![]() |
![]() |
روی جلد | پشت جلد |
فهرست مطالب نشریه بشریت شماره ۲۹۵
مدیر مسئول: منوچهر شفائی
مسئول هیئت تحریریه: شبنم رضاوند
سردبیر: مرضیه علیکرمی
صفحه آرا: فرشاد اعرابی، سپیده عشقی
طراحی و گرافیک: اسفندیار سنگری، مازیار پرویزی
ویراستارها: نادیا مشرف قهفرخی ، نسرین جهانی گلشیخ
امور فنی و اینترنت: حسین بیداروند
چاپ و توزیع: محمدرضا باقری
آدرس:
VVMIran e.V. Vereinigung zur Verteidigung der Menschenrechte im Iran e.V. Postfach: 52 42 30052 Hannover – Germany Tel.: +49163 2611257 Email: mahnameh@bashariyat.org Website:www.bashariyat.org توضیحات 1-ماهنامه بشریت ارگان رسمی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران میباشدکه زیر نظر مدیر مسئول و هیئت تحریریه که منتخب هیئت مدیره کانون می باشند، منتشر میشود. 2- هزینه انتشار نشریه به عهده کانون دفاع از حقوق بشر در ایران میباشد و هیچ گونه نفع و سود شخصی ندارد. 3- با توجه به منشور کانون دفاع از حقوق بشر در ایران نشریه کاملا آزاد و ناشر کلیه آثار و سخنرانی های اعضا کانون میباشد. 4- با اعتقاد راسخ به آزادی بیان و اندیشه نشر هرگونه ایده و عقیده ای در ماهنامه آزاد بوده و مسئولیت مقالات به عهده نویسنده آن است و بیانگر دیدگاه کانون نمیباشد. ماهنامه بشریت |
منشور کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
با توجه به نقض مستمر و برنامهریزی شده حقوق بشر در ایران و فشارهای روزافزون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به مردم ایران توسط دولت جمهوری اسلامی ایران، کانون دفاع از حقوق بشر در ایران متشکل از فعالان حقوق بشر،
ایرانیان آزاده و مستقل که با پذیرش قاطع اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای آن، با اعتقاد راسخ به:
۱- آزادیهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی
۲- برابری حقوق زنان و مردان
۳-جدایی دین از دولت
۴- حقوق پیروان ادیان، اقوام و ملل ایرانی
و اقدامات زیر را در دستور کار خود قرار داده است.
۱- آگاهیرسانی با معرفی حق ذاتی و شهروندی و افشاگری موارد نقض حقوق بشر در ایران در همه زمینهها
۲- برگزاری جلسات سخنرانی پرسش و پاسخ، گفتگو بصورت حضوری و فضای مجازی و برگزاری میز اعتراضی به منظور آگاهیرسانی و افشاگری
۳-همکاری و همیاری با دیگر نهادهای حقوق بشر
۴- مبارزه با انواع تبعیض ( راسیسم )
۵- دفاع از حقوق پناهجویان، پناهندگان و مبارزه علیه حذف سیستماتیک حق پناهندگی
ما دست شما آزادگان و فعالان حقوق بشر را به گرمی فشرده و از شما دعوت مینماییم که با پیوستن به این کانون، در افشای موارد نقض حقوق بشر در ایران که به طور مستمر و برنامهریزی شده توسط جمهوری اسلامی ایران انجام میگردد، در کنار هم متمرکز و تا جاری شدن اعلامیه جهانی حقوق بشر همراه و همگام هم باشیم.
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
عکس جلد کتابها
در صفحه ۲ نشریه آمده است.
لیست کتابهای منتشر شده ماه ژانویه ۲۰۲۵
۱- برفهای کلیمانجارو
کتاب برفهای کلیمانجارو شامل مجموعهای از پنج داستان کوتاه کلاسیک از نویسندگانی چون ارنست همینگوی، آلبر کامو، سی. اس. فورستر و پل گالیکو است. داستانها با درونمایههایی مانند مرگ، عشق، معنای زندگی و کشمکشهای انسانی روایت میشوند. عنوان داستان، اثر همینگوی، درباره نویسندهای در حال مرگ است که در پای کوه کلیمانجارو به مرور زندگی و پشیمانیهایش میپردازد. این کتاب از زیباترین آثار ادبیات کلاسیک به شمار میرود و خواننده را به تفکر درباره جنبههای مختلف زندگی دعوت میکند.
۲- اعتراف من
اعتراف من اثر لئو تولستوی بازتاب عمیقترین دغدغههای فلسفی او در میانسالی است. تولستوی پس از تجربه خوابی تأثیرگذار، دچار بحران وجودی و یأس عمیقی میشود که او را به پرسش درباره معنای زندگی و هدف آفرینش میکشاند. او سالها به تأمل درباره سؤالات اساسی مانند «چرا زندگی میکنیم؟»، «چه چیزی خوشبختی واقعی را میسازد؟» و «چرا مینویسم؟» میپردازد. این کتاب سفری درونی و فلسفی است که نشاندهنده جستجوی تولستوی برای یافتن معنا و پاسخ به بحرانهای انسانی است.
۳- ۱۲۰ قانون برای دستیابی به موفقیت
برایان تریسی مشاور، سخنران انگیزشی و روانشناس برجسته است که در زمینه موفقیت و پیشرفت فردی شهرت جهانی دارد. او با سالها تجربه در آموزش مهارتهای فردی و مدیریت زمان، به افراد کمک میکند تا به اهدافشان دست یابند. تریسی به عنوان یکی از معتبرترین مراجع در این حوزه، کتابها و سخنرانیهای زیادی دارد که میلیونها نفر را در سراسر جهان الهام بخشیده است. آثار او شامل نکات کلیدی برای رسیدن به موفقیت و بهبود کیفیت زندگی است. تریسی همچنین با تأکید بر هدفگذاری و رشد فردی، نقش مهمی در تغییرات مثبت زندگی افراد ایفا کرده است.
۴- خلقیات ما ایرانیان
نویسنده: محمدعلی جمال زاده. بله! آمارهای کشورهای دیگر هم اما خیلی متفاوت از این نیست. دروغ در بسیاری از جاها عمومیت دارد. دادههای ایتالیا و آمریکا را داریم که عددشان کم نیست. نمیخواهم بگویم ما در مقایسه با کشورهای دیگر چگونهایم اما دادههای آماری نشان میدهد. مردم از وضعیت رفتاری جامعه ایران ناراضیاند. در بسیاری از موارد هم درست فکر میکنند. فحشهای تماشاگرها در ورزشگاهها، بوقزدنهای به خانمها و دعواها در خیابان، اینها رفتارهای خودمان است که باید بپذیریم، شما چه اندازه امید دارید.اگر ساعتتان را نه در یک روشویی عمومی، که، در روشویی یک مکان خاص مانند دانشگاه، مسجد و اداره، جا بگذارید و نیم ساعت دیگر برگردید، ساعتتان سر جایش باشد.
۵- سفر روح
نویسنده: مایکل نیوتن، مترجم: محمود دانایی. سرنوشت «کارما» این نیست که ما همیشه دستخوش رخ دادهایی هستیم که روی آنها هیچ کنترل و تاثیری نمی توانیم داشته باشیم بلکه باید بدانیم ما در مقابل «کارما» مسئولیت هم داریم. قانون علت و معلول همیشه حاکم و اجتناب ناپذیر است. در نهایت ما خودمان سازنده ی سرنوشت خود هستیم.
۶- اساطیر یونان
نویسنده: جان پینسنت، مترجم: باجلان فرخی. اساطیر یونانی مجموعه اساطیر و آموزههایی است که به یونان باستان مرتبط میباشد، دربارهٔ خدایان و قهرمانان آنان، طبیعت جهان و ریشههای آن و اهمیت مکتب و آیین آنها سخن میگوید. این اسطورهشناسی بخشی از دین یونان باستان میباشد. محققان به منظور مشخص کردن تأثیرات دینی و سیاسی آن بر یونان باستان و تمدن آن و درک خود اسطورهسازی، اسطورهها را بررسی میکنند.
۷- عشق سالهای وبا
نویسندهی:گابریل گارسیا مارکز. یک رمان عاشقانه جاودان است که داستانی پیچیده از عشق، زمان و انتظار را روایت میکند. این کتاب به رابطهای بین فلو رنتینو و فرمینا دازا میپردازد که سالها طول میکشد تا به نتیجهای برسد. مارکز با سبک نثر جادویی خود، داستانی عمیق و انسانی از وفاداری، جدایی و اشتیاق را خلق میکند. این اثر علاوه بر اینکه یک رمان عاشقانه است، به مفهوم گذر زمان و لحظات سرنوشتساز در زندگی پرداخته است.
۸- تاریخ ایران باستان
نویسنده: حسن پیرنیا. مجموعه ارزشمند تاریخ ایران باستان نوشته حسن پیرنیا به شیوه علمی و بر اساس مستندات و کشفیات باستانشناسی درباره گذشته تاریخی ایران نگاشته شده و هنوز هم مورد توجه است. این کتاب تنها به تاریخ ایران اختصاص ندراد؛ بلکه دایرهالمعارفی است در باب تاریخ و تمدن و فرهنگ گذشته ممالک مهم دنیا به ویژه یونان، روم، سوریه، مصر، عربستان، میانرود، هند و… چنان که هنگام مطالعه این اثر تنها با تاریخ و سرگذشت سلسلههای ایرانی ماد، هخامنشی، اشکانی و سلسله یونانی سلوکی آشنا نمیشویم؛ بلکه در زمینه تاریخ خاورمیانه امروز و یونان باستان اطلاعات دست اول خواهیم یافت. منابع عمده پیرنیا، کتابهای فرانسوی، انگلیسی، روسی و آلمانی هستند که ترجمهای از منابع یونانی و رومی محسوب میشوند. وی از منابع عربی و فارسی هم در سطح گستردهای استفاده کرده است. وی ابتدا مطالب مورخان باستانی را در زمینه یک مطلب و رویداد تاریخی میآورد، سپس در یک جمعبندی به تجزیه و تحلیل آنها میپردازد. نقطه قوت تاریخنگاری پیرنیا در همین قسمت دیده میشود. به عنوان نمونه درباره به قدرت رسیدن کوروش هخامنشی نوشتههای هرودت، گزنفون، کتزیاس، دیودو سیسلی و ژوستن را میآورد و در کنار مطالب منابع اسلامی و لوح نبونبد قرار میدهد و به یک نتیجهگیری کلی میرسد. آنگاه در زمینه خویشاوندی کوروش با شاه ماد مینویسد: «عقیده کتزیاس که اصلاً کوروش با آستیاگ قرابتی نداشته [است]، صحیح نیست؛ زیرا هرودوت و دیگر مورخان او را نوه آستیاگ دانستهاند و نوشتههای هرودت بیشتر مورد اعتماد است.»
۹- قصه جزیره ناشناخته
نویسندهی:ژوزه ساراماگو. ژوزه ساراماگو نویسندهای پرتغالی و برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۹۸ است. آثار او با سبک خاصی از نوشتار، استفاده از جملات بلند و پیچیده، و بررسی مفاهیم انسانی و فلسفی شناخته میشوند. کتابهای او اغلب به مسائلی چون قدرت، حقیقت، و هویت پرداخته و روایتهای تمثیلی و واقعیتهای اجتماعی را با هم میآمیزد. “قصه جزیره ناشناخته” یکی از مشهورترین آثار اوست که به جستجوی انسان برای یافتن معنی و مقصد در زندگی میپردازد.
۱۰- دنیایی که من می بینم
نویسنده: آلبرت اینشتین. کتابی فلسفی-اجتماعی است که توسط آلبرت اینشتین، فیزیکدان برجسته، نوشته شده است. این کتاب مجموعهای از نوشتارها، نامهها و سخنرانیهای اینشتین است که در آن به موضوعات مختلف اجتماعی، سیاسی و اخلاقی پرداخته میشود. اینشتین در این اثر، نگرشهای خود را در مورد مسائل جهانی، عدالت اجتماعی و آزادی بیان بیان میکند. او همچنین به بررسی رابطه علم و دین، مسئولیتهای اجتماعی و دغدغههای انساندوستانه میپردازد. این کتاب نمایانگر تفکرات عمیق و انسانی اینشتین فراتر از دنیای فیزیک است.
۱۱- پس از جدایی
نویسنده: سوزان جی الیوت، مترجمان: طیبه موسوی و حجت محسنی حقیقی. چگونه یک شکست عشقی مخرب را به بهترین اتفاق زندگی بدل کنیم. در این اثر انواع راههای ممکن کنار آمدن با پدیده طلاق و جدایی و سایر فقدانها توضیح داده شده است و دست آخر راه مناسب غلبه بر این رنجها با دلایلی استوار و مستند نشان داده می شود. واقعا کتاب فوق العاده ای هست، علاوه بر اینکه مشکلتون تو رابطه رو حلاجی میکنه، یاد میده از رابطه سمی چطور بیرون بیاید و تمام احساساتی رو که یه شخص میتونه بعد از جدایی داشته باشه رو توضیح میده و در مقابل هر احساسی یه راهکار براتون داره، در کنارش یاد میده چطور بعد از جدایی وارد رابطه جدید بشید و مشکلاتی رو که در رابطه جدید ممکنه براتون پیش بیاد رو حل کنید، برای من فوق العاده بود.
۱۲- مغزتان را دوباره سیم کشی کنید
نویسنده: جان بی آردن، مترجم: ابراهیم شایان. این کتاب، با ارجاع به تحقیقات و یافتههای جدید در حوزهی عصبشناسی و انعطافپذیری مغز، به شما کمک میکند تمامی جنبههای زندگیتان را بهبود بخشیده و تقویت کنید. نویسنده با اشاره به کاربردهای عصبشناسی برای زندگیِ روزمره، از شما میخواهد مغزتان را تغییر دهید تا بتوانید از محدودیتهایی که در حال حاضر دچارشان هستید فراتر بروید. کتاب کامل و مفیدی برای رسیدن به سبک زندگی سالم هست. از شناخت مغز، روان، راههای جلوگیری از افسردگی و اختلالات روانی تا تنظیم خواب و تغذیه مناسب برای سلامتی بدن که هم مربوط به روان و هم تقویت حافظه میشه!
گزارش آماری نقض حقوق اقوام و ملل ایرانی، دیماه ۱۴۰۳
رضا شایگان
دی | آذر | عنوان | ردیف |
۸۸ | ۱۰۱ | اخبار عمومی شامل: اطلاعیه نهادهای بینالمللی، بیانیههای بینالمللی و موارد نقض حقوق و اخبار زندانیان | ۱ |
۱۲۱ | ۵۶ | بازداشتها | ۲ |
۱۲ | ۸ | احضار | ۳ |
۲۵ | ۲۹ | احکام صادره و تودیع یا صدور وثیقه | ۴ |
۴۸ | ۴۴ | زندان و زندانی شامل: ضربوشتم، اعتصاب غذا، جلوگیری از درمان و مرخصی، انتقال زندانی و اعتراف اجباری | ۵ |
۵ | ۷ | کولبران و سوختبران شامل: کشته، زخمی، بازداشت | ۶ |
۱۸ | ۱۲ | تیراندازی به مردم | ۷ |
۲۶ | ۲۲ | موارد پنهان نقض حقوق بشر شامل: عدم بهداشت و درمان و خودکشی، خشونت خانگی، قتلهای ناموسی و انفجار مین | ۸ |
۳۴۳ | ۲۷۹ | جمع |
آگاهی بیشتر:
این گزارشات آماری از میان بیش از ۱۹۶ خبر که در طول دی ماه ۱۴۰۳ تهیه شده است.
این گزارشات از سایت کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی تهیه شده است که از رسانههای داخلی و خارجی مانند هرانا، کُردپا، ههنگاو، ایسنا، ایرنا، امتداد، مرکز صدا و سیما، مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، ایرنا، خبرگزاری صداوسیما، کردانه، دیدهبان ایران، کمپین فعالین بلوچ، همشهری آنلاین، جوانهها، ایران وایر، رسانک و جمعآوری گردیده است.
آمار فوق از گزارشات رسانههای داخلی و خارجی مورد تأیید دولت جمهوری اسلامی ایران جمعآوری شده و عملاً نمیتواند بیش از ۲۵ تا ۳۰ در صد واقعیتهای جامعه باشد.
