنران محمد ابوطالبی گزارش اخبار را ارایه فرمودند:
احضار ها: سال جدید خورشیدی تنها یک پیام کوتاه از نوروز و جشن آغاز سال بود و بیشترین اثر نوروز برای مردم ستم دیده مناطق مرز نشین و محروم ایران در سه کلمه خلاصه شد: سیل، امداد و بازداشت :با شروع بارندگی های ظاهرا )غیر طبیعی( در آغاز بهار و رهاسازی سیل های نهفته در پی سدهای غیر اصولی به خانمان مردمان ایران ُ لرهای رشید وخوزستانی های دلاور و مردم خونگرم و رزمنده ترکمن را دچار مصیبت کرد. اگر از سیل و بلایای طبیعی انتظار خرابی و مرگ و نابودی داریم و متقابلا کمک و امداد اولین تصور برای مردمان تمام نقاط دنیاست که تداعی گر ذهن مصیبت زده ها است اما اما در ذیل سایه سنگین ومرگبار جمهوری ولایت امداد نیز دستمزدی غیر از بازداشت و عزلت و ضرب وشتم و حتی مرگ ندارد گروه انسان های شریف در نقاط مختلف (حتی غیر سیل زده ) احضار شدند و به جرم امداد رسانی بازداشت گردیدند. در فروردین ماه بیش از ۱۳ موضوع احضار داشتیم که طی آن۲۲ ایرانی بازداشت شدند. از معلمین و کارگران و فعالین محیط زیست دوباره درکردستان و انسان های شریفی که دست به امداد زده بودند که این حرکات ضد انسانی رژیم ناقض مواد ۹ و۱۱ می باشد.احکام صادره : بیش از ۸ مورد حکم صادر کردند و طی آن ۹ انسان شریف به اتهاماتی مانند دفاع از حق خود وسایرزندانیان (مثل صابر ملکی جوان بلوچ که از ۱۵ سالگی گروگان رژیم است )او که بارها مورد شکنجه و ضرب وشتم قرار گرفته ُ او که به تنهایی جور انواع شکنجه های زندان بانان اردبیل و اوین و زاهدان را کشیده از انفرادی های طولانی مدت تا شکنجه بر روی تخت معحزه و بسته شدن به میله پرچم و شکسته شدن سر و…. این بار طی برنامه ای در زندان مجددا محکوم به حبسی جدید شده است . زیرا شرایط اسفناک خود وسایر زندانیان سیاسی وعقیدتی را به گوش جهانیان رسانده بود، داداشی دانشجوی معترض نیشاپوری راکه فراموش نکرده اید به خاطر اینکه رهبر موقت را در یک ویدیو مورد انتقاد قرارداد به زندان محکوم شده و استاد دانشگاهی نیز در راه روشنگری دستمزد خویش را از دشمنان ایران گرفت. چرا که ماده ۱۰ منشورحقوق بشر یادآور ما است که: هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی آشکار و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی، به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند. اخبار عمومی: سه مورد انفجار مین زیر پای کشاورزو رهگذر وکولبر زحمت کش و قطعی عضو و جراحت های طولانی و درد معاش خانواده ای که چشم به دست پدر کولبر خویش داشتند و اینک هیچ…اخبار زندانیان : از شش مورد خبر زندانیان سیاسی و جابجایی و مشکلات ۸ نفر ُ تنها می توان از نقض حقوق بشر در زندان ها بسیار نوشت و شاید رایج ترین این نقض ها همان باشد که بر سر صابرملکی باشد. محمد سلحشور که به تازگی به بند زندانیان سیاسی ارومیه منتقل شده بود مجددا به اداره اطلاعات شهرش منتقل می گردد.موارد نقض حقوق بشر مواد ۱۱و ۱۲ اعلامیه جهانی حقوق بشر.
اعتصاب و تجمع اعتراضی: در فروردین بیشترین تجمعات مربوط به اعتراضات مردم خوزستان بود که برای نرسیدن کمک های انسان دوستانه وکمک های اساسی توسط حکومت ُ قصد رساندن صدای خود را داشتند. اعتصاب غذای زندانیان: سه مورد در شیبان اهواز و ملکان و ایلام توسط سه جوان داشتیم . بازداشت ها: ۲۵ مورد بازداشت که طی آن حداقل ۵۴ نفر بازداشت شده اند نتیجه فعالیت های مغایربا حقوق بشر و حتی قوانین مصرح تصویب شده داخلی می باشد . هرچند ماده ۹ منشور نقض میشود. تودیع و صدور وثیقه : یک مورد برای دونفر از مردم کردستان بوده در فروردین
تیراندازی ماموران به مردم: ددمنشی و تیراندازی به قصد کشت نیروهای مختلف حکومت امری متداول شده ولی در فروردین ماه علاوه برکاسبکاران مرزی وکولبران زحمتکش مردم بی دفاع روستاهای خوزستان نیز طمعه مرگ این دجال شب پرست شدند. خوزستان ۲ مورد که یک نفر به قتل رسید و مابقی مجروج شدند. کردستان وآذربایجان غربی ۴ مورد۴ نفر از کولبران مجروح شدند که ۲نفر جان دادند. سیستان و بلوچستان ۲ مورد که در یک مورد یک نفر به قتل رسید. خودکشی:آذربایجان غربی: ۳ زن در سنین 19 / 38/ 20 و ۱ مرد 28 ساله، ایلام: ۳ زن در سنین 25 /35 / 24 در کردستان ۴ مرد در سنین 25 /27 /20/ 18 و در کرمانشاهان ۲ زن درسنین 22 /15و ۲ مرد در سنین 45 /18 سال، سپس از سخنران بعدی آقای رحمان نبوی نژاد با موضوع : بررسی ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر(حق برخورداری از آموزش وپرورش همگانی ، رایگان) ومقایسه آن با اصل 30 قانون اساسی ایران وشرایط اجرای کنونی آن در کشور دعوت بعمل آمد: وقتی از حقوق بشر صحبت می کنیم، منظور وضعیت و میزان حمایت های قضایی وسیاسی از مفهوم وصفی حق، یعنی احترام به حق داشتن های انسانها ست. چرا که لازمه برخورداری از حق ها، تعهد به انجام عمل بدانهاست، یعنی وجود یک مدرسه وامکانات آن لازم است تا حق بر داشتن آموزش وپرورش فرد قابلیت تحقق پیدا کند. ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشردر 3 بند مهم اعلام می دارد که :
1- آموزش و پرورش حق همگان است2-آموزش و پرورش میبایست در جهت رشد همه جانبه شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادیهای اساسی باشد. 3- پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود برتری دارند. این ماده از سند اعلامیه، یعنی برخورداری افراد از آموزش وپرورش با این کیفیت ، هدف و شیوه خاص، حق طبیعی همه افراد بوده ومی بایست مورد احترام ورعایت قرار گیرد. درتأیید موضوع آموزش وپرورش حقی است همگانی ، ماده 13 میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی ،مصوب دسامبر 1966 مجمع عمومی سازمان ملل بعنوان یکی از اسناد دیگرعام بین الملل هم، حق هر کس به آموزش وپرورش را به رسمیت می شناسد وکشورهای متعهد به میثاق را به تضمین این حق فرا می خواند. یا ماده 14 همین میثاق بین المللی ، کشورهای طرف میثاق را بع اجرای اصل آموزش وپرورش ابتدایی اجباری مجانی متعهد دانسته است. بر همین اساس سند 2030 یونسکو هم از میان 17 هدف اصلی خود، هدف چهارم را به موضوع تضمین کیفیت آموزش فراگیر وعادلانه وایجاد فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه، بعنوان بخشی از نقشه راه جامعه بین الملل اختصاص داده است. این سند تحقق این هدف را منوط به اجرای ۹بند دانسته است،که عبارتند از: 1- تضمین آموزش رایگان 2- توسعه آموزش های فنی و حرفه ای3- دسترسی عمومی به تحصیلات دانشگاهی 4- ریشه کنی نابرابری های جنسیتی در آموزش 5- آموزش سواد به بزرگسالان 6- تضمین این که همه فراگیران به دانش و مهارتهای لازم برای ترویج توسعه پایدار دست 7- بروز رسانی امکانات آموزشی و تامین فضاهای دور از خشونت برای آموزش 8- افزایش تعداد بورس های اعطایی 9- افزایش قابل ملاحظه تأمین معلمان .قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم حق برخورداری از آموزش وپرورش رایگان را به نوعی به رسمیت شناخته است. اصل 30 قانون اساسی ایران بیان می دارد که :دولت موظف است وسایل آموزش وپرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد ووسایل تحصیلات عالیه را تا سرحد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد. همچنین علاوه بر این اصل اختصاصی می توان به بند 3 از اصل سوم قانون اساسی هم اشاره کرد که درآن:”آموزش وپرورش وتربیت بدنی رایگان را برای همه مردم ودر تمام سطوح، ” مورد اشاره قرار داده است. بیان این مطلب ضروری است که یک قانون اساسی خوب باید متضمن خط مشی های کلی، بنیادین واهداف آینده هر کشور باشد ومقررات آن به سهولت قابلیت اجراء داشته باشند، چرا که اگراهداف وآرمان هایی که ذکر کرده ضمانت اجرایی نداشته باشند بیشتر به یک متن داستان و قصه شباهت می یابد تا یک میثاق ملی، بنیاد وشکل دهی یک نظام حقوقی وسیاسی شناسایی شده در جهان. به خاطر تنویر بیشتر افکارمان گریزی می زنیم به اصول قانونی مربوط به این حق همگانی در قوانین اساسی دو کشور عراق وافغانستان از دولتهای همسایه کشورمان. بند 2 از ماده 34 قانون اساسی کشور عراق در مورد حق آموزش وپرورش میگوید که :آموزش رایگان در مراحل مختلف حق هر عراقی است. یا در ماده 7 قانون اساسی کشور افغانستان آمده است که :دولت منشور ملل متحد، معاهدات بین الدول ، میثاق های بین المللی که افغانستان به آن ملحق شده است واعلامیه جهانی حقوق بشر را رعایت می کند. لذا صراحت دراین ماده قانونی نشان از عزم کشور افغانستان برای پذیرش ورعایت تمامی مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر و به تبع همین ماده 26 مورد بحث ما ، بصورت کامل وتمام دارد که نکته ای است قابل توجه . حال با این اوصاف که به حق بشری آموزش وپرورش رایگان در اسناد بین الملل وقانون اساسی پرداخته شد، لازم است که به وضعیت ونحوه ی اجرای این حق در کشورمان ایران بپردازیم. در بحث میزان تحقق مؤلفه رایگان بودن باید گفت ،که این اصل 30ام قانون اساسی از این جهت، همواره مورد مناقشه صاحبنظران بوده و برداشت های متفاوتی از آن در طول سالهای گذشته وجود داشته است، بطوریکه در سال 63 شورای نگهبان در پاسخ به نامه وزارت آموزش وپرورش ودولت وقت ایران در مورد وضعیت رایگان بودن مطلق یا نسبی آموزش در کشور، در مقام تفسیرگر قانون اساسی اعلام کرد که ” آموزش وپرورش رایگان در حد امکا ن کلاً یا بعضاً باید فراهم شود.این نوع تفسیر به نوعی خود ابهام داشت وآن این بود که در حد امکان کلاً یا بعضاً رایگان شود نتوانست برای مجریان که به دنبال راهی برای فرار از رایگان بودن مطلق آموزش وپرورش بودند از این اصل قانونی رفع ابهام کند ، از اینرو باعث گردید که مجدداً در سال 64 اینبار از طرف شورای عا لی انقلاب فرهنگی کشور از شورای نگهبان تفسیر اصل 30 ام درخواست گردد، که شورای نگهبان پس از چند ماه در سال 65 در تفسیر این اصل اعلام کرد که ” از اصل سی ام قانون اساسی ، دولتی بودن آموزش وپرورش و ممنوعیت تأسیس مدارس ودانشگاههای ملی استفاده نمی شود.” یعنی اینکه با این وجود، صراحتاً رایگان بودن آموزش وپرورش دچار تزلزل گردید ، بطوریکه بر همین اساس در سال 67 شاهد تصویب قانون تأسیس مدارس غیر دولتی (غیر انتفاعی) در ایران شدیم. یا اینکه پیرو همین رویه، در سال 88 شورای عالی آموزش وپرورش کشور هم توانست آیین نامه هیأت امنایی کردن مدارس را مصوب نماید، که طبق ماده 1 آن هر کدام از مدارس دولتی که بخواهند می توانند با درخواست شورای مدرسه و تأیید آموزش وپرورش منطقه از دولتی به هیأت امنایی تبدیل وضعیت نمایندهیأت امنایی که فلسفه آن نوعی شبه غیر دولتی است که می تواند قانوناً شهریه اخذ کند. لذا با افزایش روز افزون مدارس غیردولتی ، هیـأت امنایی و مدارس خاص با حق اخذ شهریه ویا اخذ کمکهای مالی دیگر مثل حق ثبت نام ، ورفع نیازها ی مدارس در مدارس دولتی، عملاً اقدامات درمقام نقض مفاد اصل 30 ام قانون اساسی بویژه رایگان بودن آموزش وپرورش انجام گرفت. علاوه بر این نقیصه، دومین ویژگی که باید از اجرای صحیح اصل 30 ام انتظار داشت، فراهم ساختن وسایل و ملزومات این حق همگانی است.حال وسایل آموزش وپرورش رایگان که دولت موظف به فراهم کردن آنها شده است چه هستند ؟ موضوعی است قابل بحث . آیا همینکه یک فضای غیر استانداردی بدون امکانات وتجهیزات مناسب و با یک معلم نگران وبی انگیزه با کمترین حقوق ودستمزد، سرباز معلم و یا یک حق التدریسی ساعتی وجود داشته باشد، میتوان برای دانش آموزانش، برخورداری از عدالت آموزشی ،تحصیل رایگان و بهره مندی از وسایل حق آموزش وپرورش اورا جشن گرفت.؟ از فضای فیزیکی مدرسه وکلاس ها، تجهیزات استاندارد، تراکم کلاسها، سرانه فضای آموزشی تا میزان توانایی و رغبت معلمان، کتابهای درسی، نوشت افزار، تغذیه، سرویس رفت و آمد و امکانات ورزشی، کمک آموزشی، آزمایشگاهی، کارگاهی، بهداشت و موارد دیگر از این دست می تواند در سبد وسایل آموزش وپرورش رایگان قرار گیرد. اما به گفته وزیر آموزش وپرورش ایران : ” 42 درصد کلاسهای درس کشور تجهیزات ایمنی ندارد” یعنی اینکه هنوز کلاسهای کپری، کانکسی، چادری، خشتی و یا با بخاری های نفتی داریم. به گفته رییس سازمان نوسازی مدارس کشور: 27 درصد مدارس کشور تخریبی اند وباید تخریب شوند، حدود 34 درصد ساختمانهای مدارس به جهت فرسودگی نیازمند بازسازی اند.” یعنی با این حساب61 درصد مدارس ما نباید مورد استفاده قرار گیرند. یا آمار بازماندگان از تحصیل که بصورت متفاوت از تعداد 140 هزار در مقطع ابتدایی تا 700 هزارنفر وشاید بیشتر از آن درهمه مقاطع تحصیلی ، ارایه می شود. نشان از بی توجهی به این موضوع مهم است. لذا وقتی سرویس رفت وآمدمجانی ویا حتی مقداری ارزانتربرای دانش آموزان وجود ندارد ـ تغذیه وجود نداردـ هزینه های تهیه کتاب ونوشت افزار ولباس مدرسه وسایر نیازهای یک دانش آموزبرای خانواده ها سرسام آور است. قطعا محرومیت و بازماندگی از این حق همگانی افزایش خواهد یافت. به هر حال آموزش وپرورش رایگان ،همگانی، با کیفیت و برخوردار از امکانات و وسایل لازم، حق همه افراد است و می بایست این حق مورد احترام ورهایت قرار گیرد.در بخش دوم این نشست نوبت به سخنرانی جناب ناصر نوروزی بارکوسرایی رسید با موضوع بازداشت های گسترده در بهار که پس از دریافت تریبون اینگونه آغازسخن کردند: در رابطه با بازداشت های گسترده در فصل بهار، فصل زنده شدن طبعیت و بیدارشدن زمین را در پی دارد متاسفانه نظام جمهوری اسلامی ایران به بهانه های مختلف نهایت دستگیری های خودش را طبق آمار و اخبار به دست رسیده را داشته است که این با سند 20-30 و منشور جهانی حقوق کاملا مغایرت دارد .که این رفتارسبب شده فصل دلنشین را برای مردم میهنمان از تلخ بدتر و به ذهر تبدیل کند متاسفانه در اجرای اصل یکصد و بیست و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به پیوست «قانون جرم سیاسی» مواد یک و دو و همچنین قانون مجازات اسلامی که در رابطه با اجرای اصل یکصد و بیست و سوم (123 (قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قانون مجازات اسلامی که در این قانون آمده هر کاری شما انجام دهید طبق اصل 123 مجازات میشوید، یعنی ساکت، صحبت نکنید. طبق سند 2030 و منشور جهانی حقوق بشر در ارتباط با بازداشت ها من توجه شما را ابتدا به این بند ها جلب میکنم و سپس ادامه نمونه ایی از باز داشت های خدمتتان تقدیم میکنم. هدف قرار دادن بازداشت مردم عادی ومدافعان حقوق بشر که مغایر(ماده های 22،21،20،19،10،9،2،) تلاش های دولت برای ارعاب مردم و مدافعان حقوق بشر و وکلا و منع آنها از فراهم آوردن حمایت های عملی موثر برای قربانیان و بازداشت شدگان و نقض حقوق بشر بی وقفه ادامه دارد. امروز تعداد بسیار زیادی ازمردمان عادی که برای احقاق حقوق حقوق و یا مدافعان برجسته حقوق بشردر ایران یا بازداشت و یا در زندان بسر می برند و یا در تبعید در خارج از کشور هستند به جرم عنوان هایی که در این موضوع میشود به آن توجه کرد :بازداشت های روز جهانی کارگر در تمامی استان های کشور-بازداشت نه به حجاب اجباری در سراسر کشور -بازداشت های روز معلم درتمامی استان -بازداشت فعالین حقوق محیط زیست -بازداشت های گسترده دانشجویان در فضای پادگانی دانشگاه های کشور، بازداشت روزنامه نگاران و خبرنگاران و بازداشت های مختلف به خاطر ازادی بیان که از حقوق اولیه انسان است از جمله: روز های نهم و دهم اردیبهشت ماموران سپاه پاسداران با یورش به شهر جالق بیش از ۳۰ نفر را بازداشت کردند که با گذشت همچنان هیچ خبری از آنها در دست نیست. این بازداشت شدگان جوانانی هستند که در اعتراض به مین گذاری های سپاه و کشته شدن مروم منطقه در مقابل بخشداری تجمع کرده بودند. نوید ریگی -دوست محمد ملازاد هادی سپاهی-عمران رئیسی-وزیر رئیسی فرزند حاجی لال خان-نصیر چاکری فرزند حضور-عبدالرحمن کشانی-احسان کشانی فرزند اسلام-عطا و ابوبکر فرزند بلوچ-ایوب رئیسی-عبدالسلام گنگوزهی فرزند سعید-شهرام چاکری-فرشید چاکری و دیگر نام ها که در وقت جلسه نمیگنجه. حمیدالله اربابی فرزند مولاداد ۲۵ ساله یک ماه پیش توسط ماموران امنیتی نیکشهر در منزل شخصی خود در روستای نکهچ از توابع دهستان آهوران بازداشت شد. به گفته یک منبع آگاه: خانواده حمیدالله اربابی در مدت یک ماه هیچ اطلاعی از فرزند خود ندارند و با مراجعه به نهادهای امنیتی هیچ جواب درستی که فرزندشان که توسط چه ارگانی بازداشت شده نگرفتند.این منبع آگاه ادامه داد: پدر او مولاداد اربابی و نیز عمه و شوهر عمه اش در سال ۱۳۷۴ توسط ماموران امنیتی که شبانه به روستایشان آمده بودند بر اثر تیراندازی ماموران کشته شدند. مولاداد اربابی معلم و مدیر مدرسه و راهنمایی نکهچ بوده و به عنوان یکی از کشاورزان نمونه منطقه اهوران شناخته می شد.که متاسفانه این حکومت هیچ رحمی نه به معلم دارد و نه به کشاورز و غیره… و میتوانیم در اینجا اشاره داشته باشیم به بازداشت های گسترده روزنامه نگارن که صدا و قلم مردم کشورمان هستن که در خرداد ماه که آخرین ماه از فصل بهار هست بازداشت شدن که اسامی تعدادی از آنها عبارتند از :حسن سعیدی و مرضیه امیری از روزنامه شرق –عاطفه رنگریز –نسرین جوادی و ناهید خدا جو و فرهاد شیخی که از روزنامه نگاران مجله ایران فردا هستند. از دیگر عزیزان میتوانیم به فعال رسانه ایی و فعال سابق دانشجویی اشاره داشته باشیم به نام سیاوش رضاییان که ساکن آمل از توابع استان زیبای مازندارن هستن وبعد از رای مجدد دادگاه تجدید نظر بازداشت و به زندان فرستاده شدند. مجددا در همین فصل زیبا و پر طراوت کژوان آزادیان دانشجو دانشگاه پیام نور و فعال محیط زیست ساکن مریوان و از هموطنان غیور کرد بدون هیچ گونه حکم قضایی بازداشت شد.به چه جرمی؟ آمار بازداشت شده های دیگر که حضار از آن کاملا باخبر هستید و که برای گرفتن حق مسلم و حقوق اولیه طبق منشور سازمان ملل در بند اسیر هستند. مطلب دیگری باید خدمتتان باز گو نمایم که در حکومت جمهوری اسلامی ایران اتفاق افتاد. متاسفانه در ابتدای سال ما شاهد سیل ویرانگری بودیم که چندین استان و مردمان عزیزش رو در خود گرفتار کرد و در مقابل کمک های دیگر هموطنان جواب تشکر حکومت از این امداد رسانان چیزی نبود جز مجدد بازداشت.کشور عزیز ما ایران درد سیل را ندارد درد سیل بازداشت ها است به عنواوین مختلف که ریشه خانواده را از بن میکند.سیل طبیعی با مدیریت کارآمد در زمانی کوتاه سرانجام پیدا میکند –زلزله که از طبیعت است و موجوب تخریب میگردد با مدیریت کارامد مسایل بعد آن بهبود میابد ولی سیل دستگیری و ضربه ایی که در این شرایط اقتصادی به یک خانواده یا یک نفر برخورد میکند چه از نظر روحی و چه روانی و غیره شاید تا سالیان سال قابل جبران نباشد. متاسفانه سیل در کشور ما به غیر از عوامل طبیعی که نگهانی است، به دلایل بسیار زیاد از جمله عدم مدیریت صحیح خسارات جبران ناپذیری به مردم ما وارد می سازد، این هموطنان شاهد سیل گرانی، سیل رانت خواری آقا زاده ها، سیل رانت خواری مدیران ارشد سازمان ها و وزیران، سیل دزدی، سیل عدم مدیرت درکنترل کشور، سیل آشفتگی بازار ارز، سیل بیکاری و سیل های بیشمار دیگرهستند و صدای نارضایان از هجوم این قبیل سیل ها داشته باشد در گلو خفه و توسط نیروهای حکومت آخوندیبازداشت، زندان، شکنجه و …. خواهد شد.تمامی ما ایرانیان آزادی خواه چه در داخل ایران و چه رانده شده از کشورمان در حال حاضر در بازداشت هستیم . عزیزان داخل کشور که همه شاهد وضعیت آنان و همچنین وضعیت مملکتمان هستیم، عزیزان خارج از کشور هم بگونه ای دیگر بازداشتند و دوری از وطن، خانواده، سرزمین مادری، محبت گرفتن از صورت های بشاش و پر از مهر هموطنان را متحمل میشوند.من از بازداشت شده گان فصل بهار گفتم و اینک میخواهم اشاره داشته باشم به بازداشت شده های منجر به مرگ چند سال قبل عزیزانی همچون ستار بهشتی، سهراب اعرابی، محسن روحالامینی، محمد کامرانی، امیر جوادیفر، رامین قهرمانی ، احمد نجاتی کارگر از کشته شدگان زندان کهریزک و ..آیا کسی هست نشنیده باشد زجه ها و ناله های مادران این جانباختگان را؟ این عزیزان ترس را به خود راه ندادند و چه بسا میدانستند که شاید پا گذاشتن در این مسیر به اعدام و پایان زندگیشان منجر گردد. درود میفرستم به روح پاک این دلیران و دست تک تک کسانی که در ایران راه قدم برداشته و برای حق و حقوق منطبق با منشور سازمان ملل متحد در حال حق خواهی از این و حقوق هستند را صمیمانه میفشارم و خدا قوتی از عمق وجود. آخرین سخنران سرکار خانم شبنم رضاوند مسئول محترم نمایندگی هانوفر و مدیر مسئول نشریه بشریت بودند که بعنوان میهمان در این نشست حضور یافته و پیرامون « نگاهی به مردم عرب ایرانی » آغاز سخن نموده و فرمودند:
مردم عرب که در جنوب غرب ایران زندگی می کند و بین شش تا هشت در صد جمعیت این کشور را تشکیل می دهد، ریشه های ژرف و کهنی در این سرزمین دارد که به هزاران سال پیش می رسد. زبان این مردم عربی است و مذهب شان شیعه ودارای فرهنگ، فولکلور و موسیقی خاص خود اند که با سایر مردم های ایران تفاوت دارد. علل و انگیزههای مهاجرت: عربها مسلمان، متناسب با روند فتوحات با این انگیزهها، به ایران مهاجرت کردند:انگیزه دینی: اولین گام برای تبلیغ و نشر دین اسلام،انگیزههای سیاسی و نظامی: نخستین گروه از مهاجران عرب به ایران اعم از نیروهای نظامی، فرماندهان و والیان هستند. این افراد که در قالب سپاه یا مأموریتهای سیاسی و اداری اعزام میشدند، بستگان و افراد قبیله خود را نیز همراه میبردند. با تسلط امویان بر اریکه قدرت، مهاجرت دستهجمعی قبایل عرب به مناطق ایران، جهت کنترل مرزهای فتح شده انجام پذیرفت. زیاد بن ابیه در سال۴۵ قمری، به ولایت بصره راه یافت و افرادی را به امارت شهرهای مختلف از جمله مرو، ابرشهر (نیشابور)، طالقان و فاریاب، مروالرود، هرات، بادغیس، پوشنگ و قادس گمارد؛ زیرا مناطق مختلف ایران، پیش از این توسط امیرنشینهای بینالنهرین یعنی کوفه و بصره اداره میشد و این سیاست تا حدود نیمه قرن اول هجری جریان داشت. زیاد هم چنین در سال۵۱ قمری، ربیع بن زیاد حارثی را همراه حدود پنجاه هزار نیروی کوفی و بصری و خانواده هایشان به خراسان فرستاد. در دوره خلافت یزیدبن معاویه(۶۰–۶۴ق)، سلم بن زیاد به همراهی سپاهی از اشراف عرب و رهبران قبایل مختلف به خراسان رفت و گروهی از بزرگان و اشراف عرب وی را همراهی میکردند. مهاجران اجباری: مهاجران اجباری را افرادی شکل میدادند که به هر نحوی برای خلافت اسلامی دردسرساز بودند؛ مهاجرت بزرگ اعراب در زمان زیادبن ابیه در سال ۵۱ قمری به خراسان، به منظور رفع مشکلات و اختلافات بین قبایل ساکن در شهرهای اردوگاهی بود و پس از آن نیز چهار هزار نفری که همراه سعیدبن عثمان، حاکم بعدی خراسان، به این منطقه اعزام شدند، از فرماندهان نظامی قدرتمند و محبوسان و عناصر دردسرساز بودند. انگیزه امنیت جانی و مالی: در زمان حکومت امویان و بخصوص حجاج بن یوسف بر عراق، افراد بسیاری با عقاید و افکار مختلف، از عراق فرار کردند و در جستجوی پناهگاه و محلی امن، در ایران استقرار یافتند. ازاینکه علویان دارای مذهب زیدی در طبرستان سلسله حکومتی برای خود تشکیل دادند گروهی از سادت به ایشان پیوستند. سادات عصر، مقیم در نقاط مختلف کشور از نسل آنان میباشند. در دوره حکومت امویان، برخی از مهاجران به دنبال دست یابی به اوضاع بهتر زندگی و رهایی از ظلم و جور حاکمان و والیان آنها، جلای وطن میکردند. تعدادی از افراد که در این دوره با این انگیزه مهاجرت میکردند «خوارج»بودند. درگیریهای امویان با فرقهها و گروههای سیاسی و مذهبی نیز سبب فرار آنها به سرزمین ایران، و خصوصاً مناطق جنوبی، شامل خوزستان، فارس و سیستان میگردید. انگیزه غنیمتجویی: اعراب همیشه به سرزمینهای هم جوار و از جمله ایران به چشم سرزمینی آرمانی مینگریستند. بنابراین افرادی که به انگیزه دست یابی به زمین، دارایی و غنیمت، راهی ایران میشدند، برخی نیز به قصد تجارت و بازرگانی به ایران مهاجرت کردند. انگیزه رفاهی: انگیزه مالی از زمانهای بسیار دور نزد اعراب مطرح بود، پس از حضور اعراب در ایران، و اسکان در مناطق مختلف، آشنایی دو جامعه با هم، پذیرش تدریجی اسلام توسط ایرانیان و اختلاط مهاجران و بومیان صورت گرفت. هم زیستی با بومیان، اختلاط تمدن، فرهنگ، افکار و عقاید و آرای آنان با ایرانیان را در پی داشت. تاثیر ایران بر فرهنگ اعراب: اعراب پس از یکجا نشینشدن و استقرار در شهرهای ایران، به شدت تحت تأثیر زندگی تجملاتی و پر زرق و برق ایرانیان قرار گرفتند. از این رو، از خوی و منش عربی و زندگی قبیلهای بسیار دور شدند. عمربن خطاب نگران برای جلوگیری از این امر، همزمان با آغاز فتوحات، تقسیم زمینهای فتح شده بین فاتحان، و ازدواج آنان با ساکنان سرزمینهای مفتوحه را ممنوع ساخت؛ زیرا هر دو مورد میتوانست اسکان اعراب، رفاه طلبی آنان، فاصله گرفتن از زندگی سخت قبیلهای و در نهایت توقف فتوحات را باعث شود امری که خیلی زود به وقوع پیوست. قبایل و خاندان معروف مهاجر عرب: آل علی بن ابیطالب /آل موسی بن جعفر/ آل سائب از قبیله شعریان/ قبیله بنی اسد/ خوارج .عرب ها در سال ۱۴۲۴م. کشور مستقل خود را به نام مملکت عربستان تشکیل دادند که رهبری آن با آل مشعشع بود. این مملکت از شمال به صحنه و کرمانشاه و از جنوب به احساء وقطیف و از شرق به کوه های کهگیلویه و از غرب به کوت و بصره وعماره منتهی می شد. از ۱۴۲۴ تا هشتاد سال این مملکت به پایتختی حویزه مستقل بود و سپس با یورش شاه اسماعیل صفوی، عربستان، استقلال اش را از دست داد اما از خود مختاری کامل برخوردار بود. پس از آن گاه مستقل و گاه کاملا خود مختار بود. نام این منطقه که تا پایان سلسله قاجار تحت کنترل طوایف عرب بود، در اسناد رسمی «عربستان» ثبت شده است. رضا شاه پهلوی در سال ۱۹۲۵(۱۳۰۴)شیخ خزعل آخرین حاکم عرب در عربستان ایران را سرنگون کرد و نام آن را به خوزستان تبدیل کرد. پس از آن و طی هشت دهه گذشته، نام مکان های طبیعی، شهرها، روستاها، محله ها و خیابان ها را تغییر دادند و در دهه های گذشته ما را حتی از نامگذاری نوزادان مان به نام های عربی غیر مذهبی هم ممنوع کرده اند. رژیم های پهلوی و جمهوری اسلامی از هیچ کوششی برای تغییر بافت جمعیت استان به زیان بومیان عرب دریغ نکرده اند. مجموعه ای از تبعیض های نژادی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و زبانی علیه مردم عرب صورت میگیرد. مردمی که اکنون به مردم عرب اهواز معروف اند و در کل استان خوزستان و نیز در استان های همسایه زندگی می کنند. از همان روزهای اول برافتادن آخرین حاکم عرب منطقه، عصیان وشورش عرب ها آغاز شد. خوزستان به دلیل داشتن ذخایر عظیم نفت و همچنین مجاورت با بصره عراق، دروازه ورود ایران به منطقه حجاز و شام و دارای موقعیتی استراتژیک است. این استان محل اقامت اقوامی چون عرب، فارس و لر است. اکثریت عربهای آن شیعهاند. در دهه هفتاد قرن گذشته با گسترش طبقه متوسط و اختلاط بیش از پیش عرب ها در جامعه ایران و نیز زیر تاثیر جنبش های چپگرا، برخی از گروه های مبارز عرب، موضوع استقلال خواهی را کنار گذاشتند و خواهان راه حل مساله ملی در چارچوب ایران شدند. ایشان در ماه مه 1979 (۱۳۵۸)یک هیات سی و سه نفره را برای مذاکره با رهبران انقلاب و حکومت موقت به تهران اعزام کرد. مطالبات مردم عرب در مقطع انقلاب فوریه ۱۹۷۹(۱۳۵۸): مردم ما منطقه ای از خوزستان را که نام تاریخی آن عربستان می باشد و از نظر جغرافیائی در برگیرنده مردم ماست بعنوان منطقه خود مختار می شناسد. اساسی ترین خواسته های مردم عرب ایران بشرح زیر است:
۱- اعتراف به ملیت مردم عرب ایران ودرج آن در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. ۲- تشکیل مجلس محلی در منطقه خود مختار که مسئولیت قانونگذاری محلی و نظارت بر اجرای قوانین را دارا باشد، و مشارکت مردم عرب ایران در مجلس مؤسسان و مجلس شورای ملی ونیز مشارکت در هیئت وزیران (دولت مرکزی) به نسبت جمعیت آن. ۳- تشکیل دادگاه های عربی جهت حل مشکلات مردم عرب ایران مطابق با قوانین جمهوری اسلامی. ۴- زبان عربی زبان رسمی منطقه خودمختار باشد، با تاًکید به اینکه زبان فارسی زبان رسمی سراسرایران است . ۵- آموزش زبان عربی در مدارس ابتدایی و نیز آموزش زبان فارسی در منطقه خودمختار محفوظ خواهد بود. ۶- تاًسیس دانشگاه به زبان عربی در منطقه که پاسخگوی نیازهای مردم عرب ایران باشد. ایجاد مدارس و آموزشگاه ها در تمام شهرها و روستا ها و نیز توجه لازم برای استفاده از بورس های خارج از کشور جهت اعزام جوانان مردم عرب ایران. ۷- آزادی بیان، انتشار و چاپ کتاب و روزنامه و ایجاد برنامه های رادیویی و تلویزیونی به زبان عربی و مستقل از برنامه شبکه سرتاسری. در این زمینه وجود سانسور به هر شکل و صورت مردود است. ۸- اولویت استخدام در بخش دولتی و خصوصی با مردم عرب ایران، در مرحله بعد با دیگر اقلیت های ملی متولد و ساکن در منطقه خود مختار می باشد. ۹- تخصیص مقدار کافی از درآمد نفت برای آبادانی منطقه و شکوفایی صنعت و کشاورزی آن. ۱۰. نامگذاری شهرها و روستا ها، محله ها و خود منطقه به نام های تاریخی عربی آنها که رژیم فاشیستی پهلوی آنها را تغییر داده است. ۱۱- شرکت فرزندان مردم عرب در ارتش و نیروهای انتظامی محلی در چهارچوب منطقه خود مختار و امکان ارتقاء آنان به مناصب و مقام های عالی نظامی که از دستیبابی به آنها محروم بوده اند. ۱۲- تجدید نظر در تقسیم اراضی دهقانان طبق قوانین جمهوری اسلامی، با رعایت اصل زمین از آن کسی است که آنرا می کارد. در خاتمه از دولت آقای بازرگان انتظار داریم که در رابطه با حل مسائل مردم عرب ایران از مذاکره و سازش با عناصر مرتجع و فرصت طلب خودداری نماید.
سرکوب ها و خیزش های بعد از انقلاب: در فاصله میان ۱۹۸۰ – ۱۹۸۸ (۱۳۵۹-۱۳۶۸) که جنگ خانمان برانداز ایران و عراق در جریان بود بیشترین ضربه ها وخرابی ها دراین استان رخ داد. طبق آمار بنیاد شهید اهواز، از شانزده هزار شهید جنگ در استان، بیش از دوازده هزار نفرشان عرب بودند. به علت نگاه تنگ نظرانه و راسیستی حاکمان تهران هنوز بندر محمره خرمشهر که زمانی عروس بنادر ایران بود به طور کامل بازسازی نشده است و فقر وبیکاری در این شهر بیداد می کند. براثر سیاست های رژیم جمهوری اسلامی ایران وساختن سدهای فراوان، آب رودخانه دز به قم، آب کارون به دشت های یزد واصفهان منتقل شده و در آینده نزدیک قرار است به کرمان و رفسنجان نیز منتقل شود تا برای مصارف کشاورزی و نه آب آشامیدنی استفاده شود. این کار به قیمت کاهش تولید محصولات استراتژیک کشاورزی نظیر کشت گندم، جو و بیکاری کشاورزان عرب در استان شده است تا محصولات غیر استراتژیک نظیر کلم و صیفی جات در اصفهان و یزد رونق بگیرد. اگر به اینها آلودگی ناشی از جاری شدن فاضلاب کارخانه ها و آلودگی هوای اهواز و دیگر شهرهای تابعه را بیافزاییم که ناشی از وزش ۱۱۰روز در سال گرد و خاک وتوفان ریز گردهاست، حجم فاجعه زیست محیطی در این استان را درک خواهیم کرد. این سد سازی ها به قیمت کم آّبی و خشک شدن بخش هایی از باتلاق های استان نظیر هور العظیم و هور دورق شده است. این فاجعه در حالی رخ می دهد که چهار رود خانه پر آب ایران در اقلیم خوزستان ایران جاری است. مردم محمره وسایر شهرهای استان مثل آبادان و اهواز مجبورند آب آلوده بیاشامند.هم اکنون اهواز آلوده ترین شهر جهان است. در۱۵ آوریل ۲۰۰۵ (۱۳۸۴)شهرهای اهواز، حمیدیه، معشور (ماهشهر)، حویزه و دیگر شهرها وروستاهای استان، شاهد قیام گسترده مردم عرب بود که طی تاریخ مبارزات معاصر این مردم بی سابقه بوده است. آغاز این قیام، تظاهرات مسالمت آمیزی بود که مردم عرب اهواز در اعتراض به برنامه های دولت انجام دادند. بهانه این قیام، افشای نامه منسوب به محمد علی ابطحی رییس دفتر رییس جمهور سابق محمد خاتمی بود که خواستار تغییر بافت جمعیت استان طی ده سال به زیان عرب ها بود. براثر تیراندازی نیروهای پلیس علیه تظاهر کنندگان عرب حدود پنجاه تن کشته و صدها نفر دستگیر شدند. از سال 2005 تاکنون همه ساله مردم عرب سالگرد قیام 15 آوریل۲۶ فروردین ۱۳۸۴ را با تجمع و تظاهرات مسالمت آمیز گرامی می دارند.
ابعاد ستم ملی علیه مردم عرب :ستم ملی علیه مردم عرب در خوزستان در چهار عرصه تبعیض نژادی، و نابرابری های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نمود می یابد: فرهنگی: مردم عرب در معرض آماج تقریبا همه روزه گفتمان نژاد پرستی در ایران است که ریشه در تاریخ و جغرافیا دارد. در تاریخ معاصر، نخستین هدف ناسیونالیست های افراطی و عرب ستیزان عرب ها بودند. این ادبیات از نیمه قرن نوزدهم آغاز وتا کنون ادامه دارد. ما این را در آثار وکردار متفکران، سیاستمداران، نویسندگان وشاعران پارسی گو می بینیم. از روزگار رضا شاه پهلوی تاکنون عرب ستیزی در ایران جا افتاده و به شکل فرهنگ در آمده است و ما بازتاب آن را در میان طبقه متوسط هم می بینیم. این امر، مساله مردم عرب را نسبت به سایر مردم های غیر فارس پیچیده تر و حل آن را بغرنج تر می سازد. نمونه دیگر ستم حاکم این است که عربهای خوزستان حق استفاده از پوشش محلی خود در ادارههای دولتی و اماکن رسمی را ندارند و اخیرا حتی آنها را از ورود به مسابقات ورزشی و در استودیوهای ورزشی با لباس عربی و محلی و بومی ممنوع کردند. منابع و مطبوعات رسمی و حتی غیر رسمی آنها را نه عرب بلکه عرب زبان خطاب میکنند. اکنون به هیچ کس اجازه نمی دهند، روزنامه یا مجله عربی برای مردم عرب استان منتشر کند وهمه مطبوعات به زبان فارسی منتشر می شود. یعنی سهم 70 درصد جمعیت استان صفر وسهم 30 در صد جمعیت غیر عرب 100 در صد است. در استان کمترین امکانات فرهنگی در اختیار مردم عرب قرار می گیرد بلکه برعکس با پول نفت با تحرکات سیاسی و فرهنگی، با زبان، لباس، فولکلورشان مبارزه می شود. نیروهای امنیتی حتی با بازی های محلی عربی هم مبارزه می کنند.
اقتصادی: اکنون مردم عرب که بیش از هفتاد در صد از جمعیت استان خوزستان را تشکیل می دهد تنها 5 در صد مناصب مهم حکومتی در سطح استاندار، فرماندار و مدیرکل را در اختیار دارد. طی این هشت دهه هیچ گاه یک استاندار عرب حتی وابسته به رژیم ها به این سمت گمارده نشده است. در زمینه نابرابری اقتصادی باید گفت به رغم در آمد نفتی سالانه تقریبا یکصد ملیون دلاری، اکثریت بومیان عرب استان در فقر سیاه به سر می برند. کمر بند فقر عربی در اهواز و آبادان، هسته اقلیت مرفه و غیر عرب این شهر ها را دوره کرده است. در دیگر شهرها وضع بدتر است و آمارهای دولتی حاکی از رقم بالای مستمندانی است که در شهرهای محمره (خرمشهر)، حمیدیه، معشور، شوش و خلف آباد از کمیته امام کمک در یافت می کنند. طبق گفته روزنامه جمهوری اسلامی 90 در صد مردم شهرستان دشت آزادگان (بنی طرف و حویزه) از سوء تغذیه رنج می برند. حاکمیت طی دو دهه گذشته بیش از 200 هزار هکتار از زمین های روستاییان عرب در دو سوی ساحل کارون، از شوشتر تا محمره خرمشهر را غصب کرده و آنان را حاشیه نشین شهرهای بزرگ کرده است تا آنان را از زمین نیاکانشان برکند و در فارسیزاسیون آنان بکوشد.نابرابر امکانات اقتصادی و اجتماعی: تقسیم نابرابر امکانات اقتصادی و اجتماعی و نادیده گرفتن حقوق مردم بومی از مواردی است که سالهاست عرب های خوزستان به آن اعتراض دارند. نرخ بیکاری در شهرهایی مثل محمره و آبادان به شصت تا هفتاد در صد می رسد. فردی که فارغ التحصیل دانشگاه است یا تخصص لازم برای شغل خاصی را دارد اما به بهانه های مختلف استخدام نمی شود و او مجبور به مهاجرت به استان های دیگر می شود. او اضافه میکند اگر فرد لهجه عربی داشته باشد شانس کمی دارد که در ادارات دولتی استان کاری به او داده شود در حالیکه این فرد به خاطر بومی بودن می تواند کارایی بهتری داشته باشد. وقتی که از اهواز دیدن میکنید مشاهده میکنید که هزاران تن بدون هرگونه امکانات رفاهی، بدون آب، بدون برق، بدون گاز و بدون سیستم فاضلاب در جوار مجاری آلوده بر روی زمین زندگی میکنند».
فرهنگی: در زمینه نابرابری فرهنگی باید گفت که دانش آموزان مجبورند از همان سال اول ابتدایی – وگاهی زودتر از آن – زبان فارسی را یاد بگیرند واز آموزش به زبان مادری محروم اند. استان خوزستان از نظر فرهنگی درایران در مرتبه پایین یعنی هجدهم قرار دارد. 33% دانش آموزان عرب در مرحله ابتدایی و 50% در مرحله راهنمایی و 70% در مرحله راهنمایی ترک تحصل می کنند. از 70% جمعیت استان را فقط 6.6% ظرفیت دانشگاه شهید چمران اهواز را تشکیل می دهند. واز ده هزار دانشجوی ایرانی فقط 15 نفر عرب هستند در صورتی که باید 600 دانشجوی عرب باشد.در عرصه نشر کتاب حدود نیم در صد عربی و 99.5 در صد فارسی است. اگر در جامعه ایرانی ملیتهای غیرفارس مانند ترک و کرد و بلوج و ترکمن و لر و قشقایی و غیره با محرومیت عملی از تدریس به زبان مادری و سرکوب فرهنگ و تاریخ شان به شهروندان درجه دو مبدل شدند، ملت عرب اهواز که خود ساکن اصلی و بومی این سرزمین است، به دلیل عرب و سامی بودن و ارتباط زبانی با امت عرب در جهان، تازی خوانده میشود و نه فقط بوسیله حکومت، که بوسیله متفکران و روشنفکران و نویسندگان و شعراء و مورخین و باستانشناسان و سیاستمداران خارج حکومت مورد هجوم حملات نژاد پرستانه وعرب سیزانه آشکار و نهان قرار میگیرند و بر این اساس اعراب ایران عملا شهروندان درجه سه به حساب میآیند. ساختار بومی خوزستان چند فرهنگی است. با صنعتی شدن خوزستان و مهاجرت مردم از استانهای دیگر به آن این چندگانگی گسترده تر شده است. به گفته پژوهشگران اجتماعی و اقتصادی خوزستان، به دلیل وجود اقوام مختلف در این استان توانایی ها، خواسته ها و حساسیت های متفاوتی نیز وجود دارد که چنانچه با آن به طور سنجیده برخورد نشود به جای اینکه به فرصتی برای همگرایی اجتماعی تبدیل شود به شکل نیرویی منفی و آسیب زننده ظاهر می شود. “اما ظاهراً کسانی امنیت خود را در گرو پراکندگی و دامن زدن به رقابت های قومی و عشیره ای در این استان می دانند تا به این ترتیب اهداف خود را در سودجویی بیشتر از منابع خوزستان پیش ببرند.”بیکاری: استان “خوزستان” از نظر توزیع مواد مخدر پس از استان سیستان وبلوچستان و از نظر نسبت بیکاری پس از کرمانشاه در ایران دوم است. نرخ بیکاری در این استان روند صعودی دارد گفت: رتبه بیکاری در خوزستان در بین استان های کشور از رتبه 19 به رتبه 2 افزایش یافته است. آمار وحشتناک خودکشی در شهرستان های استان به ویژه شهرستان هایی که آمار بیکاری بیشتری دارند را در چند ساله اخیر مشاهده کردیم. اهواز بیش از ۴۰۰ هزار بیکار در استان خوزستان وجود دارد. از سال 95 تا سال 96 در حدود 40 هزار نفر به جمعیت بیکار خوزستان افزوده شده است. شهرستانهای شادگان و مسجدسلیمان جزو شهرستان هایی هستند که بالاترین نرخ بیکاری را دارند. طبق آمار رسمی در سال 96 خوزستان رتبه سوم بیکاری کشور را پیدا کرد۰. در سال 97 براساس طرح آمارگیری اشتغال فصلی در تابستان رتبه آن رتبه دوم کشور بود. اگر به همین منوال پیش برود رتبه یکم را کسب می کند نتیجه این مسائل این می شود که آمارهای تحت پوشش بهزیستی رتبه یک کشور و در آمارهای تحت پوشش کمیته امداد رتبه 6 کشور را دارد. نتیجه این می شود که آمار وحشتناک خودکشی در شهرستان های استان بویژه شهرستان هایی که آمار بیکاری بیشتری دارند را در چند ساله اخیر مشاهده کردیم.در حالیکه خوزستان از نظر تولید ناخالص دومین استان کشور است. این دوم بودن هیچ تناسبی با وضعیت بیکاری استان ندارد چراکه تمام ماموریت هایی که در استان دنبال می کنیم همه در جهت مشکلات ملی است و کمتر به مشکلات استانی توجه می کنیم. گفته شد اقتصاد ما بیشتر دولتی است این نیز نشان می دهد هر وقت دولت دچار مشکل شده است مشکلات استان به شدت افزایش داشته است.رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی خوزستان ادامه داد: خوزستان با 2 دغدغه اصلی شامل مسایل و مشکلات زیست محیطی و معضل بیکاری روبه رو است و انتظار بر این است که اعضای شورای برنامه ریزی خوزستان با حساسیت بیشتری به این 2 موضوع رسیدگی کنند.
آلودگی: آلودگى آب آشامیدنى بعلت دفع سموم ناشى از پروژه نیشکر و دیگر مجتمعات صنعتی و نفت و پتروشیمی در رودخانههای کارون منجر به رشد بی سابقه امراض تنفسی و سرطان روده به شکل بی سابقهای شده است.
چه باید کرد؟: تنها ارایه گزارش و آمار در جلسات مشکل بیکاری خوزستان را حل نمی کند و باید اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان پاسخگوی افزایش آمار بیکاری در این استان باشد. سیستم بانکی استان باید منابع و سپرده های مردم را به درستی هدایت کند و با برنامه ریزی مناسب از این سپرده ها برای پرداخت تسهیلات به افراد توانمند در حوزه ایجاد کسب و کار استفاده کند. برای حفظ وضعیت موجود باید در سیاست های کارگروه اشتغال خوزستان بازنگری شود. می توان با واگذاری طرح های نیمه تمام به بخش خصوصی مسیر را برای ایجاد اشتغال هموار کرد. لازم است یک سند بالادستی برای مقابله با معضل بیکاری در خوزستان تهیه شود افزود:نگاه مردم خوزستان به کار و اشتغال باید تغییر کند و تنها به دنبال کار دولتی نباشند. به علت این نابرابری ها، هم اکنون گرایش های گریز از مرکز نیرومند است. لذا برای رفع این نابرابری ها و تبعیض ها چاره ای جز تقسیم قدرت و ثروت در سطح ایران نیست. در واقع در ایران توسعه اقتصادی وفرهنگی نامتوازن و به سود مرکز و به زیان پیرامون است. لذا دموکراسی واقعی با تبعیض ناسازگار و بدون تحقق حقوق ملیت های غیر فارس امکان ناپذیراست. نظام واقعی فدرال به طور نسبی، نابرابری ها یاد شده را از میان خواهد برد. فدرالیسم باید بر اساس جغرافیایی – اتنیکی انجام گیرد. حتی در این زمینه می توان از تجربه تاریخی ممالک محروسه ایران استفاده کرد که زمانی مملکت های عربستان، کردستان، آذزربایجان، گیلان و خراسان را در بر می گرفت. اکنون البته در نظام نوین فدرال، اقالیم محل سکونت مردم های بلوچ و ترکمن نیز باید آورده شوند. ضمنا برای جلوگیری از نژاد پرستی و عرب ستیزی، در قانون اساسی آینده، این دو مقوله باید به طور صریح ممنوع شود. در کنار برنامه های روتین کشور برای شهرستان هایی که شرایط ویژه ای دارند و دارای نرخ بیکاری بالای 40 درصد هستند باید برنامه ویژه ای دیده شود. برای مناطق نفت خیز کشور نیز امتیازی از محل منابع نفتی قائل شوید. ایران گرفتار دیکتاتوری و از نظر سیاسی و اجتماعی از دیگر کشورها ی همجوار عقب مانده تر است. حکومتی فوق العاده متمرکزدر تهران با سیطره و تسلط فقط یکی از ملتهای ساکن براین سرزمین را در پیش گرفته و با هرنوع مشارکت و یا توزیع و گردش قدرت سیاسی مخالف است و حاضر به اعتراف و قبول شهروندی یکسان برای ایرانیان غیر فارس نیست و اعطای خود گردانی و خود مختاری در مناطق ملتهای ایرانی غیر فارس که در جغرافیای پیرامونی سرزمین ایران قرار دارند را به هیچ وجه برنمی تابد و در جهت عکس آن، سعی در محو دیگرفرهنگها و زبانها و رسمیت بخشیدن و حفاظت یکسویه و انحصاری مذهب شیعه جعفری دوازده امامی و زبان و فرهنگ فارسی است و بس!سیاست یکسان سازی اجباری ملتهای غیر فارس، که سیاست سلطه پهلوی نیز بود، با شدت و حدت فوق العاده و بی سابقهای در تمامی سطوح سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی، در جریان است. این سیاست یکسان سازی در کشوری انجام میگیرد که متکثر ترین کشور منطقه خاور میانه است که دارای بیشترین تعدد قومی و اتنیکی و مذهبی و زبانی میباشد. کشور ایران، برخلاف تبلیغات رژیم و طرفداران ناسیونالیست آن، در هیچ مقطع تاریخی تک ملتی نبوده و امروز هم نیست، بلکه از ملیتهای ترک و فارس و عرب و کرد و بلوچ و ترکمن و ارمنی و آسوری و غیره تشکیل شده و ما در ایران مسلمان و مسیحی و یهودی و نصرانی و بهائی و رزدشتی و مندانی و غیره داریم. هیچ ملیتی به تنهائی اکثریت عددی ندارد ولی حکومت مرکزی عملا ملیتهای غیر فارس را از کلیه حقوق فرهنگی و زبانی و اجتماعی و سیاسی محروم کرده است و با آنان همانند شهروندان درجه دو و سه رفتار میکند و اصولا به حقوق جمعی آنها معترف نیست. ملیتها و اقوام غیر فارس در ایران حد اقل نصف ویا بیشتر کل جمعیت است. عدم آزادی فردی و گروهی، اختناق و فشارهای سیاسی و اجتماعی، بی عدالتی، فقر و بیکاری که در ایران دوران جمهوری اسلامی موجود است، در مناطق غیر فارس نشین و حاشیهای به مراتب بیشتر است. افزایش اعدامهای بیشتر و فلهای و عدم توجه و اجرای حتی قوانین قضایی خود و بخصوص در مناطق عرب وبلوج نشین و کرد نشین، خود دلیل ترس رژیم از مبارزات مردمی مناطق حاشیهای ملیتهای غیر فارس میباشد. برای مثال هفت فعال عرب را در مدت یکماه دستگیر و دردادگاه انقلاب محاکمه، و برای ایجاد فضای ارعاب و زهر چشم گرفتن از مردم در ملاءعام در پر ازدحام ترین منطقه اهواز اعدام کردند. در این رابطه آقای روحانی بر خلاف وعدههای انتخاباتی نتوانسته است شرایط حقوق بشر را بهبود بخشد بلکه در جهتی کاملا مغایر با شعارهای انتخاباتی، تعداد اعدامها در زمان دولت ایشان به مراتب فراتر از دوره احمدی نژاد بالا رفته است.متاسفانه تمام موارد مطرح شد و وقتی به مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر رجوع می کنیم مانند:ماده ۲: عدم تبعیض و ماده ۳: حق حیات برای همه و ماده ۶: ارزش انسانی در همه جا و ماده ۷: همه در برابر قانون مساوی هستند و ماده ۲۱: حق دموکراسی و ماده ۲۲: حق امنیت اجتماعی و ماده ۲۳: حق امنیت کار و ماده ۲۸: حق دنیای زیبا و آزاد برای همه و همچنین اصل های ۱۵، ۱۹، ۲۸، ۳۳، ۴۳، ۴۸ قانون اساسی نقض کامل در نحوه عملکرد جمهوری اسلامی مشاهده میشود.هدف این متن این است که بگوئیم تنوع و تکثر قومی به غنای جامعه و نهادینه کردن یک جامعه آزاد و دموکرات و عدالتخواه که در آن همه شهروندان تحت پوشش قانون و صرفنظر از جنس، رنگ، مذهب بطور مساوی رفتار میشود، کمک خواهد کرد و زمینههای آزادی بیان، عقیده، آزادی مسلک، آزادی مذهب و آزادی انتخابات برای همه را فراهم میکند و حقوق کلیه اقلیتهای قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی شامل بهائیان، مسیحیان، یهودیان و اهل تسنن، زردشتیان، مندائیان و دراویش را تضمین میکند.در حالیکه اجحاف در حق تک تک اقوام از جمله عربها مانع این اتحاد و همبستگی میگردد. در این بین چه کسانی منفعت میبرند باید ما مردم ایران بیندیشیم. سخنرانی خانم رضاوند همراه با بحث، گفتگو، پرسش، پاسخ و تبادل نظری طولانی، موجب گردید که این نشست تا ساعت ۲۲ ادامه یابد، آنچه در این بخش از برنامه گذشت شامل دیدگاه ها، نظارات و بیانات حضار، نکاتی بسیار مفید را در پی داشت که خوانندگان علاقمند را دعوت میکنیم از طریق آدرس زیر شنونده آن باشند :
http://seda-tasvir.bashariyat.org/?p=10755
کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی صمیمانه سپاسگزار عزیزانی است که با حضورشان جلسه ای ای مفید و ارزشمند را رقم زدند. از جمله خانم ها و آقایان: منوچهر شفائی، آزاد بهرامی، رضا نمازی، شبنم رضاوند، اسماعیل احمدی، کویر سبز،محمد برزگر، کمیته ادیان، کمیته کارو کارگر، رضا عباسی و سایر میهمانان پایان این نشست در ساعت 22 و 20 دقیقه توسط مسئول جلسه اعلام شد.
گزارش سخنرانی نمایندگی بادن وتمبرگ در مای ۲۰۱۹
پریسا حبیبی
جلسه مذکور در روز پنج شنبه مورخ ۳۰ مای راس ساعت۱۷ با حضور مسئولان و اعضای نمایندگی و سخنرانان و جمعی از فعالان کانون دفاع از حقوق بشر در ایران و مهمانان دیگر در فضای مجازی پالتاک نمایندگی بادن وتمبرگ برگزار گردید.درابتدای نسشت مسئول جاسه خانم زهرا اسدی ضمن خوش آمدگویی وخیرمقدم به تمامی حاضرین و معرفی سخنرانان و موضوع سخنرانی آنان جاسه را راس ساعت آغاز نمودند.درآغازجاسه ابتدا گزارش و تحلیل مواردنقض حقوق بشردر اردیبهشتماه 1398که توسط آقای مهراب زارعی ارائه گردید.وسپس آقای حمیدرضا دهقان تبریزی با موضوع حق دگر اندیشی در ایران سخنرانی خود را شروع نمودند در آغاز نگاهی دارم به تعریف واژه دگراندیش تا بدینوسیله دیگر حاضرین بتوانند درک بهتری از مفاهیم و مبنای اصلی در جلسه داشته باشند . بعد از وقوع انقلاب صنعتی در اروپا شکل گرفت و وقایع عمیق فرهنگی را بر کالبد اخلاق فردی و اجتماعی مردم به جای گذاشت.بیرون آمدن اروپا از زیر یوغ روحانیون مسیحی و متولد شدن صنعت و از طرفی ظهور فلسفههای سکولار و آنارشیستی که اساس دین و واژههای مقدس رایج در زبان مردم عامی را به چالش میگرفتند، نوید دهندهٔ طلوع خورشید صنعت و گذر زندگی بشر به دورهای جدید و مدرن بود . از آغاز انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون دگر اندیشان دینی، از بهایی و یهودی و مسیحیان و نوکیشان و زرتشتیان تا اهل تسنن و دیگر فرقه های اسلامی چون اهل حق و درویشان گنابادی و غیره با فشار و تعرض و آزار حکومت اسلامی روبرو بوده اند. عده زیادی از آنان به ویژه یهودیان و مسیحیان و بهاییان دست به جلای وطن زدند و راه مهاجرت درپیش گرفتند. با اینکه در قانون اساسی ایران آزادی دینی مسیحیان و کلیمیان و زرتشتیان به رسمیت شناخته شده ولی عملکرد حکومت در برابر تبلیغات دینی و اجرای مناسک مذهبی آنان تاکنون نشان داده است که اصول مندرج در قانون اساسی در مورد آزادی دین و مذهب و عدم تفتیش عقاید تنها سرپوشی برای نقض حقوق اقلیتهای مذهبی و دینی در ایران بوده است. در قانون اساسی ایران مذهب شیعه جعفری تنها مذهب رسمی ایران بوده و ارگان های مذهبی و امنیتی حکومت ایران تبلیغ اصول و مبانی این ادیان و مذاهب را تهدیدی برای ایدئولوژی غالب حکومتی قلمداد میکنند و این مسئله یکی از عمده دلایلی است که حاکمیت به واسطهی آن، پیروان و مبلغین مسیحیت را سرکوب و با بستن کلیسای آنان، راه را برای تبلیغات دینی این اقلیت مذهبی سد میکند. این گونه اقدامات همواره مغایر با اصول مندرج در قوانین بین المللی است که ایران نیز متعهد به آن شده است. ماده ۱۸ اعلامیهی جهانی حقوق بشر اعلام میدارد: هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه وجدان و دین است این حق شامل آزادی دگراندیشی تغییر مذهب دین و آزادی علنی کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت فردی، چه به صورت جمعی در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیدهبانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است. اعلامیهی دربارهی محو همهی اشکال تبعیض مبتنی بر دین یا اعتقاد مصوبه ۲۵ نوامبر ۱۹۸۱ نیز هرگونه تبعیض علیه مذاهب را نفی کرده و دولتها را به اتخاذ تدابیر مؤثری برای جلوگیری و رفع هر نوع تبعیض مبتنی بر مذهب یا عقیده، با به رسمیت شناختن به کار بستن و بهرهمند شدن از حقوق بشر و آزادیهای بنیادی در همهی زمینههای زندگی مدنی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی موظف کرده است. همچنین این اعلامیه از دولتها خواسته با تصویب قوانین، یا بسته به مورد با الغای قوانین جاری برای ممنوعیت هر گونه تبعیضی از این نوع تدابیر شایسته برای مبارزه با تبعیض مبتنی بر مذهب یا عقیده اتخاذ کنند.در اصل چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است: کلیه قوانین و مقررات مدنی، جرایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر با فقهای شورای نگهبان است. روشن است حتی رعایت چنین قانونی چه نتایجی برای دگراندیشان به بار می آورد و چه فضای وحشت انگیزی از تبعیضات اجتماعی و حقوقی را بر جامعه ایران حاکم کرد. زندان، آزار و اذیت و مصادره اموال و اعدام و محرومیت از حقوق مدنی در دستور کار دولتمردان قرار گرفت و گروه های مذهبی از مسیحیان، یهودیان و رزتشتیان و بویژه بهاییان تا دراویش و حتی مسلمانان سنی مذهب مورد ظلم و تجاوز قرار گرفتند. حکومت اسلامی در ایران اعتقادی به حقوق بشر ندارد و مدعی است که معیار حقوق بشر در ایران حقوق بشر اسلامی است. در کشوری که در آن آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان در برگزاری کنگره سرداران شهید می گوید بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین می چرخند و فساد می کنند. چه انتظاری غیر از اینگونه رفتارها و کردارها از مسوولان حکومت اسلامی می توان داشت؟ در جوامعی مانند ایران که دین اکثریت به دین رسمی حکومتی بدل و روحانیت دین رسمی در قدرت سیاسی سهیم می شود، دولت ها خواسته یا ناخواسته به همکاری با دستگاه های روحانی برخاسته و نهادهای حکومتی، قضایی و فرهنگی را به ابزار سرکوب پیروان مذاهب اقلیت بدل می کنند. دوران صفویه مذهب شیعه دوازده امامی به مذهب رسمی کشور بدل شد و سرکوب اقلیت های دینی دامن مسلمانان غیر شیعه حتی شیعیان غیره دوازده امامی را نیز گرفت. ادیانی که خود را تنها دین بر حق و تنها مذهب حقه تعریف می کنند همچون صاحبان ایدئولوژی های تمامیت خواه که ادعای در دست داشتن مالکیت انحصاری حقیقت و نمایندگی ضرورت های تاریخی را یدک می کشند، با دگراندیشان مدارا نمی کنند به نظر بنده به عنوان یک فعال حقوق بشر تلاش جمهوری اسلامی ایران برای ایجاد محدودیت در انجام فرایض دینی مسیحیان تبشیری از طریق عدم صدور مجوز ساخت کلیسا و تعطیل کردن معدود کلیساهای رسمی باقی مانده و بازداشت رهبران مسیحی را اقدامی غیر قابل قبول دانسته و ضمن محکوم نمودن عملکرد دولت نسبت به روند پیش گرفته شده توسط دستگاه های امنیتی اعلام نگرانی میکند. متاسفانه دیدگاه برخی از شهروندان در ایران به دگراندیشان و حتی پیروان سایر ادیان بسیار تعجب آور میباشد . یهودیان، مسیحیان، زردشتیان، بهاییان، دراویش، بی خدایان و یا باورمندان به هر دین، آیین و یا مسلک دیگری از کم ترین حقوق انسانی و شهروندی در کشور خودشان محروم می باشند و در واقع در شرایط دردناکی به سر می برند . دلیل این شرایط اسفناک و زجر آور دگراندیشان، باورهای سنتی و خرافی است کهء از طرف یک حکومت مذهبی دینسالار که یک نوع از ایدولوژی را در کشور به رسمیت میشناسد و فقط در به رسمیت شناختن دگر ایدولوژیها فقط به صرف وانمود کردن اکتفاء میکند ولی در اصل تفکر ذاتی خود یهودی را نجس خوانده، مسیحی را کثیف شمارده، نوکیشان مسیحی را مرتد دانسته ، زردشتی را پلید نامیده و بهاییان و باورمندان به سایر اندیشه ها را کافر می دانند و ایشان را مورد اذیت و آزارهای جسمی، روحی و روانی قرار داده و می دهند. مسلمانان ایران که تمامی دگراندیشان را اقلیت خوانده و با ناچیز بی اهمیت و خوار شماردن باورمندان به دیگر ادیان حقوق انسانی و شهروندی ابتدایی ایشان را لگد مال می کنند، نه تنها از این کار خود شرمنده نبوده بلکه بدین رفتار زشت و غیر انسانی افتخار نیز می کنند و پس از کتک زدن، فحش دادن و آزار دادن یک یهودی و یا مسیحی و یا بهایی و دیگر شهروندان دگراندیش در ایران خرسند بوده و اعمال پلیدشان را در بوق و کرنا کرده و با افتخار به گوش همگان می رسانند. به راستی آیا یک انسان حق دارد که انسان دیگری را به خاطر باورها و اعتقادات شخصی اش، مورد تمسخر و اذیت و آزار قرار داده و شکنجه دهد؟ آیا واقعا دوره تفتیش عقاید و قضاوت کردن درباره دیگران بر اساس باورهای مذهبی شان سر نیامده است؟ دگراندیشان در ایران با انواع و اقسام موارد نقض حقوق بشر مواجه بوده اند و تاوان بسیاری را پرداخت کرده اند که به عنوان مثال میتوان به قتلهای زنجیره ای کشیشان مسیحی در دهه شصت و هفتاد خورشیدی اشاره کرد که با گذشت زمان حاکمان قدرت در ایران از کشتار دگراندیشان دست کشیده البته دست کشیدن حاکمان جمهوری اسلامی در ایران به دلیل احترام و رعایت حقوق بشر نبوده است بلکه منافع دیپلماتیک و بین المللی خود را در خطر میدیدند و روش برخوردهای خود را از کشتار به محکومیت دگراندیشان به حبس و شکنجه آنها و خانواده های آنها تغییر داده اند که برای نمونه میتوانیم به پرونده محمدعلی طاهری بنیانگذار عرفان حلقه اشاره کنیم که هنوز هم بعد از گذشت بیش از پنج سال ایشان همچنان با حبس و دادگاهی و محرومیت از حقوق شهروندی خود دست و پنجه نرم میکند و یا به سرکوبهای گسترده نوکیشان مسیحی در ایران میتوان اشاره کرد که این شهروندان دگراندیش به صرف مسائل عقیدتی خود با حبس و شکنجه و سرکوبهای گسترده و محرومیت از حقوق شهروندی مواجه هستند و در برخی مواقع حتا این شهروندان از طرف خانواده های خود هم ترد میشوند که این نوع نگرش و برخورد با این دسته از شهروندان را میتوان نقض مفاد ۱ و ۲ از اعلامیه جهانی حقوق بشر که اشاره بر برابری و عدم تبعیض دارد و یا همچنین نقض ماده ۱۸ و ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر که حق دگراندیش بودن را برای افراد محفوظ نگاه میدارد نیز نقض شده است . البته این نکته حائز اهمیت است که دگراندیش بودن فقط در مسائل عقیدتی نیست بلکه در مسائل سیاسی هم شامل میشوند . هستند شهروندان بسیاری در ایران به دلیل دگراندیش بودن سیاسی از آنها با عنوان دگراندیش یاد شده که در بسیاری از مواقع با توجه به جو خفه قان و سرکوبی که در ایران حاکم است این دسته از شهروندان هم با حبس های طولانی مدت مورد سرکوب قرار گرفته اند . آنچه جامعه ایران به آن نیاز داد نوعی از تغییر در ساختار قانونی حاکم بر جامعه است . آنچه مورد نیاز است تغییر در قانون اساسی ، تغییر در ایدولوژی حاکم بر کشور از مذهبی به سکولار می باشد و این نوع از تغییر میتواند زمینه شکوفایی کشور و برون رفت از جو کنونی حاکم بر کشور را فراهم کند . در این بین نقش شهروندان و فعالین حقوق بشر تاثیر به سزایی در پیشبرد اهداف برای رسیدن به یک ایران سکولار با محوریت برابری و عدم تبعیض میتواند زمینه دستیابی به موفقیت را در کشور فراهم سازد . آگاهی رسانی به شهروندان و بیدار کردن اذهان آنها در مورد حقوق ذاتیشان وظیفه هر فعال حقوق بشر میباشد که باید بدون کم و کاست با اراده ای ملی همه باهم در پیشبرد اهداف برای یک ایران آزاد کوشش کنیم . با امید به آزادی ایران وسپس از سخنران بعدی خانم مینا فرشی با موضوع حق انتخاب پوشش دعوت بعمل آمد: در ابتدا باید بگم که حق انسان بر بهره مندی از پوشاک و انتخاب نوع پوشش هر دو از حقوق بنیادین حقوق بشر هستند . حق انسان بر بهره مندی از پوشاک در ماده یازدهم میثاق جهانی حقوق اقتصادی, اجتماعی و فرهنگی و ماده 25 اعلامیه جهانی حقوق بشر تاکید شده است که هر کس حق دارد سطح زندگی خود اعم از سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک, مسکن , پوشاک و همچنین مراقبتهای طبی و اجتماعی تامین کند.به طور کلی در اعلامیه حقوق بشر به طور صریح به حق انسان بر پوشاک اشاره شده چرا که لباس پوشیدن یا به بیان بهتر انتخاب نوع لباس برای بسیاری از مردم بخش مهمی از حق آنها در آزادی بیان محسوب میشود البته میدانیم که زنان در سراسر دنیا براساس کلیشه های فرهنگی و مذهبی در انتخاب پوشش همیشه محدودیتهایی داشته اند و همین محدودیتها موجب خدشه دار شدن این حق که یکی از اصول بنیادین حقوق بشر است, شده است در حالی که کشورهای متعهد باید این محدودیت ها را که در حقیقت یکجور تبعیض به حساب می آید را از بین ببرند و فرصتهای اجتماعی و حقوقی مناسب را برای زنان به طور کامل فراهم کنند .البته طبق ماده 1 کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان میگوید: تبعیض به معنای هرگونه تمایز یا محدودیت براساس جنسیت بر زنان هست که باعث گرفتن آزادی های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی آنها شود و اثرات مخرب خواهد داشت و هدف از بین بردن همه این تبعیضات است. ماده 2 این کنواسیون هم اشاره به این موضوع دارد که هرگونه تبعیض علیه زنان محکوم بوده و بدون درنگ باید با سازو کارهای پیش بینی شده در کنوانسیون, سیاستهای رفع تبعیض را اجرا کنند. از طرفی ماده 12 اعلامیه جهانی حقوق بشر میگوید که احدی حق مداخله در زندگی خصوصی افراد را ندارد و ماده 3 همچنین به آزادی و امنیت و حق زندگی همه اشاره دارد اما در جمهوری اسلامی پس از پیروزی انقلاب, خمینی با فتوایی زنان را ملزم به پوشیدن حجاب در معابر عمومی, ادارات , مدارس و دانشگاهها کرد این دستور العمل با مخالفتهایی همراه بود ولی تا به امروز به قوت خود باقی است به طوریکه حتی گردشگران خارجی هم ملزم به استفاده از حجاب در ایران هستند. با حجاب در ایران بر اساس قانون اساسی برخورد میشودولی آیا این حجاب اجباری ناقض اصول اولیه اعلامیه جهانی حقوق بشر که ایران هم از کشورهای امضا کننده است نیست؟
پروانه سلحشوری نماینده مجلس در رابطه با پوشش بانوان ایرانی بعد از انقلاب میگوید:نه تنها نتوانستیم حجاب را برای اقشار جامعه نهادینه کنیم بلکه گاهی آموزه های ما اثرعکس داشته است. علت عدم موفقیت حکومت در مورد حجاب , سیاستهای غلط است. حجاب اجباری در سالهای اخیر با اعتراضهایی روبه رو شده که همه از آن مطلع هستیم ازجمله مهمترین این اعتراضها به حجاب اجباری, گروه « دختران خیابان انقلاب » بودند که ظرف یکی دوسال گذشته با برداشتن روسری در اماکن عمومی و ایستادن بر روی بلندی, اعتراض خود را نشان میدادن که متاسفانه عموما با برخورد خشن و شدید نیروهای انتظامی و همچنین محاکمه و احکام گوناگون روبه رو شدند. همه اینها از نهادهای سیاستگذار و مجری, قطعا اشتباهاتی داشته اند. به طور خلاصه اعتراض به حجاب اجباری از جایی شروع شد که ویدا موحد زنی 31 ساله در دی ماه 1396 با نام دختر خیابان انقلاب کمی پیش از اعتراضات جمعی در کشور به نشانه اعتراض به حجاب اجباری در تقاطع خیابان وصال شیرازی بر سکویی ایستاد واقدام به آویزان کردن روسری خود به چوب کرد وفقط در سکوت آن را تکان داد اما تصویر آن تبدیل به یکی ازتیترهای مهم مطبوعات در ایران و دنیا شد. البته که اندکی بعد او دستگیر شد و تا همین چند روز پیش هم در زندان به سر میبرد و دوران محکومیت خود را سپری میکرد.
پروانه سلحشوری این نماینده مجلس همچنین میگوید که چادر به معنای حجاب کامل نیست و حکومت ایران نه تنها باعث اعتقاد جوانان به حجاب نشده بلکه باعث گریزان شدن آنها در این زمینه شده است در اصل روی محتوای حجاب کار نشده و فقط روی ظواهر اسلامی آن کار شده و البته ریاکاری هم شده است. حتی او در پایان اشاره مستقیم به این مساله را داشت که باید در سیاستگذاریها حق انتخاب یک پوشش به رسمیت شناخته شود چرا که ظاهر دیندار لزوما باطن دینداری نخواهد داشت. اما حکومت ایران در همه این سالها با برخورد انتظامی و اعمال محرومیت و مجازات برای زنانی که پوشش را در محیط عمومی رعایت نمیکنند تلاش کرده است حجاب را در ایران اجرا کند اما همه میدانیم که اگر قرار باشه حجابی در ایران بماند با راههای مسالمت آمیز باشد نه با خشونت که این اعتراضات در گوشه گوشه کشورمان به هر نحوی نشان دهنده این است که در تمام این سالها حکومت موفق نبوده و قشر بیشتر مردم مخالف حجاب اجباری هستند و خواستار آزادی در نوع پوشش هستند بخصوص در فصل تابستان میبینیم که پوشش بانوان بخاطر گرمای طاقت فرسا تغییر زیادی میکند که به مزاق انتظامیها خوش نمی آید و هرساله در این فصل مساله گشت ارشاد هم روی کار می آید و یک جورایی با این کار قصد کنترل مردم دارند. البته نمایندگان مجلس هم از نیروی انتظامی خواستند که نگاه مقطعی به برخورد با بدحجابی نداشته باشند. از طرفی هم منتقدان حکومت ایران هم میگویند که مساله انتخاب نوع پوشش یک مساله شخصی است وحکومت نباید در این امر خصوصی دخالت کند اما دولت گویا به مسائل فرهنگی خیلی بیشتر از حل مسائل و مشکلات رایج در مملکت علاقه دارد و پیگیر آن هست. نوع پوشش در این سالهای گذشته در دانشگاهها هم بسیار پر سرو صدا بوده و همیشه هم دانشجویان مخالف آن هستند تا جایی که عبدالرضا سیف معاون فرهنگی دانشگاه تهران در خصوص نوع پوشش در دانشگاهها اعلام کرده حتی رنگ لباس دانشجو و استادان دانشگاهها باید در شان محیط دانشگاه باشد و نباید از رنگهای تند و زننده یا روسری و سال استفاده کنند. او همچنین اعلام کرده که در صورت لزوم حتی ما میتوانیم ابعاد حجاب و حتی رنگ لباس را هم تعریف کنیم! به طور کلی موضوع حجاب روند پرفراز و نشیبی را طی کرده و راهکارهای بسیاری برای کاهش بدحجابی و افزایش رغبت بانوان به حجاب صورت گرفته اما دولتمردان بر این باورند که نقش تهاجم فرهنگ غرب و ورود مدلینگ به کشور از نظرها دور نیست چرا که غرب با بلند اندیشی و برنامه ریزی های چندین ساله سهم بسزایی در روند کاهش اهمیت حجاب و پوشش در برخی مناطق کشور داشته است. این در حالی است که حق انتخاب پوشش برای بانوان حقی غیر قابل کتمان است و باید به زنان این اجازه را داد تا به صورت داوطلبانه این پوشش را انتخاب کنند یعنی باید به دختران خود حق انتخاب بدهیم تا از میان تنوع موجود با حس زیبایی شناختی بهترین انتخاب را داشته باشند. اما در کشور اسلامی ایران مسئله پوشش امری اختیاری نبوده و بنا به مصلحت جامعه باید همه از پوششی تحت عنوان حجاب استفاده کنند و اینکه زنان هم فقط حق اظهار نظر و انتخاب در نوع حجاب را د اشته باشند نه در مورد پوشش! این در حالی است که این روزها اگر چه در شهرهای بزرگ موارد بسیاری از بدحجابی دیده میشود اما آیا تنها تشویق برای روی آوردن زنان و دختران به حجابی متعارف کافی است؟سخن آخر اینکه جنیفر رومولینی نویسنده و روزنامه نگار در رابطه با پوشش زنان یادداشتی نوشته که: هر چه دلت میخواهد بپوش, به مغازه لباس فروشی برو و لباسی را که دوست داری و با آن راحت هستی را انتخاب کن, آن را با لباس مناسبش ست کن و هرچه بود شروع به پوشیدنش کن و با آن برقص, کار کن و ادمهایی را که دوس داری در آغوش بگیر. نگران لباسهایی که انتخاب کردی نباش. نیازهای تو به لباسهای مختلف در طول زمان تغییر میکنند. تو رشد میکنی و دوست داری لباسهای مختلف را تجربه کنی. وبعد از آن بحث آزاد با موضوع حق امنبت زندگی(جنگ) آغاز گردیدکه در ابتدا خانم مینا فرشی نظر دادند که هرکس حق زندگی ازاد و امنیت شخصی دارد ومردم در ایران هیچ گونه این حق را ندارند برخلاف امضا اعلامیه جهانی حقوق بشر رفتار می کنند ودراین بحث ازاد با کمک اقای حمیدرضا دهقان تبریزی توانستیم بصورت تلفنی درخدمت خانم مظلوم مادر اقای سهیل عربی زندانی سیاسی باشیم ایشون اعلام کردند وضعیت پسرم سهیل اصلا خوب نیست و به شدت بیمار هست سهیل دچار شکستگی بینی شده طی درگیری که در زندان پیش اومده بوده و سهیل قصد جداکردن این درگیری ها را داشته و همچنین درد شدی دربیضه ها دارد در حدی که یکی از بیضه های او بطورکامل له شده و حتما باید تحت عمل جراحی قرار بگیرد ولی هیچ درمانی برای وی نشده و مادرسهیل به هرجا که می توانسته مراجعه کرده تا شاید درمانی برای پسرش صورت بگیرد . همه ی ارگانها از بیماری و فکسی که برای مداوای سهیل باید ارسال میشده بی خبر بودند و همچنین مادر سهیل گفت اتهاماتی مثل تشویش اذهان عمومی و تخریب اموال دولتی زدند و حکم 11سال دادند که الان که 5سال میگذره نه حق ازادی مشروع و نه مرخصی بهش نمیدن که حداقل خودمون دنبال درمانش باشیم حتی قران را به زبان انگایسی آموزش می دادو حتی خواندن کتاب را برای او ممنوع کردند او در زندان زبان یاد زندانیان میداد اما ممنوع کردن حتی کلاس نهضت برای زندانیان داشت با مجوز اما به او گفتن باعث میشوی زندانیان نماز نخوانندو در اخر مادر سهیل عربی از مردم خواست تا صدای سهیل وتمام زندانیان سیاسی باشند وار آنها حمایت کنند. و در آخراین بحث اقای حمیدرضا دهقان تبریزی گفت پس چرا دولت اعلام می کند زندان ها درسراسر کشورامن است و کسی بخاطر اعتقاد و دیدگاه تحت تعقیب قرار نمی گیرد درحالی که بسیاری اززندانیان مثل سهیل عربی و سپیده قلیان و اسمعیل بخشی و محمد حبیبی و…… مورد شکنجه قرار دارند و حقوق شهروندی آنان پایمال میشود. ودر پایان خانم زهرا اسدی ضمن تشکراز تمامی سخنرانان و فعالین, منشی جلسه, ادمین ها در ساعت 19:10 ختم جلسه را اعلام کردند. در این جلسه علاوه بر مهمان ها و اعضای نمایندگی بادن و تمبرگ که در جلسه مزبور حضور داشتند عبارتنداز:
زهرا اسدی, پریسا حبیبی، محمدرضا چنگیزی، حمیدرضا دهقان تبریزی، حامد غریب زاده، سجاد فضلعلی، مهراب زارعی, امیرشیر محمدی، رضا عباسی.
گزارش سخنرانی نمایندگی نیدرزاکسن یونی۲۰۱۹
محمد رسولیان
جلسه نمایندگی نیدرزاکسن(هانوفر)۱ یونی مصادف با 11 خرداد در ساعت ۱۲ به وقت اروپای مرکزی با حضور اعضای نمایندگی، سخنرانان و تنی چند از فعالان حقوق بشر در ایران در شهر هانوفر با همراهی حاضرین و مسئولیت خانم آزاده قریشی در فضای مجازی پالتاک برگزار گردید. در ابتدا مسئول جلسه خانم آزاده قریشیضمن خوشامدگویی به شرکت کنندگان اعضا جدید را دعوت به معرفی خود نمودند. خانم عاطفه خواجه نصیر اقای ارمین برادران آقای وحید تیرانی
اولین سخنران اقای محمدعلی محمودزاده با موضوع:گزارش و تحلیل اخبار و موارد نقض حقوق بشر در ماه گذشته به شرح زیر دعوت به عمل اوردند:
خبر: حکم 148 ضربه شلاق در ملآ عام برای دو متهم جرایم اقتصادی در تهران آقایان حسین هدایتی و مهدی موسوی نژاد به جرم اخلال عمده در نظام اقتصادی و پولی کشور از طریق تحصیل نامشروع به تحمل 20 سال حبس و محرومیت دائم از بکارگیری خدمات دولتی و رد مال معادل 5 هزار میلیارد ریال به نفع بانک سرمایه و تحمل 74 ضربه شلاق در انظار عمومی محکوم شدند. خبر : خودکشی هفت نفر در روستای هریس بدلیل بیکاری و فشار مالی روز سه شنبه 31 اردیبهشت ماه آقای بیت الله عبداللهی نماینده مردم اهر و هریس در مجلس از خودکشی هفت نفر از مردم این شهرستان در طی یک سال خبر داد و گفت : این نفرات بدلیل نداشتن شغل و فشار مالی زیاد اقدام به خودکشی کرده اند.در حالی که در این شرایط سازمان اوقاف هرروز به مردم منطقه برای تصاحب زمین های آنها اخطار میدهد.طبق اصل 28 قانون اساسی ایران دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط برابر برای احراز مشاغل ایجاد کند. نقض ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر(حق امنیت کار): هر کس حق دارد کار کند و در شرایط بیکاری مورد حمایت دولت قرار بگیرد و نقض ماده 25 اعلامیه جهانی حقوق بشر(حق بهره مندی از خوراک، مسکن و خدمات درمانی ): این حق مردم است که در مواقع بیکاری حداقل با حمایت دولت از شرایط یک زندگی آبرومندانه در جهت امرار و معاش برخوردار شوند. خبر: اعدام مخفیانه دو کودک مجرم در زندان عادل آباد شیراز مهدی سهرابی فر و امین صداقت 17 ساله در زندان عادل آباد شیراز در 5 اردیبهشت ماه پس از اجرای حکم شلاق به اتهامات تجاوز و سرقت به صورت مخفیانه اعدام شدند.کمیسر عالی حقوق بشر طی بیانیه ای این اقدام جمهوری اسلامی را نقض آشکار قوانین بین المللی و فرآیند دادرسی این کودکان را ناعادلانه خواند.نقض ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر (شکنجه ممنوع)
خبر:دستگیری تعدادی از معلمان و کارگران در تجمعات اعتراضی روز معلم و روز کارگر در جریان تجمعات اعتراضی معلمان آقای محمدتقی فلاحی و رسول بداقی دو تن از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شدند و نیز در تجمعات اعتراضی کارگران در روز کارگر که مقابل ساختمان مجلس بدلیل درخواست افزایش حقوق آنها و پرداخت معوقات مانده برگذار شد ، بیش از 45 نفر کارگر توسط نیروهای امنیتی پس از ضرب و شتم دستگیر و بازداشت شدند.طبق اصل 27 قانون اساسی ایران [تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها ،بدون حمل سلاح ، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد،آزاد است. نقض مواد ۵، ۹، ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر .
خبر:۲۳ زندانی در هراس از اجرای حکم قطع دست در زندان تهران بزرگ محکومیت این افراد به قطع دست در حالی است که بررسی ها نشان میدهد این متهمان به دلیل سرقت های خرد که عمدتا مبالغی بین 5 تا 10 میلیون تومان میباشد را شامل میشود.در حالیکه باید خاطرنشان کرد که درکشور ایران میلیاردها اختلاس و پولشویی صورت میگیرد ولی متاسفانه ترتیب اثری برای مجرمان خاطی مذکور داده نمیشود. نقض مواد ۶و۷ اعلامیه حقوق بشر.ر ادامه جلسه از سخنران بعد جناب اقای محمد آدینه با موضوع :انتخابات ریاست جمهوری و بازی های نظام به شرح ذیل دعوت به عمل امد:
هزاران سال پادشاهی، ملوک الطوائفی، شخص سالاری، دیکتاتوریهای بدخیم و در پاره ای موارد تا حدودی در جهت رفاه مردم. شکل گرفتن تصویری از خدا پنداری شخص شاه و درباریان و مطیع و مطلق بودن محض در ذهن مردم برای قرنها در ایران و منطقه باعث شده که حتی در هزاره سوم و با وجود پیشرفتهای فکری، حقوقی، علمی و صنعتی و نمونه های موفق دموکراسی در جای جای جهان امروز کماکان بخش زیادی از مردم در ایران و کشورهای حاشیه ای ایران بر این باور باشند که تنها وجود یک قیمّ با جنم راه حل نجات کشور و سوق دادن ان بسوی پیشرفت می باشد و باز تنها یک دیکتاتور خوش قلب می تواند جلوی فساد را گرفته و تیکه گاهی برای مردم بی پناه باشد. فکر اینکه حکومت هم می تواند مردمی باشد و اینکه با مشارکت همه اقشار ملت برای کشور می توان فرد شایسته ای را جهت نیل به خوشبختی و سعادت جامعه انتخاب کرد، ارام ارام در ایران جریان پیدا نمود. ولی قانع کردن اشخاص قدرتمند در راس حکومتهای پادشاهی و دیکتاتوری برای دست کشیدن از منافع نامحدود مالی و انسانی کاری بسیار دشوار و حتی با وجود اینکه غیر قابل باور است ولی امری شدنی می باشد. از اواخر حکومت قاجاریه فکر داشتن یک حکومت مردمی و دموکراسی به مانند مدل های اروپایی ان مثل فرانسه و یا حتی حکومت شاهنشاهی مردم سالاری و پارلمانی در بریطانیا بین روشنفکران ایرانی که به فرنگ رفته و با تحصیل و زندگی در ممالک غربی به فواید این گونه حکومتها در جهت رشد جامعه پی برده بودند شکل گرفت. کمتر از دویست سال پیش در فاصله ی سالهای 1804 تا 1828 میلادی و در طول دو جنگ 28 ساله نافرجام و به شکست منجر شده با روسیه و به لحاظ عدم تجهیز ایران به عدوات نو ان دوران 17 شهر قفقاز از دست ایرانیان رفت. این جنگ به دلایل مختلف و از جمله به فتوای اخوندهای مسلط بر ان دوران اغاز شده بود. در واقع بر خلاف حکومتهای افشاریه و زندیه که اخوندها نفوز سیاسی نداشتند، دستگاه حکومت قاجار شریک قدر قدرتی بنام علمای شیعه یافته بود، که همچون یک دولت سایه می توانست هر زمان که بخواهد شاه را در خانه خود کیش و مات کند. اگر در باور امروز نوسازی را به همان نرم افزاری و سخت افزاری تقسیم کنیم بی هیچ شکی عباس میرزا پایه گذار ان در ایران بشمار می رود او این نوسازی را در اعضام دانشجو به اروپا و تاسیس کارخانه ی نوین با روت سازی در تبریز شکل داد. در میانه این شکستهای خفت بار وطن دوستانی از درون حکومت قاجار پای به میدان نهادند تا ایران را از لحاظ نرم افزاری و سخت افزاری و گفتمان نیز نو کنند. میرزا تقی خان امیر کبیر بی هیچ تردید در راس نوسازی ایران قرار دارد. مثلا تاسیس دارالفنون قشر جدیدی از جامعه روشنفکری داخلی را افرید. اگر چه میرزا تقی خان را توطئه دربار و تحریک اخوندها و حماقت شاه از پای در اورد اما بزودی موج جدید نوسازی بدست میرزا حسین خان سپه سالار که او نیز تحت تاثیر نوسازی و تنظیمات در دولت عثمانی بود شکل گرفت . او به خیال اینکه با تشویق ناصرالدین شاه برای سفر به اروپا و دیدن ترقی و توسعه انجا ذهن شاه را باز خواهد نمود او را به اولین سفر تشویق کرد. با وجود بازیهای بچه گانه ناصرالدین شاه، اما بخش نو ظهور روشنفکری ایران در حال قفل گیری بود.37 سال پیش از به ثمر نشستن جنبش مشروطه اندیشه های میرزا فتحعلی اخوند زاده با ترکیبی از نوشتارهای میرزا یوسف خان مستشارالدوله تحت عنوان یک کلمه ان هم به معنی قانون، موتور محرک روشن فکری نوئین ایران را روشن نمود. در ادامه دنیا دیده هایی مثل میرزا ملکم خان پایه گذار نشریه های دیگری بودند و میرزا اقاخان کرمانی به دفاع از فرهنگ روبه زوال ایران پرداخت در همین کشاکش واژه هایی مثل حکومت ملی، آزادی ملی، آزادی فردی، اتحاد ملی، حقوق طبیعی بشر.قشون ملی و تصنیف ملی به تدریج ریشه گرفت. در همان سالها مرگ ناصرالدین شاه به دست میرزا رضای کرمانی باعث گشوده شدن دروازه ها به سوی این حرکت ملی گردید. اما برای حکومت سایه یعنی علمای دینی این پرسش به وجود امد که دلیل شهید کردن شاه چه بوده و براستی او چه در سر داشته؟ پرس وجو پیرامون این ابهام شرکای دین و قدرت دیرینه یعنی سلطنت و روحانیت را متوجه موتور محرکه جدیدی کرد که در جامعه فلک زده ایران روشن شده و به عنوان ابزاری به نام منورالفکری مشهور گشته است. اخوندها اما به سبب اینکه خود را پیشوا و امام مردم می دانند ناگزیر به موضع گیری بودند، گروهی از آنان از سر تحّجر حتی نشستن روی صندلی را حرام و از عادات کفار میدانستند. گروهی هم در تلاش بودند راهی پیدا کنند که از طریق اسلام و قرآن که به عقیده آنها به تمامی علوم و اصول مشروف است، بتوانند این فرهنگ را از دل اسلام و قرآن بیرون بیاورند که همچنین با تحرکات صورت گرفته در دنیای غرب همخوانی قرآنی و اسلامی داشته باشد. سرانجام فشار مردم، تجار و حوزه باعث امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه در 14 مرداد 1285 شمسی گردید. مردم پیروزمندانه شهر را اذین بسته و جشن آزادی و پیروزی گرفتند. نشریات روشن فکری مانند سرای وطن، سوراسرافیل، ثریا، عدالت، پرورش و تعدادی دیگری که نویسندگانشان مطالبی با مفهوم امروزی مدرنیته شدن بود، در این زمان آغاز به نشر کردند. به فاصله چندماه محمدعلی شاه دومین پادشاه مشروطه شد. اما میل به قدرت مطلقه و نیز افراط گرایی سرکردگان مشروطه در حمله به سلطنت و روحانیت، شاه جدید را به مخالفت با مشروطه کشاند. او با همراهی روسها و با فرماندهی لیاخوف مجلس را به توپ بست تا اساس مشروطه را منهدم کند. و در پی چنین حمله ای بسیاری از کوشندگان و سرکردگان مشروطه را عام کرد. اما درفاصله به توپ بستن مجلس در سال 1907 تا فتح تهران از سوی مجاهدین مشروطه خواه در سال 1909 ایران دورانی پر تلاطم را پشت سر گذاشت. جانفشانی های افرادی مانند ستارخان باقرخان ، علی موسیو و حاج علی دوا فروش راه را برای ایل بختیاری، آذربایجان و خطه شمال هموار ساخت تا در سال 1909 تهران رافتح کنند. محمدعلی شاه به سفارت روسیه پناه برد و مشروطه خواهان شیخ فضل الله نوری را بدار آویختند، بر این اساس گزاف نیست که بگوییم دعوای انروز مشروطه خواهان با مشروعه خواهان دعوای امروز ما نیز هست که عاقبت مشروعه خواهان موفق شدند در سال 1357 مشروطیتی را که در طی چند سال بدست استبداد (شاه) و ارتجاع (آخوندها) به مرگ دچار شده بود تیر باران کنند. و اما اولین رئیس جمهور ایران بعد از پیروزی انقلابیون و شورشیان اسلامی در سال 1357 یکی از نزدیکان ایت الله خمینی در پاریس بنام سید ابوالحسن بنی صدر بود. او توانست با توجه به نزدیکی به شخص خمینی و با توجه به ولوشو اوایل دوره انقلاب برموج احساسات مردم در ان روزها سوار شده ودر تاریخ 15 بهمن 1358 با تنفیظ حکم خود توسط ایت الله خمینی رسما کارش را بعنوان اولین رئیس جمهور اسلامی اغاز کند . و هم او تا امروز تنها رئیس جمهوری بوده ،که بدلیل عدم کفایت سیاسی توسط مجلس شورای اسلامی برکنار گذشته است. یکم تیر ماه 1360 تاریخ عزل ایشان می باشد و بعد از او محمدعلی رجایی دومین رئیس جمهوری اسلامی بود که توسط مجلس شورای اسلامی معرفی شده و در تاریخ 11 مرداد 1360 تا شهریور همان سال به مدت 28 روز رئیس جمهور منتخب در جمهوری اسلامی بود. از اینجا به بعد علنا انتخابات در ایران مهندسی شده و با فیلترهای خبری و فیزیکی و فقط برای یک نفر هماهنگ گردیده و سایر نامزدهای موجود تنها برای گرم کردن بازار و خیمه شب بازی سیاسی حکومت حضور داشته و استفاده شده اند. بعد از کشته شدن محمدعلی رجائی شورای موقت وظایف رئیس جمهور را به عهده گرفت. سیدعلی خامنه ای سومین شخصی است که با بازیهای ان روزهای اکبر هاشمی رفسنجانی به دبیر کلی حزب جمهوری اسلامی انتخاب می شود و سریعا پستهای دیگری را در راس نظام و با توجه به خطابه ها و سخنرانیهای جالب او برای مردم تشنه ی احکام اسلامی انروزها مهیای تبدیل شدن به رئیس جمهوری جدید گردید. 46 نفر برای نامزدی ریاست جمهوری ثبت نام می کنند و به فاصله ی کوتاهی 41 نفر از انها رد صلاحیت شده ودر عمل دیگر کسی برای رقابت با علی خامنه ای باقی نمی ماند. فقط محمدرضا مهدوی کنی برای پر رنگ شدن و شکل رقابت بازی نظام معرفی می شود. از طرف دیگر اخزابی مانند حزب آزادی ابراهیم یزدی را برای نامزدی معرفی کرده که آنان نیز از طرف نظام رد صلاحیت می شوند. دولت اعلام می کند 74 درصد واجدالشرایطین در انتخابات شرکت کرده اند و علی خامنه ای با کسب 95 درصد آرا پیروز این رقابت می باشد. جالب اینجاست که رضا زواره ای یکی دیگر از نامزدها که در کل کشور نتوانسته بود حتی نیم ملیون رای کسب کند، برای انتخابات مجلس شورای اسلامی کاندید شده و فقط درشهر تهران توانست بیش از یک ملیون و هفتصد هزار رای کسب کند. از نکات جالب دیگر تعداد رای های باطله ای بود که از تعداد آرای کل سه نماینده دیگر بیشتر شد. حالا رئیس جمهور و در راس هر سه قوه از اخوندها تشکیل شده و عملا تمام قدرت حکومت توسط حزب جمهوری اسلامی قبضه می شود و نام ایران در معنا هم به جمهوری اسلامی ایران تغییر می یابد. 1364 اخرین سال از ریاست جمهوری علی خامنه ای است او میرحسین موسوی، یکی دیگر از سران حزب جمهوری اسلامی را به عنوان نخست وزیر برگزیده است. اشخاصی مثل سید محمد خاتمی نیز در راس کار به عنوان رئیس وزارت ارشاد انقلاب اسلامی مشغول به جهت دادن و مهندسی نظام با فیلترینگ و دادن و گرفتن مجوز به نشریات و کتابها هستند. مراسم صبحگاهی مدارس با مرگ بر امریکا اغاز میشود و صدای نوحه و مارش نظامی در گوش دانش اموزان فرو رفته و به موسیقی متن جامعه تبدیل می گردد. در سطح شهرها نیز ایست و بازرسی و کنترل پوشش حجاب و روابط بین مردم توسط کمیته کنترل شده ودر دل مردم هراس می اندازد. از اواسط سال 1363 وزارت اطلاعات تحت مدیریت افرادی مثل خسرو تهرانی، سعید حجاریان، محمد شریعت مداری، محسن امین زاده و علی ربیعی که عمدتا از دانشجویان پیرو خط امام بودند، تاسیس گردید. این باعث شد که کلیه ادارات دولتی و حکومتی و در عمل جامعه با ساختار تازه ای عمل کنند. پس عملا جهت دادن با زور اسلحه از طرف این نهاد توسط بازوی پر قدرت انها سپاه پاسداران تمامی سمت و سوها در جامعه را فقط در راستای مصلحت نظام می گردانند و عملا حرف حرف نظام میشود. در همان سال سید علی خامنه ای رهبری درخواست حذف مقام نخست وزیری را می کنند. نظام از ان زمان به دو جناح تبدیل می شود حامیان علی خامنه ای رئیس جمهور به نام جناح راست و حامیان میرحسین موسوی نخست وزیر به جناح چپ مشهور می شوند. در این بین شخص هاشمی رفسنجانی به عنوان مقامی که به تمامی اضلاع نظام نزدیک است و به عنوان نقطه ی سقل جمهوری اسلامی نقش زیادی را بازی می کند. با اینکه تمام این افراد باهم اختلاف دارند ولی برای بار دوم نیز علی خامنه ای را به عنوان کاندید دوره ی دوم ریاست جمهوری معرفی می نمایند. با شروع انتخابات چهارم ریاست جمهوری اسلامی دیگر از اینجا به بعد هیچ حزبی اجازه فعالیت رسمی ندارد. در این دوره نهادها تشکیلات و گروه های تازه سازمان یافته خارج از کشور این انتخابات راغیر ازاد ونامشروع اعلام کرده و خواهان تحریم انتخابات توسط مردم می شوند. همزمان ایت الله خمینی به میدان امده و از مردم در خواست می کند که برای نجات اسلام درانتخابات شرکت نمایند و با عوام فریبی اعلام می دارد که اگر کاندیداها بد هستند و لاکن اسلام که بد نیست و رای دادن شما برای نجات اسلام است. پس منظور نظام از انتخابات تماما تنها گرفتن یک بیعت از مردم برای نشان دادن ان به جهان می باشد. درتاریخ 25 مرداد 1364 چهارمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اغاز می شود. 54 درصد واجدین شرایط شرکت میکنند که پایین ترین از زمان پیروزی انقلاب بوده است. علی خامنه ای 85 درصد آرا را کسب کرده و برای اولین بار یک شخص دوبار برای مقام ریاست جمهوری در ایران انتخاب میشود. بعد از انتخاب مجدد خامنه ای به عنوان رئیس جمهور او مسمم شده تا طبق هماهنگی های قبلی با خمینی نخست وزیر را تغییر دهد که اینبار دوباره ایت الله خمینی نظرش را تغییر داده و مانع برکناری مهندس موسوی می شود، در اینجا علی خامنه ای بسیارتلاش می کند ولی نمی تواند نظر ایت الله خمینی را تغییر دهد . در اینجا خمینی با ارائه یک سخنرانی، تغییر نخست وزیر را در این دوران جنگ یک خیانت به مردم و اسلام اعلام می دارد. چالش خامنه ای و موسوی وارد فاز جدید میگردد. واین خود بعدها به ابزاری در جهت مهندسی نظام برای انتخابات بعدی و کشاندن مردم به پای صندوق های رای و دادن وجهه ی جهانی و عنوان کردن شکلی از دموکراسی برای پیشبرد اهداف ایدئرلوژیک انها در مقابل مردم و جهان خواهد شد. در این زمان برکناری حسنعلی منتظری در مقام جانشینی رهبری جمهوری اسلامی توسط ایت الله خمینی و با دستور بازنگری در قانون اساسی توسط او، مقام نخست وزیری از قانون اساسی حذف شده و اختیارات او را به مقام ریاست جمهوری واگذار می کنند.و در اینجا هم نقش هاشمی رفسنجانی در ایجاد این تغییرات و مهندسی اینده جمهوری اسلامی یک نقش بسیار کلیدی می باشد. در گذشت ایت الله خمینی و نقش افرینی رفسنجانی در انتخاب سید علی خامنه ای در مقام رهبری بی شک بزرگترین حرکت کلیدی از طرف او به عنوان قدرتمندترین شخص جمهوری اسلامی در ان دوران است. در پنجمین دوره انتخابات، 52 نفر به عنوان کاندیدا شرکت کرده که باز همگی انها به جز دو نفر رد صلاحیت می شوند.اکبر هاشمی رفسنجانی و عباس شیبانی دو نامزد انتخابات پنجمین دوره ریاست جمهوری بوده اند که کاملا پیروزی هاشمی رفسنجانی به سبب فعالیت در راس حکومت و نزدیکی به تمامی هرم های قدرت مشهود بود. هاشمی رفسنجانی دوبار و بصورت کامل رئیس جمهور اسلامی ایران گردید طوری که هر بار خود نامزدها می گفتند : معلوم است که چه کسی پیروز انتخابات است. با پایان دوران هاشمی رفسنجانی و اغاز نا امیدی مردم از انقلاب و اگاهی تعداد بسیار بیشتری از مردم کشور از عدم صلاحیت حکومت جمهوری اسلامی، سران نظام به فکر ابزار مهندسی جدیدی می افتند. ورود سید محمدعلی خاتمی با رنگ و بوی تازه و بعد ازپیروزی انقلاب اسلامی برای اولین بار با شعارهای جدید فرهنگی و ازادیهای اجتماعی و پرداختن به جوانها که به دنبال رها شدن از زیر فشار های حکومت اسلامی بودند با یک مهندسی هوشمندانه سیاسی گزینه بد و بدتر را به سیستم سیاسی کشور برای انتخابات معرفی کردند. ((نه بزرگ))سید محمد علی خاتمی هم در 12 مرداد ماه 1367 به عنوان پنجمین رئیس جمهوری اسلامی با بیش از 20 میلیون رای 69% آرا را از ان خود کند. در این دوره هم موسوی کاندید بود که ناگهان اعلام انصراف کرد. محمد خاتمی نیز توانست دوباره در تاریخ 11 مرداد سال 1380 تا 12 مرداد 1384 سمت ریاست جمهوری اسلامی را کسب کند.ظهور محمود احمدی نژاد به عنوان پدیده جدید ان دوران حکومت که با گذشت این سالها بسیار اب دیده تر شده و کنترل تمامی اضلاع حکومت را بدست گرفته بود شخصی مثل محمود احمدی نژاد را به مردم ناامید ایران از دروغهای رئیس جمهوری قبلی معرفی کرد. دراین دوران واژه های اصلاح طلب و اصول گرا مدام درگوش مردم تکرار میشد. توقیف فله ای نشریات و ترور های شخصیت های سیاسی به ظاهرمنتقد در دوره ی خاتمی مثل فروهرها بود. دل مردگی و ناامیدی به اینده در دل مردم جنگ و تورم زده ی ایران که دراین زمان دیگر به دنبال کمترین حقوق اجتماعی خود در زندگی بودند راه برای ورود دروغگوی دیگر باز کرد. دراین دوران با شروع فعالیت تلوزیون های ماهواره ای و نشان دادن بیشتر تخلفات حکومتی ها بحث تحریم سراسری انتخابات بسیار بیشتراز قبل به میان امد. محمود احمدی نژاد با کمترین سابقه سیاسی ومدیریتی وفقط با تکیه بر شکل جدیدی از انتقادات و وانمود کردن حمایت از طیف ضعیف جامعه، به عنوان ششمین رئیس جمهور اسلامی در تاریخ 12 مرداد 1384 انتخاب گردد.در چهار سال بعد همراه با شروع به کارمحمود احمدی نژاد خسارت های بیشماراقتصادی و تخریب وجهه هر چه بیشتر کشور در جهان، مردم به خصوص بخش روشن فکر جامعه ودانشجویان را اعصبانی کرده ودراواسط تابستان سال 1388 علنا نظام برای اولین بار به صورت جدی خود را درمقابل مردم دیده و احساس خطر میکند. با درخواست مردم ودانشجویان بار دیگر بخش اصلاح طلب جامعه که کماکان فکر میکردند این نظام اصلاح شدنیست مهندس موسوی را کاندید اصلح خود کرده و به صورت خودکار وبه راحتی هر چه تمام تر مردم را به سوی صندوق های رای می کشانند. در انتخابات سال 1384 حکومت، هاشمی رفسنجانی را به عنوان نماد جمهوری اسلامی، دانسته وبه صورت کاملا مهندسی در مقابل احمدی نژد قرار دادند که او هم با سبک خاص گفتاریش به انتقاد از او پرداخته ومردم ساده لوح نه به خاطر احمدی نژاد بلکه در جهت نه گفتن به جمهوری اسلامی رای دادند. در سال 1388 محمود احمدی نژاد عملا چیزی برای ارائه نداشت. پس دوباره بحث بد وبدتر پیش کشیده موسوی وکروبی مقابل احمدی نژاد قرار میگیرند. بازی دوباره اغاز میشود .این بار تصاویر مدرن و امروزی از دختران کم حجاب و ارایش کرده و در تلویزیون های سراسر صدا و سیما همراه با شادی وپای کوبی با پسران در خیابان ها و همچنینئ،شوآف سلبرتیها و اعلام حمایت آنان از موسوی و کروبی مردم ساده لوح کشور را بر این میدارد که این بار دیگر زمان ماست ودوباره پای صندوق های رای می روند. تب انتخابات در کشوربالا میگیرد در ظاهر اکثریت قالب رای ها به نفع موسوی است وسبزها همه جا نوای ای ایران را پخش میکنند،گویی که این شخص نه از دل نظام جمهوری اسلامی بلکه از طیف مخالف ان است. در ضمن افراد دیگری هم مثل محسن رضایی و مهدی کروبی هم این بازار مکاره را گرم میکنند. تمام خیابان ها تا دیر وقت پذیرای مردمیست که با شور واشتیاق با پخش موزیک های غیر مجاز اسلامی به پای کوبی مشغولند گویی ایران یک کشور صاحب دموکراسی است. در این بین با نزدیک شدن به زمان انتخابات صحبت از تقلب در ان نیز چاشنی تحرکات مردمی شده و گروه های در جهت کنترل و مقابله با ان تشکیل میشود. روز انتخابات مردم از صبح خیلی زود به طرف مراکز رای گیری میروند. اینترنت و تلفن های همراه دچار مشکل شده وعملا ارتباط تهران با شهرستان ها از بین میرود در حالی که طرفداران میرحسین موسوی پیشاپیش جشن پیروزیشان را برگزار میکردنند، دراوج ناباوری اعلام شد که محمود احمدی نژاد پیروز انتخابات شده است. مردم خشمگین به خیابان ها ریخته و اعتراضات تا هفته ها در جریان بود. وساطت رهبری وقسم خوردن به جسم ناقص خویش در نماز جمعه تهران اعلام نزدیکیه تفکراتش با شخص محمود احمدی نژاد دلیل واضحی بردستکاری بدون شک در انتخابات ان دوره بود در حالی که احمدی نژاد با حمایت رهبری وسپاه دوباره برسرکار می اید اما بعد از چندی خود به چالشی برای نظام رهبری تبدیل شده وبه جنبش انحرافی مشهور میشود. اکنون اواخر دولت دهم است ونظام دوباره باید یک بازی جدید را طراحی کند این بار مردم دیگر نمیدانند که چه پیش می اید ولی برای حکومت جمهوری اسلامی در سال 1392 بازی به دشواری سال 88 نیست .این بار هاشمی رفسنجانی رد صلاحیت شده و عملا تنها کسی که ممکن بود بتواند حرفی جدید در جهت صدای خفه شده اهاد مردم در سال 88 داشته باشد را از دور خارج کرده و تنها فقط گروهی از اصولگرایان را در مقابل یک نامزد اصلاح طلب به اسم حسن روحانی قرارمیدهند. بار دیگر مردم به امید اینکه ممکن است حسن روحانی بتواند راه اصلاح طلبان و میرحسین موسوی را برود ودر طرف مقابل سپاه هم نماینده خود قالیباف را که او نیز از طرف بیت رهبری حمایت میشد برای بازی بد و بدتر همیشگی پیش انداختند. در 12 مرداد سال 1392 با ارای 6/18 میلیون نفر به عنوان هفتمین رئیس جمهور اسلامی انتخاب گردید. در سال 1396 دوباره دولت تدبیر وامید با خیمه شب بازی های نظام و اوردن یک تندروی مذهبی ومنفور از نظر مردم در مقابل حسن روحانی و با استفاده از ساده لوحی بی پایان مردم کشور وبازی چندمین بار بد وبدتر همیشگی و با توجه به تخریب های اقتصادی وسیاسی و وجهه جهانی حتی بیشتراز بار اول از ترس اخونر رییسی در انتخابات به حسن روحانی رای داده و او توانست با 57% ارا تا سال 1400 خورشیدی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شده تا با تمام توان در جهت ویرانی ایران پاشنه ها را بالا کشیده و بگمانم تا نوشیدن کامل شیره جان این مردم ستم دیده از پا نخواهند نشست. اکنون از خودم میپرسم ایا بعد از تمامی این سال ها وتباهی چندین نسل و ویرانی منابع طبیعی، صنعتی، مالی، فرهنگی، انسانی، علمی و…باز هم مردم فریب این بازی های نظام رامیخورند ؟در پایان جناب اقای شفائی و همچنین اقایان قضایی و اسماعیلی و بانوان جعفری،خواجه نصیری و عبداللهی نظرات خود را بیان کردند. در ادامه خانم بهاره بلورچی به بررسی ماده 21 اعلامیه جهانی حقوق بشر ومقایسه ان با قانون اساسی جهموری اسلامی ایران پرداختند. ماده 21: حق دموکراسی: الف) هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید. ب) هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید. .پ) اساس و منشا قدرت حکومت، اراده مردم است. این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری صورت پذیرد. انتخابات باید عمومی و با رعابت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گبرد که آزادی رای را تامین نماید. دموکراسی چیست: دموکراسی به معنای این است که دولت، مشروعیت خود را از مردم تحت حکومت خود میگیرد، از توده مردم هیچ جدایی ندارد و در خدمت آنها عمل میکند: همان جمله لینکلن: «حکومت مردم، به وسیله مردم و برای مردم. این یک اصل است نه یک روش ویژه مانند رأی دادن. روشهای گوناگون ساختاری و سازمانی بسیاری برای تصویب اصل دموکراسی در یک دولت وجود دارد. افرادی که با گفتن «ایالات متحده یک جمهوری مبتنی بر قانون اساسی است و یک دموکراسی نیست» کوته نظرانه ادعای پختگی سیاسی میکنند، در واقع عدم پختگی خود را فاش میکنند. جلسات سالن شهر، همه پرسی، داورانی که توسط قرعه کشی انتخاب میشوند، نمایندگان برگزیده: همه اینها و بسیاری دیگر مکانیسمهای دموکراتیک هستندکه شهروندی را در حکومت پایه گذاری میکنند. مردم سالاری یا دموکراسی یک روش حکومتی است برای مدیریت کم خطا بر مردم حق مدار که در آن فرد یا گروهی خاص حکومت نمی کنند بلکه مردم حکومت میکنند. گونه های مختلف دموکراسی وجود دارد و در جامعه بینالملل نیز شاهد چند گانگی دموکراسی هستیم. میان انواع گوناگون دموکراسی، تفاوتهای بنیادین وجود دارد. بعضی از آنها نمایندگی و قدرت بیشتری در اختیار شهروندان میگذارند. در هر صورت اگر در یک دموکراسی، قانونگذاری دقیق برای جلوگیری از تقسیم نامتعادل قدرت سیاسی (برای مثال تفکیک قوا) صورت نگیرد. یک شاخه نظام حاکم ممکن است بتواند قدرت و امکانات زیادی را در اختیار گرفته و به آن نظام دموکراتیک لطمه بزند. از «حکومت عدد» به عنوان خاصیت اصلی و متمایزکننده دموکراسی نام می برند. در صورت نبود حاکمیت مسئولیتپذیر، ممکن است که حقوق اقلیتهای جامعه مورد سوء استفاده قرار گیرد (که در آن صورت به آن استبداد اکثریت میگویند) از اصلی ترین روندهای موجود در دموکراسیهای ممتاز میتوان به وجود رقابتهای انتخاباتی عادلانه اشاره کرد. علاوه بر این، آزادی بیان، آزادی اندیشه سیاسی و مطبوعات آزاد از دیگر ارکان اساسی دموکراسی هستند که به مردم اجازه میدهند تا با آگاهی و اطلاعات بر حسب علاقه شخصی خود رأی بدهند. دموکراسی یعنی هرکسی بتواند خود برای انتخاب شدن وپیشبرد عقیده خود تلاش کند و دچار سانسور نشود و گروهی از مردم جمع شده و یک نماینده انتخاب کند. دیدار سران سه قوه با رهبر جمهوری اسلامی ایران در دولت دهم. بر این اساس در قانون اساسی بخشهایی مانند اصل ششم که مقرر میکند “امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود” در سایه اصل پنجم قرار میگیرد که کشور را “در زمان غیبت حضر ولیعصر” می بیند و تصمیم گیری درباره مهمترین مسائل آن را به “ولایت امر و امامت امت” میسپارد. مطابق اصل ۱۱۰ انتصاب رئیس قوه قضائیه، رئیس سازمان صدا و سیما، و نصب و عزل فرماندهان نیروهای نظامی، انتظامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جزو اختیارات رهبری است.انتخابات مجلس و ریاست جمهوری، به عنوان بالاترین نهادهای قانونگذاری و اجرایی کشور نیز از میان افرادی باید انجام شود که شورای نگهبان صلاحیت آنها را تائید کرده باشد. نیمی از اعضای این شورا منصوبان رهبر هستند و نیمی دیگر را رئیس منصوب شده از سوی او در قوه قضائیه به مجلس معرفی میکند.
نقش شورای نگهبان در ترکیب قوا: به این ترتیب ترکیب قوای سه گانه که قرار است از یکدیگر مستقل باشند، به طور مستقیم یا غیرمستقیم توسط رهبر و منصوبان او تعیین میشوند. در برخی از اصول قانون اساسی برای قوای اجرایی و قانونگذاری اختیارات و وظایفی تعریف شده که شماری دیگر از اصول برای آن مانع ایجاد میکنند و در نهایت با سد نهادهای زیر نظر رهبری روبرو هستند.اصل ۷۶ تصریح میکند: «مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد.» با این حال شورای نگهبان، به عنوان مرجع تفسیر این قانون، تحقیق و تفحص از نهادهای زیر نظر رهبری را مجاز نمیداند.در بندهای ششم تا هشتم اصل سوم قانون اساسی نیز دولت موظف شده برای “محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی”، “تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون” و “مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش” همه امکانات خود را به کار برد.بیشتر بخوانید: مجلس و افسانه “در رأس امور بودن”وظایف بزرگ و اختیارات محدود دولت: تجربه ۴۰ سال گذشته نشان داده که دولتهایی که تا کنون بر سر کار بوده اند گامی در راه انجام این وظایف برنداشته یا هر اقدام آنها در این زمینه با مقاومت و مخالفت شدید “حامیان ولایت فقیه” روبرو شده است. در اصل سوم مصداق مقامهایی که احتمال دارد به “استبداد و خودکامی” دچار شوند مشخص نیست، اما تا جایی که به رهبر جمهوری اسلامی مربوط است دولت هیچ امکانی برای “محو خودکامگی” او و منصوبانش در اختیار ندارد. تنها نهادی که با تفسیری خوش بینانه از قانون اساسی میتواند بر کار رهبر نظارت کند مجلس خبرگان است. صلاحیت نامزدان ورود به این مجلس باید توسط شش فقیه منصوب رهبر در شورای نگهبان تائید شود. شورای نگهبان به عنوان یک نهاد انتصابی وظیفه تشخیص صلاحیت داوطلبان شرکت در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری را نیز بر عهده دارد و از این طریق استقلال و مشروعیت این دو دستگاه را خدشه دار میکند.اصل چهارم قانون اساسی نیز مقرر کرده: «کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است. مجمع تشخیص مصلحت نظام از نهادهای دیگر انتصابی در جمهوری اسلامی است که باعث مخدوش شدن استقلال و تفکیک قوای مجریه و قانونگذاری میشود. این مجمع که مطابق اصل۱۱۲ قانون اساسی اعضای ثابت و متغیر آن را “مقام رهبری تعیین می نماید” هم سیاستهای کلان و هم قوانینی را تصویب میکند که مجلس و دولت ملزم به تبعیت از آن هستند. احکام مجمع تشخیص که از سوی رهبر تائید و ابلاغ میشود میتواند قوانین مصوب مجلس و حتا قانون اساسی را نیز نقض کند. جنبهی جمهوریت حکومت ایران با نهادهایی چون ریاست جمهوری و مجلس توجیه میشود که “انتخابی” هستند و قرار است با رأی مستقیم شهروندان شکل بگیرند. از سوی دیگر ساختار و نهادهایی که اسلامیت حکومت را مشخص میکنند مانع برگزاری انتخابات واقعا آزاد و مخدوشکننده استقلال نهادهای “انتخابی” هستند. / «قوای حاکم در جمهور اسلامی ایران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال میگردند. این قوا مستقل از یکدیگرند .»استقلال قوای سهگانه در جمهوری اسلامی از چند طریق نقض میشود؛ این کار به طور عمده از طریق خود قانون اساسی و تناقضهای اصول آن، و به طور خاص از راه اصول نانوشته انجام میگیرد .تجربه دموکراسیهای مدرن نشان میدهد که تفکیک مطلق قوات قریبا ممکن نیست، اما تقسیم قدرت میان قوای سهگانه تا حدود زیادی جلوی انحصار قدرت و شکلگیری فساد گسترده سیاسی و اقتصادی را میگیرد.نقض جمهوریت در قانون اساسی: تعارض میان اسلامیت و جمهوریت از نخستین اصلهای قانون اساسی جمهوری اسلامی آشکار میشود که در آن شکلگیری نظام حکومتی بر پایه ایمان به امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلام”، و “وحی الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین” توصیف شده است. در این زمینه جناب شفایی توضیحاتی در ارتباط با معنی دموکراسی ارایه فرمودند.
سپس خانم قریشی در ساعت 13:45به مدت 15 دقیقه وقت استراحت تعیین کردند. در این زمان خانم شبنم رضاوند بعنوان سرپرست نمایندگی هانوفر توضیحاتی در مورد قوانین کانون حقوق بشر در ایران خدمت اعضا جدید ارایه فرمودند.
ددر بخش دوم خانم مهرنوش ایمانی با موضوع روز جهانی کودکان بی گناه و قربانی تجاوز به شرح ذیل سخنرانی کردند: تجربه خشونت در کودکی ، اثرات مخرب روانی گسترده ای در بزرگسالی تا مرگ راشامل می شود .هدف، تعیین نقش تجربه خشونت کودکی در سلامت روان افراد 18 ساله و بالاتر می باشد .در حال حاضر یکی از مهمترین معضلات اجتماعی مورد توجه محافل علمی و دست اندرکاران نظام بهداشتی و حقوقی پدیده خشونت و آزار دوران کودکی می باشد .1.سازمان جهانی بهداشت، خشونت را شامل همه اشکال سو رفتار جسمی ، آزار جنسی، عاطفی و یا سایر موارد و بهره کشی می داند.که منجر به صدمه و آسیب بالفعل و بالقوه به سلامت بقا تکامل یا منزلت کودک میگردد. سازمان بین الملل تجربه خشونت کودکی را در چهار گروه عمده طبقه بندی نموده است :
1.عدم حمایت والدین 2.اهمال والدین3.خشونت خانگی4.خشونت اجتماعی :به بی توجهی والدین به کودک عدم حمایت والدین میگویند.اهمال والدین ،موفق نبودن در پرداختن و رسیدگی به نیازهای جسمی و عاطفی کودک و سایر خدمات در زمان کودکی میباشد. خشونت خانگی به عنوان مشاهده اذیت و آزار کودک توسط والدین و یا اعضای نزدک خانواده منجمله آزار جنسی، جسمی و روانی تعریف شده است.همچنین خشونت اجتماعی شامل مشاهده درگیری کودک با همسالان وبزرگسالان، آدم ربایی ،سواستفاده جنسی، دشنام و سرکوفت و ریشخند می باشد.بنابراین خشونت علیه کودکان طیف وسیعی از رفتارهای آسیب رسان که ذکر شد را شامل می شود.کودکان یکی از حساس ترین و در عین حال در کنار طیف وسیعی از رفتارهای آسیب رسان که ذکر شد راشامل میشود.پیامدهای بزه دیگی اذیت و آزار اعمال شده بر کودکان نیز به حدی است که اهمیت حمایت از ایشان را دوچندان می کند.این موضوع مخصوص جامعه یا طبقه خاصی نیست ، بلکه اکنون همه کشورهای دنیا و طبقات اجتماعی با آن دست به گریبانند:لازم به ذکر است که در حال حاضر بیش از یک میلیارد و دوبیست میلیون کودک در دنیا در معرض فقر و تبعیض و جنگ هستند و در بین 175کشور دنیا ایران رتبه 86را دارد.و کشورهایی مثل مالی. آفریقای مرکزی ،چاد وضعیت خیلی بحرانی دارند و ایالات متحده آمریکا در رتبه 36 و چین رتبه 40.و تغییر و تحولات اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی هر روزه بر میزان آن افزوده است.مثل وضعیت در حال حاضر کشورمون که روز بروز سفره ها کوچکتر و فشار اقتصادی بیشتر میشود و به خاطر آسیب پذیری خانواده ها و فقر قطعا باعث کودک همسری ،ترک تحصیل و کار در کودکان میگردد. اعمال خشونت علیه کودکان به وضعیت نامطلوب سلامت، کاهش کیفیت زندگی و استفاده بیشتر از خدمات بهداشتی، مراقبتی در دوران بزرگسالی فرد منجر میگردد. و بر روان و رفتار قربانی اثرات بلند مدت بر جامیگذارد ، سلامت روانی و قدرت سازگاری او را کاهش میدهد و روابط اجتماعی و خانوادگی اورا از حد عادی خارج می نماید و گستره وسیعی از هزینه های اقتصادی ، اجتماعی و بهداشتی را در بر میگیرد.
اختلالات روانی مانند افسردگی ، اختلال شخصیت چند گانه ، اعتماد بنفس پایین،داشتن دیدگاه
منفی نسبت به خود ، اعتیاد به مواد مخدر و دیگر پیامدهای منفی تجربه خشونت کودکی هستند .و متاسفانه تجارب آزار و اذیت در دوران کودکی توانایی تنظیم عواطف و هیجانات را در دوران بزرگسالی با مشکل مواجه میکند و همچنین در کشورما افزایش قتل زنجیره ای کودکان نظیر ملیکا دختر هشت ساله ،آتنا اصلانی دختر هفت ساله ، ستایش قریشی دختر شش ساله و اهورا پسر سه ساله در فواصل نسبتا کوتاهی ازیکدیگر مسئله کودک آزاری درایران را به معضلی جدی بدل ساخته است و همچنین پنهان ترین جلوه کودک ستیزی مردسالارانه در ایران، سیاست تشویق زنان به باروری و افزایش جمعیت است . این سیاست نه تنها پیامد منفی در موقعیت زنانه را در بردارد بلکه با بی توجهی به استانداردهای مادی و معنوی از جمله تغذیه مکفی، بهداشت ،مسکن مناسب و شرایط آموزشی و تحصیلی کودکان، فرصت رشد درخور آنان را سلب کرده و کودکان را در معرض فقر ، بیسوادی، عدم سلامت و کجروی اجتماعی قرار میدهد. گذشت از آن بند 1 ماده 19 کنفواسیون حقوق کودک تمامی کشورهای عضو را موظف ساخته تا با استفاده از تمامی امکانات قانونی و اجرایی از کودکان در برابر تمامی اشکال خشونت بی توجهی، بدرفتاری یا بهره کشی و آزارجنسی کودکان محافظت کنند .همچنین نه تنها معمولا خشونت والدین و مدارس و اجتماع علیه کودکان مورد توجه قرارنمگیرد ، بلکه گاهاز پشتیبانی قانونی نیز برخوردار است. پایین بودن سن ازدواج بویژه برای دختران به معنای قانونی بودن تجاوز جنسی به آن دسته از دختران خردسالی است که از نظر شرعی به بلوغ جنسی رسیده اند و به عقد مردان درآمده اند مثل رها دختر بچه یازده ساله ایلامی که مورد آزار و شکنجه به اصطلاح همسر خود که 54 سال سن و هفت بچه بود و رها در حکم نوه او می بود. بنابر این اعمال هیچ نوع خشونتی علیه کودکان قابل توجیه نیست .همه انواع خشونت اعمال شده بر کودکان قابل پیشگیری است. در حالی که مسئولیت و تعهد قانونی بر عهده دولتهاست ،کلیه بخش های جامعه و افراد در مسئولیت محکوم کردن و پشگیری از انواع آزارهای علیه کودکان و همچنین رسیدگی به کودکان قربانی سهیم هستند و دولت ها باید بر سیاست ها و برنامه های مبتنی بر مستندات برای پرداختن به عواملی که میزان خشونت علیه کودکان را کاهش میدهد سرمایه گذاری کنند. اما با توجه به اینکه جامعه ایران روز بروز بیشتر در فقر و،شکاف و ناهنجاری اجتماعی فرو می رود خطر افزایش این خشونت ها بسیار است. با این همه روشگری و راه انداختن کانون دفاع از حقوق بشر و افشاگری نقش موثری در به عقب راندن اقتدار مردانگی خشونت گرا و دفاع از زنان و کودکان قربانی آن دارد. در نتیجه کودک چه دختر و چه پسر به روابط سالم نیاز دارند این کودک نیازمند است تا تحت پوشش پدر محبت مادر و خواهر و برادر و اعضای فامیل قرار بگیرد،که از افراد نزدیک او هستند و با کودک روابط خونی دارند و بهترین راه حل در این زمینه :آگاه سازی مردم جامعه ماست که چگونه باید با کودکان خود رفتار کنیم و این آگاه سازی باید از طریق دولت، رسانه ها مدارس انجمنهای حمایت از حقوق کودکان و سازمانهای مردم نهاد که نقش تعیین کننده در آگاه کرد مردم دارند زیرا بسیاری از قوانین جمهوری اسلامی نقص حقوق کودکان است در پایان جناب شفائی توضیحاتی دادند وسپس اقایان وبانوان رضاوند و عبد اللهی، محمود زاده، پرویزی، ادینه و قضایی و جعفری، نظرات خود را ارائه کردند.در بخش معرفی کتاب اقای محمد علی قدیمی کتاب 1984 نوشته جورج اورول را به شرح ذیل معرفی کردند:
دنیای حیرت انگیز و ترسناکی که جرج اورول در رمان خود به تصویر کشیدهاز سه کشور بزرگ و مقتدر و بی رحم تشکیل شده است که دائما با هم در جنگ هستند.دولت مرکزی اوشینیا یک دولت تمامیت خواه است که همه چیز را کنترل میکند و به شما میگوید چه کاری کنید و با چه کسانی صحبت کنید، اوقات فراغت خود را چگونه سپری کنیدو به چه چیزی باور داشته باشید و به معنای واقعی همه چیز را تحت نظر دارد. حال اگر از شما خلافی سر بزند حتی اگر در ذهن خود از حزب تنفر داشته باشید شما دچار جنایت فکر و چهره شده اید و شما ناپدید خواهید شد. حزب سه شعار معروف دارد که بر بدنه وزارت حقیقت حک شده است. جنگ صلح است، آزادی بردگی است، جهل حقیقت است. شخصیت اصلی این کتاب وینستن است که در وزارت حقیقت کار میکند. وینستن تنها زندگی میکند و کارمند حزب است و از آن تنفر دارد. در ادامه وینستن از کسی که میترسید و همواره فکر میکرد او یک پلیس است یعنی جولیا وارد داستان میشود. جولیا رابطه ی مخفیانه با وینستن ایجاد میکند و بعد از مدتی هر دو متوجه میشوند که از حزب متنفر هستند. جرج اورول کتاب ۱۹۸۴ را استادانه نوشته و موضوعات مختلف را بسار زیبا به هم وصل میکند. از کتابهای معروف دیگر جرج اورول میتوانیم قلعه حیوانات را نام ببریم.
در قسمت بعد بحث ازاد با موضوع پناهجوئی و پناهندگی با مدیریت خانم نیشتمان عبداللهیبرگزار شد که در ابتدا خانم نیشتمان عبداللهی توضیحاتی را ارائه کردند که به شرح ذیل میباشد:در تاریخ چهارم دسامبر سال ۲۰۰۰ مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصمیم گرفت روز ۲۰ ژوئن هر سال را، به منظور آگاهی رسانی و بهبود وضعیت پناهندگان به عنوان روز جهانی پناهنده اعلام کند.
طبق سایت آژانس پناهندگان سازمان ملل این روز به منظور بزرگداشت جرات، قدرت و عزم زنان، مردان و کودکانی که به دلیل آزار، اذیت، درگیری و خشونت مجبور به فرار از خانه هایشان شدند شکل گرفت.پناهنده و حقوق مربوط به او: طبق ماده ی ۱کنوانسیون ۱۹۵۱ واژه پناهنده اینگونه تعریف میشود:به علت ترسِ موجه از اینکه به علل مربوط به نژاد، مذهب، ملیت، عضویت در گروه های اجتماعی خاص، یا داشتن عقاید سیاسی، تحت تعقیب، شکنجه، آزار و اذیت قرار گیرد در خارج از کشور محل سکونت عادی خود به سر میبرد و نمیتواند یا به علت ترس مذکور نمیخواهد خود را تحت حمایت آن کشور قرار دهد؛ یا در صورتی که فاقد تابعیت است و سپس از چنین حوادثی در خارج از محل سکونت دائم خود به سر میبرد و نمی تواند یا نمیخواهد به علت ترس مذکور به آن کشور بازگردد. ماده ۱۴ اعلامیه جهانی حقوق بشر حق پناهندگی تشریح کرده است.آمار نشان میدهد در هر ۴ ثانیه یک نفر مجبور به فرار میشود. بر اساس گزارش منتشر شده از سازمان ملل تعداد افرادی که تا پایان سال ۲۰۱۷ مجبور به ترک محل زندگی شان شدهاند ۶۸/۵ میلیون نفر میباشند؛ که آزار، اذیت، خشونت و جنگ از عوامل اصلی آن است. جنگ ۴۰ میلیون نفر را مجبور به فرار از خانه هایشان کرده است. در ۷ماه از سال ۲۰۱۸ ،۱۵۰۰ نفر جان خود را در دریای مدیترانه از دست دادهاند. متاسفانه آماری از افراد مفقود شده، دزدیده شده یا مورد تجاوز و خشونت قرار گرفته در راه پناهندگی در دست نیست. بیشترین پناهندگان جهان از کشورهای سوریه، افغانستان، سودان جنوبی، میانمار و سومالی هستند. آمار نشان میدهد مقصد اکثر پناهندگان ترکیه میباشد. ترکیه در طی ۴ سال متوالی با جمعیت ۳/۵ میلیون نفر پناهنده، پناهنده پذیر ترین کشور دنیا محسوب میشود. سپس پاکستان، اوگاندا و ایران در رتبه های دوم تا چهارم قرار دارند. کشور یونان هم که در نظر پناهجویان گذرگاهی برای رسیدن به اروپا محسوب میشود دارای ۶۰ هزار پناهنده است که ۱۴ هزار نفر در جزایر آن به سر میبرند. جزایری که گاها جزایر مرگ خوانده میشوند.در اینجا میخواهم از تجربه شخصی خود در پناهنده پذیر ترین کشور جهان بگویم. اعلام پناهندگی در ترکیه به این منوال است که شما برای معرفی خود به پلیس بسیار بد رفتار ترکیه مراجعه میکنید و در سازمان UN ثبت نام میکنید و تمام! در خوشبینانه ترین حالت بقیه داستان به یک سال بعد و به طور متوسط به دو الی چهار سال بعد موکول میشود. در طول این مدت هیچ حمایتی نه از طرف دولت نه از طرف سازمان کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در ترکیه، چه از لحاظ سر پناه، اشتغال، یادگیری زبان یا از نظر مالی صورت نمیگیرد و بعضا تحقیرها و دردسرهایی هم اضافه میشود. کمپهای بسته ترکیه زندان کامل با شرایط فجیع است که امکان زندگی سالم در آنها وجود ندارد. در چندین ماه اخیر ترکیه تهدید به اخراج گروه های زیادی از پناهندگان را بدون توجه به دلیل افراد برای پناهندگی کرده است. به طوری که از ژانویه تا سپتامبر ۲۰۱۸ حدود ۷ هزار افغانی را به کابل اخراج کرده است. اما اوضاع پناهندگان افغانی در ایران نیز چندان تعریفی ندارد. از جمعیت تقریبا ۳ میلیون نفری پناهجویان حدود ۱ میلیون نفر فاقد مدرک معتبر هستند. پناهجویان برای اقامت در ایران می توانند از طریق کارت “آمایش” که طی مراحلی میتوانند دریافت کنند و یا گذرنامه اقامت داشته باشند. در صورت گرفتن اجازه اقامت حق ورود به ۱۵ استان به طور کامل ودر باقی۱۲استان دیگر در برخی شهرها و مناطق را ندارند. در بحث اشتغال نیز، اتباع خارجی تنها در مشاغل مجاز شده از طرف دولت و داشتن حق اقامت و مجوز کار- که دارای شروطی می باشد- حق اشتغال را دارند. در زمینه تحصیلات تنها کودکانی که دارای اقامت قانونی اند میتوانند با پرداخت هزینه در مدرسه ثبت نام کنند. سایرین یا باید در مدارس خود گردان تحصیل کنند یا از تحصیل جا میمانند. البته به دستور خامنه ای در اردیبهشت ۹۴ زمینه تحصیل کودکان افغانی کمی بیشتر از قبل مهیا شد. در زمینه تحصیلات دانشگاهی نیز دارای مشکلات زیادی از جمله هزینه بالای تحصیل، مشکل اقامت، بیمه دانشجویی و عدم صدور گواهی نامه میباشند. در ضمن اینکه برای تحصیل باید رشتههای مجاز در مناطق مجاز را انتخاب کنند. از دیگر محدودیتهای موجود حق دریافت اعضای بدن تنها در صورت ازدواج در ایران یا اقامت قانونی میباشد. در زمینه ازدواج و تشکیل خانوادهی یک زن ایرانی با یک مرد خارجی اجازه دولت لازم است و بدون آن محکوم به یک الی سه سال حبس میشوند. کودکی که از مادر افغانی و پدر ایرانی باشد تبعه ایران محسوب میشود ولی کودک از مادر ایرانی و پدر افغانی، تبعه کشور پدری محسوب میشود و با چالشهای گرفتن شناسنامه و اقامت مواجه است. به جز مشکلات موجود به دلیل ساز و کارهای اداری، بی هویتی، سر درگمی، فشارهای روانی و اقتصادی، دیدگاه جامعه هم در برابر پناهجویان افغانی چندان مطلوب نیست. به گونه ای که متاسفانه در یک سال اخیر شاهد خشونت، آزار، تجاوز، قتل، ضرب و شتم آنان توسط افراد جامعه بوده ایم. در دیگر کشورها نیز اوضاع پناهجویان نگران کننده است. در کشور یونان پناهجویان در شرایط وخیم به سر میبرند به طوری که نوزادان، زنان باردار، کودکان و مردان حتی در کمپهای وحشتناک بسته که به حداقل امکانات نیز مجهز نمی باشند اسکان داده نمیشوند؛ و روزگارشان را در خیابان ها یا پارکها سپری و با مشکلات عدیدی دست و پنجه نرم میکنند. در سال ۲۰۱۸ دو کشور ایتالیا و مالت برای کاهش تعداد پناهندگان در کشورشان مانع از هرگونه فعالیت امدادگران شده و از پهلو گرفتن کشتیهای فعالین حقوق بشر که در سال ۲۰۱۷ جان ۴۶ هزار نفر را نجات دادهاند خودداری کردهاند. پذیرش پناهجویان در اروپا ۲۵٪کاهش یافته است و گروههای راست گرا در حال باز سرگیری هستند. از آمریکا نیز هر روز اخبار سخت گیرانه تر درباره پناهجویان با کلمات زشت و محقر از جانب دولت به گوش میرسد.باید این را در نظر داشته باشیم هنگامی که یک کشور پذیرش پناهجویی را به عهده میگیرد باید با برنامه ریزی مناسب، برای آن فرد منابع و امکانات مورد نیاز از محل سکونت، خوراک و پوشاک گرفته تا تحصیل و تشکیل خانواده تهیه کند؛ آموزشهای لازم برای زندگی در آن محیط را به او بدهد و فرد را برای زندگی در جامعه آماده کند. برای مثال بر اساس گزارش رویترز دولت آلمان در راستای برنامه خود برای پذیرش و کمک به پناهجویان حدود ۲۸ میلیارد و ۷۰۰ هزار یورو بودجه برای ۲۰۱۶ – ۲۰۱۷ در نظر گرفته است. در شرایط کنونی اقدامات دولت ها و چگونگی پاسخگویی آنها به مسئله پناهجویان بسیار تاثیر گذار است. این دولتها هستند که میتوانند بستر زندگی مسالمت آمیز بین همه گروههای جامعه را فراهم کنند. حس امنیت و رفاه برای شهروندان فعلی و حس امنیت و پیشرفت برای شهروندان جدید. اما متاسفانه مسئله پناهنده تبدیل به تجارت بین کشورها شده است و از این مسئله برای باج دادن و باج گرفتن استفاده میکنند. هیچ کشور انسان دوستی اگر منفعتش را در نگه داشتن پناهجو نداند پناهی نمیدهد. در تازه ترین مورد هم می توان به تهدید اخراج پناهجویان افغانی از طرف آقای عراقچی معاون وزارت خارجه ایران، اشاره کرد که متذکر شده بود در صورت ادامه روند افت شدید درآمد ایران در اثر تحریمها شاید از مهاجران افغانی بخواهد که ایران را ترک کند. این امر با واکنش از جانب مقامات افغانستان رو به رو شد. هرچند که در سال ۲۰۱۸ به دلیل فشار اقتصادی حدود ۸۰۰ هزار نفر از پناهجویان افغانی مجبور به ترک ایران شدند. اما در طی ۸ سال جنگ ایران از همین پناهندگان در جبهه های جنگ استفاده میشد و حتی در سال های اخیر نیز در صورت جنگ در سوریه تحت عنوان مدافعین حرم دولت برایشان تسهیلات ویژه ای قرار داده بود.
در ادامه اقای یوشیا کوراموتوکه مهمان جلسه بودند توضیحاتی را در مورد نوکیشان مسیحی ایرانی در شهر برمن ارائه کردند و با توجه به این که خود را عضوی از دهکده جهانی میدانند، فرمودند تمام تلاش خود را درجهت رساندن صدای این هموطنان به گوش مردم کشور ژاپن و ایالات متحده انجام دهند. در ادامه جناب تبریزی هم توضیحاتی راجب پناهندگی دادند.
سپس فیلم مستندی با موضوع دختران خیابان انقلاب و باتهیه کنندگی آقای محسن عزیزی به نمایش گذاشته شد که مورد استقبال حاضران در جلسه قرار گرفت.
و در پایان خانم ازاده قریشی ضمن تشکر از تمامی سخنرانان و فعالین حقوق بشر و حاضرین در جلسه در ساعت 16:30 ختم جلسه را اعلام کرد.اعضای نمایندگی که دراین جلسه حضور داشتند عبارتند از: مهرنوش ایمانی، الناز اسدی، ارمین برادران، وحید تیرانی، صدیقه جعفری، شبنم رضاوند، فرشاد قضائی کاوکانی، محمد علی محمودزاده، نیشتمان عبد اللهی، عاطفه خواجه نصیری، ارون اسماعیلی، منوچهر شفائی، محمد علی قدیمی، محمد رسولیان، ازاده قریشی، دیان دادی، بهاره بلورچی، حسن ابراهیمی، ادینه و سایر مهمانان. در این جلسه خانم ازاده قریشی به عنوان مسئول جلسه و آقایان محمد رسولیان به عنوان منشی جلسه، دیان دادی به عنوان مسئول ضبط صدا مسئولیت برگزاری جلسه را داشتند.
گزارش جلسه هم اندیشی هدف چهاردهم سند ۲۰۳۰ یونسکو
نیلوفر ایمانیان
این نشست روزیکشنبه ۲۶ مای۲۰۱۹ساعت ۱۸بوقت اروپا با حضور اعضای محترم کانون دفاع از حقوق بشر در ایران و تعدادی میهمان در اتاق پالتاک کمیته آموزش و پژوهش برگزار گردید. همراهان عزیز برای برگزاری این جلسه به شرح زیر می باشد: نیلوفر ایمانیان به عنوان مسئول جلسه، بارمان نیک پی به عنوان منشی جلسه و محمد گلستانجو، ابوالفضل پرویزی و رزا جهانبین به عنوان مسئول صدا و تدوین و معصومه توکلی و تقی صیاد مصطفی، محمد گلستانجو، ابوالفضل پرویزی و علی رضا جهانبین به عنوان ادمین های جلسه حضور داشتند. این جلسه با سخنرانی پیرامون هدف چهاردهم از سند۲۰۳۰با حضور زینب عباسیان چالشتری، شبنم رضاوند، نادیا مشرف) برگزار گردید. سخنران اول زینب عباسیان چالشتری بودند: افزایـش حفاظـت و اسـتفادۀ پایـدار از اقیانوسهـا و منابـع آنهـا، در سـایه اجـرای حقـوق بین الملـل بـا نظـر بـه کنوانسـیون ملـل متحـد در مـورد حقـوق دریاهـا،کـه بـرای حفاظـت و اسـتفادۀ پایـدار از اقیانوسهـا و منابـع آنهـا چارچوبـی حقوقـی را در اختیـار میگـذارد؛ مطابـق آنچـه کـه دربنـد 158از سـند” اینـده ای کـه به دنبـال آن هسـتیم” آمـده اسـت. آرمان های توسعه هزاره در سال2000 به تصویب رسیدند و هدف آنها از بین بردن فقر، گرسنگی، بیماری، رسیدن به برابری جنسیتی و دسترسی به آب و فاضلاب بود. پیشرفت های عظیمی در راستای آرمان های توسعه پایدار به دست آمده است که نشان دهنده دستور کاری متحد برای رسیدن به آرمان ها و اهداف است. جدای این موفقیت، فقر برای بسیاری از مردم هنوز پایان نیافته است. دبیر کل سازمان ملل متحد در پیامی به مناسبت روز جهانی حیات وحش، ۳ مارس۲۰۱۹ ضمن اعلام این واقعیت که بیش از سه میلیارد انسان برای غذا و معیشت به تنوع زیستی دریایی و ساحلی وابسته هستند، از افزایش مقررات درباره گونه های دریایی و ایجاد چهارچوب تنوع زیستی جهانی در سال۲۰۲۰ خبر داد.گونه های دریایی خدمات زیست بوم ضروری را فراهم می کنند. پلانکتون جو را با اکسیژن غنی سازی می کند و بیش از سه میلیارد انسان برای غذا و معیشت به تنوع زیستی دریایی و ساحلی وابسته هستند. تخمین زده می شود که منابع دریایی، ساحلی و صنایع مورد حمایت آن ها دست کم ارزشی معادل سه تریلیون دلار در سال دارند، چیزی حدود پنج درصد از تولید ناخالص داخلی جهان.مدیریت پایدار و حفاظت از زیست بوم دریایی و ساحلی از اهدافِ آرمانِ 14 آرمان های توسعه پایدار هستند.امروزه، حیات اقیانوس، از تغییرات اقلیمی تا آلودگی، نابودی زیستگاه های ساحلی و استفاده بیش از حد از گونه های دریایی تحت فشار شدید قرار دارد. حدود یک سوم ذخایر ماهی های تجاری بیش از حد صید می شوند و بسیاری از گونه های دیگراز آلباتروس ها گرفته تا لاک پشت ها به علت استفاده ناپایدار از منابع اقیانوس ها در معرض خطر هستند. خبر خوب این است که راه حل ها در دسترس هستند. به عنوان مثال، در جایی که ماهیگیری به صورت علمی مدیریت می شود، اکثر ذخایر ماهی شانس خوبی برای احیا دارند.کنوانسیون تجارت بین المللیِ گونه های در معرض خطرِجانوران و گیاهان، تنظیم مقررات درباره گونه های دریایی را افزایش می دهد و کنوانسیون تنوع بیولوژیکی در تلاش برای ایجاد چارچوب تنوع زیستی جهانی پس از سال۲۰۲۰است. مناطق حفاظت شده دریایی(MPAs) مکان های امنی را برای گیاهان و انواع موجودات دریایی از جُلبک ها و سخت پوستان بسیار کوچک گرفته تا پستانداران تنومند فراهم می آورند. این مناطق همچنین به حفظ موانع طبیعی مانند صخره های مرجانی، باطلاق ها و زمین های مرطوب و پوشیده از درختان و گیاهانی که در رسوب های شور دریایی می رویند کمک می کنند. این موانع سپر محافظی را برای اراضی ساحل در برابر طغیان دریا هنگام بروز طوفان ها و دیگر بلایای طبیعی ایجاد می کنند.
خطرها کدامند؟: درگزارشی که به تازگی توسط سازمان ملی اقیانوس و جوشناسی ایالات متحده انتشار یافته، هشدار داده شده است که سفیدشدگی صخره های مرجانی در اقیانوس های اطلس و آرام رو به افزایش است و این صخره ها در معرض خطر فوری قرار دارند. اسیدی شدن اقیانوس نیز زبان های خاص خود را به بار می آورد. اسیدی شدن حاصل افزایش گازهای گلخانه ای، به ویژه دی اکسیدکربن (CO2) است که نیروگاه های برق با استفاده از سوخت زغال سنگ، اتومبیل ها و سایر منابع منتشر می کنند. بنا بر تخمین دانشمندان، برای پاسداری از ماهی ها و گیاهان دریایی،۳٠ در صد از اقیانوس ها باید مورد محافظت قرار بگیرند. اما در حال حاضر کمتر از ۳ در صد از اقیانوس ها تحت محافظت قرار دارند.کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها (به انگلیسی: United Nations Convention on the Law of the Sea )یک معاهده بینالمللی است که در۱۰ دسامبر ۱۹۸۲ در سومین کنفرانس سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها در شهر مونتگوبی کشور جامائیکا به امضا رسید. این قرارداد بینالمللی منبع اصلی حقوق دریاها است و به «قانون اساسی دریاها» معروف است و قواعد آن به طور گستردهای حقوق بینالملل عرفی در مورد حقوق دریاها را بیان میکنند در حال حاضر۱۶۸ کشور از جمله تمام اعضای شورای اروپا به آن پیوستهاند. مقررات: این کنوانسیون مناطقی همچون آبهای سرزمینی(۱۲مایل دریایی یا ۲۲ کیلومتر از ساحل)، منطقه مجاور دریای سرزمینی (۱۲مایل دریایی یا ۲۲ کیلومتر بعد از آبهای سرزمینی)، منطقه انحصاری اقتصادی (۲۰۰ مایل دریایی یا ۳۶۰ کیلومتر از ساحل) و فلات قاره را تعریف کرده و مقررات حاکم بر آن از جمله حقوق و تکالیف دولتها در آنها را بیان میکند. تعریف تنگههای بینالمللی و صلاحیت دولتهای ساحلی در تنگههای بینالمللی و به رسمیت شناختن اصل آزادی دریاها از دیگر مقررات این کنوانسیون است.دولت ایران این کنوانسیون را امضا کرده ولی هنوز به تصویب نهایی نرسانده است، اما بر اساس حقوق معاهدات، ملزم به رعایت مفاد آن تا زمانی است که امضای خود را پس بگیرد. ایران در زمان امضای این کنوانسیون اعلام کرده است که حق “عبور ترانزیتی” (کنوانسیون۱۹۸۲ حقوق دریاها) از تنگه هرمز را فقط در مورد کشورهائی رعایت خواهد کرد که آنها هم این سند را امضا کرده باشند. همچنین عنوان میکند که درباره کشورهایی که این سند را امضا نکرده باشند همان قاعده “عبور بی ضرر(کنوانسیون ۱۹۵۸ژنو) از تنگهها حاکم است. بر اساس مفهوم مخالف بند ج ماده ۳۵ این کنوانسیون، در شرایط صلح، نظام حاکم بر تمام تنگههای مورد استفاده کشتیرانی بینالمللی مانند تنگه هرمز، عبور ترانزیتی است. رژیم حقوقی مربوط به عبور بی ضرر از تنگههای مورد استفاده کشتیرانی بینالمللی مشابه رژیم حقوقی عبور بی ضرر از دریای سرزمینی نیست و دول همجوار تنگههای مورد استفاده کشتیرانی بینالمللی حق ندارند که عبور دیگران را از آن به حال تعلیق در آورند. در داخل تنگه هرمز سه قسمت ۱آبهای سرزمینی ایران (۱۲مایل دریایی یا ۲۲ کیلومتر از ساحل ایران)، ۲آبهای سرزمینی عمان (۱۲مایل دریایی یا ۲۲کیلومتر از ساحل عمان) و ۳آبهای آزاد (۲کیلومتر از میان آبهای سرزمینی ایران و عمان) وجود دارد. دولت ایران نمیتواند برای بخشهای دیگرتنگه هرمز هیچگونه اعمال کنترل، نظارت یا مسدود کردن، حتی بابت بهبود جریان عبور کشتیهای دیگران تعیین کند. قابل توجه است که قسمت عمده طرحهای تفکیک تردد کشتیها در داخل تنگه هرمز در طرف عمانی تنگه هرمز قرارگرفته است. در مورد عبور بی ضرر از تنگههای مورد استفاد کشتیرانی بینالمللی، اختلافی در تفسیر حقوق دولت ساحلی و حقوق دولتهای صاحب پرچم کشتیهای عبوری تجاری یا نظامی وجود ندارد. بر این اساس دولتهای ساحلی، صاحب منطقه خود در داخل تنگه هستند و میتوانند درآنجا هرگونه بهرهبرداری انجام بدهند ولی حق تعلیق عبور دیگران و ایجاد مزاحمت برای اعمال حق عبور بی ضرر توسط آنها را ندارند.
حضور شناورهای صیادی بیگانه که تعدادشان تنها در استان خوزستان تا ۵ هزارعدد برآورد شده است، از نوروز1397 با انتشار خبر جنجالی صید در آب ایران توسط کشتیهای ترال چینی، ابعاد تازهای یافت و بیک کلاف سردرگم و معمایی تبدیل شد.- تمرکز صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در مناطق ویژه اقتصادی انرژی پارس، خارک و ماهشهر وجود دارد، این مناطق فشار تخریب محیط زیست درزمینه آلودگی خاک و آب و هوا را تجربه می کنند و آلودگی دریایی یکی از معضلات این مناطق است. درحال حاضر تقریباً فاضلاب منطقه ویژه اقتصادی و برخی از پساب ها ی تصفیه نشده مخفیانه به دریا ریخته می شود مطالعات انجام شده در منطقه پارس جنوبی نشان می دهد بار آلودگی دریایی در عسلویه ناشی از صنایع مستقر در آنها به شدت بالاست. مدیریت پساب در منطقه عسلویه فراگیر نیست وزیر ساخت های لازم برای بازیافت، امحا و دفع اصولی پسماندهای خطرناک در منطقه عسلویه ناکافی است. مقداری پسماند تولید شده و مدیریت نشده در منطقه وجود دارد که باعث فشار به اکوسیستم های دریایی و منجر به پیامدها از جمله تخریب خط ساحلی و از بین رفتن مرجان ها می شود. البته وضعیت منطقه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر نیز وضعیت زیست محیطی مناسبی ندارد. در حال حاضر 22 واحد پتروشیمی در این منطقه مستقر است و میزان 156 هزار مترمکعب پساب در روز تولید می شود و از طریق 14 خروجی این پساب را وارد دریا می کند. منطقه ماهشهر به دلیل وجود خورها ارزش اکولوژیکی بالایی دارد و این خورها به لحاظ آلودگی نفتی و هیدرو کربن های آروماتیک و فلزات سنگین وضعیت خوبی ندارد که می تواند در چرخه غذایی تاثیر بگذارد. یکی از فرآیندهای صنایع پتروشیمی و استحصال گوگرد می باشدگوگرد در کنار دریا دپو و وارد دریا شده و باعث فرو افت کیفیت محیط زیست دریا می شود. مطالعه پتروشیمی خلیج فارس و بوشهر برای اندازه گیری میزان آلودگی در بافت ماهی، پساب و رسوب و تمام اندازه گیری ها نشان می دهد میزان فلزات سنگین خصوصاً غلظت جیوه در این ناحیه از نرم جهانی بالاتر است. امروزه بعضی از کشورها به دلیل وضعیت جغرافیایی و شرایط اقلیمی و بعضی نیز به دلیل اهمیت اقتصادی گوشت ماهی به ماهیگیری علاقه مند شده اند. امروزه ماهیگیری تبدیل به یک صنعت بسیار بزرگ و مهم شده است که از یک طرف دستگاه ها و ابزار آلات و کشتی های ماهیگیری مجهز به کامپیوتر و سایر ادوات و از طرف دیگر درآمد اقتصادی آن قابل مقایسه با آنچه که سابقا تصور شده است، نیست. افزایش روزافزون جمعیت جهان تقاضا برای مصرف آبزیان را افزایش میدهد و محدودیت منابع، کاهش کیفی محیط زیست آبزیان، صید بی رویه و آلودگی های زیست محیطی باعث کاهش راندمان تولید منابع آبزی می شود. این دو موضوع ایجاب می نماید که حفاظت، مدیریت و بهره برداری مسوولانه و پایدار از منابع آبزیان تقویت شده و مواردی از جمله کاهش صید ضمنی و تقویت صید انتخابی، جلوگیری از تخریب محیط زیست آبزیان و کاهش صید بی رویه از سوی جامعه جهانی مورد توجه بیشتری قرار گیرد. چرا که آبزیان به عنوان منبع درآمد، اشتغال و تامین غذا برای بخش اعظم جمعیت جهانی تلقی می شود و پایداری بهره برداری از آبزیان یک ضرورت اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. افزایش بهره برداری از منابع آبزی در سطح جهانی به دلیل افزایش سرمایه گذاری دول در حال توسعه ساحلی و افزایش میزان تلاش صیادی دول دارای ناوگان های دوربرد ماهیگیری از سویی و اعلام آمار توسط سازمان فائو مبنی برافزایش صید جهانی در دهه اخیر از سوی دیگر، زنگ خطر را به صدا درآورد و موجب بروز نگرانی شد و حقوقدانان و متخصصان ماهیگیری جامعه جهانی به ویژه سازمان های بین المللی را به چاره جویی برانگیخت. افراد می توانند برای کاستن از چنین مخاطراتی دست به اقدام بزنند. شما حتی اگر نزدیک به دریا هم زندگی نمی کنید می توانید کاری انجام دهید. هر کدام از عادات زیر می تواند به محافظت از منابع ارزشمند دریایی کمک کند:۱. هنگام خریدن ماهی برای خوردن از رهنمودهای پایداری پیروی کنید تا شرکت هایی که به طور غیر قانونی ماهیگیری می کنند، نتوانند به کسب خود ادامه دهند. ٢. استفاده از کیسه های پلاستیکی را برای خرید با کار بردن کیسه هایی که می توان دوباره از آنها استفاده کرد، به کمترین حد برسانید.۳ . از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید تا آلودگی ناشی از انتشارات برخاسته از اتومبیل ها را کاهش دهید.۴. در مصرف آب و برق صرفه جو باشید.۵ . اشیاء پلاستیکی و دیگر فرآورده های مشابه را برای بازیافت کنار بگذارید .۶ .از اقدامات دولت برای ایجاد مناطق حفاظت شده دریایی حمایت کنید. ۷. با کار داوطلبانه یا کمک مالی به سازمان های غیردولتی که خود را وقف محافظت از دریا و پایداری کرده اند یاری دهید.
۸. .با کسب آگاهی بیشتر، ببینید چگونه می توانید به محافظت از اقیانوس ها کمک کنید. در ادامه بانو نادیا مشرف سخنرانی خود را به شرح زیر انجام دادند: مهندسی سواحل از زیر شاخههای مهندسی عمران محسوب میشود. این شاخه از مهندسی به طراحی سازههای ساحلی نظیر موج شکن و اسکله و بررسی پاسخ ساحل به تغییرات حاصله میپردازد. تاریخ مهندسی سواحل به هزاران سال پیش باز میگردد زمانی که نخستین بندرها درامتداد سواحل مدیترانه و خلیج فارس بنا نهاده شد. امروزه با توجه به افزایش سطح آب دریاها و لزوم حفاظت از سواحل در برابر فرسایش بر اهمیت این رشته از مهندسی افزوده شده. حفاظت از ساحل عبارتست از مجموعه کارهایی که به منظور مقابله با تخریب یا فرسایش ساحل انجام میشود.
سازههای نرم: منظور از سازه های نرم در مبحث مهندسی سواحل، استفاده از فرایندها و عملیاتی نظیرتغذیه مصنوعی سواحل با استفاده از مصالح طبیعی بستر دریا و امثال آن است. انتقال و ریختن ماسه بر روی ساحل و پخش و تسطیح مناسب آن، اصطلاحاً تغذیه ساحل یا احیاء ساحل نامیده میشودکه رایجترین روش نرم جهت تثبیت سواحل محسوب میشود. مهمترین اهداف و کاربردهای تغذیه سواحل به تنهایی عبارتنداز: احداث تفریحگاه ساحلی: حفاظت در برابر طوفان با کاهش انرژی موج در آب کم عمق و احداث ساحل مصنوعی که در اثر طوفان فرسایش یابد. به منظور احیاء دوباره ساحلی که پیش از این توسط طوفان از بین رفتهاست که البته معمولاً این روش بدین منظور مورد استفاده قرارنمیگیرد و هدف ثانویه محسوب میشود. مهمترین نقطه ضعف این روش، فرسایش مجدد ساحل تحت تأثیر عوامل طبیعی بوده که به مرور زمان ماسههای ریخته شده جهت احیاء زمین، شسته شده و ساحل عقب نشینی مینماید. بنابراین در صورت استفاده از این روش، تغذیه ادواری ساحل اجتناب ناپذیر است. سازههای سخت: سازههای سخت عموماً بهمنظور جلوگیری از فرسایش بیشتر ساحل و جلوگیری از حرکت و فرار ماسه در طول خط ساحل مورد استفاده قرار میگیرند. این سازهها معمولاً در پایین دست عامل ایجاد فرسایش ساخته میشوند بهگونهایکه اثر ترکیب این سازهها باعث تثبیت نسبی خط ساحل در درازمدت میشود. این سازهها به دو دسته کلی تقسیم میشوند: دسته اول: سازههایی هستندکه با سخت نمودن و تغییر ساختار ساحل و حفاظت مستقیم ساحل، مانع حرکت ماسه در طول خط ساحل میشوند، مانند دیوارهای ساحلی دسته دوم: سازههایی که به صورت هیدرولیکی مانع از حرکت ماسه و تغییرشکل ساحل میشوند، مانند آبشکنها، جتیها و موجشکنهای جدا از ساحل، دسته دوم عموماً باعث فرسایش مجدد در پایین دست خود میگردند
راه های حفاظت از اقیانوس ها: علم به راه های حفاظت از اقیانوس ها در روزگار امروز برای ما انسان ها اهمیت زیادی دارد و بر ما انسان ها واجب است که از این اکوسیستم مراقبت کنیم. با مصرف انرژی کمتر، میزان انتشار دی اکسید کربن خود را کاهش دهید:با استفاده کمتر از اتومبیل شخصی و توجه به میزان مصرف انرژی در منزل خود، اثرات مخرب تغییرات آب وهوایی بر فراز اقیانوسها را تا حد امکان کاهش دهید. به بعضی از کارهایی که به این امر کمک می کند، می توان به استفاده از لامپ فلورسنت، پلکان به جای آسانسور و فن اشاره کرد تا از داغ شدن ترموستات و بالارفتن دمای آن جلوگیری شود.از خرید و مصرف گونه های دریایی در معرض انقراض برای پخت و پز خودداری کنید: جمعیت ماهیان دریایی در سطح جهان به علت تقاضای روزافزون، از دست دادن محیط زندگی و روش های غیر پایدار ماهیگیری به سرعت در حال کاهش یافتن است. بنابراین، وقتی برای خرید و یا صرف غذا بیرون می روید، با انتخاب غذاهای دریایی که سالم و فراوان در دریا قابل صید هستند، کمک کنید تا تقاضای غیر معمول برای چنین گونه هایی کاهش بیابد. از محصولات پلاستیکی تا جایی که امکان دارد کمتر استفاده کنید: پلاستیکهایی که سر از اقیانوس ها و دریاها برمی آورند، موجب نابودی محیط زیست این موجودات می شوند و سالیانه باعث مرگ و میر ده ها هزار حیوانات آبزی می شوند. برای کمک به آنها و کاهش اثرگذاری منفی ما انسانها روی محل زندگی این گونه ها، پیشنهاد می شود از بطری های آب قابل استفاده مجدد بهره بگیرید، غذای خود را در ظروف یکبار مصرف ذخیره نکنید، از کیسه مخصوص خرید با دوام استفاده کنید و از مواد بازیافتنی سود بجویید. از ساحل دریا مراقبت نمایید:هر زمان که به ساحل برای مثلا شنا، موج سواری، حمام آفتاب گرفتن می روید، همیشه قبل از رفتن محیط اطراف خود را پاکیزه و تمیز نمایید. از اوقاتی که در کنار دریا و یا اقیانوس هستید، لذت تام ببرید بدون اینکه لطمه ایی به حیات وحش بزنید و یا سنگ را جا به جا کنید. حتی پا را نیز فراتر بگذارید و دیگران را نیز تشویق کنید تا با شرکت در تمیز کردن سواحل محلی، هوای محیط زیست دریایی را بیشتر داشته باشند. از لوازمی استفاده نکنید که به محیط دریا و زندگی دریایی اسیب وارد می کنند. بعضی چیزها به حیات مرجان های دریایی و موجودات آبزی ضربه مهلکی می زنند. از خرید چنین لوازمی جدا خودداری کنید و سعی کنید محیط را بعد از استفاده از آن به حالت قبلی و دست نخورده قبلی آن بازگردانید و از جا به جا کردن سنگ و هر گونه شیئی در محیط جدا خودداری کنید و چنانچه مجبور به این کار شدید حتما بعد از برنامه تفریحی خود محیط را به شرایط اولیه برگردانید.فردی باشید که غذای حیوان خود را از نوع پایدار آن تهیه می کند: برچسب غذایی را که برای حیوان خانگی خود می خرید به دقت بخوانید و رژیمی را برای آن انتخاب کنید که گونه موجودات آبزی در حال انقراض را شامل نشود. مدفوع گربه خود را که ممکن است حاوی ماده پاتوژن باشد که برای زنگی آبزیان مهلک است با آب مستراح نشویید. هرگز سعی نکنید در آکواریوم خود از ماهی های مهاجم استفاده کنید و نیز ماهی آکواریوم خود را در آب دریا و یا اقیانوس رها نکنید، چون حرکت بسیار نسنجیده ایی است و این کار ممکن است برای گونه هایی موجود در اقانوس و یا هر فضایی که در آن موجود آبزی زیست می کند خطرآفرین باشد. از سازمان هایی که در جهت حفظ اقیانوس ها فعالیت می کنند، حمایت کنید موسسات و سازمان های بسیاری وجود دارند که در جهت حفظ و حمایت از حیات آبزیان و موجودات آبزی فعالیت می کنند.یک سازمان ملی را در کشور خود پیدا کنید و سعی کنید با حمایت مالی از آن سازمان و فعالیت های داوطلبانه از آرمان های چنین نهادهایی پشتیبانی نمایید. اگر منزل شما نزدیک ساحل است، به یک جنبش محلی ملحق شوید و در پروژه هایی که در نزدیک محل زندگی تان در حال انجام شدن است، یاری رسانید. در تغییرات جامعه پیرامون خود تاثیرگذار باشید: از نحوه حمایت مقامات دولتی از سیاست های مرتبط با حفظ و حمایت از محیط موجودات آبزی قبلا از انداختن رای خود در صندوق انتخابات این افراد تا حد امکان اطلاعات لازم را کسب کنید. یا در صورت امکان، با نمایندگان محلی تماس بگیرید و به اطلاع آنها برسانید که شما از پروژه ها ی حفاظت از محیط زیست حمایت می کنید. از رستورانها و مغازه هایی که غذاهای دریایی پایدار به فروش می رسانند پشتیبانی کنید و اگر جایی دیدید که این امر رعایت نمی شود، سعی کنید این موارد را به صاحبان رستوران و فروشندگان آنها گوشزد کنید. وقتی در اکوسیستم اقیانوس قرار می گیرید، با مسوولیت رفتار کنید: وقتی قایق سواری یا کایاک سواری و یا هر فعالیت تفریحی دیگری درسطح آب دریا یا اقیانوس انجام می دهید، حتما حواستان باشد که اسیبی به محیط وارد نکنید. هرگز چیزی را در آب دریا نریزید و چنانچه قصد سفر با کروز را برای تعطیلات آتی خود را دارید، کمی تحقیق از قبل انجام دهید تا بهترین گزینه سازگار با طبیعت دریایی را پیدا کنید. اثر اسیدی شدن دریاها بر موجودات زنده: ما انسانها دیاکسید کربن تولید میکنیم و اغلب به اثرات رفتار خود بر سایر موجودات زنده فکر نمیکنیم. در حالی که دیاکسید کربن تولید شده به وسیله ما نه تنها حیات موجودات زنده روی خشکی، بلکه زندگی موجودات زنده دریایی را نیز با مخاطره مواجه کرده است. امروزه محققان میدانند که از زمان شروع صنعتی شدن جهان، درست در یک قرن پیش، میزان PH آب سطح دریاها، به میزان یک دهم کاهش یافته است. این واقعه اسیدی شدن دریاها نامیده میشود. دانشمندان میگویند که استفاده انسانها از سوختهای فسیلی و جذب دیاکسید کربن از جو به وسیله دریاها، به اسیدی شدن دریاهای جهان انجامیده و عملکرد آنها را به عنوان محافظ سیستم حیات کره زمین مختل کرده است. هرچه دیاکسید کربن بیشتری در آب دریا حل شود، آن را بیشتر اسیدی میکند. مدتی پیش دانشمندان با بررسی بخشی از دریا که اسیدی شده با کاهش شمار گونههای دریایی و پدیده متلاشی شدن حلزونها با پوستههایشان در این منطقه مواجه شدند. آنها حدس زدند که به خاطر افزایش سطح دیاکسید کربن در جو، احتمالاً این قبیل تأثیرات بر جانداران آبزی سراسر جهان دیده میشود. چراکه مقداری از دیاکسید کربن اضافی جو وارد همه اقیانوسها میشود و در سراسر جهان آبها را اسیدی میکند. رئیس گروه مطالعاتی که در این زمینه تحقیق کرد گفت که هماکنون غلظت دیاکسید کربن جو به قدری بالا است که حتی کاهش شدید در میزان تولید گاز دیاکسید کربن هم جلوی اسیدی تر شدن دریاها را نمیگیرد. آنچه که مشخص است این است که وضعیت زنجیره غذایی دریایی رو به تغییر است و تنوع زیستی در دریاها در حال کاهش است. این تغییرات حتمی است چون که اسیدی شدن دریاها حتمی است. ما این روند را آغاز کرده ایم و نمیتوانیم متوقفش کنیم. مدتی پیش دانشمندان گزارش دادند که سطح دیاکسید کربن سواحل غربی امریکا به حدی بالا است که زندگی موجودات دریایی در حال از بین رفتن است. همچنین دانشمندان میگویند که آب کف دریا به طور طبیعی نسبت به مناطق کم عمقتر دریا دیاکسید کربن بیشتری دارد. آنها می گویند که تنها دلیل برای این که اقیانوسها اسیدیتر میشوند دیاکسید کربنی است که ما با سوزاندن سوختهای فسیلی تولید میکنیم. گروهی تحقیقاتی که در زمینه تغییرات آب و هوایی فعالیت میکند پیشبینی میکند که اگر جلوی روند تولید دیاکسید کربن گرفته نشود، احتمالاً تا سال 2100، PH اقیانوسها به حدود 7.8 سقوط میکند. به نظر آنها ما این الگو را میتوانیم در همه نقاط جهان مشاهده کنیم. با این روند گونههایی مثل صدفهای دوکفهای و نرم تنان شکم پا و شاخههایی از جانوران با سقوط میزان PH از میان میروند. گروهی تحقیقاتی که در زمینه تغییرات آب و هوایی فعالیت میکند نیز احتمال میدهد که در برخی از مناطق بویژه اقیانوس منجمد شمالی، ممکن است که در غلظتهای پائینتر دیاکسید کربن هم این اثرات مشاهده شود. مرجانها اسکلت خارجیشان را از طریق استخراج کربنات کلسیم حل شده در آب دریا می سازند. نرم تنان هم همین فرایند را برای ساختن پوستههایشان به کار میگیرند. هنگامی که آب اسیدی میشود، غلظت کربنات کلسیم کاهش مییابد. درنهایت مقدار آن چنان کاهش مییابد که پوستهها یا اسکلتها نمیتوانند تشکیل شوند. به طور کلی از آغاز صنعتی شدن جهان متوسط PH دریاها یک دهم کاهش یافته. پیش از آن PH دریاها 8.1 بود. در منطقهای که این گروه تحقیقاتی بررسی کرده، این میزان در بعضی مکانها به 7.4 رسیده. این در حالی است که حتی در PH 7.8 تا 7.9 هم شمار گونههای حاضر در منطقه در مقایسه با مناطق مجاور 30 درصد کاهش یافته بود. در این مناطق مرجان غایب بود و همچنین هیچ حلزونی در کل مناطقی که PH آن به 7.4 رسیده بود، دیده نمیشد. علاوه بر آن علفهای دریایی رشد کرده بودند که احتمالاً به این دلیل بود که آنها از کربن اضافی بهره برده بودند. در نهایت مشخص شد موجودات زندهای مثل مرجانها بر اثر بالا رفتن دمای آبها هم زیان دیدهاند و مطالعات به سمت بررسی ترکیب گرم شدن و اسیدی شدن همزمان اقیانوسها بر این موجودات پیش میرود. دیاکسید کربن را به آب دریا اضافه کنید و اسید کربنیک بگیرید. این یک اصل ساده در شیمی است. این حرف معنیاش این است که تنها راه برای کاهش تأثیر اسیدی شدن اقیانوس بر موجودات زنده آبزی، کاهش فوری و اساسی در تولید دیاکسید کربن است. این مشاهدات ثابت کرد که برخی از فرایندهایی که در آزمایشات آزمایشگاهی دیده میشوند و برخی از پیشبینیهایی که به وسیله مدلهای رایانهای از اکوسیستمهای اقیانوسی انجام شده است، در جهان واقعی نیز اتفاق میافتد. محققان دریافتند که افزایش میزان دی اکسید کربن در آب که آن را اسیدی تر می کند با کاهش قابل توجه تخمریزی ماهی ها همراه بوده است. نقش گیاهان دریایی در کاهش اسیدی شدن اقیانوسها: جلبکها، علف مارماهی و دیگر گیاهان دریایی با جذب گاز CO2 سطح اسیدی شدن اقیانوسها را کاهش میدهند. ، کارشناسان محیط زیست با توجه به این یافته بر این باورند که پرورش این گیاهان در آبهای داخلی و محلی میتواند به کاهش تاثیرات مخرب اسیدی شدن بر حیات دریایی کمک کند. از دوره انقلاب صنعتی، دی اکسید کربن موجود در هوا به سرعت وارد آبهای اقیانوس شده و در نتیجه میزان اسیدیته آنها ۳۰ درصد افزایش یافته است. از سوی دیگر در سطح جهانی میزانPH اقیانوسها از ۸.۲ به ۸.۱ رسیده و این رقم میتواند تا پایان قرن ۰.۴ واحد دیگر کاهش پیدا کند.اسیدی شدن اقیانوسها ‘بر همه آبزی ها اثر خواهد گذاشت’:نتیجه یک مطالعه گسترده نشان میدهد که همه موجودات ساکن اقیانوس ها دستخوش پدیده اسیدی شدن آب ها قرار خواهند گرفت که ناشی از افزایش تولید دی اکسید کربن توسط جامعه مدرن است. این مطالعه که هشت سال طول کشیده و ۲۵۰ دانشمند در آن شرکت داشته اند دریافته است که به خصوص نوزادان دریایی آسیب پذیر خواهند بود. این بدان معنی است که شمار ماهی های “روغن” (Cod) که به بزرگسالی خواهند رسید می تواند به یک چهارم کاهش یا کمتر کاهش یابد. این ارزیابی محصول پروژه “بیواسید” است که توسط موسسات آلمانی هدایت می شود. به علاوه تحقیقات نشان می دهد که تغییرات ناشی از اسیدی شدن در اثر تغییرات اقلیمی، آلودگی، توسعه سواحل، ماهیگیری بی رویه و کودهای کشاورزی بدتر خواهد شد. ترکیبی از بیش از ۳۵۰ مقاله علمی در مورد تاثیر اسیدی شدن اقیانوس ها آشکار می کند که تقریبا نیمی از گونه های جانوری که آزمایش شدند واکنشی منفی به افزایش متوسط تراکم دی اکسید کربن در آب داشتند. و سخنران بعدی بانو شبنم رضاوند در خصوص آلودگی اقیانوسها، تهدیدی برای حیات سیاره زمین: هدف چهاردهم سند ۲۰۳۰ به سخنرانی پرداختند .
اقیانوسهای پهناور، وسیع و چشمنواز که بیش از 71 درصد سطح زمین را به خود اختصاص دادهاند زندگی و حیات همه موجودات به آنها بستگی دارد. اقیانوسها ضمن نقش مهم تنظیم کردن آب و هوا ، عامل تجارت و اتصال مردم به یکدیگر به وسیله کشتیها هستند. اما هیچ وقت آنطورکه باید به آنها و اهمیت وجودشان فکر نکردهایم، هشتم ژوئن روز جهانی اقیانوسها در تقویم جهانی است. این روز از سوی یونسکو تعیین شده تا مردم و دولتهای جهان را به فکر و اقدام برای حفاظت از حیات آنها ترغیب کند. آلودگی اقیانوسها یکی از مهمترین تهدیدات برای سیاره زمین است و کارشناسان و سازمانهای جهانی در خصوص آن بارها هشدار دادهاند. تخمین زده میشود که حدود ۲۷۰ هزار تن پلاستیک بر روی سطح اقیانوسها شناور باشد. به واسطه همین میزان از پلاستیکها، قریب به ۷۰۰ گونه جانوری دریایی در معرض خطر قرار دارند. فراتر از آن، پژوهشگران بر این باورند که پلاستیک نقشی کلیدی در افزایش نرخ انقراض گونههای جانوری ایفا میکند. پژوهشها نشان داده که ۶۹۳ گونه جانوری دریایی با مشکلات ناشی از ضایعات پلاستیکی دست و پنجه نرم میکنند و در همین حال ۴۰۰ گروه از آنها گرفتار این ضایعات هستند. آلودگیهای نفتی از دیگر مسائلی است که حیات اقیانوسها را تهدید میکند. در ایران هم آلودگی خلیج فارس که پیوسته به اقیانوس است، یکی از مهمترین چالشهای زیست محیطی است. بر اساس گزارشهای رسمی طی سالهای گذشته، ۲۱ مورد نشت نفت بزرگ با بیش از صد میلیون بشکه در دنیا رخ داده که هفت مورد آن در منطقه خلیج فارس بوده است. این بحران در منطقه خلیج فارس میتواند بسیار معنادار باشد زیرا خلیج فارس دریایی حساس با عمق کم و شوری بالا و بسیار شکننده است.» به گفته او بزرگترین فاجعه نفتی در خلیج فارس در سال 1991 رخ داد که براثر حمله عراق به کویت،11 میلیون بشکه نفت در این دریا تخلیه شد. علاوه بر این مسایل، وجود کشتیهای غرق شده نیز مشکلاتی را به وجود آورده است که خارج کردن آنها نیازمند داشتن یک برنامه جامع است در غیر این صورت برای محیط زیست خطرساز خواهند بود. «صید بی رویه و کاهش شدید ذخایر آبزیان، ورود گونههای مهاجم غیر بومی به علت تکثیر و پرورش آبزیان غیر بومی و تخلیه آب توازن، تخریب سواحل و جزایر و نابودی زیستگاههای حساس، قاچاق گونههای در معرض خطر انقراض، بهره برداری بیش از توان زیستی مناطق ساحلی- دریایی، ورود انواع پسماندها بهخصوص پسماندهای پلاستیکی به دریا برخی از این چالشها هستند.» آلودگی آبها ناشی از تخلیه قاچاق سوخت، تغییرات شدید اقلیمی و نوسانات سطح آب دریا، افزایش ریزگردها، تکمیل نبودن شبکه پساب شهری در شهرهای ساحلی و ورود آن به دریا، آلودگی نفتی با منشا دریا، سوانح دریایی، کشتیها و تانکرهای حامل نفت و فرآوردههای نفتی از دیگر چالشهای محیط زیستی این منطقه مهم دریایی است.»
تاثیر آلودگی اقیانوسها بر زندگی ما:آلودگی دریا شامل طیف وسیعی از آلودگیها نظیر نشت نفت، ورود فاضلابهای تصفیهنشده شهرهای ساحلی، افزایش غلظت مواد مغذی در دریاها، انتقال سموم دفع آفات از طریق رودها به دریا، حضور گونههای مهاجم، آلودگی به فلزات سنگین، آلودگی ناشی از استخراج مواد معدنی از اعماق اقیانوسها و سواحل، اسیدی شدن اقیانوسها در اثر جذب کربن دی اکسید اتمسفر، آلودگی رادیواکتیو، آلودگی حرارتی ناشی از آب شیرینکنها و… از این قبیل است. «٨٠ درصد زبالههای دریایی، پلاستیک است که بسیاری از آنها غیرقابل تجزیه هستند. پلاستیکها خطراتی را برای ماهیان، پرندگان، خزندگان و پستانداران دریایی و حتی ساکنان مناطق ساحلی ایجاد میکنند. غیر از مواد شیمیایی و پلاستیکها، فلزات سنگین مانند جیوه، سرب، نیکل، آرسنیک و کادمیوم نیز ترکیباتی هستند که در بدن آبزیان تجمع مییابند. این فلزات حتی در غلظتهای کم نیز سمی هستند.» به نوشته او این فلزات بهطور مستقیم یا غیرمستقیم وارد چرخه غذایی شده و مصرف غذاهای دریایی را برای بشر نامناسب میکند. دریاهای پیرامونی ایران و آبهای ساحلی کشور نیز از نظر ورود مواد آلاینده در وضعیت مناسبی نیستند. نبود شبکه فاضلاب شهری و سیستم تصفیه فاضلاب شهری و صنعتی در شهرهای ساحلی و شهرهای واقع در حوضه آبریز دریاها باعث میشود روزانه مقدار زیادی از مواد آلاینده وارد آبهای ساحلی و دریاهای پیرامونی کشور شوند. نکاتی که باید درباره اقیانوسها بدانیم:اقیانوسها، سه چهارم سطح کره زمین را پوشاندهاند: همچنین ۹۷ درصد آب کره زمین و ۹۹ درصد حجم قابل حیات زمین را نیز تشکیل میدهند. امروزه تنها کمی بیش از ۱ درصد از اقیانوسها حفاظت شده است.
*بین ۵۰ تا ۸۰ درصد تمام حیات کره زمین در زیر سطح اقیانوسهاست، اما تنها کمتر از ۱۰ درصد این فضا توسط انسانها کشف شده است.
*گیاهان دریایی بسیار کوچکی با نام «فیتوپلانکتونها» نیمی از تمام اکسیژن در جو (اتمسفر) را با فتوسنتز آزاد میکنند.
*اقیانوسها، حدود ۲۵ درصد دیاکسید کربن اضافه شده به جو (اتمسفر) توسط فعالیتهای انسانها را جذب میکنند. بدین ترتیب، آثاری را که گازهای گلخانهای بر روی آب و هوا میگذارند به مقدار قابل توجهی کاهش میدهند.
*زندگی بیش از ۳ میلیون نفر وابسته به دریا و تنوعزیستی ساحلی است.
*اقیانوسها شامل بیش از ۲۰۰ هزار گونه جانوری شناخته شده هستند. تعداد حقیقی آنها احتمالا چند میلیون باشد.
روش حفظ و استفاده پایدار از اقیانوسها، دریاها و منابع دریایی برای توسعه پایدار چیست؟ جایگاه منافع ملی هر کشور و منافع منطقه ای هر منطقه در استفاده از منابع دریایی و اقیانوسی چیست؟ منافع اقیانوسها چگونه میان کشورهای مختلف تقسیم خواهد شد؟ کشورهایی که قدرت استخراج از منابع اقیانوسی را ندارند چه سهمی از برداشت از این منابع خواهند داشت؟ حفظ اقیانوسها و منابع دریایی با استفاده از این منابع چگونه قابل جمع است؟
نقش شرکت های فرا ملیتی و کشورهای صنعتی در استفاده پایدار از منابع دریایی چیست؟ نقش سازمان ملل در برخورد با سلطه جویی و استثمار منابع دریایی چگونه خواهد بود و اقدامات موثر گذشته چه بوده است؟
O طبق اطلاعاتی که توسط سازمان اقیانوسی و جوی بین المللی (NOAA) گردآوری شده تقریباً 4ر1 بیلیون پوند آشغال هر ساله به اقیانوسها سرازیر میشود.
oبه طور متوسط، هر ساله 8 میلیون مورد آشغال دریایی در اقیانوسها نابود میشوند و تقریباً 5 میلیون از آنها نیز یا به خارج پرتاب میشوند و یا در طوفان گم میشوند.
تخمین زده شده که 70 % از کل آشغال دریایی در کف دریا رسوب میکند؛ 30 % باقی مانده نیز یا در اقیانوس شناور میماند و یا به سمت ساحل رانده میشود (آشغال ساحلی)
به طور شگفت انگیز، آلودگی که توسط حمل و نقل دریایی ایجاد میشود فقط 10 % از کل آلودگی اقیانوس را شامل میشود.
در عملیات بین المللی و سالانه تمیز کردن ساحلها، ۵۹۸۰۰۰نفر به طور داوطلبانه بیش از ۹میلیون تن آشغال از مکانهای مختلف دنیا در سال 2011 جمع آوری کردند. در اقیانوس شناسی، “آلودگی اقیانوس” به صورت آلودگی آب اقیانوس به علت ریختن تصادفی یا عمدی مواد مضر مثل نفت خام، مواد معدنی و یا مواد سمی به داخل آن توصیف شده است.