همکارانی که در گردآوری این موارد خبری نقض حقوق اقوام و ملل ایرانی دی ماه همکاری کردند، خانمها و آقایان: صادق فرخی قصرعاصمی، غزالهالسادات ابطحی، مرضیه علیکرمی، محمود گلستانی، کریم ناصری، عباس منفرد، فرشاد اعرابی، نسرین جهانی گلشیخ و رضا شایگان میباشند. اطلاعات بیشتر در لینک زیر قابل مشاهده است:
گزارش آماری قتلهای قانونی، دیماه ۱۴۰۳
نسرین جهانی گلشیخ
ردیف | موضوع و نوع جرم | کودک | زنان | مردان | جمع | |
1 | صدور حکم اعدام | قتل | 0 | ۱ | ۷ | ۸ |
تجاوز | ۰ | ۰ | ۱ | ۱ | ||
سیاسی | ۰ | ۰ | ۳ | ۳ | ||
۳ | اجرای حکم اعدام | قتل | ۰ | ۱ | ۵۲ | ۵۳ |
مواد مخدر | 0 | 0 | ۶۰ | ۶۰ | ||
تجاوز | ۰ | ۰ | ۲ | ۲ | ||
محاربه | ۰ | ۰ | ۱ | ۱ | ||
۳ | خودکشی در زندان | 0 | 0 | ۱ | ۱ | |
۴ | رهایی از اعدام | قتل | ۰ | ۰ | ۲۹ | ۲۹ |
جمع | ۰ | ۲ | ۱۵۶ | ۱۵۸ |
آگاهی بیشتر:
این گزارشات آماری از میان بیش از ۷۹ خبر که در طول دی ماه 140۳ تهیه شده است.
این گزارشات از سایت کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی تهیه شده است که از رسانههای داخلی و خارجی مانند شبکه حقوق بشر کردستان، هرانا، سازمان حقوق بشر، جوانهها، ههنگاو، روزنامه اعتماد، خبرگزاری صداوسیما، رکنا، ایسنا، ایرنا، رسانک، خبرگزاری میزان، خبرگزاری مهر، عصر ایران، آفتاب نیوز، رادیو زمانه، سازمان محیط زیست و جوان آنلاین جمعآوری گردیده است.
آمار فوق از گزارشات رسانههای داخلی و خارجی مورد تأیید دولت جمهوری اسلامی ایران جمعآوری شده و عملاً نمیتواند بیش از ۲۵ تا ۳۰ در صد واقعیتهای جامعه باشد.
همکارانی که در گردآوری این موارد خبری نقض حقوق اقوام و ملل ایرانی در دی ماه همکاری کردند، خانمها و آقایان: صادق فرخی قصرعاصمی، غزالهالسادات ابطحی، مرضیه علیکرمی، محمود گلستانی، کریم ناصری، عباس منفرد، فرشاد اعرابی، نسرین جهانی گلشیخ و رضا شایگان میباشند. اطلاعات بیشتر در لینک زیر قابل مشاهده است:
گزارش آماری نقض حقوق کار و کارگر، دیماه 1403
امین حسینی آزاد، سلمان قربانی، احسان احمدی خواه
دی | آذر | موضوع | ردیف |
32 | 10 | اخبار عمومی | ۱ |
37 | 31 | تجمعات | ۲ |
45 | 52 | حوادث | ۳ |
12 | 8 | بازداشت و زندانیان | ۴ |
2 | 2 | کولبری و سوختبری | 5 |
16 | 17 | معوقات مزدی | 6 |
1 | 0 | اخراج و تعدیل نیرو | 7 |
7 | 3 | احضار و بازجویی | 8 |
152 | 123 | جمع |
آگاهی بیشتر:
این گزارشات آماری از میان بیش از 152 خبر در طول دی ماه 1403 تهیه شده است.
این گزارشات از سایت کمیته دفاع از حقوق کار و کارگر تهیه شده است که از رسانههای داخلی و خارجی مانند ایسنا، مشرقنیوز، رکنا، رادیو زمانه، هرانا، ایرنا، ایلنا، رادیو صدای آمریکا، رادیو بیبیسی، ایران، قطره، رادیو فردا، سازمان حقوق بشر ایران، باشگاه خبرنگاران جوان، خبرگزاری مهر، خبرگزاری خراسان، روزنامه قانون، تسنیم، کمپین فعالان بلوچ جمعآوری گردیده است.
آمار فوق از گزارشات رسانههای داخلی و خارجی مورد تائید دولت جمهوری اسلامی ایران جمعآوری شده و عملا نمیتواند بیش از ۲۵ تا ۳۰ درصد واقعیتهای جامعه باشد.
همکارانی که در گردآوری این موارد خبری نقض حقوق کار و کارگر دی ماه همکاری کردند خانمها و آقایان: احسان احمدیخواه،سیاوش نوروزی، امین حسینی آزاد، سعید بهشتی متین، سلمان قربانی، علی محمد کشتکار، عباس منفرد، منصور خانی میباشند. اطلاعات بیشتر در لینک زیر قابل مشاهده است:
https://kar-kargar.bashariyat.org
گزارش آماری نقض حقوق هنر و هنرمندان، دیماه ۱۴۰۳
حامد زیکساری، امیررضا ولی زاده، پویا حسابی، مرجان شعبان نژاد
دی | آذر | موضوع | ردیف |
7 | 7 | احضار، صدور و اجرای احکام | 1 |
6 | 12 | بازداشت | 2 |
2 | 10 | هنرمندان زندانی | 3 |
2 | 7 | رسانه و مطبوعات | 4 |
10 | 42 | انتقاد، تجمع اعتراضی، ممنوع الکاری | 5 |
82 | 81 | آثار باستانی و گردشگری | 6 |
109 | 159 | جمع |
آگاهی بیشتر:
این گزارشات آماری از میان بیش از 109 خبر در طول دی ماه 1403 تهیه شده است.
این گزارشات از سایت کمیته دفاع از حقوق هنر و هنرمندان تهیه شده است که از رسانههای داخلی و خارجی مانند ایسنا، هرانا، ایرنا، ایلنا، هنرآنلاین، باشگاه خبرنگاران جوان، خبرگزاری فارس، کیهان، همشهریآنلاین و مهرنیوز جمعآوری گردیده است.
آمار فوق از گزارشات رسانههای داخلی و خارجی مورد تأیید دولت جمهوری اسلامی ایران جمعآوری شده و عملاً نمیتواند بیش از ۲۵ تا ۳۰ در صد واقعیتهای جامعه باشد.
همکارانی که در گردآوری این موارد خبری نقض حقوق هنر و هنرمندان در دی ماه همکاری کردند، خانمها: مرجان شعباننژاد و آقایان محمدرضا باقری، امیررضا ولی زاده، رامین احمدزاده، پویا حسابی و حامد زیکساری میباشند. اطلاعات بیشتر در لینک زیر قابل مشاهده است:
گزارش نقض حقوق زنان، دیماه ۱۴۰۳
نغمه ظریف مقدم، الینا کرم بیگی، حدیث خوب رفتار، محمد گلستانجو
ردیف | موضوع | آذر | دی | ||||
۱ | اخبار عمومی | ٣۸ | ۴٠ | ||||
۲ | احضار به دادگاه | ٠ | ۴ | ||||
۳ | احکام صادره | ١۵ | ۱۰ | ||||
۴ | بازداشت | ۶ | ۴ | ||||
۵ | اعدام | ۵ | ١ | ||||
۶ | زندان و زندانی | ٢٢ | ۱۶ | ||||
۷ | اعتصابات | ١ | ١ | ||||
۸ | خشونت علیه زنان | ۸ | ۵ | ||||
۹ | قتلهای ناموسی | ٠ | ١ | ||||
۱۰ | آسیبهای اجتماعی | ۴ | ۲ | ||||
جمع | ۹۹ | ۸۴ | |||||
آگاهی بیشتر:
این گزارشات آماری از میان بیش از 84 خبر که در طول دی ماه ۱۴۰۳ تهیه شده است.
این گزارشات از سایت کمیته دفاع از حقوق زنان تهیه شده است که از رسانههای داخلی و خارجی مانند هه نگاو، هرانا، ایرنا، ایران وایر، ایران وایر،رادیو زمانه ، اینترنشنال، کانون حقوق بشر ایران، کلمه، رادیو فردا، صدای آمریکا و کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی جمعآوری گردیده است.
آمار فوق از گزارشات رسانههای داخلی و خارجی مورد تأیید دولت جمهوری اسلامی ایران جمعآوری شده و عملاً نمیتواند بیش از ۲۵ تا ۳۰ در صد واقعیتهای جامعه باشد.
همکارانی که در گردآوری این موارد خبری نقض حقوق زنان در دی ماه همکاری کردند: شراره هادیزاده رئیسی، پروین محمدی افقا، نازی جلالی، سونیا سوارکوب، مریم رمضان پور، آیلین علی ویردیلویی، مهناز ترابی، متینه عطاالهی، مری جانبخش اصل، فاطمه شدید، نسرین جهانی گل شیخ ، نغمه ظریفی مقدم، معصومه کریمی، سارا آسیابان، امیر پالوانه، محمد گلستانجو، فرجود تقی پور، افشین مهتاب، میلاد طاهر آبادی ،میباشند.
جهت اطلاعات بیشتر در لینک زیر قابل مشاهده است:
گزارش آماری نقض حقوق کودک و نوجوان، دیماه ۱۴۰۳
پروین محمدی افقا، نغمه ظریفی مقدم، نسرین جهانی گلشیخ
دی
1403 |
آذر
1403 |
موضوع | ردیف |
۲ | ۴ | اخبار عمومی: اطلاعیه نهادهای بینالمللی، بیانیهها، نامهها، حمایت از کودکان | ۱ |
۱۲ | ۳۵ | خشونت علیه کودکان و نوجوانان: کودکآزاری، کودکهمسری | ۲ |
۵۳ | ۳۰ | آسیبهای اجتماعی: کودکان فقر، آموزش و پرورش، اعتیاد کودکان، کودکان بیهویت، سقط جنین و نوزادان | ۳ |
۳ | ۶ | کودکان و نوجوانان بازداشت شده | ۴ |
۰ | ۱ | اعدام | ۵ |
۱۷ | ۶ | کودکان و نوجوانان کشته شده | ۶ |
۷ | ۱۰ | خودکشی کودکان و نوجوانان | ۷ |
۹۴ | ۹۲ | جمع |
آگاهی بیشتر:
این گزارشات آماری از میان بیش از ۱۰۰ خبر که در طول دی ماه ۱۴۰۳ تهیه شده است.
این گزارشات ازسایت کمیته دفاع ازحقوق کودک ونوجوان تهیه شده است که از رسانههای داخلی و خارجی مانند ایسنا، مشرقنیوز، رکنا، رادیوزمانه، هرانا، ایرنا، ایلنا، رادیو صدای آمریکا، رادیو بیبیسی، ایران، قطره، رادیو فردا، سازمان حقوق بشر ایران، باشگاه خبرنگاران جوان، خبرگزاری مهر، خبرگزاری خراسان، روزنامه قانون، تسنیم و کمپین فعالان بلوچ جمعآوری گردیده است.
آمار فوق از گزارشات رسانههای داخلی و خارجی مورد تأیید دولت جمهوری اسلامی ایران جمعآوری شده و عملاً نمیتواند بیش از ۲۵ تا ۳۰ در صد واقعیتهای جامعه باشد.
همکارانی که در گردآوری این موارد خبری نقض حقوق کودک و نوجوان دردی ماه همکاری کردند عبارتند از: پروین محمدی افقا، نسرین جهانی گلشیخ، مهناز ترابی، پریا ترابی، ملیکا نوریوفا، سونیا سوارکوب، سلمان قربانی، میلاد طاهر آبادی، آیلین علیوردیلوئی، طاهره جانبخش اصل، امیر پالوانه، فاطمهشدید میباشند.
جهت اطلاعات بیشتر در لینک زیر قابل مشاهده است:
گزارش آماری نقض حقوق محیط زیست، دیماه ۱۴۰۳
سمیه علیمرادی، اصغر خدابنده سامانی
دی | آذر | موضوع | ردیف |
۴۳ | ۹ | آلودگی هوا | ۱ |
۲۵ | ۸ | آلایندههای زیستمحیطی (ورود فاضلاب و پسماند به منابع آبی، دپو نامناسب و ریختن زباله به طبیعت، گازهای گلخانهای) | ۲ |
۲ | ۰ | جنگل و اراضی ملی (آتشسوزی و از بین رفتن مراتع) | ۳ |
۳ | ۴ | بحران آب، آلودگی و خشکیدگی تالاب، دریا و رودخانه | ۴ |
۲ | ۰ | طرحها و پروژههای عمرانی مخرب محیط زیست (خرید و فروشهای غیرقانونی، قطع غیرقانونی درختان، راهسازی و…) | ۵ |
۰ | ۲ | ضربوشتم، مصدومیت و به قتل رساندن محیطبانان، دستگیری و صدور حکم علیه فعالین محیط زیست | ۶ |
۹ | ۳ | گونههای جانوری و گیاهی در معرض خطر انقراض (بیماری، مسمومیت و حوادث منجر به مصدومیت و تلف شدن حیوانات) | ۷ |
۳۲ | ۸ | صید و شکار، حیوانآزاری (بازداشت و احکام صادره) | ۸ |
۳ | ۰ | کمبود امکانات و تجهیزات محیط زیستی | ۹ |
۲ | ۱ | قاچاق چوب، خاک و حیوانات | ۱۰ |
۱۲۱ | ۳۵ | جمع |
آگاهی بیشتر:
این گزارشات آماری از میان بیش از 120 خبر که در طول دی ماه تهیه شده است.
این گزارشات ازسایت کمیته دفاع ازمحیط زیست تهیه شده است که از رسانههای داخلی و خارجی مانند هرانا، ایلنا، ایرنا، دیدهبان، ایسنا، مهر، خبربان، قطره، تسنیم، یورونیوز، انصاف و پایگاه خبری محیط زیست و حیات وحش جمعآوری گردیده است.
آمار فوق از گزارشات رسانههای داخلی و خارجی مورد تأیید دولت جمهوری اسلامی ایران جمعآوری شده و عملاً نمیتواند بیش از ۲۵ تا ۳۰ در صد واقعیتهای جامعه باشد.
همکارانی که در گردآوری این موارد خبری نقض حفاظت محیط زیست آبان ماه همکاری کردند، خانمها و آقایان: مینا آقابیگی، سمیه علیمرادی، ایرانداخت کیا، علیرضا جهانبین، رزا جهانبین، علی برومند، ، ندا فروغی ، صمد جعفری، سپهر رضائی شایان، محمودرضا صالحی، اصغر خدابنده سامانی، ناصر خواجوی اورکی، قندیل دادخواه، مرضیه علیکرمی، بهاره مسگری، سونیا سوارکوب، شیما یاحق، امیر ولیزاده میباشند. اطلاعات بیشتر در لینک زیر قابل مشاهده است.
https://mohitzist.bashariyat.org
گزارش آماری نقض حقوق پیروان ادیان، دیماه 1403
کریم ناصری، سعید بهشتی متین، شراره هادیزاده رئیسی، صدرا مجیب یزدانی
جدول گزارش آماری موارد نقض حقوق پیروان ادیان دیماه 1403 | ||||
موارد نقض حقوق ادیان | اهل سنت | بهاییان | مسیحیان | سایر ادیان |
احضار و بازجویی | 7 | 10 | 0 | 2 |
محرومیت از حقوق زندانیان و متهمان | 62 | 16 | 5 | 5 |
آزار و محرومیت از حقوق شهروندی | 73 | 17 | 6 | 5 |
جلوگیری از انجام مناسک مذهبی | 0 | 2 | 0 | 0 |
حبس | 73 | 10 | 5 | 5 |
آزادی و مرخصی زندانی | 0 | 8 | 2 | 0 |
تفتیش و ضبط و مصادره | 1 | 6 | 0 | 1 |
جمع کل | 216 | 69 | 18 | 17 |
آگاهی بیشتر:
این گزارشات آماری از میان بیش از 63 خبر که در طول دیماه 1403 تهیه شده است.
آمار فوق از گزارشات رسانههای داخلی و خارجی مورد تائید دولت جمهوری اسلامی ایران جمعآوری شده و عملاً نمیتواند بیش از ۲۵ تا ۳۰ درصد واقعیتهای جامعه باشد.