درحدود 2 میلیون بطری پلاستیکی هر5 دقیقه، درآمریکا مصرف میشود. زبالههای دریایی گسترهی وسیعی از مواد از ته سیگار و بطریهای پلاستیکی گرفته تا تورهای ماهی گیری رها شده و نفت ریخت شده توسط بشکههای حمل شده در این اقیانوسها را شامل میشوند. حیوانات دریایی نیز چنین زبالههایی را یا میخورند یا در آنها به دام میافتند که در بیشتر موارد کار آنها به مرگ ختم میشود. حتی پرندگان ساحلی و دیگر گونههای خاکزی به طور مستقیم یا غیر مستقیم به محیط زیست بوم دریایی وابستهاند در نتیجه نسبت به آلودگی اقیانوسها آسیب پذیر هستند. درگزارش رفتگری سالانه ساحلی “مرکز تمیز کردن اقیانوس” با لیستی از موارد غیر معمول یافت شده در آشغالهای ساحلی مواجه شد که آنها را لیست مضحک نامید. در سال 2011، این لیست برخی چیزهای غیر معمول واقعی را داشت از جمله سپر ماشین، بیگودی مو، موم دندان، دستگاه آتش نشانی و حتی یک کولر آبی. لیست آلایندههای دریایی نسبتاً طویل است و شامل فاضلاب، زبالهی نفتی (به طور دقیق هیدرو کربن نفت خام مایع)، مواد سمی و غیره است. به ویژه کشورهای در حال توسعه، برای تخلیه فاضلاب و زبالهی صنعتی به دریا به طور مستقیم، بدنام و رسوا شدهاند. فاضلاب شهری و زبالههای صنعتی که از طریق لولهها تخلیه میشوند حجمی از مواد شیمیایی را به آب اضافه میکنند. علاوه بر زبالهی خانگی و کشاورزی، حتی روغنی که در وسایل نقلیه به کار میرود در نتیجهی روان آبهای سطحی و یا از طریق دیگر منابع آبی به اقیانوسها میرود.oدر آمریکا عمل جلوگیری از آلودگی کشتیها، کشتیها را از تخلیه هر گونه زباله در فاصلهی 3 مایل دریایی از ساحل منع کرده است. برای انواع ویژهای از زباله، اندازهی فاصله، 12 مایل دریایی از ساحل است. تأثیرات آن بر شکلهای متعدد زندگی : گونههای دریایی از جمله گیاهان، جزیرههای مرجانی، ماهیها، لاک پشتهای دریایی و غیره، آنهایی هستند که به طور مستقیم از آلودگی دریا تأثیر میپذیرند. پرندگان دریایی، پستانداران دریایی و دیگر حیوانات خاکزی (مثل خرسهای قطبی) که برای غذای خود به اقیانوسها وابسته هستند، آنهایی هستند که به طور غیر مستقیم از اقیانوس تأثیر میپذیرند. وارد کردن مواد شیمیایی سمی به اقیانوس همانند وارد کردن آنها به زنجیرهی غذایی است؛ حتی یکبار وارد کردن این مواد شیمیایی، در نهایت راه آنها را به نوک زنجیرهی غذایی باز میکند و حتی شکارچیان رأس هرم نیز از آن در امان نیستند. مطالعهی جمعیت ماهیها دشوار است اما مطالعهی روشهای جهانی پرندگان دریایی و حیواناتی که برای غذای خود به ماهیها وابسته هستند نشان میدهد که یک نزول خیلی شدیدی در تعداد آنها رخ داده است. اگر چه بدون شک ماهی گیری بیرویه یک عامل و مقصر مهم است اما آلودگی آب اقیانوس و مشکلات ناشی از آن مثل از دست دادن زیست گاه نیز نقش حیاتی در این موضوع دارد. اگر ماهیها تأثیر بپذیرند، متعاقباً اعضای دیگر زنجیرهی غذایی نیز تأثیر خواهند پذیرفت. مواد شیمیایی که در اقیانوسها در مدارها تخلیه میشوند توسط جریانهای اقیانوسی به مناطق قطبی حمل شده و منتقل میشوند و در نتیجه گونههای قطبی نیز نسبت به این مواد شیمیایی آسیب پذیر میشوند. تأثیرات آن بر انسانها :تهی شدن منابع دریایی به کمبود غذا برای انسانها مربوط است اما اثرات آلودگی اقیانوسها فقط به کمبود غذا محدود نمیشود. ضمناً ما نیز بخشی از زنجیرهی غذایی هستیم که در مورد آن در اینجا صحبت میکنیم، دیر زمانی طول نخواهد کشید تا این که مواد شیمیایی وارد شده به زنجیرهی غذایی، راه خود را به میز شام ما پیدا کنند. تأثیرات زیان آور خوردن “غذای دریای سمی” ممکن است گسترهای از مسمومیت غذایی تا اثر خطرناکی چون نقص تولد باشد. غذای دریایی جز مهمی از رژیم غذایی مردم مناطق ساحلی است و این همواره به این معنی است که تقریباً نصف جمعیت جهان به طور غیر مستقیم نسبت به آلودگی اقیانوسی آسیب پذیر هستند. آلودگی صوتی: در زیست بوم دریایی : یک تهدید نسبتاً جدید برای گونههای دریایی به شکل آلودگی صوتی در اعماق دریا به وجود آمده است. بر خلاف امواج نوری – که فقط میتوانند تا چند متر در آب اقیانوس نفوذ کنند – امواج صوتی صدها مایل را طی میکنند. در عمق دریا، آلودگی صوتی عمدتاً به خاطر کشتیهای بزرگ (کشتیهای تجاری) و تفنگهای هوایی که در اکتشافات نفتی به کار میروند، ایجاد میشود. البته تمرینهای نظامی نیز تحت بررسی برای این آلودگی هستند؛ به ویژه انفجارهای سونار. ارقام بلندتر از کلمات صحبت میکنند: قطار مترو صدای 95 دسی بلی تولید میکند و در معرض قرار گرفتن مداوم در برابر آن سرانجام میتواند منجر به از دست دادن شنوایی در انسان شود. در 125 دسی بل، ما درد گوش را احساس میکنیم و در 140 دسی بل، حتی در معرض قرار گرفتن کوتاه مدت، میتواند منجر به از دست دادن شنوایی شود. حمل یک تانکر نفتی در این اقیانوسها میتواند صدای 200 دسی بلی تولید کند. مقدار مزاحمتی که آن برای ارگانیسمهای دریایی ایجاد میکند را تصور کنید.
مقابله با آلودگی دریا ناشی از فعالیت کشتیها، سکوها، سازه های ساحلی و فراساحلی: آلودگی آبها همواره موجبات نگرانی دولتها و مردم را فراهم آورده و برای مبارزه با آن لازم است دولتها درسطح ملی و بینالمللی اقدام و مشارکت نمایند. تخریب سیستمهای دریایی و آبهای سطحی موجب بروز صدمات غیر قابل جبرانی به محیط زیست گردیده است. امروزه بدلیل استفاده زیاد از دریا و تنوع و سرعت تخلیه مواد آلاینده به دریا، توان خود پالایی اکوسیستمهای دریایی کاسته شده و به زحمت می توانند اثرات ناشی از ورود چنین موادی را خنثی نمایند. آبهای جاری و صنایعی که در کنار ساحل ایجاد شدهاند بخش عظیمی از آلودگی دریا را موجب میگردند. بخش دیگر از آلودگی اکوسیستم دریایی مربوط به حفاری بستر، حمل و نقل دریایی (کشتیرانی)، نشت طبیعی نفت، ریزشهای آسمانی، تماس مستقیم سطح آب با هوای اطراف و ریزش عمدی مواد به دریا می باشد. حمل و نقل دریایی شامل بخش بندر (بنادر تجاری، پایانه های نفتی، تعمیرگاه کشتیها، اسکلههای صیادی و کشتیها منجر به تولید زائداتی می شوند که بطور بالقوه می توانند منبعی برای آلودگی دریا محسوب گردند. جمع آوری، بازیافت، پاکسازی، پردازش و دفع صحیح این مواد اثر قابل توجهی بر کاهش آلودگی دریا ناشی از حمل و نقل دریایی برجای خواهد گذاشت. کنوانسیون بین المللی آمادگی، مقابله و همکاری در برابر آلودگی نفتی(OPRC) در پی حادثه ای که برای نفتکش “اکسون والدز” در سواحل آلاسکا پدید آمد، در سال ١٩٩٠ میلادی به تصویب سازمان بین المللی دریانوردی رسید و در سال ١٩٩۵ میلادی لازم الاجرا شد. تاکید اصلی این کنوانسیون بر اقدام سریع و موثر در صورت وقوع سانحه آلودگی نفتی به منظور جلوگیری از ورود خسارات جبران ناپذیر به کشتی ها، تاسیسات دریایی، بنادر، تجهیزات تخلیه و بارگیری نفت و همچنین فراهم نمودن زمینه های لازم برای همکاری های بین المللی جهت مقابله با بروز حوادث ناشی از آلودگی نفتی است. کنوانسیون بین المللی آمادگی، مقابله و همکاری در برابر آلودگی نفتی OPRC,۱۹۹۰ .طرح(سامانه) ملی آمادگی، مقابله و همکاری در برابر آلودگی نفتی دردریا و رودخانه های قابل کشتیرانی نیز توسط ایران در سال ۱۳۹۱ به تصویب رسیدند. موارد دیگری که می تواند در کاهش آلودگیها کمک کند: ۱- اجرای طرحهای آموزشی نسبت به اهمیت و ارزش محیط زیست مانند آگاهی دهی عمومی درباره ارزش بالای آب از طریق رساته های جمعی. ۲- کنترل آلودگی آب از طریق ایجاد ممنوعیت ها به منظورجلوگیری ازآلودگی منابع آب درمحیط زیست توسط آن دسته از صنایعی که به نوعی باعث آلودگی آبهای سطحی و زیرزمینی می شوند.
۳- جلوگیری از دفن مواد زائد و سموم شمیائی در مناطقی که احتمال د ارد در اثر بارندگی، سموم شمیائی آنها شسته شده و شیرابه مواد زائد به دریا، رود خانه،تالاب و… وارد شوند.
۴- تا حد امکان سعی گردد فاضلابهای شهری وصنعتی بطور کامل تصفیه و سپس با کنترل به سیستمای آبی مانند رود خانه ها ریخته شوند. بنابراین با مصرف درست و بهینه آب سعی کنیم ارزش این موهبت الهی را پاس بداریم.
راههایی که توسط مردم می تواند در کاهش آلودگیها موثر باشد: با مصرف انرژی کمتر، میزان انتشار دی اکسید کربن خود را کاهش دهید: با استفاده کمتر از اتومبیل شخصی و توجه به میزان مصرف انرژی در منزل خود، اثرات مخرب تغییرات آب وهوایی بر فراز اقیانوسها را تا حد امکان کاهش دهید. به بعضی از کارهایی که به این امر کمک می کند، می توان به استفاده از لامپ فلورسنت، پلکان به جای آسانسور و فن اشاره کرد تا از داغ شدن ترموستات و بالارفتن دمای آن جلوگیری شود. از خرید و مصرف گونه های دریایی در معرض انقراض برای پخت و پز خودداری کنید: جمعیت ماهیان دریایی در سطح جهان به علت تقاضای روزافزون، از دست دادن محیط زندگی و روش های غیر پایدار ماهیگیری به سرعت در حال کاهش یافتن است. بنابراین، وقتی برای خرید و یا صرف غذا بیرون می روید، با انتخاب غذاهای دریایی که سالم و فراوان در دریا قابل صید هستند، کمک کنید تا تقاضای غیر معمول برای چنین گونه هایی کاهش بیابد. از محصولات پلاستیکی تا جایی که امکان دارد کمتر استفاده کنید: پلاستیکهایی که سر از اقیانوس ها و دریاها برمی آورند، موجب نابودی محیط زیست این موجودات می شوند و سالیانه باعث مرگ و میر ده ها هزار حیوانات آبزی می شوند. برای کمک به آنها و کاهش اثرگذاری منفی ما انسانها روی محل زندگی این گونه ها، پیشنهاد می شود از بطری های آب قابل استفاده مجدد بهره بگیرید، غذای خود را در ظروف یکبار مصرف ذخیره نکنید، از کیسه مخصوص خرید با دوام استفاده کنید و از مواد بازیافتنی سود بجویید. از ساحل دریا مراقبت نمایید:هر زمان که به ساحل برای مثلا شنا، موج سواری، حمام آفتاب گرفتن می روید، همیشه قبل از رفتن محیط اطراف خود را پاکیزه و تمیز نمایید. از اوقاتی که در کنار دریا و یا اقیانوس هستید، لذت تام ببرید بدون اینکه لطمه ایی به حیات وحش بزنید و یا سنگ را جا به جا کنید. حتی پا را نیز فراتر بگذارید و دیگران را نیز تشویق کنید تا با شرکت در تمیز کردن سواحل محلی، هوای محیط زیست دریایی را بیشتر داشته باشند. از لوازمی استفاده نکنید که به محیط دریا و زندگی دریایی اسیب وارد می کنند: بعضی چیزها به حیات مرجان های دریایی و موجودات آبزی ضربه مهلکی می زنند. از خرید چنین لوازمی جدا خودداری کنید و سعی کنید محیط را بعد از استفاده از آن به حالت قبلی و دست نخورده قبلی آن بازگردانید و از جا به جا کردن سنگ و هر گونه شیئی در محیط جدا خودداری کنید و چنانچه مجبور به این کار شدید حتما بعد از برنامه تفریحی خود محیط را به شرایط اولیه برگردانید. فردی باشید که غذای حیوان خود را از نوع پایدار آن تهیه می کند: برچسب غذایی را که برای حیوان خانگی خود می خرید به دقت بخوانید و رژیمی را برای آن انتخاب کنید که گونه موجودات آبزی در حال انقراض را شامل نشود. مدفوع گربه خود را که ممکن است حاوی ماده پاتوژن باشد که برای زنگی آبزیان مهلک است با آب مستراح نشویید. هرگز سعی نکنید در آکواریوم خود از ماهی های مهاجم استفاده کنید و نیز ماهی آکواریوم خود را در آب دریا و یا اقیانوس رها نکنید، چون حرکت بسیار نسنجیده ایی است و این کار ممکن است برای گونه هایی موجود در اقیانوس و یا هر فضایی که در آن موجود آبزی زیست می کند خطرآفرین باشد. از سازمان هایی که در جهت حفظ اقیانوس ها فعالیت می کنند، حمایت کنید: موسسات و سازمان های بسیاری وجود دارند که در جهت حفظ و حمایت از حیات آبزیان و موجودات آبزی فعالیت می کنند. یک سازمان ملی را در کشور خود پیدا کنید و سعی کنید با حمایت مالی از آن سازمان و فعالیت های داوطلبانه از آرمان های چنین نهادهایی پشتیبانی نمایید. اگر منزل شما نزدیک ساحل است، به یک جنبش محلی ملحق شوید و در پروژه هایی که در نزدیک محل زندگی تان در حال انجام شدن است، یاری رسانید. در تغییرات جامعه پیرامون خود تاثیرگذار باشید: از نحوه حمایت مقامات دولتی از سیاست های مرتبط با حفظ و حمایت از محیط موجودات آبزی قبلا از انداختن رای خود در صندوق انتخابات این افراد تا حد امکان اطلاعات لازم را کسب کنید. یا در صورت امکان، با نمایندگان محلی تماس بگیرید و به اطلاع آنها برسانید که شما از پروژه ها ی حفاظت از محیط زیست حمایت می کنید. که این امر رعایت نمی شود، سعی کنید این موارد را به صاحبان رستوران و فروشندگان آنها گوشزد کنید. وقتی در اکوسیستم اقیانوس قرار می گیرید، با مسوولیت رفتار کنید: وقتی قایق سواری یا کایاک سواری و یا هر فعالیت تفریحی دیگری درسطح آب دریا یا اقیانوس انجام می دهید، حتما حواستان باشد که اسیبی به محیط وارد نکنید. هرگز چیزی را در آب دریا نریزید و چنانچه قصد سفر با کروز را برای تعطیلات آتی خود را دارید، کمی تحقیق از قبل انجام دهید تا بهترین گزینه سازگار با طبیعت دریایی را پیدا کنید
۱۴-۴- قانونمند شدن صیادی جمعی و پایان دادن به صید بی رویه تا سال ۲۰۲۰: سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) نسبت به صید بیرویه ماهی در اقیانوسهای جهان و بالا بودن مصرف ماهی هشدار داد. به گزارش ایسنا، فائو در گزارشی اعلام کرد مصرف بیرویه ماهی نگرانیهایی را نسبت به پایداری منبع کلیدی پروتئین برای میلیونها نفر در سراسر جهان برانگیخته است. صید بیرویه ماهی به خصوص در قسمتهایی از جهان در حال توسعه که مردم آن برای تامین خوراکشان در مضیقه هستند، بد است. مانوئل بارانگ، مدیر واحد شیلات و آبزی پروری فائو گفت: فشار زیادی روی منابع دریایی وجود دارد و ما بایستی تعهد بیشتری از جانب دولتها برای بهبود وضعیت شیلاتشان داشته باشیم. وی در ادامه افزود: پیشبینی میشود آفریقا در آینده ناچار شود ماهی وارد کند و این کمبود به بالا رفتن قیمتها منجر شده و به مستمندان آسیب وارد میکند. این مدیر فائو گفت: آفریقا از پتانسیل بزرگی برای آبزی پروری برخوردار است اما از نظر فاینانس، خوراک و تامین ماهی به پشتیبانی نیاز دارد. پرورش ماهی در ۴۰ سال اخیر، سریعترین رشد را در بخش کشاورزی داشته و تا حد زیادی عامل عرضه بیشتر ماهی به مصرف کنندگان بوده است.با کاهش صید از دریای آزاد، کشورهای بیشتری به مزارع ماهی روی میآورند. در سطح جهانی، درصد ذخایر ماهی در سطوح ناپایدار از ۳۱.۴ در سال ۲۰۱۳ و ۱۰ در سال ۱۹۷۴ به ۳۳.۱ در سال ۲۰۱۵ افزایش یافته است. مصرف ماهی از ۹ کیلوگرم در سال ۱۹۶۱ به ۲۰.۲ کیلوگرم افزایش یافته و انتظار میرود با روی آوردن مصرف کنندگان به ماهی به عنوان یک غذای سالم، افزایش بیشتری نیز پیدا کند. بر اساس گزارش رویترز، در حال حاضر ۳.۲ میلیارد نفر برای ۲۰ درصد از منبع پروتئین حیوانی خود، از ماهی استفاده میکنند.
در ایران: صید ماهیان خاویاری در خزر از سال 2015 میلادی بر اساس توافقی که پنج کشور حاشیه این دریا در کمیسیون حفاظت و بهره برداری بهینه ازمنابع زنده دریای خزر به آن دست یافتند ، به مدت پنج سال ممنوع شد تا ذخایر این گونه ماهیان بازسازی شود. بر اساس گزارش های رسمی ، ذخایر ماهیان خاویاری که یک ذخیره مشترک بین پنج کشور حاشیه دریای خزر است، از سه هزار تن به کمتر از 500 تن رسیده که پایین ترین حد آن است. کی از دلایل مهم کاهش ذخایر ماهیان خاویاری دریای خزر ، صید بی رویه آنها در کنار سن رسیدن این گونه به بلوغ است. هر ساله و همزمان با شروع فصل مهاجرت آبزیان به سمت رودخانههای استان گیلان جهت تکثیر و زادآوری عوامل و نیروهای یگان حفاظت محیط زیست نظارت و پایشهای خود در مناطق تحت مدیریت را تشدید میکنند. بنابراین صید گروهی ماهیان در رودخانههای گیلان ممنوع شد: فرمانده یگان حفاظت محیط زیست گیلان گفت: صید گروهی ماهیان به وسیله انواع ادوات در رودخانههای گیلان ممنوع است و با متخلفان برخورد میشود. رعایت قوانین و دستورالعملهای صادره از سوی اداره کل حفاظت محیط زیست استان گیلان در شروع فصل مهاجرت آبزیان به رودخانهها توسط افراد الزامی است بنابراین در صورت مشاهده با فرد یا افراد متخلف برخورد میشود. ماجرای صید صیادان چینی در خلیج فارس چیست؟از ابتدای سال جاری موضوع حضور کشتیهای صیادی چین در خلیج فارس و دریای عمان مطرح شده است، معترضان به این حضور میگویند کشتیهای چینی خلیج فارس را”جارو” میکنند، اما در سوی دیگر مسئولان میگویند این کشتیهای “ترال” متعلق به ایران است و با مجوز سازمان شیلات این کشور فعالیت میکنند. در برخی از رسانهها عنوان شده که کشتیهای چینی 250 هزار تن ماهی را از خلیج فارس صید کردهاند. در حالی که کل صید ماهی خلیج فارس کمتر از نصف این مقدار است. قوانین جاری کشور و آیین نامه های مصوب اجازه تردد به شناور خارجی را نمی دهند.آقای عبادی همچنین به تخلفات این کشتیهای چینی اشاره کرد و گفت: ” ملوانان این کشتیها ردیابها را خاموش میکنند و با پرداخت جریمه ۶۰ میلیون تومانی به بهانه خراب بودن ردیابها به شیلات، بیش از ۸۰۰ میلیون تومان ماهی را از صیدگاهها در شعاع غیرمجاز و تعیین نشده به صورت غیر قانونی صید میکنند که همین موضو ع عامل اصلی کاهش صید صیادان بومی شده است.” صیادان چینی برای صید صنعتی، با به جریان انداختن برق با ولتاژ بالا، حجم زیادی از ماهی و سایر آبزیان را صید میکنند و حتی به ماهیهایی که در شعاع دورتری هم هستند آسیب میزنند. این کار باعث نابودی کل جانوران آبزی از جمله دلفینها و لاکپشتهای زیبای قشم که از جاذبههای توریستی این منطقه است شده است. ایران مخزنی قابل برداشت از ماهی انگشت قدی به نام فانوس ماهی دارد. با وجود این اظهارات وجود صیادان چینی می تواند خطری جدی و تهدید کننده باشد که نیاز به برخورد و جدیت بیشتری خواهد داشت تا در صورت وجود صید توسط صیادان خارجی، این گونه صید های غیر مجاز به پایان برسد. که از زمان حضور کشتیهای چینی با مالکیت ایرانی و کارکنان چینی، صید کشتیهای صنعتی ایرانی از ۸ تن به یک تن رسیده است و صید صیادان سنتی منطقه جاسک از یک تن به کمتر از ۵۰۰ کیلوگرم “کاهش” یافته است، گفت: “ماهیگیری کشتیهای بزرگ در آبهای خلیج فارس به اکوسیستم منطقه ضربه زده است.” در پایان در ایرانی که به لحاظ منابع طبیعی و زیر زمینی یکی از غنی ترین کشورهای دنیا محسوب می شود، چوب حراج زدن به این داراییها سالهاست که به یک روش برای تامین ورشکستگی اقتصادی و مالی بخاطر مخارج دخالتهای منطقه ای و یا سیاسیتهای غلط از یک سو و سودجویی های جناحی و فردی و رانت خواری و چپاول اموال تبدیل شده است. حراج خلیج فارس و دریای عمان نیز یکی از موارد این گونه چپاولها و بر باد دادن داراییهای مردم ایران است و البته که همه اینها فقط گوشه بسیار کوچکی از وضعیت نابسامان و انفجاری اقتصادی جامعه ایران است که هیچ راه برون رفتی هم برای آن وجود ندارد .البته به دلیل عدم شفافیت ارگانهای رسمی در ایران، ابعاد فاجعه ناشی از اجاره آبهای ایران، هنوز کاملا مشخص نیست اما آنچه که واضح است میزان خسارت وارده به مردم بسیار سنگین است.شیوه های صید صنعتی بیش از ۵ هزار شناور، چیزی برای نه تنها ماهیگیران سنتی و بومی بلکه برای اقیانوس باقی نمی گذارد. و در آخر اعضای حاضر در جلسه در خصوص اقدامات دولت ایران برای حقظ منابع طبیعی به گفت و گو پرداختند که نتیجه ی این گفتگو ها این بود که برای حفظ منابع طبیعی مردم ایران خود باید دست بکار شوند چراکه دولت تنها فروش و صادرات منابع ارزنده ی ایران می نگرد.
گزارش سخنرانی کمیته اقوام و ملل ایرانی یونی ۲۰۱۹
مهناز احمدی
نشست 8 یونی 2019 کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی ساعت ۱۵:00 بوقت اروپا و با حضور مسئولین و اعضای فعال کانون دفاع از حقوق بشر در ایران و جمعی از میهمانان در اتاق پالتاک کمیته برگزار گردید و تا ساعت ۱۸:۰۰ ادامه یافت. سخنرانایی که در این نشست همراه ما بودند عبارتند از: آزاد بهرامی، محسن سیاحی ، ناصر نوروزی بارکوسرایی و محمد آدینه؛ با موضوعاتی چون: گزارش و تحلیل موارد نقض حقوق بشر در ایران در ماه گذشته، بررسی و تحلیل ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر و مقایسه آن با اصل 38 قانون اساسی جمهوری اسلامی، دستاویزی به نام اصل ۵۹ قانون اساسی و منافع دولت از عدم اتحاد ملت. در این نشست که آقای محسن سیاحی مسئولیت آن را عهده دار بودند، در ابتدا از قای آزاد بهرامی دعوت نمودند تا به ارائه گزارش خبری در محدوده نقض حقوق اقوام و ملیت های مختلف ایران طی ماه گذشته بپردازند که متاسفانه این بخش از برنامه علرغم تلاش های مکررشان بعلت عدم ارتباط صوتی آقای آزاد بهرامی، انجام نگردید و لاجرم آقای محسن سیاحی ضمن اظهار تاسف از بروز مشکل ایجاد شده شخصا به بررسی و تحلیل ماده ۱۸منشور جهانی حقوق بشر با موضوع حق آزادی عقیده پرداخته و فرمودند : آزادی «عقیده»، موضوعی است که از حقوق اساسی و بنیادین بشر شمرده میشود. درباره آزادی عقیده گفته شده است:
«آزادی عقیده عبارت است از اینکه هر شخص، هر «فکری»، اعم از اجتماعی، فلسفی، سیاسی یا مذهبی را که میپسندد، و یا آن را عین حقیقت میپندارد، آزادانه «انتخاب» کند، بیآنکه مواجه با نگرانی یا بیم یا تجاوزی شود». در این تفسیر از آزادی عقیده، «عقیده» به «فکر» تفسیر شده است، چنین تفسیری هر چند به شکل «مسامحهآمیز» ، قابل قبول است، ولی نباید، از تفاوت «عقیده» و «فکر»، غافل نماید. زیرا «فکر» نمایانگر یک تلاش عقلایی در بشر است که از خصلت «حقیقتجوئی» در انسان، سرچشمه میگیرد، ولی «عقیده» ملازمهای با فکر ندارد و چه بسا بازتابی از آداب و رسوم اجتماعی و یا سنتهای فرهنگی است که با جان انسان «گره» خورده و گاه حتی «امکان فکر کردن» را هم از انسان سلب میکند.روشن است که «عقیده» بخشی از «شخصیت درونی» انسان را تشکیل میدهد و هیچ «قدرت بیرونی» ، نمیتواند درباره بود یا نبود عقیده، و یا تغییر و دگرگونی آن، تصمیمگیری نموده و آن را به اجرا گذارد. قدرت دولتها، هرگز از سلطه بر «رفتارها»ی انسانها فراتر نمیرود و فقط میتوانند نمادهای ظاهری یک عقیده را، تحت کنترل خود درآورده و یا انسانها را به نمادهای خاص از یک عقیده، وادار سازند. از این رو، بحث آزادی عقیده، به معنی آزادی برای انتخاب عقیده، ذاتاً موضوعی غیرحقوقی است، و اگر از آن به عنوان یک «حق طبیعی» یاد میشود، از آن رو است که قدرت حاکم، در-صدد سلطه بر روح و فکر انسانها برنیامده و از تحمیل و اجبار در این باره صرفنظر کند.با پیشرفت فناوری و تحقق رؤیاى دیرینه بشر براى کوتاه کردن فاصله ها جوامع امروزی با مفهوم جهانی شدن و دهکده جهانی و چالش هاى مربوط به آن هر روز بیشتر از قبل رو به رو هستند پدیده جهانی شدن باعث شده که اطلاعات ،افکار و ایده ها و همانطور دانش بشری به راحتی و به دور از موانع موجود گذشته در بین الملل مختلف گسترش پیدا کند و گهگاه باورهاى سنتی و نادرست را در ارتباط با بسیاری از ایدئولوژیهاى موجود به چالش بکشد در مواردی به گسترش افکار براى گروهاى تندرو قابل تحمل نیست و سعی میکنند که با خشونت و إرعاب حلقه پیروان خود را نگه دارند اما به طور کلی در بستر این گفتمان جهانی اکثر عقائد و ایدئولوژیها چه مذهبی و چه غیر مذهبی در تلاشند تا به دلیل و منطق و استدلالهای را که ارائه مى دهند أفراد معتقد به سایر عقائد را به سمت ایدئولوژی خودشان جذب بکنند .اما بعضا دیده شده بعد از جذب و جلب نظر آنها و یا نسبت به دیگرانی که از قبل معتقد به آن نظام و مسلک بودند رفتار کاملا متفاوتی رو پیش می گیرند به این معنی که آنها را نسبت به تغییر عقیده خود مورد إرعاب قرار میدهند، مرتد و منحرف میخوانند و حتى گاهی تهدید به مرگشان می کنند .و از مهمترین أصول بهائیت تحری حقیقت :
١:یعنی نه تنها أفراد براى بهائی شدن باید تحقیق کافی داشته باشند بلکه بعد ا. بهائی شدن هم موظفند در هر لحظه به دنبال حقیقت باشند تحقیق کنند و از مطالعه و تحقیق در هیچ زمینه ای منع نشوند بهائیان از تقلید منع شدند موظفند در أصول و فروع دین شخصا تحقیق کرده و سپس به آن عمل کنند هر فرد بهائی مجاز بدون هیچ نوع تنبیهی عقیده خود را تغییر بده و از جامعه بهائی حذف نام بکند هیچ فرد بهائی زاده ای بعد از سن پانزده سالگی کامل به صرف زاده شدن در یک خانواده بهائی ،بهائی محسوب نمیشود و باید شخصا بعد از این سن در مورد این امر تصمیم بگیرد در جامعه بهائی از طبقه روحانی و مراجع تقلید خبری نیست بهائیان به پیروان همه ادیان و صاحبات هر عقیده و مرام و مسلک احترام میگذرانند و مادامی که حقوق بشر و سایر عقائد مورد تعرض قرار ندهند با آنها همزیستی مسالمت آمیز خواهند داشت در غیر این صورت آنها را به مراجع قانونی میسپارند و از هر نوع عمل شخصی رد نهی از منکر پرهیز مى کنند
ماده ١٨ اعلامیه جهانی حقوق بشر:هر کس حق دارد از آزادی اندیشه ،وجدان و مذهب بهره مند گردد این حق شامل آزادی تغییر مذهب یا باور و نیز آزادی إظهار مذهب یا باور به شکل آموزشی ،عمل به شعائر ،نیایش و بجاى آوردن آیین ها چه به تنهایی و چه به صورت جمعی نیز میگردد.
قانون أساسی در ایران: در اصل١٢ قانون أساسی آمده است که دین رسمی ایران اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری و این اصل تا آخر غیر قابل تغییر و مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی ،شافعی، مالکی ،حنبلی و زیدی دارای احترام هستند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم و مناسکشان مذهبی طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه ازدواج ،طلاق ،ارث ،و وصیت و دعاوى مربوط به آن در دادگاها رسمیت دارند و در هر منطقه ای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود. با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب بر مبنای آنچه که در ماده ١٨اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است مذهب امری نسبی شخصی و درونی مى باشد از این حس انسان آزاد است تا مذهب خویش را آن گروه که خود مى پسندد انتخاب کند و همچنین آن طور که تمایل دارد در راه تغییر آن قدم بردارد در حالی که این نوع آزادی در قانون جمهوری اسلامی ایران بکلی منع میشود همانطور که در اصل ١٢قانون أساسی ایران آمده ،دین رسمی تنها یک دین مى باشد وآن اسلام شاخه جعفری اثنى عشری است و جالب اینکه این دین رسمی ثابت و غیر قابل تغییره به عبارتی دیگر قانون أساسی جمهوری اسلامی ایران با ذکر چنین مسئله ای بزرگترین تناقض بشری را رقم زده است.اصل قانون أساسی تنها اشاره به معددودی از ادیان و مذاهب دیگر شده است در حالی که در دنیای امروز ده ها دین و مذهب با سابقه و قدمت بیش از اسلام وجود دارد و یابهائیت که منشأیی الهی داشته و دارد و همچون ادیان سامی دیگر خدای یگانه را محور پرستش خود قرار میدهند و یا حتى بی مذهبی نیز خود به عنوان یک مذهب کار آمد و همه گیر شناخته میشود اما در قانون أساسی جایی برای آنها تعبئه نشده است و غیر قابل اعتبار بنابراین آزادی در قانون أساسی ودر قسمت تغییر مذهب تنها به صورت امری انتزاعی است حال اگر یک مسلمان ایرانی که با استناد به این ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر براى او در نظر گرفته است بخواهد بر أساس میل و شناخت خود(معرفت) به دین و باور دیگری مانند مسیحیت و یا بهائیت و مانند آن ایمان بیاورد این عمل در ایران تحت عنوان ارتداد بررسی میشود که هر چند از منظر قوانین ایران جرمی تحت عنوان آن وجود ندارد لکن جمهوری اسلامی ایران با استناد به ماده ٢٢٠قانون مجازات اسلامی که موارد سکوت در بحث حدود را به اصل ١۶٧ قانون أساسی ارجاع داده است و اصل قانون ١۶٧اساسی میگوید ؛ قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدّونه بیابد و اگر نیابد با استناد به منافع معتبر اسلامی یا فتاوی معتبر حکم قضیه را صادر بنماید .پس قانون أساسی جمهوری اسلامی ایران به انسانهای خود یعنی همان انسانهاى دیندار مسلمان انقلابی مقلّد هیچ گونه حق انتخاب و تصمیم گیری در راه تشخیص خطا از ثواب را نداده و آزادی را به صورت امری تجویزی و با نظارت آزادی دهندگان حکومتی تعریف می نماید از این رو نه تنها تغییر مذهب که انتخاب آن نیز امری دستوری و ارثی میباشد ما در عصر جهانی شدن به سر میبریم اما به نظر میرسد فقط تجارت جهانی شده و حال آن که عدالت نیز باید جهانی شود تا بتوان افرادی را که ناقض حقوق بشر هستند ،در کشورهای دیگر محاکمه کرد، جهانی شدن در صورتی یک تحول تاریخی مثبت به شمار خواهد رفت که بتوان عدالت را هم جهانی کند این حرف شاید امروز یک رؤیا باشد ولی چالش امروز ما اینجا آن است که رؤیا وار بیندیشیم ولی واقع بینانه عمل کنیم و به یاد داشته باشیم که بسیاری از دست آوردهاى بشریت با رؤیا آغاز شده است . با آرزو و امید فرا رسیدن آن ایام.
در بخش دوم این گردهمائی اولین سخنران جناب ناصر نوروزی بارکوسرایی یکی که پیرامون دستاویزقرار دادن اصل ۵۹ قانون اساسی توسط جمهوری اسلامی به سخنرانی پرداختند: سابقه طرح موضوع همهپرسی در ایران به سال 1332 بازمیگردد. در این سال نمایندگان طرفدار دکتر محمد مصدق در حمایت از ابقای دولت وی و انحلال مجلس استعفا دادند و همین باعث شد تا دیگر جلسات مجلس به حد نصاب نرسیده و تشکیل نشود و در این شرایط، دکتر مصدق رفراندومی با موضوع انحلال مجلس و ابقای دولت برگزار کرد. این نخستین همهپرسی تاریخ سیاسی ایران بود. رفراندومی که البته کمتر از یک هفته پس از آن، به کودتای انگلیسی- آمریکایی علیه دولت ملی منتهی شد. رئیس وقت مجلس شورای ملی پیش از برگزاری این رفراندوم جنجالی که بسیاری از علما و گروههای سیاسی با آن مخالف بودند، به مصدق توصیه کرده بود: «در قوانین، رفراندوم سابقه ندارد و اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان با آن مخالف هستند و بهتر است که این مطلب با میانجیگری حل شود و این کدورت برطرف گردد». با این همه در ۲۱ مرداد ۱۳۳۲ مصدق، رسماً نتیجه همهپرسی یعنی «ابقای دولت و انحلال مجلس» را اعلام کرده و از محمدرضا پهلوی خواست فرمان برگزاری انتخابات جدید را امضا کند؛ ولی او این رفراندوم را تأیید نکرد و به این ترتیب نتیجه اولین رفراندوم تاریخ ایران هرچند کاملا به سود مصدق بود اما تنها چهار روز بعد به سرنگونی وی منجر شد .قریب به یک دهه پس از برگزاری رفراندوم مصدق، نوبت محمدرضا پهلوی بود که آنچه انقلاب سفید میخواند را به همهپرسی بگذارد. روز ۶ بهمن سال ۱۳۴۱ رفراندوم سراسری برای نظرخواهی درباره اصول ششگانه پیشنهادی شاه موسوم به «انقلاب سفید» برگزار شد. انقلاب سفید یا آنطور که هواداران سلطنت میگفتند «انقلاب شاه و مردم»، عنوان یک سلسله اصلاحات اقتصادی و اجتماعی در دوره سلطنت محمدرضا پهلوی بود که همزمان با نخستوزیری علی امینی، اسدالله علم، حسنعلی منصور و امیرعباس هویدا به اجرا درآمد. انقلاب سفید در مرحله نخست شامل شش اصل بود که محمدرضا شاه پهلوی در کنگره ملی کشاورزان در تهران در روز ۲۱ دی ماه ۱۳۴۱ خبر برگزاری رفراندوم برای قبول یا رد آن را به کشاورزان و عموم ارایه داد. در روز ۶ بهمن ۱۳۴۱ در یک همهپرسی سراسری که با مخالفت روحانیون روبرو شد، شش اصل انقلاب سفید به رای عمومی گذاشته شد و به تصویب رسید. شش اصل نخستین انقلاب سفید را که محمدرضا شاه پهلوی در زمستان ۱۳۴۱ در کنگره کشاورزان معرفی کرد چنین بودند: « اصلاحات ارضی و الغای رژیم ارباب و رعیتی، ملی کردن جنگلها و مراتع در سراسر کشور، فروش سهام کارخانههای دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی، سهیم کردن کارگران در منافع کارگاههای تولیدی و صنعتی، اصلاح قانون انتخابات به منظور دادن حق رای به زنان و ایجاد سپاه دانش به منظور اجرای تعلیمات عمومی و اجباری».
نگاهی به رفراندم یا همه پرسی در تاریخ ایران، زمان برگزاری، موضوع رفراندم ، نتیجه :21 مرداد 1332 ، ابقای دولت مصدق و انحلال مجلس، پیروزی حامیان مصدق
6 بهمن 1341، انقلاب سفید محمد رضا پهلوی، اجرای انقلاب موسوم به «شاه و مردم»
12 فروردین 1358 ، رأی آری یا نه به جمهوری اسلامی، آری به جمهوری اسلامی
12 آذر 1358، رأی گیری درباره قانون اساسی، تصویب قانون اساسی
6 مرداد 1368، اصلاح قانون اساسی، تصویب اصلاحات قانون اساسی
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در روند تدوین و تصویب، بیش از همه از چه منابع حقوقی الهام گرفته است: قانون اساسی در سال ۱۳۵۸ توسط مجلس خبرگان قانون اساسی در ۱۷۵ اصل تصویب و همان سال به همه پرسی گذاشته شد و نتیجه آن با رای مثبت اعلام گردید. در سال ۱۳۶۸ اصلاحاتی در این قانون صورت پذیرفت که طی آن از جمله پست نخست وزیری حذف و اختیارات بیشتری به رئیس جمهور داده شد. قانون اساسی در حال حاضر شامل ۱۷۷ اصل میباشد که بخش قابل توجهی از آن الهام گرفته از قانون اساسی سال 1958 فرانسه است. در واقع نهادهای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که شامل ریاست جمهوری، نخستوزیری، شورای عالی قضایی و شورای نگهبان است به نوعی الهام گرفته از شورای عالی قانون فرانسه میباشد و بخش دیگری از این قانون نیز برگرفته از قانون اساسی مشروطیت و متمم آن و منابع اسلامی از جمله قرآن کریم و احادیث و روایات است. ویژگی دیگر قانون اساسی ایران الهی بودن منشأ حاکمیت است. یعنی خداوند را منشأ حاکمیت میداند. کما اینکه در اصل 56 ذکر شده که «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداوند است و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. بنابراین هیچکس نمیتواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد میآید اعمال میکند.اصل تفکیک قوا در اکثر قانون اساسی کشورهای دنیا ذکر شده است. تفکیک قوا به این معنا است که هر یک از قوا (مقننه، مجریه و قضائیه) بنا به صلاحیت های خودش فعالیت میکند. اختیارات قانونگذاری، اجرایی و قضایی اگر دست یک نهاد خاص باشد باعث اختلاف بین قوا میشود. همچنین برای آنکه قدرت حفظ شود و قوا بر کار یکدیگر نظارت کنند وجود اصل تفکیک قوا لازم و ضروری است. این در حالی است که این موضوع در قانون اساسی کشور نیز پیشبینی شده است و براساس اصل 57 قانون اساسی استقلال قوا و هر یک از قوا تحت حیطه و صلاحیت خودش فعالیت میکنند. به عبارتی سادهتر قوه قضائیه از طریق دستگاههای دادگستری و قوه مجریه از طریق رهبری، رئیس جمهوری و وزیران و قوه مقننه از طریق مجلس شورای اسلامی فعالیت میکنند.
قوه مجریه : یکی از قوای سهگانه است که وظیفه اداره کشور بر اساس قوانینی را که قوه مقننه مصوب کرده دارد. رئیس قوه مجریه رئیس جمهور است. و وظایف آن :اداره، سیاستگذاری و نظارت بر امور اقتصادی کشور، آموزش و پژوهش، روابط خارجه، بهداشت و درمان، کشاورزی و صنعت، امنیت و تأمین نیازهای دفاعی و تأمین نیازها و ملزومات سایر قوا مانند قوه مقننه، قوه قضائیه، شورای نگهبان و … بر عهده قوه مجریهاست
قوه مقننه : یکی از سه قوه نظام جمهوری اسلامی ایران است که کار تهیه و تصویب قوانین عمومی کشور را بر عهده دارد. قوه مقننه از دو رکن تشکیل شدهاست: مجلس شورای اسلامی که در آن نمایندگان منتخب مجلس، قوانین گوناگون مورد نیاز کشور را تهیه، تعدیل و تصویب میکنند. اعضای شورای اسلامی هر چهارسال یک بار انتخاب میشوند. شورای نگهبان قانون اساسی که کار نظارت بر مصوبات مجلس شورای اسلامی و انطباق آنها با قانون اساسی و شرع را بر عهده دارد. این شورا مرکب از ۱۲ نفراست. ۶ نفر فقیه که از سوی رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شدند و ۶ نفر حقوقدان که از طرف قوه قضاییه به مجلس معرفی شدند. تفسیر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و تأیید انطباق مصوبات مجلس با رأی سه چهارم فقهای این شورا صورت میگیرد
قوه قضاییه : قوهای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت در ایران است رئیس قوه قضائیه توسط رهبر انقلاب اسلامی به مدت ۵ سال به این سمت منصوب میشود که باید مجتهد عادل و آگاه به امور قضایی و مدیر و مدبر باشد. ریاست قوه قضائیه را در حال حاضر سید ابراهیم رئیسی بر عهده دارد اصل اوّل از اصول کلی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. حکومت ایران جمهوری اسلامی است که ملت ایران، بر اساس اعتقاد دیرینهاش به حکومت حق و عدل قرآن، در پی انقلابی رهبری امام خمینی، در همهپرسی دهم و یازدهم فروردین ماه یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت هجری شمسی برابر با اول و دوم جمادیالاولی سال یکهزار و سیصد و نود و نه هجری قمری با اکثریت ۹۸٫۲٪ کلیه کسانی که حق رأی داشتند، به آن رأی مثبت داد
فصل پنجم: حق حاکمیت ملت و قوای ناشی از آن، اصل پنجاه و ششم : حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست
اصل پنجاه و هفتم: قوای حاکم در جمهور اسلامی ایران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال میگردند.. اصل پنجاه و هشتم: اعمال قوه مقننه از طریق مجلس شورای اسلامی است. اصل پنجاه و نهم: در مسایل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همهپرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد. اصل شصتم: اعمال قوه مجریه جز در اموری که در این قانون مستقیماً بر عهده رهبری گذارده شده، از طریق رئیسجمهور و وزراء است.
- اصل سابق: اعمال قوه مجریه جز در اموری که در این قانون مستقیماً بر عهده رهبری گذارده شده، از طریق رئیسجمهور و نخستوزیر و وزراء است.
اصل (۵۹) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مربوط به همه پرسی و مراجعه مستقیم به آرا مردم است. دراین اصل که حق حاکمیت ملت را عنوان میکند قوانین مربوط به همه پرسی و مراجعه مستقیم به آرا مردم آمده است و میتواند یک اصل کلیدی و راهگشا در خیلی از مسائل باشد. این اصل جلوهای از مردم سالاری است که در نظام سیاسی ما پذیرفته شده است. اعمال نظر قوه مقننه در قانون اساسی توسط مجلس اتفاق میافتد، به این معنا که مجلس در مسائل کلان تصمیمگیری میکند و قوه مجریه هم اجرا میکند. به این حق اصطلاحاً دموکراسی غیرمستقیم گفته میشود، به این معنا که مردم نمایندگان خود را انتخاب میکنند و نمایندگان از طرف مردم تصمیمگیری میکنند، درست است که مردم نمایندگان خود را انتخاب میکنند و آنها از طرف مردم تصمیم میگیرند، اما این حق نباید بهکلی از مردم سلب شود که نتوانند در مورد مسائل مهم کشور تصمیمگیری کنند.ولی در عمل کاملا مغاییرت دارد و نظام جمهوری اسلامی تمامی برنامه ها و سیاست هاش نه تنها توسط مردم بررسی و انتخاب نمیشود بلکه قوا هم در تمامی موضوعات به دنبال تصویب قوانینی هستند که خوشایند آقای خامنه ایی باشد و کاملا این موضوع را میتوان فهمید که همه پرسی فقط راهی برای دور زدن مردم است. البته شرایطی وجود دارد که ارجاع به همهپرسی با تصمیم نمایندگان مجلس است. یعنی نمایندگان وقتی ببینند موضوعی مهم است تصمیمگیری میکنند و با تصویب آرا دوسوم از نمایندگان آن موضوع به همهپرسی گذاشته میشود؛ بنابراین موضوع محدود به تصمیمگیری مجلس شده است و مجلس باید تصمیم بگیرد که موضوعی به همهپرسی گذاشته شود یا خیر.همهپرسی در نظامهای مردمسالار میتواند کلیهی موضوعات اجتماعی را در بربگیرد؛ اما در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران به موجب اصل دوم حاکمیت به خداوند اختصاص داده شده است و انسان به عنوان عبد صالح میتواند کشور را به هر نحو اداره کند. امری که دکتر شریعتی آن را دموکراسی متعهد برشمردهاند و برخی دیگر آن را دموکراسی صالحان دانستهاند. بنابراین در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران مردم مشروعیت بخش نیستند لیکن مقبولیت میدهند. اهمیت مقبولیت البته کم از مشروعیت نیست. لیکن مردم در نظام اسلامی نمیتوانند مثلا در موضوع همجنسبازی همهپرسی برگزار و به آن رأی دهند. مجلس شورای اسلامی هم به موجب قانون اساسی ابتدائاً و فارغ از نظارت شورای نگهبان به موجب اصول (91 تا 99) موظف به قانونگذاری در چهارچوب مقرر است. در اصل 71 به این امر اشاره شده است که مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل میتواند قانون وضع کند. در اصل 72 اشاره شده است که مجلس شورای اسلامی نمیتواند قوانینی وضع کند که با اصول اسلامی و مذهب رسمی کشور مغایرت داشته باشد. یعنی اساساً مجلس شورای اسلامی در این خصوص صلاحیت ندارد هرچند خود این نهاد نیز بر فرض محال بخواهد چنین کاری را انجام دهد. قانون اساسی جمهوری اسلامی را ریشه مشکلات امروز ایران را دارد و ردپای استبداد در این قانون اساسی به روشنی پیداست .شعار انقلاب، آزادی و استقلال بود که همگان را متحد کرد و آقای خمینی وعده تحقق آن را در “جمهوری اسلامی” میداد. اما با تصویب قانون اساسی مشخص شد که مردم هرگز به آزادی نخواهند رسید و ملتی که آزاد نباشد نمیتواند حتی به استقلال بیندیشد. بنابراین، هر مصوبه مجلس زمانی اعتبار قانونی مییابد که رهبر اجازه دهد. یک نمونه از چنین امری را میتوان در مخالفت با قانون الحاق دولت به کنوانسیون “ضد شکنجه و رفتار یا مجازات خشن، غیرانسانی یا تحقیرکننده” دید. شورای نگهبان این مصوبه را به علت مغایرت با “موازین اسلامی” رد کرد و در حقیقت با چنین تفسیری از “موازین اسلامی” رسما اعلام کرد که شکنجه منطبق با موازین اسلامی است . به این ترتیب، هم قوه قضاییه، هم قوه مجریه و هم قوه مقننه، هر سه در اختیار قانونی رهبر است و هر زمان که اراده کند میتواند اعمال نفوذ کرده، سلیقه شخصی خود را اعمال کند. اسلام نیز فقط و فقط در وجود رهبر خلاصه میشود و بدیهی است هر کشور دیگری هم تحت چنین قانونی اداره شود، نهایتا به بنبست سیاسی میرسد، آنچنان که امروزه در ایران پیش آمده است. تاسفبارتر آنکه همه اصول قانون اساسی را تحت شرایطی – ولو دشوار – میتوان مورد بازنگری قرار داد اما “ابتنای کلیه قوانین و مقررات بر اساس موازین اسلامی و ولایت رهبری” را نمیتوان بازنگری کرد و در قانون اساسی پیشبینی شده که این اصول الیالابد است (اصل ۱۰۷ قانون اساسی) برگزیت با حدود 52 درصد: پادشاهی متحد بریتانیای کبیر شامل کشورهای انگلستان، ولز، اسکاتلند و ایرلند شمالی طی تصمیمی که تمامی اروپا را نیز تحت تاثیر قرار می داد در ژوئن گذشته همه پرسی خروج از اتحادیه اروپا را برگزار کرد .اسکاتلند : همه پرسی استقلال اسکاتلند از بریتانیا در سال 2014 پس از یک روند کمپین تبلیغاتی گسترده صورت گرفت. میزان مشارکت در این رفراندوم 85.59 درصد بوده و تنها 44.7 درصد رای به استقلال و 55.3 درصد از رای دهندگان نیز رای به ماندن در بریتانیا دادند .سوئیس : مردم سوئیس در سال 2014 به همه پرسی رای مثبت دادند که طبق آن مهاجرت از کشورهای عضو اتحادیه اروپا به این کشور با محدود روبرو شد. ایتالیا : ایتالیا نیز سال پیش شاهد همه پرسی تغییر کلی قانون اساسی این کشور بود. تغییرات 47 ماده از قانون اساسی ایتالیا محدود کردن اختیارات سنای جمهوریت این کشور و سرعت بخشیدن به روند قانونگذاری در ایتالیا را پیش بینی می کرد.که نخست وزیر ایتالیا بعد از این همه پرسی استعفا داد. دانمارک :مردم دانمارک در تاریخ 3 دسامبر 2015 برای قوانین امور داخلی و دادگستری اتحادیه اروپا به پای صندوق همه پرسی رفتند. سوئد : مردم سوئد نیز در 2013 در مورد ورود به منطقه یورو برای استفاده از واحد پول مشترک اتحادیه اروپا «یورو» به پای صندوق ها رفتند که در نتیجه آن 56 درصد از شرکت کنندگان با این امر مخالفات کردند. اما در نظام جمهوری اسلامی ایران نوع برخوردهای سختگیرانه نسبت به درخواست برگزاری همهپرسی از سوی شخصیتها و گروههای سیاسی رسمی جمهوری اسلامی، در شرایطی است که مقامهای ارشد نظام، همه گونه تقاضاهای رفراندوم گروهها و مردم معترض و منتقد را به کلی نادیده میگیرند. مطالباتی مانند همهپرسی برای جدایی دین از سیاست، حجاب اجباری و موضوعاتی از این دست به طور کلی دیده و شنیده نمیشود . «رفراندوم هستهای، حق مسلم ماست» : پرونده هستهای ایران از موضوعاتی است که چندین بار با درخواست برگزاری همهپرسی روبهرو شد. عبدالله نوری، وزیر کشور در دولت محمد خاتمی سال ۹۱ با هشدار درباره عواقب پافشاری بر ادامه برنامه اتمی، پیشنهاد کرده بود که درباره ادامه برنامه غنیسازی اورانیوم از مردم نظرخواهی شود. همه پرسی برای«نجات از شورای نگهبان»: یک ماه بعد از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۸ و به دنبال آن اعتراضها، برخوردها و بازداشتهای گسترده، محمد خاتمی رئیسجمهور اسبق، تنها راه برونرفت از بحران سیاسی آن زمان را اتکا به آرای مردم دانست. مجمع روحانیون مبارز نیز در بیانیهای از پیشنهاد خاتمی استقبال و اعلام کرد. در این بیانیه آمده بود «اعتماد حداقل میلیونها انسان نسبت به روند انتخابات سلب شده است» بنابراین «به جای اصرار بر روشهای ناکارآمد که تاکنون نتیجهای جز سلب اعتماد بیشتر نداشته است، دریک همهپرسی که عموم ملت ایران بتوانند آزادانه در آن شرکت کنند، نسبت به آنچه اتفاق افتاده است، نظرخواهی شود». البته آنها خواسته بودند که همهپرسی «زیر نظر نهاد و مرجعی بیطرف و مورد اعتماد مردم مثل مجمع تشخیص مصلحت نظام» انجام شود، این خواسته البته با موافقت مسئولان ارشد نظام روبهرو نشد. ولی چنین مطالبهای چند ماه بعدتر؛ در اسفند ۸۸؛ این بار از سوی مهدی کروبی، با صراحت بیشتری مطرح شد. به جز نمونههای مطرح شده، موارد دیگری نیز از طرح این موضوع در چهار دهه گذشته بوده است که در زمان خود، سر و صدای زیادی به پا کرد. از جمله درخواست عطاالله مهاجرانی، معاون حقوقی و پارلمانی اکبر هاشمی رفسنجانی در دهه هفتاد برای رفراندوم درباره برداشته شدن شرط محدودیت کاندیداتوری دو دورهای رئیسجمهور که حتی با مخالفت رئیسجمهور وقت نیز روبهرو شد. نمونه دیگر، سال شصت از سوی ابوالحسن بنیصدر، نخستین رئیسجمهور پس از انقلاب عنوان شد. او به دنبال شدت گرفتن اختلافاتش با مجلس و محمدعلی رجایی نخستوزیر وقت، برای خروج از بحران طرح «بنبست و رفراندم» را مطرح کرد. پیشنهاد او واکنشهای سیاسی گستردهای داشت و در نهایت نیز با پاسخ تند آقای خمینی به جایی نرسید. مرور برخی از مهمترین درخواستهای برپایی رفراندوم در ایران، نشان میدهد که نه تنها روی خوشی به چنین مطالبهای نشان داده نمیشود، بلکه عموماً نتایج انتخابات مختلف، رفراندومی در تأیید ساختار نظام جمهوری اسلامی توصیف و تلقی میشود. از این رو اصول قانون اساسی ایران درباره همهپرسی، پس از چهار دهه از انقلاب، کماکان در حد یک تابوی سیاسی باقی مانده است.
نظرات مسیولین نظام: محمد رضا خاتمی : مساله حصر در بعد داخلی و مساله انرژی هسته ای در بعد خارجی از جمله مهم ترین مسائل کشور است. لاینحل ماندن این دو مساله باعث شده بخشی از توان کشور به جای آبادسازی مصروف به اختلافات داخلی شود. اگر این دو مساله به رای مردم گذاشته شود، بخش عمده ای از مشکلات کشور حل خواهد شد .
حسن شریعتمداری: اما نوع دیگر رفراندم یعنی رفراندم قانون اساسی در اصل 177 آمده و موضوع آن، فقط تجدید نظر یا بازنگری در قانون اساسی است. این رفراندوم است که منوط به فرمان رهبری است و اجرای آن از مجلس نمی گذرد. بنابراین باید گفت اگر منظور آقای رئیس جمهور، همانگونه که اعلام کرده اند، مسائل فرهنگی و اجتماعی و.است که راهکار آن باز هم از مجلس می گذرد. درباره نوع دوم نیز بعید است منظور آقای رئیس جمهور تغییر قانون اساسی باشد که موضوع اصل 177 است و به تصویب مجلس نیازی ندارد. اگرچه آن نیز مقدمات خاص خود را دارد و منوط به فرمان رهبری است. البته رفرندام جنانچه بصورت آزاد و به دور از هرگونه دخالتی انجام شود امری است بسیار نیکو، ولی رژیمی که حق حاکمیت مردم ( دموکراسی) را به رسمیت نمی شناسد و اعتقادی به انتخابات آزاد بر اساس حق حاکمیت مردم نداشته و ندارد، حتی در انتصابات مهندسی شدهً خود نیز آراء مردم دزدیده می شود، رفراندم هیچ گونه معنا، تضمین، پشتوانه و نتیجه ای در بر نخواهد داشت. در حال حاضر وضعیت رژیم جمهوری اسلامی دیگر از مرحلهً رفراندم گذشته است زیرا کشور ما بخالت اشغال در آمده است و تلاش و التماس به اشغالگران برای برگذاری یک رفراندوم آزاد و مردمی، امریست عبث و بیهوده، باید بپذیریم که دزدان به خانهً ما وارد شده اند، باید به مبارزه با دزدان پرداخته و بیرونشان سازیم، رفراندم رفراندم ! بنظر من رفراندم شعار کسانی هست که حتی جسارت گفتن سرنگونی دیکتاتوری دینی را ندارند وتنها در پیاده روها به تماشا نشسته و هر از گاهی برای جلوه حضور خود شعار رفرندام می دهند .
پس از چهل سال از تدوین قانون اساسی، فرصت مناسبی است تا به گذشته نگاه کنیم، از نو بررسی کنیم که تا چه اندازه هر کدام از طرفین به آن عمل کرده اند؛ آنچه از طرف مردم بوده، همراهی با حکومت در دوران جنگ برای دفاع از کشور، دوران بازسازی پس از آن و دوران سخت تحریم و همچنین حضور میلیونی برای مشارکت های مدنی مانند رای گیری های ریاست جمهوری و مجلس که همگی نشان از عمل به تعهدات از طرف مردم است. حکومت اما به بسیاری از اصول روشن قانون اساسی نه تنها عمل نکرده است بلکه حتی به مشارکت مردم در همه پرسی های اجتماعی نیز پاسخ مثبتی نداده است؛ علیرغم اینکه قانون اساسی بر اساس اصل ۵۹ ، همه پرسی در مسایل مهم اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را ممکن دانسته است اما در مقاطع مختلف حتی به درخواست همه پرسی از طرف مسئولین و رییس جمهور هم، پاسخ منفی داده شده است. اصولی بسیاری در قانون اساسی ایران وجود دارد که هرگز جنبه عملی و اجرایی پیدا نکرده اند از اصلی مانند اصل ۲۳، که تفتیش عقاید را ممنوع میداند تا اصولی مانند حق داشتن وکیل برای تمام متهمان، اصل برائت، اصل ممنوعیت شکنجه، تا اصل های کمتر شنیده شده ای مانند اصل ۸۰ که دادن هرگونه کمک مالی یا غیر مالی به کشور های دیگر منوط به تصویب مجلس است و یا حتی اصل ۴۱ که تابعیت ایرانی را برای زنان و مردان ایرانی یکسان میداند. با نگاهی کلی به اصول قانون اساسی و عدم اجرای آن، آیا ملت همچنان باید به صورت یکطرفه حق حکومت داری را به مسئولین نظام تنفیذ کنند و در مقابل با اجرای نامناسب اصول قانون اساسی، به قرارداد حکومت – ملت پای بند باشند؟ شاید قدرتمندان فعلی حاضر به همه پرسی درباره نوع حکومت نباشند اما می توان امید داشت که براثر فشارها حاضر به پذیرش رفراندوم درباره تغییرات الحاقی سال ۱۳۶۸ و اصولی مانند”ولایت مطلقه فقیه” و “نظارت استصوابی” بشوند که همسو با تغییر و تحولات داخلی و خارجی سال های اخیر نیستند. گفتنی است که کلمه «رفراندوم» و «همهپرسی» برای بخشی از اصولگرایان گویی که تبدیل به ناسزا شده است و با شنیدن آن واکنشی منفی دشته و به قولی میتوان گفت که اعصابشان به هم میریزد، یادآور می شویم که اصلاحطلبان و منتقدان نیز هرگاه بخواهند حال طرف مقابل را در موضع تدافعی قرار دهند، پیشنهاد رفراندوم میدهند! مشکل کجاست؟ مگر نه اینکه رفراندوم و همهپرسی به عنوان یک اصل در قانون اساسی پذیرفته شده است؟ حتی قانون اساسی موجود نیز بر اساس رای مردم و گذاشته شدن به همهپرسی، اعتبار و مشروعیت یافته است. پس چرا مراجعه به آن تا این حد حساسیت برانگیز شده است بطوری که آن را شعاری براندازانه میدانند؟ صحبت کوتاه و به امید آزادی کشورمان و تحقق یافتن خواسته های مردم بی دفاع ایران دومین سخنران این گردهمائی آقای محمد آدینه بودند با موضوع «منافع دولت از عدم اتحاد ملت » که مسئول محترم جلسه یاد شده میکروفن را در اختیار ایشان قرار داده فرمودند: در تمامی جای جای این جهان پهناور مردمانی زندگی میکنند که طی هزاران سال و با توجه به نیازها و احساسات و محیط طبیعی خویش به تدریج برای خود صاحب گویش و زبان، ذائقه های غذایی، موسیقی، احساسات دراماتیکی و حماسی مخصوص به خود شده اند. بی شک هر یک از این موارد و یا بیشتر برای آنان بهترین در دنیاست و همانند مادری که فرزند خود را زیباترین، شیرینترین و بهترین کودک دنیا می پندارد فرهنگ، زبان و سرزمین هر ملت و یا قومی نیز برای آنها همانند فرزند و یا مادری می ماندکه جان و ریشه و هویت خود را از او می داند و حاظر است که برای آن جانفشانی کند. فرهنگ ها و زبان ها بنا به وسعت سرزمینی و جمعیتی و بنا به ابداعات و تولیدات و یا قدرت گرفتن نظامی و تحمیل خود به دیگر اقوام وملل بعدها رشد بیشتری از سایرین گرفتند، که این امر بعضا حتی دلیل حذف بعضی از فرهنگ ها و زبانها و ملل گردیده. ولی بوده اند ملتهایی هم که گسترش خود را از طریق فرهنگ دوستی و همزیستی بدست اورده اند. (البته بی شک جنگهایی هم بنا به خصلت بشر در این بین صورت گرفته.) از نظر سیاسی همیشه بهترین راه برای کنترل مردم استفاده از همین حربه فرهنگ ها بوده حالا خواه برای اتحاد و یا در تفرقه. و این در تاریخ سیاسی بشر و با درک سیاسیون از این خاصیت سایکولوژیکی طبیعی بشری به دفعات شکل گرفته که مثلهای معروفی هم مثل ((تفرقه بنداز و حکومت کن)) از آن جمله است که این جمله منصوب به یکی از بزرگترین زورگویان تاریخ بشریت یعنی انگلستان می باشد که توانست با همین صلاح برای سالهای بسیار زیاد بر ملتهایی که گاه چند ده برابر انها مساحت و جمعیت داشتند سیطره کرده و درکنار نوشیدن شیره ی جانشان بخشهای زیادی از فرهنگ آن ملل را نیز تخریب کرده یا بر ای همیشه از بین برده است. ((مانند هندوستان)) سرزمین ما…ایران ما یکی از سرزمینهایی است که بی شک یکی از پر فراز و نشیب ترین سرگذشتها را داشته و با توجه به وسعت و تنوع طبیعی و آب و هوایی و قرار گرفتن به مانند یک گذرگاه بین شرق و غرب و شمال و جنوب سه قاره و مناطق مختلف همیشه مورد توجه بوده. این توجهات همانطور که بستری برای پیشرفتهای فرهنگی و علمی و اقتصادی ما شده به همان اندازه هم برایمان حوادث تلخ و تراژدیک به ارمغان آورده است. از چندین هزار سال قبل اقوام مختلف در گوشه وکنار ایران زمین زندگی میکردند و با ورود مهمانهای جدید آریایی از شمال نیمکره زمین به داخل فلات ایران و ادغام آنها با بومی های ساکن فلات ایران ر فته رفته فرهنگ و شخصیت ملتی بزرگ شروع به شکل گیری کرد و بعدها شخصی مثل کوروش بزرگ توانست ملتهای ایران زمین را متهد کرده و همه ساکنان فلات ایران را زیر یک پرچم و یک اسم در شناسنامه تاریخ بشریت ثبت کند. از آن تاریخ بی شک ایران یکی از معدود نقاط در جهان بشمار می رود که با وجود تفاوتهای زیاد در فرهنگ، زبان و نژاد هر چند که در موارد معدودی تنشهای کوچکی را بین این اقوام تجربه کرده که آن هم هیچ گاه همانند جنگهای بزرگ تاریخی مثل(جنگ شمال و جنوب ایالات متحده) نبوده و هر گاه که اتفاقی طبیعی و یا متجاوزی از بیرون مرزها برای نقطه ای از کشور تعرض کرده، تمامی این اقوام و ملل به ناگهان اختلافات را کنار گذاشته و همانند یک خانواده به دفاع از یکدیگر پرداخته اند. همه ما بی شک نمونه های بسیاری را یا در تاریخ خوانده و یا در همین مدت زندگی به چشم دیده ایم. اما همین خاصیت همدلی بین ملل ایرانی را هر گاه حاکمانی با شرف، زمام امور را بدست گرفته اند، مردم را به مسیر پیشرفت و اسایش هدایت کرده اند و هر گاه بد دلان اهریمن سرشت سر رشته حکومت را به تاریخ گره زدند همین اتحاد مردم بزرگترین سد راهشان شده و تمام سعی خود را برای گسستند گره های عاطفی ملتهای ایران زمین کرده اند. با پیروزی شورش اسلامی57 و بر سرکار آمدن گروهی از مردم با افکار مارکسیستی اسلامی و تحمیل کردن افکار و ایدئولوژی خود به مردم کشور بعد از چندی با مقاومتهای مردمی در گوشه و کنار کشور مواجه شدند صحبت از برتری اعتقادی شیعه12امامی سبب شد که مردمان دیگر کشورکه تاکنون درگیر این تقابل با این جدیت و قدرت از طرف حاکمیت نشده بودند، اعتراض کرده و از حق خود دفاع کنند. همین امر دستاویزی شد برای بازی کثیف نظام که به برادران و خواهران کرد
و یا بلوچ ما انگ شورشی و یا قاتل بزنند و یا بگویند که آنها هر جا شیعه را ببیند سرش را از تن جدا می کنند. با این روش سعی در تخریب وجهه این هموطنانمان کردند. جنگ عراق دوباره حس برادری را در مردم زنده کرده و حماسه های ملی زیادی را آفرید که نظام تمامی آن رابرای شریعت شیعه و انقلابی خود مصادره کرده و هیچگاه از رشادتهای همین مردم کرد وبلوچ در دفاع ازمام میهن و هموطنان خود اسمی نبردند که هیچ، بعد از جنگ هم دوباره سرکوب خود را با فشار بیشتری ادامه دادند. همین هموطنان عرب در خوزستان بی شک مظلومترین ساکنان این سرزمین بوده اند که با وجود تمام سختی ها و تحمل جنگ و از دست دادن خانه و زندگی و خانواده اکنون بعد از چهل سال بی توجهی و سرکوب تقاضای حق خود را از نظام کرده اند که با بی شرمی و بی انصافی آنان را عوامل بیگانه ودرخدمت سعودی و صهیونیست می خوانند. همین رفتار و نگاههای تبعیض آمیز حکومت به مردم که در واقع ربطی نه به زبان بلکه به همراهی با آرمانهای اسلامی مارکسیستی آنها دارد باعث می شود که اقوام مختلف با نگاه به کشورهای همسایه و مقایسه ی شرایط زندگی و احترام حکومت به آنها و حکومت اسلامی در ایران و با توجه به خشم درون و فوران آن بصورت اینکه ما اصلا از شما نیستیم تبدیل شده و شور بختانه شاهد این باشیم که گاها جوانان آذری ما در یک مسابقه فوتبال با پرچم کشورهایی که خود آنها به خاطر سهل انگاری دراتحاد ملی از ما جدا شدند اعتراض کنند. بی شک مقصر اصلی این فجایع اجتماعی، نظام حکومتی در ایران است که دانسته و درجهت جداکردن مردم ایران از یکدیگر بتواند مثال انگلیسی تفرقه بنداز و حکومت کن را در کشور اجرا کرده و در این راه ازتمامی ابزار شیطانی خویش بهره وری می کند و با توجه به فرو پاشی اقتصادی در کشور و استفاده از این ضعف برای خود از بین اقوام مهره هایی پیدا کرده و شوربختانه این افراد هم برای لقمه ای نان تشیه بر ریشه ی این درخت تنومند که سالیان سال از خون فرزندان میهن پا بر جا مانده بزنند. در پایان بحث آزاد جلسه با محوریت پناهجویی و پناهندگی و با مدیریت خانم جعفری که سرپرستی کمیته اقوام را عهده دار هستند برگزار شد و حاضران مطالب قابل توجه و تاملی را بیان داشته و با مشارکت خود در این بحث به گفتگو و تبادل نظر پرداختنداز جمله، محسن سیاحی، ناصر نوروزی، رحمان نبوی نژاد، حسین سلمانیان، نیلوفر ایمانیان، شبنم رضاوند، رضا نمازی. درخاتمه کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایران، ضمن تشکر از حضور خانمها و آقایان: آواصادقی، امیر ابطحی، احسان زندی لک، محمد محمودزاده، محمد ابوطالبی و سایر مهمانان در ساعت :15 20 به این نشست پایان داد. فایل های صوتی تهیه شده زیر شامل مطالب، سخنان و مشارکت اعضا در این نشست بوده که از طرق آدرس زیر در اختیار علاقمندان قرار می گیرد.
http://seda-tasvir.bashariyat.org/?p=10835
گزارش سخنرانی کمیته دفاع ازحقوق پیروان ادیان۲۰۱۹
زهرا اسدی
جلسه سخنرانی اعضای کمیته دفاع ازحقوق پیروان ادیان درروز یکشنبه مورخ09 یونی 2019 ساعت 17 به وقت اروپای مرکزی باحضوراعضای کمیته سخنرانان و تنی چنداز فعالان کانون دفاع ازحقوق بشردرایران دراتاق پالتاک کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان برگزارگردید. دراین جلسه سخنرانان به زیبایی به مسائل مطرح درجلسه پرداختند. مهراب زارعی گزارش ماهیانه نقض حقوق پیروان ادیان در اردیبهشت ۱۳۹۸را به اطلاع حاضرین رساندند. سپس جلال پور صادقی با موضوع تفسیر ماده ۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر در قیاس با قانون اساسی و شرایط اجرائی آن سخنرانی کردند. ماده یک اعلامیه جهانی حقوق بشر و مقایسه آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از آن جا که شناسایی حیثیت و کرامت ذاتی تمام اعضای خانواده بشری و حقوق برابر و سلب ناپذیر آنان اساس آزادی، عدالت و صلح در جهان است؛ از آن جا که نادیده گرفتن و تحقیر حقوق بشر به اقدامات وحشیانه ای انجامیده که وجدان بشر را برآشفتهاند و پیدایش جهانی که در آن افراد بشر در بیان و عقیده آزاد، و از ترس و فقر فارغ باشند، عالی ترین آرزوی بشر اعلا م شده است؛از آن جا که ضروری است که از حقوق بشر با حاکمیت قانون حمایت شود تا انسان به عنوان آخرین چاره به طغیان بر ضد بیداد و ستم مجبور نگردد؛ از آن جا که گسترش روابط دوستانه میان ملتها باید تشویق شود؛از آن جا که مردمان ملل متحد، ایمان خود را به حقوق اساسی بشر و حیثیت و کرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان، دوباره در منشور ملل متحد اعلا م و عزم خود را جزم کردهاندکه به پیشرفت اجتماعی یاری رسانند و بهترین اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاینده به وجود آورند؛ از آن جا که دولتهای عضو متحد شدهاند که رعایت جهانی و موثر حقوق بشر و آزادیهای اساسی را با همکاری سازمان ملل متحد تضمین کنند؛از آن جا که برداشت مشترک در مورد این حقوق و آزادیها برای اجرای کامل این تعهد کمال اهمیت را دارد؛ مجمع عمومی این اعلامیه جهانی حقوق بشر را آرمان مشترک تمام مردمان و ملتها اعلا م میکند تا همه افراد و تمام نهادهای جامعه این اعلامیه را همواره در نظر داشته باشند و بکوشند که به یاری آموزش و پرورش، رعایت این حقوق و آزادیها را گسترش دهند و با تدابیر فزاینده ملی و بین المللی، شناسایی و اجرای جهانی و موثر آنهارا چه در میان مردمان کشورهای عضو و چه در میان مردم سرزمینهایی که در قلمرو آنها هستند، تامین کننددر آغاز نگاهی میکنیم بر متن ماده ۱ از اعلامیه جهانی حقوق بشر که اشاره بر این نکات دارد که : تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر عادلانه و برادرانه رفتار کنند. در قسمت اول اشاره بر برابری همه انسانها با یک دیگر میباشد این به این منظور میباشد که همه افراد منفعت یکسانی را از۳۰ ماده این اعلامیه خواند برد و رنگ و نژاد و نوع تفکرات آنها نباید بانی ایجاد تضاد در بهره برداری حقوقی از۳۰ ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر بشود، اشاره بر اصل آزاده بودن انسان میکند این فقط شامل استفاده فرد از آزادی فیزیکی نمی باشد و در اصل اشاره بر آزاد بودن نوع تفکر بشر دارد. با توجه بر این اصل که در ادیان هم از انسان با عنوان اشرف مخلوقات یاد میشود این نکته که انسان دارای قدرت تفکر بالا و تجزیه و تحلیل مسایل گونانگون می باشد را مورد تایید قرار میدهد. این آزادی شامل آزادی در انتخاب مکان برای زندگی ، آزادی در بیان عقیده، آزادی در عضویت در یک دسته و گروه که آن گروه آرمانی انسان گرایانه دارند را نیز شامل میشود. در قسمت دیگر اشاره بر حرمت گذاری به بشر میشود که میتوان از این به عنوان یک کلید جهت باز کردن قفل بسته افکارهای بسته که در جهت محدود کردن انسان قدم بر میدارند استفاده کرد . در قسمت دیگر صحبت از حق وحقوق میکند که منظور از آن مساوات و برابری در همه زمینه ها میباشد. این حق میتواند شامل اجرای مراسم مذهبی و پرستشی نیز باشد . نکته ای که در ایران متاسفانه جمهوری اسلامی برخوردهای فرا قانونی با آن میکند و محدودیت های بسیاری را برای شهروندان و پیروان سایر ادیان ایجاد میکند . نکته بسیار مهم این است که متاسفانه در ایران از پیروان سایر ادیان با عنوان اقلیتیاد میشود که همین نکته دلیل اصلی نقض حقوق پیروان سایر ادیان میباشد. دراصل۲۰قانون اساسی اشاره بر برخورداری یکسان قانونی افراد از قانون را شامل میشود ولی جمهوری اسلامی در عمل تفاوت فاحشی در برخوردهای قانونی بین شهروندان قایل میشود. میتوان این نکته را با اطمینان بیان کرد که ماده ۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر مادر ۲۹ ماده دیگر میباشد و ۲۹ ماده دیگر مکمل ماده ۱میباشند چرا که اشاره مستقیم به شخصیت انسانی میکند که در ۲۹ ماده دیگر به صورت مجزا آنها را تفسیر میکند . در اصل ۲۲ قانون اساسی اشاره بر مصونیت حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض را شامل میشود ولی در جمهوری اسلامی اکثر شهروندان از امنیت اجتماعی برخوردار نیستند و اکثرا زندگی توام با استرس و ترس را سپری میکنند.آقای هادی درتومی با موضوع پیروان سایر ادیان ومحدودیتهای شهروندی سخنرانی نمودند. پیروان سایر ادیان و محدودیت های حقوق شهروندییشان، در واقع جمهوری اسلامی ایران با قدرت گرفتن اسلام از لحاض حکومتی بعد از انقلاب اسلامی ایران در بهمن ماه 1357 ما شاهد اعمالی هستیم که نه تنها با قوانین حقوق بشر مقایرت دارد ، بلکه با صحبت های اولیهی رهبر انقلاب روح الله خمینی هم بسیار مقایرت دارد و پر از ضد و نقیض هایی هست که امروزه به دلیل وجود مشکلات زیاد روزمره مردم عزیز ایران و یا این که جراَت لب باز کردن را ندارند، صحبتی ازشان نمیشود اما تاریخ ثبت میکند وقایع را. با توجه به صحیفه ی خمینی جلد 6 صفحات 10 تا 19 اشاره بر سخنرانی خمینی در بهشت زهرا در 12 بهمن 1357بخش کوچکی از سخنرانی اقای خمینی در روزی که جمهوری اسلامی پیروز شد.برای اینکه ما فرض میکنیم که یک ملتی تمامشان رای داند که یک نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لکن اگر چنانچه یک ملتی رأی دادند (ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین میکند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است و اما سرنوشت هر ملتی دست خودش هست. امروزه ملت ایران حق انتخاب دین خودشان را هم ندارند چطور میتونند که سرنوشت خودشان را تعیین کنند. در ایران، در قانون مجازات اسلامی مصوب اسفند ۱۳۷۵ هیچ تعریفی از جرم ارتداد نشده است اما این به این معنا نیست که دادگاههای ایران نمیتونند شخص مرتد را مورد تعقیب کیفری قرار بدهند و مجازات کنند. دادگاههای ایران در تعقیب و رسیدگی به جرم ارتداد به اصل 167 قانون اساسی ایران استناد میکنند که به این شکل هست: «قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوی معتبر حکم قضیه را صادر نماید و نمیتواند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد و همونطور که میدانید توی اسلام اگر بعد از این که شخص را مجبور یعنی شکنجه اش کردن و به اسلام بر نگشت یا به قول خودشان توبه نکرد ، حکم اعدام برای آقایان و حکم ابد(30 سال) برای خانم ها اجرا میشود. با این حساب میبینیم که در ایران اسلامی امروز ، مردم ایران اجازه ی خیلی از چیزا که خیلی شخصی هستند را هم ندارند چه برسد به تعیین سرنوشت کشور یا برگزاری رفراندوم. خودشان که خواستند بیایند روی قدرت گفتند که اگر قدیمی ها رای داده اند به دولتی بسیار خوب مشکلی ندارد چون اختیار خودشان را دارند اما انها اجازه ی تصمیم گیری برای مردم آینده را ندارند اما وای به حالت اگه بایستی مقابلشان و بگویی ما این دولت را نمیخواهیم، یا به عنوان مثلا چند مورد از چیزهایی که در ایران با ان مخالفت میشود در صورتی که مسائل کاملا شخصی هست و مشکلی برای دیگران ایجاد نمیکند از این قبیل هستند: کار کردن پیروان سایر ادیان در بسیاری از بخش ها، دوچرخه سواری بانوان، استادیوم رفتن بانوان، حجاب اجباری، انتخاب دین. تبلیغ دین. در بعضی موارد حتی با انتخاب اسم یا اسامی هم مخالفت میشود. ازادی بیان و آزادی عقیده و… چندین و دیگر که میتوانیک ساعت فقط نام برد. رسول عباسی زمان ابادی با موضوع تاریخچه ای از بهائیان ایران سخنرانی نمودند. آئین بهائی در میانۀ قرن 19 میلادی از ایران برخاست. ایران بستر بسیاری از وقایع مهم و اساسی تاریخ دیانت بهائی بوده و بسیاری از متون بهائی به زبان فارسی نازل شده است. از این رو، پیوندی عمیق میان آئین بهائی با زبان و فرهنگ و جامعۀ ایرانی وجود دارد و بهائیان سراسر دنیا به سرزمینی که آئینشان در آن متولد شده است مهر میورزند.از ابتدای تاریخ دیانت بهائی تاکنون، ایرانیانی از هر پیشینه و اعتقاد، از هر طبقۀ اجتماعی و از هر قوم و زبان پیام (حضرت) بهاءالله را مناسب عصر حاضر و پاسخگوی نیازهای معنوی خود یافتهاند و به جامعۀ بهائی پیوستهاند. در طی بیش از 170 سال در اثر آموزههای بهاءالله، عبدالبهاء، راهنماییهای شوقی افندی و در دوران حاضر در اثر رهنمودهای بیت العدل اعظم، از میان این گروه کثیر و متنوع از ایرانیان، به تدریج جامعهای هماهنگ و پویا شکل گرفته است. جامعۀ بابیبا ایمان آوردن 18 مؤمن اولیه (حروف حَی) به حضرت باب شکل گرفت. سفرهای این افراد به گوشه و کنار ایران موجب انتشار آئین بابی شد. در شهرهای مناطق مرکزی ایران، مازندران، خراسان فارس و یزد، آئین بابی به طور گسترده مورد پذیرش مردم قرار گرفت و در مناطقی همچون آذربایجان، مازندران، فارس و خراسان به روستاها نیز راه یافته بود. در این دوره اقبال به آئین بابی اساساً محدود به مسلمانان شیعه بود.حضرت باب پس از دورهای طولانی تبعید و زندان در سال 1230 به ضرب 750 گلوله در تبریز تیرباران شدند.(( بعد از تیرباران سید علیمحمد باب و یکی از پیروانش، پیکر آنها که با طناب آویزان شده بود تا غروب آفتاب در سبزه میدان تبریز باقی ماند و بعد از گرداندن در کوچه و بازار در خندق خارج از دروازه شهر افکنده شد تا خوراک سگهای ولگرد شود. اما بابیها شبانه بقایا را ربودند و در صندوقی نگهداری و پنهان کردند. بعد از دههها جابجایی پنهانی، این اجساد در سال ۱۹۱۵ در حیفا، واقع در فلسطین عثمانی، به خاک سپرده شد). حضرت بهاءالله نیز پس از اسارت در سیاه چال تهران به دستور حکومت وقت به بغداد، استانبول، ادرنه و نهایتاً به زندان عَکّا در امپراطوری عثمانی تبعید شدند. زمانی که حضرت بهاءالله اعلام نمودند که ایشان همان مظهر ظهور الهی هستند که ظهورش برای این زمان توسط حضرت باب وعده داده شده بود، به جز عدۀ اندکی همۀ پیروان حضرت باب به ایشان ایمان آوردند و بهائی شدند. بهاءالله از طریق هزاران نامه و نوشته که به پیروان خود در ایران میفرستادند و همچنین در ملاقاتهایشان با افرادی که در مراحل مختلف تبعید به دیدار ایشان میشتافتند، پیروان خود در ایران را تشویق به رعایت اصول روحانی و اخلاقی مینمودند، آنها را به اتحاد و همکاری دعوت میکردند و اهمیت تبلیغ و انتشار پیام آئین جدید را در داخل و خارج ایران یادآور میشدنداز اواخر قرن 19 میلادی، جامعۀ بهائی ایران به نحو چشمگیری رشد و گسترش یافت. علاوه بر شیعیان، گروههای بزرگی از یهودیان (از جمله در همدان، کرمانشاه، تهران، خراسان و کاشان) و زرتشتیان (در یزد) به آئین بهائی ایمان آوردند. ترکهای آذربایجان، کردها و لرها در میان اولین اقوام ایرانی بودند که به آئین بهائی اقبال نمودند. با رشد جوامع بهائی، بر اثر هدایتهای حضرت عبدالبهاء، بذر مؤسسات اداری آیندۀ بهائی به صورت انجمنهای شور کاشته شد. در گذر زمان، مجموعهای از شوراهای مشورتی محلی (محفلهای روحانی) در ایران شکل گرفت که امور جامعۀ بهائی را در سطح محلی اداره میکردند، پرورش اخلاقی اعضای جامعه را حمایت مینمودند، به تأسیس مدارسی برای همگان میپرداختند که در آنها به ویژه تعلیم و تربیت دختران مورد توجه بود، به بیماران رسیدگی مینمودند و در ترویج تعالیم بهائی می کوشیدند. از آنجا که حضرت عبدالبهاء بر ترقی زنان تأکید بسیاری داشتند، زنان نیز به تدریج مشغول ایفای نقش در فعالیتهای جامعه شدند به گونهای که همپای مردان به عنوان اعضای شوراهای مشورتی در سطح ملی و محلی در سرتاسر ایران انتخاب میشدند و در خدمت به جامعه سهیم و شریک بودند..بهائیان بزرگترین اقلیت دینی ایران را تشکیل میدهند و جامعۀ بهائی ایران از بزرگترین جوامع بهائی دنیا به شمار میآید. بهائیان ایران نقش چشمگیری در پیشرفت و انتشار این آئین به گوشه و کنار دنیا ایفا نمودهاند. خانم فائزه علی محمدی با موضوع عدالت اجتماعی و مردم سالاری در جمهوری اسلامی سخنرانی نمودند. همچنین دربحث آزاد راجب موضوع حقوق بشرصحبت شدکه آقایان محمدرضا چنگیزی،آقای حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی، آقای هادی درتومی ودیگر اعضا نظرات و دیدگاه های خودشان را راجب این موضوع بیان کردند و به بحث و تدابل نظر پرداختند.
گزارش جلسه سخنرانی نمایندگی هامبورگدر 25 مای 2019
این جلسه در ساعت 12 به وقت اروپای مرکزی در شهر هامبورگ تشکیل گردید. حاضرین در جلسه شامل خانم ها. دیانا بیگلری فرد ، سپیده کرامت بروجنی ، فاطمه خسروانی ، نرگس کرمی و آقایان سید اسماعیل هاشمی ، جمشید سلیمانی جلال پورصادقی و جمعی از ایرانیان مقیم هامبورگ و جمعی از فعالین حقوق بشر در اتاق پالتاک می باشد..مسئول جلسه سرکار خانم دیانا بیگلری فرد ضمن عرض خوش آمد گویی به حضار از نرگس کرمی جهت خواندن اخبارنقض حقوق بشر در اردیبهشت ماه 98 دعوت به عمل آوردند.
در گزارش نقض حقوق بشر در اردیبهشت ۱۳۹۸: فقط تیتر وار ارائه میشود.
چند خبر از نقض حقوق پیروان و ادیان و بازداشتی هایی که گویی تمامی ندارد ..
در گزارش نقض حقوق کودکان؛برخی والدین از فرزندانشان برای حمل مواد استفاده میکنند؛ کودکان نام مواد را بلدند،نام میوه ها را نه!
۴مورد اعدام داشتیم؛بر اساس اطلاعاتی که سازمان عفو بین الملل دریافت کرده ،
ایران دو پسر ۱۷ساله به نامهای مهدی سهرابی فر و امین صداقت را شلاق زده و مخفیانه اعدام کرده.این سازمان یاداور شده است این اقدام نقض اشکار حقوق بشر و حقوق کودکان است.و همچنین خبرهایی از نقض حقوق کار و کارگر و شلوغی هایی ک در روز جهانی کارگر(1 May)بود، داشتیم.
در بخش دوم برنامه مسئول جلسه از آقای جمشید سلیمانی با موضوع سخنرانی حقوق ملت
حقوق ملت در حاکمیت دینی ایران و سرکوب حقوق سیاسی و اجتماعی اصل سرکردگی که ایجابکنندۀ فرمانفرمایی و فرمانبرداری است مهمترین ویژگی یک قبیله است. بهاحتمال این اصل تبعیتبرانگیز یکی از مواردی است که در تفکرات دینی منشاء تصور «خدا» در برابر «بندگان») واقع شده است، و یا دنبالۀ آن در عرف و سنت دینی در مثال در چهرۀ «شیخ» و «امام» و «پیشوا» و «فقیه» (در برابر «پیرو» و«مقلد» و غیره) تجسم یافته است، و یا در تصوف اسلامی در چهرۀ «پیر» و «مراد» و «قطب» یا «قطبالاقطاب» (در برابر «مرید»).
اصل سرکردگی در نظام «جمهوری اسلامی» نخست در «امام» و سپس در «رهبر» مینشیند. از اینپس موجودیت آنچه که در چارچوبۀ این نظام به «حکومت» و «دولت» تعبیر میشود در وابستگی الزامی به شخص سرکرده بهکار میافتد. از این روست که عناصر دولتی و حکومتی (رئیس جمهور، وزیران، نمایندگان مجلس، استانداران وفرمانداران، فرماندهان نظامی، شهرداران، رؤسای انتخابی و انتصابی، و…) همه در مشروع و عقلانی جلوهدادن تصمیمات و اقدامات، ابراز نظرها و داوریها، کارگزاریها، تصویب قوانین و لوایح و تبصرهها، و حتا در اعتراض و ایرادگیری بر یکدیگر، خود را ملزم به میانآوردن نام «مقام معظم رهبری» و ارجاعدادن به سخن و نظر و اشارهای ازاو (بهمثابۀ «وحی منزل») میدانند. از اینپس اصل سرکردگی میدان عمل کل نظام حکومتی و نهاد دولتی را در دور باطلی جایگیر میکند که هیچیک از عناصر فعال این نظام و نهاد را از آن گریزی نیست. دور باطلی است که در آن هرچیز میباید از سرکرده و عزم و اراده و اقتدار رئیسی ـ قبیلهای او بیاغازد و به همینجا نیز پایان گیرد. روشن استکه در این موارد چیرگی اصل «سرکردگی» بر همهچیز بر اندیشۀ آزاد و انتقادی، تحول سیاسی و اجتماعی، تحقق آزادیهای مشروع و مردمسالاری، خودفرمانی و خودگردانی تودهای، و نیز حقوق مدنی و شهروندی، یکجا خط بطلان میکشد. گفتنی است چنانچه روزی بنا باشد به جای سرکرده مورد بحث شورایی چندنفره روی کار آید بازهم از ساختارقبیلهای و فرقهگرایانۀ حاکمیت و زیرمجموعههای آن پابرجا خواهد بود. زیرا همچنان با نظامی روبرو خواهیم بود که مرجعیت دینی ـ اسلامی (بهمثابۀ اصل و مبنا و نیز مقصد و فرجام) جوهر ذاتی آن را تشکیل میدهد. مرجعیتی است که نهتنها در ادارۀ زندگانی سیاسی و حقوقی و مدنی که نیز در زمینۀ امور فرهنگی و هنری، علمی، و آموزشی وپرورشی متکی به امور منجمد و ناپویای قبیلهای و طایفهای چون «عرف»، «سیره» و «سنت»، و «قاعده»ی دینی و شرعی (که در پناه سرکرده به حیات خود ادامه میدهند) به جای روینهادن به نواندیشی و ابتکار و برگزیدن راهکارهای مترقی و متناسب با یک زیستگاه انسانی و اجتماعی شکوفا و تحولجو است. چنین است که در ایران زیر سلطۀ«جمهوری اسلامی» مثلاَ در اجرای حقوق کیفری شاهد کاربست احکام بدوی و خشونتبار چون قصاص، قطع دست و پا و انگشت، کیفردهی در اشکال وحشیانۀ «معامله بهمثل»، و سرانجام اعدام حتا نوجوانان بهگونۀ مخفیانه یا در ملاء عام هستیم. به همینگونه آنگاه که پای دادخواهیهای سیاسی و اجتماعی و مدنی شهروندان به میان میآید (مانند حقآزادی احزاب سیاسی، آزادی قلم و بیان و اندیشه، حق آزادی خوانندگی و نوازندگی و پایکوبی، حق آزادی بانوان در انتخاب پوشاک و پوشش…) با سلاح «عرف» و «سیره» و «سنت» و «قاعده»ی اسلامی بدانها پاسخ (پاسخ رد) داده میشود، و یا با قوانین آکنده از «احکام» و «اصول» و «فروع» فقهی متحجر.