این گزارشات از سایت کمیته دفاع از حقوق پیروان حقوق ادیان که از رسانههای داخلی و خارجی مانند ایسنا، هرانا، ایسنا، ایرنا، ایلنا، هنر آنلاین، باشگاه خبرنگاران جوان، خبرگزاری فارس، کیهان، همشهری آنلاین، آباننیوز، سازمان ماده 18، کردپرس، کردپا، کمپین فعالین بلوچ، ههنگاو، بیبیسی فارسی، جمعآوری گردیده، تهیه شده است.
همکارانی که در گردآوری این موارد خبری نقض حقوق ادیان در دیماه همکاری کردند خانمها و آقایان: کریم ناصری، آرشا کچوئیان، صدرا مجیب یزدانی، سینا اشجعی، امیر پالوانه، سعید بهشتی متین، اسفندیار سنگری، محمود گلستانی، پروین رحمانی آرتیانی، نغمه ظریفیمقدم، عباس رهبری، مریم حبیبی، آیلین علیوردیلوییی، کوثر ولیزاده، پروین محمدی افقا، شراره هادیزاده رئیسی، میباشند. اطلاعات بیشتر در لینک زیر قابل مشاهده است:
گزارش ویژه نمایندگی آسیا و شرق اروپا، 10 دسامبر ۲۰۲۴
رزا جهانبین
گزارش جلسه نمایندگی آسیا و شرق اروپا 10 دسامبر ۲۰۲۴ و برابر با 20 آذر ماه ۱۴۰۳ در ساعت 16:00 به وقت اروپای مرکزی در فضای مجازی اینستاگرام کانون دفاع از حقوق بشر در ایران برگزار گردید. در ابتدا مسئول جلسه آقای امیررضا ولی زاده ضمن خوشآمدگویی به حاضرین، مهمان جلسه آقای منوچهر شفایی پژوهشگر و فعال حقوق بشر را معرفی و در ادامه همراه با مهمان جلسه به بحث و گفتگو پرداختند.
آقای منوچهر شفایی در رابطه با 16 آذر روز دانشجو گفتند: با عرض سلام و احترام و با تشکر از شما که این فرصت را در اختیار من قرار دادید. برای ایرانیان 2 روز مهم برای احترام به جنبشهای دانشجویی وجود دارد روز جهانی دانشجو و روز دانشجو در ایران. 17 نوامبر روز جهانی دانشجو است به دلیل سرکوب دانشگاه پراگ ۱۹۳۹ توسط نازیها هر ساله در این روز از شهدای دانشجو تجلیل میشود. این روز یادآور سالگرد یورش نازیها به دانشگاه پراگ در سال ۱۹۳۹ بود. مانند تمامی مناسبتهای دیگر روز دانشجو، روز جهانی و ملی دارد. اما تاریخچه روز جهانی دانشجو به چه روزی برمیگردد؟ در این روز تظاهرات علیه اشغال چک اسلواکی توسط آلمان و قتل یان اوپلتال(دانشجوی پزشکی) و واسلاو سدلاک(کارگر) اتفاقافتاد. نازیها ۹ رهبر دانشجو را به قتل رساندند و بیش از ۱۲۰۰ دانشجو را به اردوگاههای کار اجباری، عمدتا زاکسن هاوزن فرستادند. آنها متعاقبا تمامی دانشگاهها، کالجها و مدارس چک اسلواکی را تعطیل کردند. در اواخر سال ۱۹۳۹، مقامات نازی در تحت الحمایه بوهمیا و موراویا تظاهراتی را که توسط دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه چارلز در پراگ برگزار شدهبود، سرکوب کردند. این تظاهرات در ۲۸ اکتبر به مناسبت سالگرد استقلال جمهوری چک اسلواکی برگزار شد. در این تظاهرات جان اوپلتال، مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در ۱۱ نوامبر بر اثر جراحات وارده جان باخت. قرار بود در ۱۵ نوامبر مراسم تشییع او انجام شود و جسد او از پراگ به خانهاش در موراویا منتقل شود. مراسم تشییع جنازه او متشکل از هزاران دانشجو بود که این مراسم را به تظاهراتی ضد آلمان نازی تبدیل کرد. مقامات نازی در پاسخ به آنها دست به اقدامات شدیدی زدند؛ همه موسسات آموزش عالی چک را بستند. همچنین بیش از ۱۲۰۰ دانشجو را دستگیر و سپس به اردوگاههای کار اجباری فرستادند و ۹ دانشجو و استاد را بدون آنکه محاکمه و یا دادگاهی برای آنها تشکیل شود، اعدام کردند. مورخان ادعا میکنند که نازیها مجوز مراسم تشییع جنازه را صادر کردند و حتی انتظار این تظاهرات را هم داشتند. آنها قصد داشتند تا از آن به عنوان بهانهای برای تعطیل کردن دانشگاهها و پاکسازی مخالفان ضد فاشیست استفاده کنند. 6 دسامبر یا 16 آذر که مختص دانشجویان ایران است که ان هم بر مبنای حمله نیروهای دولتی به دانشگاه است. این جنبش یک اعتراض صنفی دانشجوئی نبود بلکه حق خواهی و حق طلبی بود. 16 آذر به عنوان یکی از روزهای ضداستکباری در تاریخ ملت ایران ماندگار و به دلیل حمله به حریم دانشجو و دانشگاه در تقویم کشورمان به عنوان روز دانشجو ثبت شد. ریشه حوادث این روز به اتفاقات ایران در سال ۳۲ برمیگشت. پس از اینکه دولت مصدق با کودتایی آمریکایی و انگلیسی در ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ سقوط کرد، جامعه ایران در بهت و حیرت فرو رفت و دانشگاه تهران که به واسطه حضور دانشجویان و نخبگان کشور نسبت به بیگانه دیدگاهی ضدامپریالیستی داشت، بیش از بیش رنگ ضد دیکتاتوری و امپریالیستی به خود گرفت. در حالی که نفرت از کودتاچیان در افکار عمومی ایران موج میزد اخباری از گوشه و کنار مبنی بر بازگشت نمایندگان دولتهای خائن به کشور به ملت ایران میرسید. وعده ورود قریب الورود دنیس رایت کاردار سفارت انگلیس، حضور نیکسون معاون آیزنهاور رئیس جمهور آمریکا در ایران در کنار محاکمه مصدق طی چند روز مانده به آذر گویای آذر ماهی متفاوت برای ملت ایران در سال ۱۳۳۲ بود. قطعی شدن سفر نیکسیون به ایران در روز ۱۷ آذر به ایران، خشم مردم و دانشجویان را بیشتر کرد، دانشجویان معتقد بودند با اوضاع پیش آمده دانشگاه تحمل حضور نیکسون را ندارد. در روزهای 15 و ۱۴ آذر دانشجویان دانشکدههای حقوق و علوم سیاسی،علوم، دندانپزشکی، فنی، پزشکی و داروسازی دانشگاه تهران تظاهرات پرشوری علیه کودتاچیان برگزار کردند. تظاهرات دانشجویان در روز بعد هم ادامه پیدا کرد و به خارج از دانشگاه کشیده شد، مأموران شاه با دانشجویان درگیر شده و جمعی را دستگیر و گروهی را زندانی کردند. زمزمههایی که از گوشه و کنار شنیده میشد دانشجویان را بیشتر به ایستادگی و مقاومت علیه دیکتاتوری شاه و استکبار مصصم میکرد. روز ۱۶ آذر در دانشگاه تهران متفاوت از روزهای قبل آغاز شد. اساتید و دانشجویان با ورود به دانشگاه متوجه استقرار تجهیزات گارد رژیم شاهنشاهی و آرایش سربازان و اوضاع غیرعادی دانشگاه شدند. دانشجویان راه بهانه را به طرف مقابل بستند و با احتیاط به کلاسهای درس خود رفتند. سربازان نیز با راهنمایی برخی مسئولان ارشد خود به راه افتادند و جمعی از دانشجویان را که در جمع آنها چند استاد هم دیده میشد، دستگیر کردند. سربازان آنها را پس از مضروب شدن به داخل کامیونهای مستقر شده بردند. رئیس وقت دانشگاه تهران برای حفظ جان دانشجویان، دانشگاه را تعطیل اعلام کرد. در حالیکه برخی دانشجویان در حال ترک محوطه اصلی دانشگاه بودند، جمعی از سربازان به بهانه بازداشت دو دانشجوی رشته ساختمان که به حضور نظامیان در دانشگاه اعتراض و آنها را تمسخر کرده بودند، وارد دانشکده فنی شدند. نیروهای گارد وارد کلاس درس استاد شمس از اساتید نقشهکشی دانشکده فنی میشوند تا دانشجویان معترض را دستگیر کنند. وقتی مهندس شمس نسبت به حضور نظامیان در کلاس درس خود اعتراض میکند او را با مسلسل تهدید میکنند و با شکنجه مستخدم دانشکده سعی میکنند که آن دو دانشجو را پیدا کنند. پس از خروج سربازان از کلاس دانشجویان که قصد ترک کلاس را داشتند به صحن دانشکده رفتند. حضور نظامیان در صحن دانشکده فنی به درگیری میان دانشجویان و نظامیان منجر شد. عدهای از سربازان، دانشکده فنی را محاصره کرده بودند تا کسی از دانشکده خارج نشود در این میان دستهای از سربازان با سرنیزه از در اصلی وارد، دانشکده شدند. وقتی دانشجویان قصد خروج از درهای جنوبی و غربی دانشکده را داشتند یکی از دانشجویان بغض مانده در گلویش را با فریاد دست نظامیان از دانشگاه کوتاه باز کرد. هنوز صدای او خاموش نشده بود که رگبار گلوله باریدن گرفت، برخی دانشجویان با شکستن شیشههای آزمایشگاه به این محل پناه بردند و برخی به کلاسها و دستشوییهای دانشکده فرار کردند، برخی که فرصت فرار نداشتند هدف گلوله سربازان قرار گرفتند و مانند برگ خزان در صحن دانشکده و پلههای آن به زمین افتادند. به گفته شاهدان عینی مصطفی بزرگنیا از دانشجویان سال اول دانشکده فنی همان ابتدا با اصابت سه گلوله شهید شد و آذر شریعت رضوی که او هم دانشجوی سال اول دانشکده بود به سختی مجروح شد و در حالیکه بدن مجروح خود را بر زمین میکشاند و ناله میکرد دوباره هدف گلوله قرار گرفت و او نیز به شهادت رسید. احمد قندچی دانشجوی دیگری بود که هدف گلوله قرار گرفت و مجروح شد. هنگام تیراندازی برخی از رادیاتورها در اثر اصابت گلوله سوراخ شد و آب گرم آن با خون شهدا و مجروحین در هم آمیخت و محوطه مرکزی دانشکده فنی را دربرگرفت. بعد از پایان درگیریها احمد قندچی که هنوز زنده بود به یکی از بیمارستانهای نظامی تهران منتقل شد، آب جوش رادیاتورها سر و صورت او را به شدت مجروح کرده بود با این حال مسئولان بیمارستان از مداوا و حتی تزریق خون به او خودداری کردند و ۲۴ ساعت بعد مظلومانه به دوستان شهیدش پیوست. در این حادثه سه دانشجو شهید و ۲۷ دانشجوی دیگر بازداشت شدند. پیکر این سه شهید دانشجو در آستانه امامزاده عبدالله شهر ری دفن شد. بعد از کودتا و این واقعه 16 آذر شاه احساس قدرت بیشتری کرد و اقدام به تشکیل ساواک نمود و سپس قدرت ساسی و قدرت مجالس و قوه قضائیه را بدست گرفت و کلیه احزاب را ممنون نموده و احزاب وابسته را بوجود آورد. مورد دیگر اینکه در بهمن ۱۳۴۰حمله چتربازان و کماندوها به دانشگاه تهران فراموش نشدنی است. در این روز به دنبال اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران به تعطیلی مجلس شورای ملی، چتربازان و کماندوهای رژیم پهلوی تحت فرماندهی سروان منوچهر خسروداد با دستور مستقیم شاه به دانشگاه تهران یورش برده و صدها تن از دانشجویان و اساتید را مورد ضرب و شتم قرار داده، مصدوم و مجروح ساختند و بسیاری از وسایل آموزشی و آزمایشگاهی و کتب و منابع مطالعاتی را نابود ساختند. گفته میشد حدود۶۰0 تن از آسیبدیدگان راهی بیمارستان شدند. دکتر احمد فرهاد، رئیس وقت دانشگاه تهران، به دنبال حمله به دانشگاه ضمن نامهای خطاب به علی امینی، نخست وزیر وقت، به این حمله شدیدا اعتراض کرد و بلافاصله از مقام خود استعفا داد. در بخشی از این نامه آمده است: پس از حمله به دانشگاه، سربازان و چتربازان بدون فرق و تفاوت، یکسان به دانشجویان پسر و دختر حمله کردند، دانشجویان بسیاری را به قصد کشت مضروب نمودند. من هیچگاه ندیده و نشنیدهام تا این حد بی رحمی، سادیسم، خشونت و خرابکاری از ناحیه قوای دولتی اعمال شود. در ادامه این نامه با اشاره به خرابکاری سربازان در دانشگاه آمده است: هنگام سرکشی در بناهای دانشگاه صحنهای نظیر هجوم قشون وحشی به خاک دشمن را در برابر چشمانمان مجسم ساخت. کتابها پاره پاره شده بودند، نیمکتهای درس شکسته شده بودند، ماشینهای تحریر شکسته شده و خرد شده بودند، تجهیزات آزمایشگاه یا خراب و غیرقابل استفاده شده بودند و یا به سرقت رفته بودند. حتی بیمارستان دانشگاه از خرابکاری سربازان در امان نمانده بود و عده زیادی از سرپرستاران و بیماران یا مضروب شده بودند و یا مجروح. رئیس دانشگاه تهران در ادامه با محکوم کردن این عمل وحشیانه و جنائی ادامه میدهد: تمام روسای دانشکدهها و نیز خود من استعفای خود را به شما ابلاغ میکنم و این استعفانامهها مادام که مسئولین این وحشیگریهای حیوانی مجازات نشوند، معتبر خواهد بود. سایر اتفاق های دانشگاه تهران: از ماه نوامبر [پاییز 1346] اعتصابها و تظاهرات دانشجویی چندی در مؤسسههای متعدد دانشگاهی در تهران، اصفهان و شیراز وجود داشته است. پس از این اتفاقات و اعتراضات سراسری دانشجویی، همه ساله 16 آذر اعتصابات انجام میشد. روز دانشجو نماد مبارزه با استبداد و روز بیداری ملی است. بعد از انقلاب بهمن 1357 عملا جمهوری اسلامی از ترس روشنفکران و اساتید و دانشجویان تصمیم به انقلاب فرهنگی نموده و دانشگاهها را که مرکز حقطلبی و اعتراضها شده بود را بسته و بیش از 5 یا 6 هزار استاد و نزدیک به 40 هزار دانشجو را اخراج نمودند. از زمان آغاز دانشگاهها عملا باز هم 16 آذر را محترم دانسته و دولت جمهوری اسلامی ایران به دلیل تبلیغات سیاسی خود و بد نام نمودن پهلوی اجازه و این روز را روز دانشجو پذیرفت تا میرسیم به: جنبش دانشجوئی 18 تیر 1378 و سپس 6 تا 9 شهریور 1379 در خرم آباد و در 16 آذر 1388 و در ادامه 16 آذرهای دیگر. پس از روی کار آمدن دولت جمهوری اسلامی، قانونی در ایران وضع شد مبنی بر ممنوعیت ورود نیروهای مسلح اعم از نظامی، انتظامی و اطلاعاتی برای انجام ماموریتهای امنیتی، حمل و نگهداری سلاح و دستگیری افراد در محیط دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ایران. در تبصره این قانون، ورود نیروهای مسلح در شرایط اضطراری فقط با درخواست رئیس دانشگاه یا مرکز آموزش عالی و با موافقت وزیر علوم و وزیر بهداشت مجاز دانسته شدهاست. با توجه به قانون یاد شده جمهوری اسلامی متاسفانه بارها در سالهای 78، 79، 88، 96، 98، 1401 نیروهای خود را وارد دانشگاهها کرده و دست به رفتارهای خشونت آمیز علیه دانشجویان و اساتید داشته است و هم اینک صدها دانشجوی زن و مرد در زندانها و تحت شکنجه بوده و هستند و بسیاری از دانشجویان را از دانشگاهها اخراج نموده اند.
در پایان مسئول جلسه آقای امیررضا ولی زاده ضمن تشکر از دستاندرکاران منشی جلسه: خانم رزا جهان بین؛ مسئول ضبط و تدوین جلسه: آقای محمد گلستانجو، همچنین تشکر از تمامی شرکتکنندگان و مهمان برنامه ختم جلسه را در ساعت 16:50 به وقت اروپای مرکزی اعلام کردند.
گزارش جلسه ویژه کمیته دفاع از حقوق هنر و هنرمندان، ۱۴دسامبر ۲۰۲۴
محمدرضا باقری
گزارش جلسه ویژه کمیته دفاع از حقوق هنر و هنرمندان ۱۴ دسامبر ۲۰۲۴ برابر با ۲۴ آبان ماه ۱۴۰۳ در ساعت 18:00 به وقت اروپای مرکزی در فضای مجازی اینستاگرام کانون دفاع از حقوق بشر در ایران برگزار گردید. در ابتدا مسئول جلسه خانم نسرین جهانی گل شیخ ضمن خوشآمدگویی به حاضرین، مهمان جلسه آقای رامین احمدزاده نویسنده و فعال حقوق بشر را معرفی و در ادامه همراه با مهمان جلسه به بحث و گفتگو پرداختند.
آقای رامین احمدزاده در رابطه با کتابخانهها و فرهنگسراها در ایران گفتند: برای تفاوت بین کتابخانه و فرهنگسرا به تعریف آنها رجوع میکنم. کتابخانه (عمومی): به مجموعهای از اطلاعات و منابع و خدمات اطلاعاتی که توسط یک نهاد عمومی، خصوصی یا یک شخص، نگهداری و اداره میشود. کتابخانههای عمومی کتاب ها ( فایلها ) چاپی، دیداری ٬ شنیداری و الکترونیکی را در زمینههای گوناگون علمی، ادبی و هنری گردآوری و فراهم میکنند و وظیفه دارند که آنهارا به عموم مردم به صورت یکسان ارائه کنند. وظایف و کارکردهای کتابخانه: هر کتابخانه، خدمات عمومی خود را سازگار با هدف، وظیفه، نوع مجموعه و جامعهی استفاده کننده و حتی موقعیت مکانی، وضعیت اجتماعی و اقتصادی و آداب و رسوم و اوضاع اقلیمی، برنامه ریزی و عرضه میکند. نکتهی قابل توجه دیگر اینکه، چگونگی ارائهی خدمات عمومی به گروههای ویژه مانند معلولان جسمی – حرکتی و ذهنی، بیماران، پیروان ادیان، اقوام گوناگون، خارجیان مقیم کشور، بزهکاران نوجوان در کتابخانههاست. هدف از این کار، ایجاد ارتباط میان آنها با کتابخانه برای تامین نیازهای مطالعاتی، ایجاد سرگرمی و همسازی با محیطی است که در آن به سر میبرند. به طور کلی هر کتابخانه پنج کارکرد اصلی دارد:1. جمع آوری منابع. 2. حفاظت و نگهداری منابع. 3. سازماندهی منابع. 4. گسترش اطلاعات. 5. مدیریت کتابخانه. که این پنج وظیفه اصلی باید باعث: 1. ارتقای سطح سواد و دانش عمومی. 2. فراهم آوردن امکان دسترسی عموم اقشار جامعه به منابع مورد نیاز علمی، ادبی و اطلاعاتی. 3. تقویت سرمایۀ فرهنگی. 4. ایجاد و پرورش عادت به مطالعه در جامعه. 5. تقویت روحیۀ تحقیق و پژوهش در جامعه. 6. حفظ و ترویج منابع فرهنگی. فرهنگسرا: ادوارد تیلور فرهنگ را مجموعه پیچیدهای از دانشها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هر چه که فرد به عنوان عضوی از جامعه، از جامعه خویش فرا میگیرد تعریف میکند. بسیاری از فرهنگسراها تخصصیاند، یعنی فعالیت خود را گرد یک گروه یا یک محور کاری متمرکز میسازند. فرهنگ سراها، برپایه شیوه فعالیت، به یکی از محورهای سهگانه شخصیت (کیستی)، محتوا (درونمایه) و نهاد میپردازند: فرهنگسراهای شخصیت محور عبارتند از فرهنگسراهای کودک، نوجوان، جوان، دانشجو، دختران، بانوان، و سالمندان. فرهنگسراهای محتوا محور عبارتند از: اندیشه، فرهنگسرای مجازی، هنر، ملل، قانون، اقوام، ورزش، کار، دانشها، تندرستی، طبیعت، و فناوری اطلاعات. فرهنگسراهای نهاد محور عبارتند از: خانواده، مدرسه، و شهر. کمبود منابع مالی و تجهیزات: بسیاری از کتابخانههای عمومی و دانشگاهی در ایران با کمبود منابع مالی مواجه هستند. این کمبود به خرید کتابهای جدید، نگهداری و تعمیر ساختمانها، تجهیزات فناوری اطلاعات و به روز رسانی سامانههای مدیریت کتابخانه مربوط میشود. به علاوه، بودجههای ناکافی برای خرید کتابهای تخصصی و مرجع، موجب محدودیتهای زیادی برای کاربران میشود. دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور (مهدی رمضانی) میگوید: عدد اولیه بودجه تخصیص یافته به کتابخانهها، اندک بوده و در واقع سهم فرهنگ و هنر از بودجه، 45 صدم درصد است. هر چند بر اساس لایحه بودجه1404، دستگاهها، مکلف شدند، سهم اعتبارات فرهنگیشان را براساس درصد مشخص مندرج در لایحه بودجه، به حساب خزانه کشور واریز کنند. اما تعیین فهرست بلندبالایی از فعالیتهای فرهنگی در این بند، این پرسش را پیش میآورد که چند درصد از بودجه فرهنگی دستگاهها به حوزه کتاب و نشر میرسد؟ این حوزه که در دو دهه اخیر به شدت از کمبود بودجه رنج برده و نیازمند افزایش قابل توجه آن است، چگونه میتواند با چنین بودجههایی به حیات خود ادامه دهد؟ این در حالی است که در سال جاری، نهاد کتابخانههای عمومی با کسری بودجه 500 میلیارد تومانی اداره شده. بودجه خرید نهاد کتابخانه های عمومی در سال کمتر از ۵۰ میلیارد تومان است و همیشه خرید کتابهای گلچین و پذیرفته شده نیز کامل انجام نمیشود. این نهاد در سال ۱۴۰۱ از محل هدفمندی یارانهها ۱۰۰ میلیارد تومان از همه ناشران خرید کرد و بعد از آن هر سال با بودجه ۵۰ میلیاردی این کار را انجام داده است. 1. کمبود نیروی انسانی متخصص و آموزشدیده: بسیاری از کتابخانهها از نیروی انسانی با مهارتهای تخصصی در زمینههای مختلف کتابداری و فناوری اطلاعات بهرهمند نیستند. همچنین، کمبود فرصتهای آموزشی برای ارتقای مهارتهای کتابداران در زمینههای جدید مانند مدیریت دیجیتال و خدمات آنلاین وجود دارد. 2. عدم دسترسی مناسب به منابع دیجیتال و آنلاین: با وجود پیشرفتهای فناوری، دسترسی به منابع دیجیتال و کتابخانههای آنلاین در ایران محدود است. این مشکل به دلیل هزینههای بالا برای اشتراکهای دیجیتال، قوانین محدودکننده، و نبود زیرساختهای مناسب برای دسترسی به منابع آنلاین ایجاد میشود. 3. فرسودگی زیرساختها و ساختمانها: بسیاری از کتابخانهها به ویژه در مناطق روستایی و کمتر توسعهیافته کشور با ساختمانهای قدیمی و فرسوده مواجه هستند. این امر نه تنها بر راحتی و آرامش کاربران در محیط کتابخانه تاثیر میگذارد، بلکه ایمنی آنها را نیز تهدید میکند. 4. عدم توجه کافی به ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی: در ایران، اگرچه برنامهها و طرحهایی برای ترویج کتابخوانی وجود دارد، اما همچنان فرهنگ مطالعه در بسیاری از مناطق به اندازه کافی گسترش نیافته است. ریشه این مشکل و اختلاف سطح باز هم به دو عامل اصلی: 1. عدم تخصیص بودجه و 2. عدم مدیریت و هدف گذاری صحیح در این بخش برمیگردد. اما از مهمترین علل این اختلاف استاندارد کتابخانه ها در ایران با سطح جهانی میتوان به موارد زیر اشاره کرد: 1. زیرساختها و فضاهای فیزیکی: در سطح جهانی، بسیاری از کتابخانهها دارای فضاهای مدرن و مناسب برای مطالعه، کار گروهی، رویدادهای فرهنگی و آموزشی هستند. در ایران، تعداد کتابداران آموزشدیده و متخصص در زمینههای نوین مانند کتابداری دیجیتال و مدیریت پایگاههای اطلاعاتی بسیار محدود است. 2. تجهیزات و فناوری: کتابخانههای پیشرفته جهان از فناوریهای روز مانند سیستمهای مدیریت دیجیتال پیشرفته، پایگاههای اطلاعاتی آنلاین، خدمات امانت دهی دیجیتال و دسترسی به منابع جهانی برخوردارند. 3. دسترسی به منابع دیجیتال و آنلاین: کتابخانههای جهانی به منابع دیجیتال و علمی با دسترسی آسان و سریع مجهز هستند. این منابع شامل مقالات علمی، کتابهای الکترونیکی، و پایگاههای دادههای آنلاین هستند. اما در ایران بسیاری از کتابخانهها هنوز از اشتراکهای دیجیتال و پایگاههای علمی بینالمللی محروم هستند. 4. خدمات فرهنگی کتابخانه: کتابخانهها در سطح جهانی علاوه بر ارائه خدمات سنتی، نقش مهمی در ترویج فرهنگ مطالعه، برگزاری کارگاهها، دورههای آموزشی، سخنرانیها و دیگر رویدادهای فرهنگی دارند. 5. سیاستگذاری و حمایتهای دولتی: بسیاری از کشورها به کتابخانهها توجه ویژهای دارند و بودجههای قابل توجهی برای بهروزرسانی و توسعه آنها تخصیص میدهند. دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی در سال 1402 تعداد منابع موجود در کتابخانهها را ۵۰ میلیون جلد عنوان کرد و گفت: به ازای هر نفر کمتر از یک جلد کتاب در کتابخانهها وجود دارد، با این حال بسیاری از مردم ایران هنوز همان یک کتاب موجود در کتابخانهها را نخواندهاند. برخی از مهمترین این عوامل عبارتند از: 1. مشکلات اقتصادی و هزینههای بالا تهیه کتاب برای بیشتر مردم: بسیاری از افراد به دلیل مشکلات اقتصادی و محدودیتهای مالی قادر به خرید کتابهای جدید و گرانقیمت نیستند. همچنین در برخی مناطق، نبود یا کمبود کتابخانههای عمومی و عدم دسترسی به منابع ارزانقیمت و رایگان نیز میتواند یکی از دلایل پایین بودن سرانه مطالعه باشد. 2. کمبود فرهنگ مطالعه و ترویج آن: اگرچه برخی نهادها و سازمانها به ترویج کتابخوانی پرداختهاند، اما این برنامهها به صورت گسترده و هدفمند در سراسر کشور اجرا نشدهاند و نبود تبلیغات و کمپینهای مؤثر در این زمینه، موجب عدم رشد فرهنگ کتابخوانی میشود. 3. تسلط رسانههای دیجیتال و فضای مجازی: استفاده زیاد از شبکههای اجتماعی، تلفنهای هوشمند، و سایر سرگرمیهای دیجیتال باعث کاهش تمایل افراد به مطالعه کتابهای چاپی شده، و در واقع فضای مجازی به دلیل دسترسی سریع به اطلاعات و سرگرمیهای متنوع، جایگزینی برای مطالعه کتاب است. 4. نبود انگیزه و علاقه به مطالعه: بسیاری از کتابها ممکن است برای بخش بزرگی از جامعه، به ویژه نسل جوان، جذاب نباشند. 5. دسترسپذیری و قیمت کتابها: قیمت بالای کتابها، بهویژه در برخی زمینههای تخصصی و علمی، باعث میشود که دسترسی به کتابها برای بسیاری از افراد دشوار باشد. همچنین، در برخی موارد هزینههای بالای پست و ارسال کتابهای خارجی نیز میتواند مانع از دسترسی به منابع جدید شود. شاخص میزان دسترسی به کتابخانههای عمومی در کل کشور بهازای هر ۱۰۰ هزار نفر تنها ۴. ۲۷ باب است که در این میان، استان خراسان جنوبی با عددی برابر با ۱۰. ۱۵ بیشترین دسترسی به کتابخانههای عمومی را دارد. استانهای سمنان و کهگیلویه و بویراحمد بهترتیب با ارقام ۱۰. ۰۴ و ۹. ۶۶ در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند. همچنین تعداد کتابخانه های عمومی استانهای البرز، تهران و سیستانوبلوچستان بهترتیب با رقم شاخص ۲. ۴۶، ۲. ۴۸، ۲. ۵ کمبرخوردارترین استانها، از نظر میزان دسترسی به کتابخانههای عمومی شناخته شدهاند. این در حالی است که بدون در نظر گرفتن جمعیت سهم استان تهران از تعداد کتابخانههای عمومی کشور برابر با ۹. ۷ درصد است. استانهای اصفهان و فارس نیز به ترتیب با ۸. ۹ درصد و ۶. ۹۷ درصد سهم، در رتبههای بعدی قرار دارند. به نظر میرسد در استانهایی مثل تهران، البرز، قم و خراسان رضوی که نیاز به کتابخانه زیاد است، میزان دسترسی به آن پایین است. استانهایی که سرانه کتابخانه در آنها پایین است استانهای پرجمعیتی هستند و این یعنی بخش زیادی از جمعیت ایران نسبت به دسترسی به کتابخانهها فقیرند. 6. سیاستگذاریها و برنامههای دولتی: در بسیاری از کشورها، دولتها برنامههای ترویج کتابخوانی را به طور جدی پیگیری میکنند، اما در ایران این برنامهها در مقیاس گسترده و مؤثر نیستند. 