به همین ترتیب زیرمجموعهها و بنیادهای چندگانۀ پیوسته به حاکمیت هریک تشکیلدهندۀ یک خردهقبیله است، با سرکردهای که در کنش و کردار و اندیشه ابرسرکردۀ حاکمیت را میماند. برای نمونه دستگاه قضایی را میتوان مثال آورد که در رأس آن دستاربندی میبینیم خشک و خشن، وفادار به اصل سرکردگی، و مجری احکام و اصول متناسب با«سیره» و «سنت»ی که نهاد زیر فرمانش را به نهاد ظلمگستری (بهجای دادگستری) بدل ساختهاند (صدور حکم بازداشت کنشگران مدنی ناخرسند از وضع موجود، دستگیری سیاستورزان معترض، حصر و در تنگنا نهادن رهبران «جنبش سبز»، سرکوب هنرمندان و نویسندگان متفاوتاندیش، فراخواندن و بازداشت نمایندگان اتحادیههای صنفی وکارگری و دانشجویی…). نمونۀ دیگر «شورای نگهبان» است که ستون دیگر خودکامگی حاکمیت دینی ـ قبیلهای است. در اینجا نیز با سرکردهای پُرسن و سال و فرتوت و عصا بهدست مواجه میشویم که بهراستی نماد و نمود انجماد ذهنی و فکری و منشی است، و نیز تجسم بهتمام معنای کل حاکمیت لنگان و کژراه و ناکارآمد است، حاکمیتی که هردم دروحشت فروپاشی و نابودی موجودیت خود درمیغلتدد. اوضاع در دیگرنهادها و مراکز قدرت قبیلهای بهتر ازین نیست، نظیر «مجلس خبرگان»، «مجمع تشخیص مصلحت»، «شورای عالی انقلاب فرهنگی»، و یا «ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر». حقیقت این است که گذشتهگراییِ آمیخته به پاسداشت رسوم و سنن قبیلهای یادشده تبارشناسی گوشهای از سرگذشت موجودیت فرهنگ اسلامی را به میان میآورد. میدانیم زادگاه اسلام یک محیط کوچک قبیلهای در بخش باختری شبه جزیرۀ عربستان بوده است، و این کیش نخستین دورۀ نشو و نمای خود را در آن محیط دورافتاده و دربسته بهسر آوردهاست، یعنی درست پیش از آن که راه گسترش در پیش گیرد و سرانجام به «فتحالفتوح» (نبرد و پیروزی نهاوند در سال 21 هجری قمری/ بهمن سال ۲۰ هجری خورشیدی) نایل آید، به «فتح»ی که تازیان بادیهنشین و صحراگرد را با جهان و فرهنگی پیشرفته و فراخدامن و دولت ـ ملتی دارای قانون و راه و رسم مدنی تازهتری آشنا میکند و بالتبع دایرۀتنگ جهانبینی آنان را باز و وسیعتر میگرداند. امروزه اما دینباوران خشک و خشن و کژاندیش در بین پیروان هردو مذهب تسنن و تشیع، با نادیدهگرفتن تحولاتی که فرهنگها و تمدنهای متنوع در فرهنگ اسلامی بهوجود آوردهاند، برآنند تا به همان زمان و مکان قبیلهای و ابتدایی دیرینه بازگردند و راه و رسم زندگانی جاری در آن روزگار را در ادارۀمناسبات اجتماعی، امور سیاسی و مدنی، و همچنین در تنظیم و اجرای احکام حقوقی و جزایی سرمشق قرار دهند. پیداست که، در یک اجتماع متحول و نوجو، چنین بازگشتی به گذشتۀ بدوی تنش و کشاکش میان حاکمیت ارتجاعی و تودۀ شهروند بهوجود میآورد. این واقعیتی است که در ایران «جمهوری اسلامی» از نزدیک به چهار دهۀ پیش به اینسوهمواره شاهد آن بودهایم. چندان که در این بیدادسرا حتا از «دولت تدبیر و امید» هم تا کنون کاری ساخته نبوده است، از دولتی که «تدبیر» آن همواره در گروِ اقتدار و ارادۀ سرکردۀ حاکمیت بوده است، و «امید» آن نیز هردم با مقاومت و ترفند کارشکنانۀ اقمار قبیلهوار، گوش بهفرمان، و امتیازجوی این حاکمیت مواجه شده و از پای نشسته است. روشناست که در این شرایط بنبستوار و آلوده به تبانی و فساد و انجماد فکری و روحی هرآینه با انبوهی از مسائل و مشکلات ناگشودنی روبرو میشویم: راهپیماییهای اعتراضی چتدینبارۀ کارگران «شرکت هپکو» در شهر اراک، اعتراضات و اعتصابات پیاپی کارگران «نیشکر هفت تپه»، ناخرسندیها و حقطلبیهای بدون پاسخ اتحادیههای کارگری «اتوبوس رانی تهران و حومه» که حتا حاضر به دریافت «حداقل حقوق»اند، پرداخت نشدن بهموقع دستمزد شمار زیادی از کارگران معادن و کارخانهها و یا حقوق آموزگاران و غیره، و از سوی دیگر دادخواهی و برابریجویی سیاسی و مدنی روزافزون اهل سنت، دادخواهی پیروان به زندان درافتادۀ کیشهایی چون کیش بهاییت، دادخواهی شهروندانجوانی که بهبهانۀ بهاییبودن از تحصیلات دانشگاهی منع و محروم میشوند، گردهمآییهای اعتراضی چندینبارۀ «دراویش گنابادی» که خواستار پایانگرفتن تخریب حسینیههایشان و رفع تبعیض و سرکوب در حق جمعیت خویشند، اینها همه شمهای ناچیز از مسائل و مصائب پرشمار اجتماعی و شغلی، مدنی، و عقیدتی و شهروندانه را تعبیر و ترجمهمیکنند که زادۀ حاکمیت دینی ـ قبیلهای و فرقهگرا از بدو چیرگیاش بر کشور به اینسو است. مسائل و مصائبی است پابرجا که «دولت تدبیر و امید» وابسته به این حاکمیت نیر تا کنون ناتوانایی و بیلیاقتی مفتضح خود را در برطرف ساختنشان نیک نشان داده است.
*** نمایی که از نظام و حاکمیت دینی ـ قبیلهای جمهوری اسلامی و منش و کردار متولیان آن میتوان به دست داد شوربختانه در تاریخ اجتماعی ایران پیشینهای بس دراز دارد، چندان که باید گفت چنین نظام و حاکمیتی نه زادۀ یک بهاصطلاح «انقلاب» بلکه چیزی جز تکرار تاریخ بیش نیست. در تأیید این پیشینگی نافرخنده همین بس بر دیپاچۀ تاریخجهانگشای نگاشتۀ عطاملک جوینی (سدۀ هفتم ه.ق.) نظر اندازیم. جوینی در این دیباچه، ضمن بایستهشمردن آراستهبودن کارگزاران سیاسی و کشوری و اداری به خصایل زیبنده و دانش و کاردانی، از مزدوران و مزوران و دستاربندان مردمفریبی یاد میکند که چیرگی شومشان بر امور دیوانی و حکومتی و کشوری چیزی جز رکود و جمود و فساد و تبانیبهبار نیاورده بوده است. افشاگری او در اینباره بسیار سنجیده است زیرا در پرتو تجربه و مشاهده مستقیم صورت گرفته است، بهویژه که خود وی زمانی دراز فرماندار بغداد و خوزستان و مناطق جنوبی میانرودان (بینالنهرین) بوده است. مینویسد:«… هر یک از ابنای السوق در زیِ اهل فسوق امیری گشته، و هر مزدوری دستوری، و هر مزوّری وزیری، و هر مدبری دبیری، و هر مستدفی مستوفیای، و هر مُسرِفی مشرفی، و هر شیطانی نایب دیوانی، و هر کون خری سر صدری، و هر شاگردِ پایگاهی خداوند حرمت و جاهی، و هر فرّاشی صاحب دورباشی، و هر جافیای کافیای، و هر خسیکسی، و هر خسیسی رئیسی، و هر غادری قادری، و هر دستاربندی بزرگواردانشمندی ﺍﮔﺮ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻣﺨﺎﻟﻒ، ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ،ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ،ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ. ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﻣﺪﻋﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﻭ ﺑﻌﻼﻭﻩ ﺩﻭ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﭘﻨﺞ،ﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ آلمان روی ﺧﻂ ﺍﺳﺘﻮﺍ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ،ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪﻥ،ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ. *برتراند راسل* به راستی که حکومت جمهوری اسلامی ایران در برخورد با مخالفان خود مسیر امام اولشان علی را طی میکند. محمد بن بشار، از روح بن عباده، از علی بن سوید بن منجوف، از عبدالله بن بریده، نقل کرده است که: رسول خدا علی را به سوی خالد فرستاد تا خمس (سهم پیامبر از غنایم را) بگیرد و من از دست علی ناراحت شدم، بعد از اینکه علی غسل گرفت (بعد از برقراری تماس جنسی با یکی از بردگانی که جزوی از غنایم بود) من به خالد گفتم، «آیا این را نمیبینی؟» (خوابیدن علی با بریره را). وقتی به پیامبر رسیدیم، من جریان را برای پیامبر تعریف کردم.پیامبر گفت، «ای بریده آیا از علی متنفری؟» گفتم «آری»، پیامبر گفت «از او متنفر نباش، زیرا سهم او از خمس بیش از این است». توضیحی که در برگ 447 آمده است در مورد همین حدیث میگوید بریره از علی متنفر بود زیرا علی دختری را از میان غنائم بیرون کشیده بود و با او تماس جنسی برقرار کرده بود و در نظر بریرده این کار او ناپسند بود. در اینجا علی دختری را از میان اسرا انتخاب کرده و با او همبستر میشود. وقتی که این قضیه با محمد در میان گذاشته میشود او این مسئله را تایید میکند. توجه داشته باشید که اسرا همچون غنیمت ها به شمار میرفتند و از اموال مسلمانان و مسلمانان میتوانند از کنیز خود برای سکس استفاده کنند یا به عبارت دیگر به آنها تجاوز کنند.در بخش بعدی برنامه آقای جلال پورصادقی با موضوع بررسی ماده 10 اعلامیه جهانی حقوق بشر(حق محاکمخ قانونی برای همه) و مقایسه آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
حمایت همه جانبه حاکمیت از حقوق آزادی های اساسی فردی، از آن جهت که متضمن تکریم شخصیت و حیثیت انسانی اشخاص محسوب می شود، متقابلاً موجب انگیزش ،علاقه و جانبداری آنان از نظام حکومتی حاکم بر اجتماع در تثبیت نظم و آسایش داخلی و بسیج در برابر هجوم به ارزش های حاکم و مرزهای داخلی است.
به لحاظ اهمیت موضوع فوق الذکر از دیدگاه قانون اساسی به تبیین مبانی و تضمینات حقوق دادخواهی و دفاع میپردازیم.
مبحث اول _ مبانی حقوق دادخواهی و دفاع
تامین امنیت قضایی : امنیت به معنی مصونیت جان , ناموس , حیثیت , شرف و آزادی و مال افراد از هرگونه تعدی و تجاوز است.. هدف غائی قوه قضاییه مستقل در هر کشور؛ ایجاد امنیت قضائی است. وجود امنیت قضائی، لازمه توسعه و رشد در شئون مختلف فرهنگی , اقتصادی , و سیاسی می باشد. به نحوی که به جرات می توان گفت بدون تامین امنیت، زمینه پیشرفت و اعتلای جامعه فراهم نیست. زیرا تا زمانی که افراد یک جامعه اعتماد و اعتقاد کافی در تضمین حقوق انسانی , فرهنگی و اقتصادی خود نداشته باشند , به معنی واقعی کلمه ، علاقه ای به مشارکت در فعالیت اجتماعی و اقتصادی و سرنوشت سیاسی جامعه را که نیاز مبرم تثبیت یک حاکمیت قوی و متکی به آرا عمومی است را ندارد. ضرورت تامین امنیت قضائی نه تنها در بعد داخلی, بلکه از حیث بین المللی، و اعتباری که ملل دیگر می توانند با وجود آن به یک حاکمیت داده و الگوی خود قرار دهند, اهمیت خویش را آشکار می سازد.. قانونگذار با اقتباس از منابع مذکور در بند ۱۴ اصل ۳ قانون اساسی، دولت جمهوری اسلامی ایران را موظف نموده که همه امکانات خود را برای (تامین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضائی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون) بکار برد.
اصل ۳۶ قانون اساسی مبادرت به پیش بینیه” اصل قانونی بودن مجازاتها” نموده و می گوید (حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد). در خصوص اصل قانونی بودن جرم , اصل ۱۶۹ قانون اساسی اذعان میدارد: ( هیچ فعل یا ترک فعلی ، به استناد قانونی که بعد از آن وضع شده است جرم محسوب نمی شود).اصل مذکور موجب تضمین حقوق دفاعی متهمین است.در حقوق اسلام، قاضی باید با توجه به لزوم اجرای عدالت سه اصل ذیل را رعایت کند.
1 – آگاهی بر دعوای مدعی و دفاع مدعی علیه
2 _ عدم جانبداری نسبت به طرفین دعوی
3 _ تسلط بر حکمی که خداوند در مورد حل و فصل خصومت مقرر کرده است.
مبحث دوم _ موقعیت حق دادخواهی و دفاع در قانون اساسی
- حق دادخواهی : منظور از حق دادخواهی آن است که چنانچه حقوق و آزادی های اساسی فردیه شخص، در معرض تهدید قرار گرفته و یا به آنها تجاوز شود , می تواند از مراجع صلاحیتدار قانونی درخواست جبران خسارته وارده را نموده و مراجع مذکور بی غرضانه و در کمال استقلال در یک دادرسی عادلانه به ادعای وی رسیدگی کرده و در صورت اثبات ، رای به جبران خسارت دهند.
اصل ۳۴ قانون اساسی در خصوص پیش بینی حق مذکور می گوید : (دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هرکس می تواند به منظور دادخواهی به دادگاههای صالح رجوع نماید . همه افراد ملت حق دارند اینگونه دادگاهها را در دسترس داشته باشند و هیچکس را نمی توان از دادگاهی که به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارد منع کرد).همچنین در بند ۱ اصل ۱۵۶ یکی از وظایف قوه قضاییه به عنوان مسئول تحقق بخشیدن به عدالت و پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی, رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلمات , شکایات , حل و فصل دعاوی و رفع خصومات و اخذ تصمیم و اقدامات لازم در آن قسمت از امور حسبیه، که قانون معین می کند تلقی و پیش بینی شده است.
- – حق دفاع : حق دفاع در مقابل حق دادخواهی است. حق دفاع در یک تعریف جامع عبارت است از، سلطه غیر قابل انفکاک یا شخصیت فرد که به وسیله نظام حقوقی کشور به رسمیت شناخته شده و مورد حمایت قرار گرفته است و بموجب آن، شخص می تواند رفتار مجرمانه یا ادعای حقوقی علیه خود را که براساس شکایت اشخاص و یا مقام تعقیب از سوی مراجع انتظامی و قضایی به وی منتسب گردیده است , با همه امکانات و طرق قانونی رد و انکار نماید.
هر چند حق دفاع ، به صراحته حق دادخواهی در قانون اساسی مطرح نشده است لیکن از مفاد اصول ۳۲ و ۳۵ قانون اساسی می توان حمایت قانونگذار را از این طریق به خوبی درک کرد , زیرا طبق مفاد اصل ۳۲ , فردی که به موجب اتهام دستگیر میشود بلافاصله باید موضوع اتهام با ذکر دلایل کتباً به وی ابلاغ و تفهیم شده و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد.
مبحث سوم _ تضمینات حقوق دادخواهی و دفاع
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نه تنها دادخواهی و دفاع برای اشخاص پیش بینی شده و مورد حمایت قرار گرفته است بلکه تضمینات لازم نیز به منظور حسن اعمال حقوق مزبور در محاکم قضایی، مورد عنایت واقع گردیده است. اهم این تضمینات به صورت خلاصه عبارتند از :
- استقلال قوه قضاییه و قضات:
- سهولت دسترسی به دادگاه صلاحیتدار
- علنی بودن محاکمات
- مستدل و مستند بودن احکام دادگاهها
- حق داشتن وکیل دعاوی
- جبران خسارت طرفین دعوی در صورت تفسیر یا اشتباه قاضی
- اصل عدم جواز تاثیر قاضی در رسیدگی به دادخواهی
- اصل برائت
- اصل قانونی بودن جرم و مجازات
- حضور هیات منصفه در رسیدگی به جرائم مطبوعاتی وسیاسی
- ممنوعیت هرگونه شکنجه برای کسب اقرار اطلاع و سوگند
همانطور که به اختصار گفته شد در اصول 4۳،۳5، ۳6 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران , به کاملترین شکل ممکن از حق محاکمه قانونی و عادلانه دفاع کرده است و در این مورد با خلاء قانونگذاری خاصی مواجه نیستیم. اما در مواردی , آنچه شاهد آن هستیم , سبب می شود که دادرسی عادلانه و قانونی در حکومت جمهوری اسلامی مورد تردید قرار گیرد. احترام به قوانین دادرسی از بسیاری جهات ، معیار خوبی برای محک زدن میزان تعهد یک کشور به حقوق بشر است. ماهیت دادرسی عادلانه ، حقی بنیادی و اساسی است که متضمن رعایت انصاف در دادگاه ها و اجرای صحیح عدالت و سنگ بنای جامعه ای قانون مدار است. این حق پذیرفته شده، تا ابزاری باشد برای اصلاح و محافظت از حقوق و به این وسیله اطمینان حاصل شود که کسی از قوانین تخطی نمی کند. دولت ها برای ایفای تعهد خود درمورد تضمین حق دادرسی باید به دو نیاز پاسخگو باشند: یک نهاد صالحه به عنوان محکمه مستقل و بی طرف ، و دیگری نهاد نظارتی بر رویه قضایی، که اطمینان دهد فرآیند دستگیری و بازداشت و محاکمه به طور قانونی و عادلانه صورت پذیرفته است. شاید میتوان گفت محوری ترین مسائلی که سالهاست تبدیل به بحران حقوق بشر در ایران شده اند؛ نقض سیستماتیک دادرسی عادلانه، و ناکارآمدی این نظام در رسیدگی و نظارت بر آن است. در واقع نیازی فوری به اصلاحات بنیادین در نظام قضایی ایران وجود دارد که می تواند تاثیر چشمگیری در بهبود وضعیت حقوق بشر این کشور –که از نظر شدته وخامت، در موقعیت بحرانی است – داشته باشد . اجرای عدالت، بخصوص عدالت کیفری در ایران از دو جنبه با مشکل روبرو است : اول توسط قوانینی که واضحا تعهدات حقوقی بین المللی ایران را نقض می کنند و دوم به خاطر قصور مداوم در پایبندی به قوانین و اجرای کامل آنها.
به علاوه استقلال و بی طرفی و صلاحیت دادگاه های ایران و قضاتی که بر مسند قضاوت می نشینند، در معرض این خطر جدی هستند که توسط قوه قضاییه ای که رابطه نزدیکی با منافع قدرتمند ترین فرد سیاسی کشور دارد دعوت به سازش شوند.
با این حال قبل از تامل درباره قوه قضاییه بهتر است به یاد داشته باشید که عامل اولیه ای که باعث شد بعد از وقفه ای نه ساله ، دوباره سازمان ملل، دیده بان حقوق بشر برای ایران بفرستد، نگرانی جدی جامعه بین المللی از نقض فاحش حقوق بشر توسط حکومت ایران در ارتباط با دستگیرشدگان سرکوب انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بود. این سرکوب بخاطر کشته شدن ده ها نفر از تظاهرکنندگان توسط نیروهای امنیتی و دستگیری گسترده معترضان مسالمت آمیز به نتایج انتخابات ، و دادگاه های فرمایشی صدها نفر از مخالفان از جمله اعضای اپوزیسیون سیاسی، توجه ها را بخود جلب کرد.
در آن زمان، با سازوکارهای مختلف حقوق بشر در سازمان ملل ، شکست های ایران در زمینه ایفای تعهدات خود درباره دادرسی عادلانه منطبق با قوانین بین المللی را بررسی کردند. شورای حقوق بشر سازمان ملل، در اولین دوره از روند بررسی جهانی (UPR) وضعیت ایران را مورد بررسی قرار داد. ایران با دریافت ۲۱۲ توصیه از دیگر اعضا، رتبه دوم بیشترین تعداد توصیه را داشت. پانزده توصیه درباره اجرای عدالت بود؛ از جمله هلند به ایران توصیه هایی درباره اقدامات لازم برای اطمینان از وجود یک سیستم قضایی کارآمد و بی طرف و مطابق با معیار های میثاق کرده بود. ایران تنها هشت توصیه را پذیرفت.[1]
کمینه حقوق بشر توصیه می کند که ایران باید :
اطمینان حاصل نمایید که تمام اقدامات قانونی مطابق با ماده ۱۴ میثاق، صورت پذیرد، از جمله تضمین :
حق معاضدت قانونی با انتخاب فرد، از جمله برای بازداشت شدگان پیش از محاکمه
حق تفهیم اتهام و اطلاع درباره علت دستگیری
حق حضور وکیل در کلیه مراحل، از جمله مرحله تحقیقات
رعایت اصل برائت
حق برگزاری جلسه علنی و عمومی
و حق درخواست تجدید نظر درباره حکم[2]
ایران باید به سرعت قدم هایی برای ایجاد استقلال کامل و حمایت از بی طرفی قوه قضاییه بردارد. و تضمین کند که هیچ فشار و مداخله ای از سوی قوه مجریه و روحانیت بر روی آنها نیست و همچنین پایبندی بر سایر عناصری که دادرسی را شکل می دهند؛ مانند حق برابری در مقابل قانون، اصل قانونی بودن جرم و مجازات، عدم استفاده از اجبار فیزیکی و شکنجه و محرومیت خودسرانه از آزادی.
با این وجود کاستی هایی که در فرآیند دادرسی عادلانه وجود دارد، چه در قاتون و چه در عمل، مجریان را به ستوه آورده است. مخصوصا ساختارها، شیوه های عمل و فرهنگه غالب که زیر بنای نهادهای قضایی این کشور هستند، عمیقا با مفهوم «ولایت فقیه» پیوند خورده اند. ولایت فقیه به معنای یک فقیه واجد الشرایط است که به عنوان رهبر کشور حکومت می کند و اطمینان حاصل می نماید که قوانین کشوری با مذهب رسمی (شیعه دوازده امامی) مطابقت داشته باشد. به موجب قانون اساسی ایران، رهبر قدرتمند ترین فرد سیاسی کشور است و عزل و نصب فرمانده سپاه، رییس سازمان صدا و سیما، و عالی ترین مقام قوه قضاییه مستقیما تحت نظارت او انجام می شود. رهبر، رییس قوه قضاییه را انتخاب می کند و به او اختیارات عزل و نصب و قبول استعفا، ارتقای مقام یا اخراج قضات را می دهد. قضات هم از طریق گزینش های فشرده و مصاحبه توسط نهادهای مختلف از جمله مسئولان امنیتی، با در نظر گرفتن اعتقادات و جهت گیری های سیاسی شان انتخاب می شوند.
در سیستم دادگاه های ایران نیز مشکلات جدی وجود دارد. دادگاه های انقلاب در ایران که بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ به منظور رسیدگی به پرونده های سران رژیم پیشین تشکیل شدند، امروزه طیف وسیعی از جرائم مربوط به امنیت ملی رسیدگی می کند ، که این امر فراتر از قانون اساسی است. سازمان های حقوق بشری بارها و بارها اشاره کرده اند که قضات دادگاه های انقلاب اغلب فراقانونی عمل می کنند و یا در رسیدگی به موارد معترضین سیاسی همکاری نزدیکی با سازمان های امنیتی و سرویس اطلاعات دارند. دادگاه انقلاب همچنین صلاحیت رسیدگی به جرایم مربوط به مواد مخدر را دارد که اکثریت قریب به اتفاقِ پرونده های اعدام کشور را تشکیل می دهند و بیشتر اوقات بی عدالتی و سوء استفاده از قانون را مجری می دارند.
به جز عدم استقلال و بی طرفی، متهمانه تحت پیگرد در دادگاه های انقلاب و بعضی دادگاه های کیفری عمومی، از حقوق اساسی متهمان محروم بوده اند. در حال حاضرخلاء های بسیاری در قانون آیین دادرسی کیفری برای متهمانی پر که درگیر پرونده های جرایم امنیت ملی، فساد مالی و جرایم سیاسی یا مطبوعات هستند (و همه متهمانی که مجازاتشان حبس ابد است) و نمی توانند خودشان وکیل اختیار کنند یا وکیلشان نمیتواند دسترسی کامل به همه مدارکی که علیه متهم است داشته باشد وجود دارد. اینگونه استنباط میشود که اقدامات دولت ، و مخصوصا قوه قضاییه در راستای کنترل سازمانی کانون وکلای ایران ، استقلال و خودمختاری کانون را به مخاطره انداخته است. مجموعه ایرادات جدی در قوانین حمایت از دادرسی قانونی و عادلانه ، ناتوانی حکومت در پایبندی بر نظارت و اجرای صحیح قوانینی است که مطابق با استانداردهای دادرسی عادلانه و دادگاه های منصف باشد. متاسفانه همچنان شاهد گزارش هایی مبنی بر دستگیری افراد بدون حکم، یا نگهداری آنها در مکان های نامعلوم بدون هر گونه خبری در باره شرایط فرد بازداشت شده و همچنین محل نگهداری شان هستیم. همچنین یادآور میشوم که علیرغم حمایت های موجود در قانون اساسی و اصلاحات اخیر قوانین ، گزارش ها نشان می دهد که برای متهمان ، دادگاه های فرمایشی چند دقیقه ای و بدون حضور وکیل برگزار شده یا متهم را پیش از دادگاه با چشم بند جابجا کرده اند، کتک زده اند، مورد بدرفتاری و شکنجه قرار داده ، و اعترافات انجام شده در بازداشت و بازجویی همراه با اجبار فیزیکی و زور بوده است. در حالی که اغلب درباره چنین قانون شکنی هایی نسبت به متهمین پرونده های امنیت ملی بحث می شود، مستندات بسیاری وجود دارد که نشان می دهد رفتار مشابهی با متهمان جرائم عادی نیز صورت می گیرد؛ کسانی که جرایمی مانند قتل، تجاوز به عنف یا قاچاق موارد مخدر دارند نیز از حقوق اولیه خود در دادرسی عادلانه محرومند. این موارد نیز به همان اندازه نگران کننده هستند، هرچند که کمتر از سوی مقامات به آن رسیدگی شده و مجرمین بدون وکیل به دادگاه برده می شوند. خلاءها و قصوراتی که از جهات بسیار در نظام عدالت کیفری ایران وجود دارد باعث تسهیل سوءاستفاده از حقوق اساسی مانند آزادی بیان و تشکیل تجمعات مسالمت آمیز و آزادی اندیشه و عقیده و مذهب؛ و در پی آن سایر حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در این سیستم می شود و همچنین موضوعاتی همچون مسئله تبعیض علیه زنان، جامعه دگرباشان جنسی و دیگر گروه های قومی و مذهبی، اعمال مجازات های اعدام برای جنایات غیر از قتل، محدودیت در اجازه به تشکیل اجتماعات مدنی مسالمت آمیز، نقض دادرسی عادلانه به طور مستقیم یا غیر مستقیم میباشد. بنابراین طبق آن چه که گفته شد، وضعیت حقوق بشر ایران بدون اصلاحات ساختاری و محتوایی در نظام قضایی و بخصوص مسائل کیفری نمی تواند تغییری جدی کند. بدون چنین اصلاحاتی، از جمله تغییرات ساختاری قوه قضاییه و نظام دادگاهی که اغلب استقلال و بی طرفی و صلاحیت را فدای مصلحت نظام و ثبات سیاسی می کنند، نمی توان به این نتیجه رسید که حکومت ایران نسبت به تحقق حقوق شهروندان خود متعهد است. در ادامه سیداسماعیل هاشمی با موضوع “نظریه داروین(تکامل) در ایران امروز”
نظریه داروین و صادرات ایدئولژی ولایت فقیه: داروین پدیده ای را به نام انتخاب طبیعی در اصل تکامل مطرح نمود که در آن موجودات زنده ای که با محیط طبیعی ناسازگار گشته اند حذف می شوند و انواعی که با محیط سازگار می شوند باقی می مانند . متاسفانه جامعه ایرانی دقیقا بر اساس همین نظریه رو به نابودی است . بر اساس مطالعات داروین موجودات زنده با محیط اطراف خود برای ادامه حیات سازگاری پیدا می کنند و خود را با محیط هماهنگ می نمایند و موجوداتی که با محیط سازگار نمی شوند نابود خواهند شد و موجوداتی که زنده خواهند ماند دچار جهش ژنتیکی می شوند تا با محیط برای ادامه حیات سازگاری پیدا کنند و نابود نشوند . جامعه در خود گمگشته ایران دقیقا دچار یک جهش سیاسی و اجتماعی ژنتیکی شده و از آنجاییکه نتوانسته محیط را تغییر بدهد و یا بهتر بگوییم دست از تلاش برای تغییر برداشته است و حتی افرادی را هم که در تلاش برای تغییر بوده اند سرکوب کرده و نادیده گرفته است بنابراین خود با محیط سازگار شده است و بسته به تغییرات محیط خود دچار سازگاریهای جدیدی می شود . همانطوری که در جامعه ایرانی مشاهده می شود ایرانی ها حتی به بدترین آموزش ها و فرهنگ هم عادت کرده اند . و هر نوع ظلم و ستمی را بزودی فراموش می کنند و بلافاصله بر اساس پدیده انتخاب طبیعی با محیط سازگار می شوند. در برابر محدود شدن آزادی های شخصی سازگاری پیدا می کنند در برابر گرانی سازگار می شوند . به مانند قحطی زدگان به مرغ فروشی ها حمله ور می شوند در صف طولانی گوشت و شکر ساعتها می ایستند و همه این رفتارها نشان دهنده این است که هیچ گرایشی برای تغییر شرایط ندارند و کاملا سیاست سازگاری را در پیش گرفته اند . بنابراین کسانی که سازگار نمی شوند حذف خواهد شد و کسانی که سازگاری پیدا می کنند دچار نوعی جهش ژنتیکی شده و مطیع تغییرات محیط خواهند شد و این دقیقا به معنی نابودی ایران می باشد . اگر جامعه ایرانی بخواهد به پدیده انتخاب طبیعی روی آورد بزودی جامعه با هرنوع ستم و زورگویی سازگار خواهد شد . این یک مسئله بسیار جدی و علمی می باشد که در جوامع دیگر مانند آفریقا و یا جوامع زن ستیز مسلمان هم دیده می شود به عنوان مثال در جوامع زن ستیز مسلمان , یک زن این مسئله را که برده یک مرد است قبول کرده و خواسته یا ناخواسته بطور ژنتیکی با این قضیه سازگاری پیدا کرده است اما در مقابل در جوامع پیشرفته مردم هرگز اجازه نخواهند داد که عده ای محیطی را فراهم نمایند و مردم هم مجبور شوند با آن شرایط کنار بیایند و هرگز با شرایطی که بر ضد آنها می باشد سازگار نخواهند شد.اگر اصل این نوع سازگاری را قبول کنیم بنابراین باید نابودی را هم بپذیریم.جمهوری اسلامی سالهاست به این مهم پی برده که ارزش و اعتباری در نزد مردم ایران ندارد بنابراین برای حفظ خود احتیاج به طرفدار دارد و برای جذب کردن این طرفداران هزینه های بسیار هنگفتی خرج می کند . هدف اصلی رژیم تبلیغ شیعه و صادرات ایدئولژی ولایت فقیه و متحد کرن همه شیعیان جهان با خود می باشد و صدالبته که اینگونه فعالیتها به هیچ عنوان برای عشق به اسلام نمی باشد بلکه فقط برای محکم تر کردن پایه های رژیم آخوندی می باشد . رژیم برای اجرای این هدف خود بسیار زیرکانه و تخصصی اقدام به ایجاد مراکز مختلف بر اساس شرایط اجتماعی و سیاسی کشورهای مختلف در جهان می نماید . این مراکز که همه آنها تحت عنوان مراکز غیر دولتی در کشورهای جهان ثبت می شوند فعالیتهای جذب نیرو و جاسوسی خود را انجام می دهند . مهمترین اهداف جذب نیروهای غیرایرانی شامل این موارد می باشند : آموزش نظامی برای مقابله درون مرزی با مردم ایران و مقابله برون مرزی با دشمنان رژیم ایران , نفوذ بین ایرانی های آن کشور برای جاسوسی , ایجاد تفرقه و جدایی بین مردمی که جذب رژیم شده اند با حکومت کشور مربوطه , گسترش عقاید ضد آمریکایی و ضد اسراییلی.
رژیم برای رسیدن به این اهداف ابتدا باید مراکزی را تاسیس نماید که بظاهر هیچ نوع وابستگی به رژیم نداشته باشد و موسسه هایی کاملا غیردولتی جلوه نمایند چراکه با توجه به کارنامه سیاه جمهوری اسلامی سفارتخانه های رژیم تحت نظر سرویس های اطلاعاتی و دولتی می باشند . به عنوان مثال مجمع جهانی اهل بیت , جامعه المصطفی و مدارسی مانند المهدی و المهدیه چند نمونه از بارزترین و پرکارترین این مراکز می باشند.
بر اساس تحقیقات انجام شده در کشور تایلند , رژیم جمهوری اسلامی ایران بسیار زیاد مورد علاقه شیعیان تایلند می باشد و مرکز اصلی این فعالیتهای رژیم در این کشور جامعه المصطفی می باشد . رژیم با صرف هزینه های هنگفت و فراهم آوردن امکانات بسیار خوب زندگی و تحصیلی کاملا توانسته کلیه شیعیان این منطقه را مجذوب و شیفته ولایت نماید . لازم به تذکر است که این مراکز مستقیما از جانب بیت رهبری و حوزه علمیه مورد حمایت مالی هستند.
در حال حاضر جمهوری اسلامی بسیار زیرکانه جهان را درگیر فعالیتهای هسته ای خود نموده در حالیکه طی این سالیان دراز در حال ساختن بمبی به مراتب مخرب تر از سلاح هسته ای می باشد . سردمداران رژیم از سیاست ایجاد تفرقه استفاده می کنند. مردم ایران و جهان در حال حاضر بازیچه یکی از مخوف ترین رژیم های تاریخ بشریت هستند و اگر مردم ایران از خواب بیدار نشوند و دولتهای جهان آینده را قربانی منافع فعلی نکنند روزهای بسیار پر آشوبی را در آینده خواهند داشت و باز هم تنها کسانی که بیشترین آسیب را خواهند دید مردم ایران هستند و اگر امروز از خواب بیدار نشوند در آینده ای بسیار نزدیک در کشور متلاشی شده و بسیار فقیری از خواب بیدار خواهند شد . برای بیدار شدن از این خواب باید تن پروری , ترس و تعصب را کنار بگذاریم در غیراینصورت زمانی فرا خواهد رسید که برای همه چیز دیر شده است.
گزارش سخنرانی مشترک کمیته دفاع از حقوق زنان و نمایندگی اتریش مای
فاطمه عروجی
جلسه مذکوردر تاریخ ۲۵ مای ۲۰۱۹ ساعت ۱۹ به وقت اروپای مرکزی، با حضور اعضای کمیته و اعضا نمایندگی اتریش وجمعی از فعالان حقوق بشر و میهمانان در فضای مجازی پالتاک برگزار گردید. در این جلسه در رابطه با موضوعات گزارش و تحلیل موارد نقض موارد نقض حقوق زنان، تحلیل و بررسی کنوانسیون حقوق سیاسی زنان، وضعیت زنان کارگر، فقر و فحشا در ایران، چرایی صدور اطلاعیه ۱۱۳۱ و در آخر بحث آزاد با عنوان شناخت و حق برابری بحث و گفتگو شد.مسئول جلسه سرکار خانم مهسا زکایی ضمن خوش امدگویی و خیر مقدم به تمامی حاضرین و معرفی سخنرانان و موضوع سخنرانی انان جلسه را راس ساعت ۱۹ آغاز نمودند.سرکار خانم مینا فرشی که گزارش و تحلیل موارد نقص حقوق زنان در ماه اردیبهشت ۱۳۹۸ را بشرح زیر ارایه نمودند׃در ابتدا به زندان و دستگیری افرادی میپردازیم که بنا به دلایل امنیتی البته از نظر جمهوری اسلامی امنیتی محسوب میشود.به طور مثال صدف خادم ٬زن تاریخ ساز بوکس ایران که برای اولین بار در مسابقات رسمی بوکس شرکت کرده بود و پیروز میدان بود و باعث افتخار ایران و زنان ایرانی شده اعلام عدم بازگشت خود را کرد بخاطر خطر بازداشتی که وجود داشت. یا یاسمن آریانی و منیره عربشاهی مادر و دختری که بخاطر فعالیت مدنی که داشتند دستگیر و در ابتدای این ماه به زندان قرچک منتقل شدند و متاسفانه چندی پیش تحت شکنجه و بازداشت انفرادی قرار گرفتند که شرایط خوبی برای مادر یاسمن نیست.از طرفی در یکی از روزها مامورین امنیتی وارد منزل مژگان کشاورز میشوند و اورا بازداشت و به مکانی نامعلوم میبرند . پرونده سپیده قلیان فعال مدنی که از سال گذشته بازداشت شده است به بازپرسی دادسرای اوین منتقل شده و برای پروین محمدی فعال کارگری هم پرونده جدیدی به جریان افتاده است که او را همچنان منتظر در بازداشتگاه نگه میدارد. اکرم نصیریان هم که هم فعال مدنی است و هم عضو ندای زنان ایران میباشد بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است و او هم منتظر صدور حکم میباشد.گلرخ ابراهیمی ایرانی و آتنا دائمی که هردو بازداشت شده دراوین هستند بنا به پرونده جدیدی که ماموران امنیتی برای انها گشوده اند باید در دادگاه جدید حضور یابند تا ببینند چه خواب جدید برای آنها با این پرونده جدید دیده اند. یا پیام درفشان وکیل ویدا موحد کسی که برا اولین بار به حجاب اجباری اعتراض کرد و اکنون حکم او مبنی بر یکسال و اندی زندان صادر شده اعلام کرد که حق اعتراض به حکم را ندارند و حکم قطعی میباشد فقط برای اعتراض به حقی که برای هر فردی آزاد است. البته زوج جوانی هم که اداره نشریه گام را برعهده داشتند بخاطر چاپ مطالب صریح که به مذاق امنیتی ها خوش نیامده بازداشت شده اند و همچنان در بازداشت طولانی با شرایط سخت بسر میبرند که حتی حق گرفتن وکیل هم تاکنون پیدا نکرده اند. البته در این ماه حکم هنگامه شهیدی هم تایید شد و متاسفانه حکم سنگینی هم هست او به ۱۲ سال و ۹ ماه حبس محکوم شده است. لیلا حسین زاده هم که دبیر شورای صنفی دانشجویان دانشگاه تهران بوده به ۶ سال و اندی حبس محکوم شده.جدا از این بازداشتها و زدانی شدن این افراد به دلیل فعالیتهای مدنی و کارگری و حقوق زنان افرادی هم واقعا بی دلیل و فقط بنا به تغییر گرایش مذهبی شان اسیر زندان و تفتیش عقیده و مسائلی در این زمینه چه برای خود و چه برای خانواده هایشان شده اند که علنا حق شهروندی آنها نقض شده و زندگی راحتی اکنون در ایران ندارند و این اخبار نشاندهنده این است که شرایط برای نوکیشان مسیحی سخت تر از قبل شده است.اما اخبار مربوط به مسائل اجتماعی نقض شده در ماه گذشته که از اقدام به خودکشی دختر نوجوان که توسط گروههای امداد و نجات موفق به این کار نمیشود یا دختر۱۱ ساله ای که بخاطر خانواده معتادش توجهی به شرایط تحصیلی وی نشده و زن جوان معتادی که از شرایط نابسامان کمپهای ترک اعتیاد میگوید یا تجاوز ۱۲ مرد به یک زن در انبار کالایی در کهریزک تا آسیب پذیری ۷۰ درصدی جمعیت سیل زده ها که تماما زنان و کودکان هستند. مخالفت فائزه هاشمی و بسیاری از مراجع تقلید برای حجاب اجباری و آتش گرفتگی مجدد مدرسه ای در کاشمر و سوختن سه دختر مقطع ابتدایی و اسید پاشی هایی که همچنان در اصفهان رخ میدهد و کسی جلودار آنها نیست و چه زنانی که قربانی این رفتارهای غیر عقلانی و تندرویهای بی مورد میشوند اما بجای راه حل مقامات قضایی برای مهار خشم مردم به سختگیریهای اجتماعی روی آورده اند و به مردان دستور دادند که جلوی نگاه کردن به زنان در ماه رمضان را میگیرند. از طرفی مساله حجاب اجباری مساله ای نیست که با توجه به سختگیریها و بازداشتها در این مورد تمام شدنی باشد چراکه باز هم تجمعاتی اینبار در دانشگاه تهران رخ داده که با نیروهای امنیتی و بیسیجیان همیشه حاضر در صحنه مهار شده یا اینکه زنی که اولین راننده زن شرکت واحد ۱۰ سال پیش از کار اخراج ده هر بار نامه برگشت به کار را از دادگاه میگیرد اما کارفرمای او با توجه به نفوذ فراقانونی خود آن را لغو میکند. در بخش ورزشی هم اخباری در رابطه با حضور دختری در ورزشگاه با پوشش مردانه بوده که منجر به دستگیری و بازداشت وی شده. شهرزاد نظیفی شهروند بهایی و یکی از موتورسواران موفق در بخش زنان به همراه همسر و دو فرزندش بدون هیچ حکم قضایی و مشخصی از حضور در فعالیتهای ورزشی و موتور سواری محروم شده اند. از طرفی دادستان اصفهان و جمعی از علما دوچرخه سواری بانوان در سطح شهر و فضای عمومی را حرام اعلام کردند و با انها برخورد قضایی خواهد شد اخباری هم در رابطه با بهداشت و سلامت و خانواده و اعدام وجود دارد چرا که از معتادین حال حاضر در ایران بیش از حدود هزار نفر را زنان تشکیل میدهند که رقم کمی نیست یا همچنان ثبت ازدواجهای زیر سن در شهرهای مختلف و به بن بست خوردن لایحه افزایش سن ازدواج برای دختران از۱۳سال به۱۶ سال و حکم اعدام مرجان داوری محقق و نویسنده ۵۲ ساله در دیوان عالی کشور در حال بررسی است.بانو سمیرا فیروزی بویاغچی به بررسی مواد۱و۲ کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و مقایسه آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و شرایط روز ایران به صورت جامع پرداختند: کنوانسیون امحای کلیه اشکال تبعیض علیه زنان یا رفع هرگونه تبعیض علیه زنان یک معاهده بین المللی است که در ۱۸ دسامبر ۱۹۷۹ مورد پذیرش مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفت و در۳سپتامبر ۱۹۸۱ به اجرا درامد از بین اعضای ملل تا کنون تنها ۴ کشور ایران، سومالی، سودان و تونگا به این کنوانسیون ملحق نشده اند دو کشور امریکا و پالائو هم امضا کرده اند ولی هنوز به آن نپیوسته اند. ۱۸۷ کشور از جمله کشور های اسلامی عضو کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان هستند اما فقهای شورای نگهبان با این استدلال که کنوانسیون مغایر اصول اسلام است با پیوستن ایران به این کنوانسیون مخالفت کرده اند. ماده۱و۲ این کنوانسیون به شرح زیر است :
ماده ۱: از نظر این کنوانسیون، عبارت: «تبعیض علیه زنان»، به معنی قائل شدن هر گونه تمایز، استثناء یا محدودیت براساس جنسیت است که بر به رسمیت شناختن حقوق بشر زنان و آزادیهای اساسی آنها و بهرهمندی و اعمال آن حقوق، برپایه مساوات با مردان، صرفنظر از وضعیت تأهل آنها، در تمام زمینههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و دیگر زمینهها اثر مخرب دارد یا اصولاً، هدفش از بین بردن این وضعیت است.
ماده ۲: دولتهای عضو، تبعیض علیه زنان را به هر شکل محکوم و بدین منظور، بر امور زیر تعهد مینمایند: الف: گنجاندن اصل مساوات زن و مرد در قانون اساسی یا دیگر قوانین متناسب داخلی خود. ب: اتخاذ تدابیر قانونی و غیره از جمله وضع ضمانت اجراهای مناسب به منظور جلوگیری از اعمال تبعیض علیه زنان ج: حمایت قانون از حقوق زنان براساس تساوی با مردان و حصول تضمین و اطمینان از حمایت مؤثر زنان علیه هر نوع تبعیض، از طریق دادگاههای صالح ملی و دیگر مؤسسات عمومی. د: خودداری از انجام هر گونه اقدام و عمل تبعیضآمیز علیه زنان و تضمین اینکه مقامات و مؤسسات عمومی بر طبق این تعهد عمل نمایند. ه: اتخاذ هر گونه اقدام مناسب برای رفع تبعیض علیه زنان توسط هر فرد و: اتخاذ تدابیر لازم، از جمله تدابیر قانونگذاری، برای تغییر یا لغو قوانین، مقررات، عادات و عملکردهایی که نسبت به زنان تبعیضآمیز هستند.ز: نسخ کلیه مقررات کیفری داخلی که تبعیض علیه زنان را در بردارند. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: در اصل۲۰ اشاره به این موضوع دارد که همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قراردارند و از همه حقوق انسانی سیاسی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی برخوردارند. اصل۲۱در۵ ماده به حقوق زنان پرداخته است: در نظام جمهوری اسلامی دختران از۹سالگی در حوزه مسئولیت کیفری قرارمیگیرند و اگر مرتکب جرمی شوند مانند یک بزرگسال مورد مجازات قرارمیگیرند. اگر زنی شوهرش را تمکین نکند نافرمان شناخته میشود. در حکم دین اسلام زن مسلمان و یا غیر مسلمان در مجموع تمام زنان خون بها و دیه شان نصف مردان است اگر به قتل برسند خون بهای آنها نصف مردان است اگر در ضرب و جرح صدمه ببینند دو سوم از دیه کامل یک مرد باید پرداخت شود. به حکم دین مردان حق دارند که همزمان۴ زن به عقد دائم خود دربیاورند. زن در اسلام و نظام جمهوری اسلامی از شوهر خود تنها یک هشتم از ارث سهم میبرد و همچنین فرزند دختر از پدر خود نصف ارث پسر سهم میبرد. مردان هر وقت که بخواهند میتوانند زن خود را طلاق بدهند ولی زن باید کلی مدرک و هزاران دلیل داشته باشد تا بتواند از مرد جدا شود. مرد میتواند اگر زنش را در موقعیتی ببیند که گویا در حال هم آغوشی با دیگری باشد زن را به قتل برساند و آزادانه و با غرور به زندگی ادامه دهد ولی اگر زن مرد خود را در همین وضعیت ببیند اگر اعتراض کند به او تهمت میزنند که او زن نیست و نتوانسته مرد خود را راضی کند و حسادت میکند ومقصر اصلی داستان زن است. در قانون اساسی اصل۲۱ بند ۵ در مورد اعطای قیومیت فرزند به مادران شایسته صحبت شده ولی در عمل هیچ زنی بر فرزند صغیر خود حق ولایت ندارد ولی در عوض جد پدری به اندازه پدر حق ولایت نوه را دارد. بعلاوه اگر پدر یا جد پدری فرزند خود یا نوه اش را به قتل برساند دادگاه حق ندارد مجازات اعدام را برای قاتل اجرا کند در این موقعیت مادر فقط حق دارد مانند یک عزادار بر سر مزار فرزندش برود و برای او عزاداری کند. با این تفاسیر در تفکر دینی حتی از نوع کاملا مترقی آن برابری زن و مرد هیچ جایگاهی ندارد و قانون اساسی که حتی اگر بدون کم و کاست هم اجرا شود به لحاظ تاکید بر احکام شرع نمیتواند پیام آور برابری باشد. اگر ایران کشوری بود که تدبیر داشت بر کمپین ها یورش نمیبرد و از زنان خشم گین و غمگین دست کم این تکیه گاه را که به آنها امید میبخشید نمیگرفتند و بنیان گزاران این کمپین ها را در گوشه و کنار جهان آواره نمیکردند. زنان در ایران با مجموعه ای از موانع قانونی و اجتماعی مواجه هستند که نه تنها زندگی برکه معاششان را نیز محدود میسازد ودر نتیجه سبب نابرابری اقتصادی میشود با وجود اینکه زنان بیش از ۵۰ درصد فارق التحصیلان در دانشگاه ها را تشکیل میدهند تنها ۱۷ درصد از زنان در نیروی کار هستند. در سال ۲۰۱۵ مجمع جهانی اقتصاد شکاف جنسیتی در جهان را تهیه کردند که ایران را از نظر برابری جنسیتی در میان ۵ کشور آخر (رتبه ۱۴۱ از ۱۴۵) قرار میدهد همچنین میزان شرکت زنان در سمت های عالی رتبه دولتی و سمت مدیریتی دربخش های خصوصی و مقایسه با جمعیت انها بسیار ناچیز است. این شکاف عظیم در بازار کار ایران در شرایطی است که مقامات ایران حقوق اجتماعی و اقتصادی زنان را به میزان گسترده ای زیر پا گذاشته اند دولت به ویژه قوانین و مقررات تبعیض امیز متعددی وضع کرده وبه اجرا میگذارد که میزان شرکت زنان در بازار کار را محدود میکند .این در حالی است که دولت نه تنها شیوه های تبعیض امیز را متوقف نمیکند بلکه گه گاه آنها را فعالانه ترویج میدهد. تبعیض علیه زنان در بازار کار ایران تا حدی در اثریک ایدئولوژی سیاسی شکل گرفته که از زمان انقلاب اسلامی به بعد بر ایران حاکم شده و زنان را به این جهت سوق میدهد که نقش ایده ال زن را به عنوان مادر و همسر بپذیرند.در ایران باید قانونی جامع و فراگیر در مبارزه با تبعیض اتخاذ شود تا کلیه مقررات تبعیض آمیز موجود در ساختار حقوقی فعلی از بین برود و مقرراتی در جهت حمایت از برابری زنان در تمام ابعاد آن فراهم کند.زنان ایرانی تنها هنگامی قادر خواهند بود در ساختن آینده ای بهتر برای خانواده و کشور خود سهمی داشته باشند که این محدودیت های موجود در حقوق زنان از بین برود.در ادامه این نشست جناب آقای دیان دادی با موضوع روز جهانی خانواده به سخنرانی پرداختند׃ خانواده، مناسب ترین نظام برای تأمین نیازهای روحی و معنوی بشر است و بهترین بستر را برای تأمین امنیت و آرامش روانی اعضا، پرورش نسل جدید، اجتماعی کردن فرزندان و برآورده ساختن نیازهای عاطفی افراد فراهم می آورد. در عصر حاضر، با اثرپذیری از تحولات اجتماعی، صنعتی و علمی، در بیشتر جوامع، مشکلات متعددی برای خانواده پدید آمده است. اختلاف های خانوادگی، طلاق، فرزندان بی سرپرست و بزه کاری نوجوانان و جوانان، نشان دهنده مشکلات اساسی در خانواده های عصر ماست.از سال ۱۹۹۴ مجمع عمومی سازمان ملل هر ساله ۱۵ ماه می را به عنوان «روز جهانی خانواده» اعلام میکند. این روز بهانهای است در عرصه بینالمللی که به موضوع خانواده پرداخته شود و از منظرهای مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و جمعیتی، موضوع خانواده محور توجه قرار گیرد. خانواده، اگرچه کوچک ترین واحد اجتماعی است، در عین حال، بزرگ ترین و اثرگذارترین واحد تربیتی در جوامع به شمار می آید، به گونه ای که می تواند منشأ تحول فردی و اجتماعی و رشد ارزش های انسانی در میان اعضای آن باشد. نهاد خانواده در همه جوامع به عنوان مهمترین پایگاه انتقال عناصر فرهنگی، عقاید، آداب، دانش ها و مهارت ها به نسل جدید معرفی شده است. زیرا خانواده از یک سو زمینه ساز شکوفایی استعدادها و رشد جسمی، اخلاقی، اجتماعی، عاطفی و عقلانی کودکان و نوجوانان است و از سوی دیگر، عامل موثری در در شکلگیری ارزشها، ایجاد فرهنگ و تمدن بشری به شمار می آید. لذا صاحب نظران تعلیم و تربیت، نهاد خانواده را موثرترین نهاد برای آموزش و پرورش غیر رسمی و اولین فضای مساعد برای ایجاد عادات مناسب تربیتی می دانند. در همه جوامع، خانواده مسئول حفظ نسل واجتماعیکردن فرزندان است و ایجاد محیط مانوس و صمیمی و با مهر و محبت به عهده خانواده است. امروزه نهادهای بینالمللی و حقوق بینالملل، مهمترین نکته در موضوع خانواده را تحقق برابری جنسیتی کامل، توازن میان اشتغال والدین و مواردی از این قبیل مطرح می کنند. اما قوانین مدنی، خانواده، جرم و جزا در ایران منشعب از فقه اسلامی است. این:اول: ریاست مرد در خانواده: ماده ۱۱۰۵ قانون به صراحت بیان می کند که ریاست از خصوصیتهای مرد در خانواده است. استفاده از واژه ریاست برای امور خانوادگی اطاعت و فرمانبرداری محض را از سوی دیگر افراد به ذهن متبادر میکند. مثلا پیرو همین قانون مردان زیادی مانع خروج همسرانشان از کشور میشوند. حتی قهرمانان ورزشی، شاغلین و فعالان اجتماعی گاه در شرایطی قرار گرفتهاند که همسرانشان با ممنوع الخروج کردن آنها، موجب بازماندنشان از حضور در عرصههای مختلف و مهم زندگی شدهاند. در اغلب موارد از این قوانین برای اعمال فشار بر زن و آزار او استفاده می شود. مطابق با قوانین ایران زنان مجرد زیر ۱۸سال به اجازه پدر یا پدربزرگ پدری و زنان متاهل به اجازه همسر برای خروج ازکشور نیاز دارند. خروج از کشور برای زنان ایرانی معضل بزرگی است. اجازه پدر، جد پدری یا همسر باید به صورت کتبی و در اداره گذرنامه ثبت شود اما این به هیچ وجه تضمین کننده سفر زن به خارج از کشور نخواهد بود، چرا که مرد خواه همسر باشد خواه ولی- هر زمان که بخواهد میتواند این اجازه را فسخ کرده و مانع خروج زن شود. نصایح فقه اسلامی که قوانین مدنی از آنها گرفته شده است خروج زن از منزل را هم منوط به اجازه شوهر میدانند. به همین دلیل هر نوع خروج زن از منزل و حضور وی در اجتماع به نوعی با صدور اجازه از سوی مردان مرتبط میشود. حضور در محل کار، خروج از کشور و مسائلی از این دست. علاوه بر آن چون مطابق قوانین ولی فرزندان پدر یا جد پدری است همراه بردن فرزند زیر ۱۸ سال به خارج از کشور نیز در اختیار زن نبوده و مادر هیچ حقی در این مورد ندارد. دوم: تمکین :در قوانین خانواده عبارت «تمکین» به معنای انجام وظایف زناشویی موجب تحمیل نوعی خشونت و اجبار بر زن میشود. مثلا در قانون ۱۱۰۸ مدنی قید شده است «به زنانی که از وظایف زناشویی امتناع کنند نفقه تعلق نخواهد گرفت». همین جمله موجب می شود مردان بیشماری از این حربه به عنوان یک اهرم فشار علیه زنان استفاده کرده آنها را وا بدارند تا علیرغم تمایل خود و تحت فشار، تن به خواسته های نامعقول آنان بدهند. این خواستهها می تواند طیف گستردهای از تقاضاهای جنسی تا انجام امور پیش پا افتاده منزل را شامل شود.روایتهای زیادی میشود شنید از زنانی که هم به دلیل تمکین و هم در صورت عدم تمکین تحت خشونتهای جسمی و فیزیکی، ضرب و شتم و تجاوزهای روحی و جسمی از سوی مردان قرار گرفتهاند. سوم: ممانعت از استقلال زن: شوهر میتواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند.
این متن صریح ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی در ارتباط با اشتغال زنان است. علاوه بر تبعیض آمیز بودن این قانون ابهامات زیادی در اینباره وجود دارد. چه تعریف دقیقی برای تشخیص مصالح خانوادگی وجود دارد؟ مصالح خانواده میتواند از رسیدگی به فرزندان و امور منزل تا ارتباطاتی را که منجر به پیشرفت و ارتقا زن میشوند، در بر بگیرد. به عبارت دیگر مردان هر لحظه و تحت هر شرایطی که از استقلال اقتصادی همسرانشان احساس نارضایتی کنند با استناد به همین ماده قانونی میتوانند آنها را از فعالیتهای اجتماعی بازدارند و متاسفانه قانون هم آنها را حمایت خواهد کرد. چهارم: چند همسری: ایران یکی از کشورهایی است که چند همسری و ازدواج موقت در قوانین آن به رسمیت شناخته میشود. اگرچه برای ازدواج رسمی شرط رضایت همسر در نظر گرفته شده است اما این خود خشونت مضاعفی بر روح و روان زنان وارد میکند. قانون در زمینه ازدواج موقت به مردان اجازه تمام و کمال داده است. نکته مهم اما اینجاست که اثرگذاری ازدواج رسمی یا ازدواج موقت بر روح یک زن و خشونتی که به واسطه این اتفاق به زن تحمیل میشود هیچ تفاوتی با هم ندارند. در هردو، زن به یک میزان آسیب خواهد دید. پنجم: طلاق و شرطهایش: از سوی دیگر در مورد جدایی و طلاق هم «مرد هر وقت بخواهد می تواند زن خود را طلاق بدهد» اما زن اگر متقاضی جدایی باشد چه بسا روزها و ماهها باید راهروهای دادگاه و دادسرا را برود و بیاید. اثبات دلایل مورد ارائه برای طلاق از سوی زنان اغلب آنقدر دشوار است که بخش زیادی از آنها در میانه راه ترجیح میدهند به دامان زندگی پر از خشونت و رابطه ناسالم خود با همسرشان بازگردند. برخی به خاطر فرزندانشان تن به ادامه رابطه میدهند و برخی نیز به دلایل عرفی همچون شرایط نامناسبی که برای زنان مطلقه در اجتماع از سوی دیگران پیش خواهد آمد دست از تلاش برای جدایی میکشند. به دلیل گرفته شدن قانون از فقه، مرد صرفا با تعهد دادن مهریه در واقع او را به تملک خود در می آورد. به همین دلیل هم هر وقت بخواهد و به هر دلیلی می تواند این مالکیت را فسخ کرده و زن را طلاق بدهد. این در حالی است که زن هرگز نمی تواند چنین کند مگر اینکه در هنگام عقد، حق طلاق را بگیرد یا شروط خاصی را در عقدنامه قید کند که در صورت وقوع آنها بتواند طلاق بگیرد. به در حال حاضر آموزش زنان و آشنا کردن آنها با شروط ضمن عقد و چگونگی تنظیم و تعریف آنها در عقدنامه موثرترین راه حل برای مبارزه با اجرای این قانون و بازتولید خشونت روانی متاثر از آن است. ششم: حضانت و ولایت: حضانت فرزند، خوان بعدی است که زنان به واسطه قوانین تبعیض آمیز در آن آزار خواهند دید. در بهترین حالت اگر حضانت به زن داده شود به محض ازدواج مجدد این حق از او سلب میشود و فرزند باید به پدر یا جد پدری وصی آنها مثل عمو و امثالهم بازگردانده شود. مادر حتی در صورت داشتن حضانت فرزند اجازه خارج کردنش از کشور یا ازدواج مجدد را نخواهد داشت مگر آنکه ولی یا قیم که عموما پدربزرگ پدری یا فردی تعیین شده توسط او پس از فوت است، کتبا به آن رضایت دهند.ما بیشمار ماده قانونی دیگر را داریم که موارد متعدد نقض حقوق زنان، تبعیض و تحقیر و خشونت در آن دیده میشود. از مسائل و قوانین خانواده بگیرید تا آنچه در اجتماع اتفاق میافتد. روز جهانی خانواده فرصت مناسبی است برای ارتقای سطح آگاهی عمومی در مورد مسائل مربوط به خانواده است و با توجه به ارزش و اهمیت خانواده در تمامی عرصه های جامعه ، سلامت و امنیت خانواده نیز از مهمترین رکن های است که باید به آن توجه کرد، در این میان با توجه به اینکه در ابتدای تشکیل هر خانواده، حداقل نیاز به دو فرد( زن و مرد) الزامیست، وجود حقوقی برابر و محیطی امن برای شکل گیری خانواده ضروریست، در این راستا، با توجه به قوانین که از سوی جامعه،موجب نابرابری بین زن و مرد است باعث شده در همان ابتدا مشکلاتی را برای زن فراهم آورده و خانواده را به بحران کشاند: به طوری که قدرت داده شده به مرد از جامعه او را در نقش رئیس و زن به عنوان تمکین کننده از مرد و بدون داشتن استقلال درخانواده دانست، این خود باعث حقارت زن و مشکلاتی چون افسردگی، و عدم رضایت از زندگی و در مواردی خودکشی میشود! و همچنین با توجه به آمار بالای طلاق در ایران، میتوان به این نکته رسید که نیاز به تغییری اساسی در مبحث ازدواج و قوانین مربوط به این امر هستیم. سپس از سرکار خانم ندا رحمانی با موضوع حق انتخاب پوشش دعوت بعمل امد: حجاب اجباری در ایران یا حجاب قانونی در ایران یا قانون حجاب در ایران در سال ۱۳۶۲ مجلس شورای اسلامی با تصویب قانون مجازات اسلامی، برای عدم رعایت حجاب در معابر عمومی، مجازات تعیین نمود. برخی با ضرورت بحث حجاب مخالفند، زیرا، ان را مسئله ای فردی میدانند نه جمعی. از جمله ادله ایشان، ان است که حجاب در صدر اسلام اجباری نبوده، بلکه موکول به تصمیم و خواست خود افراد بودهاست. انان میگویند در ابتدای انقلاب اسلامی ایران نیز مسئله اجباری کردن حجاب محل اختلاف میان علما گردید. تاریخچه سال ۶۲ قانونی در زمینه لزوم رعایت حجاب اسلامی وجود نداشت. اولین قانونی که در خصوص پوشش زنان به تصویب رسید، ماده ۱۰۲ قانون تعزیرات بود که بعدها به صورت تبصرهای به ماده ۱۴۱ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵الحاق شد. به موجب ماده۱۴۱قانون مجازات اسلامی، »هرکس عملاادرانظار،اماکن عمومی ومعابر تظاهر به عمل حرامی کند علاوه بر کیفر عمل به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا ۷۴ ضربه شلاق جریمه میشود و اگر مرتکب عملی شود که نفس ان عمل دارای کیفر نباشد ولی عفت عمومی را جریحه دار کند فقط به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا ۷۴ ضربه شلاق محکوم میشود.« و در تبصره امدهاست: »زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ۱۰ روز تا دوماه یا از ۵۰ هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.« بعد از این احکام و بخشنامه هاست که موجی از فضای رسانهای برای تببین و تبلیغ حجاب شروع به فعالیت و فرهنگ سازی میکنند. در شانزدهم اسفند ۱۳۵۷ سید روحا خمینی در جمع طلاب قم اعلام کرد: »زنان اسلامی باید با حجاب اسلامی بیرون بیایند. نه اینکه خودشان را بزک کنند. زنها هنوز در ادارات با وضع پیشین کار میکنند. زنها باید وضع خودشان را عوض کنند … به من گزارش دادهاند که در وزارتخانههای ما زنها لخت هستند و این خلاف شرع است. زنها میتوانند در کارهای اجتماعی شرکت کنند ولی با حجاب اسلامی.« وقایع و اتفاقات سخنان سید روح الله خمینی دربار ٔه حجاب بهسرعت با تظاهرات اعتراض امیز جمعی از زنان در مناطق شمال، مرکز و غرب تهران مواجه شد، بهطوری که عکس این تظاهرات در کنار تیتر یک روزنامه های ۱۷ اسفند قرار گرفت. »خواست امام این است که حجاب اسلامی در مملکت باید رعایت شود.« شعار زنان معترض این بود که حجاب، پاکی نمیاورد و حجاب هر کس کارکنان زن هواپیمایی ملی ایران به این فرمان معترض بودند. جمعی از زنان کارمند در تهران و برخی شهرهای بزرگ نیز به این اعتراضات پیوستند. البته این حرکتهای معترضانه از سوی جمعی از موافقان فرمان امام نیز بی پاسخ نماند و درگیریهای لفظی در برخی مواقع بین دو گروه شدت میگرفت و گاه تندرویهایی نیز از سوی نیروهای انقلابی گزارش میشد. شعار »یا روسری، یا توسری« در همین مقطع زمانی مطرح شده بود و در روزنامه ها نیز بازتاب داشت.محمدحسین صفار هرندی در مورد تندروهای ان سالها نقل میکند:”اکبر گنجی که امروز ادعا میکند ان روزها دنبال دخترهایی میگشت که چند تار مو از زلفشان بیرون زده و به روی انها اسید میپاشید؛ اینکه به او اکبر پونز میگفتند برای این بود که به پیشانی دخترهای جوانی که پوشش متفاوتی داشتند پونز می چسباند!“در همین رابطه حسن روحانی که خودش از اولین مروجان حجاب اجباری بوده است در خاطرات خود مینویسد: در ستاد ارتش با دوستان تصمیم گرفتیم حجاب الزامی کنیم، که اغازی برای وزاتخانه ها و ادارات دولتی باشد. طرح اجباری شدن حجاب در ادارت مربوط به ارتش، به عهده من گذاشته شد و بدین جهت در گام اول، همه زنان کارمند مستقر در ستاد مشترک ارتش را که نزدیک به سی نفر بودند، جمع کردم و پس از گفتگو با انان قرار گذاشتیم از فردای آن روز با روسری در محل کار خود حاضر شوند. زنان کارمند که همگی به جز دو یا سه نفر بی حجاب بودند، شروع کردند به غر زدن و شلوغ کردن، ولی من محکم ایستادم و گفتم: از فردا صبح دژبان مقابل درب ورودی موظف است از ورود خانم های بی حجاب به محوطه ستاد مشترک ارتش جلوگیری کند. پس از ستاد ارتش، نوبت به نیروهای سهگانه رسید. در اغاز به پادگان دوشان تپه رفتم و همه کارمندان زن را که تعداد انها هم زیاد بود در سالنی جمع و دربار ٔه حجاب صحبت کردم. در انجا زنها خیلی سر و صدا راه انداختند اما من قاطعانه گفتم: »این دستور است و سرپیچی از ان جایز نیست.« بعد توضیح دادم که ما نمیگوییم چادر سر کنید، بحث چادر مطرح نیست، سخن بر سر استفاده از روسری و پوشاندن سر و گردن است در نهایت، در انجا هم گفتم به دژبان دستور دادهایم از فردا هیچ زن بی حجابی را به پایگاه راه ندهند.علت بازداشت نسرین ستوده وکالت پرونده »دختران انقلاب« نسرین ستوده در تماسی از زندان گفته است بازداشت غیرقانونی او به دلیل شکایت “مهدی ِپیتام” بازپرس پرونده شاپرک شجریزاده، از دختران خیابان انقلاب، بوده است. خانم ستوده وکالت چند معترض به حجاب اجباری را بر عهده دارد.رضا خندان از تماس تلفنی همسرش نسرین ستوده از زندان خبر داده است. خانم ستوده گفته است که علت بازداشت او به پرونده محکومیت پنج سال زندان او نبوده است.در یادداشت رضا خندان که روز شنبه )۲۶ خرداد/ ۱۶ ژوئن( در فیسبوک منتشر شده امده است: »در تما سی که صبح امروز نسرین از بند عمومی زنان اوین داشت گفت که هنگام بازداشت به او گفته بودند، شما بابت حکم ۵ سال محکومیت بازداشتید؛ اما در دادسرا مشخص شد که چنین چیزی کاملا دروغ بوده است. بازداشت غیرقانونی او به دلیل شکایت “مهدی ِپیتام” بازپرس پرونده شاپرک شجریزاده)از دختران خیابان انقلاب(مستقر در دادسرای شهر کاشان بوده است.«اقای خندان در یادداشت خود میافزاید: »بنابراین بازداشت نسرین به خاطر دفاع حقوقی از دختران خیابان انقلاب بوده و در راستای انجام وظایف حرفهای خود صورت گرفته است.«نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، پیش از ظهر روز چهارشنبه ۲۳ خرداد در منزل خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. گفته میشد علت بازداشت او حکم پنج سال زندان از سوی دادگاهی است که در غیاب خانم ستوده تشکیل شده است.رضا خندان ساعاتی پس از بازداشت همسرش به دویچهوله گفت، مامورانی که برای بازداشت همسرش امده بودند تنها حکم جلب او را همراه داشته اند و رای دادگاهی که ستوده را به پنج سال زندان محکوم کرده، به او نشان نداده اند.در باره این “دادگاه غیابی” رضا خندان به دویچه وله گفت: »چهار سال پیش و در جریان تحصنهای نسرین ستوده مقابل کانون وکلای دادگستری، احضاریهای برای او امد که چون تازه عمل جراحی کرده بود نتوانسته به دادسرا برود.«حال با گذشت سه سال از این ماجرا، به خانم ستوده گفته شده که دادگاه بدون حضور او تشکیل شده و او به پنج سال زندان محکوم شده است.با این حال به گفته خانم ستوده بازداشت اخیر ایشان ارتباطی با حکم این دادگاه غیابی ندارد بلکه او به دلیل بر عهده گرفتن وکالت پرونده چند تن از زنان معترض به حجاب اجباری بازداشت شده است.هم اکنون برای نسرین ستوده حکم بازداشت موقت توسط بهروز شاه محمدی بازپرس شعبه ۷ دادسرای معروف به اوین صادر شده است. به نوشته رضا خندان، خانم ستوده اعلام کرده در اعتراض به تبصره ماده ۴۸ قانون ایین دادرسی کیفری از انتخاب وکیل خودداری میکند. ازادی یواشکی زنان در ایران: ازادیهای یواشکی صفحهای در فیسبوک است که در ان، زنانایرانی عکسهایی از خودشان را منتشر کرده و درباره تجربه خودشان از ازادی پوشش حرف میزنند. این صفحه توسط مسیح علینژاد، روزنامهنگار ایرانی مقیم امریکا، راهاندازی شده و اداره میشود.در معرفی این صفحه امده: »این صفحه متعلق به هیچ گروه و جریانی نیست. صفحه دغدغه های زنانِ بازدارنده هستند و در انتخاب پوشش ازاد نیستند. اما با وجود تمام این محدودیتها گاهی خودشان آزادی هایی را تجربه میکنند که برای لحظهای از بند این حصارها رها میشوند. این صفحه فقط همین لحظه ها را ثبت میکند تا دست یابی زنان به حق انتخاب پوشش. ازادیهای یواشکی زنان در روایتهای این صفحه اشکار میشود. زنان و دختران زیادی لحظاتی را که در مکانهای عمومی، روسری از سر برداشته و با دوربین ثبت کرده اند، در این صفحه منتشر میکنند و برایش شرح عکس مینویسند.در یکی از تصاویر، دختری بالا پریده است و موهایش در هوا پخش شدهاند. در یکی دیگر، گروهی از دختران روسری هایشان را به باد سپردهاند. روسریهای رنگی در عکس مانند بالهایی است که روی شانه های دختران روییدهاست. زبان درازی به دوربین، ایستادن جلوی پوستر بزرگ فیلم »ورود اقایان ممنوع« و اشاره به تابلوی »خواهران حجاب اسلامی را رعایت کنید« نمونه های دیگری است که در عکسها دیده میشوند.از هنگام راه اندازی این صفحه تا دو هفته پس از ان، این صفحه را بیش از ۲۳۰ هزار نفر پسندیدند که این تعداد عضو برای صفحاتی از این دست در میان فارسی زبانان بسیار قابل توجه است.تعداد دنبال کنندگان این صفحه تا پایان دسامبر ۲۰۱۴ بیش از ۷۴۱۰۰۰ نفر بوده است که بسیاری از این کاربران غیر ایرانی هستند. درسالروز یکساله شدن صفحه» ازادیهای یواشکی زنان« در ۱۳اردیبهشت ۱۳۹۴ شمسی، مسیح علینژاد در صفحه رسمی این کمپین در فیسبوک از اغاز به کار وبسایت رسمی این صفحه خبر داد و از مترجمین، طراحان گرافیک و سایر افرادی که به صورت داوطلبانه با این کمپین همکاری داشته اند، قدردانی نمود. او دلیل راه اندازی این صفحه را نداشتن اجازه برای پوشیدن لباس ان طور که خود دوست دارد عنوان کرده است. به گفته او، واژه یواشکی در نام این صفحه به خاطر ان است که وی حق خود را از ازادی »یواشکی« میگرفت. هچنین چیزی هنگامی به فکر او امد که عکسی از خود در حال رانندگی بدون روسری منتشر کرد و از دیگران خواست »اگر از این ازادی یواشکییتان عکس دارید بفرستید. دیگر اعتراضها به حجاب اجباری اولین اعتراض به حجاب اجباری در شبکه های اجتماعی توسط گروه دانشجویان و دانش اموختگان لیبرال ایران در سال ۲۰۱۲–۲۰۱۳ مطرح شد. این گروه کمپین »نه به حجاب اجباری« را در اعتراض به حجاب اجباری در ایران به راه انداخته است. در این کمپین تعدادی از فعالان سیاسی، اجتماعی، دانشجویی، روزنامه نگاران و مدافعان حقوق بشر ازجمله محسن کدیور، اسماعیل خویی، سبا خویی، شاهین نجفی، سعید قاسمی نژاد، شهیار قنبری، مهرانگیز کارو مسیح علینژاد شرکت کرده اند. تعداد اعضای صفحه فیسبوک این کمپین بیش از۶۹۰۰۰ نفر است. در سال۲۰۱۳ این کمپین توانست در مسابقه بین المللی Bobs دویچوله در بخش بهترین فعال اجتماعی رتبه اول بخش ارای عمومی را کسب کند. مسابقه بین المللیBobsدویچه وله به صورت سالانه برگزار میشود و در ان وبلاگها و پروژههای ممتازی در چهارده زبان برگزیده میشوند که سهم چشمگیری در ازادی بیان و عقیده و همچنین ارتقاء و غنا بخشیدن به بحثها در این زمینه در اینترنت داشته اند.در پایان بخش سخنرانان آقای حامد غریب زاده چرایی صدور اطلاعیه 1131 با موضوع طلاق درقوانین مدنی در ایران را قرائت کردند:گرچه بسیاری از فقها و حقوقدانان بر این باورند که قوانین اسلامی حرمت و ارزش زنان را ترفیع داده ولی ما بر این باوریم که وضع این قوانین نه تنها حرمت و ارزش زنان نداده بلکه بصورتی تبعیض آمیز آنان را از حقوق اساسی و اولیه خود بازداشته اند. یکی از مشخصه های عصرجدید نسبت به ادوارگذشته بهبود شرایط اجتماعی اقتصادی و حقوقی زنان دردنیای کنونی است. زنان با مبارزات خود در کشورهای اروپایی توانسته اند تغییرات اساسی را در شیوه نگرش جامعه ی مرد سالار نسبت به خود ایجاد نمایند همچنین توانسته اندحقوق برابر را با مردان کسب کنند در زمانی که کشور ایران سعی در ایجاد برابری حقوق زن و مرد وتلاش برای تصویب قوانین حمایت کننده داشت تغییر حکومت مانع ایجاد این تغییرات شد و قوانین را درجهت سرکوب زنان از تصویب گذراند که باعث اعتراض زنان وحقوقدانان زن و جنبش های اجتماعی زنان شد.مثلاا در ماده 1105 قانون مدنی به صراحت ریاست خانواده از خصایص مرد میداند یا در ماده 1108 قانون مدنی اعلام می کند چنانچه زوجه ازوظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود حمایت قانون باعث شده مردان از این اجبار علیه زنان استفاده نموده است. این اطلاق بی حد و حصربرای مردان و مشروط نمودن طلاق یرای زنان واثبات شروط از ناحیه زنان در دادگاه نمونه بارزی از تبعیضات آشکار بین زن و مرد است . تحمیل مرد بر زن در شرایطی که ادامه زندگی مشترک آسیبهای جسمی و روانی را برای زنان به دنبال دارد خشونتی است که بصورت سیستماتیک بر زن ایرانی روا داشته می شود. در بخش پایانی جلسه بحث آزاد با موضوع شناخت و دفاع از حق برابری مطرح گردید که در ابتدا سرکار خانم صنم آزاد درمورد برابری حقوق مساوی زنان و مردان صحبت کرد و اینکه در جمهوری اسلامی ابتدایی ترین حقوق زنان و در مواقعی هم آقایان نقض شده است اما خانمها نباید سکوت کنند و باید برای این برابری تلاش کنند واینکه یک فعال حقوق زنان باید از حقوق تساوی چه خانمها و چه آقایان دفاع کنند. سپس سرکار خانم مهسا زکایی تأکید بر حقوق برابر کردند نه اینکه خانمها ویا آقایان خود را بالاتر از دیگری ببینند. ایشان تأکید بر فرهنگ سازی درست در جامعه در رابطه با حق برابری صحبت کردند خانمها باید از حقوق برابر برخوردار باشند به این دلیل که در جامعه همپای آقایان کار میکنند اما از دستمزد کمتری برخوردارهستند بعد از ایشان جناب آقای افشین رجبی از نداشتن حق ابتدایی که انتخاب پوشش می باشد صحبت کردند ایشان بر این مسله تاکید کردند که همانطور که خانمها حق اتنخاب پوشش را ندارند آقایان هم به خاطر فرهنگ نادرست جامعه نمیتوانند به طور سلیقه ای پوشش مناسب خود را انتخاب کنند. خانم سمیرا فیروزی یکی از دلایل نابرابری را آموزش و پرورش خواند.اینکه در کتابها ی درسی از اسامی پسرانه خیلی بیشتر از دخترانه استفاده شده و همین امرباعث سرخوردگی دختران از سنین پایین می شود و دختران ما به این باور میرسند که آقایان جنس برتر میباشند همینطور در بعضی از مناظق ما همچنان آقایان برتری بیشتری در خانه نسبت به خانمها دارند و این نشان از ضعف فرهنگی میباشد که سرچشمه آن نبود آموزش صحیح در مدارس کشور است. در ادامه دیگر اعضا کمیته و مهمانان حاضر در اتاق با همدیگر به تبادل پرداختند . ودر پایان خانم مهسا زکایی ضمن تشکر از تمام فعالین؛ منشی جلسه׃ خانم فاطمه عروجی ادمین ها ׃ خانم ها فریبا مرادی پور و زرین تاج الیاسی و اقای افشین رجبی صدابرداران׃ آقایان بابک میری و مهران فاضل زاده، راس ساعت ۲۱ ختم جلسه را اعلام کردند. اعضای کمیته زنان که در جلسه مزبور حضور داشتند عبارتنداز׃ خانم ها: بهاره بلورچی, پریسا حبیبی, ندا رحمانی, مینا فرشی, فریبا مرادی پور, لاله پروین نیا, بیتا ترکمن, زرین تاج الیاسی, صنم آزاد, معصومه توکلی, فاطمه عروجی, سمیرا فیروزی بویاغچی, مهرنوش ایمانی , الناز اسدی صفا, مهسا زکایی , شهین تاج فتح زاده, نسیم بهاری و شیما عبدوالوند آقایان: مهران فاضل زاده, بابک میری, حامد غریب زاده. سجاد فضلعلی, دیان دادی, محمد رسولیان,افشین رجبی و فرشاد قضایی کاوکانی
گزارش سخنرانی نمایندگی سوئیس ژوئن ۲۰۱۹
رسول پور آزاد
این جلسه در روز یکشنبه 9 ژوئن 2019 در سویس شهر زوریخ در مکانی به نام کازاما برگزار شد. در ابتدا منشی جلسه خانم زکایی با خیر مقدم خدمت تمامی دوستان از اولین سخنران جلسه اقای امام قلی دعوت کردند تا گزارش وتحلیل موارد نقض حقوق بشر در اردیبهشت ماه 98 را شرح دهند.اخبار نقض حقوق بشر در اردیبهشت ماه ۹۸ با کمتر از ۲۰ مورد اعدام از جمله دو کودک مجرم، بازداشت فعالان صنفی و کارگری، بازداشت اتنیکها و و محکومیتهای گسترده فعالان مدنی، نقض گسترده حقوق زندانیان، نقض پایدار آزادی بیان، نقض حقوق زنان و کودکان، ممنوع التصویر شدن هنرمندان، تجمعات کارگری و اصناف بخصوص در زمینه معوقات مزدی و موارد دیگری که در استانهای مختلف رخ داد، همراه بود. این گزارش بر مبنای اطلاعاتی گردآوری شده که صحت آنها به احراز رسیده است. اردیبهشت ماه ۹۸ با کمتر از ۲۰ اعدام همچنان بازگو کننده نقض حقوق بشر و نقض حق حیات در ایران است. اعدام دو کودک مجرم در شیراز از جمله مهمترین موارد در این زمینه بود. در تاریخ ۵ اردیبهشت دو کودک مجرم به نام های مهدی سهرابی فر و امین صداقت در زندان عادلآباد شیراز پس از اجرای حکم شلاق بصورت مخفیانه اعدام شدند. میشل باشله، کمیسر عالی حقوق بشر در سازمان ملل متحد طی بیانیه ای این اقدام جمهوری اسلامی ایران را نقض آشکار قوانین بینالمللی و فرآیند دادرسی این کودکان را ناعادلانه خوانده است. وی همچنین از مقامات ایرانی درخواست کرده است که اعدام کودک–مجرمان را متوقف کنند.همچنین در این ماه حمیدرضا محمدزاده، روحانی ۲۸ ساله ای که نقش روحانی شب اعدام را در زندان رجایی شهر ایفا می کند؛ افشا کرد که از دادن داروی آرامبخش به محکومین قبل از اعدام امتناع می شود. ازجمله مهمترین بازداشتها میتوان به بازداشت زرتشت احمدی راغب، محمدرضا نسب عبداللهی، علی ملیحی، مدیر یک گروه تلگرامی، ۳۲شهروند به دلیل گذاشتن پیام در صفحه اینستاگرام بهروز حاجیلو، معترض پلاکارد بدست مقابل دادسرای اوین، چهار تن از جمله یک نوجوان به ظن فعالیت سیاسی و تلاش ماموران امنیتی برای بازداشت ماشاالله شمس الواعظین اشاره کرد. از دیگر مهمترین اخبار در این زمینه در اردیبهشت ماه میتوان از پرونده سازی و صدور حکم جلب برای مهناز افشار، برگزاری جلسه دادگاه محمدرضا خاتمی، احضار گلرخ ابراهیمی ایرایی و آتنا دائمی به دادسرای اوین، احضار نادر فتوره چی به دادگاه، خاکسپاری مخفیانه و ممانعت از برگزاری مراسم ختم بهروز حاجیلو، استعفای تیم وکلای مدافع محمد نجفی وکیل زندانی در اعتراض به رویه قضایی، تفتیش و ضبط اسناد و مدارک دفتر نشریه ایران فردا توسط نیروهای امنیتی یاد کرد. زندانهای ایران در این ماه نیز با تنشها، اعمال محدودیتها و محرومیتهای بسیاری همراه بود. حق درمان و رسیدگی پزشکی همواره از مهمترین موارد نقض حقوق زندانیان در ایران به شمار میرود.
در این ماه مجتبی داداشی در زندان سبزوار، علیرضا شیرمحمدعلی در زندان تهران بزرگ، سهیل عربی در زندان تهران بزرگ، محمد حبیبی در زندان اوین، احمد بدوی در زندان شیبان اهواز و امیر امیرقلی در زندان اوین از خدمات درمانی محروم بودند. مدیرکل اداره اطلاعات استان آذربایجان شرقی در این ماه مدعی شده است که طی یکسال گذشته در این استان دست کم ۱۱۰ شهروند به دلیل ارتباط با یکی از گروههای اپوزیسیون مورد برخورد قرار گرفتند. به گفته وی از این تعداد ۶۰ تن بازداشت و ۵۰ تن نیز توسط نهادهای امنیتی تذکر گرفتند. اردیبهشت ماه امسال با بازداشت حبیب ساسانیان، حامد الهوردی پور، سهند معالی،۳ عضو یک خانواده در پیرانشهر، دو شهروند در خوزستان، چهار شهروند اهوازی از جمله ۳ معلم، تعدادی از شهروندان در پی اعتراضات به مین گذاری های مرزی سپاه، دو شهروند در سنندج، ده ها شهروند در جالق، یک شهروند در خوزستان، یک شهروند در شادگان، یک شهروند در ایرانشهر، یک شهروند در اهواز، یک شهروند بلوچ در ایرانشهر و دو شهروند در مریوان همراه بود. از دیگر مهمترین اخبار در این زمینه میتوان از احضار و بازجویی پروانه حسین پناهی، در اداره اطلاعات سنندج و احضار رضا زارعی، شهروند ساکن تبریز به دادگاه انقلاب یاد کرد. وزیر اطلاعات ایران، از احضار تعدادی از افرادی که به دیانت مسیحی گرایش پیدا کردهاند خبر داد. وی همچنین بدون اشاره به جزئیات این احضارها گفته است که “با حوزه برقرار کردیم و افراد و موسساتی که در هریک از بخش ها در این رابطه حضور دارند را شناسایی و دعوت می کنیم و به مناطقی می بریم که تحت تاثیر تبلیغات تبشیری قرار می گیرند و گرایش به سنت و وهابیت وجود داد.”حق تحصیل و امنیت فضای آموزشی از مهمترین بخش هایی ست که کودکان با آن مواجه هستند. برخلاف تعهدات بینالمللی ایران تحت عنوان الحاق به پیمان نامه حقوق کودک و بخش عدم به کارگیری کودکان در امور نظامی، دانش آموزان شهرهای چالدران، خوی، ساوجبلاغ، بهمئی، یاسوج، اردبیل، فارسان، زنجان، پارس آباد مغان، سمنان، بافق، یزد، چایپاره، سرچهان، میانه، کرج و چند شهر دیگر به میدان تیر برای تیراندازی و آموزش به کارگیری سلاح برده شدند. در این اعزامها همچنین مفاد ایدئولوژیکی چون “آشنایی با آرمان های شهادت طلبی” به دانش آموزان ارائه شد.در این ماه چند تن از فعالان حقوق زن همچون مژگان کشاورز، ناهید شقاقی و اکرم نصیریان بازداشت شدند و جلسه دوم بازپرسی یاسمن آریانی و منیره عربشاهی در شعبه ۱ بازپرسی دادسرای ارشاد برگزار شد.از دیگر مهمترین اخبار در این زمینه میتوان به تجاوز دوازده مرد به زنی در کهریزک ، تجاوز به دو زن در تهران، خودکشی دو دختر دیگر در دیشموک، اقدام به خودکشی سه دختر در تهران و قتل ناموسی ۳ زن در مریوان و سنندج اشاره کرد.در آستانه روز جهانی کارگر، تعدادی از فعالین کارگری در پارک جهان نما واقع در اتوبان تهران-کرج توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند که اکثر فعالان کارگری بازداشت شده تا پایان روز آزاد شدند اما پروین محمدی، واله زمانی، علیرضا ثقفی و هاله صفرزاده در بازداشت مانده اند.همزمان با روز معلم، تجمع اعتراضی معلمان و فرهنگیان شاغل و بازنشسته در ادارات آموزش و پرورش در شهرهای مختلف کشور شکل گرفت. این تجمعات در برخی موارد با بازداشت تعدادی از شرکت کنندگان و فعالان صنفی از جمله محمد تقی فلاحی و رسول بداقی همراه بوده است. از سخنران بعدی آقای رسول پورازاد دعوت شد تا سخنرانی خود رادر مورد روز جهانی منع کار کودک را آغاز کنند: روز جهانی مبارزه با کار کودکان روزی است که برای افزایش آگاهی و فعالیت در زمینه جلوگیری کار کودکان از سوی سازمان بین المللی کار پیشنهاد داده شده است. این پیشنهاد نخستین بار در سال 2002 وپس از تصویب کنوانسیون بدترین شکل های کار کودکان صورت گرفت .روز جهانی مبارزه با کار کودکان هر ساله در 12 ژوین 22 خرداد ماه برگزار میشود و هدف آن جلوگیری از کار کودکان به هر شکلی است .در این روز دولت ها ،نماد های محلی،جامعه مدنی و جهانی،کارگر ها و کار فرمایان به گرد هم جمع میشوند تا مشکلات کودکان کار را مطرح کنند و راه حل هایی برای کمک به ان ها پیشنهاد کنند .امروزه صد ها میلیون کودک کار در جهان درگیر کارند و از آموزش و پرورش مناسب ، بهداشت، تفریح و آزادی های اولیه بی بهره اند بیش از نیمی از این بچه ها مشغول به بدترین شکل ممکن از کار های کودکان اند مانند کار در محیط های خطر ناک ،بردگی یا دیگر شکل های بیگاری قاچاق مواد مخدر و تن فروشی و حتی ورود به درگیری های مسلحانه. عوامل تعثیر گزار بر کار کودکان. ۱ .ساختار خانواده ۲. فقر۳.تغییرات ناگهانی ناشی از جنگ و غیره که منجر به مهاجرت به کشور های دیگر میشود برای کار بادستمزد بیشتر۴. هزینه تحصیل و نظام اموزشی نادرست. متاسفانه بعد از این همه سال تلاش برای کاهش تعدادکودکان کار متاسفانه روز به روز تعداد کودکان کار بیشتر میشود و طی اخرین امار در سال ۲۰۱۸. تعداد کودکان کار در دنیا ۲۱۸ ملیون تخمین زده شده که در سنین 5 تا 17سال مشغول به کارند .از کل این تعداد 152 میلیون نفر قربانیه کار کودکان دانست که تقریبا نیمی از انها یعنی حدود 73 میلیون کودک در مشاغل پر خطر مشغول به کار هستند . تقریبا نیمی از این کودکان نزدیک به 72 میلیون نفر در افریقا و 62 میلیون در اسیا و اقیانوسیه و 10 میلیون در امریکا و 1.2 در کشور های عربی و 5.5 میلیون در اورپا و اسیای مرکزی در حال کار هستند . تقریبا نیمی از این کودکان بین سنین 5تا 11 سال هستند .پسران 2 برابر دختران در حال کارند. در بین کشور ها هند مقام اول در کودکان کار را داراست .ایران :در ایران به دلایل گوناگون تعداد کودکان کار روز به روز رو به افزایش است اما آمار دقیقی از این کودکان وجود ندارد اما تخمین زده شده حدود7میلیون کودک کار در ایران وجود دارد ، آماری که سازمان بهزیستی تهران اعلام کرد حدود یکهزار کودک درمراکز شهرداری و سه هزار کودک در مراکز بهزیستی نگهداری میشوند اما امار آن ها بیش از سه میلیون نفر تخمین زده شده ثبت هویت ندارند و هر روز انواع آزار های جنسی ،جسمی و روانی آن ها را تهدید میکند.
بیماری: این کودکان به دلایل نامناسب بودن محل کار و غیر بهداشتی بودن بسیاری از کارهایی که انجام میدهند (زباله گردی) در معرض بیماری های زیادی هستند مانند ایدز ،کزازو غیره. ابتلاع 45 برابری ایدز در کودکان کار و خیابان .بر اساس تحقیقاتی که روی 1000 کودک کار انجام گرفت مشخص شد که 4.5 درصد کودکان به ایدز دچارند. که یک سوم از این کودکان در سنین 10 تا 14 و دو سومشان 15 تا 18 سال هستند. متاسفانه 15درصد این کودکان به مواد مخدر معتاد هستند. متاسفانه 21 درصد کودکان کار مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند. سن رابطه جنسی بین کودکان کار در دختران به 12 و در پسران به 13 سالگی رسیده است .متاسفانه این روند روز به روز رو به افزایش است و اما هیچ مسئولی در جمهوری اسلامی پاسخ گوی این وضعیت نیستند. به امید این که کودکان سرزمین ایران و تمامی کودکان دنیا در بهترین شرایط رشد کنند و به اینده دنیا کمک کنند.
سپس از سخنران بعدی جلسه اقای هادی جعفر پور دعوت کردند تا سخنرانی خود را با موضوع کودکان قربانی تجاوز شرح دهند.: تجاوز جنسی در جامعه امری تابوست که جامعه ایران نتوانسته سکوت را در این خصوص بشکند و این تابو همچنان قربانی میپذیرد. اکثریت مقابل آن سکوت اختیار میکنند. کمتر درباره آن حرف زده میشود و قوانین بازدارندهای برای آن وجود ندارد. بسیاری از شک های آزار جنسی از سوی جامعه تحمل میشود و قربانی به دلیل ترس و نداشتن حمایت قانونی هرگز دست به اقشای آن نمی زند. ازآن مهمتر، انگشت اتهام هنوز به سوی قربانی است و نه تنها نگاه عرف و جامعه چنین است که قربانی را به دلیل مورد آزار قرار گرفتن مقصر میداند،
که حتی نظامهای حقوقی هم برای اثبات اگراه قربانی دچار چالشاند و آماری رسمی درباره آزار جنسی وجود ندارد. این مساله البته در سراسر جهان به عنوان خشونتی پنهان در جریان است. اما تا چه اندازه قوانین کشورمان مسالهی تجاوز را مورد اهمیت قرار داده و به آن پرداختهاند؟ از سوی دیگر حقوقدانها و فعالان حقوق کودک نیز به این امر معترضاند که بسیاری از قوانین در این خصوص نقض حقوق کودکان است و حتی حمایت قانونی نیز وجود ندارد. چه بسا از آنجایی که کودکان در فرهنگ عمومی جامعه موجوداتی تحت حمایت و سرپرستی هستند؛ ادعایشان به رسمیت شناخته نمیشود یا ممکن است «گناه» آنچه پیش آمده را بر گردن خود احساس کنند. در بسیاری از موارد نیز کودک نمیداند چه بر سرش آمده چراکه یا به خاطر ندارد، یا رفتار مورد نظر را «شوخی» و «مهر» میپندارد. در حالیکه کودک حتی ممکن است تصوری از رابطه جنسی نداشته باشد و ناگهان با آزار و اذیت جنسی دنیایش تغییر کند و همانطور که جامعه شناسان میگویند از کودکی خارج شود و ناگاه بزرگ شوند.کودکان مظلومترین قربانیان آزار و سواستفاده جنسیاند که گاه سالها آن را تحمل میکنند و دم بر نمی آورند و گاه حتی جانشان را بر سر این موضوع از دست میدهند.
- تخمینها نشان میدهد که از هر چهار دختر یک نفر و از هر شش پسر یک نفر تا پیش از ۱۸ سالگی مورد تعرض جنسی قرار میگیرد. اما همانطور که همگان میدانند نه آمار دقیقی از این مساله وجود دارد و نه قربانیان به راحتی حاضر به شکستن سکوت خود هستند؛ چه برسد به آنکه کودک باشند.• حال آنکه در میان چنین تابو و سکوتی، «گام قرمز» که از داخل ایران راهاندازی شده در صدد مقابله با آزار و اذیت جنسی کودکان است. رسانهای که بزرگسالان را نسبت به آنچه کودکان با آن مواجهاند هوشیار میکند. این پروژه به شکل داوطلبانه، بدون تامین بودجه از سوی سازمان یا یک نهادی راهاندازی شده. البته کلید آن در سال ۱۳۹۳ زده شد و پس از یکسال سرانجام در مهر ماه ۱۳۹۴ روی اینترنت ظاهر شد.
- که به دلیل حساسیتبرانگیز بودن این مساله در نظام کشور ترجیح دادهاند در سکوت گامهای خود را برای شکسته شدن سکوت عمومی بردارند؛ تناقضی که البته شاید با توجه به نظام امنیتی کشور قابل درک باشد.
- آنها معتقدند که بر اساس تعریف سکس و در سازمان بهداشت جهانی پیش میروند و هدف آنها ارتقای سطح آگاهی عمومی در ایران در خصوص چنین مسالهای است که البته نه در خانوادهها آموزشی صورت میگیرد و نه نظام آموزشی کشور در این زمینه آگاهی به کودکان ارائه میکند و تنها چیزی که خاطرات کودکی ما و کودکان امروز را پر کرده و میکند، تابوی بدن است.
- در 19 آگوست سال 1982، مجمع عمومی سازمان ملل متحد به جهت تجاوز و اقدامات اسرائیل نسبت به کودکان بیگناه فلسطینی و لبنانی،۴ ژوئن هرسال را بهعنوان روز بینالمللی کودکان معصوم و قربانی تجاوز و تعرض نام نهاد.
- روز بینالمللی کودکان معصوم و قربانی تجاوز منحصر به سوءاستفادههای صورت گرفته در جنگها نیست و میتوان هر سوء رفتاری را حتی در خانوادهها علیه کودکان، نوعاً در ذیل چنین تجاوزها و سوءاستفادههایی آورد.
- همچنین کنوانسیون حقوق کودک در ۱۹۸۹ به تصویب رسید و تمامی کشورهای جهان بهاستثنای ایالاتمتحده و سومالی به آن رأی دادهاند. دو پروتکل الحاقی این کنوانسیون در سالهای بعد، ناظر بر ممنوعیت خریدوفروش پورنو گرافی کودکان و تعیین ۱۸ سالگی بهعنوان سن قانونی ورود کودکان به جنگ و نزاعهای سیاسی به تصویب رسید.
- روز بینالمللی کودکان بیگناه و قربانی تجاوز بهانهای است برای یادآوری درد و رنج کودکانی که در همین حوالی، شبها را با آتش خمپاره و گلوله به صبح میرسانند و روزها با آجرهای بهجامانده از خانه و کاشانه خود بازی میکنند؛ کودکانی که آب و غذا و دارو را نه به مثابه یک نیاز ضروری بلکه چون کالایی ارزشمند و هدایایی نفیس میانگارند.• قوانین ایران هنوز از ناکارآمدترین قوانین کشورهای جهان برای حمایت از قربانیان آزار جنسی و تحت تعقیب قرار دادن آنها است. سپس از دیگر سخنران جلسه اقای حمید رشیدی دعوت کردند تا سخنرانی خود را با موضوع کودکان طلاق شروع کنند: درسال ۹۶ ازدواج های صورت گرفته ۵۳۰هزار و۹۷۲ عدد بوده که یک سوم انها به طلاق منجر شده یعنی ۱۷۶هزار و۹۲۲شخص طلاق گرفتن که فاصله زمان هر طلاق۳دقیقه برای یک شخص بوده وبیشترین ازداوجها درتهران بوده وکمترین در قم وبیشترین طلاقها رو هم این دو شهر داشتن. بزرگترین وکوچکترین سن فرد در ازدواج وطلاق۱۳سال بوده وبزرگترین سن طلاق۶۰سالگی بوده وبزرگترین سن فردازدواج کننده در ۹۰سالگی می باشد که اقای جنتی رکوردار ان است که تاریخ تولد ایشان تاریخ فوت ایشان معلوم نیست ونخواهد بود ندارند .وجالب که بدونید اکثراین طلاقها در ۵سال اول زندگی رخ داده است. چه عواملی که باعث طلاق میشوند:
۱-ازدواج زود هنگام۲-مسائل مالی۳-فقدان اموزش مناسب ۴تفاوت سنی ۵-ناسازگاری وعومل جنسی۶-اعتیاد و مسئله جدیدا میشنویم وبهش اضافه شده رسانه های مجازی هستند. چه خطراتی میتواند بچه های طلاق را تهدید کند اسیب های روانی ترس ازترک شدن- وابستگی شدید – اضطراب شدید- بهت -تاسف -کندی وافسردگی – رفتارهای پر خطر- بی بندو باری – اعتیاد – ناتوانی دربرقراری ارتباط صمیمانه وپایداری با دیگران- پرخاشگری، انزوا و افت تحصیلی. چه کنیم تا کودکان طلاق اسیب کمتری ببینند:۱. یکی از مهمترین نکاتی که می تواند در بیان صادقانه حقیقت وسازگاری بهتر کودک با این موقعیت جدید و تاسف برانگیز باشد شرح ندادن مو به مو دلایل جدای است ولی میتوان به زبان ساده بگوییم ما نمیتوانستیم همدیگر را درک کنیم و همچنین بگوییم ما هر دو تورا دوست داریم ۲.به احساسات کودک گوش دهیم در این مقطع زمان فرزند شما نیاز دارد تا برای درک بهتر موقعیت احساسات خودرا بیان کند بنابر این باید بدون پرخاشگری و سر زنش ومورد غفلت گرفتن افکار واحساسات خود را به زبان اورد .بیان این احساسات به برون ریزهای غم ونگرانی های کودک اهمیت بسزایی دارد .۳-در ارائه توجه به کودک تعادل لازم رابرقرار سازیم. گاهی والدین برای جبران مدت زمانی که با کودک سپری نکردن ویا برای انکه والد دیگررا پیش کودک تحقیر کند به صورت افراطی به او محبت میکند بهتر است هنگامی که با کودک در ارتباطیم به نیازهای عاطفی ومادی کودک بیشتر توجه داشته باشیم واو را از محبت خود محروم نکنیم واز دراغوش گرفتن ونوازش کودک هیچ وقت دریع نکنیم .۴.صبور باشیم. معمولا هریک از زوجه به شدت از وقوع طلاق متاثر وناراحت هستند وهمچنین باید با مسائل عاطفی ومالی واجتماعی ناشی از طلاق مواجه شوند بهمین دلیل شاید برای توجه به کودک توانمندی وانرژی لازم رانداشته باشند از این رو باید والدین با تمام این مشکلات کویدک را فراموش نکنند. باشد که درکشور عزیزمان ایران دیگر شاهد این حجم از طلاق واز هم پاشیدن خانواده ها نباشیم وکودکان بی گناه را برلبه تیغ قرار ندهیم.
سپس از اخرین سخنران جلسه اقای ادریس یادگاری دعوت شد تا سخنرانی خود را در مورد روز جهانی پناهندگی آغاز کنند: روز جهانی پناهنده روزی است که سازمان ملل همواره تلاش میکند که به جهانیان اعلام کند که میلیون ها نفر پناهنده و مجبور به ترک خانه و خانواده خود شده اند و با چه مشکلاتی روبه رو هستند بر اساس منشور کمیساریای عالی پناهندگان تمامی افراد از حق برخورداری برای درخواست پناهندگی وجست وجوب پناه گاه و سکونت در کشور دیگر امکان برگشت داوطلبانه به کشور خود را هم دارا هستند فعالیت کمیساریا بر طبق قانون سازمان ملل متحد است. واقعا کمیساریا چیست و مفهوم اصلی آن چیست این کلمه حاوی چه مفهومی و چه معنی است بله کمیساریا سازمانی بی طرف بوده که حمایت و کمک خود را برای رفع مشکلات پناهندگان و بدونه توجه به نژاد جنسیت یا دین و دیدگاه سیاسی انجام میدهد. به همین مناسبت هر ساله از طرف مقامات سازمان ملل متحد در امور پناهندگی و برخی کشورهای مهاجر پذیر مراسم هایی برگزار میگردد که ایران هم جز این کشورها میباشد بله ایران هم طبق آمار دومین کشور پناهنده پذیر یا مهاجر در دنیا است که شامل تعداد زیادی مهاجر از افغانستان و سوریه و حشد الشعبی البته این فقط یک تلخند سیاسی است و شامل کشورهای مختلف دیگری هم میشود که حدود یک میلیون میشود. این روز به منظور بزرگداشت جرات حقیقت قدرت و عزم زنان و مردان و کودکانی است که به دلیل آزار و اذیت و خشونت مجبور به ترک خانه خود شده اند و فرار شده اند که دلیل عمد ای آن میتوان جنگ باشد که۴۰ میلیون نفر مجبور به ترک از کشور خود شده در هر۴ثانیه یک نفر مجبور به ترک خانه و مجبور به فرار میشود که بر اساس کمیساریا سازمان ملل متحد دو سوم پناهندگان از۵ میانمار و حدود یک میلیون از سومالی که بر اساس آمار ترکیه پناهنده پذیر ترین کشور دنیاست. تفاوت مهاجر و پناهنده در چیست مهاجر در واقع کسی است که به جای دیگری که میتوان داخل کشور خود هم باشد بدون آنکه جانش در خطر باشد یا برای بهتر زندگی کردن اما پناهنده برعکس مهاجر و بر طبق پناهندگی به دلیل نژاد دین ملیت و باور سیاسی و غیره مجبور به ترک خانه و خانواده خود شده. منشی جلسه باتشکر از اعضا و سایر شرکت کنندگان پایان جلسه را اعلام کردند در این جلسه اعضا کانون شامل ادریس یادگاری .هادی جعفر پور .رضا معافی جو .مهرداد صفری اسکویی .مهرداد یگانه. حمید رشیدی، علی امام قلی، رسول پورآزاد و خانم مهسا زکایی به عنوان منشی جلسه و آقای رضا امیری به عنوان مسئول جلسه و همچنین دوستانی که از طریق پالتاک شرکت کرده بودند جناب اقای احسان زندی اقای جعفر فرد کریمی در جلسه حضور داشتند.
گزارش سخنرانی کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان ژوئن۲۰۱۹
لیدا اشجعی اسالمی
جلسه سخنرانی اعضای کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان در تاریخ21 ژوئن ۲۰۱۹ ساعت ۱۷ به وقت اروپا برگزارگردید که اولین سخنران این جلسه خانم سحر صمیمی؛با گزارش خبری نقض حقوق کودکان درماه گذشته به سخنرانی پرداختندکه با خبرهایی چون کودکهمسری وسکوت قانون ؛وهدیه ازدواج افراد کمتر از۲۰ سال کودک همسری را افزایش می دهد ؛و پایانکودکی؛در مورد ازدواج کودکانودر رابطه با خشونت علیه کودکان؛ تعقیب و گریز نیروهای نظامی دو کشته و زخمی ازجمله یک کودک بجا گذاشت وبیش از ۶۷ درصد رفتارهای خشونتآمیز توسط افراد بیکار رخ میدهد افزایش چشمگیر خشونت در کشور طی ۵ سال اخیرخبرنگار ایلنا وسالانه ۲ هزار کودک در کشور در اثر تصادفات کشته می شوند که این خبرها نوع خشونت علیه کودکان رانشان میداد؛و اما اعدام کودکان ؛عفو بینالملل: ایران دو پسر ۱۷ ساله را شلاق زده و مخفیانه اعدام کرده.دوچه وله وهشدار یونیسف در مورد اعدام نوجوانان در ایران و عربستان.پیام ومحمدرضا حدادی به دلیل خونریزی معده به بیمارستان منتقل شد؛ البته با توجه به اینکه جمهوری اسلامی دومین پروتکل اختیاری میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی به منظور الغای مجازات مرگ مصوبه ۱۵ دسامبر ۱۹۸۹ قطعنامه ۴۴۱۲۸ مجمع عمومی را که در ماده یکم ان به لغو اعدام تاکید دارد را به امضا رسانیده است که اما هنوزاعدام خشن ترین نوع ابزاری استکه علیه کودکان به کار مبرود؛ودر جمهوری اسلامی الگوی تربیتی نمونه حساب میشود .و.خبرهایی در رابطه با بیماری های کودکان که قابل توجه بوده و هست مانند : وجود ۲۳۰۰ کودک مبتلا به سوءتغذیه در بوشهربه گزارش ایسنا ؛شناسایی ۲۰۰۰ کودک در خراسان شمالی که دچار سوء تغذیه شدهاند مجید الهی راد در گفت و گو با خبرنگار ایسنا، دو هزار کودک دارای سوء تغذیه در ایلام شناسایی شدند؛ شبیب جعفر زاده روز دوشنبه در گفتگو با خبرنگار ایرنا ؛که مجموعه این گزارش خبری با قانون اساسی و کنوانسیون حقوق کودک و سند ۲۰۳۰مقایسه گردید. سپس از سخنران بعدی آقای هومن شعری طهرانی با موضوع بررسی ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر و مقایسه ان با قانون اساسی در ایران دعوت بعمل آمد:دراین ماده از اعلامیه جهانی حقوق بشر عنوان میشود که احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری باشد.که در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۶۳ مجمع عمومی سازمان ملل متحد کنوانسیون منع شکنجه و دیگر رفتارها یا مجهازاتهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرکننده را در ۳۳ ماده به تصویب رسانید. این مهمترین سند بین المللی در باره شکنجه در حقوق بین الملل است، و تا کنون ۱۵۹ کشور به آن پیوسته اند .تعریف شکنجه براساس ماده یک کنوانسیون بینالمللی منع شکنجه «هر عمل عمدی که بر اثر آن درد یا رنج شدید جسمی یا روحی علیه فردی به منظور کسب اطلاعات یا گرفتن اقرار از او و یا شخص سوم اعمال میشود، شکنجه نام دارد. همچنین مجازات فردی به عنوان عملی که او یا شخص سوم انجام داده است و یا احتمال میرود که انجام دهد، با تهدید و اجبار و بر مبنای تبعیض از هر نوع و هنگامی که وارد شدن این درد و رنج و یا به تحریک و ترغیب و یا با رضایت و عدم مخالفت مامور دولتی و یا هر صاحب مقام دیگر انجام گیرد، شکنجه تلقی می شود».در قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل سی و هشتم هم آورده است: «هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی، فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود». ولی در قانون اساسی و دیگر قوانین مصوب، شکنجه تعریف نشده است.مجلس ششم در طرح “منع شکنجه”، شکنجه را این گونه تعریف کرد:«موارد مذکور در این قانون در حکم شکنجه بوده و اعمال آن ممنوع مىباشد:۱- هرگونه اذیت یا آزار بدنى براى گرفتن اقرار و نظایر آن.۲- نگهدارى زندانى به صورت انفرادى یا نگهدارى بیش از یک نفر در سلول انفرادى.۳- چشمبند زدن به زندانى در محیط زندان یا بازداشتگاه.۴- بازجویى در شب.۵- بىخوابى دادن به زندانى.۶- انجام اقداماتى که عرفاً اعمال فشار روانى بر زندانى تلقى مى شود.۷- فحاشى، به کاربردن کلمات رکیک، توهین یا تحقیر زندانى در حین بازجویى یا غیر آن.۸- استفاده از داروهاى روانگردان و کم و زیاد کردن داروهاى زندانیان مریض.۹- محروم کردن بیماران زندانى از دسترسى به خدمات درمانى ضرورى.۱۰- نگهدارى زندانى در محلهایى با سر و صداى آزاردهنده.۱۱- گرسنگى یا تشنگى دادن به زندانى و عدم رعایت استانداردهاى بهداشتى و محروم کردن زندانى از استفاده از امکانات مناسب بهداشتى.۱۲- عدم طبقهبندى زندانیان و نگهدارى جوانان یا زندانیان عادى در کنار زندانیان خطرناک.۱۳- جلوگیرى از هواخورى روزانه زندانى.۱۴ ممانعت از دسترسى به نشریات و کتب مجاز کشور.۱۵- ممانعت از ملاقات هفتگى یا تماس تلفنى زندانى با خانوادهاش.۱۶- فشار روانى به زندانى از طریق اعمال فشار به اعضاء خانواده زندانى.۱۷- ممانعت از ملاقات متهم با وکیل خود.۱۸- ممانعت از انجام فرائض مذهبى.» علاوه بر قانون اساسی که شکنجه را ممنوع اعلام کرده است، در قانون مجازات اسلامی نیز شکنجه نفی شده است. در ماده ۱۶۹ قانون مجازات اسلامی آمده است: «اقراری که تحت اکراه، اجبار، شکنجه و یا اذیت و آزار روحی یا جسمی أخذ شود، فاقد ارزش و اعتبار است و دادگاه مکلف است از متهم تحقیق مجدد نماید». قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران شکنجه را ممنوع اعلام کرده، ولی اصول قانون اساسی زمانی ضمانت اجرایی دارد که در قوانین عادی تعریف شده و به تصویب رسیده باشد، در غیر اینصورت، همواره تفسیر شورای نگهبان به عنوان مفسر قانونی قانون اساسی، بر متن قانون ارجحیت دارد. تاکنون ممنوعیت شکنجه مندرج در اصل ۳۸ قانون اساسی به قانون عادی در نیامده است. نمایندگان مجلس ششم تلاش کردند تا منع شکنجه را به قانون تبدیل کنند، از این رو «طرح منع شکنجه» را در مجلس بررسی و تصویب کردند، ولی شورای نگهبان مصوبه مجلس را خلاف شرع دانست. مجلس دو بار تلاش کرد ایرادات شورای نگهبان به این قانون را اصلاح کند تا این طرح به قانون تبدیل شود، ولی موفق به دریافت تاییدیه شورای نگهبان نشد. از این رو آنها این طرح را به مجمع تشخیص مصلحت نظام فرستادند تا اعضای مجمع، بین شورای نگهبان و مجلس داوری کنند، ولی مجمع نیز این مصوبه را تصویب نکرد و آن را به مجلس بازگرداند. در طول ۴۰ سال گذشته بسیاری از مقام های سیاسی ایران به شکنجه در بازداشتگاهها و زندانها اعتراض کردهاند. این اعتراضها نشان میدهد که شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی نه یک امر موردی، بلکه یک رویه جاری بوده است. طی چهار دهه گذشته افرادی در زندانهای جمهوری اسلامی کشته شدهاند که رسانهها و وکلای آنها، شکنجه را عامل مرگشان دانستهاند؛ تعدد این موارد نشان میدهد که شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی، تنها محدود به تخلف یک مامور خودسر نیست و به طور مداوم و سازمانیافته اعمال شده است.انتشار روایت اسماعیل بخشی از شکنجهاش در دوران بازداشت، مساله شکنجه را مجددا در مرکز توجه قرار داده است.آقای بخشی در اینستاگرام خود نوشت که در دوران بازداشتش آنقدر شکنجه شده که سه روز نمیتوانسته حرکت کند. آقای بخشی، محمود علوی، وزیر اطلاعات ایران را به “مناظره زنده تلویزیونی” دعوت کرد تا درباره پرونده او پاسخگو باشد.برخی از فعالان اجتماعی، کارگری، عقیدتی و سیاسی هم که در دوران بازداشت خود شکنجه شدهاند، روایتهایشان را بازگو کردهاند.رضا شهابی ۱۹ ماه انفرادی بود ؛یکی از بستگان رضا شهابی درباره آنچه بر این فعال کارگری در زندان گذشته گفت: رضا شهابی زکریا، راننده و عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد در ۲۲ خرداد ۸۹ در حال رانندگی اتوبوس حامل مسافران بازداشت شد. در طول مسیر انتقال به اوین چند ساعتی او را مورد ضرب و شتم قرار داده و به سر، پهلو و گردنش ضرباتی وارد می کنند که باعث مصدومیت جدی در گردن میشود. آقای شهابی تا مهرماه سال ۹۰ به مدت ۱۹ ماه در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ اوین زیر نظر وزارت اطلاعات بود و مدام شکنجه و فشار روحی و روانی شده است.یکی از شکنجهها این بوده که “او را بر صندلی نشانده و دست و پایش را با چسب به صندلی بسته به سر، پا و گردنش ضربه زدند که به دلیل ضربات در طول دوره بازجویی، گردن و کمر او به شدت مصدوم شد که سال ها بعد از ناحیه کمر و گردن تحت عمل جراحی قرار گرفت.””همچنین او را در سلولهایی با بوی بد فاضلاب، صدای بلند هواکش و چراغی که همیشه روشن بود نگهداری می کردند. در طول ۱۹ ماه بازجویی، آقای شهابی در حالی که چشم بند داشته و رو به دیوار نشانده شده بوده، بارها مورد ضرب و شتم با دست و پا، باتوم و ابزارهای دیگر قرار میگیرد.”به گفته یکی از بستگان آقای شهابی، این فعال کارگری “در دوره بازجویی به علت مصدومیت، توان نشستن و ایستادن نداشت و او را درمان نمیکردند، فقط قرص هایی که باعث منگی او شده به او می دادند. وقتی او زیر شکنجه، حاضر به پذیرش خواسته بازجویان نشد، به او می گویند اعدام می شود و حتا حکم اعدام را به او نشان می دهند و وقتی نمی پذیرد که اعترافات مورد نظر بازجویان را تایید کند ضرب و شتم میشود. بعدها به او می گویند اگر خواسته بازجو را قبول نکند به او حکم ۲۰ سال زندان می دهند، اجازه هواخوری و ملاقات هم به او نمی دادند.”در یک مرحله به آقای شهابی می گویند حکم بازداشت همسر و خواهرش نیز صادر شده و حتی حکمی در این مورد به او نشان میدهند و سپس او را در سلولی میبرند که صدای زنان میآمده و تا این تصور ایجاد شود که اعضای خانواده بازداشت شدند.”مادر آقای شهابی بر اثر فشارهای عصبی ناشی از دستگیری فرزندش سکته میکند و فوت میکند اما به آقای شهابی اجازه حضور در خاکسپاری مادرش داده نمیشود. یک بار که در بند ۲۰۹ آقای شهابی را به علت مصدومیت نزد پزشک بند میبرند، پزشک می گوید وضع جسمی ات خراب است چرا اعتراف نمی کنی که راحت شوی و بروی؟ آقای شهابی نیز می گوید تو پزشکی یا بازجو. پزشک هم به جای دستور اعزام او به بیمارستان فقط مقداری قرص تجویز میکند.”با پیگیری همسرش، ربابه رضایی و فشار افکار عمومی، آقای شهابی را به بیمارستان منتقل کردند و مدتی هم به مرخصی پزشکی رفت.رضا شهابی در اعتراض به شرایطش چند مرحله اعتصاب غذا کرد، از بیست روز تا بیش از پنجاه روز. بعدها هم او را به زندان رجایی شهر تبعید کردند.قاضی صلواتی در جلسه اول دادرسی به آقای شهابی می گوید: “حکم تو اعدام است اگر قبلی ها را اعدام می کردیم پر رو نمی شدید آقای شهابی اعتراض کرده و به دادستان نامه می دهد که چطور دادگاه برگزار نشده قاضی حکم میدهد؟در جلسه بعدی نماینده دادستان به قاضی صلواتی می گوید این چیزی در پرونده اش نیست، آقای صلواتی می گوید گردش کار اطلاعات را نگاه کن شهابی اعتراض می کند.”بنا به اظهارات همکاران آقای شهابی، تنها محتوای موجود برای محکوم کردن آقای شهابی اعتراف کذب یکی از همکارانش بوده در حالی که اعتراف شخص دیگر علیه متهم، حتی طبق قوانین قضائی ایران، سندیت ندارد. استناد به اعتراف همکار برای محکوم کردن رضا شهابی را دولت ایران در گزارشی رسمی به سازمان جهانی کار نیز به طور عمومی منتشر و اعلام کرده است.آقای شهابی ۶ سال حبس گرفت و بعد در زندان اوین بنا بر شکایت سازمان زندانها یک سال دیگر نیز به حکمش اضافه می شود پس از ۷ سال و همچنین هفت ماه حبس اضافه که منجر به اعتصاب غذای آقای شهابی میشود، در اسفند۹۶ از زندان رجایی شهر آزاد میشود.آقای شهابی از کار اخراج و حقوقش قطع شد در طول این چند سال خانوادهاش تحت فشار اقتصادی بودهاند. به همین دلیل این فعال کارگری با همسرش ربابه رضایی رب و محصولات غذایی خانگی درست میکنند. او کماکان از مصدومیت های دوره زندان رنج میبرد.یا در مورد سپیده قلیان یکی از نزدیکان او درباره آنچه بر این فعال اجتماعی در زندان گذشته نیز گفت: “سپیده قلیان در ۲۷ آبان در شهر شوش و در جریان تجمعات کارگران هفت تپه بازداشت و از همان ابتدا و در محلی که مربوط به بخش امنیتی نیروی انتظامی است مورد ضرب و شتم شدید قرار میگیرد. محلی که چند تن دیگر از کارگران و ازجمله آقای اسماعیل بخشی در آن بازداشت شده بودند . ماموران و حتی مسئولان امنیتی حاضر شدیدترین توهینهای جنسی را به او میکنند که این موضوع مورد اعتراض کارگران بازداشتی قرار میگیرد و از جمله آقای بخشی به ضرب و شتم و فحاشی علیه خانم قلیان اعتراض میکند که او را نیز به شدت کتک میزنند. در انتقال از شوش به اطلاعات اهواز در ون نیز زندانیان مورد ضرب و جرح قرار میگیرند، آقای بخشی که در جلوی ون بوده بیهوش میشود و خانم قلیان نیز از شدت درد و ضربات وارده فکر کرده گردنش شکسته است.”براساس این روایت در بازداشتگاه اطلاعات، به مدت چند روز خانم قلیان را مورد ضرب و شتم قرار میدهند “با کابل به کف پا و دستهایش میزنند و باطوم در کمرش میکوبیدند؛ چشم بند زده او را لگد می زدند و به در و دیوار میکوبندش. بازجوها به او میگویند آنقدر علیه تو شایعه خواهیم ساخت و ماجرا درست می کنیم که به دست بستگان یا کارگران به قتل برسی .””وقتی خانواده در اولین ملاقات خانم قلیان را میبینند از شدت شکنجه توانایی راه رفتن نداشته است، او را سپس به بند عمومی امنیتی میفرستند و به بازداشت شدگان با اتهام ارتباط با داعش گفته بودند او کمونیست است و نجس و خدا را قبول ندارد تا بتوانند بدون دخالت خود ماموران برای خانم قلیان مشکلی ایجاد کنند، اما این اقدامشان با شکست مواجه شد و این بازداشت شدگان به سپیده قلیان گفتهاند حاضرند شهادت بدهند که آثار ضرب و شتم و کبودی و زخم را بر بدن او دیده اند و دیده اند که چه بر این زندانی گذشته است.”خانم قلیان فشار روانی برای مصاحبه تلویزیونی هم تحت فشار روانی بوده که او نپذیرفته است.خانم قلیان پس از آزادی نیز مدام “تهدید به قتل” میشود. مقامات امنیتی تاکنون به دستور دادستانی شوش مبنی بر اعزام سپیده قلیان به پزشکی قانونی برای تایید ضرب و شتم و شکنجه واکنشی نشان ندادهاند و شکایت وکلای سپیده قلیان از ماموران بابت شکنجه و ضرب و شتم تا کنون بی نتیجه مانده است.براساس دلایلی که گفته شد ادعای رییس قوه قضاییه و دیگر مقامات جمهوری اسلامی در مورد شکنجه، به کلی نادرست است.در چهار دهه گذشته، شکنجه بازداشتشدگان سیاسی و امنیتی به عنوان پدیدهای فراگیر و سازمانیافته در زندانهای ایران جریان داشته است.گذشته از شکنجه زندانیان سیاسی و امنیتی، محکومان پروندههای جنایی و کیفری و به طور کلی غیرسیاسی نیز به شکلی گسترده و فراگیر در تقریبا تمامی زندانهای ایران مورد شکنجه قرار میگیرند.در رسانههای رسمی ایران گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد شکنجه پدیدهای عادی و رایج است که به تعداد زیاد در بازداشتگاههای سراسر ایران اتفاق میافتد. سپس از سخنران بعدی اقای فرهاد نصیری با موضوع روز جهانی مبارزه با کار کودکان دعوت بعمل آمد: همه ما در مسیر هر روز خود، دختر و پسرکی را می بینیم که به جای مدرسه، در میان ماشین ها در لحظه کوتاه چراغ قرمز، اسپند دود می کند، یا در پیاده رو ترازوی کوچک خود را گذاشته و با حسرت به رهگذران نگاه می کند تا یک نفر از سر ترحم، بر روی ترازو ایستاده و پولی به او بدهد. یا کودکی که کتاب و دفترش را در کنار پیاده رو بازکرده است و مشق می نویسد و در حین نوشتن هم گاهی جوراب یا لواشکی می فروشد و بسیاری از ما هم ندیده ایم کودکانی که در کوره های آجرپزی و زمین های کشاورزی یا در محل انبار زباله ها کار می کنند تا با حقوق ناچیزشان چرخ اقتصاد خانواده شان را بچرخانند. افزایش هر روز ه کودکان کار، نشانه آن است که ما در انجام مسئولیت خود به طور خاص برای کودکان و به طور عام برای شهروندان جامعه، موفق نبوده ایم و هنوز کودکان بسیاری به جای آن که به کلاس های درس بروند، به علت فقر و مشکلات اقتصادی خانواده، با اجبار و با خستگی، به کارهایی تن می دهند که هیچ علاقه ای به انجام آن ندارند.هنوز کودکان بسیاری هستند که اگر هم به مدرسه می روند، پیش از رسیدن به سن قانونی کار، با تعطیل شدن کلاس درس، به اجبار شرایط خود، وارد بازار کار می شوند و به کارهایی دست می زنند که شادی و سلامت روح و جسم آنها را دچار مشکل می کند و مانع رشد طبیعی، اجتماعی آنها میشود.روز جهانی مبارزه با کار کودکان روزی است که برای افزایش آگاهی و فعالیت در زمینه جلوگیری کار کودکان از سوی سازمان بینالمللی کار پیشنهاد شدهاست. این پیشنهاد نخستین بار در سال ۲۰۰۲ و پس از تصویب کنوانسیون حداقل سن کار (۱۹۷۳)و کنوانسیون بدترین شکلهای کار کودکان[۲] صورت گرفت.روز جهانی مبارزه با کار کودکان هر ساله در ۱۲ ژوئن (۲۲ خرداد) بزرگ داشته میشود و هدف آن جلوگیری از کار کودکان به هر شکلی است.سازمان بینالمللی کار (ILO) و بدنه سازمان ملل متحد که به تنظیم و مدیریت دنیای کار میپردازد در سال ۲۰۰۲ بر این شد تا روزی جهانی را برای مبارزه با کار کودکان تعیین کند تا توجه و تلاش همگان در این زمینه را برانگیزد. در این روز دولتها و نهادهای محلی، جامعه مدنی و جهانی، کارگرها و کارفرمایان به گرد هم جمع میشوند تا مشکل کودکان کار را مطرح کنند و راه حلهایی برای کمک به آنها پیشنهاد کنند. برپایه دادههای ILO صدها میلیون دختر و پسر در جهان درگیر کارند و از آموزش و پرورش مناسب، بهداشت، تفریح، و آزادیهای اولیه بیبهرهاند. بیش از نیمی از این بچهها مشغول به بدترین شکل ممکن از کارهای کودکان اند؛ مانند کار در محیطهای خطرناک، بردگی یا دیگر شکلهای بیگاری؛ قاچاق مواد مخدر و تنفروشی و حتی ورود در درگیریهای مسلحانه. در سال 2015 رهبران جهان سند توسعه پایدار (SDGs)،را تنظیم کردند که هدف هشتم این سند، به موضوع کار کودکان پرداخته است:هدف 8 ؛ بند 7: اقدامات فوری و موثر برای ریشه کن کردن کار اجباری، پایان دادن به بردگیهای مدرن، قاچاق انسان، تضعیف منع و از بین بردن بدترین گونههای کار کودکان، از جمله استخدام و استفاده از کودکان سرباز، و خاتمه دادن به کار کودکان در تمام اشکال واقعیتهایی درباره کودکان کار در سراسر جهان، 218 میلیون کودک 5 تا 17 ساله مشغول به کار هستند. از کل این تعداد میتوان 152 میلیون نفر را قربانی کار کودکان دانست که تقریبا نیمی از آنها، یعنی حدود 73 میلیون کودک، در مشاغل پرخطر مشغول به کار هستند. تقریبا نیمی از کل تعداد کودکان کار (72.1 میلیون) در آفریقا هستند؛ 62.1 میلیون نفر در آسیا و اقیانوسیه؛ 10.7 میلیون در آمریکا؛ 1.2 میلیون در کشورهای عربی و 5.5 میلیون در اروپا و آسیای مرکزی.از لحاظ میزان فراوانی، در آفریقا از هر 5 کودک 1 کودک کار میکند، در حالی که شیوع آن در سایر مناطق بین 3 تا 7 درصد است، 2.9 درصد در کشورهای عربی (1 نفر از هر 35 کودک)؛ 4.1٪ در اروپا و آسیای مرکزی (1 در 25)؛ 5.3٪ در آمریکا (1 در 19) و 7.4٪ در آسیا و منطقه اقیانوس آرام (1 در 14). تقریبا نیمی از کودکان کار بین سنین 5-11 سالگی هستند. 42 میلیون (28٪) بین سنین 12-14 ساله هستند؛ و 37 میلیون (24٪) 15-17 ساله هستند. پرخطرترین نوع کار کودکان میان سنین 15-17 ساله است. از 152 میلیون کودک کار، 88 میلیون پسران و 64 میلیون آن را دختران تشکیل میدهند. کشور هند بالاترین تعداد کودکان کار را دارا است.در حال حاضر 71٪ از کودکان کار در بخش کشاورزی مشغول کار هستند، که شامل کشاورزی،کشاورزی تجاری، ماهیگیری، جنگلداری، دامداری دام و آبزی پروری است. 17٪ در خدمات؛ و 12٪ در بخش صنعتی، از جمله معدن است آمار مبهم کودکان کار در ایران :با وجود ارائه این آمار از سوی سازمان جهانی کار، مراجع رسمی و حکومتی در ایران آمار دقیقی از شمار و عده کودکان کار در شهرها و استان های مختلف کشور ارائه نمی کنند. از سوی دیگر دولت و رسانههای رسمی معمولاً در تلاش هستند تا سرنوشت این کودکان را با عملکرد گروههای بزرگ مافیایی گره بزنند.این در حالی است که بر اساس برخی گزارش و آمارهای موجود از منابع رسمی و غیررسمی، کودکان کار در ایران اغلب دارای خانواده هستند. آنها بیشتر برای امرار معاش خواهران و برادران کوچکتر خود یا پدر و مادر بیکار یا معتادشان مجبور به ترک تحصیل و کار کردن می شوند.یک بخش از آمارهای مربوط به کودکان کار از همین محل (خروج کودکان از چرخه تحصیل) استخراج می شود. این آمار البته تناقض هایی دارد و گاهی چندان دقیق نیست.در ارائه آمار کودکان کار در ایران چند گروه را نباید فراموش کرد: «کودکانی که همزمان با تحصیل، کار میکنند. کودکانی که فقط در تابستان کار می کنند و کودکان پناهجو یا پناهنده افغانستانی.»آمارهای غیر رسمی حاکی از این است که بیش از ۵۵ درصد کودکان کار در ایران افغانستانی ها هستند. با احتساب کودکان افغانستانی دسته بزرگی از کودکان کار به آمار افزوده میشود که بی توجهی دولت به این آمار، خصوصاً به آمار کودکان افغانستانی، باعث میشود برنامههای دولتی کارآمد نباشند و در پایان نیز خروجی واقعگرایانهای نداشته باشند.سازمان آمار و سرشماری ایران پیش از این اعلام کرده است ۳۰ درصد کودکان کار دارای سابقه محکومیت هستند و ۴۰ درصد آنها دارای والدین کمسواد و بیسوادند.همین سازمان گزارش داده است هر چه میزان تحصیلات والدین بالاتر میرود، از تعداد کودکان کار در خانواده کاسته میشود.اما اصلیترین دلایل به وجود آمدن شرایط کار کودکان در ایران را به ترتیب فقر اقتصادی، ناتوانی خانواده در انطباق با شیوههای زندگی شهرهای بزرگ، ناامن بودن محلههای حاشیه شهر، دسترسی نداشتن نهادهای اجتماعی به همه مناطق حومه و عدم نظارت سازمانهای وابسته به دولت است.کمبود فرصتهای شغلی، وجود اختلافات خانوادگی و نبود احساس آرامش و امنیت در خانواده از دیگر عوامل زمینهساز کار کودک هستند.موضوع کار کودکان در ایران سال هاست به عنوان یک معضل اجتماعی مطرح می شود اما گوش دولت بدهکار نیست و برنامه ریزی کلان، دقیق و موثری برای خارج کردن کودکان از گردونه کار انجام نمی شود.از سوی دیگر فرهنگ عرفی در ایران کار کودک را در مواردی تقدیس می کند. بهخصوص در روستاها، همراهی کردن فرزندان با خانواده برای «برداشتن باری از روی دوش والدین» توصیه و تکریم می شود. به این ترتیب همکاری کردن کودکان در کار کشاورزی و دامداری، موضوعی عادی است و حتی رسانههای حامی ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی هم مدام با تاکید بر «زحمتکش» بودن کودک روستایی، در تقویت و بازتولید این فرهنگ اصرار دارند.حضور قدرتمند و همه گیر چنین فرهنگی باعث دشوارتر شدن مبارزه با کار کودک و لغو آن در ایران می شود.همچنین کودکان کار در رسانه های رسمی اغلب به قربانیان فقدان نهاد خانواده و نه قربانیان فقر معرفی می شوند.تلویزیون رسمی کشور هم در برنامه های مختلف، کودکان کار را بچه هایی محروم از «سایه پدر یا مادر یا هر دو» معرفی می کند که در باندها و گروههای مافیایی و افراد سوءاستفاده کننده و کلاش گرفتار شده اند.آثار منفی کار بر روی کودکان حتی تا بزرگسالی نیز ادامه مییابد و بسیاری از این کودکان از عواقب بهداشتی ناشی از فقر و شرایط نامناسب، استثمار جنسی، آسیب ذهنی، عدم رشد عاطفی و… رنج میبرند. حتی آنها تحت حمایت قانون کار نیستند و اغلب ساعتهای طولانی و در شرایط خطرناک کار میکنند.در چنین شرایطی آیا روز جهانی مبارزه با کار کودکان به اندازه کافی برای دیده شدن این وضعیت و توجه مردم به کودکان کار، نتیجه بخش هست؟باز هم امیدواریم که روزی را شاهد باشیم که نه فقط کودکان ما بلکه کودکان سراسر جهان مجبور به کار نباشند. سپس از سخنران بعدی آقای هادی درتومی روز جهانی کودکان بیگناه و قربانیان تجاوز دعوت بعمل آمد: در 19 آگوست سال 1982 میلادی، مجمع عمومی سازمان ملل متحد به جهت تجاوز و اقدامات ددمنشانه اسرائیل نسبت به کودکان بیگناه فلسطینی و لبنانی، 4 ژوئن هرسال را بهعنوان روز بینالمللی کودکان معصوم و قربانی تجاوز نامگزاری کردند. هدف از این روز جهانی توجه ویژه به کودکانی است که قربانیان سوءاستفاده فیزیکی، ذهنی و عاطفی صرف نظر از اینکه آنها در جنگ یا صلح زندگی میکنند. کودکانی که از فقر و بیعدالتی رنج میبرند و نیازمند توجه و حمایتهای ویژه جهانی هستند که البته خشونت و سوءاستفاده علیه کودکان در سراسر جهان وقایع تکاندهندهای را موجب شده است. اما این روز فقط مختص کودکان فلسطینی نمیباشد، و اما چرا این کودکان را ما بیگناه و قربانی میدانیم؟کودکان؛ تصمیم گیرنده نیستند دو در واقع والدین یا سرپرست کودکان هستند که راهنمای کودکان میباشندو به این کودکان شکل میدهند. و باید اذعان داشت که قربانی میشوند برای این که در شرایط ناگواری قرار میگیرند. روز بینالمللی کودکان معصوم و قربانی تجاوز منحصر به سوءاستفادههای صورت گرفته در جنگها و شرایط مخاصمه آمیزنیست و میتوان هر سوء رفتاری را در خانوادهها علیه کودکان، نوعاً در ذیل چنین تجاوزها و سوءاستفاده هایی آورد. روز بینالمللی کودکان بیگناه و قربانی تجاوز بهانهای است برای یادآوری درد و رنج کودکانی که در همین حوالی، شبها را در برخی مکان ها با آتش خمپاره و گلوله به صبح میرسانند و روزها با آجرهای بهجامانده از خانه و کاشانه خود بازی میکنند؛ کودکانی که آب و غذا و دارو را نه بهمثابه یک نیاز ضروری بلکه چون کالایی ارزشمند و هدایایی نفیس میانگارند، و در برخی مواقع هم مشکلات بزرگ زندگی هم چون ان خمپاره ها بر سرشان فرو میریزد که دستکمی از یک خمپاره ی واقعی ندارد. بالغبر ۲۵۰ هزار کودک در سرتاسر جهان در درگیریهای نظامی بهعنوان سرباز حضور دارند. بسیاری از این کودکان دزدیدهشده و یا برای نجات از فقر و گرسنگی به این گروهها پیوستهاند. کودکان همچنین قربانی انواع دیگر خشونت نظیر کار اجباری، سوءاستفاده جنسی، قاچاق و از این قبیل میشوندکه هرروزه اخباری در این موردرا در کشور ایران می بینیم. تنها در کشور سومالی و درنتیجه قحطی درآمیخته با نزاعهای سیاسی ۲۰۰۹، ۱۳۰ هزار کودک، اغلب زیر ۵ سال، جان خود را ازدستدادهاند. در واقع از میان ۲۲ میلیون آواره تحت نظارت کمیسیونر عالی سازمان ملل نیز ۱۰ میلیون، زیر ۱۸ سال هستند. اکثریت جمعیت پناهندگان به دلیل جنگ و نزاعهای سیاسی متواری میشوند؛ نزاعهایی که عامل مرگ ومیر ۲ میلیون کودک در دو دهه اخیر بوده است. این میزان قبل از بروز تنشها در سوریه، عراق، افغانستان و کشورهای آفریقایی و در سال ۲۰۰۱ بهروز شده است. کودکان تنها یا همراه خانوادههایشان، تقریباً نیمی از پناهندهجویان کشورهای توسعهیافته را تشکیل میدهند. در اروپا، بالغبر ۱۰۰ هزار کودک رها شده وجود دارد و سالانه ۲۰ هزار بر این تعداد در اروپا و آمریکا افزوده میشود وکنوانسیون حقوق کودک در نوامبر سال ۱۹۸۹ به تصویب رسید و تمامی کشورهای جهان بهاستثنای ایالاتمتحده و سومالی به آن رأی دادهاند اما باز هم شاهد هستیم که به چه صورت با کودکان برخورد میشود.و اما نگاهی به موقعیت ایران با توجه به وضعیت کودکان بیگناه و قربانیان تجاوز میکنیم. تجاوز به کودک 2 ساله به نام اهورا توسط ناپدریش و یا تجاوز به کیمیا ی 7 ساله که 70 بار مورد تجاوز قرار گرفت.تجاوز به کودکان در مدرسه ای در اصفهان.تجاوز به کودکان در کلاس قرآن در تهران.قاتل 60 ساله که کودک 11 ساله به نام مرتضی را مورد تجاوز قراد میدهد و او را به قتل میرساند. این ها فقط بخش خیلی کوچکی از داستان کودکان بیگناه و قربانیان تجاوز در ایران هستند؛ چون تعداد بسیار زیادی از کودکان در ایران مورد آزار و اذیت و تجاوز قرار میگیرند که از هر 100 مورد شاید فقط 10 مورد را والدین متوجه و گزارش میدهند. فرصت طلبانی که با زورگویی و ایجاد وحشت در وجود کودک از آنها استفاده ی ابزاری میکنند و مورد تجاوز قرار میدهند و این کودکان برای شرم و یا نبود کسی که از انها دفاع کنند صحبتی نمیکنند. این کودکان بی تردید نه فقط ایام کودکی خود که کل دوران نوجوانی، جوانی و حتی بلوغ را از دست داده اند.تجاوز فقط از طریق جنسی صورت نمیگیرد بلکه کودکی که از حقوق کودکی خود برخوردار نباشد درواقع مورد تجاوز حقوقی قرار گرفته است. کودکی که موقعیت رفتن به مدرسه را ندارد، کودکی که در اجتماع مورد آزار و اذیت قرار میگیرد و تبدیل به کودک کار میشود. کودکی که در حریم خانه آرامش ندارد و کودکی که مصرف کننده ی مواد مخدر میشود، کودکی که به دلیل بازی های سیاست گرفتار مهاجرت میشود و کودکی که به دلیل بی مسئولیت بودن مقامات دولتی والدین شان ویا سرپناهشان را از دست میدهند و یا کودکی که بخاطر موقعیت اجتماعی و وظعیت زندگی والدینشان مورد تبعیض قرار میگیرند و غیره .آنچه بدیهی است تعلیم و تربیت بر پایه تعقل، تفکر و فرهنگ و اخلاق تأثیری دوچندان نسبت به تنبیهات بدنی دارد، ترس، انزوا، انفعال، عدم اعتمادبهنفس و نفاق تنها بخشی از تأثیرات کوتاه و بلندمدت تنبیه و خشونت علیه کودکانی است که قربانی چنین رفتارهایی در جامعه جهانی میشود.نکته حائز اهمیت این است که در مخاصمات و درگیریها، بزرگسالان با بردباری، بدترین سختیها و رنج های جنگ را تاب میآورند، ولی کودکان در برابر کوچکترین بغرنجیِ جنگ میشکنند و خُرد می شوند؛ کودکان و نوجوانان، نه در خط نخست جنگاند و نه پشت صحنه جنگ و نه به وجودآورنده آن و اگر پـیروزیای هم به دست آید، از آن سود نمیبرند. تمامی اینها کودکان بی گناهی هستند که یا خودشان و یا حقوقشان مورد تجاوز قرار گرفته است.دولت جمهوری اسلامی ایران در اسفند ۱۳۷۲ با «قانون اجازه الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون حقوق کودک» و با تصویب مجلس شورای اسلامی و تأیید شورای نگهبان رسماً این کنوانسیون را پذیرفت؛ مشروط بر آن که مفاد آن در هر مورد و هر زمان در تعارض با قوانین داخلی و موازین اسلامی باشد یا قرار گیرد از طرف دولت جمهوریاسلامی ایران لازمالاجرا نباشد. ولی قوانین اسلامی همواره ضد قوانین حقوق بشری هست . ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی ایران میگوید «عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.در قوانین ایران «سن مسئولیت کیفری» تعریف نشدهاست و قاضیها با برداشت خود از فقه و ماده۱۲۱۰ قانون مدنی، دختران بالای ۹ سال قمری و پسران بالای ۱۵ سال قمری را بالغ دانسته و برایشان مانند بزرگسالان حکم صادر میکنند.بر اساس ماده ۲۲ قانون جزای اسلامی، اگر پدر یا جد پدری فرزند خود را بکشد قصاص نمیشود و تنها به پرداخت دیه و تعزیر محکوم میشود اما در شرایط مشابه مادر به قصاص محکوم خواهد شد. بر اساس ماده ۳۸ کنوانسیون حقوق کودک، گروههای سیاسی نباید از افراد زیر پانزده سال درجنگ استفاده کنند. ماده ۴ «پروتکل اختیاری شرکت کودکان در جنگ» از طرفین درگیریها میخواهد که به افراد زیر هیجده سال اجازه شرکت در جنگ داده نشود و سربازگیری اجباری در مورد این افراد نیز ممنوع میباشد. اما ثبت هست که جمهوری اسلامی ایران در جنگ ایران و عراق از کودکان استفاده ی ابزاری کردند، و امروزه هم به نام بسیج از کودکان استفاده ی ابزاری میکنند. با این تفاسیر روز 4 ژوئن اگر چه با توجه به شرایط کودکان فلسطینی و لبنانی تعین شده اما ایران از جمله اولین کشورهایی میباشد که کودکانش حقوقی ندارند.به عنوان یکی از کسانی که خواهان رسیدگی به حقوق بشر که حقوق فطری و ذاتی هر فرد هست ارزو دارم در ایران کشورم تمام انسان ها از حقوق انسانی خود بهرمند شوند واین فقط یک ارزونیست بلکه برای اجرایی ان نهایت تلاشم را کرده و تا اخرین روز زندگی ام خواهم کرد.چون خودم یکی از کسانی هستم که هنوز با ترکش های اتفاقات کودکی دست و پنجه نرم میکنم و قرائت اطلاعیه ۱۱۲۷ کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان با موضوع ماده ۷۹ قانون کار دولت جمهوری اسلامی ایران است که:ترکیب نامبارک “کودک کار” رسمیت می یابد توسط خانم نارگل غفوری انجام گرفت .
جلسه سخنرانی کمیته دفاع از محیط زیست ژوئن ۲۰۱۹
محمد آدینه
در روز جمعه 14 ژوئن 2019 برابربا 24 خرداد 1398 از ساعت 19:30 به وقت اروپای مرکزی با مسئولیت خانم سمیه علیمرادی، منشی جلسه محمد آدینه (آرش) ضبط صدا علیرضا جهان بین و ادمینها علی شعبانزاده، علیرضا جهان بین و زینب عباسیان چالشتری آغاز گردید. ، آقای علیرضا جهان بین سخنران اول جلسه گزارش خود درباره تحلیل موارد نقض حقوق محیط زیست در اردیبهشت 1398 ارائه دادند: خبر:انتقال فرهاد محمدی ؛ فعال محیط زیست ، از بازداشتگاه به قرنطینه زندان سنندج،فعال محیط زیست ، به نام ” فرهاد محمدی ” که در 12 دی ماه سال گذشته از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده بود از بازداشتگاه وزارت اطلاعات شهر سنندج با اتمام دوران بازپرسی تاپایان مراحل دادرسی به قرنطینه ی زندان منتقل شد.
خبر: کشته شدن یک محیط بان در هرمزگان / زخمی شدن دو محیط بان در پارک ملی،یک محیط بان یگان حفاظت محیط زیست بندرعباس در استان هرمزگان بنام “بهروز رخش بهار”در 12خرداد1398، هنگام آبرسانی به آبشخورهای حیات وحش در ارتفاعات کوه گنو در اثر سانحه رانندگی حین ماموریت، جان خود را از دست داد. و اما نکته تامل بر انگیز این است که مطابق استانداردهای جهانی هر 2 هزار هکتار طبیعت باید یک محیط بان داشته باشد که در استان هرمزگان بین هر 15 تا 16 هزار هکتار طبیعت یک محیط بان وجود دارد و در خبری دیگر به گزارش ایسنا، جمشید محبتخانی فرمانده یگان حفاظت سازمان محیط زیست گفت «شکارچیان غیر مجاز در پارک ملی خَبر به محیط بانان شلیک و دو تن از آنان را زخمی کردند.
خبر:عفو بین الملل در روز جهانی محیط زیست؛ سرکوب فعالان محیط زیست را پایان دهید، در بخشی از بیانیه این سازمان آمده است “هشت فعال محیط زیست به نامهای سام رجبی، امیرحسین خالقی، هومن جوکار، سپیده کاشانی، نیلوفر بیانی، طاهر قدیریان، عبدالرضا کوهپایه و مراد طاهباز بیش از یک سال است که در زندان به سر میبرند و ممکن است به خاطر اتهاماتی چون «جاسوسی برای بیگانه» و «فساد فی الارض» با محکومیت به حبس طولانی مدت و اعدام روبرو شوند”.سازمان عفو بین الملل در ادامه این بیانیه با اشاره به اینکه این افراد با اتهاماتی روبرو هستند که تنها مربوط به فعالیتهای زیستمحیطیشان، ازجمله تحقیق در زمینه حیات وحش در حال انقراض در ایران است، روند دادرسی آنان را آشکارا ناعادلانه خوانده و از شکنجه و بدرفتاری با آنان طی روزان بازداشت خبر داده است. بر اساس اخبار رسانهها، دستکم 63 پژوهشگر و فعال حوزه محیط زیست در سال 2018 بازداشت شدند. بیش از 10 تن از فعالان محیط زیست از جمله در کردستان نیز در سال جاری میلادی بازداشت شدهاند”.
محیط بان پارک ملی کرخه شوش در درگیری با متخلفان مصدوم شد،محمدالوندی رئیس پارک ملی کرخه شوش گفت: در16 خرداد 98 مأمورین یگان حفاظت محیط زیست پارک ملی کرخه حین گشت و کنترل در منطقه سرخه متوجه شکار غیرمجاز پرنده حمایت شده دراج توسط سرنشینان یک دستگاه خودروی پراید شدند لذا برای دستگیری این متخلفان اقدام کردند. که تلاش محیط بانان برای دستگیری آنان منجر به درگیری وشکستگی دست محیط بان روح الله سرویاس شد.محیط بانان مجروح و متهم به قتل در برابر دادگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، دو محیط بان بافتی که در جریان تعقیب و گریز گروهی از شکارچیان متخلف هدف گلوله قرار گرفته بودند، در حین انتقال از بیمارستان به دادگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. این دو محیط بان در حال حاضر به اتهام قتل عمد دو تن از شکارچیان بازداشت و به زندان بافت منتقل شده اند. این در حالی است که دلیل فوت این شکارچیان، واژگونی موتور آنها در حین فرار عنوان شده است. جلوگیری از درمان محیطبان مجروح توسط شکارچیان و انتقال آنها از بیمارستان به دادگاه و بدتر از آن، مورد ضرب و شتم قرار گرفتن محیطبانان مجروح توسط بستگان شکارچیان فوت شده در مقابل درب دادگاه و در برابر چشم ماموران ابعاد دیگری از این پرونده را تشکیل میدهد.این اتفاقات از یک سو و طرح موضوع خویشاوندی برخی مقامات محلی با کشتهشدگان این حادثه که در رسانهها مورد بررسی قرار گرفته از سوی دیگر سبب شده فعالان محیط زیست با اشاره به مغایرت این اتفاقات با اصول آئین دادرسی کیفری و حقوق شهروندی ضمن تاکید بر لزوم انتقال این پرونده از دادگستری بافت به دادگستری کل استان کرمان، خواهان اعزام هرچهزودتر محیطبانان مجروح به مراکز درمانی و همچنین برخورد با عوامل ضرب و شتم محیطبانان شوند.
خبر: آزادی موقت عیسی فیضی ، فعال محیط زیست با تودیع وثیقه یک میلیارد تومانی ، یکشنبه ، 19 خرداد , 1398 ؛ عیسی فیضی ، فعال محیط زیستی پس از6 ماه بازداشت و زندانی در بازداشتگاه اداره اطلاعات و زندان مرکزی سنندج با اتمام دوران بازجویی به صورت موقت با تودیع وثیقه یک میلیارد تومانی از زندان مرکزی سنندج آزاد شد.
خبر: پس از محاکمه مجدد؛ محیط بان همدانی از اعدام رهایی یافت،به نقل از ایسنا فرمانده یگان محیط زیست کشور گفت که حکم اعدام سعید مومیوند، محیطبانی که پیشتر از بابت اتهام “قتل” به اعدام محکوم شده و سپس حکم صادره توسط دیوان عالی کشور نقض شده بود، پس از محاکمه مجدد توسط شعبه یک دادگاه کیفری همدان، نقض شد و این محیط بان از اعدام رهایی یافت. موارد نقض: مواد 9، 10، 22 از اعلامیه جهانی حقوق بشر
در پی سخنان آقای جهان بین خانم رضاوند توضیحاتی پیرامون گزارشات یادآور شدند و بعد از ایشان آقای آدینه یادآور شدند که این اخبار بدلیل فیلترینگ نظام حکومتی بصورت کامل نیست و عمق فاجعه را نشان نمیدهد و صرفا اخباری است که توسط سیستم نظام تایید شده. در ادامه از همکاران درخواست داشتند در صورت دسترسی به افرادی در داخل ایران که با سازمان محیط زیست در ارتباط می باشند.اخبار و تصاویر کامل تری را تهیه کرده و در وب سایت ها و مجله کانون به اشتراک بگذاریم. همین طور ایشان از تجربه شخصی خود و برخورد با تعدادی از اتباع کشور عمان که توسط افرادی در حکومت ایران برای شکار در مناطق تحت حفاظت و شکار ممنوع صحبت کردند که در نوع خود جالب و تاسف انگیز بود.
خانم سمیه حسین زاده ثانی سخنران دوم برنامه با موضوع کنوانسیون منطقه کویت برای حمایت و توسعه محیط زیست دریایی و جلوگیری از آلودگی بودند.کنوانسیون منطقه کویت برای حمایت و توسعه محیط زیست دریایی و جلوگیری از الودگی این کنوانسیون سند قانونی است که کشورهای حوزه خلیج فارس و دریای عمان و همچنین بحرین عراقی عربستان صعودی و امارات متحده عربی را شامل میشود. کنوانسیون مذکور دارای 30 ماده و 5 پروتکل است و با هدف تعیین وظایف اعضا برای حفاظت و حمایت از محیط زیست دریایی خلیج فارس و دریای عمان تدوین شده که در اینجا به تعریف 5 ماده و5 پروتکل میپردازم.
ماده1: از لحاظ کنوانسیون حاضر مقصود از الودگی دریایی داخل کردن مواد یا انرژی در محیط زیست دریایی به وسیله انسان به طور مستقیم یا غیر مستقیم میباشد که اثرات زیان بخشی مانند آسیب به منابع زنده و خطر برای سلامت انسان و ایجاد کمانع در فعالیتهای دریایی از جمله ماهیگیری و لطمه به کیفیت از لحاظ استفاده از آب دریا و کاهش وسایل رفاهی ساحلی میباشد.
ماده2 تعهدات عمومی: دولتهای متعاهد منفردا ویا مشترکا کلیه اقدامات لازم را طبق این کنوانسیون ها و پروتکلها که در آن عضویت دارند را برای جلوگیری یا کاستن از الودگی محیط زیست در منطقه دریای و مبارزه با الودگی اتخاذ خواهند نمود و همچنین دولتهای متعاهد ضوابط و قوانین و مقررات ملی مورد لزوم را از این حیث هماهنگ سازند و برای این منظور یک برنامه ملی تعیین نمایند.
ماده 3:الودگی ناشی از کشتی ها: دولتهای متعاهد کلیه اقدامات مناسب را که طبق کنوانسیون و با رعایت مقررات قابل اجرای قوانین بینالمللی برای جلوگیری از الودگی و کاهش آن و مبارزه با الودگی در منطقه دریای که از تخلیه عمدی یا تصادفی موادی که از کشتی ها یا وسایل نقلیه هوایی ناشی میشوند را در بر میگیرند و مراقبت به عمل میآورند.
ماده4:همکاری برای مقابله با موارد اضطراری آلودگی: دولتهای عضو منفردا ویا مشترکا کلیه اقدامات لازم من جمله اقداماتی را که برای حصول اطمینان از آمادگی تجهیزات و وسایل و پرسنل واجد شرایط به منظور مقابله با موارد اضطراری آلودگی در منطقه دریای بدون توجه به علت آن و برای کاهش یا رفع خسارت ناشی از آن ضروری میداند
ماده5: مسولیت ها و جبران خسارات: دولتهای متعاهد متقبل می شوند که در تدوین روشهای مربوط به تعیین موارد زیر با یکدیگر همکاری کنند.
الف: مسولیت مدنی و جبران خسارات ناشی از الودگی محیط زیست دریایی و با در نظر گرفتن مقرارت بین المللی مربوط به آن مورد بررسی قرار گیرد. ب: مسولیت و جبران خسارات با توجه به تعهدات کنوانسیون و پروتکلها ی آن انجام میشود. همچنین این کنوانسیون شامل 5پروتکل به شرح زیر میباشد :
1.پروتکل همکاری منطقهای برای مبارزه با الودگی ناشی از نفت و سایر مواد مضر در موارد اضطراری
2.پروتکل راجع به آلودگی دریایی ناشی از اکتشاف و استخراج از فلات قاره
3.پروتکل راجع به محیط زیست دریایی در برابر منابع آلودگی مستقر در خشکی
4.پروتکل حفاظت از تنوع زیستی و ایجاد منطقه حفاظت شده دریایی
5.پروتکل کنترل انقالات برون مرزی مواد زائد و خطرناک
اهداف کنوانسیون کویت: 1.همکاری در زمینهی محیط زیست دریایی در برابر آلودگی نفتی و سایر مواد مضر ناشی از فعالیت های انسان در خشکی یا دریا 2.حصول اطمینان از اینکه جریانات توسعه صنعتی به هیچ وجه به محیط زیست دریایی منطقه آسیب نرسانند و منابع زنده آن و سلامت انسانی را به خطر نیندازد. 3.اجرای یک روش مدیریت جامع در مورد استفاده از محیط زیست دریایی ونواحی ساحلی و همچنین توسعه همکاریهای منطقهای با هدف حمایت از محیط زیست دریایی میباشد..منطقه دریای خلیج فارس و دریای عمان یکی از مهمترین مناطق استراتژیک جهان به شمار میرود و حفاظت از این اکوسیستم دریایی خاص در برابر آلودگی های ناشی از منابع واقع در خشکی و دریایی به ویژه فعالیتهای نفتی و توسعه برنامهای اکتشاف و استخراج نفت و تردد نفتکشهای از اهمیت زیادی برای کشور های منطقه و جهان برخوردار است. در این راستا با تشکیل اجلاس حقوقی کشورهای منطقه و اجلاس کارشناسان سازمانهای تخصصی وابسته به سازمان ملل متحد منجر به برگزاری کنفرانس نمایندگان تام الا ختبار کشورهای منطقه شد. با توافق همه کشورهای عضوو به منظور اجرای مفاد کنوانسیون یاد شده سازمان منطقهای حفاظت از محیط زیست دریایی تاسیس شد که در کویت میباشد.در کنوانسیون مذکور کشورهای امضاکننده متعد شده اند کلیه اقدامات لازم را برای جلوگیری و یا کاستن از آلودگی محیط زیست در منطقه دریای خلیج فارس و دریای عمان به عمل آورند. سپس آقای آرش یادگار بحران های زیست محیطی ایران را به بحث گذاشتند. در این بخش هم دوستان بنا به اطلاعات شخصی با آقای یادگار تبادل نظر داشتند.بحران های محیط زیست در ایران – بحران سیل ، ترسالی و خشکسالی – بارشهای اخیر در جایجای ایران، این احساس را در میان بسیاری از شهروندان و مدیران ایجاد کرده که به پایان دوران سخت خشکسالی رسیدهایم. اینکه در فاصله چند روز، میزان بارش در برخی مناطق از کل بارندگی متوسط سالانه فراتر رفته، حتی وزیر نیرو را به این نتیجه رسانده که وارد دوران ترسالی شدهایم.بعضی از کارشناسان گمان میکنند که با افزایش میزان بارش، مقدار آبهای تجدیدپذیر نیز زیادتر از گذشته خواهد شد و نگرانی بابت کمبود آب رفع خواهد شد. برخی از سخنوران ادعا میکنند که دوران خشکسالی 30 ساله پایان یافته است.بعد از چند سال سکوت نسبی، در برخی شبکههای اجتماعی، مطالب توجیه کننده سدسازی از نو پخش میشود و کارکنان و مشاوران شرکتهای سدسازی به دنبال دفاع و گسترش و تبلیغ تفکر سازهای برای مدیریت آب هستند. در بسیاری از مناطق، با ایجاد بندهای انحرافی و حوضچههای آرامش، سرعت سیلاب در نهرها و سرشاخهها گرفته میشد، آن هم همراه با رسوبگذاری مواد معلق موجود در سیلاب. به این ترتیب، هم قدرت تخریبی سیلاب کاهش مییافت و هم بخشی از آب باران جذب سفره آب زیرزمینی میشد. این یعنی کاهش خسارت سیل و ذخیره همزمان آب.تغذیه آبخوان منتهی به تعادل تدریجی سفرههای آب زیرزمینی و افزایش حجم ذخیره آب همراه با افزایش کیفیت و کاهش شوری میشد، آن هم در شرایطی که آب زیرزمینی در معرض تابش مستقیم خورشید نیست و میزان تبخیر به حداقل میرسد. کاهش سرعت آب، قدرت تخریبی و فرسایشی سیلاب را میگیرد و رسوب ذرات معلق کوچکتر، لایهای از خاک بر روی دشتها میکشد. این درست بر خلاف روند بیابانزیایی است اما گفتمان مدیریتی آب در جمهوری اسلامی، سازهای است، نه سازگار با محیط زیست و اقلیم ایران. مدیران به فکر ساخت سدهای جدید هستند، حتی با وجود اثبات آسیب تعداد زیادی از سدها به آبخوانها و رودخانهها و محیط زیست. چند سال پیش، چیت چیان، نخستین وزیر نیروی دولت روحانی، خود با انتقاد از سدسازیهای افراطی گفت با وجود سدهای زیادی که ساخته شده، آب کافی برای پر کردن این همه سد وجود ندارد در طول دهههای اخیر، مدیران شهری و کشوری، بدون توجه به اهمیت حفاظت از مسیلها، بر روی این رودخانهها، ساخت و ساز کردهاند. ساخت جاده و پارک در کنار تنگ الله اکبر شیراز، به خاطر یک بارندگی محدود تبدیل به سیل شد و جان گروهی از شهروندان را گرفت. ایجاد سازههای بزرگ بر رودخانهها بدون آنکه سازگار با محیط باشند، معمولاً منتهی به برکت نخواهد شد به این ترتیب، و با شناخت سابقه این دستگاه و مدیران سازهای حاکم، نمیتوان منتظر آیندهای بهتر بود. فراموش نکنیم که مشکل آب، پیچیده است و یک راه حل ندارد. برای مناطق مختلف، باید به دنبال راه حلهایی سازگار با شرایط رفت. شاید جایی، سد، بهترین گزینه باشد اما وقتی در بسیاری از مناطق، گزینههای بهتری وجود داشته باشد، در اولویت قرار دادن سدسازی محل اشکال است. به عبارت بهتر، باران بیشتر حتما به معنی بهتر شدن شرایط نیست.آخرین سخنران آقای محمدعلی محمودزاده با موضوع وضعیت جنگلها در محیط زیست ایران بودند که اطلاعات جالب و تاثر اوری از وضعیت منابع طبیعی کشور ارائه کردند. مقدمه جنگلهای ایران را میتوان به پنج ناحیه رویشی بشرح زیر تقسیمبندی نمود:
- ناحیه هیرکانی (خزری) که نوار سبز شمال کشور را تشکیل میدهد.
- ناحیه ایران و تورانی که بهطور عمده در مرکز ایران پراکنده شدهاند.
- ناحیه زاگرس که بهطور عمده جنگلهای بلوط غرب کشور را تشکیل میدهند.
- ناحیه خلیج فارس که در نوار ساحلی جنوب پراکنده میباشند.
- ناحیه ارسبارانی که متشکل از گونههای نادر و منحصربهفرد میباشند.
جنگلهای ایران در پنج ناحیه پخش میباشند.ایران در بین ۵۶ کشور دارای جنگل در جهان مقام پنجاه را دارا میباشد. سه میلیون و چهار صد هزار هکتار جنگل در دامنههای شمالی کوههای البرز و استانهای ساحلی دریای خزر وجود دارد. مساحت جنگلهای دیگر که پراکنده درسایر نقاط کشور میباشند تا سه میلیون هکتار است. از این جنگلها تنها 1.3 میلیون هکتار برای بهرهبرداری صنعتی قابل استفادهاست، بقیه جنگلها به سبب عدم مدیریت صحیح در نگهداری و آسیبهای طبیعی مورد بهرهبرداری نیستند.جنگلها و مراتع در کاهش آلودگی هوا، جلوگیری از فرسایش خاک، بروز سیلابهای مخرب، ایجاد محیطی دلپذیر برای تفریح و آسایش ، حفظ و ذخیره آب و جلوگیری از جریان شدید آب و همچنین تغذیه سفره های آب زیرزمینی نقش بسیار زیادی دارد . وجود و حفظ این منابع طبیعی و جنگل برای ادامه حیات در هر نقطه از این کره خاکی ضرورت دارد… هر هکتار جنگل قابلیت ذخیرهسازی ۵۰۰ تا ۲۰۰۰ متر مکعب آب را دارد .هر هکتار جنگل سالانه ۶۸ تن رسوب گوگرد و غبار را جذب میکند و به جای آن ۲.۵ تن اکسیژن تولید میکند. اینها تنها بخشی از فواید پر تعداد جنگل و درختان است که حالا با روندی که ما در پیش گرفتهایم معلوم نیست تا چند سال دیگر خبری از آنها در کشورمان باشد.وضعیت جنگل های ایران و عواملی که باعث از بین رفتن جنگل ها میشود:آتش سوزی : بسیاری از آتشسوزیهای جنگل در اثر عوامل انسانی مانندآتش سوزی عمدی،ته سیگارهای دورریخته شده، جرقه ابزار و وسائل و همچنین قوس های الکتریکی خطوط انتقال نیرو پدید میآیند. بر خلاف باور عمومی شیشه دورانداختهشده نمیتواند علتی برای آتشسوزی باشد.آتش سوزی جنگلها هر ساله باعث میشود صدها درخت در بخشهای مختلف دنیا از بین بروند. این اتفاق به دلیل وجود گرمای شدید تابستان و زمستانهای متعادل تر اتفاق میافتد. آتش سوزی به واسطه انسان باعث از بین رفتن پوششش جنگلی میشود.نمونه های آتش سوزی که در اخبارهای اخیر شنیده اید. آتش سوزی ارتفاعات «مله نی» گیلان غرب = از ابتدای امسال تاکنون در اثر وقوع هشت فقره آتش سوزی در عرصه های منابع طبیعی گیلان غرب، ۳۰ هکتار از مراتع سوخته است و پارسال نیز در هشت فقره آتش سوزی ۴۰ هکتار از مراتع این شهرستان دچار حریق شد/// آتشسوزی در مراتع ایذه و بهبهان = روز جمعه ۱۷خرداد ۹۸همزمان با شعلهور شدن آتش در جنگلهای اطراف بهبهان، فرماندار رژیم در ایذه نیز از آتشسوزی مراتع این شهر خبر داد./// آتش سوزیهای گسترده در کهگیلویه و بویر احمد= رئیس اداره محیطزیست در شهرستان کهگیلویه از سوختن بیش از ۴۱۰هکتار از جنگلها و مراتع منطقه حفاظتشده خائیز خبر داد/// آتشسوزی در اهواز=در ادامه این آتشسوزیها، برخی گزارشهای دیگر خبر دادند در ساعتهای اولیه صبح امروز جمعه ۱۷خرداد ۹۸ محل دفن پسماندهای زباله در اهواز نیز توسط افرادی ناشناس، به آتش کشیده شد. بر اثر این آتشسوزی آسمان اهواز در ساعتهای اولیه صبح جمعه پر از دود شد/// 30هکتار از اراضی پارک جنگلی فدک اراک طعمه حریق شد/// سه هکتار از مراتع صلوات آباد سنندج در آتش سوخت=در ۱۰ روز گذشته تاکنون بطور متوسط روزانه یک هکتار از مراتع سنندج در آتش سوخته است و حدود ۱۰ فقره آتش سوزی در عرصههای طبیعی را شاهد بودهایم.//// آتش خوزستان در انتظار بالگرد و نمونه های آتش سوزی دیگر مناطق. اجرای پروژه های عمرانی و تغییر کاربری که منفعت زیادی برای خود دولت دارد. پروژه هایی عمرانی مثل ساختن سد بدون انجام تحقیقات کافی که یکی از آن ها سد گلورد استان مازندران است که درختان زیادی را در این پروژه قطع کردند. سد گلورد که بزرگترین سازه آبی در شرق مازندران است، با پاک تراشی دهها هزار اصله درخت کهنسال جنگلهای منطقه و صرف دهها میلیارد تومان از سرمایههای ملی ساخته شد .از سوی دیگر لولهکشی گاز در استانها و روستاها و جادهسازی هم علت اصلی قطع و تخریب جنگلها در مناطق مختلف کشورمان است. آزادراه تهران-شمال چه در زمان احداث و چه در زمان بهرهبرداری به محیطزیست شکننده شمال کشور آسیب میزند، اما کارهایی همانند واگذاری و فروش زمینهای حاشیه آن نیز تمام اکوسیستم این منطقه را نابود خواهد کرد. قرار بود که دولت بابت مطالبات حق و حقوق پیمانکاران، زمینهای حاشیه آزادراه را به آنها واگذار کند که تشکلهای محیطزیستی در مقابل آن ایستادگی کردند و سرانجام دولت سازندگی نیز از برنامههای خود عقب کشید و تأکید کرد که دستمزد پیمانکار را پرداخت میکند. با احداث این آزادراه تمامی اکوسیستم این منطقه دو تکه شده و شکاف خورده است و دیگر اینکه با عملیاتی شدن طرح واگذاری زمینها به پیمانکار باید منتظر ویلاسازی، رستورانسازی،گسترش زمینخواری و نابودی جنگلها باشیم. تاوان نبود منابع مادی اجرای پروژه را نباید اندامهای طبیعی سرزمین بدهند، بنابراین واگذاری و بهرهبرداری از اراضی هیچ فایدهای برای محیطزیست کشور بهدنبال ندارد. آیا باید زمینها و جنگلها را برای پول پیمانکار به فروش برسانیم، چرا مسئولان نظرات کارشناسان و فعالان محیط زیست را جویا نمیشوند. مسئولان ذیربط اگر منابع مالی و پول لازم برای ساخت آزادراه تهران- شمال را نداشتند، چرا این پروژه را شروع کردند که حالا بخواهند ریه و اندام حیاتی مهم شمال کشور را به فروش برسانند. آمارهای موثق نیز نشان میدهد به عنوان نمونه ۱۰میلیون متر مربع از مساحت عرصههای جنگلی مازندران در اثر ویلاسازی تخریب شده است. گسترش بی رویه صنایع چوب و کاغذ و قطع بیش از حد درختان: در میان صدها عامل تخریب جنگل، «قاچاق چوب» معضلی است که عمدتاً توسط باندهای قاچاق، به صورت غیرمجاز و به دور از چشم نیروهای جنگلبانی، جهت صرف صنایع چوب و کاغذ در بازارهای داخلی کشور به فروش میرسدو یا برداشت سالانه ۶ میلیون متر مکعب از جنگلهای شمال کشور و… که همگی نشان از این دارد که عوامل انسانی، حدود ۸۰ تا ۹۰درصد در این موضوع نقش داشته است. از بعد اقتصادی نیز طبق آمار، خسارت سالانه ناشی از قطع درختان جنگلی و نابودی جنگلهای خزری حداقل۹۰۰میلیون دلار است.متاسفانه به جنگل به چشم بنگاه تولید چوب نگاه شده و لذا بسیاری از گونههای جنگلی که تولید چوب نمی کنند، به نفع گونههای تولیدکننده چوب از بین برده می شوند. برخی از افراد برای خشک کردن درختان بلوط در میانههای جنگل پای درختان گازوئیل و یا پودر اوره میریزند و پس از چند ماه درخت خشک میشود و بعد به اداره منابع طبیعی اطلاع میدهند که این درختان خشک شدهاند، یا آنها میدانند یا نمیدانند امکان دارد ارتباطی نیز میانشان وجود داشته باشند اما این افراد با اخذ مجوز درختان را قطع میکنند و حتی جای آنها تریاک کاشتهاند که این مورد نیز کشف شده. دراون سمت سواحل جنوبی جنگلهای “حرا” افرادی که در روستاهای گازکشی نشده و نزدیک به دریا زندگی میکنند، با دهها قایق به جنگلهای حرا میروند و بهجای آنکه سرشاخهها را ببرند، بهگونهای درختان را برای فروش قطع میکنند که امکان رشد مجدد آن فراهم نیست. بهدلیل عدم گازرسانی این مناطق ساکنان برگهای همین درختان را برای احشام خود استفاده میکنند و از تنه آنها هم برای تأمین غذا و گرمایش خود استفاده میکنند. تولید بی سابقه ذغال از چوب درخت = بر اساس تحقیقهای میدانی روزانه سههزار تُن ذغال برای قلیان در ایران مصرف میشود (دویست تُن در تهران با گردش مالی دو میلیارد تومان) که برای تهیهی آن به طور متوسط ۹هزار تُن چوب مصرف میشود! اگر میانگین وزن درختان را هزار کیلوگرم حساب کنیم، روزانه ۹هزار درخت دود میشود و به هوا میرود. به همین میزان و شاید بیشتر ذغال برای منقل (کباب و غیره) مصرف میشود؛ یعنی ۱۸هزار درخت، هرچند بخشی از آنها خشک و فرسودهاند، و با این خشکسالی که ایران را فراگرفته هر سال از وسعت جنگلهایمان کاسته میشود و باغ منقلداران و قلیانداران آباد. دفن زباله های شهری و پسماندهای صنعتی در دل جنگل دفن روزانه ۷ هزار تن زباله در جنگلهای شمال گزارش شده. معاون سازمان جنگلها و مراتع گفت: روزانه حدود ۷ هزار تن زباله در سه استان شمالی کشور در جنگل دفن میشود که ۷۵۳ هزار تن شیرابه مضر حاصل از این زباله ها به طرز وحشتناکی به ریشه درختان و خاک آنها نفوذ کرده و باعث خشک شدن درختان ، ایجاد آلودگی خاک و آلودگی زیست محیطی میگردد. . بسیاری از صنایع پتروشیمی پسماند خود را در رودخانهها رها میکنند که باعث فرسایش خاک و نابودی درختان میشود. چرای بی رویه و متراکم دام ها بیش از ظرفیت موجود منطقه چرای بی رویه دام مهمترین عامل بیابان زایی در مراتع کشور است. گوسفندان سالانه 19 میلیون نهال درخت را میخورند.2 میلیون و 954 هزار واحد دامی در این حوزه داریم که از مجموع 26 میلیون و 500 هزار اصله نهال که در سال قابل برداشت شده 19 میلیون مورد آن توسط این دامها از بین رفته است(بالای 80%.).ورود دام به مرتع قبل از زمان مناسب و چرای زودرس در مراتع علاوه بر آسیب به پوشش گیاهی، به دلیل رطوبت زیاد خام و در اثر تردّد زیاد دام در مرتع، باعث فشرده شدن خاک و کم شدن تخلخل آن میشود و درنتیجه این عمل، وزن مخصوص خاک افزایشیافته و قابلیت نفوذ آن به آب کاهش مییابد.این امر میتواند مرحله اول جریان سطحی و یا فرسایش تلقی شود و فشردگی خاک علاوه بر کاهش در قابلیت نفوذ آن به آب ،باعث کاهش در ظرفیت نگهداری آب نیز میشود و این امر در مناطق خشک و نیمهخشک حائز اهمیت است. افزایش و گسترش روز افزون آفات و بیماری های درختان جنگل .رئیس انجمن جنگلبانان ایران درباره خطر نابودی جنگل های شمال ایران در آینده نزدیک هشدار داد. با بیان اینکه ۳۰ سال آینده جنگلی در شمال کشور نخواهیم داشت،َ گفت: در استان گیلان راش و شاه بلوط دچار بیماری شده اند و۷۰نوع آفت در جنگلهای شمال کشور پیداشده که تاکنون بیش از ۳۰۰ هزار هکتار جنگل را نابود کرده است و در آینده نزدیک شاهد مرگ و میر دسته جمعی این گونه ها خواهیم بود. رئیس انجمن جنگلبانان ایران اکوسیستم را مجموعه ای از اجزای به هم پیوسته زیستی دانست و اظهارکرد: جنگلهای هیرکانی شمال کشور یک اکوسیستم ارزشمند با گونههای مختلف گیاهی و جانوری است که هر کدام از این گونهها نقش مهمی در این چرخه ایفا می کند.وی نگاه به جنگلهای شمال ایران را نگاه اقتصادی دانست و افزود استانهای شمالی به دلیل آب و هوای خوب و طبیعت زیبا مهاجرپذیر بوده که با توجه به عدم وجود برنامه ریزی مناسب، تجاوز به عرصههای منابع طبیعی، تخریب جنگلها و مراتع و قطعه قطعه کردن این اکوسیستم ویژه و بی نظیر را به دنبال داشته است. گسترش آفات و بیماری های جنگلی نشان دهنده ضعف اکوسیستم هیرکانی و ضعف مدیریت مسئولین دانست و اضافه کرد: مدیریت جنگلهای هیرکانی سنتی و ناکارآمد است و از کارشناسان متخصص برای مدیریت جنگلها کمک گرفته نمی شود؛ این در حالی است که به خاطر محدودیت های زیست محیطی تنها با مدیریت درست و کار کارشناسی می توانیم از جنگل ها نگهداری کنیم. باید از جنگل در برابر ورود آفت مراقبت شود، اما امروزه با جنگلهایی مواجه هستیم که سالهای قبل کندههای آن قطع شده و شاخههای این درختان رشد کردند و چوب نیستند. واردات چوب با بدترین حالت کنترل کیفی در کشور صورت میپذیرد. چوب هایی که از خارج وارد میشود به دلیل بیدقتی در کنترل کیفیت وعدم نمونه گیری از آنها باعث ورودامراض و آفات به کشور میشود، از این رو باید حتما ضدعفونی شوند و اقدامات لازم جهت رفع آفات صورت گیرد، اما این اقدام متاسفانه صورت نمیگیرد. حفر چاه های عمیق برای نیازهای کشاورزی. همچنین بهدلیل خشکسالی، چاههایی برای تأمین آب شرب و در پاییندست شهرهای این مناطق برای تأمین آب مورد نیاز کشاورزی حفر شد و با این اقدام سطح آبهای زیرزمینی بسیار کاهش یافته به طوریکه آبی از زیر زمین به جنگلها و درختان نمیرسد. با توجه به پیش بینی سالهای کم بارش پیش رو، کشاورزی و خودکفائی در خیلی از محصولات به نظر به صرفه نمیاد . متاسفانه خشکسالی موجب آب شدن یخچالها در بالادست و فصلی شدن رودخانه ها شده است که در نهایت نابودی جنگل ها و تالابها را به دنبال دارد. خطر خشکی ریشه درختان و پوشش گیاهی مراتع بسیار محتمل است.کارشناسان هشدار می دهند که برداشت آب های زیرزمینی در دسترس، از طریق چاههای دستی اگر چه ممکن است در کوتاه مدت تبعاتش را نشان ندهد، ولی در میان مدت و بلند مدت باعث خشکیدن ریشه درختان مناطق جلگه ای و ریشه های پوشش گیاهی مراتع خواهد شد. به اعتقاد این کارشناسان ، پائین رفتن آب سفره های زیر زمینی که ره آورد حفر بی رویه چاه های دستی و همچنین چاههای عمیق و نیمه عمیق است ، موجب می شود تا ریشه گیاهان در مناطق مختلف تشنه تر از گذشته شوند و این فرایند در ادامه حیات زیستی پوشش گیاهی دشت های استان را با مشکل مواجه کرده و سبب خشک شدن زودهنگام گیاهان در فصل بهار شود. فعالیت های معادن : تخریب 3.5 هزار هکتار جنگل با فعالیت معادن متاسفانه صورت میگیرد. از مجموع 542 واحد معدنی در شمال کشور 259 مورد آن فعال است که 3 هزار و 518 هکتار از عرصههای جنگلی به واسطه همین معادن در حال بهرهبرداری و تخریب است.معادن برای استخراج نفت و ذغال سنگ و دیگر مواد معدنی به مقدار قابل توجهی زمین جنگلی نیاز دارند. علاوه بر این، برای کامیونها و سایر تجهیزات باید جادهها و بزرگراهها ساخته شود. زبالههایی که از معادن استخراج میشود، محیط زیست را آلوده کرده و بر روی گونههای مجاور تاثیر میگذارد.بنا به اطلاعات مرکز آمار ایران، وسعت جنگل مای ایران در سال ۱۹۰۰ در حدود ۱۹ میلیون هکتار بود اما این رقم تا سال ۲۰۱۲ به ۱۴.۴ میلیون هکتار کاهش یافته است. بر پایه اطلاعات موسسه اقتصاد تجارت، تا سال ۲۰۱۵ ،مناطق جنگلی ایران به ۱۰.۷میلیون هکتار کاهش یافته و نابودی ۴۳ درصدی از سال۱۹۰۰ داشتهاند .سرعت تخریب جنگلها در ایران به طوری است که کشورمان جزو ۶ کشور مخرب جنگل در جهان قرار داده شده است.* هر ثانیه ۳۵۰ متر جنگل در ایران دارد نابود میشود. آمار و گزارشاتی را اکنون حضورتان ارائه میدهیم که تاسف بار است :
- ۳هزار تن حجم روانه زباله دفن شده در جنگلها
- حضور ایران در میان شش کشور مخرب جنگل جهان
- ۶میلیون متر مکعب برداشت سالانه ایران از جنگلهای شمال کشور که نزدیک به سه میلیون سال قدمت دارد.
- ۳.۲میلیون متر مکعب میزان برداشت سالانه پایدار از جنگل
- ۹۰۰میلیون دلار خسارت سالانه ناشی از قطع درختان جنگلی و نابودی جنگلهای خزری
- ۲۰۰هزار هکتار مساحت جنگلها و مراتع کشور که در ۴۱ سال اخیر طعمه حریق شدهاند.
- ۱۱هزار هکتار تعداد موارد حریق در عرصههای جنگلی و مراتع کشور در هفت سال اخیر
- ۴۴۷هزار متر مکعب حجم چوب درختان بلوط و بنه معادل هزار هکتار جنگل که در هر سال به بهانه تامین سوخت و تولید زغال در جنگلهای چهارمحالوبختیاری توسط روستائیان سوزانده میشود.
- ۲۰۴هزار متر مربع مساحت جنگلهای منطقه حفاظت شده البرز مرکزی در بخش کجور مازندران که تغییر کاربری داده شده است.
- ۳۶۰متر مربع مساحت نابود شده جنگل و مراتع ایران در هر ثانیه
- ۶۰۰۰کیلومتر طول جادههایی که در جنگلها ساخته شدهاند.
- ۱۲۰۰۰اصله درخت تعداد درختان قطع شده با عمر بیش از ۷۰ سال توسط وزارت راه در عملیات ترمیم و احداث جاده در پارک گلستان
- ۱۰۰هزار هکتار متوسط سالانه مساحت جنگلهای تخریبشده در پنج دهه اخیر 50 جایگاه ایران در میان 56کشور دارای جنگل دنیا
- ۱۰میلیون متر مربع مساحت عرصههای جنگلی مازندران که در اثر ویلاسازی تخریب شده است.40سال اگر روند ثابت بماند، مدت زمانی که طول میکشد تا تمام جنگلهای ایران از بین برود
اثرات جنگل زدایی: ۱-عدم تعادل آب و هوا: جنگل زدایی بر تغییرات آب و هوا نیز از چندین جهت تاثیر میگذارد. درختان بخار آب را در هوا آزاد میکنند و در صورت فقدان آنها این امر به خطر میافتد. درختان سایه مورد نیاز را فراهم میکنند که خاک را مرطوب نگه میدارد. این امر منجر به عدم تعادل در دمای جو(تغییر اقلیمی) میشود که شرایط محیط زیست را دشوار میسازد.
۲-افزایش گرمایش جهانی: درختان نقش مهمی را در کنترل گرمایش جهانی ایفا میکنند. درختان گازهای گلخانهایی را مصرف کرده و تعادل در جو را بازیابی میکنند. با جنگل زدایی دائم، نسبت گازهای گلخانهایی افزایش یافته و به مشکلات ناشی از گرمایش جهانی ما میافزاید.
۳-فرسایش خاک: همانطور که گفتیم سایه درخت باعث میشود خاک مرطوب بماند. با از بین بردن پوشش درخت، خاک به طور مستقیم در معرض خورشید قرار گرفته و خشک میشود و باعث فرسایش میشود.
۴-سیل: هنگام بارش باران، درختان با کمک ریشه و شاخه و برگ هایشان باعث جذب و ذخیره مقدار زیادی آب میشوند. با قطع کردن آنها جریان آب مختل شده و منجر به وقوع سیل در برخی مناطق و ایجاد خشکسالی در دیگر مناطق میشود.جنگل ها علاوه بر تولید اکسیژن که نیاز اولیه زندگی هر انسان است به ذخیره آب مورد نیاز موجودات دیگر نیز کمک می کنند زیرا نفوذ آب در خاک مناطق جنگلی بسیار بیشتر از مناطقی است که فاقد پوشش گیاهی هستند. همچنین عدم ذخیره آب توسط مراتع و جنگل ها موجب ایجاد سیل می شود مانند سیل های اخیر استان گلستان که هر بار خسارت مالی و جانی بالایی را وارد می کند.. طبق آمار هر هکتار جنگل تا ۲ هزار مترمربع آب در خودش ذخیره میکند که از بین رفتن این پوششها میتواند وضعیت آب را از وضعیت فعلی هم بحرانیتر کند.
۵-انقراض حیات وحش: به علت کاهش شدید درختان، گونههای مختلف حیوانات از بین میروند. آنها زیستگاه خود را از دست داده و مجبور به مهاجرت به مکان جدید شده و حتی برخی از گونه ها منقرض میشوند. دنیای ما در چند دهه گذشته بسیاری از گونههای گیاهی و جانوری خود را از دست داده است.
۶-آلودگی هوا: راه حلهای جلوگیری و کاهش جنگل زدایی تاکنون در جهت کاهش جنگل زدایی و نگهداری محیط زیست و بهبود و بازسازی آسیبهایی که بیش از یک قرن ایجاد شده اقداماتی صورت گرفته است. سریع ترین راه حل ممکن، جلوگیری از قطع درختان است. با این وجود، یک راه حل بسیار کارآمد، استفاده از استراتژیهای مناسب مدیریت جنگل برای اطمینان از عدم آسیب زدن به محیط زیست است.
تجارت سبز: تجارت سبز به معنی استفاده مجدد و بازیافت وسایل است. تولید و بهره برداری از منابع به طریق روشهای سبز میتواند به مرور زمان باعث کاهش در جنگل زدایی شود. به ویژه تمرکز بیشتر بر استفاده مجدد و کاهش در اقلام مصنوعی و بازیافت بیشتر کالاها است. پلاستیک و کاغذ و چوب به تخریب جنگلها و دیگر منابع مرتبط است.-با تمرکز بر بازیافت کاغذ، پلاستیک و محصولات چوبی و همچنین اتخاذ شیوه مصرف مناسب، وابستگی کمتری نسبت به منابع طبیعی و درختان پیدا خواهیم کرد. همچنین این امر باعث کاهش واردات مواد خام از مناطق جنگلی در سایر نقاط جهان به دولتها و شرکتها میشود.
جنگلداری: جنگداری حرکتی است برای نجات جنگلهای جهان. کاربرد درختان برای فعالیتهای انسانی و دیگر دلایل امری اجتناب ناپذیر است. جنگلداری مستقیماً تاکیدی بر در صورت نیاز به قطع درختان باید از شیوهای سازگار بامحیط زیست استفاده شود. جنگلبانی تنها جایی است که درختان انتخاب شده و با احتیاط قطع کرده و سریعا جایگزینی مناسب را اتخاذ و با کمترین آسیب احتمالی درختان قطع شده را به بقیه مناطق ارسال میکنند. همچنین جنگداری نه تنها خواستار حفاظت از اکوسیستم منطقه جنگلی است بلکه اجازه کنترل و استخراج چوب سبز را نیز میدهد. قانون و مقررات: با توجه به میزان تخریب طبیعت و جنگل، تلاش برای متوقف ساختن فعالیتهای انسانی میتواند با قوانین و مقررات در سطوح دولتی وسازمانی تکمیل شود. همانطور که مردم بیشتر و بیشتر از پیامدهای جنگل زدایی آگاه میشوند، برخی دیگر از افراد به فکر افزایش فوری سود اقتصادی خود از آسیبهای زیست محیطی هستند. این نگرش باعث ورود غیر قانونی چوب و سایر منابع با ارزش مانند لاستیک و روغن پالم میشود. بنابراین جلوگیری از جنگل زدایی و حفظ گیاهان طبیعی، نیازمند قوانین و مقرراتی است که باید انجام دهند. قوانین مربوط به چوب، سوخت چوبی، کشاورزی و استفاده دیگر منابع جنگلی باید پیشرفت کرده و مانع جنگل زدایی شود.در انجمن جنگلداری جوامع محلی با همکاری دولت و سایر سازمانهای محلی مانند مدارس، شرکتها و دانشگاهها برای شروع برنامههای کاشت درختان و مدیریت جنگلهای بومی خود، دست به دست هم میدهند. در موارد گوناگون مانند تعطیلات عمومی، مراسم افتتاحیه، روزهای محیط زیست و سایر فعالیتهای متداول محلی که مربوط به شهروندان است، میتوانند آگاهی خود را بالا برده و درختان بسیاری رادر مناطق مورد نیاز کشور بکارند .این عمل را میتوان در دیگر نواحی به عنوان یک روش تقویت پایداری محیط زیست و حفظ حیات جنگلهای بومی آن منطقه انجام داد. تمام موسسات آموزشی، بیمارستانها، ادارات و سایر بخشهای جامعه نیز میتوانند در مقابل آسیبهای محیط زیستی راه حلهایی را برای تهدیدات جنگل زدایی ارائه دهند مانند کاشت درختان یا ایجاد فضای سبز یا ارائه برنامه ریزی منسجم جهت مشخص نمودن محل دفن زباله ها و پسماندها به نحویکه به محیط زیست آسیب نرساند.