7. مشکلات اجتماعی و فرهنگی: در بسیاری از خانوادهها، مطالعه به عنوان یک فعالیت مهم قلمداد و ترویج نشده و به جای آن، بیشتر روی آموزشهای رسمی و شغلی تأکید میشود که این موضوع تأثیر زیادی در کاهش علاقه به مطالعه در سنین کودکی و نوجوانی ایجاد می کند. در کشورهای پیشرفته، بسیاری از کتابخانهها نه تنها به امانت کتاب میپردازند بلکه به ایجاد فضاهای فرهنگی و اجتماعی برای تعامل میان کاربران، برگزاری کارگاهها، کنفرانسها، نمایشگاههای هنری، و فعالیتهای اجتماعی می پردازند و در واقع نسبت به نیاز جامعه برنامه ریزی و عمل کرده، و می توان گفت که به مراکز فرهنگسرا تبدیل شدهاند که خدماتی فراتر از امانت کتاب را ارائه میدهند. در واقع، این فعالیتها در حال حاضر بیشتر به عنوان بخشهای مکمل، وظایف کتابخانهای تلقی میشوند که به طور کلی با هدف ارتقای فرهنگ مطالعه و آگاهی در جامعه طراحی شدهاند. این محدودیت ها برای بسیاری از افراد بود که دانشجویان و معلولین بیشتر از دیگران در این بخش نامه متضرر شدند. آئین نامهای که با بندهای دوم و نهم از اصل سوم قانون اساسی نیز مقایر بود. بند دوم: بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی در همه زمینههای با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانههای گروهی و وسایل دیگر. بند نهم: رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه های مادی و معنوی. و با ماده 2 اعلامیه جهانی حقوق بشر با عنوان: عدم تبعیض. و ماده 22 این اعلامیه: حق بهره مندی از خدمات اجتماعی. و همچنین با هدف چهارم از سند 2030 یونسکو: تضمین کیفیت آموزش فراگیر عادلانه و ایجاد فرصتهای یادگیری مادام العمر برای همه. 1. محدودیت منابع مالی و امکانات: بسیاری از فرهنگسراها با کمبود منابع مالی و تجهیزات مواجه اند. این مشکل باعث میشود که نتوانند خدمات و برنامههای متنوع و با کیفیتی را ارائه دهند و یا حتی از نظر فیزیکی با مشکلاتی مانند فرسودگی ساختمانها و تجهیزات روبرو باشند. 2. کمبود برنامههای جذاب و متنوع: بسیاری از آنها نتوانستهاند برنامههای جذاب و متنوعی برای جذب مخاطبهای مختلف برگزار کنند. 3. عدم همکاری و ارتباط مناسب با دیگر نهادها: بیشتر فرهنگسراها به صورت مستقل (جزیره ای) عمل می کنند و همکاریهای کافی با دیگر نهادهای دولتی، آموزشی، هنری و اجتماعی ندارند. 4. محدودیتها و سانسور در انتخاب برنامهها و محدودیتهای قانونی و نظارتی: در برخی موارد، سیاستهای فرهنگی و اجتماعی کشور موجب محدودیت در انتخاب موضوعات و محتوای برنامهها در فرهنگسراها میشود. 5. محدودیت در جذب و آموزش کادر تخصصی: بسیاری از فرهنگسراها با کمبود نیروی انسانی متخصص و کارآزموده روبرو هستند. نبود نیروی متخصص در زمینههای مختلف مانند هنر، روانشناسی، مدیریت فرهنگی و. . . میتواند بر کیفیت برگزاری فعالیتها و برنامهها تأثیر بگذارد و در نتیجه باعث کاهش رضایت مخاطبان گردد. ما میدانیم که فرهنگسراها محیط خوبی برای فعالیتهای فرهنگی اجتماعی و آموزشهای عمومی و برگزاری سمینارهای رایگان و افزایش آگاهی مردم هستند اما چرا تعداد فرهنگسراها در ایران انقدر کم است و مردم از امکانات آن ها استفاده نمیکنند؟ 1. باز هم مهمترین و اولین مشکل همان محدودیتهای مالی و منابع اقتصادی است: تأسیس و نگهداری فرهنگسراها نیازمند منابع مالی قابل توجهی است. بسیاری از فرهنگسراها به دلیل کمبود بودجه نمیتوانند گسترش یابند یا خدمات مناسبی به جامعه ارائه دهند. 2. عدم توجه به زیر ساختهای فرهنگی: در بسیاری از مناطق، به ویژه در شهرستانها و روستاها، توجه کافی به زیرساختهای فرهنگی و هنری نشده است و در سیاست ها و برنامه های اجرایی حکومت جمهوری اسلامی ایران تمرکز کمی در بخش فرهنگ و هنر دیده میشود. 3. سیاستگذاریهای فرهنگی محدود سیاستگذاریهای فرهنگی در ایران غالباً به نحوی است که محدودیتهایی برای برخی فعالیتها ایجاد میکند. 4. کمبود تبلیغات و اطلاعرسانی مناسب: یکی دیگر از دلایلی که مردم از فرهنگسراها استفاده نمیکنند، کمبود تبلیغات و اطلاعرسانی در مورد برنامهها و فعالیتهاست. 5. نبود برنامههای متنوع و جذاب: فرهنگسراها در بسیاری از موارد برنامههایی با جذابیت و تنوع کافی برای اقشار مختلف جامعه ندارند. 6. مشکلات مدیریتی و ناهماهنگی: نبود سیستمهای مدیریتی کارآمد باعث شده که برنامهها به درستی اجرا نشوند یا حتی امکانات به شکل بهینه مورد استفاده قرار نگیرند. این مشکلات مدیریتی میتواند منجر به کاهش اعتماد عمومی و در نتیجه استفاده کم مردم از این مراکز شود. 7. عدم ارتباط مناسب با جوانان و ذائقههای آنان: فعالیتهایی که در این مکانها ارائه میشود، گاهی ممکن است بیشتر به سلیقههای سنتی و عمومی جامعه توجه داشته باشد و نتواند جذابیت لازم را برای نسل جوان که به دنبال تجربههای نو و متنوع است، فراهم کند. 8. عدم حمایت کافی از هنرمندان و کارمندان: هنرمندان و افراد فعال در حوزههای مختلف فرهنگی در فرهنگسراها اغلب از حمایت مالی و معنوی کافی برخوردار نیستند. بدون حمایت مناسب از هنرمندان، امکان جذب مخاطبهای جدید و ایجاد برنامههای با کیفیت کاهش مییابد. منابع مالی میتوانند برای: 1. تأسیس و تجهیز کتابخانهها و فرهنگسراها در مناطق مختلف به ویژه مناطق کمبرخوردار. 2. ایجاد برنامههای فرهنگی متنوع و جذاب: برای جلب توجه مردم، برنامهها و فعالیتهای متنوع و جذاب باید در فرهنگسراها و کتابخانهها برگزار شود. برنامههای تخصصی برای کودکان، نوجوانان و جوانان. این فعالیتها باید متناسب با سلایق و نیازهای مختلف جامعه، به ویژه نسل جوان، طراحی شوند. 3. بهکارگیری تکنولوژی و دیجیتالسازی: استفاده از فناوریهای نوین میتواند نقش بزرگی در جذب مخاطبان و ارتقای کیفیت خدمات ایفا کند. ارتقاء سیستمهای اتوماسیون کتابخانهها و فرهنگسراها برای تسهیل فرآیند جستجو، امانتدهی و ثبتنام. 4. ارتقای برنامههای آموزشی و پرورشی: برای جلب و ترغیب بیشتر مردم، بهویژه کودکان و نوجوانان، به کتابخانهها و فرهنگسراها، باید برنامههای آموزشی و پرورشی مناسب طراحی شود. این برنامهها میتوانند شامل: برگزاری دورههای آموزشی مهارتهای فردی و حرفهای مانند زبانآموزی، فنون نوشتاری، طراحی گرافیک و برنامهنویسی. 5. ایجاد فضای مناسب و جذاب: برای جذب بیشتر مخاطبان، باید فضای کتابخانهها و فرهنگسراها را بهگونهای طراحی کرد که هم از نظر ظاهری و هم از نظر عملکردی جذاب باشد. این شامل: طراحی داخلی جذاب و راحت برای مطالعه و فعالیتهای گروهی. 6. ترویج فرهنگ مطالعه و مشارکت اجتماعی: برای ترغیب مردم به استفاده از کتابخانهها و فرهنگسراها، باید فرهنگ مطالعه و مشارکت اجتماعی تقویت شود. تشویق به مشارکت در رویدادهای فرهنگی، مسابقات کتابخوانی، و جشنوارههای هنری. همکاری با نهادهای اجتماعی برای اجرای برنامههای مشترک و جلب مشارکت فعال مردم. 7. ارتقای آگاهی عمومی و اطلاعرسانی مؤثر: برای اینکه مردم از فعالیتها و خدمات فرهنگسراها و کتابخانهها مطلع شوند، باید به تبلیغات و اطلاعرسانی مؤثر توجه شود. این اقدامات میتوانند شامل: تبلیغات گسترده در رسانههای مختلف (رادیو، تلویزیون، شبکههای اجتماعی). ایجاد صفحات اینترنتی و شبکههای اجتماعی فعال برای هر کتابخانه و فرهنگسرا. 8. پشتیبانی از هنرمندان و فعالان فرهنگی: فرهنگسراها و کتابخانهها باید بهعنوان مکانهایی برای رشد و توسعه هنرمندان و فعالان فرهنگی عمل کنند. حمایت از هنرمندان محلی، نویسندگان، و دیگر افراد فعال در حوزههای مختلف میتواند باعث جذب مخاطبهای بیشتر و ایجاد فضای خلاقانهتری برای عموم مردم شود. ایجاد زیرساختهای مناسب فیزیکی: باید در طراحی و ساخت فرهنگسراها و کتابخانهها، دسترسی به فضاهای عمومی برای افراد با نیازهای ویژه در اولویت قرار گیرد. نصب رمپها و آسانسورها، طراحی فضاهای بازتر و جادار برای حرکت معلولان حرکتی، و فراهم کردن مسیرهای دسترسی راحت برای افراد با اختلالات جسمی ضروری است. طراحی فضاهای صوتی مناسب برای ناشنوایان، مانند نصب صفحهنمایشهای دیجیتال و ترجمه زبانی اشارهای، میتواند به ارتباط بهتر با افراد ناشنوا کمک کند. توسعه و تأمین منابع آموزشی و فرهنگی خاص: کتابخانهها باید به منابع خاصی مانند کتابهای بریل، کتابهای صوتی، و منابع دیجیتال دسترسی پیدا کنند تا افراد نابینا یا کمبینا بتوانند از آنها استفاده کنند. ایجاد بخشهایی ویژه برای ناشنوایان با استفاده از زبان اشاره و فیلمها و منابع آموزشی به زبان اشاره، میتواند به بهبود دسترسی این گروه از جامعه به اطلاعات کمک کند. آموزش و آگاهی کارکنان: کارکنان کتابخانهها و فرهنگسراها باید دورههای آموزشی برای خدمترسانی به افراد با نیازهای ویژه را گذرانده و آگاهی لازم را در مورد چگونگی تعامل و پاسخ به نیازهای این افراد کسب کنند. برگزاری برنامههای ویژه و متنوع برای افراد با نیازهای ویژه: باید برنامههای ویژهای برای افراد نابینا، ناشنوا و معلولین طراحی شود که علاوه بر در نظر گرفتن نیازهای خاص این افراد، به آنها فرصت تعامل اجتماعی، یادگیری و رشد فرهنگی بدهد. همکاری با سازمانها و نهادهای تخصصی: همکاری نزدیک با سازمانهای حمایت از نابینایان، ناشنوایان و معلولین، از جمله انجمنهای مردمنهاد، میتواند به شناسایی نیازهای واقعی این افراد و ایجاد برنامههای دقیق و هدفمند برای بهبود خدمات کمک کند. تشویق به مشارکت فعال و تقویت حس تعلق اجتماعی: برای ترغیب افراد با نیازهای ویژه به مشارکت فعال در برنامههای فرهنگی، باید فضایی ایجاد شود که حس تعلق و احترام به این افراد را تقویت کند. مدارس، پایگاه فرهنگی مهمی هستند اما تنها به دانشآموزان خدمات ارائه میدهند؛ مساجد، مراکز فرهنگی بسیار مهمی هستند، اما تنها در ساعاتی از روز به اقشار خاصی از مردم، حتی در بعضی موارد به طبقات خاصی از مردم، خدمات ارائه میدهند. کتابخانه عمومی، تنها نهادی است که فارغ از تمام تمایزها، به تمامی مردم خدمات فرهنگی ارائه میدهد. بر اساس آخرین آمار در پایان خرداد ۱۴۰۳، ۳۷۹۸ باب کتابخانه عمومی شامل ۳۶۶۱ کتابخانه نهادی، مشارکتی و مستقل و ۱۳۷ سالن مطالعه در سطح کشور تحت پوشش نهاد ثبت شده است. که باید این تعداد 14 هزار عدد باشد تا به حد استاندارد برسد. بر اساس این آمار استان تهران با ۳۳۷ کتابخانه دارای بیشترین تعداد (و با این تعداد هم بعد از استان البرز کمترین دسترسی به کتابخانه را دارد)، و استان قم با ۴۲ باب، کمترین تعداد کتابخانه عمومی را دارا هستند. در حالی که حدود 85 هزار مسجد، بیش از 22 برابر تعداد کتابخانه در ایران. مهدی رمضانی دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور در سخنرانی در سال 1402 گفت که، بهروزرسانی کتابخانهها و خرید منابع جدید بسیار هزینه بر است و هرسال نهاد کتابخانههای عمومی کشور باید 100 میلیاردتومان کتاب خریداری کند که البته اکنون فاصله زیادی با این رقم ایدهآل داریم. امسال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 10 میلیارد تومان از کتابهایی که خریداری کرده بود را در اختیار کتابخانههای عمومی کشور قرار دادند. همچنین کتابخانههای عمومی کشور بهروز نیستند و این انگیزه مخاطبان کتاب برای مراجعه به کتابخانهها را کاهش میدهد. بهروزرسانی منابع کتابخانهها نیاز به بودجه مناسب دارد و این کار سالانه 100 میلیارد تومان هزینه برمیدارد. و اگر بخواهیم واقع بین باشیم با سیاستها و برنامههای اجرایی و نوع مدیریتی که ازمسئولین حکومت جمهوری اسلامی ایران می بینیم، شاهد رشد و بهبود وضعیت فرهنگی کتابخانه و فرهنگ سراها نسبت به پیشرفتهای چشمگیر جهانی در این زمینه، نخواهیم بود
در پایان مسئول جلسه ضمن تشکر از منشی جلسه: آقای محمدرضا باقری و مسئول ضبط و تدوین جلسه: آقای پویا حسابی، و تمامی شرکتکنندگان و مهمان جلسه ختم جلسه را در ساعت 18:57 به وقت اروپای مرکزی اعلام کردند.