بازیابی درختان: کاشت مجدد درختان یا بازیابی درخت تقریباً بخشی از دیدگاه جوامع جنگلداری محسوب میشود. با این حال این موضوع که فقط بر کاشت مجدد درخت تمرکز دارد را عموماً با نام بازیابی جنگل میشناسند. بازیابی جنگل عمل بازیابی یا کاشت مجدد در جنگلهایی است که توسط آتش سوزی یا زراعت کاهش یافته اند. این فرآیند باید به صورت مداوم تکرار شود و نباید فقط یک زمان مشخص برای این عمل در نظر گرفت. افراد، جوامع، دولتها و سازمانها همه بازیگرانی فعال هستند. این اقدام شامل انتخاب بخشهای بزرگی از زمین و تخصیص آنها به منظور کاشت درختان است. به عنوان مثال در جوامع محلی و مراکز شهری میتوان اینکار را در پارکهای شهری، باغ وحشها ویا مراکز خرید و بازارها انجام داد. بنابراین کاشت دوباره میتواند عملی شایسته برای بازیابی جنگلهای از بین رفته باشد.حساس سازی و مبازرات فرهنگی: از طریق آگاهی رساندن به مردم و حساس کردن آنها نیز میتوان از جنگل زدایی جلوگیری کرد که یک راه حل ساده اما مفید است. شروع کمپین و مبارزات آگاه سازی باعث میشود مردم به دنبال شناسایی علل، اثرات و راههای مقابله با جنگل زدایی بروند. استفاده از تجارب شخصی قشر آسیب دیده مانند کشاورزان میتواند تاثیرات منفی و مخرب جنگل زدایی را تاکید و تایید کند .بنابراین تلاش برای ایجاد آگاهی در مردم و به اشتراک گذاشتن اطلاعات با افراد خانواده، دوستان، همکاران و کل جامعه یک اقدام بسیار مناسب برای به هم پیوستن و مبارزه علیه جنگل زدایی و اثرات مخرب آن است.سازمان های مشترک المنافع: موسسههای حفاظت از حیات وحش، جنگلهای آبی و حفاظت از طبیعت در میان دیگر برنامههای زیست محیطی میتواند با حفظ هدف مشترک حفاظت و بازسازی از جنگلها به یکدگیر پیوندند تا از پایداری منابع طبیعت جهان اطمینان حاصل کرد. هنگامی که چنین سازمانهای بزرگی با یکدیگر همکاری کنند، ایجاد مکانیزمهای مدیرت جنگل آسان تر خواهد شد. اگر سازمانهای حفاظتی و مراقبتی محیط زیست به یکدیگر بپیوندند آنگاه میتوان تاثیرات بسیار زیاد آنان را متوجه شد.برنامه ریزی استفاده از زمین: شهرها و مراکز شهری روز به روز در حال گسترش هستند چرا که روزانه مردم بیشتری زندگی در شهرها و مناطق شهری را حق خود میدانند. همچنین عملیات کشاورزی همچنان به گسترش ادامه میدهند زیرا تقاضای کشاورزان و مشتریان، بهره وری و کیفیت بالاتر محصولات غذایی را نیز طلب میکند. در نتیجه گسترش شهرها و توسعه کشاورزی موجب پاکسازی بیشتر جنگلها به منظور توسعه فعالیتهای آنها می شود. برنامه ریزی استفاده از زمین که بر تکنیک های توسعه سازگار با محیط زیست تمرکز دارند، همانند کشاورزی در شهرها و کاهش توسعه شهرک و شهرنشینی، میتواند باعث کاهش جنگل زدایی شود. سازمان حفاظت محیطزیست باید محدوده مناطق حفاظت شدهای را که به علت نبوِد کافی آب و غذا رویش پذیر نیستند کاهش دهد. برای حل مشکل کمبود چوب، دو راهکار، یعنی واردات و زراعت چوب را میتوان پیشنهاد داد که به گفته کارشناسان مربوطه، زراعت پاسخگوی نیاز کشور نیست. برای ساماندهی وضعیت موجود، سازمان جنگلبانی باید به فرآیند خرید و فروش چوب نظارت کافی داشته باشد و در کنار آن نیز سازمانهای دیگر هم باید همکاری کنند چراکه یک نهاد به تنهایی نمیتواند از عهده این کار برآید. باید در مرحله نخست نوع چوب درختان و نحوه پوشش جنگلها از نظر جنس چوب شناسایی و تحقیقات نسبت به آنها انجام گردد.در صورت نیاز جامعه به تولید مجدد کاغذ و چوب حداقل از درختانی استفاده شود که جنس چوب آنها سخت نباشد و یا اینکه عمر درخت به پایان رسیده باشد. که در اینجا باید بلافاصله بعد از قطع این درختان، درختانی با جنس سخت تر و مقاومتر جایگزین آنها کاشته شود. در حال حاضر جامعه ما نیازمند فرهنگسازی هست و حفظ منابع طبیعی و زیست محیطی نیازمند اقدامات پیشگیرانه و مستمر است. باید همه سعی کنیم که فرهنگ حفاظت و نگهداری از منابع طبیعی و بهره گیری اصولی از محیط زیست را یاد بگیریم و این مهم در مرحله اول بر عهده مسئولان ذیربط، فعالان این عرصه و سپس رسانه های نوشتاری و بویژه دیداری است. آگاه کردن مردم از خسارت هایی که به جنگل هابه علت کم توجهی در این عرصه به کشور ا وارد میکنند، ضروری است، چرا که تخریب محیط زیست و طبیعت علاوه بر ضرر و زیان برای نسل حاضر باعث کاهش ذخایر طبیعی برای نسلهای آینده میشود .سیاستهای اجرایی که برای توسعه بخش منابع طبیعی در اولویت قرار دارند، عبارتند از:
۱-جلوگیری از تغییر کاربری مراتع و جنگل ها که در نهایت موجب تخریب طبیعت میشود و در راستای توسعه پایدار نیست.
۲-اعمال تسهیلات مالی و بانکی برای بهره برداران عرصههای مرتعی و جنگلی.
۳-تقویت و اهمیت بیشتر به بیمه محصولات جنگلی و مرتعی.
۴-ارتقای میزان آگاهی مرتع داران و جنگل نشینان با ارائه آموزشهای علمی و عملی.
۵-ساماندهی دامداران ساکن در عرصههای جنگلی و مرتعی در جهت کاهش اتکای دام به مرتع و جنگل.
۶-شناسایی پتانسیل جنگل نشینان و مدون ساختن دانش بومی آنان و تلفیق با شیوههای نوین علمی و لحاظ کردن آنها در تدوین طرحها و برنامههای اجرایی به منظور مشارکت بیشتر اهالی در راستای رسیدن به اهداف موردنظر.
۷-جایگزینی سوخت فسیلی به جای چوب، به عنوان تأمین کننده سوخت روستاییان بویژه در مناطق جنگلی.
۸-کاهش کشت دیم در جنگلها و مراتع و توسعه جنگل کاری مصنوعی و احیا و غنیسازی جنگلهای طبیعی.
حفظ جنگل در “برداشت”، “داشت” و “کاشت” است و اگر از جنگل برداشت داریم، باید “کاشت” هم داشته باشیم؛ اکنون چندین سال است که مسئولان گفتهاند نباید از جنگلها برداشت داشته باشیم، بنده با این موضوع کاملاً مخالفم! آیا به نظر شما این راه حل مناسبی هست برای آینده و سالیان دور؟جنگلها مادر رودخانهها هستند، هر کجا که جنگل وجود دارد چشمه سار ایجاد میشود. بارانهای شدید با نبود پوششهای گیاهی و فرسایش خاک، سیلها را روان میکنند. بازدارندگی یعنی باید مدیریت صحیح برای جنگلها تعیین میکردند، بهعنوان نمونه میگویند از ۴دهه پیش تاکنون ۵ میلیون هکتار از جنگلهای کشورمان کاهش یافته و یا از سال گذشته تا امسال این میزان از حجم درختان جنگلی کم شده بنابراین مدیریت درست نداریم، چنانچه مدیریت صحیحی باشد بهنحو درستی بهرهبرداری میشود و جنگل و چوب مورد نیاز داخل هم داریم، اما چون مسئولان قدرتشان نمیرسد لایحه عدم بهرهبرداری از جنگل تا چندین سال آینده را به مجلس ارائه دادند که این طرح بسیار تأسفبار است، چرا؟ زیرا با این اقدام دیگر مأموری حافظ جنگلها نیست و امکان دارد افرادی شبها غیرقانونی در صدد قطع درختان باشند. جنگلها نیاز به بازدارندگی بسیاری دارند که در آنها دزدی و خیانت نکنند. استفاده از آب دریا برای تامین آب مورد نیاز کشاورزی به جای حفر چاه های عمیق که باعث پایین بردن و به اتمام رساندن آبهای زیرزمینی میشود، یکی دیگر از پیشنهادات میباشد. هماکنون در جنوب کشورمان مرتع نداریم و قیمت گوشت قرمز هم بسیار بالاست اما میتوانیم از آب خلیجفارس برای پرورش میگو استفاده کنیم و از مرز۲ هزار کیلومتر در این منطقه برای ایجاد کانال بهرهبرداری کرده و با توجه به عدم کاشت ذرت، جو و مرتع بهدلیل کمبود آب، سالی دو مرتبه میگو پرورش دهیم و حتی صادر کنیم. چرا جنگلهای اروپا رو به افزایش است ؟دولت در این کشورها جنگلزایی را جدی گرفته و مردم نیز همراهی کردهاند. تمام! در واقع در هر کدام از این کشورها و با توجه به شرایط خاص هر کدام، عوامل خاص جنگلزدایی و موانع جنگلزایی شناسایی شدهاند و سپس در مورد آنها قوانینی وضع شده است. در برخی از این کشورها چرای بی رویه دام موجب جلوگیری از رشد پوشش گیاهی بوده است. بنابر این مناطقی که در صورت تغییر الگوی چرا امکان جنگلزایی داشتهاند، شناسایی شده و قانون منع چِرا در آن اعمال شده است. در برخی دیگر، گسترش زمینهای کشاورزی بدون دقت به توانِ زمین و هزینه تأمین منابع آبی موجب فرسایش خاک و نابودی جنگلها بوده است. قوانین متناسب با آن نیز اعمال شده است، البته به گونهای که مشوق مردم نیز باشد. یارانههای دولتی و معافیتهای مالیاتی، متناسب با منافع کشاورزان و دامداران تنظیم شده است تا نقشه آمایش سرزمینی که از سوی متخصصان در مورد مزیت نسبی مناطق مختلف کشور تهیه شده است، اجرایی شود. مثلاً به کسانی که جنگلزایی کنند و درخت بکارند، یارانه داده میشود، یارانهای بیش از آنچه به کشاورزان داده میشود. علاوه بر این، پیشگیری از وقوع آتشسوزی در جنگلها و ایجاد ساز وکار دقیق برای مقابله «فوری» با قطع درختان نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. در واقع ورود دولتها عمدتاً زمانی موفق بوده است که با تنظیمِ مناسبِ قوانین، اجرای آن نه فقط به نفع کشور بلکه به نفع خصوصی شهروندان بوده است. در شرایطی که هزینههای کشاورزی در یک ناحیه بالا است و یارانه دولت نیز اندک، مالک زمین تصمیم میگیرد درخت بکارد تا یارانه بیشتری نیز دریافت کند. اولاً جنگلزدایی نه فقط از سوی شهروندان عادی، بلکه از سوی شرکتهایی صورت میگیرد که سود زیادی در استفاده از چوب درختان یا شهرکسازی در مناطق جنگلی دارند. طبیعی است تنها قدرت دولت میتواند مانع از اقدامات آنها شود. ثانیاً حکومتها میتوانند با افزایش پوشش گیاهی به ویژه جنگلها،که به گسترش منابع آبی و پاکسازی هوا میانجامد، هزینههای تأمین سلامت شهروندان را کاهش داده و سرمایه کشور را با جذب گردشگر و سرمایهگذاری خارجی افزایش دهند در حالی که افزایش بیابانها به معنای افزایش هزینه دولت در حوزههای مختلف است.ایران تعداد زیادی کارشناس بسیار شایسته در همه رشته های مربوط به محیطزیست دارد. اما درصد ناچیزی از سیاستگذاران، متعهد به اتخاذ تصمیمگیری های سیاسی و مالی در سطوح بالای دولتی هستند. واضح است که رهبران ایران باید به اتفاقنظر درزمینه باز توسعه محیطزیست برسند و دولت جمهوری اسلامی در این شرایط اضطراری موظف است برنامه های عملیاتی مناسب را تنظیم و نسبت به طرح های کارشناسان خبره محیط زیست فراگوش داده وآنها را اعمال کنند. دربحث آزاد برنامه موضوع ریزگردها برای چندمین بار به علت تاثیر بسیار مخرب آن بر سلامت جامعه مطرح گردید. و آقای شفائی توضیحات جالبی را در خصوص علت این پدیده و سهل انگاری نظام و عدم پیگیری و رسیدگی و برنامه ریزی برای جلوگیری از این پدیده مخرب ارائه کردند. این جلسه در نهایت در ساعت ۲۱:۴۵ به وقت اروپای مرکزی به پایان رسید که خلاصه ای از آن برای اطلاع عموم ارائه گردیده است. متن کامل سخنرانی ها و فایل های صوتی در وب سایت کانون و همینطور مجلات کانون موجود می باشد. اعضای شرکت کننده کانون دفاع از حقوق بشر که در جلسه حضور داشتند عبارت بودند از: محمدعلی محمودزاده،زهرا برومند، .رضا عباسی، کاویان شیدانی، علیرضا جهان بین، سمیه حسین زاده ثانی، آرش یادگار، ینب عباسیان، محمدعلی قدیمی، علیرضا اقبال کلویر، محمد آدینه (آرش)، کویر سبز، شبنم رضاوند، حشمت رئیسی، الناز اسدی، سمیه علیمرادی، علیرضا جهان بین، علی شعبانزاده،
گزارش سخنرانی نمایندگی کشورهای شرق آسیا ژوئن ۲۰۱۹
جلسه سخنرانی ماهیانه نمایندگی کشورهای شرق آسیا در تاریخ 23 ژوئن 2019 با حضور اعضای فعال نمایندگی ها و با همراهی سایر دوستان و همراهان فعال حقوق بشربصورت عمومی در اطاق پالتاک برگزار گردید .همکاران محترم با موضوعات متفاوت سخنرانی خود را ایراد فرمودند که بدین قرار است بانو لیدا اشجعی : تحلیل خبرهای نقض حقوق بشرایران در ماه گذشته را به سمع شنوندگان رساندند . در ادامه جناب تقی صیاد مصطفی بررسی ماده 12– زندگانی خصوصی یا امور خانوادگی یا محل سکونت, کسی نباید در معرض دخالت خود سرانه واقع شود.ونیز به حیثیت و حسن شهرت هیچکس نمی توان حمله کرد. هرکس حق دارد در این گونه دخالت ها یا این گونه تجاوزها, از پشتیبانی قانون برخوردار باشد. . زندگی خصوصی دامنه وسیعی دارد و می توان هر انچه را که به دیگران مربوط نمی باشد و با زندگی امور دیگران ارتباط ندارد را جزو زندگی خصوصی دانست ، که امور خانوادگی هم بخشی از زندگی خصوصی به حساب می آید . نحوه ارتباط یا انسانهای دیگر آمدن ، رفتن ، لباس پوشیدن انتخابهای شخصی یا سیاسی ، تجرد ، تاهل ، دارایی و اموال ، علایق و گرایشهای شخصی و … از مصادیق زندگی خصوصی می باشند و جزو حریم خصوصی اشخاص به حساب می آیند و بموجب ماده ۱۲ اعلامیه جهانی حقوق بشر هیچکس حق مداخله های خودسرانه در آنها راندارد و هیچکس نمی تواند آنها را به زیر سوال برده و یا تغییراتی را در آنها به صاحب آن حریم تحمیل نماید و یا او را وادارد که در زندگی خصوصی خود به غیر از آنچه که حق آنهاست مطالبه نماید این امر دخالت در حریم خصوصی بوده و برابر ماده ۱۲ هر کس حق دارد در مقابل اینگونه مداخلات و حملات مورد حمایت قانونی قرار گیرد .ماده ۱۲ اعلامیه جهانی حقوق بشر ، اقامتگاه را نیز در ردیف مصادیق حریم خصوصی اشخاص در آورده و حکم ماده را شامل آن نیز می داند ، اقامتگاه اشخاص برابر ماده ۱۲ قابل تحقیق و تفحص نمی باشد و شخص حق دارد ان را به هر کس که تمایل دارد اعلام نماید و تکلیفی در اعلام اقامتگاه خود به دیگران مگر آنکه برابر مقررات داخلی کشورها تعهد به اعلام تغییر در اقامتگاه را نموده باشد یا توافق به اعلام اقامتگاه نموده باشد . در غیر اینصورت اقامتگاه جزو حریم خصوصی شخصی و غیر قابل تعرض می باشد .مکاتبات افراد نیز جزو حریم خصوصی معنوی اشخاص و مصداقی از زندگی خصوصی آنهاست ونمی توان به اطلاع یا فاش نمودن یا علنی نمودن آنها اقدام کرد . مکاتبات افراد تا زمانیکه از طرف صاحب ان ها اجازه داده نشود خصوصی بوده و تلاش برای اطلاع از آنها نقض حریم خصوصی می باشد . البته باید این را هم اضافه نمود که برخی مکاتبات به واسط اینکه حامل اطلاعات مهمی در موارد جرایم یا حقوق عمومی هستند با دخالت مقامات صالحه قضایی و در جریان دادرسی قابل دسترسی و استفاده برای مقامات مذکور هستند .ماده ۱۷ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی : ۱ – هیچکس نباید در زندگی خصوصی و خانواده و اقامتگاه یا مکاتبات مورد مداخله خودسرانه ( بدون مجوز ) یا خلاف قانون قرار گیرد و همچنین شرافت و حیثیت او نباید مورد تعرض غیر قانونی واقع شود . ۲ – و هر کسی حق دارد در مقابل اینگونه مداخلات یا تعرض ها از حمایت قانون برخوردار شود . ماده ۱۷ میثاق تا حدودی همان پیام ماده ۱۲ اعلامیه جهانی حقوق بشر را دارد . با این تفاوت که در ماده ۱۷ پای قوانین را به میان کشیده و ورود به حریم خصوصی افراد را با مجوز قانون قبول نموده است . ماده ۱۷ میثاق مداخلاتی را که وفق قانون باشد نقض حریم خصوصی نمی داند و به نوعی قوای عمومی و قانونی را در ورود به حریم خصوصی افراد اعم از اقامتگاه مکاتبات زندگی خصوصی و خانوادگی محق می داند . برابر ماده ۱۷ هر گاه قانون اجازه ورود به حریم خصوصی اشخاص را صادر نماید شخص نمی تواند در مقابل آن مقاومت کرده و به حراست از حریم خصوصی خود برخیزد زیرا این امر با اراده و خواست قانون صورت گرفته است و قانون انعکاس و تجسم و بیان اراده عمومی است و نمی توان به بهانه دفاع از حریم خصوصی مانع از اعمال اراده عمومی گردید اما می توان نحوه عمل اراده عمومی را مشخص و قانونمند نمود .ماده ۱۷ میثاق با این مجوز به دفاع از حقوق عمومی در مقابل بخشی از حقوق خصوصی افرادپرداخته است بند دو ماده ۱۷ به افراد حق می دهد که در مقابل تعرضات غیر قانونی به حریم خصوصی آنها اقدام نماید و به شرطی که این تعرضات غیر قانونی باشند . بنابراین چنانچه تفتیش منازل به دستور قاضی و به موجب قانون باشد حریمی برای شخصی باقی نخواهد ماند تا آن را خصوصی قلمداد کرده و به دفاع از آن برخیزد . در اینجاست دفاع از حریم مقاومت در مقابل قانون محسوب و حمایت نخواهد شد. این ماده از حریم خصوصی افراد در حوزههای گوناگون حفاظت و پشتیبانی میکند. محدودیتهای دولتی نباید خودسرانه باشند، یعنی آنها میبایستی بر اساس قوانینی باشند که خود عادلانه است. طبق درک امروزی ما، حریم خصوصی فرد از اجزاء زیر تشکیل میشود: «هویت» فرد (مانند نام، نوع پوشش، نوع آرایش مو، احساسات و اندیشهها)، «گزند ناپذیری» فرد (یعنی هر انسانی باید به عنوان موجودی کامل و دارای عقل و اراده نگریسته شود، مثلاً نمیتوان یک بیمار را بر خلاف ارادهاش وادار کرد که به بیمارستان یا پزشک مراجعه کند)، «چهارچوب خصوصی» فرد (مانند آشکار نکردن رفتار یا صفات خصوصی یک فرد در عرصهی عمومی، جلوگیری از انتشار عکس و تصاویر فرد در عرصهی عمومی، انتقال ندادن یا پخش نکردن اطلاعات شخصی او)، «ارتباط خواهی» فرد (مانند آزاد بودن فرد برای برقرار کردن یا نکردن ارتباط گیری با انسانهای دیگر) و «مناسبات جنسی» فرد (البته در این جا باید دولتها برای حمایت از گروههای معین اجتماعی مانند بچهها، محدودیتهایی قایل شوند و حداقل سن را معین و مشخص کنند). مفهوم «مکاتبات» تنها به نامه نگاریها برنمیگردد، بلکه تلفن، فاکس، ایمیل و دیگر وسایل ارتباطی نیز مد نظر است. دولت تنها زمانی میتواند کسی را شنود کند، یا نامهها و فرستادههای افراد را باز کند که یک سوءظن مستدل وجود داشته باشد و حکم قانونی وارسی یا شنود از سوی قوهی قضایه صادر شده باشد. آبرو و نام هر کس باید مصون باشد یعنی نباید با پخش ادعاها یا اتهامات به آبرو و نام کسی آسیب رساند. دولتها موظف هستند که خود این مقررات را رعایت کنند و مصونیت نام و آبروی شهروندان دیگر را در مقابل چنین دستدرازیهایی تضمین نمایند .این ماده درباره حوزه خصوصی افراد است که بیان می کند که هر کس دارای یک حوزه خصوصی می باشد و هیچ کس نباید به ان حمله کند . در بهمن ۱۳۸۷ قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات از تصویب مجلس شورای اسلامی گذشت. براساس این قانون «موسسات عمومی مکلفند اطلاعات موضوع این قانون را در حداقل زمان ممکن و بدون تبعیض در دسترسی مردم قرار دهند.» در مقابل این تکلیف چنین حقی نیز برای شهروندان تدارک دیده شده است که «هر شخص ایرانی حق دسترسی به اطلاعات عمومی را دارد، مگر آن که قانون منع کرده باشد .با این حال انتشار عمومی اطلاعات استثنائاتی دارد که در فصل چهارم این قانون پیش بینی شده است. یکی از این استثنائات، حفظ حریم خصوصی افراد است: «چنانچه اطلاعات درخواست شده مربوط به حریم خصوصی اشخاص باشد یا در زمره اطلاعاتی باشد که با نقض احکام مربوط به حریم خصوصی تحصیل شده است، درخواست دسترسی باید رد شود. »البته امکان افشای این اطلاعات با رضایت شخصی که حریم خصوصی او در معرض نقض قرار دارد، پیش بینی شده است .در ماده ۲۲ کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت که در آذر ۱۳۸۷ از تصویب مجلس شورای اسلامی گذشته است، مساله حفظ حریم خصوصی افراد دارای معلولیت مطرح شده است. این قبیل افراد باید از دخالت خودسرانه در حریم خصوصی مصون باشند و به طور برابر با دیگران در توجه حمایت های دولت برای حفظ حریم خصوصی قرار گیرند . در ادامه جناب رحمان نبوی نژاد در رابطه با روز جهانی بیابان زدایی ولزوم توجه به آن سخنرانی نمودند: در قرن 21 ام ،جغرافیا وجامعه جهانی با داشتن چالش های اساسی چون ، تغییرات در اقلیم وکمبود آب شیرین، با چالش مهمتر وجدی تری تحت عنوان پدیده بیابان زایی مواجه شده است. گزارشهای سازمانهای بین المللی نشان می دهد که بیش از یک سوم خشکی های جهان با مساحتی بیش از 6 میلیارد هکتار واقع در سرزمین های 110 کشور جهان ، وبه تبع آن بیش از یک میلیارد نفر از جمعیت جهان بطور مستقیم تحت تأثیرات منفی بیابان زایی قرارگرفته اند. پیام روشن این واقعیت تلخ آن است که ، اینک بیابان زایی بزرگترین بحران کنونی بشر است وبه جهت عدم توقف عوامل ایجادکننده این پدیده، همواره و بیشتر از پیش شاهد سرعت وگسترش آن در جهان بوده و خواهیم بود. این بزرگترین دشمن انسان وطبیعت، متاسفانه هنوز آنطوریکه لازم وشایسته است ، نزد افکار عمومی ملل ،مورد شناخت وآگاهی بخشی قرار نگرفته است.ومیزان اطلاعات وآگاهی های مردم جهت تبیین حق مطالبه گری آنان وجهت جلب مشارکت همگانی آنان در مهار ومقابله با این چالش حیاتی قرن ، بسیار ضعیف وناکافی است.لذا می طلبد که سازمانهای بین المللی، منطقه ای وملی کشورها، حقوق بشر ،علمی وفرهنگی و دولتی وغیر دولتی نسبت به ابعاد موضوع بیابان زایی با برنامه ریزی ها ، موضعگیریها ورفتارهای جدی تری وارد عمل شوند. چرا که فریاد برخواسته از زنگ هشدار، در معرض خطر قرار گرفتن حیات بیش از یک میلیارد انسان وسرنوشت ترسناک آینده گان این کره خاکی، قطعاً ارزش شنیدن واندیشیدن دارد. حال واژه بیابان از نظر زبان فارسی متشکل از 3 جزء مجزای ، بی ، آب ، آن ( مخفف آنجا) است. یعنی آنجایی که بی آب است.اما بیابان زایی یعنی مجموعه عواملی که باعث افزایش وگسترش بیابان می شود. پدیده ایی که زمین ها را تخریب وآنها را از حاصلخیزی محروم می کند.یکی از تعاریف جهانی دیگر در مورد بیابان زایی این است که ” به هر گونه اقدام در بهره برداری از منابع پایه ،که بیش از حد تعادل وتوازن وتوان اکولوژیک آن طبیعت انجام شود،عمل بیابان زایی نامند.” هر چند کارشناسان عوامل مؤثر در بیابان زایی را در دو دسته 1- عوامل محیطی(طبیعی) و 2- عوامل انسانی طبقه بندی می کنند، اما نقش عامل انسانی در تخریب این اکوسیستم وایجاد این پدیده چالش برانگیزقرن، بسیار بسیار پررنگتر ومؤثر تر است. نمونه اقدامات واعمال انسانی در ایجاد این پدیده عبارتند از : 1- برداشت های بی رویه انسان از آب سفره های زیرزمینی. 2- معادن کاوی وبهره برداری های بی رویه از معادن وخاک، بدون توجه به عملیات تثبیت خاک پس از بهره برداری ها. 3- انجام کشاورزی های فشرده وبی وقفه، که علاوه بر کاهش بازدهی، باعث کاهش عمرمفید ومغذی زمین ها میشود. 4- عدم تعادل بین تعداد دام ها ومقدارمراتع که منجر به استفاده بی رویه تا نابودی کامل علف ها و چراها و پوشش های گیاهی مناطق درگیر میشود. 5- بوته کنی ها، استفاده های بی رویه از سموم شیمایی در مزارع ، وتبدیل مراتع به دیمزارها صفحه 2 6- استفاده از آب های شور برای آبیاری زمین های کشاورزی وعدم توجه به احیای مجدد آن زمین ها . 7- تخریب روز افزون جنگل ها ، زمین های حاصلخیز ، مراتع ورودخانه ها با هدف تغییر کاربری آنها به شهرک سازی ،جاده سازی وساخت صنایع وکارخانجات. 8- عدم تخصیص منابع مالی لازم وکافی توسط دولت ها ، جهت مقابله با ابعاد بیابان زایی ،وعدم تخصیص اولویت به آن. وسایر موارد مشابه از شمار عوامل انسانی هستند که متاسفانه در بیابانی کردن روزافزون سرزمین ها تأثیر دارند. علاوه بر این موارد خاص می توان به نقش بی ثباتی های سیاسی در کشورها،توجه بیشتر قدرتها ی حاکم برخی کشورها به ثروت اندوزی ومنفعت خواهی های فردی وگروهی خود ، به جای منافع ملی، ووجود دولتهای غیر دموکراسی، غیر پاسخگو، غیر شفاف ،خشن وغیر مسئول اشاره داشت که به جهت بی توجهی های آنان به منافع ملی ،نوعاً در تخریب زمین دخالت دارند. که یکی از نشانه های بارز این ادعا ، وقوع جنگهایی است که برخی قدرتها ، علی رغم داشتن زبان گفتگو واندیشه مسالمت آمیز وصلح جوی بشری، در برخی مناطق صرفاً به خاطر نام ونان وغرورخود ایجاد می کنند. منش ومرام جنگ طلبانه ای که باعث میشود تا به جای گسیل دادن اعتبارات ومنابع مالی لازم برای امور توسعه پایدار ومتوازن کشور، رفاه وآسایش مردم آن سرزمین ها ، ومقابله با موانع ونارسائیها ، به سمت وسوی پروژه های جنگی وکشتار ونابودی روانه گردد. بلای ساختگی دست و اندیشه انسانهایی که علاوه بر نابود سازی سرمایه های جانی ومالی فراوان کشورها ، زمین ها وطبیعت متعلق به نسل های امروزی ومیراث آینده گان ، به کام نابودی محض وغیر قابل برگشت وجبران می کشانند. در کنار این عوامل مخرب انسانی ، عوامل محیطی ( طبیعی) مؤثری هم در ایجاد پدیده بیابان زایی داریم که می توان به تغییر اقلیم،میزان نامناسب بارندگیها،افزایش درجه گرما، تبخیرهای بالا ،فراوانی وافزایش سرعت بادها ،استمرار خشکسالی ها،فرسایش های بادی وآبی زمین ها،رانش های زمین ووقوع سیلاب ها اشاره کرد.هرچند نباید باز از نظر دور داشت که انسان مسئولیت پذیر و کارآمد در مقام حاکم ومدیر،می تواند در مهار ویا کاستن از قدرتهای تخریبگر این عوامل طبیعی ،نقش آفرین باشد. با این اوصاف پدیده بیابان زایی با بلعیدن زمین های حاصلخیز وتبدیل آنها به زمینهای نیمه خشک ، خشک ونهایتاً فرا خشک به وسعت خود می افزاید.سپس در استمرار این تجاوز با کمک سرعت باد، خروش آب وغفلت انسانها ، بصورت گرد وغبار وطوفانهای شن وماسه، محصولات نامبارک خود را به سرزمین های دیگر حمل وانتقال می دهد تا همچنان به گستره ی سیطره خود بر این کره خاکی جهت اذیت وآزار انسانها بی افزاید. افزایش بیکاری ها، گرسنگیها، مهاجرتها وفقر گسترده مردم به جهت نابودی زمین ها ، مراتع وحیات وحش در وسعت های فراوان ووحشتناک از آثار زیانبار این پدیده وچالش ترسناک قرن است ، که می طلبد به جد مورد توجه همگان قرار گیرد. یکی از ابتکارهای سازمانهای جهانی وبشری ، نامگذاری روزی بنام روز جهانی بیابان زدایی است،در سال 1992در کنفرانس سران ریو، معضل بیابان زایی در آفریقا مطرح شد. این امر وطرح موضوع منجر به لزوم تأسیس کنوانسیون جهانی بیابان زدایی (UNCCD ) بعنوان یکی از صفحه ۳ کنوانسیونهای سازمان ملل متحد در 17 ژوئن 1994گردید. این کنوانسیون تعداد ۵ منطقه از مناطق جهان که شامل آفریقا ، آسیا ، آمریکای لاتین وکارائیب ،دریای مدیترانه واروپای مرکزی وشرقی است، تحت نظارت برنامه های خود قرار می دهد. از همین رو متن کنوانسیون دارای 5 ضمیمه است که هر ضمیمه از آن مربوط به اطلاعات وآمار وبرنامه های خاص هر منطقه است. مزید اطلاع باید گفت که در نماد وآرم مخصوص کنوانسیون جهانی بیابان زدایی یک درختی وجود دارد که نشان ازنقش بسیار مفید ومحافظتی درختان در جلوگیری از بیابان زایی است .یا اینکه یک تصویری از خورشید در آرم هست که نشان از گرما وزندگی است ونهایتاً اینکه در این آرم ، تپه های رنگینی طراحی شده که نماد زمین وو بعضاً بیابان است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد به منظور افزایش آگاهی های عمومی در زمینه مقابله با بیابان زایی وایجاد تلاش بیشتر همگان وپیگیری برنامه های کنوانسیون بر آن شد تا روز 17 ژوئن از سال میلادی را که مصادف است با روز 27 خرداد ماه ازسال هجری شمسی ، بنام روز جهانی بیابان زدایی یا مقابله با بیابان زایی نامگذاری نماید. امسال هم مطابق معمول هر سال در تعیین شعار سال برای این روز، شعار روز جهانی بیابان زدایی برای سال 2019 ، تحت عنوان ” بیایید با یکدیگر آینده را سبز کنیم” انتخاب واعلام شد.که پیام این شعار یک فراخوانی است تا همه از جمله تولیدکنندگان، سیاست گذاران ومصرف کنندگان برای داشتن زمینی سبز وسالم تر، با همدیگرتلاش کنند. روزجهانی مقابله با بیابان زایی فرصت بسیار مناسبی است برای یادآوری این موضوع بسیار مهم وحیاتی بشربه منظوریادگیری هر چه بیشترهمگان، پیرامون این چالش مهم زیست محیطی، وتلاش برای انسجام جهانی وتحقق یک عزم مشترک برای مقابله ی همزمان وهمسو با بیابان زایی در اقصی نقاط جهان، لذا جا دارد که ما هم از طرف اعضای کانون دفاع از حقوق بشر در ایران این روز جهانی را گرامی بداریم وبعنوان یکی از موضوعات حقوق بشری،ویا تهدیدآفرین درحیات بشری، خواهان توجه جدی دولتها ،ملتها و سازمانهای جهانی ، منطقه ای وملی کشورها بویژه کشورهای درگیربه آن باشیم. ووظیفه خود وهمگان بدانیم که همواره در جهت حفاظت از تخریب زمین وزندگی انسانها ،ومقابله با تمامی مظاهر تهدید علیه آنان تلاش کنیم. در استمرار توجهات جهانی به این موضوع، سند 2030 یونسکوهم در اهدافی به بیابان زدایی بعنوان اهداف توسعه ی پایدار خود توجه نموده است. هدف 13 ام این سند ” به اقدام فوری برای مبارزه با تغییرات آب وهوایی واثرات آن از طریق تقویت مقاومت در برابر بلایای طبیعی – وآموزش وهشدار به موقع در خصوص بلایای طبیعی واختصاص اعتبار بدین منظور اشاره دارد. و یاهدف 15 ام سند 2030 ،صراحتاً به حفاظت ، بازیابی و ترویج استفاده پایدار از اکوسیستم های زمین ،مدیریت پایدار جنگلها، تالابها ،کوه ها ونواحی خشک،توقف جنگل زدایی ، مبارزه با بیابان زایی، کاهش تخریب زیستگاههای طبیعی، متوقف ومعکوس نمودن فرسایش زمین وتوقف از بین بردن تنوع زیستی ،پرداخته است. اما نکته جالب توجه این است که علیرغم آمارها وهشدارهای نگران کننده ، علیرغم مشاهدات وواقعیتهای ملموس از نابودی روز افزون زمینهای کشورهای متعدد در جهان و علیرغم اینکه بر اساس دستور کار توسعه پایدار،سران کشورها متعهد شده اند تا از طریق مصرف وتولید پایدار، مدیریت مداوم منابع طبیعی خود واقدام فوری نسبت به تغییرات اقلیمی در برابر تخریب های زمین محافظت نمایند. ولی بازهم هنوز هستند دولتها وقدرتهای سیاسی حاکم بر کشورهای زیادی که ضعیف عمل می کنند ونسبت به این پدیده ویرانگر،بی تفاوتی و بی مبالاتی نشان می دهند . نمونه آن این است که در همین چند روز اخیر که مصادف بود با ۱۷ ژوئن روز جهانی بیابان زدایی ،بودند دولتها ورسانه های فراوان آنها ،که در مورد این رویداد بزرگ دنیا، خبرسازی واطلاع رسانی نکردند. صفحه ۴ در ایران نامه اعتراضی بیش از ۱۰۰نفر ازاساتید دانشگاه در حوزه محیط زیست وخبرنگاران را داشتیم، که خطاب به آقای روحانی رئیس جمهور به تاریخ انتشار ۱۷ ژؤئن ۲۰۱۹ – ۲۷ خرداد ۱۳۹۸روز جهانی بیابان زدایی بود که در خبرگزاری تسنیم وسایر شبکه ها ی رسانه ایی، انتشار یافت. در این نامه رویکرد بازی با الفاظ وسر دادن شعارهای زیست محیطی توسط رئیس جمهور را نوعی توهین به شعور مردم ودلسوزان محیط زیست دانسته شده.وخاطرنشان کرده اند که روز جهانی مقابله با بیابان زایی ،روزی است که در سراسر جهان، مسئولان برنامه هایی را برای آگاه سازی عمومی نسبت به حفظ محیط زیست اجرا می کنند ، اما شما ومدیرانتان از مقام شعار فراتر نرفته اید. اما موضوع بیابان زدایی در مقابل بیابان زایی ،یعنی جلوگیری از بیابانی شدن زمین هایی که در اثر اعمال مخرب انسان وطبیعی، در معرض بیابانی شدن قرار دارند. که می توان با جلوگیری از عوامل تخریب گرانسانی ومحیطی وانجام اقداماتی مثل کاشت درختان وگیاهان مقاوم –ایجادبادشکن ها – مالچ پاشی- پخش صحیح سیلاب ها- ایجاد تعادل بین دام ومراتع و سایر برنامه های لازم، به تعبیری بیابان زدایی کرد وحیات انسانها وسایر موجودات را نجات داد. در ایران متاسفانه ما بر روی کمربند خشک و نیمه خشک کره زمین قرار داریم، از اینرو ایران یکی از قربانیان واقعی این پدیده مخرب است . از کل مساحت 164 میلیون هکتار زمین های ایران ،حدود 40 میلیون هکتار از آن بیابان شده و یا در حال بیابانی شدن است.در حال حاضر هم هر ساله 100 هزار هکتار از زمینهای خشک ایران به نیمه خشک وفراخشک یعنی بیابانی شدن اضافه میشود.بطوریکه سرانه کنونی بیابان در ایران 50/. هکتار ، و سرانه جهانی بیابان 22/. هکتار است یعنی سرانه ما حدود3/2 برابر نرم کنونی جهانی است واین نشاندهنده یک بحران بزرگ است.لذا اگر بخش عمده توجهات ، تصمیم گیریها ، اعتبارات وتوان وتلاشهای موجود کشور صرف مبارزه ومقابله با این بحران نشود ، قطعاً به بیراهه رفته ایم، وباید به استقبال سختیهایی کشنده ای برویم. می طلبد که هر روز بیشتر از پیش وبیشتر از سایرین نسبت به حفاظت از سرزمین خود از گزند بیابان زایی بیفزاییم و برای گذر از این بحران ومهار آن به تقویت مشارکت همگانی، رفع موانع ومدیریتهای غلط بر منابع ،تخصیص اعتبارات مالی لازم وکافی ، تعامل وتقویت همکاری با کشورهای منطقه وجهان،استفاده از توان ودانش روز دنیا، زدودن فقردر جامعه وسایر موارد مشابه ومؤثر، همت گماریم. وآخر کلام اینکه به گفته گوترش دبیرکل کنونی سازمان ملل متحد اینکه ،” اجازه دهید لزوم مبارزه با بیابان زایی را بعنوان بخشی از تلاشها برای رسیدن به آرمانهای توسعه پایدار به رسمیت بشناسیم.”و سپس جناب محمد گلستان جو در اربطه با موضوع روز جهانی پناهنده و مسائلی که منجر به مهاجرت و پناهندگی ایرانیان سخنرانی نمودند : در سراسر دنیا، مسائلی بوجود میاد که منجر میشود تعداد زیادی از مردم وطن خود را ترک کنند. در حال حاضر میلیون ها نفر به دلیل جنگ و خشونت آواره هستند و تعدادی هم در وطن خودشان آواره هستند.آواره شدن و اینکه نتوانیم به کشور خود برگردیم در واقع نوعی تبعید هست . صدها هزار نفر ازایران ، افغانستان، کلمبیا، میانمار، سومالی و سودان و دیگر کشورها به زندگی در تبعید بسر میبرند، برخی چندین سال است و برخی بیش از چند دهه و حتی بعضی چند نسل است که در تبعید زندگی میکنند. به همین منظور اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر که یک پیمان بینالمللی است در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ در پاریس به تصویب رسیده است. این اعلامیه نتیجه ی مستقیم جنگ جهانی دوم بوده و برای اولین بار حقوقی را که تمام انسان ها مستحق آن هستند، بصورت جهانی بیان می دارد. اعلامیه ی جهانی حقوق بشر شامل ۳۰ ماده است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر میپردازد. مفاد این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعیای را که تمامی ابنای بشر در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند، مشخص کردهاست. در این اعلامیه ماده 13و14 اختصاص به وضع پناهندگان دارد که عبارت است از 1. هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب کند. 2. هر کس حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کرده یا به کشور خود باز گردد. – ماده 14 اعلامیه جهانی حقوق بشر 1. هر کس حق دارد در برابر تعقیب، شکنجه و آزار، پناهگاهی جستجو و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند. 2. در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی یا رفتارهائی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد، نمیتوان از این حق استفاده کرد. در حمایت از افراد پناهنده سازمان ملل روز20 ژوئن را به پناهندگان اختصاص داد تا بدینوسیله به جهانیان یادآوری کند میلیونها انسان پناهنده که مجبور به ترک خانه خود شدهاند، با چه مشکلاتی روبرو هستند. براساس منشور “کمیساریای عالی پناهندگان” تمامی افراد از حق خود برای درخواست پناهندگی و جستجوی پناه و مامن مطمئن در یک کشور دیگر، امکان برگشت داوطلبانه به کشور خود یا سکونت در یک کشور دیگر باید برخوردار باشند. یا کمیساریای عالی پناهنگان بزرگترین ورسمیترین ارگان بینالمللی درامور ساماندهی و حمایت از پناهجویان است که با نام مخفف (یو ان اچ سی آر) از جمله زیرمجموعههای سازمان ملل است. این کمیساریا که دفتر آن در ژنو سوئیس قرار دارد ۱۴ دسامبر سال ۱۹۵۰ به منظور محافظت و حمایت از پناهندگان و یاری رساندن در امر بازگشت یا اسکان مجدد آنها تاسیس شده است. مهمترین وظیفه این کمیساریا، رهبری و هماهنگ نمودن فعالیتهای بینالمللی جهت محافظت و رفع مشکلات پناهندگان در سراسر جهان است. فعالیتهای کمیساریا بر طبق قوانین و مقررات سازمان در چارچوب کنوانسیون سازمان ملل متحد است. کمیساریا سازمانی بیطرف بوده که حمایت و کمکهای خود را برای رفع نیازهای پناهندگان بدون توجه به نژاد، جنسیت، دین و دیدگاههای سیاسی آنها انجام میدهد. کمیساریا اهمیت ویژهای به نیازهای کودکان داده و همچنین برای ارتقا و کسب حقوق برابر برای زنان و دختران تلاش میکند. به همین مناسبت، هرساله ازطرف مقامات سازمان ملل متحد درامور پناهندگان و برخی کشورهای مهاجرپذیر مراسم هایی برگزار میشود.مطالبی که خدمتتان ارائه کردم مربوط بود به روز جهانی پناهنگی و اما چه عواملی باعث مهاجرت و در نهایت پناهنگی ایرانیان شده و یا میشود : البته باید این نکته را یادآور بشوم که مقوله مهاجرت با پناهنگی میتونه بسیار متفاوت باشد چرا که گذشته از دلایلی که هر کدام از این دو موضوع برای انجام دارند ولی در نهایت یک مهاجر این امکان تصمیم گیری را دارد که مقصد و زمان مهاجرت خودش را انتخاب کند این امکان برای کسی که بنا به شرایطی که یک فرد را در زمره پناهندگان قرار میدهد امکان پذیر نیست . ولی در مواقعی هم هست که مهاجرت منجر به پناهنگی مشود . ناامنی , جنگ و مسائلی از این قبیل که باعث میشود جان و امنیت جانی فرد یا گروهی به مخاطره بیافتد این اجازه را به فرد یا آن اجتماع نمیدهد که بخواهند تصمیم بگیرند که از آن وضعیت نجات پیدا کنند یا به چه صورت و اینکه تا چه زمانی این امنیت را میتوانند پیدا کنند که دوباره به کشورشون برگردند. مواقعی هم هست که دولت ها با عملکردهای خشونت بار خود و یا به عبارتی حکومت مستبدانه باعث میشوند وضعیتی بوجود بیاد که مردم ناچار به مهاجرت از کشور خودشون بشوند چرا که در صورت ماندن مورد آزار و اذیت حکومت وقتشون قرار میگیرند وضعیتی که در حال حاضر در ایران وجود دارد و تبعات آن یا زندانی شدن افراد بدون هیچ حقوق انسانی هست یا مرگ و یا ترک کشور و از دست دادن همه چیز. در حال حاضر همگی از وضعیتی که در کشورمان ایران وجود دارد مطلع هستید. کسانی که سراسر دهه ۶۰ به دلایل سیاسی ناگزیر به ترک وطن شدند، همینطور مهاجران یک دهه اخیر که در وضعیت ناامیدی ایران را ترک کردند.مهاجرانی که بدلیل موقعیتی که دولت وقت در ایران برای مردم ایجاد کرده بود . وقایع سال ۱۳۸۸، برای بسیاری از بین رفتن امید اصلاح سیاسی و اقتصادی ایران بود. بسیاری از مهاجران -عمدتا از طبقه متوسط بودند که در روزهای سخت خود را با این تصور که فرزندان خود را از وضعیت پیچیده اقتصادی و سیاسی ایران نجات دادهاند دست به مهاجرت زدند. اما این روند به همیجا ختم نشد وتداوم و تشدید بحرانهای سیاسی، همزمان با بالا گرفتن بحرانهای اجتماعی و اقتصادی از یکسو و اضافه شدن مخاطرات زیستی و تشدید بحرانهای طبیعی (مثل بحران آب یا بحران آلودگی هوا و ریزگردها و بلایای طبیعی مثل سیل و زلزله) از سوی دیگر، سبب میشود که انگیزه و میل به مهاجرت، تبدیل به میل به بقا شود و هست و نیست زندگی ایرانیان، به مهاجرت گره بخورد. که به عقیده من همه این موارد بر میگرده به بوجود آمدن دولت جمهوری به اصطلاح اسلامی پس از انقلاب 57 حکومتی که ریشه در استبداد داشت بجای مردم سالاری . 8 سال پیش، بسیاری از ایرانیان در اوج ناامیدی نسبت به بهبود وضعیت زندگی در ایران چمدانهای خود را میبستند، اما حتی ناامیدترین ایرانیان سال 88 هم تصور نمیکردند، شرایط به اندازه امروز پیچیده شود. ترکیب بحرانهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در ابعاد تظاهرات سراسری و شورشهای خیابانی ظهور پیدا کرده است. این روزها حتی مقامات رسمی عالیرتبه هم -در سطح رییسجمهوری یا رییس مجلس خبرگان- نسبت به وقوع انقلاب هشدار میدهند. علاوه بر همه اینها بلایای طبیعی مثل بحران آب، زلزله، خشکسالی، ریزگردها، رویدادهای شدید آب و هوایی، سیل، فرسایش خاک، فرونشست دشتها و مرگ طبیعی زیستگاههای تاریخی، روز به روز عرصه زندگی را در ایران تنگتر میکند. در چنین شرایطی، طبیعی است که کسانی که تخصص، توانایی مالی یا موقعیت مناسبی داشته باشند، خود را در صف مهاجرت به کشورهای دیگر جا بدهند و بقیه هم بنابه دست به مهاجرت بزنند.
گزارش سخنرانی کمیته دفاع از حقوق جوان و دانشجو مای ۲۰۱۹
علی هژبری
جلسه ی ماهیانه ی کمیته ی دفاع از حقوق جوان و دانشجو روز یکشنبه 19 می 2019 ساعت 15:00 به وقت مرکزی با حضور جمعی از دوستداران و فعالین حقوق بشر و اعضای کمیته ی جوان و دانشجو پیرو موضوع نقض حقوق بشر در ایران در اتاق پالتاک برگزار شد.سخنران نخست مهجبین کاوری با موضوع گزارش و تحلیل موارد نقض حقوق جوان و دانشجو دراردیبهشت ماه1398 سخنرانی خود را اینگونه آغازنمودند: خبر: در٣ اردیبهشت ٩٨مجتبی داداشی دانشجوی زندانی که اکنون درزندان سبزوار به سر می برد . از بدو ورود ش به زندان دست به اعتصاب غذا دراعتراض به زندانی شدن اش زده است .این دانشجو مبتلا به بیماری تنفسی می باشد .خبر: یاسمن آریانی و منیره عربشاهی، مادر و دختری که به دلیل فعالیت مدنی از جمله گرامیداشت روز جهانی زن در اواخر فروردین ماه سال جاری بازداشت شدهاند و اکنون زندان قرچک به سر میبرندخانم آریانی تحت فشار و بدرفتاری جهت اخذ اعترافات اجباری بوده و توسط بازجوها به بازداشت اعضای خانواده و دوستان و همچنین آزار مادرش در زندان تهدید شده و تحت فشار روحی روانی شدید قرار گرفته است.خبر: مژگان (مایا) کشاورز، شهروند ساکن تهران، صبح روز ۱۳۹۸/۰۲/۰۵توسط مامورین وزارت اطلاعات و در منزل شخصی در برابر چشمان دختر نه سالهاش با ضرب و شتم بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.ضابطان قضایی توضیحی در خصوص چرایی بازداشت این شهروند ارائه نکردند. از سرنوشت خانم کشاورز پس از بازداشت نیز اطلاعی در دست نیست.خبر: نگین قدمیان، شهروند بهایی محبوس در زندان اوین، روز۱۳۹۸/۰۲/۰۷ با پایان مرخصی کوتاه مدت خود به این زندان بازگشت. موارد نقص سند٣ یونسکو و مواد۵،۹،۱۰،۱۹،۲۲، ۲۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر، خبر: ۱۷اردیبهشت۹۸ جلوی درهای ورودی دانشگاه تهران ماموران حفاظت و حراست ایستادند و تذکر حجاب و دست ندادن می دهند.به دانشجویان دختر گفته اند از فردا باید مقنعه سرکنید. شماری از دانشجویان دانشگاه تهران روزدوشنبه ۲۳ اردیبهشت در اعتراض به برخوردهای اخیر حراست دانشگاه درباره نوع پوشش دانشجویان تجمع کردند. درروز جاری نیروهای بسیجی و پاسداران برای سرکوب به دانشگاه تهران ریختند بهانه آنان دفاع از طرح ارتجاعی عفاف وحجاب بو نقص مواد۵، ۹، ۱۰، ۱۸، ۱۹، ۲۲، ۲۸.سپس از سخنران بعدی علی مسیبی با موضوعبررسی ماده۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر(عدم توقیف، حبس یا تبعید غیر قانونی) و مقایسه آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دعوت بعمل آمد: سی مورد قوانین حقوق بشر وجود دارد.این موارد اساسی ترین حقوق انسانی ما هستند و متعلق به شماست.و نیازی نیست برای داشتن این حقوق ازکسی اجازه بگیرید. اهمیت و جایگاه حق مزبور بهاندازه ایاست که کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد با توجه به ماده ۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی اظهار داشته، هر کسی که در نتیجه دستگیری یا بازداشت از آزادی محروم گردد،حق دادخواهی به دادگاه را داشته ودادگاه باید بدون هرگونه تأخیر درباره مشروعیت بازداشت او تصمیمگیری نماید و در صورت غیر قانونی بودن بازداشت فورا حکم آزادی او را صادرنماید حق آزادی یک انسان هنگامی اورا زندانی یا تبعید می کنند نقض میشود. دستور زندانی کردن و یا تبعید یک انسان باید از طریق دادگاه وبصورت عادلانه صادر شود زندانی کردن یک انسان بدون داشتن حکم دادگاه منصفانه در حکم آدم ربایی دولتی است با وجود اینکه در اصل ۳۲و ۳۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تاکید بر ممنوعیت بازداشت خودسرانه شده است اما در حقیقت آنچه شاهد آن هستیم شرح وقایعی ازنقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران است. ماده ۹اعلامیه جهانی حقوق بشر اینگونه بیان میکند :هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید خودسرانه قرار گیرد. سپس از سخنرانی بعدی نیلوفر جلیلی با موضوع مشکلات روحی و روانی جوانان دعوت بعمل آمد: متاسفانه هر روزه بر تعداد جوانانی که با ناامیدی دست به خودکشی زده و به زندگی خود پایان میدهند افزوده میشود. این در حالیست که افسردگی در میان جوانان ایران چنان گسترش یافته که نگرانی جوامع بین المللی را برانگیخته است.متاسفانه در چهل سال اخیر به سبب سرکوب پیاپی نیازها، هیجانات و غرایض دوران نوجوانی و جوانی ، شاهد اختلالات روانی بسیاری از جوانان در جمهوری اسلامی هستیم. نظام فعلی با نادیده گرفتن آنچه الزامات رشد و آرامش در برهه نوجوتنی و پس از آن جوانی است، مقصر اصلی این اختلالات است. فرزندان ایران بمحض ورود به جوامع آموزشی همچون مدرسه، دانشگاه و … به سرعت تحت تاثیر نظام آموزشی مذهبی و پرفشار، تبدیل به انسانهایی پریشان،مضطرب، سردرگم و ناامید میشوند و این روند در دوران جوانی به شکل عقده های ناگشوده به اوج خود میرسد و زمانی که فرد باا بیکاری و بی عدالتی موجود در سیستم فعلی جمهوری اسلامی روبه رو میشود ، سرخورده و ناامید، دست به فعالیت هایی میزند که تماما به ضرر او ، دیگران و جامعه است. در تمامی جوامع پیشرفته ، جوانان به تحصیل در محیطی آزاد و آرام ، ورزش و سایر فعالیت ها میپردازند تا درکنار تجربه، شناخت و تفریح به بالندگی و مسئولیت پذیری برسند ، این در حالیست که در جمهوری اسلامی تفریح برای جوانان حرام محض است و آنان باید به گونه ای تفریح کنند که دولت می پسندد. هیچ پشتیبانی مناسبی برای محیط های فرهنگی ، آموزی و ورزشی برای جوانان وجود ندارد تا آنها را به موفقیت و امیدواری برساند. چه بسیارند استعدادهای درخشان این کشور که با وجود مدال ها و افتخارات پی در پی به دلیل عدم پشتیبانی دولت با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکنند و حتی گاها برای امرار معاش از فعالیت حرفه ای دست شسته اند. هزینه استفاده از محیط های فرهنگی و آموزشی و ورزشی خصوصی به گونه ای است که قشر متوسط جامعه از عهده پرداخت آن برنمی آیند.لازم به ذکر است که بسیاری از موارد فوق برای ارگان های دولتی و زیرمجموعه های دولت رایگان است.چنین تبعیضی که از دل حکومت میجوشد حاصلی جز جوانان آنارشیست یا افسرده ندارد. این سرخوردگی در شکل های مختلف چون زورگیری ها، دزدی ها، تجاوز ها و هنجارشکنی ناسالم بروز میکند. چراکه فرد باور دارد حکومت نیز با آن ها کار مشابهی کرده است که خب دور از باور نیست. فشار بیش از حد حکومت ایده ئولوگ که ساختارش را براساس ایدئولوژی بنا کرده است، به شدت جوانان را به سمت پوچ گرایی کشانیده و موجب شده است که افراد دست به راه گریزهایی از دیگر فرهنگ ها و اقلیت ها برای جایگزین کردن آنچه دولت به اسم دین و مذهب به خوردشان میدهد دراز کنند.جمهوری اسلامی با وارد کردن دین و مذهب به تمام عرصه های زندگی جوانان و فریب دادن آنها با چنان عناوینی موجب شده که آن ها نگاهی بسیار منفی و ناباورانه به کیش و مذهب خود داشته باشند .تا جایی که در مراسم تاریخی مذهبی سوگواری تاسوعا و عاشورا برای لحظاتی آزادی و شادی و خنده حضور پیدا کنند. به راستی آیا جوانان در پنجاه سال پیش با وجود آزادی بیشتر چنین نگاهی به همچون آیین مذهبی داشتند؟ آمار بالای خودکشی در ایران با روند کنترل ناپذیری در حال افزایش است و بالاترین نرخ خودکشی در کشور در گروه سنی پانزده تا سی و چهار سال اتفاق میفتد. این بحران اجتماعی در برخی از شهرهای ایران ، به دلیل عدم رسیدگی دولت بسیار پررنگ تر اتفاق میافتد حتی . میانگین تحصیلات اقدامکنندگان هم افزایش یافته تا جایی که حتی دارندگان مدارک کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و حتی پزشکی هم سهم عمدهای از اقدامها را به خود اختصاص میدهند. بطور مثال به گفته سلامت نیوز، به ایلام لقب «پایتخت خودکشی و خودسوزی جهان» را دادهاند. حمداله بیگی، نماینده ایلام با انتقاد ازبی توجهی مسئولان حکومت فعلی گفت : شاید تحریم و سوءمدیریت و عدم نظارت بیتاثیر باشد ولی مرفهین بیدرد و کاخنشینان بدانید و کمی شیشه دودیهای ماشینهای آخرین سیستم و ضدگلولههایتان را پایین بیاورید و ببینید در اطرافتان چه میگذرد. مردمان کمر خم شده، رنجیده و تحت امرتان کارت یارانهای و صدقهای خود را به ضمانت نان خشک در گرو نانواییها قرار میدهند. چرا به خودتان نمیآیید و دنبال چارهاندیشی نیستید؟به گفته برخی از شهروندان خودکشی آنقدر در این منطقه شیوع دارد که برای جوانان تبدیل به امری عادی شده، قبح آن ریخته و دیگر جزئی از فرهنگ مردم ایلام به حساب میآید، این در حالیست که نمانده ایلام دلیل اصلی آن را فقر میداند. از طرفی امروزه تعداد بیشتری از دختران به دانشگاه رفته و نسبت به حق و حقوق اجتماعی خود آگاهی میابند سپس زمانی که نمیتوانند ابتدایی ترین حقوق خود را از جامعه اسلامی و زن ستیز دریافت کنند دچار تنش ، انزوا و نهایتا افسردگی میشوند. شاید این دلیل محکمی بر این ادعا باشد که میگوید تعداد زنان جوانی که دست به خودکشی میزنند بسیار بالاتر از مردان است. علاوه بر این امروزه شاهد افزایش چشمگیر مصرف مواد مخدر و الکل در بین جوانان هستیم. مطالعات روانشناختی نشان میدهد گرایش به مواد مخدر و این چنینی دستاورد مستقیم افسردگی و نا امیدی است ، چرا که فرد نسبت به آینده خود بی هدف و بی انگیزه است. جمهوری اسلامی با عدم اتخاذ تدابیر لازم برای افزایش امید و نشاط در جامعه مقصر اصلی این اتفاقات تلخ میباشد. بسیاری از معتادان درگیر بیماری هایی چون ایدز و روان پریشی میشوند و آن را در میان همسالان خود گسترش میدهند ، حال هیچ فعالیت با کیفیتی از طرف دولت در جهت بازگرداندن این افراد به زندگی سالم صورت نمیگیرد. نکته حائز اهمیت این است که در حالی که قیمت همه اقلام دچار تورم شده ، مواد مخدر با قیمت اندک و به راحتی در دسترس جوانان قرار میگیرد که خود مشخص میکند دولت بر این ترجیح است که جوانان را به همچون مسائلی درگیر سازد. در جامعه ای که مسائل معنوی که عموما لازمه آرامش ذهنی افراد است چیزی جز نمایش های کسالت بار مذهبی و ایجاد فضاهای غم انگیز و اندوه زا و پر فشار نیست ، جوانان دست از معنویت میکشند و به انزوا و درونگرایی پناه میبرند . دوران جوانی تبدیل به پر تنش ترین روزهای زندگی افراد میشود و جوانان با تضادهای بی شمار در جامعه دست به گریبان میشوند و این در حالیست که دولت نه تنها هیچ منبع عرفانی آرامش بخشی به آنها معرفی نمیکند بلکه اجبار میکند جوانان از طریق روش های مورد قبول دولت به معنویت بپردازند که این مساله تاثیر کاملا معکوسی بین جوانان دارد . متاسفانه در وضغیت فعلی به راحتی به جوانان برچسب های ناپسند زده و آن ها را بخاطر عقاید و اعتقاداتشان زندانی و یا حتی اعدام میکنند و این باعث میشود جوانان در انزوا و تنهایی به دنبال راهی برای روشن کردن راه زندگی خود بگردند و از جامعه مدنی فاصله بگیرند. شیوع اختلالات روانی در ایران در سال ۱۳۹۵در حدود ۲۵درصد بوده و از هر چهار ایرانی یک نفر مبتلا به اختلال روانی است.بر اساس گزارشات، استرس به یک اپیدمی بزرگ تبدیل شده است که موجب سرطان، دخانیات، دیابت و بیماریهای قلبی میشود. وجه مشترک۷۰تا ۹۵درصد از عمدهترین بیماریهای بشر شامل بیماریهای قلبی، سرطان، سکته مغزی، بیماریهای تنفسی و تصادفات اختلالات روانی است. استرس به عنوان عامل به وجود آورنده اختلالات و بیماریها و همچنین تشدید کننده این اختلالات و بیماریها و مانع بهبود آنها نام برده میشود. حال تصور کنید شرایط در جامعه جمهوری اسلامی چگونه است. زمانی که فرد با استرس و فشار کنکور وارد دانشگاه میشود و با مسائل حاشیه ای بی شماری دست و پنجه نرم میکند تا بتواند وادر بازار کار شده ، تشکیل خانواده دهد و کیفیت زندگی خود را بهبود ببخشد. آن چه پیش روی خود میبیند پارتی بازی، رانت خواری، آدم فروشی، دروغ، ریا و بی عدالتی ست. این حجم استرس و فشار تنها مختص به قشر متوسط جامعه نیست ، بلکه قشر مرفه جامعه نیز در سنین پایین درگیر بیماری های قلبی ، سرطان ها و سکته میشوند و به دلیل استرسی که دولت به آنها تحمیل میکند جان خود را از دست میدهند. از طرفی جوانان حتی برای پژوهش های دانشگاهی با سانسور و فیلترینگ رو به رو میشوند . بسیاری از سایت ها به دلالیل غیرمنطقی از دسترس افراد خارج میشود . این مساله تا جایی پیش میرود که مایه تمسخر دیگر کشورها در هنگام مسابقات بین المللی فوتبال میشود. جمهوری اسلامی به جای همگان تصمیم میگیرد که افراد اخبار را از کجا دریافت کنند یا آنها را به اشتراک گزارند. با فیلتر کردن شبکه های اجتماعی میکوشد فعالیت افراد را کنترل کند و تا جایی که ممکن است دسترسی جوانان را به دنیای بیرون محدود سازد . چرا که با آشنایی با دیگر فرهنگ ها ، جوانان متوجه میشوند که این دولت حتی حداقل ها را نیز از آن ها سلب کرده است. جمهوری اسلامی با حذف انگیزه، امید، استعداد، امکانات، لذت و حتی باور از زندگی جوانان موجب شده آنها به جای پیمودن مسیر موفقیت و ساختن آینده ایران ، تبدیل به کلافی سردرگم، بدون ذره ای امید به آینده و با قلبی سرشار از استرس و خشم امروز، بی هدف روزهارا سپری کنند ، که در بسیاری از موارد این داستان غم انگیز با پر پر شدن جوانان به شکل های مختلف پایان میگیرد.آرزو میکنیم روزی ایران به گونه ای تغییر کند که جوانان این مرز و بوم با لبی خندان، دلی آرام و با نگاهی امیدوار به فردای روشن و روشن تر، با روح و جسمی سالم قدم در راه ساختن دوباره بگذارند. سپس از سخنران بعدی نیلوفر ایمانیان با موضوع ایران و توسعه فرهنگی دعوت بعمل آمد: یونسکو نقـش مـوثری درحفظ، اشاعه و احیاء میراث فرهنگی مادی ایران و تبادل فرهنگی ایران با سایر کشورهـا و احیـاء هویـت فرهنگـی ایران داشته است از این رو در ابتدا به بررسی فرهنگ و توسعه از دیدگاه یونسکو می پردازم.توسـعه پیامـدهای فکـری و اخلاقـی گـستردهای بـرای افـراد و جوامـع دارد فقـر، بیکاری و نابرابری در یـک جامعـه نـشان دهنـده عـدم دستیابی به توسـعه اسـت و حـدود نـیم قـرن از اغـاز تلاشهای ملی و بین المللی برای توسعه گذشته اسـت، بـدون انکـه دگرگـونی بنیـادی در زنـدگی مـردم در کشورهای جهان سوم به وجود اید. در اوایل دهه۶۰ توسعه اقتصادی برای توزیع وسیع منافع اقتصادی و اجتماعی ضروری بود ولی در اواخر دهه به تدریج اشکار شد کـه هـر چند رشد اقتصادی، شرط ضـروری توسـعه اسـت امـا نباید ان را به منزله توسعه تلقی کـرد زیـرا مـردم دریافت اند که تنها ملاک اقتصادی نمـیتوانـد برنامـه ای برای کرامت و سعادت انـسان باشـد از ایـن رو بخـش توسعه سازمان ملل متحد مفهوم توسعه انـسانی را در ارتبـاط بـا توسـعه اقتـصادی تعریـف کـرده اسـت. با پایان یافتن جنگ جهـانی اول و پیدایش جامعه ملل، این تفکر که باید بین کـشورهای جهان در امور معنوی و فرهنگی و هر آنچه بـا کرامـت انسانی سر و کار دارد، ارتباط و همـدلی وجـود داشـته باشد، قوت گرفت و تحـولات بعد از جنگ جهـانی دوم ایـن واقعیـت را بـه نظـام هـا هم تحمیل کرد و دریافتند که تنها راه همزیستی بجای تقابل اولویت قرار دارن عوامل فرهنگی و توسعه فرهنگی می باشد بـر همـین اسـاس یونـسکو سازمان آموزشـی، علمـی، فرهنگـی در نـوامبر1945میلادی تأسیس شد تا با کاشـتن بـذر صـلح بـه جـای جنــگ در اذهــان انــسانهــا و از طریــق گــسترش همکاریهـای فرهنگـی و اموزشـی و علمـی، صـلح و تفاهم بین الملل را در جهان مستقر سازد، علیرغم ایـن با گذشت بیش از شصت سال از جنـگ جهـانی دوم و تـشکیل سـازمان جهـانی یونـسکو هنـوز بـسیاری از کشورهای جهان سوم در برقراری صلح، موفق نـشده و همچنین از توسعه لازم برخـوردار نـشده انـد و کیفیـت زندگی مردم ایـن کـشورها واقعـاً بهبـود نیافتـه اسـت.پس امروزه بحث توسعه یکی از مباحث اصلی بشمار میرود. در مبحث توسعه، معمولاً توسعه سیاسی، توسـعه اقتصادی و توسعه فرهنگی بیشتر مدنظر قرار میگیرد و توجه بیشتر بر یک بعد موجب عقـب ماندگی کشورهای جهان سوم شـده اسـت.موفقیت و رفاه کشورها با ارزشهای فرهنگـی زمانی میسره که کشوری خودش را تافته جدا بافته از سیستم جهانی و بقیه کشورها نداند و به این باور برسند که اگر پیشرفت ملتهایشان را افقـی از پیشرفت ملتهای دیگر بدانند خواهند توانست توسـعه پایدار برای ملتشان به ارمغان اورند.70 درصـد مـردم دنیـا در کـشورهای جهان سوم زندگی میکنند که در مقایسه با کـشورهای جهان اول، از سطح زندگی پایینی برخـوردار هـستند و ایران نیز در شمار کشورهای جهان سـوم قـراردارد.عصر جهانی شدن یعنی روبه رویی با فرصت ها و تهدیدها و این عصر جهانی شدن و صورت اجتناب ناپذیری و با روش های گوناگون فرهنگ کشورها به خصوص کشورهای جهان سوم رو تحت تاثیر قرار میدهد.به طور مثال مسائلی نظیر هویت،قومیت، محیط زیست و… کـه بـرای مواجهـه بـا انهـا نیـاز بـه اتخـاذ برنامه ریزیهای جدید از جانب کشورها هستیم.یونسکو در واقع یک سازمانیست برای کمک به این برنامه ریزیها یعنی کار کشورها رو راحتتر کردن که در مقوله های آمـوزش، علـوم، فرهنـگ، علـوم انسانی و اجتماعی آنان مطرح میگردد.با توجه به اهمیت زیاد مسائل فرهنگی که کلیه سـطوح مادی و غیر مادی جوامـع بـشری را در بـر مـیگیـرد، جامعه کنونی کشورمان بیش از هر زمان دیگری نیازمند ارتقای سطح کیفی و کمـی جامعـه جهـت رسـیدن بـه استانداردهای جهانی است.فرهنگ از دیدگاه یونسکو :فرهنگ یک سازه ی فکری است که بـرای توصـیف وتوجیه مجموعه پیچیده ای از رفتارها، افکار، عواطف و مصنوعات بشری به کار میرود. عمومـاً عامـه مـردم درباره فرهنگ اینگونه فکر میکنند: مورد اول: درباره از دست دادن ارزشها و هویت فرهنگی ابراز نگرانی میکنند. مـورد دوم: تاکید مـیورزد با حرکت به سوی اقتصاد مطلق بـازار و جهـانی سـازی، ارزشــهای فرهنگــی از دســت میرونــد. مـورد سوم: درگیریهای قومی مانند درگیـری بـین مسلمانان هند و هندوها،شیعه و سنی و همگی ریشه در اختلافات فرهنگی دیرینه دارد. امـروزه فرهنگ به راهی برای توجیه کردن خشونت و درگیری قومی بدل گشته است. موضوع بعد در کمیـسیون جهـانی فرهنگ امده است فرهنگ یک کشور عـلاوه بـر اینکـه ثابت نیست بلکه دائما در جریان است. اگر فرهنـگهـا بناست برای حیات با معنی باقی بماننـد نیازمنـد تغییـر دائمی هستند. این مفهوم فرهنگ نشان میدهد که سنن باید در تغییر باشند یعنی سنن تفسیر میشوند تـا قابـل درک شوند این تفاسیر مجدد در واقع تغییـر محـسوب میشوند و سوالی که میپرسیم باید این باشد کـه چـرا سنن فرهنگی تغییر نکنند این جا مسئله جالـب وجـود دارد زنـدگان بـرای حفـظ سـنتهـا آنهـا را متحـول میسازند اما باید این تحول که برای مفهوم کردن سنتها برای خود صورت میدهند قادر باشند آنها را بـه نـسل بعد انتقال و هم به نوبه خود آنها را حفظ کنند. دیگر ویژگی عمده فرهنگ نسبی بودن آن است.گرچه نمیتوان انکار کرد که گروههای مختلف انـسانی از لحاظ تفکر، احـساس و عمـل متفاوتنـد، برتـری یـا فروتری ذاتی قائل شدن برای آنها بـه هـیچ روی قابـل قبول نیست. یـک فرهنـگ هـیچ معیـاری مطلـق بـرای قضاوت کردن درباره فرهنگهای دیگر ندارد و بـد یـا خوب دانستن یک فرهنگ بر هـیچ معیـار عینـی و فـرافرهنگی اسـتوار نیـست.در ایـن راستا دو راه برای اندیشیدن حوزه فرهنگ وجود دارد: 1(تـلاش بـرای حراسـت از همگنـی ومرزهـای فرهنگی در مقابل تحولات جهانی؛فکر کردن در این موضـوع شـاید در درک این که چرا فرهنگ در سراسر جهان به مـسئلهای جنجال افرین تبدیل شده است کمـک کنـد.برخی گروه های سیاسی برای توجیه هویتی وحدت بخش بر مردمان گوناگون بر همگنی فرهنگی تاکید می کنند که همواره باید در پی پوشاندن بخشی از گذشته،تاکید بر یک جز و نفی جز دیگر باشند که این بهترین روش ساختن جوامع ملی است که در زمان ما با روند جهانی شدن به طور همه جانبه دشوار است.این گزینه غالباً فرهنگ را به ابزار بسیج سیاسی بدل میکند که بـه منظور تحکیم هویت ملی، به سهولت به حیطـه دشـمن سـازی از دیگـران و از آنجـا بـه خـشونت علیـه آنـان کشانده میشود.2( پذیرش فرهنگ بـه عنـوان یـک فراینـد خـلاق مستمر.اگـر درگیـری دو جانبـه و ویژگـی سـیال را بپـذیریم میتوانیم مفهوم فرهنگ را در قالبی نو قرار دهیم و بـر چگونگی دوام آوردن ارزشهـا و هویـت فرهنگـی در زمان تحولات و دشواریها تاکید کنیم هسته گزینه اول را محدودهها و هسته گزینـه دوم راخـلا قیـت تـشکیل میدهد. گزینه اول، در جوامع غالباً مرزبنـدیهـای مـبهم قالـب حدود و حدود به صورت مرزها قالب موانع را به خـود میگیرند )البته آنها نمیتوانند تاثیرات خارجی را کـاملاً منع کنند و تنها ان را تنظیم میکنند همچنین نمیتوانند مانع تحول شوند( با وجود این هویت و طرز فکر مردم به تدریج از دنیا فاصله میگیرد.اهمیت فرهنگ: فرهنگ به علت سه نقش کاملاً متمایز اما مرتبط بـا هم در فرآیند توسعه اهمیت و نقش اساسـی دارد. الف( نقش سازنده:محـروم کـردن مـردم از امکـان تعمیق، پرورش و اعمال خلاقیت خـود نـه تنهـا منـافعی بـر سـر راه رشـد اقتـصادی و تحقـق هدفهای خاص است بلکه خود توسـعه را نیـز به مخاطره میاندازد. توسعه پایدار و توسعه پایدار انسانی: مفهوم جدید توسعه پایدار کلی نگری است و همه ابعاد اجتمـاعی، اقتـصادی، فرهنگـی و دیگـر نیازهـای بشری را در بر میگیرد. در این راستا توسعه انسانی برای دسـت یـافتن بـه توسعه انسانی پایدار »یعنی توسعه مردم بـرای مـردم و توسط مردم« و دمکراسی به عنوان نظـامی سیاسـی کـه هدفش مشارکت همه جانبه شهروندان است ضـرورت مییابد. میراث جهانی ما: میراث فرهنگی طبق تعریف یونسکو به یادمـانهـا، مجموعــه بناهــا و محوطــه هــای دارای ارزش مــردم شناختی، قوم شناختی، باستان شناختی، زیبا شـناختی و تاریخی گفته میشود..میراث فرهنگی یکی از مهمترین عوامل توجیه کننـده و مبین هویت فرهنگی به شمار میرود. این میراث از دو بعد متفاوت مادی و معنوی برخوردار است. میراث فرهنگی مادی. میراث فرهنگی معنوی. این مهارتها، تاریخ شفاهی است و شـواهد مـادی این میراث ممکن است به صورت اثار مکتوب، نتهـای موسیقی، تصاویر عکاسی و… باشد. توسعه معیارهای جهانی حمایت از میراث فرهنگی میتواند با بدترین اثراتی که جهانی شدن اقتصاد ممکن است بر میراث فرهنگی وارد اورد مقابله کند. بـا همـه اینها، ناهنجاریهایی را هم به وجود خواهد آورد. یونسکو در ایران،با مبنا قرار دادن چهار هدف یونسکو، در عصر فرایند جهانی شدن، بررسـی میـراث فرهنگـی ایـران را انتخـاب نمـوده اسـت و یک نظر سنجی را ترتیب داده که اکثر نخبگان در آن شرکت کردند. یونسکو نقـش مـوفقی درحفـظ، اشاعه و احیاء میراث فرهنگی مادی را در ایـران داشـته است. همچنین در حفظ، اشاعه و احیاء میراث معنـوی، تبادل فرهنگی ایران با سایر کـشورهـا و احیـاء هویـت فرهنگی ایران نقـش مـوثری را داشـته اسـت و از نظـر پاسخ دهندگان یونسکو توانسته است، از طریـق احیـاء هویـت فرهنگـی در ایـران در برنامـه ریـزی و توسـعه فرهنگی نقش موثرتری را اعمال نماید.سپس از سخنران بعدی نیما بهنام فربا موضوع روز جهانی آزادی مطبوعات دعوت بعمل آمد: با توجه به اینکه مطبوعات از با نفوذترین ابزار انتقال ارزشها در جهان می باشد و به نوعی فرهنگ ساز میباشد در جهت دادن به افکار عمومی نقش حیاتی دارند .رسانه های جمعی را رکن چهارم دموکراسی در جوامع بشری می دانند مولفه های قدرت در دنیا به دو نوع محسوس و غیر محسوس تقسیم می شوند که رسانه های جمعی از قدرت های نوع دوم می باشند. رسانه ها و مطبوعات نقش مهمی در اجتماع به خصوص اعتقادات مردم دارند. جمعی میتوانند خط فکری مشخصی به افراد جامعه بدهند . دور از ذهن نیست که رسانه با جهت دادن به اخبار و وقایع موجود ، تاثیر مستقیم بر افکار عمومی دارد. از این رو آزادی مطبوعات و رسانه برای حکومت های دیکتاتور و ریاکار همواره کابوسی غیر قابل اجتناب بوده است..همان طور که واقفید پرونده های کیفری تخلفات مطبوعات در ایران بسیار زیاد است و ایران در بین کشورهای جهان در سال گذشته رتبه ۱۶۴ و امسال با ۶ پله سقوط در رتبه ۱۷۰ قرار دارد که این آمار وضعیت نامطلوب فضای مطبوعاتی ایران را نشان می دهد.حکومت سرکوب گر جمهوری اسلامی تلاش بر این دارد تا هرگونه حرکت روشن کننده را از ریشه خشکانیده و با کنترل و سانسور اخبار به عوام فریبی ادامه دهد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی سانسور و تحریف اخبار شروع شد به گونه ای که در مرداد ۱۳۵۸ نزدیک به ۲۲ روزنامه و مجله توقیف شدند. روزنامه های ایران پس از انقلاب همواره درگیر خودسانسوری نیز بوده اند. اتفاقات تلخی چون توقیف فلهای مطبوعات در سال هزار و سیصد و هفتاد و نه و به دنبال سخنرانی شدیدالحن آیتالله علی خامنهای درباره عملکرد مطبوعات صورت گرفت.به عقیده وی مطبوعاتی پیدا میشدند که همه همتشان تشویش افکار عمومی و ایجاد بدبینی مردم به نظام بود. در دولت نهم روزنامههای شرق، هممیهن، تهران امروز، کارگزاران، یاس نو و هفتهنامه شهروند امروز به صورت موقت یا دائم توقیف شدند. در همین زمان بود که انتشار اخبار از طریق وبلاگ ها و اینترنت نیز رواج یافت که شروعی برای فیلترینگ و دستگیری وبلاگ نویسان شد. روند توقیف و مجازات با سرعتی بیش از پیش ادامه پیدا کرد و در همین چند سال اخیر شاهد توقیف روزنامه هایی چون روزنامه قانون به دلیل تیتر روز سهشنبه ۷ اسفند در مورد دیدار بشار اسد، رییس جمهوری سوریه با آیتالله خامنهای رهبر جمهوری اسلامی در تهران با تیتر ” مهمان ناخوانده” ، روزنامه شرق و روزنامه آسمان و صدای اصلاحات بوده ایم. رفتارهای نا مناسب مقامات نظام با خبر نگاران، زندانی شدن خبرنگاران، عدم نشرواقعیت وسانسورمهمترین دلایل افت جایگاه ایران در آزادی بیان در مطبوعاتمیباشد. بیش از۴۰ مورد بازداشتی و موارد متعدد تهدید و منع از فعالیت و همچنین تعطیلی روزنامه ها، ایران را در دسته ی سرکوب کننده ترین کشور ها در این حوزه قرار داده است. بسیاری از روزنامه ها با دلایل بسیار غیر منطقی توقیف شدند و در بعضی موارد حتی سردبیران آنها زندانی و محکوم شدند. خبرنگاران و روزنامه نگاران پس از انقلاب همواره با تهدیدات جانی رو به رو بوده اند . سازمان بین المللی گزارشگران بدون مرز در تازه ترین گزارش خود، ایران را برای دومین سال متوالی به عنوان کشوری با بیشترین روزنامه نگار تبعیدی معرفی کرد. هدی صابر، هاله سحابی و سیامک پورزند از جمله کسانی بودند که بصورت مستقیم یا غیرمستقیم توسط مقامات جمهوری اسلامی ایران، در ده سال اخیر، جان خود را از دست دادند. بسیاری از روزنامه نگاران با این هدف زندانی میشوند که در نهایت کشته، تبعید و یا در زندان سالخورده شوند. بطور مثال، کیوان صمیمی، علیرضا رجایی، علی ملیحی، عدنان حسن پور، رضا انصاری راد، رحمان بوذری، فرشاد قربان پور و مزدک علی نظری از خبرنگارا ن و روزنامه نگاران جوانی هستند که پس از انتخابات در تهران دستگیر شده و زندانی اند. شایان ذکر است در کنار این موارد گفته شده در برخی موارد محروم کردن از درمان مشاهده شده که بسیار ظالمانه و غیرانسانی است. همچنین بسیاری موارد روزنامهنگاران و یاخبرنگاران از حق داشتن وکیل در نخستین ساعات بازداشت محروم شده اند و می بایست وکیل خود را از میان وکلای لیست مورد تایید رئیس دستگاه غذا انتخاب کنند، که این نیز تضییع حقوق اولیه بشر می باشد. سیامک قادری خبرنگار خبرگزاری دولتی ایرنا ،که پس از انتخابات دستگیر شده و محمد داوری که به جرم اطلاع رسانی در مورد بازداشتگاه کهریزک، بازداشت و روانه زندان شد ، تاکنون به مرخصی نیامده اند. همچنین بسیاری از روزنامه نگاران به قید وثیقه و کفالت آزاد هستند ، زمانی که آنها ایران را ترک میکنند، قوه قضاییه بلافاصله مبالغ سنگین وثیقه را توقیف و خانواده آنها را تحت فشار میگذارد. به این شکل آنها حتی پس از ترک ایران امنیت و آرامش نخواهند داشت. برگزاری دادگاه های مطبوعات پشت درهای بسته محرومیت از مرخصی قانونی از دیگر مصادیق نقض عدالت و آزادی می باشد. روزنامه نگاران زندانی در ایران برای اعتراض به شرایط غیر انسانی بازداشت خود راهی جز اعتصاب غذا ندارد و در این راه با خطر آسیب جدی جسمانی و یا مرگ مواجه می شوند . . برخورد قضایی و امنیتی با روزنامه نگاران و توقیف گسترده مطبوعات در دو دهه اخیر موجب شده است که نام جمهوری اسلامی از سوی نهادهای بین المللی همواره به عنوان یکی از بزرگترین زندان های روزنامه نگاران و ناقضان آزادی بیان مطرح شود. سپس بحث آزاد با موضوع کار و کارگر،مشکلات و معضلات مطرح شد: در ابتدا آقای افشین رجبی آغازگر بحث بودند:مقوله ی کار در کشور ما پس از انقلاب اسلامی همواره رو به نزول بوده وتا کنون ادامه دارد. تا جایی که امروزه بسیاری از فارغ التحصیلان کشور در رشته های حائز اهمیت و حتی در مقاطع عالی بیکار هستند و تنها امیدشان بعد از گذراندن چندین سال دانشگاه نا امید گشته است. بدین ترتیب هر کس که تحصیلاتی دارد بدون در نظر گرفتن تخصص تنها به فکر سیر کردن شکم خود دست به هر کاری نامربوط به رشته ی خودش میزند که چقدر محدود هستند کسانی که میتوانند در نهایت به نوعی مشغول شوند و با حد اقل حقوق (حقوق کارگری) که گاهی آن هم از سوی کارفرمایان رعایت نمیشود مشغول کار شوند. در واقع عدم وجود کار برای افراد جویای کار و قرار گرفتن افرادی با تخصص و علم کافی به عنوان کارگر و یا دستفروش و غیره…. سبب شده عدم امنیت مالی که یکی از مهمترین دغدغه های بشری است را رقم بزند و به لحاظ روحی روانی احساسی و حتی جسمی یکایک افراد جامعه به خصوص قشر جوان را تحت تاثیر قرار میدهد.در صورتی که اغلب مشاغل از طریق رانت و روابط پیشنهاد میشوند و محدود کسانی ک دارای این روابط هستند میتوانند در معدود جاهای خالی خودشان را مشغول کنند. حال آنکه کارگرانی که تحت هر شرایطی مشغول به کار هستند و تنها خواسته شان که حقوقی ناچیز و بیمه میباشد نیز از این لااقل ها محروم هستند که غالبا کارفرمایانشان به وعده هایشان عمل نکرده و در حقوق اولیه آنان را نپرداخته است.این در حالی است که در سطح مدیریت در همین یکی دو سال گذشته شاهد آن بوده ایم که مدیرانی در کشور با حد اقل ساعت کاری و با بهترین امکانات حقوق هایی بیش از 400 برابر یک کارگر دریافت کرده اند. این تبعیضات برای جامعه ی کارگری که قشری زحمت کش و ضعیف بوده است همواره دردناک و عذاب آور است. اما بدلیل ترس و نگرانی و از فردا و از اینکه مبادا این وضعیت کارگری هم از دست برود همواره سکوت اختیار کرده و به کارشان ادامه داده اند و چشمشان را به روی مدیران فربه و خوشگذران که روز بروز به اندوخته های خود میافزایند و پول و سرمایه شان را در کشورهای دیگر خرج میکنند ، بسته اند.آمار مستخرج از سرشماری سال ۱۳۹۵، بیش از ۱۴ میلیون نفر از جمعیت۸۰ میلیونی ایران را کارگران تشکیل میدهند. بر این اساس و با احتساب دامنه ۳.۲ نفری خانوار، حدود ۴۵ میلیون نفر یعنی بیش از ۵۰ درصد از جمعیت به جامعه کارگری اختصاص دارد که این آمار تنها مربوط به کارگران رسمی بوده است.کم نیستند کارگران غیر رسمی که هنوز بیمه برای آنان پرداخت نمیشود.حداقل دستمزد کارگران ایرانی در سال ۹۸یک میلیون و ۵۱۷ هزار تومان تعیین شده؛ یعنی روزی۵۰هزار و ۵۶۲ تومان. با این دستمزد، یک نفر میتواند روز را با یک کیلو پیاز، سه قالب پنیر و ده عدد نان سنگگ به شب برساند، به شرط آن که در خیابان بخوابد. سفره خانوارهای کارگری هر سال محقرتر میشود و جامعه کارگری بیبضاعتتر، اما مشکلات کارگران به فشار معیشتی محدود نیست. اقتصاد نحیف و واحدهای صنعتی در حال احتضار، امنیت شغلی این طبقه را تهدید میکند. به ازای تعطیلی هر کارخانه و کارگاه، دهها و صدها کارگر بیکار میشوند و هم زمان هر اعتراض و مطالبه، انگ امنیتی میخورد. که از آن دست میتوان به موارد زیر اشاره کرد: به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا،صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه گفته بود «باید با کسانی که میخواهند به بهانه پیگیری مطالبات کارگران عزیز، بهرهبرداری ابزاری کنند و نظم کشور را برهم بزنند، برخورد شود.اما بر اساس فیلمهای انتشاریافته در شبکههای اجتماعی، کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در تجمع روز سهشنبه خود شعار دادند: «نه تهدید، نه زندان-دیگه فایده نداره.تجمعکنندگان همچنین خواستار آزادی اسماعیل بخشی،یکی از نماینگان خود شدند که از یکشنبه۲۷ آبان همراه با سپیده قلیان فعال مدنی،که تنها بواسطه تجمع و اعتراض به حقوق معوقه ی خود ،در بازداشت به سر میبرد. آنها در راهپیمایی خود در شوش شعار دادند: «اسماعیل رو گرفتن ما همه بخشی هستیم.کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران روز سهشنبه، ۱۳ آذرماه، به اعتصاب و اعتراض خود در اهواز ادامه دادند.بر اساس فیلمهای انتشار یافته در شبکههای اجتماعی، کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران در بیست و پنجمین روز از اعتصاب و نوزدهمین روز تجمع خود در اهواز شعار دادند: «کارگر زندانی آزاد باید گردد» و کارگر هفتتپه آزاد باید گردد.اشاره آنها به اسماعیل بخشی، نماینده زندانی کارگران نیشکر هفتتپه، است که بیش از دو هفته از بازداشت او میگذرد.همچنین سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ساعاتی پس از انتشار خبر بازداشت پنج تن از فعالان کارگری، روز سهشنبه ۲۰ آذر(۱۱دسامبر) از آزادی آنان خبر داد.این تشکل کارگری پیشتر اعلام کرده بود که مأموران امنیتی شامگاه گذشته رضا شهابی و حسن سعیدی، از اعضای این سندیکا و سه تن دیگر به نامهای امیرعباس آزرموند، رهام یگانه و کیوان مهتدی را در تهران بازداشت کرده و به مکان نامعلومی منتقل کردهاند.به گزارش خبرگزاری دولتی کار ایران، ایلنا، همزمان با آغاز زمستان قرارداد۳۲۰ کارگر فصلی معدن طلا آقدره در منطقه نزدیکی شهر تکاب آذربایجان غربی تمدید نشد.کارفرمای معدن آقدره که سالهای گذشته با شکایت از کارگران خبر ساز شد، طی روزهای گذشته ۳۲۰ کارگر فصلی را اخراج کرده است. هر یک از این کارگران بیش از یک تا ده سال سابقه کاری دارند. شمار کارگران این واحد معدنی۵۳۰ تن اعلام شده است.کارگران گفتهاند که کارفرما هر سال در فصل زمستان به بهانه عدم امکان کار در سرما، کارگران فصلی را اخراج میکند.این کارگران نگرانند که پس از پایان زمستان نیز امکان بازگشت به کارشان فراهم نشود و برای همیشه بیکار شوند.با تشدید فشارهای اقتصادی در سال ۹۷، خیل کثیری از واحدهای تولیدییا برچیده شدهاند یا با حداقل ظرفیت کار میکنند. منابع دولتی میگویند از ۴۳هزار واحد موجود در شهرکهای صنعتی کل ایران،۱۱ تا ۱۲ هزار واحد در رکود و نیمه تعطیلی به سر میبرند و تنها ۲۵درصد واحدها با ظرفیت بالای۷۰درصد فعالیت میکنند.
قراردادهای موقت:از جمله نواقص قانون کار ایران، موجه بودن قراردادهای کوتاه مدت و سفید امضاست که کارگر را در منگنه و بازتولید مناسباتی ظالمانه قرار میدهد. حسین راغفر، اقتصاددان و استاد دانشگاه میگوید کارگری که کار ندارد، شغلاش را از دست داده یا هر لحظه نگران اخراج است، نمیتواند کنشمند و مطالبه محور باشد.سازمان جهانی کار تاکید و توصیه کرده که اگر فردی سه سال متوالی در کارگاهی اشتغال به کار دارد ماهیت آن شغل «مستمر» محسوب شود و نوع قرارداد این کارگر نیز باید از نوع «قرارداد دائم» باشد. اما شرایط کار و کارگر و عدم امنیت و اطمینان خاطر برای کارگران ایرانی تنها موجب استرس و بی قراری شده است. از همه بد تر اینکه وضعیت اشتعال هر روز بد تر از روز قبل شده و نگرانی ها رو به افزایش است و اوضاع اسف بار تر.به امید روزی که شرایط برای کارگران جامعه به خصوص ایران عزیز بهبود یافته و تعادل نسبی در جامعه جاری شود.جلسه ی کمیته ی دفاع از حقوق جوان و دانشجوسرانجام پس از بحث و گفتگو میان جمع حاضر در جلسه در ساعت 17:30به وقت اروپای مرکزی به خاتمه یافت.
گزارش سخنرانی کمیته دفاع از حقوق جوان و دانشجو یونی ۲۰۱۹
علی هژیری
جلسه ی ماهیانه ی کمیته ی دفاع از حقوق جوان و دانشجو روز یکشنبه16یونی 2019 ساعت 15:00 به وقت مرکزی با حضور جمعی از دوستداران و فعالین حقوق بشر و اعضای کمیته ی جوان و دانشجو پیرو موضوع نقض حقوق بشر در ایران در اتاق پالتاک برگزار شد. در ابتدا از سخنران اول بنیامین رجبیان با موضوع گزارش و تحلیل موارد نقض حقوق جوان و دانشجو درخرداد ماه1398 دعوت بعمل آمد:خبر: روز شنبه ۱۸خرداد ۹۸جمعی از دانشآموزان برای درخواست تعویق زمان برگزاری کنکور سراسری ۹۸، در مقابل ساختمان سازمان سنجش در تهران، دست به تجمع زدند.در جریان این تجمع دو تن از معترضان توسط نیروی سرکوبگر انتظامی بازداشت شدند که با اعتراض شدید دانش آموزان مواجه شد. بازداشت شدگان به نقطه نامعلومی منتقل شدند.خبر:تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان در تاریخ 28 اردیبهشت: هنگام افطار در دانشگاه سیستان و بلوچستان در شهر زاهدان دانشجویان این دانشگاه د ر اعتراض به کیفیت بد غذا تمامی سینی های غذای خود روی زمین چیده و ازخوردن غذا امتناع کردندموارد نقض:ماده 6 ارزش انسانی همه ،ماده9 ماده20 خبر: قطع عضو یک کولبر جوان در پی انفجار مین: دانیال عزیزی از اهالی ربط شهرستان سردشت بر اثر انفجار مین در حین کولبری یک پای خود را از دست دادآقای عزیزی، ۲۵ ساله متأهل و دارای یک فرزند حین کولبری در ارتفاعات مرزی روستای کانی زرد از توابع شهرستان سردشت بر اثر انفجار مین مصدوم و یک پایش از ناحیه قوزک قطع و پس از این حادثه برای رسیدگی پزشکی به بیمارستانی در سردشت منتقل شده است.موارد نقض:مواد 3 ، 10، 23، 25: خبر گفته میشود این اقدام آقای ستاری در اعتراض به عدم رسیدگی و ایرادات موجود در پرونده اش صورت گرفته است.امیر ستاری رئوف در تاریخ ۱۱ دیماه ۱۳۹۶ و در جریان اعتراضات سراسری دی ماه توسط مأموران امنیتی همراه با ضرب و شتم بازداشت و بعد از یک روز به دادسرای تبریز و پس از آن به بند قرنطینه زندان تبریز منتقل شد..خبر: محسن اسدی استاددانشگاه بادانشی وسیع درتاریخ وفرهنگ اکنون درزندان: ۵ خرداد ۹۸ یکی از اساتید دانشگاه یزد به نام محسن اسدی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. آقای اسدی یکی از اساتیدی است که مدارج علمی بسیار بالایی در رشته تخصصی خود را داراست و در کار علمی بسیار دقیق با دانش وسیع در تاریخ و میراث فرهنگی است بیش از آنکه ادعا کند مطالعه میکند برای هر نظرش انبوهی فاکت ارائه میکند در ارزیابی دانشجویان از اساتید همیشه بیشترین امتیاز را داشته. این البته در نظام آموزشی ما امتیاز نیست.اکنون او در زندان است.سپس از سخنران بعدی علی مسیبی با موضوع بررسی ماده12علامیه جهانی حقوق بشر(عدم دخالت دراحوال شخصی)ومقایسه آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دعوت بعمل آمد: حق خلوت یا حق داشتن یک زندگی خصوصی از حقوق اساسی شهروندان و با حفظ شأن کرامت شخصیت استقلال فردی توسعه روابط شخصی گسترش صمیمیت و امنیت روانی پایدار و دیگر ارزش های مهم انسانی ارتباط عمیقی دارد، اما در کشور ما هیچ یک از قوانین موجود ارائه نشده است و از این منظر مفهوم و معنای حریم خصوصی و گستردگی آن مشخص نیست به همین دلیل اصول متعددی از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصونیت وتعرض نکردن به حریم خصوصی شهروندان را به رسمیت شناخته است.ماده ۱۲ حقوق جهانی بشر حوزه خصوصی افراد را مورد توجه قرار می دهد محترم شمردن حریم زندگی خصوصی یک اصل بنیادی در جامعه دموکراتیک است که نیازمند نظام حقوقی و ساختار سیاسی متناوب با ان است در زندگی خصوصی خانوادگی یا مکاتبات هیچکس نباید مداخلهای خودسرانه صورت بگیرد یا به ابرو و نام او اسیب بزند هر انسانی حق دارد از چنین مداخله ها و دست درازی از پشتیبانی قانونی برخوردار شود و محدودیت های دولتی نباید خودسرانه باشند یعنی انها می بایستی بر اساس قوانینی باشند که خود عادلانه است و اما در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هیچ اصلی به صراحت به این مسائل نپرداخته است با این حال شاید بتوان اصل دوازده و پنجم قانون اساسی مرتبطترین به اصل با حریم شخصی افراد دانست این اصل ممنوعیت تجسس در مکالمات و مکاتبات را مورد نظر قرار میدهد و در پایان حکم قانون که خود دایره وسیعی از اقدامات قانونی قضایی میباشد را لازم الاجرا میداند با این همه تجربه ربع قرن گذشته نشان داده اصولی از این اصل نمیتواند ازادی فردی و حرمت قلمرو خصوصی را تضمین کند زیرا از استقرار حکومت اسلامی در ایران زندگی خصوصی و میزان دخالت در ان به مسئله پیچیده ای بدل شده است به ویژه شهروندان جوان ایرانی که بدلیل گرایش الگوهای زندگی غربی بیشتر در معرض مداخله حکومت در زندگی شخصی خود بوده اند و هم چنان از نداشتن ازادی فرهنگی و محدود شدن ان به دست حکومت اظهار ناراحتی می کنند حجاب اجباری جداسازی زن ومرد از نمونه های بارز دخالت حکومت در زندگی اشخاص می باشد علاوه بر ان ارتجاعاتی که به قوانین اسلام داده شده است دست مجری قانون را برای دخالت در زندگی شخصی باز میگذارددر قوانین گوناگون مانند قانون نحوه مجازات افرادی که در فعالیت های سمعی و بصری فعالیت می کنند ممنوع است برای متجاوزان به حریم خصوصی مجازات های مختلف در نظر گرفته شده استبرای حفاظت از حریم با این میزان از اهمیت این نوع مقررات غیر منسجم و پراکنده کافی نیست و باید برای حمایت از آن قانونی خاص وضع شودبه دلیل وجود این خلأ قانونی اداره کل قوانین و امور حقوقی ناجا در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۷۹ در اقدامات تامل برانگیز اقدام به وضع بخشنامه ای کرد که بر اساس آن تفتیش و بازرسی خودروها در جرایم غیر مشهود بدون داشتن مجوز خاص از مقام قانونی مجاز شناخته شده بود.حتی دستور مقام قضایی در زمینه خودداری از تفتیش غیرقانونی نیز دارای ترتیب اثر دانسته نشده بود البته خوشبختانه هیات عمومی دیوان عدالت اداری در اقدامی شایسته این بخشنامه خلاف قانون را به دلیل تعارض آشکار با ماده 24 قانون آیین دادرسی کیفری ابطال کرد به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز(محا)٬ به نقل از شاهدان عینی به دنبال مداخله یک آخوند در حریم خصوصی یک جوان در متروی شهر ری٬ درگیری شدیدی روی داد.گفته می شود این جوان ۴۰ ساله خشمگین با سلاح سرد به سوی آخوند حمله ور شده و وی را مجروح کرده است.براساس اخبار تکمیلی ماموران انتظامی مستقر در ایستگاه مترو در این حادثه دخالت کردند و به او اخطار دادند سلاح سرد خود را کنار بگذارد که او بازهم از تحویل دادن چاقوی خود خودداری کرد.پلیس به سمت او ۳بار شلیک کرد. جوان مذکور از ناحیه پا زخمی شد ولی دقایقی پیش در مسیر انتقال به بیمارستان فوت شد.این حادثه سبب بروز وحشت عمومی شد و تعدادی از مردم زیر دست و پا ماندند. برخی رسانه های دولتی ایران از فرد مقتول به عنوان یک فرد مست یاد کرد اند که بی دلیل به یک روحانی مردم حمله ور شده و ۱۵ نفر را مجروح کرده است.روزهای گذشته یک آخوند به صورتی غیرقانونی در حریم شخصی یک شهروند مداخله کرده بود که با خشم وی و درگیری هر دو طرف روبرو شد که در نهایت شهروند مذکور که مردی 42 ساله و فاقد سابقه کیفری بود با گلوله مستقیم پلیس و از فاصله نزدیک کشته شد. سپس از سخنران بعدی پوریا نخبه زعیم با موضوع مشکلات آزادی بیان اندیشه در دانشگاه های ایران دعوت بعمل آمد: ماده18:حق آزادی عقیده و ماده19:حق آزادی بیان،در اسناد بین المللی حقوق بشر، مفاهیمی مانند اخلاق حسنه، نظم عمومی، بهداشت عمومی، منافع عمومی، حقوق و حیثیت دیگران، به عنوان محدودیت های آزادی بیان مقرر شده اند. به بیان دیگر به سبب آن اسناد، هیچ فردی مجاز نیست به استناد برخورداری از حق آزادی بیان، محدودیت های مذکور را نادیده بگیرد. در این میان، اعلامیه اسلامی حقوق بشر با رویکردی متفاوت از دیگر اسناد جهانی و منطقه ای حقوق بشر، به محدودیت های آزادی بیان پرداخته اند و موارد دیگری مانند ضوابط اسلام، حرمت انبیا، مقدسات و هرآنچه را سبب نابودی یا سستی اعتقادات شود، به محدودیت های آزادی بیان افزوده و قلمرو آنها را گسترش داده است. توسیع قلمرو محدودیت های حق آزادی بیان در اعلامیه اسلامی حقوق بشر، آن را در جایگاهی متفاوت از دیگر اسناد بین المللی قرار داده است و ضرورت تبیین گستره محدودیت های مقرر در اعلامیه و چرایی آن را از دیدگاه منطق حقوق بشر ایجاب می کند. این نوشتار محدودیت های حاکم بر حق آزادی بیان را در اعلامیه اسلامی حقوق بشر، به صورت تطبیقی با دیگر اسناد حقوق بشری ارزیابی می کند و به دنبال پاسخ به چرایی تفاوت های موجود در گستره محدودیتهای حق آزادی بیان میان اعلامیه اسلامی حقوق بشر و دیگر اسناد بین المللی حقوق بشر است. بر اساس تازهترین ردهبندی سازمان گزارشگران بدون مرز، وضعیت آزادی بیان در ایران در مقایسه با باقی کشورهای جهان و نسبت به سال گذشته میلادی، بدتر شده و ایران در سال ۲۰۱۹، با شش پله سقوط در جایگاه ۱۷۰ام این ردهبندی از مجموع ۱۸۰ کشور این فهرست قرار گرفته است.در میان کشورهایی که از سوی این سازمان “اقتدارگرا” توصیف شدهاند، ونزوئلا، روسیه، ویتنام، چین، ایران، عربستان، اریتره و ترکمنستان، همگی امسال وضعیتی بدتر از ردهبندی سال قبل دارند. بر اساس بررسیهای سازمان گزارشگران بدون مرز، وضعیت آزادی بیان در ایران و شرایط کار روزنامهنگاران و شهروند-خبرنگارهای ایرانی در “وضعیت سیاه” قرار دارد که بدترین شکل وضعیت آزادی بیان از نظر این سازمان است.ایران در این ردهبندی یازدهمین کشور جهان از نظر بد بودن وضعیت آزادی بیان را نیز دارد .ضمن اینکه ایران همچنان یکی از بزرگترین زندانهای روزنامهنگاران در جهان است.به گفته این سازمان، دو سوم این زندانیان، شهروند-خبرنگاران ایرانی هستند که هدف “سرکوبهای ویژه سپاه پاسداران و سازمان اطلاعاتش” قرار میگیرند. شورای صنفی دانشگاه علم و صنعت تهران طی صدورابلاغیه ای از دخالتهای حراست و تهدید آن نسبت به دانشجویان شاکی بوده و بیانیه ای صادر کردند. درخواست شورای صنفی دانشگاه علم و صنعت از وزیر علوم مبنی بر رسیدگی به اقدامات اخیر حراست، از جمله تهدید و ارعاب دانشجویان، دخالت در زندگی شخصی دانشجویان و…دربخشهایی از نامه دانشجویان به غلامی آمده است:با نوشتن این نامه صدای اعتراض دانشجویان این دانشگاه را به گوش شما می رسانیم اگرچه مشکلات زیادی هست اما، تهدید و ارعاب دانشجویان دخالت در جلسات شورای نظارت برنشریات دخالت در زندگی شخصی دانشجویان دخالت درتایید صلاحیت کاندیداهای انتخابات شورای صنفی درصورتیکه طبق قانون، حراست حق هیچگونه دخالتی را درروند تایید انتخابات کاندیداها را ندارد. روز شنبه ۱۸خرداد ۹۸جمعی از دانشآموزان برای درخواست تعویق زمان برگزاری کنکور سراسری ۹۸، در مقابل ساختمان سازمان سنجش در تهران، دست به تجمع زدند.در جریان این تجمع دو تن از معترضان توسط نیروی سرکوبگر انتظامی بازداشت شدند که با اعتراض شدید دانش آموزان مواجه شد. بازداشت شدگان به نقطه نامعلومی منتقل شدند. سپس از خانم شایا گلدوست فعال حقوق ترنس صحبت کردند ترنس به انسانهایی گفته میشود که هویت جنسیتی آنها بر اساس اندام جنسیشان در تضاد هست. این افراد برای رسیدن به رضایت دلخواه خودشون و ارضا حس درونیشون گاهی دست به جراحی میزنند و یا هورمون تراپی میکنند. در ایران به دلیل بسته بودن فضا و محیط و فرهنگ و عدم دسترسی به اطلاعات جنسیتی فرد ترنس در ابتدا دچار بحران هویتی شده و اگر در این مسیر بتواند خودش را بیابد با موانع بسیاری مواجه است که از خانواده تا جامعه در هر شرایطی فرد را دچار سردرگمی و بحران بیشتری میکند و حقوق انسانی فرد نادیده گرفته میشود. از سوی دیگر موضوع قانون و قانوگذاری موضوع یکی از موانع بزرگ ترنس ها است اما جدا از ترنسها که بخشی از جامعه رنگین کمانی را در بر میگیرند، گرایش های مختلف جنسی و هویت های جنسیتی مختلف در ایران هست که از لحاظ قانونی مجرم هستند و حتی برای فرد همجنس گرا در مواقعی حکم اعدام هم صادر میشود.سپس از سخنران بعدی علی ایزی با موضوع روز جهانی پناهنده دعوت بعمل آمد:در ابتدا باید یادآور شوم که بین دو کلمه مهاجر و پناهنده تفاوت های بسیاری وجود دارد و اینکه موضوع صحبت ما در مورد پناهجویان است که تحت تاثیر عواملی همچون جنگ،نا امنی ، قحطی و برای یافتن سرپناهی امن ، خانه و کاشانه خود را رها کرده و آوارهی غربت میشوند .حال به علل و عوامل مهاجرت و پناهندگی ایرانیان می پردازیم: در سالهای بعد از انقلاب ۱۳۵۷ با بوجود آمدن حکومت دیکتاتوری اسلامی در کشورمان ایران شاهد بروز مشکلات بسیار زیادی برای هموطنانمان در داخل کشور بوده ایم که در نهایت بسیاری از این افراد اقدام به مهاجرت و اعلام پناهندگی در کشورهای دیگر می کنند. از جمله این افراد به اساتید دانشگاهها ، نوابغ ، مخترعان و دانشجویان رتبه بالای دانشگاهها که به دلایلی مختلف همچون رنگ ، نژاد ، مذهب و قومیت ناگزیر به مهاجرت گشته اند میتوان اشاره کرد بعنوان مثال دانشجویان بهایی و دانشجویان بهایی و دانشجویانی که بعلت اعتراض لقب ستاره دار گرفتند و از دانشگاهها اخراج و ممنوع التحصیل گردیده حتی بعد از اخراج نیز توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی کشور مورد آزار و اذیت قرار گرفته و میگیرید که خواسته یا ناخواسته در نهایت ناچار به فرار از ایران و عزیمت به کشورهای اروپایی ، کانادا و یا استرالیا میشوند. یکی دیگر از دلایلی که در سالهای اخیر باعث هر چه بیشتر شدن پناهندگان ایرانی در کشورهای دیگر شده را میتوان تاثیر سیاستهای غلط داخلی و خارجی این حکومت ننگین دانست بطور مثال با فشار آوردن به صاحبان صنایع و نبود تسهیلات مورد نیازشان ،با اعطا وامهای با سود بسیار بالا یا باعث ورشکستگی صنایع گردیدند و صاحبان صنایع و سرمایه ناگزیر به فرار از ایران ساخته که فرار این افراد باعث بیکاری بسیاری در سطوح مختلف جامعه شده ، موج دوم این بیکاری نیز زمانی شکل گرفت که با بکار گیری سیاست خارجی غلط نه تنها تحریم و تورم بسیار بالایی برای اقشار مردم فراهم کردند بلکه شرکت های خارجی که در ایران فعالیت میکردند نیز ناگزیر به فرار شدند و پروژه ها تعطیل و کارگران و کارمندان ایرانی بسیاری بیکار گردیدند. بروز این نوع مسائل و مشکلات در سطح جامعه باعث گردیده که نه تنها کارگران و تحصیل کردگان بلکه خانواده های بسیاری به ناچار به فکر عزیمت به کشورهای دیگر و درخواست پناهندگی باشند. ولی همین مسئله نیز دارای معضلات بسیار زیادی است و بسته به شرایط و وضعیت مالی اشخاص متفاوت است جدای از آن باید بدانید که این امر برای افرادی که دارای ممنوع الخروجی و پروندهای سنگین قضایی در دستگاه فاسد حکومتی هستند بسیار سخت تر و رنج اورتر خواهد بود. عده ایی با اخذ ویزای شینگن و بصورت قانونی کشور را ترک کرده و بعد از رسیدن به مقصد و معرفی خود به مکانهای مشخص درخواست پناهندگی میکنند که به نسبت راهی ساده تر بوده ولی دارای ریسک نیز هست، پیدا کردن شرکت و یا شخص مناسب برای درخواست ویزا و اینکه آن شخص یا شرکت قدرت لازم را برای برطرف نمودن نیاز شخص دارد یا خیر؟ که در این راه عده ایی سودجو دست به کلاهبرداری از این دست افراد زده و زندگی و آینده این افراد نیز به مخاطره می افتد. دسته ی دوم اشخاصی که دارای ممنوع الخروجی هستند و نمیتوانند از مجاری قانونی اقدام و از کشور خارج شوند که باید گفت راهی بسیار سخت و دور از ذهن را در پیش روی دارند. چه بسیار افرادی که در این راه جان خود و خانوادههایشان را از دست داده اند
و در اینجا نگاهی کوتاه به این نوع مسافرت پر خطر میناندازیم و تجربه ی شخصی خود از این نوع مسافرت را با شما به اشتراک میگذارم: چندین سال بود که در ایران پرونده ی قضایی داشتم و بعد از آخرین ملاقات با وکیلم وی به من گفت که هیچکس در رابطه با پرونده ات نمیتواند کمکی انجام دهد و با اینکه خودم مخالف بودم ولی حتی به قاضی پرونده هم پیشنهاد رشوه نیز داده بود و در پایان آخرین جمله ی وی به من این بود که راهی جز رفتن نداری و باید هر چه زودتر ایران را ترک کنی از آن روز به بعد حدود چهل روز مهلت داشتم تا محیای سفر شوم در ابتدا میخواستم تنها اقدام کنم و بعد از رفتن به ارومیه و عبور از مرز و در نهایت رسیدن به شهر استانبول بعد از گذشت چند روزی نه من ون همسرم توانایی دوری از یکدیگر را نداشتیم و بخاطر اینکه مشکل خروج از کشور را نداشتند چند روز بعد به من ملحق شدند تا با هم صحبت کنیم و با مشورت بتوانیم تصمیم درست تری بگیریم با شنیدن اخبار بسیار بد از وضعیت پناهجویانی که توسط قایق به طرف یونان حرکت میکردند به این فکر افتادم که همسرم را از این سفر منصرف کنم و به او گفتم به ایران برگرد و راهی پیدا کن و از طریق قانونی و با پرواز از ایران خارج شو و من هم زمینی این سفر را ادامه میدهم تا در نقطه ایی به یکدیگر برسیم. ولی غافل از اینکه او نی همین اخبار را دیده و شنیده و دائما اسرار میکرد که با هم میرویم هر چه شد باید سه نفری با هم باشیم. بعد از حدود چهل روز اقدام کردیم و شخص مناسب را پیدا کرده و با او صحبت کردیم و زمان حرکت و تمام لوازم مورد نیاز را برای ما توضیح داد. بالاخره شب مورد نظر فرا رسید و با دو ماشین ون به سمت ادیرنه به راه افتادیم ساعت حدود ده شب بود که نقطه ی صفر مرزی رسیدیم و با یک قایق کوچک در دو مرحله سی نفر را به آن طرف رودخانه و داخل خاک یونان رساندند سرتا پا استرس بودیم پرسیدیم حالا باید چه کار کنیم، کجا باید برویم به راه افتادیم و هر چه سوال میکردیم پاسخی داده نمیشد حدود ساعت هفت صبح بود که بعد از چندین ساعت راهپیمایی در زمینهای کشاورزی و ناهموار و با سختی فراوان به نزدیکییکشهر رسیدیم و به آن شهر رفته وارد یک هتل شدیم که قاچاقچی ها را میشناخت و به آنها اتاق اجاره میداد از برس خستگی به معطلی خوابیدیم ولی هنوز سه ساعت نگذشته بود که در زدند و گفتن سریعا آماده شوید باید خود را به ایستگاه اتوبوس برسانید با اولین اتوبوس به سمت آتن حرکت کردیم چند ایرانی مجرد هم با ما بودند که در شهر تسالونیکی یونان از ما جدا شدند. حدود ساعت چهار صبح بود که به آتن رسیدیم و با دیدن اولین کیوسک یه سیم کارت تهیه کرده و با شخصی که از قبل هماهنگ کرده بودم تماس گرفتم سی دقیقه بعد خودش را به ما رساند و ما را به خانه ایی قدیمی و نمناک برد در آنجا یک دختر ایرانی بود که در ایتدا با او آشنا شدیم بعد از کمی صحبت متوجه شدیم که او هم پول کافی ندارد و بازیچه ی دست قاچاقچی ها شده و هر طور که دوست دارند از او بهره برداری میکنند کمی استراحت کردیم و حدود ظهر با دیدن دوباره شخص مورد نظر به او گفتم که همسر و پسرم نمیتوانند اینجا را تحمل کنند او گفت باید خودت هزینه کنی بالاخره ما را به هتلی در همان نزدیکی رساند چند روز بعد با مدارکی که این شخص برای ما تهیه کرده بود راهی فرودگاه شدیم، وارد سالن فرودگاه شده و یک ساعت بعد شماره پرواز ما اعلام شد به طرف گیت رفتیم به همسر و فرزندم که هنوز هفت سال کامل هم نداشت نگاهی کردم و گفتم بعد از من بیایید گیت را رد کردم نزدیک گیت دوم بودم که دیدم مامور کنترل به همسر و پسرم مشکوک شده و در نهایت آنها را برگرداند و من هم مجبور شدم برگردم بعد از شکست خوردن در این راه و بازداشت شخصی که ما برای تهیه مدارک میشناختیم به ناچار به حرکت در مسیر زمینی تن دادیم و به شهر تسالونیکی بازگشتیم و مجدد یک قاچاقچی پیدا کرده و با او قرار گذاشتم بعد از چند روزی بالاخره یک روز بعدازظهر تماس گرفت و گفت امشب حرکت میکنید به راه افتادیم به نقطه ی صفر مرزی یونان و مقدونیه رسیدیم نقطه ایی کوهستانی و پر از برف چند ساعتی منتظر نفری بودیم که قرار بود ما را به مقدونیه برساند. رسید و برات افتادیم حدود شش ساعت راه رفتیم تا به نقطه ایی که ماشین ها منتظر بودند رسیدیم و ما را به خانه ایی خرابه نزدیکی مرز صربستان رساندند. خسته ، تشنه ، گرسنه و ترسیده وارد اتاق که شدیم درب را روی ما قبل کردند ولی بخاطر خستگی زیاد هیچ سوالی نکردیم و شب را در سرما به صبح رساندیم تا اینکه متوجه شدیم گروگان این افراد هستیم . چند ساعت بعد با کلی اعتراض دو نفر درب را باز کردند هر دو نفر سرکرده ی قاچاقچیان بودند یکی افغان و دیگری بنگلادشی بود و دائم میگفت با صراف تماس بگیر و بگو تا پول را برای ما حواله کنند تا شما را به صربستان و بعد از آن به المان برسانیم بعد از حدود ده روز بالاخره تماس گرفتم و پول حواله شد ما را به صربستان رساندن و حدود چهل کیلومتری بلگراد در سرمای منفی ۲۸ درجه سانتیگراد رها کردند. با کلی صحبت با یک راننده بوسیله حلقه های ازدواجمان به بلگراد رسیدیم و بخاطر اینکه تمام پولمان را از دست داده بودیم راهی کمپ شدیم و حدود پنج ماه در کمپی نزدیک مرز بلغارستان سپری کردیم طی این مدت با تماس های زیاد دوباره پولی فراهم کردم و مجدد راهی شدیم به سمت مجارستان رفتیم که در طول همان مسافرت دو مجرد داخل رودخانه جان خود را از دست دادند و هرگز جنازه هایشان نیز پیدا نشد بعد از آن به طرف کرواسی حرکت کردیم که پلیس کرواسی همگی را بازداشت تمام گوشیها را شکسته و با باتوم تمام مجردها را کتک زدند و بخاطر اینکه ما خانواده بودیم به ما کاری نداشتند. باز گشتیم و این بار به سمت رومانی حرکت کردیم که متاسفانه داخل خاک رومانی توسط پلیس بازداشت شدیم و آنها اعلام کردند که یا باید درخواست پناهندگی بدهید و یا به زندان منتقل خواهید شد در نهایت درخواست پناهندگی دادیم و سیزده ماه را با سختی و مشقت زیاد در رومانی سپری کردیم و در نهایت با کمک یکی از دوستانم که ساکن نروژ است بالاخره راهی برای خروج از رومانی پیدا کردیم و خود را به المان رساندیم پسر من اکنون ده سال سن دارد
بعد از گذشت حدود سه سال و تحمل مشکلات فراوان و آسیب های شدید روحی و روانی که خانواده ام متحمل شدند به کشور المان رسیدیم و با گذشت یکسال از آن وقایع هنوز همسر و پسرم از بیماری روحی رنج میبرند. به امید آزادی وطن و تمامی هموطنان عزیزمان از چنگال دیکتاتوری اسلامی در ایران و به امید روزی که هیچ انسانی ناچار به ترک وطن خود نشود. سپس بحث آزاد با موضوع حقوق شهروندی آغاز شد.حقوق شهروندی و حق ذاتی انسانی شامل بخش های مختلفی میباشد که در ایران همواره به عناوین مختلف متاثر از دین،مذهب، تابوها و قوانین پوسیده و کهنه قدیمی از مردم گرفته شده است.
در این بخش میتوان به حقوق زنان به خصوص “انتخاب پوشش” اشاره کرد که بعد از کش و قوسهایی پس از انقلاب سال 57 بر اساس موازین مذهبی و فتواهای مقامات وقت از زنان گرفته شد که مخالفت هایی را هم از سوی عده ی کثیری از مردم به همراه داشت اما در نهایت راه به جایی نبرد.
متاثر از این قوانین که ساده ترین حقوق افراد جامعه به خصوص زنان را پایمال میکند امروزه شاهد این هستیم که عده ای با نام امر به معروف و نهی از منکر به خودشان اجازه میدهند که زندگی دیگران دخالت کرده و سرک بکشند .جلسه ی کمیته ی دفاع از حقوق جوان و دانشجو سرانجام پس از بحث و گفتگو میان جمع حاضر در جلسه در ساعت 17:30به وقت اروپای مرکزی خاتمه یافت.
گزارش جلسه سخنرانی کمیته دفاع از حقوق کار و کارگر یونی ۲۰۱۹
رسول عباسی زمان آبادی
جلسه ماهیانه کمیته دفاع از حقوق کار و کارگر در تاریخ شنبه1ژوئن ساعت 16:00 در فضای مجازی پالتاک با حضور جمعی ازاعضای کمیته دفاع از حقوق کار و کارگر و فعالان حقوق بشر با موضوع نقض حقوق کار و کارگر در ایران برگزار شد. در ابتدا خانم شبنم فتحی موارد نقض حقوق کارگر در اردیبهشت ماه را بررسی و تحلیل کردند، ماده ۲۳: حق امنیت کار. باتوجه به اوضاع شدیدا امنیتی و نقض شدید حقوق بشر در ایران، از سویی سانسور و سرکوب فعالین و رسانه های غیر وابسته و از سوی دیگر پوشش ندادن و یا کوچک شمردن مشکلات از جمله مشکلات معیشتی، فقر، بیکاری، نابرابری، فقدان آزادی های اولیه، که یکی از بخشهای لاینفک و جدا نشدنی آن که بدون شک بدنه اصلی تمامی جوامع الالخصوص ایران بشمار میآید اصناف، مشاغل، کار و کارگرانست که توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران و قوانینشان موجبات نقض کلی حقوق شان گشته است؛ ازینرو گزارش مذکور حداقل نقض حقوق کار و کارگر که نهایتا بیست الی سی درصد آن میباشد. جناب اقای محمد ابوطالبی با تفسیر ماده ۴ و مقایسه ان با قانون اساسی سخنرانی خود را اینگونه اغاز کردن: هیچ احدی نباید در بردگی یا بندگی نگاه داشته شود: بردگی و داد و ستد بردگان از هر نوع و به هر شکلی باید بازداشته شده و ممنوع شود. حق آزادی و ممنوعیت بردگی جزو حقوق بنیادین انسانها است. تمامی انسانها آزاد آفریده شدهاند و آزادی، حقی است که هر فرد از لحظهی تولد خود دارا میشود و این دقیقا درماده اول اعلامیهی جهانی حقوق بشر نیز آمده : که « تمام افراد بشر آزاد به دنیا میآیند.» الزام آزادی انسان با تولد او، تأکیدی است بر «ذاتی بودن» یا «طبیعی بودن» آزادی برای انسان. به همین دلیل به بردگی کشاندن انسان خطای آشکاری است بر ضد نظم طبیعی. منع بردگی و بردهداری در اسناد بینالمللی اولین و مهمترین سند بینالمللی در زمینه مبارزه بردگی و منع آن،کنوانسیون بینالمللی منع تجارت برده و بردگی بوده که در ۲۵سپتامبر ۱۹۲۶ و تحت حمایت جامعهی ملل به تصویب رسیده است. ماده۱کنوانسیون مزبور، بردگی و تجارت برده را به این شرح تعریف میکند: «بردگی عبارت است از وضعیت یا شرایط انسانی که هر یک از اختیارات مربوط به حق مالکیت یا تمام آنها نسبت به او اعمال میشود. طبق این ماده تجارت برده، شامل تمام اقدامات مربوط به اسیر کردن انسان، تملک یا فروش او با قصد کشاندنش به بردگی است و شامل تمام اقدامات مربوط به تملک یک برده با هدف فروش یا مبادلهی اوست. همچنین شامل تمامی اقدامات، اعمال، اختیارات مالکانهی فروش یا مبادله بر بردهداری است که با هدف فروش یا مبادله به دست آمده و به طورکلی شامل هرگونه اقدام به تجارت یا انتقال بردگان است. کنوانسیون تکمیلی لغو بردگی، تجارت برده و نهادها و عملکردهای مشابه بردگی، مصوب ۷ سپتامبر ۱۹۵۶ سازمان ملل متحد نیز مکمل کنوانسیون بینالمللی منع بردهداری و بردگی ۱۹۲۶ جامعه ملل است. مقدمهی کنوانسیون، همچون معیار مشترک پیشرفت برای کلیهی ملتها و مردمان، اعلام میدارد که «هیچ کس نباید در بردگی یا بندگی نگه داشته شود و بردگی و بردهداری در کلیهی اشکال خود ممنوع هستند. پس از جنگ جهانی دوم، اسناد بینالمللی مهم دیگری با جنبههای حقوق بشری و در حمایت از حقوق بشر، ممنوعیت بردگی و بردهداری را به عنوان تعهدی برای دولتها مشخص کردند؛ از جمله این اسناد میتوان به ماده ۴ اعلامیهی جهانی حقوق، ماده۸از میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده۴کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، ماده ۶کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر، ماده ۵ ازمنشور آفریقایی حقوق بشر و ملتها، ماده ۷- دیوان کیفری بینالملل، کنوانسیون حقوق کودک و پروتکل الحاقی آن. اینها از دیگر اسناد بینالمللی در زمینهی ممنوعیت بردگی و بردهداری هستند. به موجب ماده۴ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، حتی در شرایطی که خطری استثنایی موجودیت یک ملت را تهدید کند، نباید «حق آزاد زیستن، یعنی برده و بنده نشدن انسان» نباید فراموش شود. بدین ترتیب، ممنوعیت بردگی و بردهداری به صورت یک قاعدهی کلی در حقوق بینالملل درآمده که، هر گونه توافق یا معاهدهی معارض با آن، باطل و از درجهی اعتبار ساقط است. بردگی و بردهداری، اعمال حقوق مالکانه و اختیارات مربوط به اموال بر انسان است و انسان را تحت مالکیت درمیآورد.سخنران سوم اقای محمد افتابی با موضوع روز جهانی مبارزه با کار کودکان، روز جهانی مبارزه با کار کودکان روزی است که برای افزایش آگاهی و فعالیت در زمینه جلوگیری کار کودکان از سوی سازمان بینالمللی کار پیشنهاد شدهاست. این پیشنهاد نخستین بار در سال ۲۰۰۲ و پس از تصویب کنوانسیون حداقل سن کار (۱۹۷۳) و کنوانسیون بدترین شکلهای کار کودکان صورت گرفت.روز جهانی مبارزه با کار کودکان هر ساله در ۱۲ ژوئن (۲۲ خرداد) بزرگ داشته میشود و هدف آن جلوگیری از کار کودکان به هر شکلی است. سازمان بینالمللی کار(ILO) و بدنه سازمان ملل متحد که به تنظیم و مدیریت دنیای کار میپردازد در سال ۲۰۰۲ بر این شد تا روزی جهانی را برای مبارزه با کار کودکان تعیین کند تا توجه و تلاش همگان در این زمینه را برانگیزد. در این روز دولتها و نهادهای محلی، جامعه مدنی و جهانی، کارگرها و کارفرمایان به گرد هم جمع میشوند تا مشکل کودکان کار را مطرح کنند و راه حلهایی برای کمک به آنها پیشنهاد کنند.برپایه دادهها صدها میلیون دختر و پسر در جهان درگیر کارند و از آموزش و پرورش مناسب، بهداشت، تفریح، و آزادیهای اولیه بیبهرهاند. بیش از نیمی از این بچهها مشغول به بدترین شکل ممکن از کارهای کودکان اند؛ مانند کار در محیطهای خطرناک، بردگی یا دیگر شکلهای بیگاری؛ قاچاق مواد مخدر و تن فروشی و حتی ورود در درگیریهای مسلحانه. این در حالی است که در منطقه ای همچون خاورمیانه که برخی کشورهای آن از بی ثباتی سیاسی رنج می برند و برخی کشورها همچون سوریه و یمن درگیر جنگ هستند، کودکان در شرایط و وضعیت دشواری به سر می برند. براساس آماری که به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودکان منتشر شده، شمارکودکان کار از سال۲۰۰۰ میلادی تا امروز (در طول ۱۷سال گذشته) کاهش یافته و از ۲۴۶ میلیون نفر به ۱۶۸ میلیون نفر رسیده است: کاهشی به میزان یک سوم.گزارش سازمان بین المللی کار اما نشان می دهد بیش از ۸۵ میلیون کودک کار در جهان (نیمی از جمعیت کودکان کار) در شرایطی بسیار دشوار روزگار می گذرانند. کمتر از ۱۷۱ میلیون نفر از این کودکان در منطقه آسیا زندگی می کنند و این منطقه همچنان بیشترین شمار کودکان کار را در میان مناطق مختلف جهان در خود جای داده است.تخمین زده می شود که ۷۸ میلیون یا ۹.۳ درصد از کودکان کار جهان در آسیا زندگی می کنند.از سوی دیگر بیشترین حوادث هنگام کار برای کودکان کار در منطقه صحرای آفریقا رخ می دهد. رجوع به آمارهای این سازمان نشان می دهد ۱۳میلیون کودک کار (۸.۸ درصد) در کشورهای آمریکای لاتین و ۹.۲ میلیون نفر (۸.۴ درصد) در منطقه خاورمیانه هستند.عمده کودکان کار در بخش کشاورزی فعالیت دارند و به عنوان نیروی کار ارزان (و در مواردی رایگان) در این بخش به کار گرفته می شوند.به این عدد و رقم ها باید ۵۴ میلیون کودک کار در بخش خدمات و ۱۲میلیون کودک کار در در بخش صنعت را هم اضافه کرد که به شکل غیررسمی در این حوزه ها فعالیت دارند.و سخنران چهارم اقای رسول عباسی زمان ابادی بودند با موضوع کنوانسیون شماره ۱۸۲ سازمان جهانی کارسازمان بینالمللی کار از زمان تشکیل خود در سال ۱۹۱۹تا به امروز، توسط کنفرانس بینالمللی کار که سالی یک بار در ژنو و در مقر این سازمان تشکیل جلسه میدهد، مجموعا ۱۸۵ کنوانسیون و ۱۹۵ توصیه نامه برای تنظیم روابط حاکم بر محیط کار و مشخص ساختن حداقل معیارها و استانداردها در زمینه حقوق بنیادی کار در سطح بینالمللی، تدوین و تصویب کرده است.کنوانسیون ها، پیمان های بینالمللی هستند که ابتدا توسط کنفرانس به تصویب رسیده و برای تصدیق و تصویب در اختیار کشورهای عضو قرار داده میشوند. تصویب کنوانسیون ها از سوی هریک از دولتهای عضو، موجب ایجاد وظایف قانونی برای امضا کننده شده و آن دولت را موظف به اجرای شرایط مطرح شده در کنوانسیون میکند. توصیه نامه ها نیاز به تصویب از سوی دولتها نداشته و تنها دستورالعمل و راهنمای کار در سطح ملی میباشند و به لحاظ قانونی تعهدآور نیستند. از مجموع ۱۹۵توصیه نامه که تا کنون به تصویب رسیدهاند، ۳۶ توصیه نامه پس گرفته شدهاند. توصیه نامه های پس گرفته شده جزو ۹۶ توصیهنامه هایی هستند که تا سال ۱۹۵۳ به تصویب رسیده بودند. هیچ یک از توصیهنامه هایی که از سال ۱۹۵۳ به بعد تصویب شدند، تا کنون پس گرفته نشده اند.از میان ۱۸۵ کنوانسیون تصویب شده ۵ کنوانسیون الغای کار اجباری (شماره ۲۹)، بدترین اشکال کار کودکان(شماره ۱۸۲)، منع تبعیض در محیط کار (شماره ۱۱)، آزادی سندیکایی (۸۷)و حق سازمان یابی و برخورداری از حق قراردادهای دسته جمعی (۹۸) جزو حقوق اساسی و پایهای کار شناخته شده و دولتها ملزم به رعایت مفاد آنها میباشند. رعایت این ۵ کنوانسیون فارغ از تصویب آنها توسط دولتها میباشد.همچنین تعدادی از کنوانسیون های تصویب شده در طول سالیان گذشته از جمله کنوانسیونهای شماره۳۱ و۴۶ مربوط به ساعت کارکارگران معدن و کنوانسیون های شماره۵۱ ،۶۱،۶۶ که به ترتیب مربوط به کاهش ساعات کار در کارهای عمومی، صنایع نساجی و مهاجرت برای استخدام، مصوب ۱۹۳۶و ۱۹۳۷ و ۱۹۳۹بودند، پس از سالها اجرایی نشده و در سال ۲۰۰۰ پس گرفته شدند.لازم به ذکر است که از نزدیک به ۱۵۰ کنوانسیونی که در سطح جهانی مورد اجرا قرار میگیرند، دولتهای مختلف ایران در طی سالهای گذشته تنها ۱۲ کنوانسیون را به شرح زیر مورد تصویب قرار دادهاند.کنوانسیون تعطیلات هفتگی (شماره ۱۴) سال تصویب۱۹۲۱،در سال ۱۹۷۲ توسط ایران پذیرفته شده، ۱۱۷کشور آن را به تصویب رسانده اند. این کنوانسیون مقرر میدارد کارگران شاغل در بخشهای مختلف صنعتی در هر هفته میبایستی از حداقل یک روز استراحت برخوردار باشند. همچنین میزان ساعت کار پذیرفته شده در هفته نیز ۶ روزی کاری هشت ساعته یا ۴۸ ساعت در هفته است.کنوانسیون برابری رفتار در زمینه حوادث ناشی از کار (شماره ۱۹) در سال ۱۹۲۵ تصویب شد و در سال ۱۹۷۲ توسط دولت ایران پذیرفته شده، تا کنون ۱۲۰ کشور آن را به تصویب رسانده اند. این کنوانسیون مقرر میدارد هر یک از دولتهای عضو سازمان بینالمللی کار میبایستی تسهیلات لازم برای اتباع کشورهایی دیگر عضو را که در اثر حوادث ناشی از کار در قلمرو آن آسیب دیدهاند فراهم سازد. این تسهیلات میبایستی مشابه تسهیلاتی باشد که برای اتباع خود قائل میشوند.کنوانسیون کار اجباری (شماره ۲۹) در سال ۱۹۳۰ تصویب شد و در سال ۱۹۵۷ توسط ایران پذیرفته شده، ۱۶۵ کشور آن را به تصویب رسانده اند.بر اساس مفاد این کنوانسیون هر یک از دولتهای عضو سازمان بینالمللی کار موظف میباشند در کوتاهترین زمان ممکن استفاده از «کار اجباری» را موقوف کنند. کنوانسیون ضمن تعریف جامع «کار اجباری»موارد استثنا را نیز مشخص می نماید.کنوانسیون حفاظت از دستمزد (شماره ۹۵) در سال ۱۹۴۹ تصویب و در سال ۱۹۷۲ توسط ایران پذیرفته شده، ۹۶ کشور آن را به تصویب رسانده اند.این کنوانسیون ضمن تعریف دقیق کلمه «دستمزد» و مشخص ساختن وظایف دولتهای عضو تأکید میکند که دستمزد میبایستی به پول رایج و قانونی کشور پرداخت شده و پرداخت «دستمزد» از طریق ارائه کوپن، سفته و … ممنوع میباشد -کنوانسیون برابری دستمزدها (شماره ۱۰۰) در سال ۱۹۵۱ تصویب و در سال ۱۹۷۲ توسط ایران پذیرفته شده، ۱۶۱ کشور آن را به تصویب رسانده اند.کنوانسیون در تعریف عبارت «برابری دستمزدها» تأکید میکند «برابری دستمزدها» شامل پایه حقوق، حداقل دستمزد و یا درآمد های اضافی مانند پرداخت های مستقیم یا غیر مستقیم نقدی و غیرنقدی توسط کارفرما می شود. همچنین مقرر میدارد : کارگران زن و مرد برای انجام کار با «ارزش برابر» میبایستی از حقوق مساوی بدون هیچ گونه تبعیض جنسی برخوردار باشند..
جلسه ماهیانه کمیته دفاع از حقوق کار و کارگر شنبه ۴ مای ۲۰۱۹
شبنم فتحی
این جلسه در ساعت۱۶:۰۰ در فضای مجازی پالتاک با حضور جمعی ازاعضای کمیته دفاع از حقوق کار و کارگر و فعالان حقوق بشربا موضوعاتی حول محور نقض حقوق کار و کارگر در ایران برگزار شد. در بخش اول اقای رسول عباسی زمان ابادی با گزارش و تحلیل موارد نقض حقوق کارگران در فروردین ماه سخنرانی کردند : ماده ۲۳: حق امنیت کارالف) هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.ب) همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمایند .پ) هر کس که کار میکند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می شود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید .ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند. باتوجه به اوضاع شدیدا امنیتی و نقض شدید حقوق بشر در ایران، از سویی سانسور و سرکوب فعالین و رسانه های غیر وابسته و از سوی دیگر پوشش ندادن و یا کوچک شمردن مشکلات از جمله مشکلات معیشتی، فقر، بیکاری، نابرابری، فقدان آزادی های اولیه، که یکی از بخشهای لاینفک و جدانشدنی آن که بدون شک بدنه اصلی تمامی جوامع الالخصوص ایران بشمار میآید اصناف، مشاغل، کار و کارگران ست که توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران و قوانینشان موجبات نقض کلی حقوق شان گشته است؛ ازینرو گزارش مذکور حداقل نقض حقوق کار و کارگر که نهایتا بیست الی سی درصد آن میباشد فروردین گزارش یکساله کولبر نیوز درباره قتل و کشتار کولبران در مرزهای کردستان،در سال گذشته ۲۵۶ تن از کولبران و کاسبکاران در نقاط مختلف نوار مرزی کردستان از ماکو تا ایلام با شلیک مستقیم نیروهای مسلح، انفجار مین، بر اثر حوادثی چون سقوط از صخرەها و ارتفاعات، گرفتار آمدن در برف و سرما و بهمن، و در تعقیب و گریز نیروی انتظامی در جادههای کردستان و ایران، کشته و مجروح شدند. از جمع این ۲۵۶ نفر, ۸۶ نفر جان خود را از دست دادهاند و ۱۷۰ نفر نیز مجروح شدهاند که در میان آنها شمار زیادی برای همیشه و بدون داشتن هیچگونه امنیت اقتصادی از کار افتاده و زمین گیر شدند.فروردین صدها نفر از مردم در سنندج، با امضای یک طومار اعتراضی، خواهان آزادی اسماعیل بخشی شدند! در روزهای نوروزی، بخشی از فعالین سیاسی در سنندج، با جمع آوری امضای شهروندان، خواستار آزادی بدون قید و شرط اسماعیل بخشی، از رهبران خوش نام اعتصابات شرکت نیشکر هفت تپه و کلیه زندانیان سیاسی شدند. کارگر زندانی، زندانی سیاسی، آزاد باید گرددفروردین انجمن صنفی کارگران ساختمانی مریوان وسرواباد طی اطلاعیه ای تحت عنوان “حق بیمه کارگران ساختمانی به ۱۵۳ هزار تومان رسید” ضمن اعتراض شدید به این افزایش ازکارگران ساختمانی درخواست کرد تا اطلاع ثانوی هیچگونه فیش حق بیمه را پرداخت نکنند.فروردین بیش از هشتاد تشکل کارگران ساختمانی در بیانیهای مشترک بر خطوط کلی مطالبات خود تاکید کردند و خواستار روشن شدن دستمزد کارگران ساختمانی شدند. در بخش دوم خانم رزا جهان بین با بررسی ماده ۱۲ اعلامیه جهانی حقوق بشر و مقایسه ان با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و شرایط موجود به سخنرانی پرداختند :در ابتدا اشاره میکنم به نحوه شکل گیری اعلامیه جهانی حقوق بشر در جهان و پیشینه تاریخی آن اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوبه ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ میلادی دستاوردی است که به دنبال جنگ جهانی دوم شکل گرفت. آزادیهایی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر مطرح هستند توسط رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، فرانکلین روزولت، در ژانویه ۱۹۴۱، یعنی هفت سال قبل از تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر، در کنگره آمریکا مطرح شده بودند. روزولت به شهروندان آمریکایی و به شهروندان تمام جهان پیام و نوید چهار آزادی را برای آینده جهان بشری داده بود: آزادی بیان، آزادی عقیده و رهایی از هر نوع ترس و فقر. این چهار آزادی از یک سو هدف اول مورد حمله از سوی حاکمان هر دیکتاتوری و از سوی دیگر میزان ابتدایی نوع آزادی در یک کشور هستند
. در روز ۱۰ دسامبر سال ۱۹۴۸ میلادی اعلامیه جهانی با ۴۸ رأی موافق، بدون رأی مخالف و ۸ رای ممتنع به تصویب رسید. شوروی، اوکراین، بلاروس ، یوگسلاوی، جمهوری خلق لهستان، چکسلواکی، عربستان سعودی و اتحادیه آفریقای جنوبی هشت نمایندهای بودند که رای ممتنع دادند و هندوراس و یمن (که در آن دوره جزو کشورهای عضو بودند) در رایگیری شرکت نکردند.
رای ممتنع اتحادیه آفریقای جنوبی را میتوان بهدلیل نظام آپارتاید دانست، که عملکرد آن مستقیماً با تعدادی از مواد بیانیه در تناقض است. رای ممتنع نماینده عربستان سعودی نیز بهدلیل مخالفت با ۲ ماده از اعلامیه بود: ماده ۱۸ که به همگان «حق تغییر دین و باور» میدهد و ماده ۱۶ که در مورد «برابری حقوق در ازدواج» سخن میگوید.. روزولت دلیل رای ممتنع شوروی را ماده ۱۳ بیانیه دانست که به شهروندان اجازه میدهد تا کشور خود را ترک کنند اما نماینده شوروی علت رای ممتنع کشور خود را، عدم صراحت کافی مخالفت با فاشیسم در اعلامیه جهانی حقوق بشر ذکر کرد. سخنران سوم اقای سید اشکان حسینی با موضوع روز جهانی مطبوعات سوم ماه مه؛ روز جهانی آزادی مطبوعات : در سوم ماه مه ۱۹۹۱ میلادی، به منظور ارتقای وضعیت نشریههای مستقل و مطبوعاتِ فراگیر در کشورهای آفریقایی، یونسکو و سازمان ملل متحد در شهر ویندهوک، پایتخت نامیبیا همایشی برگزار کردند. در این همایش متنی به تصویب رسید که به نام قطعنامهی ویندهوک شناخته میشود. در این قطعنامه، جراید آزاد، فراگیر و مستقل، از اجزای ضروری جامعهی دموکراتیک شناخته شدهاند. همچنین تصریح شده است که آزادی رسانه و مطبوعات باید در قالبِ نوعی ضمانتنامه از جانب دولتها در اختیار ارباب مطبوعات و جراید قرار گیرد. چنین ضمانتنامهای باید از حقوق رسانهها در برابر تمامی روندهای محدودکنندهی ابراز اندیشه و عقاید حفاظت کند. این قطعنامه با تاکید به نقش اساسیِ مطبوعات آزاد در مسیر حصول به دموکراسی و همچنین ضرورت آزادی اندیشه و بیان در تمامی جوامع بشری از دولتها میخواهد که با تصویب قوانین مشخص، تضمین کنند که مراجع رفع اختلاف بین رسانهها و شاکیان نیز تحت هیچ شرایطی، اصول آزادی بیان را زیرپا نگذارند.
در پی درخواست یونسکو، مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۰ دسامبر ۱۹۹۳ میلادی در چهل و هشتمین اجلاس خود طی مصوبه ۴۳۲/۴۸، روز سوم ماه مه هر سال را بهعنوان «روز جهانی آزادی مطبوعات» اعلام کرد. در ایران اما به این روز چندان توجه نشده است. با امید به پررنگ شدن وجههی این مناسبت و فراگیر شدن مفاد خواستهایِ آن در جامعه، روز جهانی آزادی مطبوعات را گرامی می¬داریم و این روز را به نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات مستقل شادباش میگوییم. بیانیه کانون به مناسبت روز جهانی کارگر کانون نویسندگان ایران به مناسبت اول ماه مه، روز جهانی کارگر، بیانیه منتشر کرد و فرا رسیدن این روز را به ” کارگران ایران و جهان” شادباش گفت. کانون در این بیانیه « خواهان به رسمیت شناختن عملی و واقعی حق آزادی بیان و اعتصاب، برای همهی گروههای اجتماعی» شده است.
گرامی باد اول ماه مه؛ روز جهانی کارگر روز جهانی کارگر، روز طبقهای است که بارِ تولید را بر دوش می کشد اما خود از مواهب آن بی بهرهترین است. کارگران در این روز ، همبستگی و همصدایی شان را در سراسر جهان پای می کوبند و خواست های دیرین شان برای عدالت و آزادی را با صدایی رسا فریاد می کشند.جنبش کارگری از جایگاهِ این مطالبات، مفهوم انسانی و عاماش را در زیستِ سایر طبقات تحت ستم گسترش داده است. بسیاری از آرمان های بشر، از این مسیر و با تاثیرپذیری از اعتلای جنبش کارگری بنیان نهاده شده یا تعمیق یافته است. خواست های انسانِ امروز برای آزادی بیان، برابری حقوق زنان و مردان، مبارزه برای لغو مجازات اعدام، حقوق کودکان، آموزش همگانی و رایگان، مبارزه با کار اجباری و… پیوندی تنگاتنگ با مطالبات کارگران دارند. بنابراین سرنوشتِ نویسندگان و افراد و اقشارِ دیگر جامعه، به طور واقعی، از طریق همین آلام و آرزوهای مشترک با جنبش کارگری گره خورده است.رشد کیفی جنبش کارگری ایران در سال های اخیر و خواستِ عمومی کارگران برای ایجاد تشکل های مستقل و در چشم اندازی وسیع تر، ایجاد تشکل سراسری و فراگیر، علاوه بر درخواست های صنفی، مطالبات عمومی جامعه را برای عدالت و آزادی پررنگ تر کرده است. همچنین باید اذعان داشت که عقوبت چنین رویکردی، بیش از همه، بر گرده ی کارگران و معترضانی از سنخ اسماعیل بخشی نقش فقر و شلاق بسته است.کانون نویسندگان ایران ضمن شادباشِ اول ماه مه به کارگران ایران و جهان، خواهان آزادی همهی فعالان کارگری و نویسندگان و روزنامهنگاران در بند، و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی است. همچنین، به همین مناسبت، خواهان به رسمیت شناختن عملی و واقعی حق آزادی بیان و اعتصاب، برای همه ی گروه های اجتماعی، بهویژه آنهایی ست که در وضعیت مصیبت بار معیشتی موجود، قربانیان اصلیِ رکود اقتصادی و حتا بلایای طبیعی هستند. کانون نویسندگان ایران۱۱ اردیبهشت ۱٣۹٨
امروزه معیار نظام دموکراتیک در جامعه بینالمللی به طوری که در ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده، آزادی جامعه مدنی کشورها شناخته میشود و آزادی مطبوعات نوع مشخصی از ابزار آزادی است که محقق شدن آن نیازمند ایجاد فضای مطلوب، مبتنی بر حاکمیت قانون است. در بخش بعدی جناب اقای مهدی فاضل زاده با موضوع روز جهانی بهداشت سخترانی کردند و در اخر زانیار سهرابی سخنران مهمان جلسه بودند که به موضوع جنبش های کارگری پرداختند.
وضعیت مسیحیان ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷
فرشاد قضائی کاوکانی
نوکیشی در اسلام: هیچ خدایی جز الله نیست و محمد فرستاده الله است. در دین اسلام، هر کس دین را ترک کند مرتد شناخته میشود و حکم «ارتداد» شاملش میشود. از پیامبر اسلام نیز در کافی جلد ۶ صفحه ۱۷۴ نقل شده است که: «کسی که دینش (اسلام) را به دین دیگر تبدیل کرد، پس او را بکشید». البته اعدام مرتد در جایی است که کسی مسلمان زاده بوده و سپس از روی جحود (انکارِ ستیزه جویانه) و عناد برای ضربه زدن به اسلام کافر شود. مرتد در ایران : در ایران، در قانون مجازات اسلامی مصوب اسفند ۱۳۷۵ هیچ تعریفی از جرم ارتداد نشده است اما این بدان معنا نیست که دادگاههای ایران نمیتوانند شخص مرتد را مورد تعقیب کیفری قرار داده، مجازات کنند. در سال ۲۰۱۱، مسایل دینی (ارتداد، توهین به مقدسات، نقد دین) در ۱۰۴ کشور جهان هیچ قانونی نداشتهاست. اما در این سال ارتداد در ۲۰ کشور ممنوع بودهاست. در این کشورها، ترک دین برای تبدیل شدن به خداناباور، یا تغییر دین به مذهبی دیگر، جرم است. ترورهای زنجیرهای: به کشتار برخی از شخصیتهای سیاسی، اجتماعیِ و مذهبی منتقد نظام جمهوری اسلامی در دهه هفتاد خورشیدی، در داخل و خارج از ایران، گفته میشود که به گفته برخی از منابع، با فتوای برخی از روحانیون بلندپایه و به دست پرسنل وزارت اطلاعات در زمان وزارت علی فلاحیان (وزیر اطلاعات دوران ریاستجمهوری هاشمی رفسنجانی) و قربانعلی دری نجفآبادی (اولین وزیر اطلاعات در دولت محمد خاتمی) انجام شد.وزارت اطلاعات طی اطلاعیه بیسابقهای، عوامل قتلها را معدودی از همکاران کجاندیش و خودسر که آلت دست عوامل پنهان و مطامع بیگانگان شدهاند نامید. محمد خاتمی رئیسجمهور وقت، تیمی خارج از وزارت اطلاعات و بدون حضور وزیر وقت را مسئول رسیدگی به پرونده کرد. این تیم پس از یک ماه تحقیق، دست داشتن مقامات بلند پایه وزارت اطلاعات در قتلها را اعلام و عوامل را دستگیر کرد. دری نجفآبادی وزیر وقت اطلاعات، بلافاصله توسط خاتمی برکنار و یونسی جایگزین وی شد.گرچه در مجموع قتلها در طول چندین سال اتفاق افتاده، قربانیان این قتلها بیش از ۸۰ نفر از نویسندگان، مترجمان، شاعران، کنش گرایان سیاسی ومذهبی، شهروندان عادی بودند که با روشهای گوناگونی مانند تصادف خودرو، ضربات چاقو، تیراندازی در سرقتهای مسلحانه و تزریق پتاسیم به منظور شبیهسازی حمله قلبی به قتل رسیدند. در پاییز و زمستان سال ۱۳۷۷ (۱۹۹۸ میلادی) و هنگام به قتل رسیدن داریوش فروهر، پروانه اسکندری و سه نویسنده مخالف نظام، در عرض ۲ ماه به عنوان یک بحران جدی مطرح شدند. بعد از پایان یافتن جنگ و حذف برخی از شخصیت ها درون حزبی جمهوری اسلامی و رقبای برون حزبی خود و داشتن قدرت کمال و تمام در ایران در زمان جمهوری اسلامی نیاز به تثبیت فرا رسیده بود که مقارن با پایان دولت هاشمی رفسنجانی و شروع دولت خاتمی بوده ، در آن زمان شعار گفتگوی تمدن ها را سر دادند. حالا وقت حذف مخالفان و کنشگران که ضربه به ایدئولوژی مذهبی جمهوری اسلامی می زدند به شکل ترور، رسیده بود که در این بین مسیحیان و نوکیشان مسیحی هم در لیست قرار داشتند. اما با توجه به واکنش های جهانی و اعتراض نسبت به ترور مخالفان ، مبلغان مذهبی و … رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به قضیه ترورعوض شد و راهکارهای جدیدی برای حذف پیش گرفتند. این راهکارهای جدید برای فعالین سیاسی، مدنی ومذهبی با اتهامات نظیر تبلیغ علیه نظام برای نسرین ستوده فعال حقوق بشر ، وابسته به گروهک های ترویستی برای وحید صیادی که در زندان جان باخت و در تازه ترین حادثه ناگوار یکی از فعالین سیاسی به نام علیرضا شیرمحمدعلی جوان بیست و یک ساله توسط زندانیان دیگر به قتل رسیده که به جرم توهین مقدسات بازداشت شده بود یا بسیاری از افراد مانند مایکل وایت که به جرم توهین به رهبری بازداشت و در زندان به سر می برند ، و یا در بازداشت های طولانی مدت دو زندانی مسیحی به نام های امین افشار نادری و هادی اصغری و یا با شکنجه متوالی و عدم دسترسی به درمان به عنوان مثال آرش صادقی ،نرگس محمدی،نازنین زاغری و…. مواجه می باشند. وضیعت مسیحیان بعد از انقلاب اسلامی با ترور، قتل ، حبس های طولانی مدت، شکنجه، عدم دسترسی به پزشک متخصص در زندان، بسته شدن کلیسا ها یا عدم اجازه بازسازی کلیسا ها اینگونه رفتارهای خصمانه جمهوری اسلامی بوده و هست که در ادامه به این قضیه می پردازیم.
هایک هوْسِپیان مِهر Haik Hovsepian Mehr : متولد ۶ ژانویه ۱۹۴۵ در تهران، کشته شده در۲۰ ژانویه ۱۹۹۴)، جانباخته مسیحی و کشیش ایرانی ارمنیتبار بود که تا زمان مرگش اسقف کلیسای جماعت ربّانی بود. او همچنین سروده هایی عرفانی برای پرستش در کلیسا سروده است. وی یکی از شخصیتهای برجسته جامعه ارمنیان ایران بود. سالها برای دفاع از حقوق اقلیتهای دینی و نجات زندانیان سیاسی و عقیدتی تلاش کرد. سه روز پس از به نتیجه رسیدن تلاشهایش برای آزادی مهدی دیباج و در حالی که به فرودگاه مهرآباد میرفت در بین راه ربوده شد (۱۹ ژانویه ۱۹۹۴). به گفته اکبر گنجی چند روز پس از آن پلیس خبر از پیدا شدن جسد وی داد. چهار سال بعد مشخص شد که وی توسط مأمورین وزارت اطلاعات کشته شدهاست. یک نوشتهُ هوسپیان مهر نشان میدهد که او تهدیدهایی را از سوی قاتلان خود حس میکردهاست. در آخرین نامه بجا مانده از اسقف هوسپیان که یک روز پیش از ناپدید شدن نوشته آمدهاست: «من آمادهام که در کلیسا جان خود را تقدیم کنم باشد که دیگران بتوانند در آرامش و صلح، بدون ترس، خداوند خود را نیایش کنند».اسقف هوسپیان مهر قبل از کشته شدنش به خبرنگار یک روزنامه هلندی گفته بود: ما در حاشیه سرکوب غیرقابل تصوری از طرف دولت هستیم. گزارشی که نماینده ویژه سازمان ملل به نماینده جمهوری اسلامی ایران در این سازمان دادهاست گواه بر این است که اسقف هایک هوسپیان برای دفاع از حقوق مسیحیان به ایران رفته بود که پس از چند روز ربوده شد و به قتل رسید.
گزارش سازمان ملل در مورد فعالیتهای هوسپیان: نماینده ویژه سازمان ملل متحد برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران، در تاریخ ۱۷ فوریه ۱۹۹۴ نامهای به نماینده دولت جمهوری اسلامی ایران در این سازمان نوشت که در آن آمدهاست: “مایلم توجه شما را به گزارشی که در مورد اسقف هایک هوسپیان مهر، مدیر عالی شورای کلیساهای تجمع برای خدا…، که اخیراً در جمهوری اسلامی به قتل رسیده، جلب کنم.” در یازدهم ژانویه ۱۹۹۴ اسقف هوسپیان مهر از من تقاضا نموده بود که به ایران سفر کرده و با کشیشان پروتستان انجیلی و مسئولین دولتی ملاقات و در مورد حقوق بشر و اوضاع اقلیتهای مذهبی گفتگو نمایم. بر اساس گزارشهای رسیده ایشان با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ملاقات داشته و از وی خواسته بود که حقوق اقلیت(پیروان) مسیحی (ایران) رعایت شود. در پاسخ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از وی خواسته بود که همه کلیساهای مسیحی (ایران) اعلامیهای را امضاء کنند مبنی بر اینکه آنان به عنوان مسیحی در جمهوری اسلامی ایران از تمامی حقوق قانونیشان برخوردارند. اسقف هایک هوسپیان مهر حاضر نشد به نمایندگی از طرف کلیسای خود چنین اعلامیهای را امضاء کند. گزارش سازمان عفو بینالملل نیز حاکی از این است که قتل کشیشان مسیحی بعلت مخالفت آنها با جمهوری اسلامی ایران است. در این گزارش که در مورد قتل کشیشان صادر شده آمدهاست: “در یکسال و نیم یعنی از نیمه سال ۱۹۹۳ تا سال ۱۹۹۵ پیکرهای چهار تن از رهبران اقلیتهای مذهبی در شرائط مشکوکی یافت شده. همه این افراد به سیاستهای دولت با نظر انتقادی مینگریستهاند”. یک نماینده کنگره آمریکا در مجلس نمایندگان در این باره گفت: «اسقف هوسپیان چند روز قبل از مرگش در ژانویه گذشته کشته شدن خود را پیشبینی کرده بود. او در دسامبر گذشته هنگام بازگشت از کنفرانسی در پاکستان، به یکی از هم کیشانش گفت: آنها به دلیل اینکه من ساکت ننشستم، مرا خواهند کشت. در ۲۰ ژانویه ۱۹۹۴ جسد اسقف هایک پیدا شد. او قبل از مرگش شکنجه شده بود. او ریسک اینکه به معتقداتش عمل کند را پذیرفته بود و بهای آنرا پرداخت». (صورتجلسه مجلس نمایندگان آمریکا، ۱۳۷۳۱۱۲۰(.براساس خبر خبرگزاری فرانسه به تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۷۲ یکی از اعضای خانواده هایک هوسپیانمهر گفت:”آقای هوسپیانمهر بعد از اینکه توجه جامعه بینالمللی را برای آزادی مهدی دیباج برانگیخت، احساس خطر میکرد”.یکی از نزدیکان اسقف هوسپیان مهر نیز تأکید نمود: “وی دشمنی نداشت، دولت از ما خواسته بود ترویج مذهبمان را متوقف کنیم؛ مقامات رژیم حاکم بر ایران اخیراً چند محل مذهبی این فرقه پروتستان را بستند”چند تن از اعضای کلیسای مجامع الهی نیز در همان تاریخ گفتند: “اعضای مجامع الهی از چند ماه پیش موضوع فشار و ارعاب مقامات در سراسر ایران هستند.”روزنامه داگ بلاد ـ نروژ به تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۷۲ نوشت: “رئیس میسیون مذهبی شرق در نروژ گفت: هوسپیان بسیار خوشحال بود که مقامات رژیم ایران در برابر فشارهای بینالمللی تسلیم شدهاند؛ ولی خودش میدانست که آنها از او انتقام خواهند گرفت.” نیویورک تایمز ۱۷ بهمن ۱۳۷۲ نوشت: «ربکا هوسپیان دختر ۲۲ ساله هوسپیان در مورد قتل پدرش گفت: “من احساس آزادی نمیکنم که الان حرف بزنم”
Bishop Haik Hovsepian Mehr, 49, Chairman of the Council of the Assemblies of God Church, was “silenced,” Protestant church members say.February 6, 1994, Page 001020 “The New York Times Archives”
ودر گزارش دیگری از نیویورک تایمز،اعضای کلیسای پروتستان می گویند اسقف اعظم هایک هوْسِپیان مِهر 49 ساله، رئیس شورای مجمع کلیسای خدا، “خاموش شد”.از آرشیو نیویورک تامیز صفحه 001020 تاریخ 6 فوریه 1994
اقدام هوسپیان مهر برای لغو حکم اعدام کشیش مهدی دیباج: اسقف هوسپیان مهر در ۱۱ ژانویه۱۹۹۴ (۲۱ دی۱۳۷۲) برای نجات جان یک کشیش ایرانی بنام مهدی دیباج که از سال ۱۳۶۵ محبوس بوده و توسط دادگاه انقلاب اسلامی ساری به اتهام ارتداد حکم مرگ گرفته بود، نامهای به شورای کلیساهای مجامع ربانی، برای فراخوان به یک اقدام بینالمللی نوشته بود. در این نامه آمدهاست: “قضیه از این قرار است که برادرمان مهدی دیباج توسط قاضی شرع شهر ساری به مرگ محکوم شدهاست. دیباج حکم محکومیت بهمرگ خود را برای من فرستادهاست که سندی روشن و مؤید این است که بهموجب قانون شرع او یک مرتد است و بایستی اعدام شود. آنها میخواهند خود را از چنگ تنها کلیساهای پروتستان خلاص کنند، و ما برایشان تبدیل به بهترین سیبلها شدهایم… من هدف شما را برای انجام یک اقدام تحسین میکنم و دفتر اجرایی ما نیز به این نتیجه رسیدهاست که سیاست «سکوت و انتظار» یک سیاست شیطانی است. حتی اگر ما بمیریم یا بهخاطر اعتقاداتمان زندانی شویم، میخواهیم به همه مسیحیان جهان آن چیزی را بفهمانیم که بر سر برادران و خواهرانشان در کشوری میآید که مدعی مذهبی بودن است”.این نامه باعث شد که جمهوری اسلامی ایران حکم اعدام کشیش مهدی دیباج را منتفی کند و مهدی دیباج را در ۲۶ دیماه ۱۳۷۲ آزاد کند. اما سه روز پس از آن اسقف هوسپیان مهر توسط پلیس مخفی جمهوری اسلامی ربوده میشود و در۳۰ دیماه ۱۳۷۲ مصادف با ۲۰ ژانویه ۱۹۹۴ به قتل میرسد. سازمان جهانی مسیحیان تحت ستم در بیانیهای از اقدام شجاعانه هوسپیانمهر برای نجات کشیش ایرانی مهدی دیباج از اسارت و مرگ تجلیل نمود و آزادیخواهی و شهامت روحانی فقید را ستایش کرد. کشف پیکر اسقف هوسپیان مهر: بنا به گزارش رادیو فرانسه” پیکر هایک هوسپیانمهر در منطقهای بهنام اسلامآباد در شمال کرج کشف شد. مقامهای ایران هیچ توضیحی درباره چگونگی مرگ این اسقف آزادمنش که ریاست شورای کشیشان پروتستان ایران و دبیرکل کلیسای ربانیان را بهعهده داشت به دست ندادهاند. مسئولان کلیسای مسیحی در ایران از دولت خواستار آن شدند که جسد اسقف هوسپیان مهر تحویل آنان شود”. سرانجام خانواده کشیش هایک هوسپیان پس از ۱۱ روز تلاش بیوقفه پس از ناپدید شدن وی در مسیر فرودگاه مهرآباد، پیکر مثله شده او را از سردخانه پزشکی قانونی تحویل گرفتند. پیکر هوسپیان با ۲۶ ضربه چاقو پاره شده بود، قاتلان حفرهای عمیق روی سینه او و درست بر قلبش با آلتی برنده ایجاد کرده بودند.
فیلم فریادی از ایران: دو تن از پسران هایک هوسپیان در آمریکا فیلمی مستند به نام فریادی از ایران در مورد کشته شدن پدرشان ساختند که ۱۳سال پس از مرگ پدرشان کار تهیه فیلم تکمیل و به نمایش گذاشته شد. در این فیلم پسران هوسپیان از مرگ او بهعنوان شهادت یاد میکنند و تمرکز فیلم بر کشته شدن هایک هوسپیان با ۲۶ ضربه کارد است. اما فریادی از ایران به خصوص از این جهت یگانه و منحصر به فرد است که بازگوی تلاشهای یک کشیش ایرانی ارمنیتباربرای رهایی همکار ایرانی سابقاً مسلمانش از چوبه دار نیز هست و میخواهد توجه جهانیان را بهضرورت مدارای مذهبی جلب کند. این فیلم برای اولین بار روز ششم سپتامبر ۲۰۰۷ در لس آنجلس به نمایش درآمد. هایک هوسپیان سرپرستی بیش از ۱۲کلیسا را عمدتاً در شمال ایران برعهده داشت.
https://www.youtube.com/watch?v=DfRd59lF8Ss
مهدی دیباج Mehdi Dibaj: روز ۱۴ مرداد ۱۳۱۳ برابر ۵ ماه اوت ۱۹۳۴ میلادی در اصفهان به دنیا آمد. در ۱۴ سالگی به مسیحیت گروید و بلافاصله از خانه پدری اخراج گردید و مجبور شد به تهران برود. وی اوایل سال ۱۹۸۵ میلادی برابر با ۱۳۶۵ شمسی دستگیر و به جرم ارتداد روانه زندان گردید. پس از گذراندن ۹سال و ۲۷ روز در زندان به سبب فشارهای بینالمللی و بدون کوچکترین توضیحی در ۲۶ دیماه ۱۳۷۲ از زندان آزاد شد. پنج ماه پس از آزادی در ۲۴ ژوئن ۱۹۹۴ میلادی برابر با ۱۳ تیر ۱۳۷۳ توسط عدهای ربوده شد و چند روز پس از آن مأمورین وزارت اطلاعات خبر پیدا شدن جسد بیجان وی را منتشر کردند. قاتلان روی جنازه طاطاوس میکائیلیان بر تکه کاغذی نشانی جسد قطعه قطعه شده مهدی دیباج را قرار داده بودند. چهار سال بعد یک منبع آگاه اعلام کرد که مهدی دیباج توسط مأمورین وزارت اطلاعات کشته شدهاست. علت قتل:در ۱۳ آذر سال ۱۳۷۷ اکبر گنجی نویسنده، روزنامهنگار و فعال سیاسی ایرانی و عضو سابق سپاه پاسداران که بعدها به سیاستهای جمهوری اسلامی اعتراض کرد، در مقالهای در روزنامه آریا اعلام کرد که وزارت اطلاعات کشیشان مسیحی را که نظام سیاسی ولایت فقیه را قبول نداشتهاند کشته و تقصیرآن قتلها را به گردن مجاهدین خلق انداخته است. اکبر گنجی اعلام کرده بود که وزارت اطلاعات این قتلها را به این دلیل انجام میداده است که از یکسو نظام جمهوری اسلامی را از روحانیون مسیحی خلاص میکند و از سوی دیگر سازمان مجاهدین را بی آبرو میکند. قبل از اکبر گنجی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام که وزیر کشور هم بود و همچنین شماری از مطبوعات جمهوری اسلامی به روشنی اعلام کردندکه قتل کشیشان مخالف نظام توسط وزارت اطلاعات صورت گرفتهاست.
حسین سودمندHossein Soodmand:: ۳۰ ژوئن ۱۹۵۱ مشهد – ۳ دسامبر ۱۹۹۰ مشهد اولین کشیش ایرانی است که در دوران معاصر رسماً به خاطر باورهای دینی جان خود را از دست داده است.در سال ۱۹۷۹ با روی کار آمدن حکومت اسلامی، وی از کار اخراج شد و به زادگاهش برگشت. در آنجا تحت فشار قرار گرفت تا از اعتقاداتش دست بردارد ولی وی نپذیرفت و به زندان افتاد. پس از مدتی زندانی بودن، بطور موقت آزاد شد و باردیگر زندانی شد. پس از سالها در بند بودن و پایداری بر اعتقادات خویش، در سوم دسامبر ۱۹۹۰ در مشهد اعدام شد.
طاطاوس میکائیلیان: Tatevos Mikaelian رئیس شورای کشیشان پروتستان بود. از کشیش میکائیلیان، به عنوان یکی از قربانیان «قتلهای زنجیرهای» دهه ۱۹۹۰ میلادی یاد میشود. وی یکی از بنیانگذاران کلیسای جماعت ربانی محسوب میشود و در مدرسه «گوهر» وابسته به کلیسای انجیلی ارمنیان به عنوان معلم و معاون مدیر و مدیر مشغول به خدمت بودهاست.کشیش طاطاوس میکائیلیان در سال ۱۳۴۹ خورشیدی(۱۹۷۰ میلادی) مسئولیت و مدیریت «انجمن کتاب مقدس ایران» را برعهده گرفت و سپس در مقام دبیر اجرایی شورای کلیسای انجیلی ایران خدمت نمود.
قتل میکائیلیان: در تیرماه ۱۳۷۳ خورشیدی (۲۹ ژوئن ۱۹۹۴ میلادی)، شش ماه پس از قتل کشیش هایک هوسپیانمهر، کشیش طاطاوس میکائیلیان، رئیس شورای کشیشان پروتستان، پس از ترک خانه در تهران ناپدید شد. جسد وی در ۱۱ تیرماه همان سال در حالیکه با اصابت چند گلوله به سرش کشته شده بود پیدا شد. در تاریخ ۲ ژوئیه ۱۹۹۴، پسرش برای شناسایی جسد او به پزشکی قانونی احضار شد. قاتلان روی جنازه کشیش میکائیلیان بر تکه کاغذی نشانی جسد کشیش مهدی دیباج را قرار داده بودند. چهار سال بعد یک منبع آگاه اعلام کرد که مهدی دیباج توسط مأمورین وزارت اطلاعات کشته شدهاست.
علت و عاملان قتل: در مقالهای که ناصر زرافشان (نویسنده، مترجم، حقوقدان، وکیل دادگستری، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی ایرانی است. او دبیر کانون نویسندگان ایران است )در مورد قتلهای زنجیرهای در جمهوری اسلامی به تاریخ ۲۱ اسفند ۱۳۷۸ منتشر کرد، نام کشیش دیباج و کشیش میکاییلیان در میان فهرست ۳۴ مورد قتل که توسط وزارت اطلاعات و در دوران سعید امامی صورت گرفته دیده میشود و رئیسجمهور وقت محمد خاتمی نیز در روزنامه همشهری چهارم آذر ۱۳۷۸ به این که این مجموعه قتلها در قوه قضاییه در دست بررسی است به خبرنگاران توضیح دادهاست.
یوسف ندرخانی Yousofe Nadarkhani: او مشهورترین کشیش زندانی ایرانی است که در سن ۱۹ سالگی از اسلام به مسیحیت گروید و کشیش یک گروه کوچک از مسیحیان تبشیری به نام “کلیسای ایران” در گیلان شد و به جرم تغییر مذهب در سال ۱۳۸۸ بازداشت و زندانی شد. دادگاه انقلاب استان گیلان او را در شهریور ۱۳۸۹ به اتهام “ارتداد” به اعدام محکوم کرد. حکم اعدام ندرخانی با اعتراض آمریکا، دولتهای اروپایی و نهادهای حقوق بشری مختلف روبرو شد. به دنبال اعتراضهای جهانی، دیوانعالی کشور در ایران حکم ندرخانی را در تیرماه ۱۳۹۰ به شرط توبه و بازگشت وی به اسلام نقض کرد. اما ندرخانی بر عقاید خود ایستاد و از توبه امتناع کرد. او سال ۱۳۹۱ از زندان آزاد شد. تیرماه ۱۳۹۶ اما اعلام شد که ندرخانی به ۱۰ سال حبس و دو سال تبعید به سیستان و بلوچستان محکوم شده است.
واکنشهای بینالمللی : هرمان گروهه، دبیرکل حزب دمکرات مسیحی آلمان پیشتر در نامهای خطاب به سفارت ایران «آزادی و انتخاب مذهب» را بخشی از حقوق بشر خواند و ایران را متهم به نقض معاهدات بینالمللی در حفظ حقوق سیاسی و شهروندی کرد.
Hermann Gröhe: Pastor Nadarkhani sofort freilassen!
Berlin (idea) – Der Beauftragte für Kirchen und Religionsgemeinschaften der CDU/CSU-Bundestagsfraktion, Hermann Gröhe, hat die iranische Regierung aufgefordert, Pastor Youcef Nadarkhani umgehend freizulassen. Nadarkhani war am 22. Juli in seiner Heimatstadt Rasht am Kaspischen Meer verhaftet und in das Evin-Gefängnis in Teheran gebracht worden. Die erneute Festnahme sei ein schwerer Schlag für die Religionsfreiheit in dem Land und entbehre jeder rechtlichen Grundlage, beklagte Gröhe in einer Stellungnahme. Nadarkhani habe lediglich von seinem Menschenrecht auf Religionsfreiheit Gebrauch gemacht, „das sowohl durch die iranische Verfassung als auch von der Allgemeinen Erklärung de…
https://www.idea.de/politik/detail/hermann-groehe-pastor-nadarkhani-sofort-freilasssen-106079.html
به طبق سازمان عفو بین الملل: کشیش مسیحی ایرانی متهم به “ارتداد” باید آزاد شود
Amnesty International :Iranian Christian pastor accused of ‘apostasy’ must be released
-کلیسای انجیلی” آشوریان در تبریز با فشار نیروهای امنیتی تعطیل شد. روز پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت ماه، نیروهای امنیتی شهر تبریز به یک کلیسای مسیحیان آشوری به نام “کلیسای انجیلی” رفتند و پس از تعویض قفلها از مسئول نگهداری این ساختمان خواستند که کلیسا را ترک کند. نیروهای امنیتی روز پنج شنبه ۱۹ اردیبهشت ماه (برابر با ۹ ماه می ۲۰۱۹ میلادی) به کلیسای صد سالهای که از آثار ملی ایران به شمار میرود رفتند، تمامی قفلها را عوض کردند، صلیبی که بر فراز برج کلیسا بود را پایین کشیدند و از مسئول نگهداری از ساختمان خواستند که کلیسا را ترک کند.
-کلیسای انجیلی تبریز که زمانی به زبانهای آشوری، ارمنی، فارسی و انگلیسی مراسم کلیسایی برگزار میکرد در سال ۲۰۱۱ میلادی با حکم حسن بابایی، قاضی دادگاه انقلاب، به نفع ستاد اجرای فرمان امام “مصادره شد”. اما آشوریها تا روز تصرف این ساختمان، توانسته بودند به استفاده از ساختمان کلیسا برای برگزاری مراسم عبادی خود در زبان آشوری ادامه دهند.تا کنون بسیاری از کلیساهای پروتستان در ایران مصادره شدهاند. در اغلب موارد، حکومت آنها را تغییر کاربری نداده بلکه تا زمان تخریب آنها را به حال خود رها کردهاند. برخی نیز مانند کلیسای کرمان به ویرانه تبدیل شده و سپس با خاک یکسان شدند.
-مسیحیان آشوری و ارمنی از جوامع تاریخی، و جمعیت کوچک مذهبی به رسمیت شناخته شده دینی در ایران به شمار میروند. معمولا آنها اجازه انجام مراسم دینی خود به شکل آزادانه را دارند. البته به شرطی که مراسم کلیسایی به زبان فارسی برگزار نکنند و درهای خود را به روی نوکیشان مسیحی مسلمانزاده نگشایند. سازمان عفو بینالملل: اوضاع حقوق بشر در ایران وخیمتر شده است.در گزارش سازمان عفو بینالملل آمده که وضعیت حقوق بشر در ایران در سال گذشته به شدت رو به وخامت رفته است. در این گزارش به اعتراضات مردم به افزایش فقر و فساد، سرکوب تظاهرات، دستگیری و شکنجه بسیاری از منتقدان اشاره شده است. محدودیتها در آزادی مذهب و عقیده در سال 2018 :به گزارش سازمان عفو بینالملل در سالی که گذشت، آزادی مذهب و عقیده به صورت سیستماتیک، هم در بعد حقوقی و هم در عمل نقض گردیده است در این گزارش خاطر نشان شده که “مقامات ایران همچنان معتقدان دیگر ادیان و خداناباوران را مجبور کردند مطابق با مقررات و اصول مذهبی برگرفته از تفاسیر سختگیرانه از مذهب تشیع رفتار کنند. نقض همه جانبه حق تغییر یا انصراف از باورهای مذهبی ادامه یافت”.در ادامه این گزارش از وضعیت دراویش گنابادی و سرکوب تظاهرات آنان و بازداشت صدها تن یاد شده و آمده است که ” بیش از ۲۰۰ تن از آنان، طی محاکماتی غیرمنصفانه به چهار ماه تا ۲۶ سال حبس، تحمل شلاق، تبعید در داخل کشور، ممنوعیت خروج از کشور و ممنوعیت عضویت در گروههای اجتماعی و سیاسی محکوم شدند”. در ادامه این گزارش محدودیتهای اقلیتهای دینی و مذهبی از جمله در باره نوکیشان مسیحی و ادامه آزار و اذیت و بازداشتهای خودسرانه آنان و همچنین مواردی از مجازاتهای طولانی مدت زندان چند تن از اقلیت آسوری و حملههای گسترده و سیستماتیک علیه اقلیت بهایی و بازداشت، حبس، اجبار به بستن کسب و کار، ضبط اموال، ممنوعیت استخدام در بخش دولتی و عدم دسترسی به آموزش عالی و تخریب و بیاحترامی به قبرستانهای آنان و همچنین تبعیض و محرومیتها در باره مسلمانان سنی مورد بررسی قرار گرفته است. در گزارش جاوید رحمان همچنین به طور مشخص از بازداشت وابستگان به اقلیتهای قومی و مذهبی، از جمله دراویش گنابادی، معتقدان به دیانت بهایی، نوکیشان مسیحی، بازداشتهایی در استانهای آذربایجان، کردستان و سیستان و بلوچستان و نیز بازداشت شماری از کارگران نیشکر هفتتپه و فولاد ملی اهواز سخن گفته شده و به اعتراضات گروههای مختلف اجتماعی در ایران همچون معلمان و کارگران اشاره شده است.
HUMAN RIGHTS IN IRAN: REVIEW OF 2018
26 February 2019, Index number: MDE 13/9900/2019
This public statement documents the state of human rights in Iran during 2018, subdivided by key human rights themes. It is part of a regional review of the state of human rights in the Middle East and North Africa, which includes 18 other country entries.Freedom of religion and belief, was systematically violated in law and practice. The authorities continued to impose, onpeople of all faiths and none, codes of public conduct rooted in a strict interpretation of Shi’a Islam. The right to change or renounce religious beliefs continued to be violated. While Amnesty International did not record any new cases in 2018, those who professed atheism remained at risk of arbitrary arrest and detention, torture and other ill-treatment and the death penalty for “apostasy”. Christians, including converts, continued to face harassment, arbitrary arrest and detention, and harsh prison sentences.Raids on house churches continued. Victor Bet-Tamraz and Shamiram Issavi, ethnic Assyrian Christians, and Amin Afshar-Naderi and Hadi Asgari, Christian converts, were sentenced to between five and 15 years in prison for peacefully practising their faith.
داستان واقعی اجحاف حق و حقوق زنان در محیط کار و کارگری…
مهرنوش ایمانی چگینی
اسم کارگر که می آید خود به خود ذهن ما همگی به یک آدم نحیف و بی سواد معطوف می شود ،که این شخص کسی است که از زور و بازوی خود برای نان در آوردن استفاده می کند. اما در ایران وقتی به جمع کارگران می روید اکثرا از جوانانی هستند که لیسانس ،فوق لیسانس و یا حتی دکترا هستند!که با هزار پارتی بازی و رو انداختن به مدیران مربوطه این کار را پیدا کرده اند. این داستان واقعی یک زن جوان می باشد که در یکی از شهرهای ایران مشغول به کار بود.
او بعد ازفارغ التحصیل شدن از دانشگاه در رشته مهندسی برق ،در هر استخدامی که به صورت رسمی در کشور برگزار میشد شرکت میکرد، ولی طبق استخدامی های در جمهوری اسلامی ایران اولویت با برترینها نبود بلکه اولویت استخدام با خانواده های شهدا ،مفقودین،اسرا،جانبازان،فرزندان و اقوام رئیس و روئساها و پارتی دارها بود و در خیلی استخدامیها که گزینه فقط نیروی مرد وجود داشت، عاقبت این زن جوان از همه جا مٲ یوس شد. بعد از مدتی از طریق یکی از آشناها او در یکی از کارخانه ها به عنوان کارگر با قرار داد سه ماهه مشغول به کار شد. او بسیار خوشحال وخرسند بود و با تلاش و زحمت و پشتکار فراوان و با جدیت آغاز به کارکرد. او که علم کامپیوتر و الترونیک آگاهی کامل داشت ، به همه همکارانی که در در این زمینه نیاز به همکاری داشتند کمک میکرد و در مدت کوتاهی باعث شگفتی کارکنان شده بود .اما متٲسفانه هیچکدام از کارکنان این موضوع را مهم نمی دانستند زیرا که او یک زن بود و به نظر آنها او نمی بایست اینجا باشد. حال قرارداد سه ماهه تمام شده بود و او منتظر تمدید ….از طرف مدیر عامل شرکت پایان کار او اعلام شد. او که شوکه شده بود! دلیلش را جویا شد که چرا؟؟گفتند شما زن هستید و اینجا محیط مردانه هست و به نیروی مرد نیاز داریم !و ما به مهندس برق برای فلان قسمت نیاز داریم.توضیح داد که من هم مهندس برق هست !!او که نمیخواست بعد از سالها بیکار بودن این شانس را از دست بدهد با قدرت گفت: من میتوانم که در قسمت مربوطه کار کنم …
گفتند:نه التماس کرد، از شدت ناراحتی اشکهای او از چشمانش سرازیر شد ،آنها نمی فهمیدند ! یا نمیخواستنند درک کنند! که او هم یک انسان است و نیاز به کار و استقلال مادی دارد.بالاخره مدیر عامل شرکت که خوب میدانست او لایق است پذیرفت. اما با حقوق و مزایای یک کارگر ساده! اینک زن جوان خوشحال و مثل همیشه با پشتکار شروع به کار کرد. در بین کارکنان در این قسمت یک پیرمرد به چشم میخورد که مسئول قسمت فنی بود و بقیه همکاران مردان جوانی بودند. و آنها برای او توضیح دادند که مسئول فنی الان پانزده سال است که بعد از بازنشستگی این مسئولیت را دارد چون بقیه نیروها بدون او کار با دستگاهها را نمیدانند و او هم به کسی راز و رموز کار را آموزش نمیدهد که مبادا ! کار خود را از دست بدهد!! ومتاسفانه آموزشی هم در این زمینه توسط اداره مرکزی انجام نگرفته تا بقیه نیروها کار با دستگاهها را یاد بگیرند و گفتند: بدون مسئول فنی کار اینجا را کسی نمیتواند انجام دهد. اما انگیزه زن جوان برای کار کردن بسیار بالا بود و با چشمان تیز و ذهن هوشیارش و با انگیزه فراوان برای یادگیری ، تمام کارهای مسئول فنی را زیر نظر داشت، و پیرمرد چون او یک زن بود او را رقیبی برای خود نمیدید، وبی محابا کار با دستگاهها را جلوی چشمان تیز و هوشیار زن جوان انجام میداد غافل از اینکه او همه آنها را یاد گرفته است.حال مدتها گذشته بود و زن جوان کار با دستگاهها را کاملا یاد گرفته بود.در غیاب مسئول فنی یکی از دستگاههای کارخانه نیاز به راه اندازی داشت و زن جوان با همکاری بقیه توانستند بدون مسئول فنی این کار را انجام دهند و این برای او موفقیت بود.بعد از این ماجرا مسئول فنی به فکر چاره افتاد پس شروع کرد به غرولند کردن که اینجا من نمیتوانم با یک زن کارکنم و با این تفکر همه قسمت فنی را علیه او که او یک زن است و باید اینجا یک مرد باشد متحد کرد. چندسال بعد…
حال او با پشت سرگذاشتن هر قرارداد و هر اخراج و با هزاران التماس برا تمدید قرارداد و توانایی خود چندین سال را پشت سرگذاشت بود و حال بعد از گذشت این سالها اوعلاوه بر کار نقش یک مادر و یک همسر را هم داشت و …..
و او با تمام مشکلات باحقوق ناچیز کارگری حتی نسبت به بقیه همکاران که مرد بودند، اما خم به ابرو نیاورد و هر دفعه با انگیزه مضاعف کار میکرد غافل از اینکه بعد از سپری شدن چند سال ،حالا پسر یکی از روئسای اداره مرکزی بزرگ شده و اونیاز به کار دارد و باز به عنوان یک زن او بهتری گزینه برای اخراج است ،سالها قبل این رقیب وجود نداشت….
دوباره بعد از پایان دوره سه ماهه قرارداد مدیر عامل او را صدا کرد و گفت: شما به ما ثابت کردیدکه میتوانید ولی متاسفانه ما باید به شما اعلام کنیم که در این محیط ما به نیروی زن نیاز نداریم!!زن جوان شوکه شده بود ،توضیح داد که چرا من را مدام به خاطر زن بودنم تحقیر میکنید من به شما ثابت کردم با کار کردنم که من به عنوان یک زن میتوان. مدیر عامل شرکت که کاملا به حرفهای زن واقف بود و میدانست حتی جانشین او که پسر یکی از روئسا هم هست تعیین شده گفت: متاسفانه حراست اداره به ما گفته طبق شئونات اسلامی شما به عنوان یک زن نمی بایست در این محیط کار کنید..او توضیح بیشتر خواست ولی توضیحی وجود نداش و این بود پایان تلخ کار یک خانم کارگر تحصیل کرده و تلاشگر که با تلاش و پشتکارش نشان داد او هم یک انسان است و نیاز به کار و امرار معاش دارد و او هم میتواند…ولی احکام اسلامی با دخالت در سیاست همیشه باعث اجحاف حق و حقوق زنان ما گردیده است ….و این داستان ادامه دارد به حکم زن بودن.
خشونت علیه زنان در ایران
زهرا برومند
خشونت علیه زنان در جمهوری اسلامی ریشه ی دینی دارد و ردپای آن را می توان در دستورات و احکام اسلام پیدا کرد. انگاه که حق خضانت بچه را به پدر می دهند ،اجازه ازداج دختر با پدر است، ارث دختر نصف پسر است ،دیه زن نصف دیه مرد است . این احکام کم نیست .همچنین روایت و آیات بسیاری نیز در پررنگ کردن این خشونت موثر بوده، آنجا که زن را به کشتزار مرد تشبیه می کند و می گویند که مرد می تواند زن را بزند. در جمهوری اسلامی هر جا جرمی بر ضد زنان اتفاق می افتد آن را ساده انگارانه می پندارد و آنرا پیگیری نکرده .کم نیست مواردی از این قبیل .مانند مساله اسید پاشی زنان در اصفهان و چندین شهر. زمانی اسید پاشی به زنان اتفاق افتاد که امام جمعه اصفهان گفته بود باید با بدحجابها برخورد شود و دیده شد که بعداز مدتها سهل انگاری و اهمال کاری در پیگیری این مساله هنوز عاملین این جنایتهامجارات نشده اند.
ترویج خشونت در رسانه ملی: وقتی که مجری تلویزیون در رسانه ملی اعلام می کند که باید مردان زنان را در راستای نهی از منکر کتک بزنند و یا در برنامه ی پر بیننده و قبل از افطار اعلام می کند که برای ازداج من اصلا همسرم راندیدم و فقط با نظر پدرم با همسرم ازدواج کردم و یا اعطای جایزه به کسی که به خانمی برای تذکر بد حجابی پرخاشگری و اهانت کرده بودو در یک همایش بزرگ با حضور شخصیتهای مهم شهر با این خانم جایزه اعطا می شود. مشکلات جامعه مانند خشکسالی و زلزله و آسیبهای این بلای طبیعی را نه تنها به خاطر بی مدیریتی و بیمسئولیتی مدیران کشور نمی دانند بلکه آنها را به حجاب و رفتارهای زنان نسبت میدهند. از طرف دیگر زنانی تآیید صلاحیت می شوند و به مجلس فرستاده می شوند که بدترین قوانین ضد زن راصادرکنند .در چند سال اخیر بدترین قانون های ضد زن را نمایندگان زن نوشتند .مانند اجازه صیغه به مردان ،کم کردن ظریفت دانشگاهها برای دختران، کاهش ظرفیت استخدامی زنان و اینکه وظیفه زنان فرزندآوری می باشد و…در نهایت نیز منع زنان از دوچرخه سواری در شهرهایی مانند اصفهان. در جامعه ای که تمامی قوانین بر ضد زنان باشد و هیچ حقی برای آنها نه تنها در فرهنگ بلکه در دین و احکام قضایی قایل نباشند چطور می توان خانواده ای که مبنای موفقیت ان داشتن مادری است که شاد باشد و به زن بودن خود افتخار کند می توان فرزندانی موفق تربیت کرد که بتوانند جامعه را بسازند .هر چه زن در خانواده و جامعه مورد احترام واقع شوند به همان انداره جامعه ای سالم خواهد بود .اگر زنی در خانه و جامعه و خانواده خود را قربانی احساس کند و همواره یک خشم فروخورده داشته باشد بی شک فرزندانی خشن و عصبی و در نهایت جامعه ای ناسالم بوجود خواهد آمد.