گزارش جلسه ویژه کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان 20 دسامبر 2024
آیلین علیویردیلویی
جلسه ویژه کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان در تاریخ ۲۰ دسامبر2024 و برابر با ۳۰آذر ماه سال 14۰۳ شمسی در ساعت 1۸:00 به وقت اروپای مرکزی در فضای مجازی اینستاگرام کانون دفاع از حقوق بشر در ایران برگزار گردید. در ابتدا خانم پروین محمدی افقا، مسئول جلسه ضمن خوشآمدگویی به مهمان جلسه، خانم فاطمه شدید، جلسه را آغاز کردند
خانم فاطمه شدید سخنان خود را اینگونه آغاز کردند: استفاده نظامی از کودکان یا کودک سربازی در قالبهای به کارگیری کودکان به عنوان کودک سرباز در جنگ، استفاده در فعالیتهای حمایت از جنگ مانند نگهبانی، جاسوسی و بردگی جنسی و در نهایت استفاده از کودکان برای پروپاگاندا در جنگ است. در طول تاریخ، در بسیاری از کشورها و فرهنگها، از جمله در جنگ ایران و عراق به صورت گسترده از کودکان برای مقاصد نظامی استفاده شده است. در دهه ۱۹۷۰، پیمانهایی برای ممنوعیت استفاده از کودکان درجنگ تصویب شد؛ ولی با این وجود، گزارشهای کمپین بینالمللی توقف سربازی کودکان نشان از استفاده گسترده از کودکان در جنگها میدهد. در اساسنامه رم دیوان بینالمللی کیفری هم استفاده از کودکان زیر ١۵ سال را به عنوان نیروهای نظامی در درگیریها و جنگها و همچنین به کارگیری کودکان به عنوان نیروی نظامی در زمان صلح را ممنوع و به عنوان جرم بینالمللی کیفری جرمنگاری کرده و استفاده از کودکان زیر ١۵ سال در نیروهای نظامی را جنایت جنگی میداند، بنابراین استفاده از کودکان زیر ١۵ سال چه در جنگ و چه در زمان صلح، جرم بینالمللی و جنایت جنگی است و قابلیت تعقیب کیفری بینالمللی را دارد. شوارای امنیت سازمان ملل هم یک قطعنامه دارد به نام قطعنامه ١۶١٢ که در سال ٢٠٠۵ تصویب شد، در این قطعنامه هم استفاده از کودکان به عنوان سرباز یا استخدام کودکان به عنوان نیروی نظامی از سوی شورای امنیت، به صراحت ممنوع اعلام شده است. این سازمان حتی مکانیزم نظارتی هم برای نظارت بر عملکرد کشورها و گروههای نظامی ترتیب داده و دبیرکل سازمان ملل موظف است بر اساس این قطعنامه هر ساله به شورای امنیت، در مورد اینکه در کدام کشورها یا کدام گروهها از کودکان به عنوان نیروی نظامی استفاده کردهاند، گزارش بدهد. مفهوم کودک سرباز، به استفاده نهادهای نظامی یعنی حکومتها و یا گروههای شبهنظامی یا گروههای سیاسی، از کودکان به عنوان نیروی نظامی، اشاره میکند. در حقیقت کودکانی که از سوی حکومتها یا گروههای دیگر به عنوان نیروی نظامی در جنگ به عنوان نگهبان، جاسوس یا پیامرسان و یا حتی بردگی جنسی مورد سوءاستفاده قرار بگیرند، به آنها واژه کودک سرباز اطلاق میشود. نکته مهم این است که در حقیقت کودک سرباز سن مشخصی دارد و بر اساس آنچه که کنوانسیون جهانی حقوق کودک تعریف کرده، سن زیر ١٨ به عنوان سن کودکی تعریف شده و در نتیجه افرادی که کمتر از ١٨ سال سن داشته باشند، اگر توسط حکومتها یا گروههای دیگر به عنوان نیروی نظامی مورد استفاده قرار بگیرند، به عنوان کودک سرباز شناخته میشوند. در واقع برای کودک سرباز شناختن افراد زیر ١٨ سال، نیازی نیست که آنها باید در جبهه جنگ اسلحه به دست گرفته باشند، بلکه اگر این کودکان حتی در محیطهای نظامی همچون پادگانها به عنوان نگهبان هم ایفای نقش کنند یا در یک منطقه نظامی یا جنگی بدون اینکه مسلح باشند و از آنها به عنوان جاسوس، پیامرسان و یا تدارکاتچی از آنها استفاده بشود، بازهم بر اساس تعریفی که امروزه در قوانین بینالمللی آمده، مشمول مفهوم کودک سرباز هستند. قوانین داخلی ایران و همچنین قوانین بینالمللی در مورد سن افراد برای ورود به نیروهای نظامی و انتظامی چه میگوید؟ در رابطه با این سوال من ابتدا به قوانین بینالمللی میپردازم و سپس قوانین ایران را بازگو میکنم. بر اساس قوانین بینالمللی در رابطه با ممنوعیت به کار گیری کودکان به عنوان نیروی نظامی میتوان به مهمترین قانون یعنی پیماننامه جهانی حقوق کودک اشاره کرد. در ماده ٣٨ این پیماننامه به صراحت از حکومتها میخواهد که قوانین این کنوانسیون و دیگر قوانین حقوقبشری را در هنگام مخاصمات مسلحانه، در جایی که به کودکان مرتبط هست، رعایت کنند. ضمن آنکه از کشورهای عضو کنوانسیون تعهد میگیرد که تضمین کنند، اشخاص زیر ١۵ سال را در مخاصمات مسلحانه شرکت مستقیم ندهند. این پیماننامه همچنین از کشورها میخواهد که تلاش کنند اشخاص زیر ١۵ سال را اساسا در نیروهای مسلح استخدام نکنند. همچنین در بند سوم ماده ٣٨ پیماننامه حقوق کودک از کشورها میخواهد که سن ١۵ سال را به ١٨ سال افزایش بدهند. در واقع زمانی که پیماننامه حقوق کودک یعنی سال ١٩٨٩ به تصویب رسید، همچنان بسیاری از کشورها از افراد ١۵ سال برای ورود به نیروهای نظامی استفاده میکردند، بنابراین در بند ٣ ماده ٣٨ این پیماننامه تلاش بر این بود که سن افراد برای ورود به نیروهای نظامی را از ١۵ به ١٨ سال افزایش بدهند. در بند ۴ ماده ٣٨ پیماننامه حقوق کودک از کشورهای عضو میخواهد که از همه افراد غیرنظامی به ویژه کودکان، در زمان مخاصمات مسلحانه حمایت کنند. روشن است که بر اساس پیماننامه حقوق کودکان، به کارگیری کودکان به ویژه افراد زیر ١۵ و همچنین زیر ١٨ سال به عنوان نیروی نظامی ممنوع است. علاوه بر پیماننامه کودک، یک پروتکل اختیاری هم دارد به نام پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک که در این پروتکل اختیاری، به ویژه به بحث ممنوعیت استفاده از کودکان به عنوان نیروهای نظامی، توسط دولتها و گروههای دیگر نظامی، پرداخته و مشخصات روشنتری را به وضوح مشخص میکند تا از به کارگیری و هرگونه ارتباط کودکان با نهادهای نظامی را به عنوان کودک سرباز نشان و آن را ممنوع اعلام کند. در اساسنامه رم دیوان بینالمللی کیفری هم استفاده از کودکان زیر ١۵ سال را به عنوان نیروهای نظامی در درگیریها و جنگها و همچنین به کارگیری کودکان به عنوان نیروی نظامی در زمان صلح را ممنوع و به عنوان جرم بینالمللی کیفری جرمنگاری کرده و استفاده از کودکان زیر ١۵ سال در نیروهای نظامی را جنایت جنگی میداند، بنابراین استفاده از کودکان زیر ١۵ سال چه در جنگ و چه در زمان صلح، جرم بینالمللی و جنایت جنگی است و قابلیت تعقیب کیفری بینالمللی را دارد. شوارای امنیت سازمان ملل هم یک قطعنامه دارد به نام قطعنامه ١۶١٢ که در سال ٢٠٠۵ تصویب شد، در این قطعنامه هم استفاده از کودکان به عنوان سرباز یا استخدام کودکان به عنوان نیروی نظامی از سوی شورای امنیت، به صراحت ممنوع اعلام شده است. این سازمان حتی مکانیزم نظارتی هم برای نظارت بر عملکرد کشورها و گروههای نظامی ترتیب داده و دبیرکل سازمان ملل موظف است بر اساس این قطعنامه هر ساله به شورای امنیت، در مورد اینکه در کدام کشورها یا کدام گروهها از کودکان به عنوان نیروی نظامی استفاده کردهاند، گزارش بدهد. این قوانین نشان میدهد که استفاده کودکان به عنوان نیروی نظامی، از منظر قوانین بینالمللی به طور کامل ممنوع است و برخلاف کامل کنوانسیون حقوق کودک، جرم بینالمللی و بر اساس اساسنامه رم دیوان بینالمللی کیفری، جنایت جنگی است و همچنین براساس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد، حتی میتواند سبب ورود شوارای امنیت به موضوع بشود. در ایران اما، ما قانون صریحی نداریم که استفاده از کودک به عنوان نیروی نظامی را ممنوع کرده باشد، در واقع به جز قانون خدمت وظیفه عمومی که اشاره میکند، افراد ذکوری که به سن ١٨ سالگی میرسند به خدمت عمومی فراخوانده میشوند، هیچ قانونی در این زمینه ممنوعیت استفاده از کودکان به عنوان نیروی نظامی و ممنوعیت کودک سربازی وجود ندارد. اما از آنجا که ایران به پیماننامه جهانی حقوق کودک پیوسته و آن را هم تصویب کرده است، براساس قانون مدنی، پیماننامههای جهانی که ایران آنها را امضاء و متن آنها را در مجلس تصویب میکند، به مانند قانون داخلی است و حکم قوانین داخلی را دارند و حکومت موظف است که آنها را اجرا کند. در نتیجه پیماننامه جهانی حقوق کودک را که در ایران هم تضمین شده و باید قابل اجرا باشد، میتوان با عنوان قانونی در زمینه ممنوعیت استفاده از کودکان در نیروهای نظامی در ایران، برشمرد. ایران به همراه هفت کشور دیگر از جمله، لبنان، سومالی، زامبیا و. . . به پروتکل اختیاری حقوق کودک در مورد شرکت کودکان در جنگ نپیوسته، یعنی آن را امضا کرده اما در مجلس به تصویب نرسانده، به دلایلی که مشخص نیست، زمانی که قرار شد این پروتکل در مجلس بررسی بشود، بسیاری از نهادها به ویژه سپاه پاسداران به آن اعتراض کردند، که چرا ایران میخواهد به این پروتکل اختیاری بپیوندد. به هرحال اگر چه قانون مشخصی در این زمینه نداریم، اما چون ایران پیماننامه جهانی حقوق کودک را پذیرفته و به تصویب رسانده است، این میتواند معیاری برای مسئله کودک سرباز باشد در ایران. آیا فعالیت سازمان بسیج دانشآموزی در ایران و عضویت برخی از دانشآموزان در این سازمان میتواند مصداق کودک سرباز باشد؟ بحثی که وجود دارد این است که، از منظر حقوقی شاید نتوان در یک دادگاه بینالمللی، اثبات کرد که عضویت کودکان در بسیج دانشآموزی مصداق عینی کودک سربازی است، چرا که مثلا در تعریف اهداف بسیج دانشآموزی، فعالیتهای نظامی ذکر نشده، یا مثلا اعضای سازمان بسیج دانشآموزی یعنی دانشآموزان در عمل فعالیت نظامی نمیکنند. در واقع نه تنها فعالیت نظامی انجام نمیدهند، بلکه حتی در محیط نظامی هم فعالیت نمیکنند، آنها نه در پادگان هستند نه در محیط نظامی. منظر حقوقی اثبات کودک سرباز بودن کودکان در بسیج دانشآموزی مشکل است، اما مسئله اصلی اینجا است که بسیج و وابستگی که به سپاه پاسداران دارد، این نهاد را به صورت کامل به یک نهاد نظامی تبدیل کرده است. بنابراین شاید بتوان از لحاظ تئوری در این مورد بحث کرد که به دلیل وابستگی بسیج به سپاه پاسداران که یک ارگان نظامی است شرکت دانشآموزان در بسیج دانشآموزی را به چالش کشید، اما بنابه دلایلی که قبلا گفتم، اثبات کودک سربازی کمکی مشکل است. آیا عضوگیری دانشآموزان در سازمان بسیج دانشآموزی که زیرمجموعه بسیج و سپاه پاسداران است و سپاه نیز شاخهای از نیروهای مسلح ایران، میتواند مغایر با قوانین ایران و نقض حقوق کودکان باشد؟ همانطور که پیشتر هم گفتم، چون ما در ایران قانونی در این زمینه نداریم، این مسئله مغایر با قوانین فعلی در ایران نیست و نمیتوان آن را مصداق استفاده نظامی از کودکان دانست. اما مسئله اینجا است که در حقیقت آنچه که در سازمان بسیج دانشآموزی اتفاق میافتد و اهدافی که این سازمان پیگیری میکند، بنابر اصول و قوانین دیگر پیماننامه جهانی حقوق کودک، مشکلدار و مخالف و مغایر با اصول و قوانین و آموزههای آن است. به عنوان مثال یکی از اساسیترین اصول پیماننامه جهانی حقوق کودک این است که، حق آزادی فکر و عقیده کودک باید به رسمیت شناخته بشود و تحمیل عقیده به کودکان ممنوع است، اما در عمل ما میبینیم نوع آموزش ایدئولوژیکی که در بسیج دانشآموزی اتفاق میافتد، میتواند مصداق تحمیل عقیده به کودک باشد، ضمن اینکه بنابه اصل ٢٩ کنوانسیون جهانی حقوق کودک، آموزش به کودکان باید مطابق با اصول پذیرفته شده جهانی حقوق بشر باشد، که خوب مسلما آموزش ایدئولوژیکی در بسیج دانشآموزی اینگونه نیست. در نتیجه اساسا عضویت دانشآموزان در سازمان بسیج دانشآموزی اگرچه مغایر با قوانین تصویب شده در ایران نیست، اما مغایر است با متن کنوانسیون جهانی حقوق کودک اما ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با اشاره به تصاویر منتشر شده در خبرگزاریهای دولتی در مورد استفاده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از کودکان در یک رزمایش نظامی، آن را ناقض تعهدات بینالمللی جمهوری اسلامی ایران دانست. به نوشته هرانا، لشکر ۲۷ سپاه پاسداران در روز چهارشنبه ۴ مهر به مناسبت هفته گرامیداشت جنگ هشت ساله ایران و عراق، بازسازی عملیات موسوم به والفجر۸ را در مجتمع تفریحی چیتگر در شمال غرب تهران اجرا کرد. بر اساس این گزارش، تصاویر منتشر شده در رسانهها و شبکههای اجتماعی نشان میدهد که دراین رزمایش آبی – خاکی از کودکان استفاده شده است و تعدادی از کودکان با در دست داشتن اسلحههای جنگی در کنار پرسنل نظامی حضور دارند. هرانا تاکید کرد: این اقدام برخلاف تعهدات بینالمللی ایران نسبت به پیمان نامه حقوق کودک و عدم به کارگیری کودکان در امور نظامی است. بر اساس پیمان نامه حقوق کودک که ایران در سال ۱۳۷۳ به آن پیوست، یک کودک، شخص زیر سن ۱۸ سال تعریف میشود. ماده ۳۸ این پیمان نامه تاکید میکند که گروههای سیاسی نباید از افراد زیر ۱۵ سال در جنگ استفاده کنند. در ماده ششم این پیمان نامه هم از حکومتها خواسته شده است که کودکان را برای اقدامات نظامی بسیج نکنند، از نامنویسی آنها برای شرکت در درگیریهای نظامی خودداری شود و حکومتها برای بازگشت آرامش جسمانی و روانی کودکان تلاش کنند. به نوشته هرانا، با این حال همچون بخشهای کار کودکان، مجازات و اعدام و ازدواج قانونی کودکان، این قسمت از تعهدات نیز از سوی دولت ایران با آموزش نظامی و به کارگیری افراد زیر سن ۱۸ سال، نادیده گرفته میشود. بر اساس گزارش شاهدان عینی و تصاویری که از اعتراضات ضد حکومتی کنونی در ایران منتشر شده، دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی از افراد زیر سن قانونی برای سرکوب معترضان استفاده کردهاند. ویدیویی که در تاریخ ۱۲ آبان از شهر نوشهر منتشر شد، نشان میدهد که دو کودک با لباس نظامی در خیابان محل اعتراضات حضور دارند. همچنین تصاویری که العربیه فارسی پیشتر از کودکان به کار گرفته شده بهعنوان نیروهای سرکوب منتشر کرد، نشان میدهد که این موضوع توسط جمهوری اسلامی به یک رویه تبدیل شده است. به گفته فعالان حقوق کودکان، این اقدامات استفاده ابزاری از کودکان و نقض بارز کنوانسیونهای حقوق کودک است که جمهوری اسلامی ایران نیز آنها را پذیرفته است. بر اساس گزارشهایی که تاکنون منتشر شده، جمهوری اسلامی از پوشاندن لباس سرکوبگران به تن کودکان و تحویل باتوم و سلاح به دست آنان، ابایی ندارد. این در حالی است که مطابق پروتکل الحاقی کنوانسیون ژنو و بند ۲ ماده ۳۸ کنوانسیون حقوق کودک که ایران هر دو آنها را پذیرفته، جمهوری اسلامی موظف است اطمینان حاصل کند که کودکان زیر ۱۸ سال در مخاصمات و جنگها بهطور مستقیم شرکت ندارند. ایران همچنین برابر ماده ۱ پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک موظف است از حضور کودکان زیر ۱۸ سال نه تنها در مخاصمات و جنگها، بلکه در نیروهای مسلح نیز جلوگیری کند. در ویژهنامهای که سازمان حقوقبشر ایران درباره نقض حقوق کودکان و استفاده از آنها در مخاصمات منتشر کرد، آمده است که استفاده ابزاری از کودکان در سرکوب معترضان، جنایت جنگی محسوب میشود. محمد مقیمی، حقوقدان، در یادداشتی برای نشریه حقوق ما متعلق به سازمان حقوق بشر ایران نوشت که برابر بند اول ماده ۴ پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک، حکومتها از بهکارگیری کودکان زیر ۱۸ سال حتی در سازمانهای شبه نظامی، از جمله سازمان بسیج مستصعفان منع شدهاند. این در حالی است که بسیج در ایران، از سنین بسیار پایین حتی از مقطع ابتدایی عضوگیری میکند و کودکان را با اطلاعات و تحلیلهای جهتدار شستشوی مغزی داده و به طرفداران سرسخت خود تبدیل میکند. با وجود گذشت بیش از سه دهه از پایان جنگ هشت ساله عراق و ایران، جمهوری اسلامی، دستگاههای مختلف و رسانههای وابسته به آن هنوز داستانسراییهای بسیاری از حضور کودکان در این جنگ دارند. برای مثال، در کتب درسی دانشآموزان، از نوجوان سیزده سالهای به نام حسین فهمیده که از او بهعنوان عامل انتحاری در مقابله با تانکهای عراقی استفاده شده بود، هنوز به عنوان قهرمان ملی یاد میشود. این در حالی است که در آبان ۱۳۹۷، در پی درگذشت حمید هوشنگی، خبرنگار با سابقهای که از او بهعنوان خالق افسانه حسین فهمیده یاد میشود، افکار عمومی ایران متوجه این موضوع شد که حسین فهمیده ساخته و پرداخته دستگاه پروپاگاندای نظام جمهوری اسلامی بوده تا با تهییج احساسات کودکان، آنها را به خط مقدم جنگ بکشاند. این همه در حالی است که بسیاری از فعالان حقوق کودک از بیپناهی کودکان در شرایط خشن مخاصمهها، جنگها و اخیرا اعتراضات ابراز نگرانی کردهاند. تقابل نیروهای سرکوب کودک با همسن و سالهایشان در اعتراضات سراسری ایران که دستکم ۵۰ کودک تاکنون به ضرب گلوله دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی جان باختهاند، ظلمی مضاعف در حق کودکان و نقض بارز حقوق آنها محسوب میشود. بهکارگیری کودکان در جنگ، نهتنها نقض آشکار حقوق بشر است، بلکه نسلهای آینده را از فرصت رشد و پیشرفت محروم کرده و زخمهای عمیقی بر پیکر جوامع برجای میگذارد.
در پایان مسئول جلسه ضمن تشکر از منشی جلسه: خانم آیلین علیویردیلویی و شرکتکنندگان در جلسه و مهمان برنامه، ختم جلسه را در ساعت۱۹:00 به وقت اروپای مرکزی اعلام کردند.
گزارش جلسه عمومی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران 22 دسامبر 2024
نادیا مشرف قهفرخی
جلسه عمومی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران در تاریخ 22 دسامبر ۲۰۲4 مصادف با 2 دی ۱۴۰3 در ساعت 00: 15 بهوقت اروپای مرکزی با حضور مسئولین و اعضای کمیته، سخنرانان و جمعی از فعالان حقوق بشر و مهمانان دیگر در فضای مجازی زووم، یوتیوب، اپلیکیشن کانون و تلویزیون کانون دفاع از حقوق بشر در ایران برگزار گردید. در ابتدا مسئول جلسه خانم پروین محمدیآفقا ضمن خوشآمدگویی و خیر مقدم به تمامی حاضرین در جلسه، با معرفی سخنرانان و موضوع سخنرانی آنان جلسه را آغاز کردند.
بخش ۱: خانم حدیث خوبرفتار گزارش وتحلیل موارد نقض حقوق بشر در آذر ماه ۱۴۰3ایراد کردند: خبر:. معصومه عسگری، متهم سیاسی ۵۵ ساله، بیش از چهار ماه است که بازداشت شده و به صورت بلاتکلیف در زندان اوین نگهداری میشود. خانم عسگری مردادماه سال جاری، توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شد. وی پس از دو ماه بازجویی در یکی از سلولهای انفرادی بازداشتگاه وزارت اطلاعات،به بند زنان زندان اوین منتقل شد. این اخبار اعلامیه جهانی حقوق بشر را در ماده 3- حق حیات برای همه. ماده 8- رعایت حقوق انسانی توسط قانون. ماده 9- عدم توقیف، حبس یا تبعید غیرقانونی. ماده 10- حق محاکمه قانونی برای همه. ماده22- حق امنیت اجتماعی، فرهنگی، مالی. ماده 25- حق خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی برای همه و قانون اساسی را در اصل 22- رعایت حقوق ذاتی و شهروندی و اصل 26- حق آزادی عقیده و اصل 29- حق خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی برای همه. و اصل 32- عدم توقیف،حبس یا تبعید غیرقانونی. اصل 34- رعایت حقوق انسانی توسط قانون نقض میکند. خبر: سحرگاه چهارشنبه ۲۸ آذر 1403 مردی به نام راستگویی کندلج به اتهام افساد فیالارض از طریق رعب و وحشت برای بانوان اعدام شد. وی سوار بر موتورسیکلت با پوشاندن سر و صورت از پشت سر به زنان نزدیک میشد و پس از مجروح کردن آنها با درفش از محل متواری میشد. اخبار خوانده شده اعلامیه جهانی حقوق بشررا در ماده3- حق حیات برای همه. ماده8- رعایت حقوق انسانی توسط قانون. ماده9- عدم توقیف،حبس یا تبعید غیرقانونی. ماده10- حق محاکمه قانونی برای همه. ماده22- حق امنیت اجتماعی، فرهنگی، مالی و قانون اساسی را در اصل 22- رعایت حقوق ذاتی و شهروندی و اصل 32- عدم توقیف،حبس یا تبعید غیرقانونی و اصل 34- رعایت حقوق انسانی توسط قانون نقض میکند. خبر: مردی در میاندوآب همسر و خواهر همسرش را به قتل رساند و پس از ساعاتی بازداشت شد. علت این اقدام اختلاف خانوادگی عنوان شده. هویت این دو زن،حدیث ۱۷ ساله که کودک همسر بوده و خواهرش محدثه ۱۳ ساله اعلام شده است. اخبار گفته شده اعلامیه جهانی حقوق بشر را در در ماده2- عدم تبعیض. ماده3- حق حیات برای همه. ماده 16- حق آزادی انتخاب همسر. ماده22- حق امنیت اجتماعی و قانون اساسی در اصل 20- حمایت قانون از زن و مرد و اصل21- رعایت حقوق زنان با موازین اسلامی و اصل22- مصونیت هریک از آنها از تعرض جانی شغلی یا حیثیتی و اصل34- رعایت حقوق انسانی توسط قانون نقض میکند. خبر: چهار عضو انجمن صنفی معلمان کردستان امید شاه محمدی، پرویز احسنی، کاوه محمدزاده، هیوا قریشی توسط هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری، به انفصال خدمت دائم، اخراج و تبعید محکوم شدند. پیشتر حکم اخراج لیلا سلیمی دیگر فعال صنفی معلمان کردستان نیز صادر شده بود. این اخبار اعلامیه جهانی حقوق بشر را در ماده 8- رعایت حقوق انسانی توسط قانون. ماده 9-ع دم توقیف، حبس یا تبعید غیرقانونی. ماده 19- حق آزادی بیان. ماده22- حق امنیت اجتماعی، فرهنگی، مالی و قانون اساسی را در اصل 22- رعایت حقوق ذاتی و شهروندی و اصل 24- حق آزادی قلم و بیان و اصل 32- عدم توقیف،حبس یا تبعید غیرقانونی و اصل 34- رعایت حقوق انسانی توسط قانون نقض میکند.
بخش ۲: آقای محمد گلستانجو سخنرانی خود را با موضوع هدف 8 از اهداف 17 گانه سند 2030 یونسکو و مقایسه آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ایراد کردند:موضوع هدف هشتم از سند 2030 کار و اقتصاد خوب: رشد اقتصادی پایا، فراگیر و با ثبات یکی از مهمترین دغدغههای اجتماعی، اقتصادی و حقوقی جامعه است، واین بحث نه تنها به آینده کشور مربوط است، بلکه به بهبود کیفیت زندگی تک تک افراد جامعه نیز ارتباط مستقیم دارد. بحث را با یک مقدمه آغاز میکنم: همانطور که مستحضر هستید اقتصاد پایا و فراگیر بهعنوان یکی از اساسیترین اهداف دولتها شناخته میشود. در جهان امروز، رشد اقتصادی صرفاً به افزایش تولید ناخالص داخلی محدود نمیشود، بلکه عدالت اجتماعی، حفاظت از محیط زیست و پایداری منابع طبیعی نیز از مؤلفههای اصلی آن بهشمار میروند. در این جلسه البته عواملی را هم که به رشد و پایداری اقتصادی پایا فراگیر و با ثبات تاثیر دارند را هم بررسی خواهیم کرد. این اهداف در قانون اساسی بسیاری از کشورها، از جمله ایران، به شکل اصول اساسی مطرح شده و اصلا لازم نیست که چرایی عدم اجرای آن را در کشورمان متذکر بشوم چرا که همه بخوبی آگاه هستید. بنابراین اجازه بدهید ابتدا مفهوم رشد اقتصادی پایا، فراگیر و با ثبات را بررسی کنیم: رشد پایا: به معنای حفظ منابع برای نسلهای آینده است. این نوع رشد تنها به فکر توسعه کوتاهمدت نیست، بلکه پایداری اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی را در نظر میگیرد. رشد فراگیر: هدف آن بهرهمندی همه اقشار جامعه از ثمرات رشد اقتصادی است. این مفهوم، عدالت اقتصادی را بهعنوان یکی از اصول اساسی مطرح میکند. رشد با ثبات: تمرکز این نوع رشد به کاهش نوسانات اقتصادی، افزایش امنیت سرمایهگذاری و ایجاد ثبات در بازارهای مالی است. اینها مفهوم عبارتی بودند که بعنوان هدفی از مجموع اهداف سند 2030 مطرح شده است. حالا بیایم نگاهی به قانون اساسی بیاندازیم و ارتباط آن را با این هدف بررسی کنیم: قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هم اصولی را بیان کرده که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر مسائل اقتصادی تأثیر میگذارند. اصل ۴۳ برای تأمین استقلال اقتصادی جامعه و ریشهکن کردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای انسان در جریان رشد، با حفظ آزادی او، اقتصاد جمهوری اسلامی ایران بر اساس ضوابطی استوار هست: تأمین نیازهای اساسی: مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه. تأمین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار همه کسانی که قادر به کارند، ولی وسایل کار ندارند، در شکل تعاونی، از راه وام بدون بهره یا هر راه مشروع دیگر که نه به تمرکز و تداول ثروت در دست افراد و گروههای خاص منتهی شود و نه دولت را به صورت یک کارفرمای بزرگ مطلق درآورد. این اقدام باید با رعایت ضرورتهای حاکم بر برنامهریزی عمومی اقتصاد کشور در هر یک از مراحل رشد صورت گیرد. تنظیم برنامه اقتصادی کشور به صورتی باید انجام شود که شکل و محتوا و ساعت کار چنان باشد که هر فرد علاوه بر تلاش شغلی، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و اجتماعی و شرکت فعال در رهبری کشور و افزایش مهارت و ابتکار داشته باشد. رعایت آزادی انتخاب شغل، و عدم اجبار افراد به کاری معین و جلوگیری از بهرهکشی از کار دیگری. منع اضرار به غیر و انحصار و احتکار و ربا و دیگر معاملات باطل و حرام. منع اسراف و تبذیر در همه شیون مربوط به اقتصاد، اعم از مصرف، سرمایهگذاری، تولید، توزیع و خدمات. استفاده از علوم و فنون و تربیت افراد ماهر به نسبت احتیاج برای توسعه و پیشرفت اقتصاد کشور. جلوگیری از سلطه اقتصادی بیگانه بر اقتصاد کشور. تأکید بر افزایش تولیدات کشاورزی، دامی و صنعتی که نیازهای عمومی را تأمین کند و کشور را به مرحله خودکفایی برساند و از وابستگی آزاد کند. این اصل به استقلال اقتصادی، عدالت اجتماعی و رفع نیازهای اساسی مردم اشاره دارد. از منظر رشد فراگیر، این اصل به توزیع عادلانه منابع و فرصتها تأکید میکند. اصل ۴۴: نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران بر پایه سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی با برنامهریزی منظم و صحیح استوار است. بخش دولتی شامل کلیه صنایع بزرگ، صنایع مادر، بازرگانی خارجی، معادن بزرگ، بانکداری، بیمه، تأمین نیرو، سدها و شبکه های بزرگ آبرسانی، رادیو و تلویزیون، پست و تلگراف و تلفن، هواپیمایی، کشتیرانی، راه و راه آهن و مانند اینها است که به صورت مالکیت عمومی و در اختیار دولت است. بخش خصوصی شامل آن قسمت از کشاورزی، دامداری، صنعت، تجارت و خدمات میشود که مکمل فعالیتهای اقتصادی دولتی و تعاونی است. مالکیت در این سه بخش تا جایی که با اصول دیگر این فصل مطابق باشد و از محدوده قوانین اسلام خارج نشود و موجب رشد و توسعه اقتصادی کشور گردد و مایه زیان جامعه نشود مورد حمایت قانونی جمهوری اسلامی است. تفصیل ضوابط و قلمرو و شرایط هر سه بخش را قانون معین میکند. قانون اساسی در این اصل بر اقتصاد سهبخشی (دولتی، تعاونی و خصوصی) تأکید دارد. این ساختار میتواند بستری برای رشد پایا و با ثبات فراهم کند، به شرط آنکه مدیریت صحیح و نظارت کافی وجود داشته باشد. اصل ۴۸: در بهره برداری از منابع طبیعی و استفاده از درآمدهای ملی در سطح استانها و توزیع فعالیتهای اقتصادی میان استانها و مناطق مختلف کشور، نباید تبعیض در کار باشد، به طوری که هر منطقه فراخور نیازها و استعداد رشد خود، سرمایه و امکانات لازم در دسترس داشته باشد. این اصل به توزیع عادلانه منابع میان مناطق مختلف کشور تأکید دارد. رعایت این اصل میتواند به تحقق رشد فراگیر و کاهش شکافهای منطقهای کمک کند. اصل ۵۰: در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی میگردد. از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن، که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیرقابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است. در این اصل، حفاظت از محیط زیست بهعنوان وظیفهای عمومی مطرح شده است. این نکته نشاندهنده اهمیت رشد پایا و حفظ منابع طبیعی برای نسلهای آینده است. همینطور که متوجه شدید موارد کاملی در قانون اساسی ذکر شده اما با وجود این اصول، همچنان اقتصاد ایران با چالشهای جدی مواجه است که تحقق رشد پایا، فراگیر و با ثبات را دشوار کرده است. برخی از این چالشها عبارتند از: وابستگی به نفت: اقتصاد تک محصولی باعث شده تا نوسانات قیمت نفت تأثیر مستقیمی بر اقتصاد کشور بگذارد. اقتصاد ایران به دلیل اتکای شدید به صادرات نفت و گاز، در برابر نوسانات قیمت جهانی این محصولات بسیار آسیبپذیر است. برای مثال، تحریمهای اقتصادی و کاهش تقاضای جهانی برای نفت در سالهای اخیر منجر به کاهش شدید درآمدهای ارزی و کسری بودجه شده است. این موضوع توانایی دولت در تأمین هزینههای عمومی، مانند توسعه زیرساختها و حمایت از اقشار ضعیف را محدود کرده است. در حالیکه سرمایهگذاری در بخشهایی مانند فناوری اطلاعات، کشاورزی مدرن، و گردشگری میتواند وابستگی به نفت را کاهش دهد. نابرابری اقتصادی: توزیع ناعادلانه درآمدها و فرصتها یکی از مهمترین موانع رشد فراگیر است. که در ایران یکی از مشکلات پایه ای در اقتصاد است. به عنوان مثال، در حالی که بخشهایی از تهران و کلانشهرهای دیگر از امکانات رفاهی بالا برخوردارند، بسیاری از مناطق محروم کشور، بهویژه در استانهایی مانند سیستان و بلوچستان و کردستان از فقر گسترده و بیکاری رنج میبرند. این شکاف اقتصادی باعث افزایش مهاجرت داخلی و کاهش اعتماد عمومی به دولت شده است. کشورهایی مانند کانادا با اجرای سیاستهای رفاهی گسترده، ارائه آموزش رایگان، خدمات بهداشتی عمومی، و نظام مالیاتی عادلانه توانستهاند این نابرابری را کاهش دهند. که در کشورمان ایران، تقویت زیرساختهای آموزشی و بهداشتی در مناطق کمتر توسعهیافته میتواند توزیع ثروت و فرصتها را عادلانهتر کند. سیاستهای عدالتمحورمثل: تخصیص بودجه به مناطق محروم، ایجاد فرصتهای شغلی و تقویت خدمات عمومی میتواند نابرابری اقتصادی را کاهش دهد. مشکلات زیستمحیطی: تخریب منابع طبیعی و آلودگی محیط زیست تهدیدی جدی برای رشد پایا محسوب میشود. ایران با مشکلات زیستمحیطی جدی مواجه است که توسعه اقتصادی و کیفیت زندگی را تهدید میکند. برای مثال کاهش منابع آبی: استخراج بیرویه از سفرههای زیرزمینی باعث خشکی دریاچهها و تالابها (مانند دریاچه ارومیه) شده است. آلودگی هوا: شهرهای بزرگی مانند تهران، اصفهان و اهواز، به دلیل استفاده از سوختهای فسیلی آلوده و افزایش خودروها دچار بحران آلودگی هستند. تخریب جنگلها و مراتع: برداشت بیرویه از منابع طبیعی باعث کاهش تنوع زیستی و تهدید اکوسیستمهای کشور شده است. در