خشونت در روابط اجتماعی نزدیک
لادن کوشا
” من یکی از سه زنی هستم که ناچار شد خشونت را به عنوان بخشی از زندگیاش بپذیرد. این اماری است که باید تغییر کند. دیگر لازم نیست یک زن از هر سه زن، ترس از درخواست کمک داشته باشد. من یکی از این سه زن هستم. و من یکی از زنانی خواهم بود که انقدر به فریادش ادامه خواهد داد تا این امارها دستخوش تغییر شوند.” تِری َه ِچر (Teri Hatcher) (بازیگر).با ورود به کنوانسیون 2017 استامبول، آلمان متعهد شد از این پس نیز از هیچ تلاشی در جهت مبارزه با خشونت علیه زنان فروگذار نکند، از خشونت دیدگان حمایت کرده و از کمکهای بی دریغ به انان مضایقه نکند. با این کنوانسیون، پایبندی به استانداردهای حفاظتی در سراسر اروپا الزامی است وبه زنان خشونت دیده جسارت میدهد تا عاملان خشونت را معرفی کرده و طلب یاری و استمداد کنند. بدین ترتیب کنوانسیون باری دیگر تصریح میکند که: خشونت مساله شخصی نیست، بلکه موضوعی است که به عموم مربوط میشود. زیرا متاسفانه خشونت درست در جایی که در حقیقت امنیت و حمایت از ان انتظار میرود، رخ می دهد: در رابطه. در نهایت تاسف، درست عکس این مطلب صادق است. به لحاظ اماری خطرناکترین فرد در زندگی یک زن، همسر/شریک زندگی اوست. خشونت علیه زنان صورتهای مختلفی دارد: میتواند خود را در قالب تحقیر، توهین و ارعاب نشان دهد. اما میتواند به شکلهای جنسی مثلاً از خشونت جنسی یا ازار جسمی گرفته تا سوء استفاده های شدید و حتی قتل نیز پدیدار شود. زنان اغلب خشونت در روابط اجتماعی نزدیک را گریزناپذیر میدانند و مسایل خود را به دلایل قابل فهمی در میان نمیگذارند.
متاسفانه در چهاردیواری هر خانه، که فرض بر ان است که باید محلی امن برای زوجین، خانواده و رابطه باشد، خشونت هم دیده میشود. در چارچوب “امن” خانواده و دیگر روابط اجتماعی نزدیک علاوه بر خشونت فیزیکی، تجاوز جنسی و سوءاستفاده جنسی نیز شایع است. زناشویی و زندگی مشترک نه تنها محل ظهور عشق، نزدیکی، اعتماد و هماهنگی است، بلکه محلی برای اختلاف، نزاع، تنفر وخشونت است.
در این رابطه بیشترین خشونت از سوی مردان اعمال میشود. مردان از این طریق سعی در کنترل زنان، و اعمال “قدرت برتر” به هر وسیله ممکن را دارند.
زنان خشونت دیده میتوانند از هر گروه سنی، طبقه اجتماعی، با هر میزان تحصیلات و درآمد، از هر قوم و ملیت و با هر تابعیت و مذهبی باشند.
خشونت در روابط اجتماعی نزدیک سالها به عنوان امری شخصی تلقی میشد. اما این طور نیست. این خشونت به همه مربوط میشود. اعمال خشونت امیز در روابط اجتماعی نزدیک، نزاع یا اختلاف خانوداگی نیست، بلکه یک بی عدالتی جنایی اساسی است که خشونتگر باید به خاطر ان جوابگو باشد. میزان خشونت زنان از ناحیه خشون ت شریک زندگی بیش از خشونتهای دیگر در معرض خطرند. در سال 2004 برای نخستین بار تحقیقات فراگیری در رابطه با “شرایط زندگی، امنیت و سلامت زنان در المان”1 به درخواست دولت فدرال به انجام رسید. بر این اساس: 25% از زنان در المان شکلی از خشونت فیزیکی یا جنسی (یا هر دو) را در رابطه فعلی یا قبلی خود تجربه کردهاند، 13% از زنان خشونت دیده، یعنی تقریباً یک زن از هر هفت زن، نوعی از خشونت جنسی را از سن 16 سالگی تجربه کردهاند، 42% از همه زنان مورد مطالعه اذعان داشتند اَشکالی از خشونت روانی را تجربه کردهاند که از مرعوب شدن، فریاد خشونتآمیز به خاطر افترا، تهدید و تحقیر تا ترور روانی را شامل میشده است، 58% زنان مورد مطالعه شکلهای مختلفی از ازار جنسی را تجربه کرده اند. همچنین بالاترین میزان خشونت علیه زنان، در سال 2004 توسط پژوهش فراگیر کشورهای اتحادیه اروپا در مورد 28 عضو ان به تایید رسید.زنان دارای معلولیت میزان بیشتری از خشونت شریک زندگی را به خود اختصاص میدهند. زیرا معلولیت، اغلب میزان اسیب پذیری بالاتر و خطر بیشتر مورد خشونت واقع شدن را به همراه دارد. خشونتی که بر زنان اعمال میشود، شکلهای مختلفی دارد. این خشونتها از اسیب فیزیکی مانند شکستگی استخوان، کبودی، زخم چاقو، پارگی و جراحت، شکستگی دندان تا ازار جنسی، تهدید به مرگ و قتل را در بر میگیرد. خشونت به شکل اهانت، تحقیر، محدودیت ازاد ِی حرکت و زندگی اجتماعی، تهدید (مثلاً “اگر بروی بچهات را ازت میگیریم”) یا فحاشی (“هیچ کاری بلد نیستی، هیچی سرت نمیشود، شلخته، فاحشه، بدهیکل و …”). جاسوسی و حسادت بیمارگونه بسیار شایعاند. بسیاری از زنان برای خود منبع درامدی نداشته و یا به پول دسترسی ندارند، این زنان حق برداشت از حساب [شریک زندگی] نداشته و باید خود را برای هر خرجی توجیه کنند. ارتباط با دوستان و خانواده اغلب به شدت کنترل میشود به طوری که قربانی امکان کمتری برای استمداد کمک از دیگران داشته باشد. این زنان اغلب چنان تهدید و منزوی شدهاند که هیچ راهی برای خروج از این وضعیت نمی بینند. زنان به ویژه در مقطع جدایی و طلاق در معرض خطرند: خشونت خانگی علیه زنان اعلب در این شرایط رخ میدهد و میزان اعمال خشونت و شدت ان در این زمان بیش از هر زمان دیگری است. در برخی موارد زوجه حتی پس از جدایی و طلاق نیز در قالب ازار و اذیت، تهدید و ازار فیزیکی اقدام به اعمال خشونت میکند. علاوه بر عوارض جسمانی مانند زخمها، شکستگی دندهها، افتادن دندانها، آسیب اندامهای داخلی، سقط جنین، کاهش بینایی و شنوایی و جز ان، لطمات بزرگ روحی نیز وارد آمده که سالها بعد نمایان میشوند. از جمله میتوان به اضطراب، افسردگی، کابوس، اختلال در خواب و خوراک، احساس گناه و شرم، اعتماد به نفس پایین، از دست دادن حس اعتماد و داشتن تصویری ویران از دنیا و انسان اشاره کرد. زنان از تنش مداوم و اختلال در تمرکز صحبت میکنند. دیگر به تواناییهای گذشته خود اعتمادی ندارند و غالباً تنها با تلاش زیاد موفق به گذران زندگی روزمره میشوند. به پیامدهای جسمی و روحی ناشی از بدرفتاری، باید انزوای اجتماعی را نیز افزود. عاملان خشونت همه چیز را تحت کنترل دارند، و یا زنان قربانی، ناگزیر خود را از دایره دوستان و اشنایان کنار میکشند. بسیاری از مطالعات موید ان است که تجربه خشونت جنسی، روانی و/یا فیزیکی، لطمات روحی به دنبال دارد. زنان قربانًی به شدب احساس ناتوانی، درماندگی و خسران میکنند. ازارهای جنسی غالبا چندین بار یا به کرّرات صورت میگیرند. علاوه بر صدمات جسمانی، بیماریهای روانی یا روان-تنی میتوانند عارض شوند.
روزجهانی اهدای خون
رزا جهان بین
روز (۱۴ ژوئن) هر سال به نام روزجهانی اهدای خون (روز جهانی تقدیر از اهدا کنندگان خون) انتخاب شدهاست. در این روز از همت والا و فعالیت انسان دوستانه تمام کسانی که در زمینه اهدا و انتقال خون و نجات جان انسانها تلاش میکنند، قدردانی میشود. انتخاب این روز به مناسبت تولد پروفسورلنداشتاینر کاشف گروه های خون و برنده جایزهنوبل بود که طب انتقال خون پس از این کشف بزرگ پیشرفت زیادی کرد.
انتقال خون چیست؟ انتقال خون در پزشکی جنبه حیاتی دارد و در موارد خاص توسط پزشک معالج تجویز می گردد. خون به اجزاء متفاوتی قابل تجزیه است که ممکن است به تنهایی یا به طور کامل در شرایط مختلفی به بیماران تزریق گردد.اجزاء خون به طور عمده عبارت اند از: گلبول های قرمز ( برای کم خونی ها یا خونریزی ها)، پلاکت ها ( برای بیماری های خونریزی دهنده، هنگامی که شمارش پلاکتی کاهش یافته است) و پلاسما .
فواید اهدای خون چیست؟ مهمترین فایده اهدای خون، نجات زندگی و کسب رضایت الهی و از فواید دیگر اهدای خون آگاهی ازسلامت جسمانی میباشدکه ازطریق کنترلهای زیرانجام میپذیرد:*ضربان قلب *فشار خون*دمای بدن *تشخیص کم خونی و نوع گروه خونی.آیا انتقال خون ایمن است؟ سازمان انتقال خون در ایران کلیه اهداء کنندگان را مورد بررسی قرار می دهد تا ایمنی اهداء کنندگان و دریافت کنندگان تأمین گردد. تمامی خون های اهداء شده ، در آزمایشگاههای سازمان برای اطمینان از سلامت تحت آزمایشات ذیل قرار می گیرد: ایدز(HIV)- هپاتیتB– هپاتیت C– سیفلیس. گروه بندی خون: هنگام اهداء خون ، اهداء کننده باید به سؤالاتی که در مورد وضعیت سلامت وی پرسیده می شود پاسخ دهد. این سؤالات برای تشخیص و بررسی اهداء کنندگان پر خطر طرح شده است.
برخی شرایط اهداء خون: – حداقل سن 17 سال و حداکثر سن 65 سال
– حداقل وزن 50 کیلوگرم- فواصل اهداء خون هر 8 هفته یک بار است؛ مشروط بر این که تعداد دفعات اهداء در طول یک سال از 4 بار تجاوز ننماید.
– عدم کم خونی که با انجام آزمایش مشخص می شود.
در صورت وجود سابقه موارد زیر در فرد اهداء کننده، حتماً پزشک انتقال خون باید در جریان امر قرار بگیرد: مصرف برخی داروها *آلرژی های مهم مانند آسم، تب یونجه و …*فشارخون بالا*دیابت* بیماری های قلبی، ریوی، کلیوی و کبدی * سابقه تزریق خون و فرآورده های آن * خالکوبی و حجامت *سابقه اعتیاد به مواد مخدر تزریقی *سابقه صرع یا تشنج *سابقه تماس جنسی مشکوک* سابقه جراحی در شش ماه اخیر *دوران حاملگی و شیردهی
اهدای اتولوگ چیست؟: روشی است که در آن بیمار خون خود را اهداء می کند و خون تا زمانی که وی به آن احتیاج دارد در شرایط مناسبی نگهداری می شود. اتولوگ برای بیمارانی که جهت عمل های جراحی اختیاری آماده می شوند، قابل انجام است. در این روش بیمار باید توسط پزشک معاینه شود تا از سلامت خود اطمینان حاصل نماید. بیمارانی که از خون خود استفاده می کنند ایمن ترین خون ممکنه را به خود تزریق می کنند. خطرات احتمالی ( به واسطه اجزاء خون مانند گلبول های سفید، پلاکت ها و پروتئین سرم ) با تزریق خون اتولوگ حذف می شود. قبل از اهدای خون ، اهداء کنندگان چه کارهایی باید انجام دهند؟ اهدای خون تجربه لذت بخشی است ؛ پس باید به خاطر داشته باشید: قبل از اهدای خون یک غذای مناسب بخورید و میزان آب بیشتری نسبت به روزهای گذشته میل کنید. اگر ممکن است از خوردن آسپرین به مدت 48 ساعت قبل از اهدای خون خودداری فرمائید. نام و مقدار داروهای مصرفی خود را به یاد داشته باشید.خوردن دارو از اهدای خون جلوگیری نمی کند ولی علت مصرف آن ممکن است از اهدای خون جلوگیری نماید. مراحل اهدای خون: اهدای خون یک روند ساده و ایمن است و تقریباً 45 تا60 دقیقه زمان لازم دارد. وسایل مورد استفاده ، یکبار مصرف و استریل هستند . ابتدا فرم ثبت نام توسط بیمار تکمیل می گردد سپس بیمار به چند سؤال در ارتباط با سلامتی خود پاسخ می گوید و معاینه بالینی ساده شامل: اندازه گیری فشارخون، دمای بدن و نبض به علاوه یک نمونه خون برای تشخیص کم خونی از بیمار انجام می شود. اهداء کننده روی تخت دراز کشیده و محل خونریزی توسط ماده آنتی سپتیک، ضدعفونی می شود. و سپس در عرض 6 تا10 دقیقه خونگیری به عمل می آید. مصرف کنندگان اصلی خون و فرآورده های آن در ایران عبارتند از:
- بیماران تالاسمی -بیماران مبتلا به انواع هموفیلی -بیماران دیالیزی- بیماران نیازمند به جراحی های بزرگ ( قلب، کلیه، مغز استخوان و زنان )- مبتلایان به بیماری های خونریزی دهنده – نوزادان مبتلا به زردی ناشی از ناسازگاری خون مادر و جنین – پیوند أعضاء- سوختگی های شدید- کم خونی های مزمن – انواع سرطان ، به خصوص در مرحله شیمی درمانی
دستورالعمل برای اهداء کنندگان بعد از اهدای خون :1.چند ساعت بعد از اهدای خون میزان مایعات بیشتری نسبت به قبل بنوشید. ( بدون الکل ) 2. بعد از اهدای خون غذای سالمی میل کنید. 3. برای نیم الی یک ساعت بعد از اهدای خون سیگار نکشید. 4. اگر در محل اهدای خون خود ( بازو) خونریزی وجود دارد دست خود را 3 تا 5 دقیقه بالا بگیرید و فشار دهید. 5. اگر حالت غش یا گیجی دارید به صورتی بنشینید که سر شما بین زانوهایتان قرار گیرید. و یا به نحوی دراز بکشید که سر شما پایین تر از بدنتان قرار بگیرد. 6. فعالیت های معمول خود را می توانید بعد از نیم ساعت از سر بگیرید. در هر حال از هرگونه فعالیت شدید در ادامه روز خودداری کنید. 7. اگر بعد از اهدای خون حال خوبی نداشتید ، میتوانید با مرکزانتقال خون محل خود تماس بگیرید و با پزشک یا پرستار حاضردرمرکز مشاوره کنید.8. اگر خونمردگی یا خونریزی در زیر پوست مشاهده شد، در 24 ساعت اول بعد از اهداء، از کمپرس سرد برای محل مذکور استفاده کنید. بعد از 24 ساعت اول، استفاده از کمپرس گرم در رفع علائم کمک می کند.
آزادی پیروان ادیان و مذاهب مختلف در ایران
لاله پروین نیا
دین در لغت به معنای جزا ، عادت ، طاعت ، قهر و غلبه و هر چه که با آن قرب به خداوند حاصل می شود می آید و در اصطلاح ، مجموعه احکام و دستورهایی است که خداوند برای رستگاری جامعه بشری بر رسولان و پیامبران نازل کرده و اطاعت از این دستورها را بر همگان لازم دانسته و برای آن پاداش اخروی منظور داشته است . آزادی عقیده حق ذاتی هر فرد است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده 18 تاکید شده است . آزادی عقیده عبارت است از آزادی یک فرد یا گروه برای ابراز کردن، عمل، رعایت و پرستش دین و باورهای خود در خلوت یا در سطح اجتماع. همچنین این آزادی شامل قدرت تغییر دین خود و یا اختیار داشتن در پیروی نکردن از هیچ آیینی نیز هست که می توان آن را معرف حق تعیین سرنوشت دانست. جمهوری اسلامی ادعا میکند بیش از ۹۰ درصد از مردم ایران مسلمان و شیعه هستند، اما تردیدی نیست که ایران کشوری متشکل از اقوام و پیروان ادیان مختلف است که این مذاهب به جز ادیان مسیحی، کلیمی و زرتشت از طرف حاکمیت فعلی نه تنها به رسمیت شناخته نشده، بلکه برای جلوگیری از توسعه آنها از هر شیوهای برای سرکوب پیروان و مبلغانشان استفاده میشود. همچنین در حالی که بخش زیادی از جمعیت ایران را مذاهب و گروه های دیگر تشکیل داده اما نظام جمهوری اسلامی سعی در این دارد که تعداد پیروان دیگر ادیان را با آمار بسیار پایین نشان دهد که اقلیت محض محسوب شوند. نظام حاکم فقهی و قضائی، اجازه ترک دین به شهروندان نمیدهد. هرکس که مرتکب این کار شود ممکن است با مجازاتهایی سنگین از جمله اعدام روبهرو شود. در جمهوری اسلامی در سالهای نخست بعد از انقلاب از میان اقلیتهای دینی تنها بهاییان مورد حمله قرار میگرفتند، اما در سالهای بعد با زیاد شدن فشار نظام جمهوری اسلامی بر مردم و اعمال محدودیتهای مدنی به تدریج گریز از دین حاکم هم شروع شد و رفته رفته توسعه پیدا کرد. این در حالی است که روح الله خمینی در سال 1357 طی مصاحبهای با یک مجله آلمانی اعلام کرده بود: ” دین اسلام بیش از هر دین و مسلکی به اقلیتهای مذهبی آزادی داده است. آنان باید در کشورهای اسلامی از حقوق طبیعی خودشان که خداوند برای همه انسانها قرار داده است بهرهمند شوند. تمام پیروان ادیان مذهبی در حکومت اسلامی میتوانند به کلیه فرائض مذهب خود آزادانه عمل کنند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنان محافظت نماید.” اما امروز به طور سیستماتیک مشاهده می کنیم اقلیتهای مذهبی چه رسمی و چه غیر رسمی امکان تبلیغ و ترویج مذهب خود را نداشته و هرگونه فعالیت مذهبی جرم تلقی می گردد، علاوه بر آن امکان تشکیل احزاب سیاسی، روزنامه و یا هفته نامه، کانال تلویزیونی و اجلاس رسمی و عمومی را ندارند و در کتب درسی مدارس نیز هیچگونه درس و یا مطلبی در ارتباط با شناساندن مذاهبی غیر از اسلام وجود ندارد و حتی در برخی از فصل های درسی مدارس و دانشگاهها به ادیان توهین می شود. حق داشتن اختیار برای انتخاب و اعتقاد به مذهب حداقل خواسته هر فرد میتواند باشد و پایه ترین اصل حقوق بشر است، اما جمهوری اسلامی از تمام توان و امکانات خود استفاده میکند تا با تغییر اعتقادات مردمی مقابله کند که نمونه بارز آن را در برخوردهای قهرآمیز با نوکیشان مسیحی می توان ذکر کرد. ممانعت از ساخت کلیسا، دستگیری و زندانی کردن نوکیشان مسیحی و تحت تعقیب قرار دادن متولیان کلیساهای خانگی، ممنوعیت کسب و کار بهائیان و چند نمونه از کلیمیان، جلوگیری از ادامه تحصیل آنان در مدارس و دانشگاهها، اخراج اساتید و دانشجویان بهایی از دانشگاهها، اخراج بسیاری از نوکیشان مسیحی از سازمانها و ادارات دولتی، ویران شدن خانقاههای دراویش و زندانی شدن آنها تنها نمونه کوچکی از اقدامات جمهوری اسلامی در سرکوب پیروان ادیان و مذاهب دینی در ایران است. در اصل دوازده قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح شده است که دین رسمی ایران اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این دین الی الابد غیر قابل تغییر است و مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی دارای احترام کامل می باشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه مثل ازدواج ، طلاق ، ارث و وصیت و دعاوی مربوط به آن در دادگاه رسمیت دارند و در هر منطقه ای که پیروان هر یک از ادیان اکثریت داشته باشند مقررات محلی در حدود و اختیارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود. در اصل سیزده قانون اساسی نیز چنین مطرح شده است که :ایرا نیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیت های دینی شناخته می شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آئین خود عمل می کنند» در عمل البته پیروان ادیان مسیحی، زرتشتی وکلیمی تحت فشارهای متعددی بوده اند حال که پیروان دیانت بهایی حتی از کوچکترین حقوق شهروندی نیز برخوردار نیستند و به عنوان فرقه ضاله معرفی می شوند. اصل چهاردهم قانون اساسی: بحکم آیه شریفه لاینها کم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین» دولت جمهوری اسلامی ایران ومسلمانان موظف اند نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه وقسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند . اما این اصل در جامعه کنونی نقشی ایفا می نماید؟؟
اصل بیست و سوم قانون اساسی می گوید:«تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ یک را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد» و اما اصل بیست و ششم: احزاب، جمعیت ها، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده آزادند، مشروط به اینکه اصول واستقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند . هیچ کس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت. در رابطه با پیروان آیین بهایی که بزرگترین اجتماع غیرمسلمان در ایران را تشکیل میدهند، سرکوب آنان پس از انقلاب اسلامی شدت گرفت. بهاییان نه تنها از حقوق شهروندی محروم شدند بلکه تعدادی زیادی از آنان بازداشت و بیش از 225 نفر آنان کشته شده است. پس از انقلاب اسلامی، بهاییان از طریق مصوبه ششم اسفند 1368 شورای عالی انقلاب فرهنگی از تحصیل محروم شدند. اموال بسیاری از بهاییان مصادره و تعدادی از آنان مجبور به مهاجرت شدند که ای نشانه برخورد سیستماتیک با بهاییان و دگر اندیشان داشته است. همچنین بنا بر آمار مراجع بیطرف صدها هزار بهایی در ایران بسر می برند و تا کنون صدها تن از آن ها اعدام شده یا به زیر شکنجه کشته شده اند و قبرستان های آنان نیز از تخریب بی نصیب نمانده اند. این گونه فشارها نسبت به شهروندان بهایی در خاورمیانه تنها در ایران صورت می گیرد. نقض حقوق بشر بهائیان در دوران جمهوری اسلامی بسیار گسترده تر از نقض حقوق بشر پیروان دیگر مذاهب غیر اسلامی بوده است. این تعرض گسترده به حریم زندگی و جان و مال بهائیان افکار عمومی جهان را از همان آغاز استقرار حکومت جمهوری اسلامی معطوف به وضع ناگوار حقوق بشر در ایران کرد. شاید بتوان گفت که توجه مخصوص کمیسون حقوق بشر سازمان ملل متحد به ایران عمدتاً به خاطر نگرانی های دولت های عضو سازمان ملل نسبت به سرنوشت بهائیان و دگراندیشان بوده است. گزارش سالانه وزارت امورخارجه آمریکا در مورد آزادیهای مذهبی در جهان، نقض حقوق اقلیتهای مذهبی در ایران را مورد انتقاد قرار داده است. در این گزارش که همه ساله به کنگره آمریکا ارائه میشود، آمده است که رویکرد دولت ایران در برخورد با آزادی مذهبی در این کشور همچنان رو به وخامت میرود. گزارش وزارت خارجه آمریکا همچنان از «ایجاد فضای تهدید آمیز» برای اقلیتهای مذهبی غیر شیعه در ایران از جمله اقلیتهای مذهبی بهائیان، صوفیان، مسیحیان و یهودیان انتقاد کرده است. اگر بخواهیم قانون اساسی جمهوری اسلامی را با اعلامیه جهانی حقوق بشر قیاس کنیم، این امر با این اعلامیه در تناقض و تضاد فاحش است، چرا که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر صراحتا عنوان شده «هرکس حق دارد از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود.» البته این حق متضمن آزادی در تغییر مذهب یا عقیده، متضمن آزادی اظهار عقیده و ایمان و همینطور شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است وهر کس می تواند از این حقوق به صورت انفرادی یا جمعی برخوردار شود. نداشتن آزادی در دین یکی از مشکلات اساسی در ایران امروز است و باید در نظر داشت که پیروان مذاهب مختلف نیز مانند مسلمانان شیعه، حق شهروندی دارند در نتیجه باید به عنوان یک شهروند ایرانی از حقوق خود بهره مند باشند. حق اعتقاد به ادیان مختلف، آزادی ابراز عقیده براساس دین خود، آزادی اجرای مناسک و حقِ داشتن معبد، از حقوق مسلم انسان است.
علت نواسانات در بازار اخیر ایران
علیرضا اقبال کلویر
سال ١٣٩٧یکی از پر خبرترین سال ها از نظر حجم اخبار اقتصادی در ایران بود. در این سال قیمت بسیاری از اقلام خوراکی و مصرفی چند برابر شد و نرخ تورم که تا خرداد ماه بنابر اعلام منابع رسمی تک رقمی اعلام شد. آخرین آماری که بانک مرکزی درباره تورم منتشر کرده به آبان ماه برمیگردد که در١٨.۴صد اعلام شده و حدود چهار ماه است که بانک مرکزی گزارش جدیدی در اینباره منتشر نکرده؛ هرچند مرکز آمار نرخ تورم اسفند 97 نسبت به همین ماه در سال گذشته را بالای۴٢ درصد اعلام کرد. افزایش قیمت کالاها در سال جاری سبد معیشتی خانوارهای ایرانی را به شدت تحت تاثیر قرار داد. ثابت ماندن قیمت بنزین که هنوز بحث درباره آن در جریان است باعث شد وضعیت اقتصادی وخیم تر نشود.
نیمه اول سال جاری یکی از پرتلاطم ترین دوران در بازار ارز بود. افزایش قیمت ارز که از دی ماه سال پیش و همزمان با اعتراضات خیابانی شروع به افزایش کرده بود در سال جدید به حرکت صعودی خود ادامه داد. دلار آمریکا در اوایل فروردین با حدود ۵ هزار تومان کار خود را شروع کرد در نیمه دوم فروردین و بعد از تعطیلات نوروزی به مرز شش هزار تومان رسید و در بعضی از روزها در بازار کم یاب یا نایاب شد. همزمان با افزایش نرخ ارز فضای مراکز فروش ارز نظیر خیابان فردوسی امنیتی شد. جهش قیمت دلار بالای ١۶ هزار تومان در بازار آزاد
انواع دلارها در بازار ایران از دلار افشار تا دلار شبانه قیمت دلار در بازار آزاد به رکورد تاریخی١٠هزار تومان رسید. در بیستم فروردین با اعلام اسحاق جهانگیری، معاون رییس جمهوری ایران دلار به صورت دستوری تک نرخی شد و رسما دلار ۴٢٠٠ تومانی شد؛ دولت اعلام کرد هر نوع دلار به غیر از این قیمت را به رسمیت نمی شناسد. علت افزایش قیمت ارز نگرانی ها درباره احتمال خروج آمریکا از توافق هسته ای با ایران و تبعات این خروج برای اقتصاد ایران بود که در نهایت دونالد ترامپ در اردیبهشت ماه خروج کشورش از برجام را اعلام کرد و قیمت دلار به صعود ادامه داد. اوج قیمت دلار به مهر ماه بازمیگردد که به نوعی دلار قیمت نداشت و تا مرز بیست هزار تومان هم پیش رفت؛ در بعضی از روزهای مهر ماه، قیمت این ارز روزانه تا هزار تومان بالا میرفت. از مهر ماه قیمت ارز شروع به کاهش کرد و خبرهایی نظیر تصویب یا عدم تصویب لوایح مرتبط با پولشویی و همچنین راه اندازی ساز و کار مالی اتحادیه اروپا برای مقابله با تحریم های آمریکا به همراه سیاست های جدید بانک مرکزی در نوسان قیمتها موثر بود.
در آذر ماه قیمت دلار در صرافی ها به ده هزار تومان هم رسید ولی مدتی بعد از نزدیک شدن به ماههای پایانی سال تا نزدیکی ١۴هزار تومان بالا رفت. بعضی از منتقدان دولت افزایش بی سابقه قیمت ارز و پس از آن فروکش سریع آن را به دولت نسبت می دهند؛ به گفته آنها دولت با کاهش عرضه قیمت ارز را تعمدی بالا برد تا از این راه درآمد ریالی داشته باشد؛ ادعایی که حسن روحانی و مقام های دولتی بارها آن را رد کرده اند. تلاطم شدید ارزی در سال ١٣٩٧تبعات بسیاری برای اقتصاد ایران داشت و کمتر بخشی از اقتصاد ایران را میتوان یافت که از آن متاثر نشده باشد. یکی از بازارهایی که ارز به شدت تحت تاثیر قرار دارد، بازار تلفن همراه بود که بدلیل نوسان لحظه ای قیمت ها فروشندگان موبایل برای مدتی از خرید و فروش خودداری میکردند چون احتمال آن وجود داشت با افزایش نرخ دلار مجبور شوند همان جنس را با قیمت بالاتر بخرند؛ این وضعیت در مواردی به بستن مغازه ها و اعتراض موبایل فروشان هم منجر شد. این صنف در بعضی از شهرهای ایران در مواردی به طرح یا ثبت گوشی هم اعتراض کردند.
بالا رفتن قیمت ارز در بازار ایران در سالی که گذشت باعث شد عده زیادی از شهروندان ایرانی برای فرار از کاهش ارزش ریال، سرمایه های خود را روانه بازارهای موازی نظیر سکه، خودرو تا حدی کمتر مسکن کنند. به همین دلیل به موازات افزایش قیمت ارز و امنیتی شدن این بازار، تقاضا برای خرید طلا و سکه هم بالا رفت. یکی از تبعات این افزایش تقاضا، رونق موسساتی نظیر “سکه ثامن” بود که نتیجه آن به جا گذاشتن تعداد زیادی مالباخته بود. قیمت سکه طرح جدید (امامی) در فروردین ماه حدود یک میلیون و ۶٠٠هزار تومان بود که قیمت آن به موازات افزایش نرخ ارز افزایش یافت. افزایش قیمت سکه در نیمه اول سال در بازار ایران در حالی بود که قیمت طلا در همین مدت در بازارهای جهانی رو به سقوط بود. قیمت هر انس طلا در اوایل فروردین حدود ١٣٣۶ دلار بود که در اوایل مهر ماه ١٢٠٠٠دلار رسید ولی همزمان قیمت سکه و طلا در بازار ایران بالا میرفت. در مهر ماه و زمانی که نرخ دلار به آستانه بیست هزار تومان رسید، قیمت سکه هم به بالای 5 میلیون و صد هزار تومان رسید ولی بعد فروکش کرد.
اعدام سلطان سکه؛وحید مظلومین کیست؟ قیمت سکه و طلا در ایران رکورد جدیدی ثبت کرد. تداوم افزایش قیمت سکه طلا در بازار ایران: در سال گذشته، بانک مرکزی در چند مرحله اقدام به پیش فروش و توضیع سکه کرد که این اقدام با استقبال گسترده ای روبرو شد. به عنوان مثال در تیر ماه تعداد کل سکه های ثبت نام شده در طرح پیش فروش بانک مرکزی حدود ٧ میلیون و ۶٠٠هزار قطعه اعلام شد؛ که از این تعداد یک شهروند٣١ ساله ٣٨هزار و ٢۵٠سکه خرید ولی هویت او اعلام نشد. افزایش قیمت سکه در ایران قربانی هم گرفت؛ یکی از آنها که اعدام شد وحید مظلومین بود که به او سلطان سکه داده بودند.
البته بعد از اعدام، دادستان تهران اعلام کرد از این فرد در زمان دستگیری سکه ای کشف نشد. بازار خودرو هم در سال گذشته طوفانی بود. با افزایش قیمت ارز و طلا، عده ای سرمایه خود را روانه بازار خودرو کردند تا از این طریق ارزش دارایی های خود را حفظ کنند. شاید کمتر کسی تصور میکرد پراید ١١١ (سفید) که در فروردین ماه حدود بیست و سه میلیون تومان بود در ماه های پایانی سال به بالای ۵٠میلیون تومان برسد. این افزایش قیمت البته به خودرو های تولید داخل محدود نبود و خودرو های خارجی هم دربر میگرفت. با خروج آمریکا از توافق هسته ای با ایران، بخشی از تحریم های پیشین این کشور از جمله تحریم صنایع خودروسازی ایران از نیمه مرداد امسال دوباره از سر گرفته شد. جدی تر شدن تحریم ها علیه ایران، تامین قطعات برای خودروسازان داخلی را سخت تر کرد و مراودات مالی آنها با دنیای خارج هم تنگ شد. هفته پرتلاطم بازار خودرو؛ چرا با گرانی خریدار هم بیشتر میشود؟
قیمت پراید در بازار به ۴٧میلیون تومان رسید. چرا تولید خودرو در ایران کاهش یافت؟ کمبود قطعات خودرو و بالا رفتن قیمت به دلیل بالا رفتن قیمت به دلیل بالا رفتن قیمت ارز عملا باعث شد عرضه خودرو با قیمت های سابق برای خودروسازان میسر نباشد و تولید کاهش یافت. این کاهش تولید به عدم تحویل خودرو های ثبت نام شده در زمان مقرر و در بعضی موارد افزایش قیمت خودرو های ثبت نام شده در زمان تحویل انجامید که اعتراض گسترده مشتریان را هم در پی داشت. بعضی خودروسازان برای جبران این ضرر به روش های جدیدی متوسل شدند، به عنوان مثال سایپا در خرداد ماه زه بغل پراید را آپشن اعلام کرد که خریدار برای آن باید ٣٧ هزار تومان اضافی پرداخت میکرد. گام دوم افزایش قیمت خودرو زمانی اتفاق افتاد که فاصله قیمت کارخانه با بازار آزاد افزایش یافت و وزارت صنعت ، معدن و تجارت با ارائه مجوز به خودروسازان از آنها خواست خودرو ها را با قیمت ۵ درصد کمتر ار حاشیه بازار عرضه کنند. افزایش قیمت خودرو البته از میزان تقاضای مشتریان برای خرید کم نکرد. در مورد اخیر آن، هجوم خریداران برای خودرو های پیش فروش فوری محصولات ایران خودرو که اینترنتی انجام میگرفت به دلیل ازدحام خریداران و محدودیت عرضه، ظرف نیم ساعت پایان یافت. موسسات مالی و اعتباری در سالی که گذشت کمتر روزی بوده که خبر یا تصویری از مالباختگان موسسات مالی و اعتباری و تجمع آنها در رسانه ها و شبکه های اجتماعی منتشر نشود. این موسسات عموما با ارائه سودهای بالا مشتریان را جذب می کردند. موسسات مالی کاسپین ، پدیده شاندیز، آرمان وحدت و فرشتگان فقط تعدادی از این نامهاست. بعضی از این مالباختگان میگویند با اعتماد به اینکه این موسسات (نظیر کاسپین) مجوز بانک مرکزی را داشته، در آنها سرمایه گذاری کرده بودند.
حسن روحانی، رئیس جمهور ایران در تیر ماه گفت دولت مجبور شده٣٠هزار میلیارد تومان به مالباختگان موسسات مالی از خزانه پرداخت کند. در سالی که گذشت به دلیل بالا رفتن قیمت طلا و سکه بعضی از موسساتی که در همین زمینه فعال بودند هم به تعداد مالباختگان افزود.
از مهمترین این موسسات میتوان به “سکه ثامن” و ” طلای شادی” اشاره کرد. اواسط شهریور ماه، تعدادی از سرمایه گذاران “سکه ثامن” گفتند که امکان برداشت از موجودی حساب های خود را ندارند و پس از چند روز خبر خروج فرهاد زاهدی فر، مدیر این موسسه و همسرش از ایران از سوی مقام های قضایی تاید شد. یک هفته بعد، این دو در خارج از ایران دستگیر و به این کشور بازگردانده شدند؛ آقای زاهدی فر هم اکنون بازداشت است ولی همسر او با وثیقه آزاد شده است.
بنابر اعلام دادستانی تهران این پرونده سه هزار و دویست شاکی دارد. طلب شکایت حدود ٢۵٠میلیارد تومان است ولی اموال توقیف شده ١٠٠میلیارد تومان استو برای تسویه اموال کافی نیست. میزان کلی طلب مالباختگان این موسسات دقیقا مشخص نیست و در مواردی این طلبها تسویه شده است.
مسیحیت در ایران
محمد رسولیان
حق ازادی عقیده و مذهب: از حقوق اتباع یک کشور، حق داشتن آزادی عقیده و مذهب است. حقی بنیادین و تعطیل ناپذیر که حتی در مواقع اضطراری نیز امکان عدول از آن به نفع حاکمیت و جامعه وجود ندارد چرا که فی نفسه چنین باور و عقیده ای به صرف اعتقاد به آن، کسی را متحمل ضرر نمی کند. اصولا انسان تکوینا و بالفطره توان فکر کردن و انتخاب عقیده و دین را داراست. دین امکان به کارگیری این توان را در مقام تشریع به عنوان یک حق، به رسمیت شناخته است و هیچ کس نمی تواند این حق را از انسان سلب نماید و اگر بعد از فکر و تحقیق به عقیده ای رسید و آن را حق و مطابق با واقع تشخیص داد به حکم عقل نمی تواند آن را نادیده بگیرد. نگاهی به وضعیت مسیحیان ایران: بررسی گزارشها و مروری بر مصاحبههای انجام شده با مسیحیان ایرانیای که حق آزادی دین و عقیدهشان نقض شده٬ نتایج نگران کنندهای را آشکار میکند• یورش به منازل شهروندان مسیحی بدون رعایت ضوابط قانونی، صدور احضاریه و یا ارائه حکم بازداشت.• نسبت دادن اتهامات سیاسی و امنیتی بجای اشاره به دلایل عقیدتی بازداشت آنها.• عدم اجازه دسترسی به وکیل و تماس با خانوادهها برای روزها یا هفتههای متمادی بعد از بازداشت.• عدم دسترسی وکلای متهمان به پرونده موکلین مسیحی و حتی عدم آگاهی از اتهامات وارده.• استفاده ابزاری از مواد و تبصرههای مبهم قانونی برای متهم کردن مسیحیان به جرایم امنیتی به منظور خنثی کردن حساسیتهای بینالمللی به نقض آزادی دین و عقیده.• درخواست وثیقههای سنگین از ۵۰ میلیون تا ۵۰۰ میلیون تومان.• تحت فشار قرار گرفتن برخی بازداشتشدگان برای امضای تعهدنامهای که متضمن عدم شرکت آنها در جلسات کلیسایی، ارتباط با دیگر مسیحیان و شراکت در فعالیتهای مسیحی است.• شکنجههای روحی و در مواردی نیز فیزیکی در هنگام بازداشت و حبس.• هک کردن تلفن و کامپیوتر دستگیرشدگان و ضبط آلبوم عکس شخصی (حتی آلبوم عروسی) به منظور یافتن اطلاعات در مورد دیگر نوکیشان مسیحی.
- ممانعت از دسترسی بازداشتشدگان و زندانیان مسیحی به امکانات پزشکی، اجازه مرخصی و یا برخورداری از مشاوره حقوقی
ایران در لیست 10 کشور جفا کننده به مسیحیان: سازمان درهای باز (Open Doors) هر سال فهرستی با نام «فهرست دیدبان جهانی» از پنجاه کشور جفا کننده به مسیحیان را منتشر می کند. در فهرست سال 2018، وضعیت ایران از جهت جفا بر مسیحیان در رده دهم قرار دارد. معیار رتبه بندی کشورها در این فهرست بر اساس سرکوب مسیحیان به خاطر ایمان مذهبی آن ها است و ملاک های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، قومی و غیره را دربرنمی گیرد. جمهوری اسلامی می گوید که تنها اقوام ارمنی و آشوری ایران می توانند «مسیحی» باشند و فارس ها به صورت فطری مسلمان به حساب می آیند. از این رو نوکیشان یا ایرانیان مسیحی که از لحاظ قومی فارس محسوب می شوند، مرتد فطری هستند. همین امر سبب شده که تقریباً همه فعالیت های مسیحیان، از بشارت تا تعلیم کتاب مقدس و انتشار آن و کتاب های مسیحی به فارسی زبان غیرقانونی اعلام شوند». ماده ۲۲۵ قانون جدید مجازات عمومی، مصوب سال ۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان، که به گفته مقامات قضایی ایران بر اساس حدود ۶ آیه صریح قرآن در ۶ سوره مختلف، روایات، احادیث و کردار پیامبر اسلام و امامان شیعه و فتوای اکثر قریب به اتفاق مجتهدان شیعه، تدوین شده است، ارتداد یا تغییر دین برای مسلمانان را به دو مقوله “ارتداد فطری و ملی” تقسیم کرده و برای مردان مرتد مجازات مرگ و برای زنان مرتد مجازات حبس دایم تعیین کرده است. پس از انتشار این قانون، رئیس دوره ای اتحادیه اروپا در بیانیه ای اعلام کرد:« ماده ۲۲۵ این لایحه نقض آشکار تعهدات جمهوری اسلامی به کنوانسیون های بین المللی حقوق بشر است» و از مقام های ایران در دولت و مجلس خواست برای احترام به تعهدات خود آن را تعدیل کنند.
نوکیشان: به رغم تلاش های جمهوری اسلامی برای تبلیغ و تحمیل دین اسلام شیعه به عنوان دین رسمی و قانونی کشور، با وجود سخت گیری ها و فشارهایی که براقلیت های مذهبی اعمال می شود، و با آن که در حکومت جمهوری اسلامی مجازات تغییر دین برای مسلمانان در حکم ارتداد است و مجازات اعدام را درپی دارد، اما پدیده تغییر دین ایرانیان شیعه مذهب، بویژه به مسیحیت، مدام گسترش یافته است. عده زیادی نیز به دین زرتشتی یا بهاییت تغییر دین داده اند تا جایی که لفظ «نوکیشان» برای مشخص کردن این تغییر دین دادگان در دوران حکومت اسلامی در ایران به کار می رود.
قتل کشیشان: مسلمانان ایرانی با گرویدن به مسیحیت، بهایی گزاف و گران پرداخته و چه بسا جان خود را در این راه ازدست داده اند. با شروع انقلاب، در کنار هجوم و حمله به بهائیان، قتل کشیشان نیز آغاز شد.• نخستین کشیش قربانی پس از انقلاب ارسطو سیاح بود که در سال ۱۳۵۷ پس از انقلاب در شیراز به قتل رسید.• اسقف حسن دهقانی در اصفهان در خواب هدف پنج گلوله قرار گرفت اما از این ترور جان به در برد.• در سال ۱۳۵۹ پسر اسقف، بهرام دهقانی، در تهران و به ضرب گلوله کشته شد.• منوچهر افغانی در سال ۱۳۶۷ در اصفهان از شورای کشیشان پروتستان به قتل رسید.• کشیش حسین سودمند در ۱۹۹۲(۱۳۷۱) در مشهد از کلیساهای جماعت ربانی به اتهام ارتداد به اعدام محکوم و حلق آویز شد. این اولین بار بود که کشیشی با محاکمه در دادگاه به مرگ محکوم می شد و قتل به صورت پنهانی و ترور صورت نمی گرفت • در سال ۱۹۹۳ کشیش مهدی دیباج در ساری به اتهام ارتداد فطری به اعدام محکوم شد. مهدی دیباج در سال ۱۹۹۳ (۱۳۷۲) در دادگاهی در ساری محکوم به مرگ شد. جامعه مسیحیان ایران بویژه کشیش هایک هوسپیان مهر برای نجات او تلاش بسیار کرد و کشیش هوسپیان، رهبر کلیساهای جماعت ربانی با راه اندازی کمپین های بین المللی و جلب نظرمسیحیان و افکار عمومی جهان نقش مؤثری در آزادی کشیش دیباج برعهده گرفت. سرانجام کشیش دیباج پس از ده سال حبس در ۲۴ دی ماه ۱۳۷۳ آزاد شد.• سه روز پس از آزادی دیباج، کشیش هایک هوسپیان در راه فرودگاه مهرآباد ناپدید شد. خانواده او پس از ۱۱ روز تلاش بی امان برای یافتن کشیش، سرانجام جسد مثله شده او را که با ۲۶ ضربه چاقو پاره شده بود، از سردخانه پزشکی قانونی تحویل گرفتند. قاتلان روی سینه او و درست بر قلبش حفره ای عمیق با آلتی برنده سوراخ کرده بودند. قتلی فجیع و سبعانه برای انتقام جویی و عبرت آموزی و ایجاد رعب.• شش ماه پس از قتل کشیش هایک، کشیش طاطائوس میکائیلیان، رئیس شورای کشیشان پروتستان، پس از ترک خانه در تهران ناپدید شد و چند روز بعد پسرش برای شناسایی جسد او که با شلیک چند گلوله به سرش به قتل رسیده بود، احضار شد. قاتلان روی جنازه کشیش میکائیلیان بر تکه کاغذی نشانی جسد کشیش مهدی دیباج را قرار داده بودند.• جسد مهدی دیباج، کشیش کلیساهای جماعت ربانی، که بر اثرضربه های چاقو از پا درآمده بود، در جنگل های اطراف کرج پیداشد.
مقام های امنیتی در آن زمان با ترتیب دادن نمایش امنیتی اعترافات، سه دختر جوان را به عنوان عضو سازمان مجاهدین خلق مسئول این قتلها اعلام کردند.• کمتر از دو سال بعد در سال ۱۳۷۵ کشیش محمد باقر یوسفی اهل کلیساهای جماعت ربانی ملقب به روانبخش در جنگل حلق آویز شد. قربان دردی تورانی، از گروه کلیساهای خانگی در آذر ۱۳۸۴ به قتل رسید. خانواده او جسد غرق در خونش را در حالی که گلویش بریده بود، در برابر خانه شان یافتند.• محمد جابری از گروه کلیساهای خانگی در خرداد ۱۳۸۶ به قتل رسید.• محمدعلی جعفرزاده از گروه کلیساهای خانگی در خرداد ۱۳۸۶ به قتل رسید.• عباس امیری در سال ۱۳۸۷ در ملک شهر اصفهان به دست نیروهای امنیتی به قتل رسید.• سه روز پس از مرگ او همسرش بر اثر جراحت های ناشی از شکنجه ماموران امنیتی درگذشت. عباس امیری پیش از گرویدن به مسیحیت مدت ها در جنگ ایران و عراق به عنوان بسیجی شرکت کرده و مجروح شده بود. روز ۲۵ آبان ماه ۹۷ (۱۶ نوامبر۲۰۱۸)، آقایان بهنام ارسالی و داوود رسولی (دیوید)، دو نوکیش مسیحی در شهرهای مشهد و کرج توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. همچنین طی روزهای شنبه ۲۶ آبان ماه سارا کریم آقایی، شهره درویشی، بابک حیاتی و حمید خوبیاری در شیراز، و دوشنبه ۲۸ آبان ماه، علی اشتیاق، ژرژیک عیسائیان، ادوین و ماریا مارگوریان (زوج ارمنی)، و یک تن بنام کوروش در تهران بازداشت شدند. که اینها فقط نمونه هایی از وقایع رخ داده برای مسیحیان در ایران است.
از آزار و ارعاب و بازداشت مسیحیان و نوکیشان تا تعطیل خدمات کلیساها: در دوران حکومت جمهوری اسلامی صدها مسیحی و نوکیش تحت بازجویی قرار گرفتند و زندانی شدند. چاپ کتاب مقدس مسیحیان به زبان فارسی ممنوع شد، و بسیاری از نسخه های کتاب مقدس در کنار مواد مخدر و بطری های مشروب الکلی به آتش کشیده شد. خدمات کلیساها تعطیل و به خانه ها کشیده شد و مراسم عبادت نومسیحیان به اقدامی زیرزمینی و خطرناک تبدیل شد.
و در پایان کلامی زیبا از مولانا
وحی آمد سوی موسی ازخدا بنده ی ما را زما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی نی برای فصل کردن آمدی
ما برون را ننگریم و قال را مادرون را بنگریم و حال را
ملت عشق ازهمه دینهاجداست عاشقان راملت و مذهب خداست
لعل راگرمهرنبود، باک نیست عشق دردریای غم غمناک نیست
روند محرومیت های پیروان بهائیت در جمهوری اسلامی کماکان ادامه دارد ! چرا؟
الناز اسدی صفا
بهائیان بزرگترین گروه پیروان مذهبی در ایران همواره در طول تاریخ با آزار و اذیت و سرکوب روبرو بودهاند. آنها طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان اقلیت دینی شناخته نشدهاند و در نتیجه طبق همین قانون جزو اقلیتهای دینیای نیستند که “در انجام مراسم دینی خود آزاد باشند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل میکنند”.پس از دستگیریهای متعدد تعداد زیادی از بهائیان فعال و سرشناس به اتهامات (نقض قوانین اسلامی،توطئه و جاسوسی برای صهیونیسم) و اذیت و آزار و شکنجه آنها ،حتی در بیشتر موارد حمله به منازل و ضبط اموال آنها و نیز در نهایت اعدام این پیروان که همه و همه از نفرت و انزجار جمهوری اسلامی نسبت به این پیروان را نشان میدهد که جمهوری اسلامی با ایجاد محرومیت های فراوان در تمام زمینه ها و خشونت ها و تعصبات زیادی که نسبت به آنها دارد، مانع پیشرفت و حق داشتن یک زندگی سالم برای پیروان بهائیت میشود.متاسفانه جمهوری اسلامی غیر از شیعیان اسلام به هیچ پیروان مذهبی دیگری احترام نمیگذارد و آنها را به رسمیت نمیشناسد و نه تنها اجازه فعالیت های دینی به آنها،بلکه از حق و حقوق شهروندی که در جامعه دارند آنها را محروم میسازد. حکومت ایران مذهب شیعه را مذهب رسمی کشور اعلام کرده و برخورداری از حقوق مدنی و شهروندی را نیز وابسته به تعلق به این مذهب یا سه دین ابراهیمی کرده که از آنها در قانون اساسی نام برده است. این در حالی است که حقوق شهروندی به همه مردم یک کشور بدون توجه به دین و مذهب آنان تعلق میگیرد. حکومت ایران آئین بهایی را “فرقه ای ضاله” و مقامهای مذهبی و سیاسی جمهوری اسلامی ارتباط با بهائیان و حتی دست دادن با آنها را مکروه میدانند. جمهوری اسلامی تا جایی که توانسته آیین بهائیت را با بی احترامی های بسیار زیر سوال برده و آنها را در از حقوق طبیعیشان محروم کرده از جمله : مصادره اموال و دارائی های شرکت های متعلق به بهائیان . اخراج تعداد زیادی از کارمندان ،دانشجویان و اساتید بهائی. نامشروع و غیر قانونی شمردن ازدواج بهائیان و پلمپ کردن دفاتر ازدواجی که ازدواج بهائیان را ثبت میکنند. امتناع از ثبت نام کودکان بهائی در مدارس دولتی. عدم استخدام در مراکز دولتی. نداشتن حق تحصیلات عالی در سیستم آموزشی کشور. حق داشتن هیچگونه نماینده ای در مجلس را ندارند
- و در نهایت اخیرا هم موضوع ممنوعیت’ کار کردن اقلیتهای دینی در مهدکودکهای ایران به سایر محرومیت های بهائیان از سوی جمهوری اسلامی اضافه گردیده است.
از نظر قوانین اگر بخواهیم این موضوع را بررسی کنیم ،متوجه می شویم که تماما با موارد اعلامیه جهانی حقوق بشر و سند جهانی 2030 یونسکو متناقض و نیز همچنین بر خلاف قوانین وضع شده قانون اساسی ایران میباشد که به مواردی از آنها میپردازیم: نقض ماده 1: همه آزاد وبرابربدنیا آمده اند :همه به نسبت حیثیت و حقوق با هم برابرند نقض ماده 2: عدم تبعیض : هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز، خصوصا از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا هرعقیده دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی ها، بهره مند گردد. نقض ماده 5:شکنجه ممنوع،
نقض ماده 6: ارزش انسانی در همه جا: هر انسانی سزاوار و محق است تا همه جا در برابر قانون به عنوان یک شخص به رسمیت شناخته شود.نقض ماده 7: همه دربرابرقانون مساوی هستند: همه در برابر قانون، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.نقض ماده 18: حق آزادی عقیده و ماده 19: حق آزادی بیان. نقض ماده 23: حق امنیت کار: هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.نقض ماده 25: حق خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی برای همه.نقض ماده 26: حق تحصیل رایگان برای همه: هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود و آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد کمال رشد آن برساند و باید احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید.اصل ١٩ و ٢٠ قانون اساسی ایران : مردم ایران از هر قوم و قبیله و که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود. براساس اصل ۲۳ قانون اساسی هم “تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد. اصل ۲۸ قانون اساسی میگوید: “هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند. دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون، برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید.”براساس اصل ۲۹ قانون اساسی “برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، ازکارافتادگی، بی سرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح، نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبتهای پزشکی به صورت بیمه و غیره، حقی است همگانی”.با وجود همۀ مخالفتها و آزار و اذیتی که جامعۀ بهائی ایران از ابتدای شکلگیری در زادگاه خود با آن مواجه بوده، همواره سعی کرده است به عنوان یک جامعۀ زنده و پویا به رشد خود ادامه دهد. بهائیان ایران پیوسته با خلوص نیت کوشیدهاند سوءتفاهمات و تعصباتی را که بر ضد این جامعه رواج داده شده است با محبت و صلحطلبی برطرف سازند و با عشق فراوان نسبت به کشور خود، دست در دست سایر هموطنانشان در هر کجای این سرزمین برای پیشرفت ایران تلاش کنند.
۲۸ مای روز جهانی بهداشت قاعدگی
نیلوفر ایمانیان
عادت ماهیانه انقدر مهمه که یک روز جهانی رو به اون اختصاص دادند
متاسفانه در کشور ما یعنی ایران همچنان یک تابو هست و دختری که پریود میشود باید علاوه بر درد های جسمی و روحی که داره مراقب باشد تا کسی از پریود شدن اون باخبر نشود.
قاعدگی از مهمترین مراحل رشد و به بلوغ رسیدن در دختران است اما در فرهنگ بعضی از کشورهای آسیایی به دلیل باورهای متفاوت و شاید الهام گرفته شده از مذهب در مورد قاعدگی و چرخه آن صحبت نمی شود .عادت ماهیانه تقریبا نیمی از هر ماهِ زندگی را تحتتاثیر خود قرار داده و بسیاری از جذابیتهای دنیا و ادیهای درونی را کمرنگ میکند و حتی گاها موجب میشود تا دنیا را سیاه دیده و دوست داشته باشید در گوشه تنهایی خود نشسته و یک دل سیر گریه کنید. چون اگر اینکار را نکنید احتمال درگیر شدن با اطرافیان زیاد است و شاید حتی موجب تخریب روابط شود از آنجا که در این چرخه، سطح هورمون ها به طور منظم در مغز و بدن خانم ها تغییر می کند، ظاهر، میزان انرژی بدن و حساسیت روحی زنان نیز دستخوش تغییرات می شوند.روحیه اکثر زنان، ۲۴-۱۲ ساعت قبل از شروع عادت ماهیانه، به بدترین وضعیت خود می رسد.پریود دردناک یکی از شایعترین مشکلات زنان محسوب میشود. بیش از نیمی از زنان هنگام قاعدگی دچار درد می شوند و حدود یکدرصد آنها به مدت ۱ تا ۳ روز توانایی انجام فعالیت های روزمره را ندارند.
اقدامات مفید جهت کاهش و رفع درد قاعدگی:
* ماساژ شکم، کمر، پهلوها- * استفاده از حوله گرم یا کیسه آبگرم-* خم شدن روی آرنج و زانوها-* پیادهروی-* دوش آب گرم-* پرهیز از غذاهای نفاخ و سنگین-* مصرف دمنوشهایی همچون بابونه، گلگاوزبان، چای سبز-* کاهش مصرف قند و نمک-* مصرف ویتامین E دو روز قبل از شروع خونریزی
آقایون یادتان باشد شما نقش بسیار مؤثری در مراقبت از زنان در زمان عادت ماهیانه دارید. بیشتر از همسر خود حمایت کنید و خیلی زیاد به اوحواستان باشد و همسر،مادر و خواهر خود و تمام زنانی که در روز با آنها روبه رو میشوید را بیشتر درک کنید . یکی از علت های اینکه می گویند هوای زنان را باید بیشتر داشت به علت ضعیف بودن آنها نیست بلکه به این دلیل است که ممکن است آن زن در دوران قاعدگی یا بارداری باشد و از نظر جسمی و روحی فشار زیادی رو تحمل میکند .عادت ماهیانه بخشی از هویت جنسی ماست
ناقص سازی زنان و دختران
سمیه حسین زاده ثانی
ختنه دختران که در مجامع علمی از آن به عنوان ناقص سازی جنسی زنان یاد می کنند،عملی است که همچنان در بسیاری از کشورهای جهان انجام میگیرد.
بیشتر مخاطبین که از ختنه دختران کم و بیش اطلاعاتی دارند گمان می کنند که این عمل بیشتر در آفریقا انجام میشود و سنتی منسوخ شده است. در حالی که سعی بیش از 7000سازمان دولتی و غیر دولتی در سراسر جهان این است که در زمینه ریشه کنی و اگاه سازی مردم مناطق مختلف فعالیتهای فرهنگی داشته باشند. نخستین بار در روز 6فوریه 2003 استلا اوبا سانجو بانوی اول نیجریه در کنفرانسی که توسط کمیته بین آفریقای برگزار شد، این روز را پیشنهاد داد که ناقص سازی زنان و دختران پیامدهای منفی بر روان و سلامت آنها دارد. این سنت بی رحمانه که قدمت ان را میتوان از قرنها پیش ردیابی کرد 28کشورافریقایی را در بر میگیرد و در همین منطقه آسیا عراق. ایران. اندونزی. مالزی. هند وکشورهای حاشیه خلیج فارس میباشد. هر ساله 3میلیون دختر در معرض این خطر هستند در طی سالهای 1997 تا 2006 میزان ناقص سازی در زنان و دختران به تدریج رو به کاهش بوده است. این عمل را به دلیل باورهای سنتی اجتماعی و باورهای علمی مذهبی انجام میدهند. از مهمترین اهداف نقص عضو در زنان و دختران را ممانعت کردن از خیانت به همسرانشان میدانند.
در ایران بر اساس قوانین مجازات. نقص عضو در زنان و دختران جرم میباشد و با وجود این ما شاهد انکار وبی توجهی مسوولان هستیم. پژوهشهای انجام شده حاکی از ان است که در سال1386در بندرکنگ بر روی 70درصد زنان عمل ناقص سازی جنسی انجام شده بود و همچنین بیش از 83 درصد زنان در قشم و 70درصد زنان درمیناب مورد عمل ناقص سازی جنسی قرار گرفتهاند. سیاستی برای خاتمه نقص عضو در زنان و دختران در ایران وجود ندارد.
در مناطقی که نقض عضو در دختران رایج است ازدواج نیز بسیار شایع است و اغلب این مناطق روستای هستند و از فقر اقتصادی وفرهنگی رنج میبرند و این افراد برای کاهش میل جنسی دختر و اینکه بعد از رسیدن به بلوغ وارد رابطه خارج از ازدواج نشوندعمل ناقص سازی را در آنها انجام میدهند. در کردستان عراق رسم شایع است که از دست زنی که عمل ناقص سازی بر او انجام نشده غذا نمیخورند و غذای دست او را پام نمیدانند. بر اساس طبقه بندی آنجا شده بین المللی عمل ناقص سازی و معلولیت ناتوانی که توسط سازمان جهانی بهداشت ایجاد شده است. اگر فردی نقص و ناتوانی داشته باشد و در نتیجه آن ناتوانی و نقص نتواند شرایط معمولی زندگی یک فرد سالمرا تجربه کنددر طبقه بندی معلولیت قرار میگیرد. قربانیان این عمل ناقص سازی جنسی تا پایان عمر نمی توانند از نظر روحی و جنسی احساسی در ارامش باشند و همچنین دچاربیماریهای کلیوی دردهای عصبی و اختلالات ادراری ،عفونتها وحتی مرگ هنگام زایمان شوند.
این بیتوجهی و نادیده گرفتن با وجود داشتن قوانین کیفری بر علیه ناقص سازی زنان و دختران از کجا نشات میگیرد آن هم در حالی که پژوهشهای انجام شده در این زمینه در ایران بیانگر وقوع ان در منطقه است. به رغم انکه عمل ناقص سازی در زنان و دختران از جامعه ای به جامعه ی دیگر متفاوت است اما همانندی بین انها هم کم نیست. به طور کلی ان چه حاصل پژوهش های مکتوب و عینی است از عللی نظیر پای بند به انجام ناقص سازی جنسی زنان و دختران به عنوان یک رسم و سنت اجتماعی وتاریخی بازمانده از پیشینیان ، اعتقادات و اجبار مذهبی، بیسوادی و کمسوادی والدین ،فقر اقتصادی وتنش معیشتی تا قبل از رسیدن به زمان ازدواج است. چرا هیچ کس در ایران برای زنان قربانی ناقص سازی جنسی کاری نمکند؟ چرا کسانی که این عمل دردناک را روی دختر بچههای بیگناه انجام میدهند مورد بازخواست قرار نمیگیرند؟ شاید به این دلیل است که از نظر دولت ختنه زنان و دختران یک مسله مختص سنی و مذهبی اسن وبه این علت دولت مرکزی تلاش رسمی و غیر رسمی برای خاتمه ختنه زنان به عمل نمی آورد. براساس برآورد سازمان ملل متحد هم اکنون 200میلیون زن در جهان زندگی میکنند که تحت یکی از انواع نقص عضو جنسی قرارگرفتهاند و از این تعداد، 44میلیون از انان دختران زیر 14سال هستند بالاترین امار شیوع نقض عضو در زنان در کشورهای سومالی، مصر، مالی، میباشد.
ناقص سازی جنسی زنان، برای اولین بار با درخواست پناهندگان گروهی از زنان افریقایی در کشورامریکا مورد توجه قرار گرفت، این زنان معتقد بودند در صورت بازگشت به کشور خود مجبوربه انجام این عمل ناقص سازی خواهند شد. پس از ان بود که توجه جامعه جهانی به این مورد از نقص اشکار حقوق کودکان و زنان جلب شد. در طول سالهای گذشته تصور عمومی بر این بود که این نوع عمل ناقص سازی تنها در کشورهای آفریقایی رخ میدهد و این در حالی است که این رسم در اسیا و خاورمیانه رواج دارد. همچنان گفته میشود در فرانسه هم اکنون 53هزار زن ختنه شده زندگی میکنند. قوانین در ایران و دنیا باید بپذیرند که نقص عضو در دختران و زنان ناقص سازی جنسی میباشد و نقص عضو به حساب میآیند. بر اساس گزارش پژوهشگران عمل مسله سازی زنان به دست زنان انجام میشود واین نمونه دیگر از خشونت زنان علیه زنان توسط زنان در شرایط غیر بهداشتی است.
عروسک ها اینجا بی مادرند !
سهیلا مرادی
اینجا از بازی خاله ها ،خبری نیست. رویاها و خیال ها دیر زمانیست که از اینجا پر کشیده اند. شنیده ای تو ایا تا کنون نام دختر بلوچ را ؟!همان دختری که هم نژاد من و توست ،بیگانه نیست ،دختریست برخاسته از خاک ایران ویج . در نیم روزی ترین جای کشورمان ،له شده در زیر پاهای گربه امان ،دور افتتاده از دل های آدمیان و امروز آمده تا به نوشته هایم رنگی بده ،با ان چهره ی افتتاب سوخته اش و من امروز به پاس پاگشایی دختر بلوچ، زده ام مهرخاموشی بر همه دخترانه ها و زنانگی های دیروز و امروزم و من به پاس بودنش ،یک امروز انداخته ام “چادری سیاه” بر سر خیال و آرزوهایم . میگویم امروز برایتان ز دخترهایی که می آموزند در دامان مادر ز کودکی ،زنانگی و شوهرداری! چه می نشاند لبخندی زخشنودی ،بر لبان مادر و پدرآن دختری که می برد دل ز مردی در کودکی ! زندگی دختران اینجا چون مارپیچی می ماند که در ورودی اش ،زاییده می شوند و اسیر دیوارهای بلند سنت ها و باورها می شوند و درپستی و بلندی ها و بن بست هایش ،گیر می افتند. پای سخنانشان که می نشینی ،گویی که همه سادگی ها و بی الایشی ها همزمان با گفته هاشان ،آغاز به باریدن می کند. از دختر بچه 5-6 ساله تا زن 90 ساله برایت گفته ها دارند .اینجا درد دل ها نیز بوی سادگی دارند و همراه با شوخی و خنده اند .نامش زهراست ، آن دختر بچه ی7 ساله را می گویم ، سه چهار ماهی می شود که به نامزدی در امده !مادرش با افتخار و با سادگی این را می گوید. شوک زده سرم را می چرخانم ،نگاهم به چهره ی زهرا می افتد که سر استینش را به گونه ای شرم آلود به دندان گرفته و با لبخندی زیر چشمی مرا نگاه می کند . با تکان آرنج دوستش که به پهلوی او میزند ،به خود می ایم. هر دو ریز ریز می خندند، در چهره اش نگرانی را نمی بینم ،نه در چهره ی او و نه در چهره ی دیگران، گویی که پیشامدیست ساده و دختران اینجا پدید آمده اند که اینگونه باشند ،چون عروسکی که در کودکی میداشتمش ! بهش عروسک “گریه او” می گفتم ،کارش این بود که پستونکش را در بیاورم و او گریه کند و زمانیکه می خواستم ،دوباره پستونک را در دهانش می گذاشتم و او دیگر خاموش می ماند و گاهی هم می خندید ! بهرروی کارش این بود:گریه کردن و خندیدن و پس از آن خاموش ماندن. اینجا دخترکان ،کودکی زیادی ندارند ،چراکه کارشان زن بودن و مادر شدن هست. ! در شوک زهرا بودم که فاطمه ،همچنان که نگاهش بر ساق دستانم خیره بود ،گفت : منم یکبار پنهانی ،موهای دستم را تا نیمه تیغ زدم و با سادگی ،نگاه به دیگران کرد و ادامه داد ،اینقدر دستم خشگل شده بود و همچنانکه ریز ریز میخندید ،گفت : ولی همش از شوهرم پنهان می کردم تا اینکه یکروز فهمید و دعوام کرد و بهم گفت :اگه یکبار دیگه این کار رو بکنی ،طلاقت میدم ! با بهت پرسیدم : آخه چرا ؟! گفت که چون سنت پیغمبره، حرامه ! همچنانکه به فاطمه و گفته هایش ، رویاها و آرزوهایش می اندیشیدم ، به ان شیطنت و سرزندگی اش که زمانی که بیرون می رفت همه را زیر چادر و روبند سیاهش ،پنهان می کرد ، با خود می اندیشم که آیا زمانی ،هتا برای یک دمک هم ، به اندیشه اش می رسد که در انسوترش ، نه تنها در ایران که در بسیاری از کشورهای دیگر ،زنانی هستند که دغدغه اشان پاکیزه کردن و تراشیدن موی دستشان هست؟! اندیشیدن به تفاوت ها و دگری ها ،آزارم میده ،دگری بین باورها و زندگی ها. بر ان بود که پس از نیمروز ،زنان “کهیر” به دیدن مادر و دختری بروند که هر دویشان تازه زایمان کرده بودند و از من هم خواستند که با انها بروم . درون اتاغ بزرگی شدیم ،دو گهواره در گوشه ی اتاغ بودند که رویشان را با پارچه ای توری سپید رنگ پوشانده بودند ،اجازه ی دیدن بچه ها را نداشتیم . بنا بر رسوم انجا ،بچه را زیر 40 روز نمی بایست دید ! مادر جوان بر روی تشک بود و از مادر دیگر خبری نبود. از خدیجه پرسیدم که پس انیکی مادر کجاست ؟ خندید و همچنانکه با دست ،زنی سن بالا “نزدیک به 50 سال” را نشان میداد، که از زمان ورودمان ،در حال پذیرایی بود ،گفت :ایناهاش دیگه ! براستی باورش برام سخت بود ،زنی بسیار لاغر که پیدا بود چه نبردهای سختی را با زندگی اش داشته ،گفتگو که می کرد ،تنها دو سه دندان را می شد در دهانش دید !از گفته هایشان دانستم که زنان اینجا اجازه ی رفتن به بهداشت را ندارن ، چرا که از دید مردانشان کار زنان ،تنها زاییدن هست و نیازی به بهداشت ندارند و نیز باز از دید دینی و شرعی زنان اجازه نداشتند به بهداشت بروند ! سمیه نام دختریست زیبا که تنها 16 سال سن دارد و دارای 4 فرزند10 سالش که بود به همسری امام جمعه ی شهرشان در امد و همسر دوم این مرد شد ! خدیجه نیز زمانیکه 13 سال داشت به همسری مردی 30 ساله در امده بود که همسر نخست مرد،مرده بود و اکنون پس از 30 سال زندگی در 43 سالگی ،سنگینی سایه ی دو هوو را در رندگی مشترک خود به یدک می کشید . دختران اینجا هم عروس می شوند و جشنی به اندازه توان مالی پسر ،برایشان گرفته می شود و تنها سهمشان از این جشن ، مالیدن روغنی بر سر تا به پایشان و تنها ماندن در چادری ،زیر آفتاب سوزان هست و پس از ان می شوند بانوی خانه !از کدام خانه بگویم ؟! خود نیز نمی دانم !! خانه ای که در ان زنان هیچ سهمی ااز هیچ چیزش نداشته باشند ،نامش چیست ؟؟هر اندازه می اندیشم ،به هیچ جا نمی رسم ! همان رختخوابی هم که شبان در ان می خوابند ،نیز از ان زنان بلوچ نیست ،او هتا دارنده ی تن خود نیز ،نیست. دلم می گیرد از این همه نابرابری !با همه ی اینها دختر بلوچ می خندد ،از دید او همه ی جهان چون جهان اوست ! از دید او زنان اینگونه آفریده شده اند و مفهوم زن بودن همین هست !دختر بلوچ می خندد و من خاموش می مانم .دلم نمی آید با گفته هایم.حبابی راکه جهانش را فرا گرفته بترکانم.دختر بلو چ می خندد و من نگاهش می کنم ،درد تازیانه ی خنده اش ،دل و روانم را پاره پاره و زخمی می کند و هر بار که می گذرم از کوچه ی یادمان ها ، هتا جای جای زخم ها ، با لمس سایه ام نیز به درد می آیند و فریاد سر می دهند. دختر بلوچ می خندد و من در دل نیایش می کنم که ای کاش ،مادران اینجا دختر نمی زاییدند ! ای کاش تخمک های دختری ،در رحم مادران نمی روییدند!
آرزو می کنم ای کاش….
نیشتمان عبداللهی
تو هیچ بیغوله انگاری واسه من یه نفر جا نیست…
دنیای عجیبی ست میدانی؟! دنیایی با مساحت 510 میلیون کیلومتر مربع اما گاهی به اندازهی یک نفر جا ندارد. برای زندگی سادهی یک انسان. او باید در جایی که نمیداند به دنیا بیاید، رشد کند، دوست بدارد، دوست داشته شود، بخندد، بگرید، بدود، خلاصه که زندگی کند. اما وای به آن روزی که آن جایی را که “نمیداند” نخواهد یا نتواندش. گویی همه عالم به عرصه اش تنگ می شود.
چه میکند؟ “او” پدر و مادرش را تنها میگذارد که باید برود! “او” دوستش را تنها میگذارد که باید برود! “او” عشقش را جگر گوشهاش را تنها میگذارد که باید برود! “او” کودکی، جوانی و زندگیاش را، “او” وطنش را تنها میگذارد، که باید برود… عمری از زندگیاش جا گذاشته دل را میزند به راه. به راهی که تماما مه آلود است. به قول یکی از “او”ها: همیشه با هدف موفق شدن بیرون میآیی و در بقیه راه سوپرایز میشوی. “او” در راه… “او” در… ذهنم نمیتواند تمرکز کند از هجوم بی رحمانه مصائب مسیر. آخر میدانی؟! من “او” را دیدم که در راه تنها و بی کس بود با بار زندگی برادر کوچک ترش به دوش. من “او” را دیدم که در راه تن میفروخت که بماند و برود. من “او” را دیدم که در راه به سوگ برادرش نشست. من “او”یی را دیدم که کوچک بود؛ خیلی کوچک. از چنگ جنگ و تیر فرار کرده بود ولی فحش و لگد میخورد تا برای خانواده اش پول ببرد. من “او” را دیدم که در راه عاشق شد به ادامه راه که رفتند راه جدایشان کرد. هنوز هم چشمش به همان راه است…من ندیدهام اما شنیدهام که این راه “او” را با لگد و مشت پلیس رو به رو کرد. با حمله ی سگ هایی که به عمد به جانش انداختند؛ با تیر هایی که از بغل گوشش رد شد؛با شب هایی که در دشت با آب گل آلود تشنگی سر کرد. شب هایی که سقفش عرش آسمان بود و فرشش سنگ زمین. با وجود همه این ها میخواند “جهنم بهتر از خونه ست”.بچه ای که در راه جنگل به دنیا آمده است را چه مینامی؟ لالایی نوزادی که گهواره اش با ستارگان آسمان مزین شده را چه میخوانی؟ نقاشی کودکی که آوارگی را کشیده کجا مینشانی؟ آرزوهایی که ارزان فروخته میشود را چند میخری؟ جان هایی که با راه رفتهاند را باز میآوری؟نمیدانم این “راه” و آن “جا” چیست. نمیدانم حتی خوب است یا بد. تنها چیزی که میدانم این است که می توانم آرزو کنم. و من آرزو میکنم “زمین جای بهتری برای زندگی باشد.”
آموزش تربیت جنسی کودکان مان را در چه سنی شروع کنیم ؟
رضا ویسانیان
سند آموزشی یونسکو به عنوان《 دگرگون ساختن جهان ما: دستور کاربرای توسعه پایدار۲۰۳۰ 》برای تضمین آموزش با کیفیت برابر و فراگیر و ترویج فرصت های یادگیری مادام العمربرای همه و اهداف وابسته بهآن》این سند در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۵ در نیویورک به تصویب کشورهای عضو یونسکو رسید.در آن ۱۷ هدف تعیین شده که امضاء کنندگان متعهد شده اند.تا سال ۲۰۳۰ به آنها دست یابند.در آذر ماه ۱۳۹۵ سند ملی آموزش ۲۰۳۰ را برای اعمال هدفهای آموزشی این برنامه جهانی با حضور وزرایآموزش و پرورش و علوم ایران طی یک مراسم رونمایی کرد. گفته شد که این سند توسط کمیسیون علمی، فرهنگی و تربیتی سازمان ملل)یونسکو) در ایران در چارچوب عمل جهانی آموزش ۲۰۳۰ به عنوان سند ملی آموزش ملی ۲۰۳۰ ایران تهیه و تدوین شدهاست.آغاز آموزش مسائل جنسی به کودکان همیشه یکی از دغدغه های والدین است، بعضی از پدرها و مادرها به اشتباه با تکیه بر واژه هایی مانند حجب و حیا کلا صورت مسئله را پاک می کنند در حالی که کودکان همین افراد ممکن است در آینده به دلیل نداشتن آگاهی در زمینه های مختلف جنسی نتوانند از خود محافظت کرده و مورد تجاوز قرار گیرند. بازتاب رسانه ای حادثه غیراخلاقی دبیرستان پسرانه تهران تلنگری برای همه خانواده ها بود. این واقعه تلخ باعث شد تا حساسیت اجتماعی نسبت به مقوله آموزش تربیت جنسی کودکان بیشتر شود. در موضوع آزار جنسی کودکان، نقش والدین و نظام آموزشی در پیشگیری از وقوع کودک آزاری پر رنگ تر خود را نشان میدهد ولی متاسفانه به دلایل مختلف از جمله مسائل فرهنگی، والدین با وجود همه زحمت هایی که برای تربیت فرزندانشان می کشند، در مورد تربیت جنسی آنها برنامه ای ندارند. ایجاد فضای امن در خانواده و برقراری ارتباط دوستانه با فرزندان می تواند در جلوگیری از وقوع این حوادث بسیار موثر باشد و چه بسا اگر کودکان این موضوعات را بیان کنند از وقوع حوادث مشابه برای دیگران ممانعت می شود. از سوی دیگر از شدت آسیب دیدگی کودک کم می شود چون تکرار این مساله و دفعات آن در درمان و بهبود آسیب های ناشی از کودک آزاری موثر است. خانواده ها باید مراقب باشند که افراد متجاوز «در ارتباط مستقیم با کودک» قرار دارند. فرد متجاوز مشخصه ظاهری برای شناسایی ندارد بنابراین غفلت والدین می تواند موجب بروز تجربه تلخی برای کودک و همه اعضای خانواده باشد. دچار کاهش عزت نفس در قربانیان آزار جنسی بوده و بسیاری از قربانیان از خودبیزار، دچار اختلالاتی چون وسواس فکری و عملی، اضطراب و افسردگی می شوند. آزارهای کودکی می تواند مقدمه ای برای آلوده شدن افراد به مواد مخدر، الکل، قماربازی، بزهکاری، انحرافات اجتماعی و بروز رفتارهای پرخطر در جامعه شود. کسانی که مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند بیشتر در معرض این هستند که با هدف انتقام در فکر آسیب رساندن به دیگران بر آیند و در واقع چرخه سوء استفاده های جنسی در جامعه باز تولید می شود و ادامه می یابد. شروع تربیت جنسی از 3 سالگی به نقش آموزش در پیشگیری از وقوع کودک آزاری جنسی تاکید شده است سن شروع تربیت جنسی کودکان سه سالگی است. از سه تا پنج سالگی والدین باید نام اعضای بدن کودک را به او آموزش دهند همچنین درباره اعضای خصوصی بدن، اینکه کسی حق ندارد به آن نقاط دست بزند و در خصوص رازداری نیز به او اطلاعات بدهند. وقتی کودک سوال می پرسد باید سوال او را حتما با گشاده رویی پاسخ داد و بهتر است که ابتدا سوال کودک با سوال جواب داده شود تا در واقع میزان اطلاعات او یا منظورش از طرح سوال مشخص شود؛ به عنوان نمونه گفته شود که خودت درباره این مساله چه فکر می کنی. والدین باید در دوران بلوغ در مورد بهداشت این دوران و احکام شرعی طهارت توضیحات لازم را به فرزندان خود ارائه بدهند که البته برای دختران و پسران متفاوت است تا از این طریق جوابگوی دغدغه های آنان باشند. اگر به کودکان اطلاعات صحیح داده نشود آنان به دلیل کنجکاوی اطلاعات لازم را از منابع نادرست کسب می کنند چون معمولا با گروه همسالان دغدغه ها و پرسش های خود را در میان می گذارند که دانسته های آنها ناکافی و ناقص است و موجب شکل گیری باورهای غلط در کودک می شود. اگر کودک اشتباهی را مرتکب می شود یا شاهد انجام اشتباهی از سوی افراد دیگر است باید ضمن ارائه اطلاعات صحیح، ارزش های خانوادگی، آداب و رسوم و عرف به او آموزش داده شود تا باورها و عقاید نادرست در او نهادینه نشود.* ایجاد فضای امن برای کودک در خانواده: اگر کودک بتواند سوالات خود را از پدر یا مادر بپرسد از بسیاری مشکلات پیشگیری می شود یا حتی اگر برای کودک اتفاقی رخ دهد در مراحل اولیه می توان از آسیب های جدی تر جلوگیری کرد. نمونه ای از آن به حادثه غیراخلاقی دبیرستان پسرانه در غرب تهران و یا تجاوز معلم مدرسه دخترانهنارکلارامیان گلستان به یک دختر ابتدایی کلاس چهارم در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۹۸یادآور این است. اگر از ابتدای وقوع این حادثه یکی از قربانیان موضوع را با والدین خود در میان می گذاشت چه بسا تعداد قربانیان بیشتر نمی شد و از سوی دیگر چون شدت آسیب دیدگی قربانی به طول زمان و تکرار آن مربوط است، روند درمان سریعتر انجام می گرفت. متاسفانه بسیاری از والدین مقوله تربیت جنسی را به کودکان خود آموزش نمی دهند چون چگونگی بیان این مساله را نمی دانند یا خجالت می کشند اما تحقیقات نشان داده است که افرادی که دارای آگاهی هستند رفتارهای پرخطر کمتری دارند، کمتر هم در معرض سوء استفاده و آسیب قرار می گیرند.* متجاوزان در ارتباط نزدیک با فرد قربانی قرار دارند: راه هایی که والدین می توانند به مساله آزار کودکان خود پی ببرند، این است که متجاوزان در ارتباط نزدیک با فرد قربانی قرار دارند و با ترفندها و روش های مختلف به کودک نزدیک می شوند. فرد متجاوز با دادن هدیه، پول، ابراز علاقه و رفتارهای محبت آمیز سعی در جلب اعتماد اولیه کودک می کند و در واقع یکباره کودک را مورد تعرض قرار نمی دهد. بعد از آن ممکن است رفتارهای مشکوک و پرخطر رخ دهد. در این مرحله کودک معمولا از والدین سوالاتی در مورد رازداری و اینکه آیا هر کس هر چیز بگوید باید انجام دهم یا اینکه آیا ممکن است افراد نزدیک (فامیل، دوست، مربی و …) دچار اشتباه شوند و از این قبیل سوالات را مطرح می کند. والدین باید هوشیار باشند که سوالات کودکان بی دلیل نیست. مرحله وقوع رفتارهای پرخطر، با پرخاشگری کودک، تغییر خلق و خو و مقاومت در مورد رفتن به خانه یا محلی که فرد متجاوز قرار دارد، همراه می شود این در حالی است که برقراری ارتباط صحیح با کودکان و کمک به اجتماعی شدن فرزند کمک شایانی در کاهش این وقایع دارد زیرا متجاوزان در بیشتر مواقع در کمین کودکان ترسو و منزوی هستند.*وظایف والدین در مرحله درمان: ارتباط دوستانه باعث می شود که اگر کودک مورد آزار قرار گرفت، در مراحل اولیه موضوع را ابراز کند. مساله مهم این است که پس از طرح آن والدین نباید عکس العمل شدیدی نشان دهند یا کودک را مقصر بدانند. برخی والدین به کودک می گویند حتما گفتار، رفتار یا لباس نامناسب خودت باعث وقوع این مساله شده است و او را سرزنش می کنند در حالی که حمایت از فرزند در میزان آسیبی که به او می رسد موثر است. والدین باید رفتارهای محبت آمیز داشته باشند، فرزند خود را در آغوش بگیرند، او را مقصر ندانند و بیان کنند که از او حمایت می کنند و در مورد فرد متجاوز هم بگویند که او خاطی و بیمار است و مجازات خواهد شد تا به کودکان بیشتری آزار نرساند. والدین حتما برای دریافت خدمات مشاوره روانشناختی کودک خود باید به سرعت اقدام کنند تا میزان آسیب ها و هیجانات را کاهش دهند. در این میان، والدین هم نیاز به مشاوره دارند زیرا آنها خود را مقصر می دانند که نتوانسته اند حقوق کودک خود را به درستی ادا و از او مراقبت کنند، بنابراین خانواده قربانی هم باید خشم های خود را در اتاق درمان تخلیه کند تا تبعات آن در چرخه بازتولید خشونت در جامعه بروز نکند. و از آنجایی که مسائلی مثل ایجاد امکانات آموزشی برابر برای همه کودکان و جوانان و به ویژه رفع تبعیض جنسیتی سخن می رود. و ۱۷ هدف مطرح در سند ۲۰۳۰ یونسکو علت مخالفت علی خامنه ای با آن روشن می شود. مشکل بر سر حقوق بشر و رفع تبعیض است و چرایی اجرایی آن به اما و اگر کشیده شده استو متاسفانه اجرا نمیگردد.خامنهای همچنین از “شورای عالی انقلاب فرهنگی” انتقاد کرد که چرا به اندازه کافی به نفوذ دشمنان حساس نبوده. او گفت: «بنده از شورای عالی انقلاب فرهنگی هم گلهمند هستم. آنها باید مراقبت میکردند و نباید میگذاشتند که کار به اینجا بکشد که ما بیاییم و جلوی این کار را بگیریم. اینجا جمهوری اسلامی است.»
عشق و عدالت پایمال شده – به یاد زانیار مرادی
آزاده رضا
باغبانی پیرم که به غیر از گلها از همه دلگیرم.
کوله ام غرق غم است آدم خوب کم است
عده ای بی خبرند عده ای کورو کرند. – اندکی هم پکرند
چه سخت است وقتی بخواهی عشق و عدالت پایمال شده هموطنت را بگوش برسانی. آن فرصتهای رفتنی وحسرتهای ماندنی تو را با زبلن قاصرم وصف میکنم.
نه سال گذشت، نه سال که شب و روزش را با حکم غیر انسانی اعدام سپری کردم، در این مدت طولانی همیشه چند متر طنابو چند تکه چوب را درتمام لحظات کنارم حس کردم و خیلی شبها حتی به دار آویزان شدن خود را دیدم نه سلل است که شب و روزش به چوبه دارو طنابی که قرار است ان را بدور گردنم بیندازند میاندیشم، اما به جایی نرسیدم جز اینکه خود را با اندیشیدن خسته کردم هر بار با اعلام کردن جوانان در این سرزمین احساس می کردم که نوبت من هم فرا رسیده است، تا اینکه تصمیم گرفتم در ذهنم تصویر دیگری ازطناب را بسازم که اگر روزی برای حلق اویز شدن به ان نزدیک شدم حراسی نداشته باشم، تصور چوبه داری که در ذهنم به سه تار تبدیل شد و طبابش را سیمهای ان تجسم کردم اینگونه شد که خود تصمیم گرفتم سه تار را درست کنم که هر بار به اعدام فکرمیکنم به جای دلهره و نگرانی از ان با نواختن سه تارونواهایش احساس آرامش کنم اینگونه هراس لرزش طناب دار را با دوران انگشتهایم بر سیمهای سه تار تبدیل کردم و با ان غم دوری نه سال از پدرو مادر و بزرگ شدن دیده ام که حسرت ان به دلم ماند تنها ارزویم نواختن نغمه ی زندگی برای دیدار دوباره دیدهام است سالهای زندان را به نه سال رساندم. دیده ام نازنین ترین زندگیم شاید یادت نیاشد،ولی میتوانی از پدر و مادر بپرسی غوغای رقص و پایکوبی بعد از بدنیا امدنت را و جنجالی که بر سر انتخاب نام تو بر پا شده بود و من نامت را دیده گذاشتم،که روزی دیدگانم باشی و اینگونه این روزها در فراق دیدار تو همگان میدانند که بهار زندگانیم را جز تو کسی نیست و امید فردای آزادیم نواختن نوایست پر از الام درهای دوری تو. خواهر عزیزم، دیده ی جانم سالهاست که دیدگانم جز دیوارهای بلند و سیم های خاردار زندان چیزی به خود ندیده و آینده ای مبهم که در انتظارمان نشسته است میخواهم از این فاصله ی دوردر پی بزرگ شدنت چند کلامی با تو سخن بگویم کلمات و جملاتی که بی شک هضم کردنش برای تو سخت خواهد بود اگر دردها و نا گفته هایم به همین کاغذ پاره ها ختم شود. دیده ام یگانه معنی زیستن و دوست داشتن این روزها که شانزده ساله گشته ای و فضای زندگی بی شک برایت معنای فراتر از شادی ها و خنده های کودکانه است با تو از این زندگانی که در انتظار است میخواهم سخن بگویم ولی سخنانم نه از دردها و رنج های چند ساله زندان شکنجه و تبعید است و نه سخن از شلاق های نشسته بر تنم و نه هیچ سخن دیگری از خودم،با تو میخواهم از فراموشی دردها و رنج ها در قدم گذاشتن در زندگانیت سخن بگویم نه زندگانی نه برای زنده مانی بلکه برای عشق ورزیدن به انسان و انسانیت، دیده ام همه هستیم از توخواهشی دارم که اگر دیداری بینمان نبود بذر انتقام و کینه بخاطر متحمل شدن این شکنجه ها و زندانها و حکم ناعادلانه و انسانی را در دل خود نکاری که انتقام ما لبخند کودکانمان خواهد بود به دنیایی بهتر از امروز بیندیش که در ان ارزش انسان نه به رنگ پوستش هست و نه مذهب و نه جنسیت اوست. اگرچه این روزها این هنر بند پروران گریزان از هنرسه تارم را شکستند ولی نغمه ها و مارش این دوسال همدلی سه تارم را هرگز نتوانند از من بگیرند که گر هزار بارو هزاران بار دیگر با پوتین هایشان بر ان فرود ایند و اگر هزاران بار دیگراگر نتوانم دستانم ان رابسازند و در قلبم ان را برای تو خواهم سرود،دیده ام رویای ازادیم شاید از خود بپرسی مگر میشود عزیزت را به دار بیاویزندو فراموش کنی،اری، نازنینم حق با توست و نمیشود فراموش کرد ولی اگر قرار باشد امید زندگیت را با انتقام سپری کنی بی شک ان دنیای زیبایی که لایق توست در این حس کم میشود، حسی که شب ها و روز ها در سلولهای انفرادی و زیر شکنجه به ان اندیشیدم و باور من شده است که با کینه هایمان نباید بدلی از مغزهای مسمومی که مدمانمان را به زنجیر کشیده اند شویم امیدم انست که در فراسوی هر رنگ و مذهب و جنسیتی خود را بیابی و جایگاه انسانیتت را با عشق به کودکان سرزمینمان تقسیم کنی که این روزها در خونو اتش می غلطند و بهارش را تو و هم نسلهای تو باید شکوفا کنند و بهاری که در ان رهایی های ظن های انسان است و جواب همصدایی های دیگر..راز آرامش در زندگی دو چیز است امروز را با خدا قدم بزن، فردا را به او بسپار. الهی اطرافتون پر از ادمهای امن باشه همان کسانیکه همه چیز رو بتونی بهشون بگویی بدون اینکه قضاوتت کنن یا تحقیرت کنند، میتوانی کنارشان احساس بودن کنی کسانیکه کنارشان فقط خودتان خودت هستید.
بیشعوری و هوش مصنوعی، عقاید یک ویروس شناس- بخش دوم
فرشته امیراحمدی
بیشعورها قابلیت شگفت انگیزی برای دیدن تنها یک وجه از هر مساله ای را دارند، همان وجهی که منافع آنها را تامین می کند ( بیشعوری، خاویر کرمنت). فاجعه سیستماتیک خروج از دوران پهلوی و سیستم شاهنشاهی و ورود به دنیای اسلامیسم با تجهیزات نیمه مدرن و صد البته تفکر متحجر را به خوبی می شناسیم و بدون تردید دوران کنونی که دوران گذار نامگذارده خواهد شد را نیز بررسی کرده ایم ، بنابراین مهم به دومین بخش کلام می پردازیم ؛ ایران پیش از اسلام و در زمان کوروش ، پادشاه بزرگ ایران زمین، کشوری کاملا سکولار و از نگاه انسانی آزادی بوده است. مهمترین بخش آزادی،از نظر جامعه شناسان،آزادی اندیشه و نفوذ است. اندیشه یا فکر یکی از نیروهای درونی انسان است که به مفاهیم مربوط است. ایمانوئل کانت از جمله فیلسوفانی است که در کتابش با عنوان ” سنجش خرد ناب ” درباره فکر و مفاهیم به بحث پرداخته است. انسان بدون اندیشه متصور نیست. اندیشیدن فرایندی است که از طریق آن یک بازنمایی ذهنی جدید به وسیله تبدیل اطلاعات و تعامل بین خصوصیات ذهنی، قضاوت، انتزاع، استدلال و حل مسئله ایجاد می گردد. دو گونه اندیشه انتقادی قابل تصور است ؛ یکی خودخواهانه یا سفسطه ای که فرد سعی میکند با استفاده از قدرت تحلیل خود به منافع مشخصی برسد و دیگری درست بینی یا بیطرفی که در آن فرد سعی میکند تمام جوانب امر را بصورت یکسان و بدون ارجحیت دادن به دلایل احساسی و منفعت طلبانه ببیند. بنابراین می توان اینگونه تفسیر کرد که اندیشیدن یک امر غیر قابل تفویض است. عبارت غیر قابل تفویض به این معناست که این حق اساسی و سلب ناشدنی از طبیعت انسان است. بنابراین چنانچه به حقوق اساسی انسان بنگریم می بایست موشکافانه به حقوق بنیادین انسان شامل حق زندگی، منع شکنجه، منع برده داری، حق برخورداری از یک محاکمه منصفانه، آزادی بیان، آزادی فکر، عقیده و مذهب، گرایش های جنسی و هویت جنسی نیز بپردازیم. چنانچه پیشتر گفته شد و همانطور که در مقاله پیشین نیز ذکر گردیده است، کماکان پس از چهل سال حکومت دیکتاتوری جمهوری فاشیستی اسلامی حقوق بنیادین ما پایمال می گردد و این مهم ریشه در بیشعوری دارد. گزارش سازمان ها و فعالان حقوق اجتماعی، سیاسی و…. نشان از آمار بالای زندان، شکنجه و اعدام دارد و نشان از آنکه در دنیای مدرن، در زمانیکه نوع بشر در حال قدم گذاردن بر روی کره ماه می باشد، در دورانی که با استفاده از هوش مصنوعی در حال شبیه سازی انسان هستیم و انسان سایبورگ زندگی می کند، در خاک پاک کشور ما چنین فجایعی رخ می دهد. جهت ایستادگی در مقابل چنین ظلم بزرگی، هر کدام از ما توان ایجاد یک مانیفست را داریم. مرام نامه صرفا برای شناساندن حقوق بنیادین نسل ها به یکدیگر و اینکه هر کس حق دارد آزادانه زندگی کند و یوغ دین بر گردن کسی نباشد.
تکرار…
رضا چهرازی
در صبح اتحاد سکوت و سرما
در صبح انجماد سخن
انقباض کلمه
ترک خوردن هجاها
تجزیه طلبی حروف
انقلاب صامت ها و محکومیت مصوت ها
نطفه هر فریادی عقیم است ….