مقابل، هستند شورهایی که توانسته با استفاده از انرژیهای تجدید پذیر، مانند انرژی خورشیدی و بادی، و سیاستهای سختگیرانه زیستمحیطی، نه تنها آلودگی را کاهش دهد بلکه رشد اقتصادی خود را نیز پایدار کند. بنابراین برای ایران، حرکت به سمت انرژیهای پاک و مدیریت منابع آبی باید به عنوان اولویت در نظر گرفته شود. عدم ثبات اقتصادی: تورم دو رقمی، کاهش ارزش ریال، رکود و تأثیر مستقیم تحریمهای بینالمللی از جمله عواملی هستند که باعث عدم ثبات اقتصادی ایران شدهاند. این مشکلات نه تنها توانایی دولت در جذب سرمایهگذاری خارجی را کاهش دادهاند بلکه باعث شدهاند بسیاری از کارآفرینان داخلی سرمایههای خود را به خارج از کشور منتقل کنند. برای مقایسه، سنگاپور، که در دهه ۱۹۶۰ از نظر منابع طبیعی فقیر بود، با اجرای سیاستهای شفاف اقتصادی، کاهش فساد و تشویق سرمایهگذاری خارجی، به یکی از پایدارترین اقتصادهای جهان تبدیل شد و اگر ایران بتواند سیاستهای اقتصادی شفاف و مناسبات بینالمللی بهتری برقرار کند، میتواند مسیر مشابهی را طی کند. تا اینجا بخش مالی را بررسی کردیم و حالا میپردازم به ابعاد فرهنگی و اجتماعی در اقتصاد پایا و فراگیر: باید در نظر داشته باشیم که اقتصاد تنها به شاخصهای مالی محدود نمیشود و تأثیرات فرهنگی و اجتماعی نیز نقش کلیدی در پایداری اقتصادی دارند. برخی از این ابعاد عبارتند از: آموزش و فرهنگسازی: توسعه اقتصادی پایا نیازمند نیروی کار تحصیلکرده و آگاه است. سرمایهگذاری در آموزش و فرهنگسازی میتواند به رشد اقتصادی کمک کند. مسئولیت اجتماعی شرکتها: شرکتها باید علاوه بر سودآوری، به مسئولیتهای اجتماعی خود نیز پایبند باشند. این رویکرد میتواند به تقویت اعتماد عمومی و پایداری اقتصاد کمک کند. نقش خانواده: خانواده بهعنوان بنیان جامعه نقش مهمی در شکلدهی به رفتارهای اقتصادی افراد دارد. حمایت از خانوادهها میتواند تأثیر مثبتی بر رشد اقتصادی داشته باشد. اما نکته کلیدی که ما در حال حاضر بسیار از نبود آن رنج میبریم نقش سیاستگذاری در تحقق اقتصاد مطلوب. سیاستگذاری هوشمندانه و متوازن نقشی کلیدی در تحقق اهداف اقتصادی دارد. برخی از محورهای سیاستگذاری شامل موارد زیر هستند: حمایت از تولید داخلی: سیاستهای مالیاتی و تعرفهای باید به نحوی تنظیم شوند که تولید داخلی تقویت شود. کنترل تورم: سیاستهای پولی و مالی باید بهگونهای طراحی شوند که ثبات قیمتها حفظ شود. جذب سرمایهگذاری خارجی: ایجاد محیطی امن و شفاف برای سرمایهگذاران میتواند منابع مالی لازم برای رشد اقتصادی را فراهم کند. نکاتی را که تا اینجا با هم بررسی کردیم مواردی بودند که چنانچه بطور صحیح و کامل در هر کشوری اجرا بشوند میتوانیم شاهد پیشرفت و موفقیت آن جامعه باشیم. اما برای جمع بندی مواردی را که بعنوان راهکار میتوان در نظر گرفت را بطور اختصار بیان میکنم که میتوان با اجرایی شدن آنها از این مخمصهایی که در حال حاضر با آن مواجه هستیم رها شویم جدای از عبور از جمهوری اسلامی. برای رسیدن به اقتصادی پایا، فراگیر و با ثبات، لازم است اقدامات زیر در دستور کار قرار گیرد: تنوعبخشی به اقتصاد: کاهش وابستگی به نفت و توسعه صنایع دیگر، از جمله فناوری، کشاورزی و گردشگری. تقویت بخش خصوصی: حمایت از کارآفرینی و کاهش موانع کسبوکار میتواند به ایجاد اشتغال و رشد فراگیر کمک کند. سرمایهگذاری در آموزش و بهداشت: این اقدامات موجب افزایش بهرهوری نیروی کار و بهبود کیفیت زندگی مردم میشود. حفاظت از محیط زیست: اجرای سیاستهای زیستمحیطی کارآمد برای تضمین پایداری منابع طبیعی ضروری است. تقویت نهادهای نظارتی: مبارزه با فساد و شفافیت در مدیریت اقتصادی از ارکان اصلی رشد با ثبات هستند. توسعه مناطق محروم: رفع نابرابریهای منطقهای با سرمایهگذاری در زیرساختها و آموزش میتواند به رشد فراگیر کمک کند. تقویت تعاملات بینالمللی: همکاری با دیگر کشورها در زمینه تجارت، فناوری و سرمایهگذاری میتواند ثبات و پایداری اقتصاد را افزایش دهد. در پایان رشد اقتصادی پایا، فراگیر و با ثبات نه تنها یک آرمان، بلکه یک ضرورت برای آینده کشور است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصول و راهکارهای مناسبی برای تحقق این هدف ارائه داده است. با این حال، برای دستیابی به این اهداف، نیازمند اجرای مؤثر این اصول و رفع موانع ساختاری هستیم. باید با تلاش و همت جمعی، دست در دست یکدیگر، آیندهای روشن برای کشورمان بسازیم؛ آیندهای که در آن نه تنها به رشد اقتصادی دست مییابیم، بلکه این رشد را در سایه عدالت، پایداری و ثبات به نفع همه مردم به کار میگیریم.
بخش 3: خانم مریم رمضانپور سخنرانی خود را با موضوع جراحی تطبیق جنسیت افراد ترنس: (فرصتی برای زندگی دوباره یا آغاز چالشهای جدید) ایراد کردن:امروز فرصتى پیش آمد تا در مورد یکی از موضوعات بسیار حساس، پیچیده و در عین حال مهم در جامعه انسانی صحبت کنیم. تغییر جنسیت، به عنوان یکی از مسائلی هست که بهطور مستقیم با هویت فردی، حقوق بشر، و سلامت روانی و جسمی افراد ترنس در ارتباط است، و تأثیرات گستردهای بر زندگی این افراد و جامعهای که در آن زندگی میکنند دارد. امروز به این موضوع از چند جنبه نگاه می کنیم: ابتدا مفهوم و فرآیند تغییر جنسیت را بررسی خواهیم کرد. سپس به وضعیت جراحی تغییر جنسیت در ایران میپردازیم و آن را با سایر کشورها مقایسه میکنیم. در نهایت، چالشها و فرصتهای پیش روی افراد ترنس را تحلیل خواهیم کرد و خواهیم دید که آیا این جراحیها واقعاً آغاز یک زندگی جدید است یا آغازی برای مجموعهای از چالشهای تازه. تغییر جنسیت فرآیندی پزشکی، روانشناختی و اجتماعی است که هدف آن کمک به افراد برای تطبیق جنسیت خود با هویت درونیشان است. این فرآیند معمولاً برای افرادی انجام میشود که با مشکلی به نام دیسفوریای جنسیتی مواجهاند. دیسفوریای جنسیتی به معنای آشفتگی و ناراحتی عمیقی است که فرد به دلیل ناهماهنگی بین جنسیت تعیینشده در زمان تولد و جنسیت هویتی خود احساس میکند. این افراد ممکن است از لحاظ روانی و اجتماعی تحت فشارهای سنگینی قرار گیرند و حتی خطر افسردگی یا آسیب به خودشان را تجربه کنند. بنابراین، تغییر جنسیت برای این افراد میتواند نه تنها یک گزینه درمانی، بلکه یک ضرورت باشد. افراد ترنس در ایران از حقوق محدودی برخوردارند و با تبعیضهایی از سوی حکومت جمهوری اسلامی ایران و جامعه روبرو هستند. با این حال، برخلاف بسیاری از کشورهای اسلامی، عمل تطبیق و بازتایید جنسیت برای افرادی که در جلسات مشاوره تایید شوند و توانایی پرداخت هزینههای آن را داشته باشند، در ایران مجاز است. این جراحیها حداقل از دهه ۱۳۰۰ خورشیدی در ایران انجام میشده است. در آن دوران، این موضوع در جراید ایران نیز بازتاب داشت، اما در دولت شاهنشاهی سیاست مشخصی برای حمایت از افراد ترنس وجود نداشت. پس از انقلاب اسلامی طبق فتوای خمینی که در سال ۱۳۴۳، در تحریرالوسیله مبنی بر مجاز بودن تغییر جنسیت، راه را برای افراد ترنس هموار کرد. از اواسط دهه ۶۰، این عمل به صورت رسمیتر مورد توجه قرار گرفت و تسهیل شد. طبق ماده ۹۳۹ قانون مدنی ایران، اگر در شخص میانجنسیتی علائم جنسی بر علائم جنسیتی دیگر غالب باشد، شخص تابع احکام جنسیتی است که علائم آن در او غالب است. همچنین ایران در حال حاضر تعداد بیشترین جراحی تطبیق جنسیت نسبت به بسیاری از کشورهای اروپایی انجام میدهد. این موضوع به دلیل عوامل مختلفی از جمله فشار اجتماعی، اجبار همجنسگرایان به تغییر جنسیت، و نبود حمایت قانونی و اجتماعی برای افراد ترنس است. جمهوری اسلامی ایران همچنان هویت ترنس را به عنوان یک اختلال روانی طبقهبندی میکند. این بدان معناست که افراد ترنس نه تنها برای جراحی بلکه برای زندگی روزمره خود نیز با فشارهای زیادی مواجه هستند. در نظام حقوقی ایران، برخی مواد قانونی بهطور مستقیم به وضعیت و حقوق افراد ترنس پرداختهاند: طبق قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۱۳۹۱، افراد متقاضی برای تغییر جنسیت باید به دادگاه خانواده مراجعه کرده و مجوز لازم را دریافت کنند. فقه شیعه، که قوانین جمهوری اسلامی ایران بر اساس آن تدوین شده است، جنسیت حقیقی افراد را مبنای وظایف شرعی و حقوقی قرار میدهد. بر این اساس: زن ترنس، به عنوان یک زن از ارث بهرهمند میشود. در مسائل مربوط به محرمیت نیز جنسیت حقیقی ملاک عمل است. اما در کنار این قوانین، مشکلات عمدهای همچنان باقی است. جمهوری اسلامی ایران هویت ترنس را به عنوان یک اختلال روانی طبقهبندی کرده و هیچ قانونی برای حمایت از افراد ترنس در برابر انگزنی و جنایات ناشی از تنفر وجود ندارد. عمل تطبیق و بازتایید جنسیت، فرآیندی بسیار پیچیده است که مراحل مختلفی را دربر میگیرد: 1: ارزیابی روانپزشکی: فرد ابتدا باید توسط روانپزشک تایید شود. سپس این تاییدیه توسط روانپزشک پزشکی قانونی بررسی و نهایی میشود. و پس از دریافت تاییدیههای روانپزشکی، فرد باید از دادگاه مجوز قانونی برای جراحی بگیرد. و پس از صدور مجوز، مراحل درمانی شامل جلسات مشاوره، هورموندرمانی، و در نهایت جراحی انجام میشود. این مسیر، علاوه بر پیچیدگیهای قانونی و پزشکی، از لحاظ اجتماعی نیز چالشبرانگیز است. فشارهای اجتماعی سنگینی بر افراد ترنس وارد میشود تا هویت خود را پنهان کنند. که خوب مثلا بسیاری از افراد ترنس، به دلیل تبعیضهای خانوادگی یا اجتماعی، مجبور به زندگی در انزوا میشوند. در مواردی، افراد همجنسگرا به اجبار تحت فشار قرار میگیرند تا تغییر جنسیت دهند، زیرا جمهوری اسلامی ایران رفتار همجنسگرایانه را غیرقانونی میداند. جوامع آنلاین ترنس به شدت توسط حکومت نظارت و سانسور میشوند و افراد ترنس به طور معمول از سوی نیروهای انتظامی دستگیر میشوند. حال باید دید آیا تغییر جنسیت آغاز یک زندگی جدید است یا آغازی برای چالشهای تازه؟ برخی ممکن است تصور کنند که جراحی تغییر جنسیت پایانی برای تمام مشکلات فرد ترنس است. اما حقیقت این است که این جراحیها تنها بخشی از مسیر طولانی این افراد است. تغییر جنسیت برای بسیاری از افراد ترنس نقطه عطفی در زندگیشان محسوب میشود. این افراد با طی مراحل طولانی و دشوار، امید دارند که پس از جراحی و تطبیق جنسیت، زندگی جدیدی را آغاز کنند. اما آیا این پایان مشکلات است؟ یا باید انتظار چالشهای جدیدتری را داشت؟ در بسیاری از جوامع، از جمله جمهوری اسلامی ایران، افراد ترنس پس از جراحی همچنان با نگاههای تحقیرآمیز و انگهای اجتماعی مواجهاند. این تبعیضها ممکن است در محیطهای عمومی، محل کار، و حتی در تعاملات خانوادگی تجربه شود. مثال: فردی که به تازگی تغییر جنسیت داده است، ممکن است در مصاحبه شغلی رد شود یا از محیط کار اخراج گردد، زیرا جامعه هنوز آمادگی پذیرش او را ندارد. بسیاری از افراد ترنس پس از جراحی با احساسات پیچیدهای روبهرو میشوند. از یک سو، احساس رضایت از هویت جدید و تطبیق جنسیتشان را دارند، اما از سوی دیگر، فشارهای اجتماعی و فرهنگی میتواند منجر به افسردگی و اضطراب شود. برخی افراد ممکن است به دلیل عدم پذیرش از سوی خانواده و دوستان، احساس کنند که از جامعه طرد شدهاند. سندرم افسوس پس از جراحی: در موارد نادر، برخی افراد پس از جراحی به دلیل عدم آمادگی روانی یا انتظارات غیرواقعی دچار پشیمانی میشوند. هزینههای تغییر جنسیت بسیار بالا است و بسیاری از افراد ترنس مجبورند برای تأمین هزینههای جراحی و درمان، از پسانداز خود استفاده کنند یا حتی بدهکار شوند. علاوه بر این، تبعیض در محیط کار باعث میشود افراد ترنس برای یافتن شغل مناسب دچار مشکل شوند. افراد ترنس در ایران اغلب با نرخ بیکاری بالاتری نسبت به دیگران مواجهاند. پس از جراحی، فرآیند تغییر مدارک هویتی ممکن است طولانی و دشوار باشد و این موضوع در اشتغال و تعاملات اجتماعی آنها تأثیرگذار است. در ایران، تغییر جنسیت به رسمیت شناخته شده است، اما هیچ قانون مشخصی برای حمایت از افراد ترنس در برابر جنایات ناشی از تنفر، تبعیض یا خشونت وجود ندارد. مثال: فردی ممکن است در محیط کار یا دانشگاه مورد تمسخر و آزار قرار گیرد، اما به دلیل نبود قوانین حمایتی، نمیتواند بهطور مؤثر از خود دفاع کند. عمل تطبیق جنسیت یک جراحی پیچیده است و مانند هر جراحی دیگری ممکن است عوارض جسمانی به همراه داشته باشد: 1: عفونتها یا مشکلات ترمیم زخم. 2: دردهای مزمن یا نارضایتی از نتیجه جراحی. 2: نیاز به جراحیهای تکمیلی برای بهبود نتایج. چالشهای خانوادگی و فرهنگی: حتی اگر فرد ترنس موفق به جراحی شود، ممکن است از سوی خانواده و جامعه کوچک خود پذیرفته نشود. مثال: والدینی که از اعلام تغییر جنسیت فرزند خود به اقوام و آشنایان هراس دارند و او را مجبور میکنند در مراسمهای خانوادگی به صورت مخفیانه شرکت کند. بسیاری از چالشها پس از جراحی تغییر جنسیت ناشی از کمبود آگاهی عمومی و نبود حمایتهای قانونی است. اگر جامعه بتواند افراد ترنس را همانطور که هستند بپذیرد و حمایتهای حقوقی و اجتماعی برای آنها فراهم شود، این مسیر کمتر دشوار خواهد بود. ما بهعنوان اعضای جامعه، وظیفه داریم تا با آگاهی و پذیرش، محیطی حمایتی برای این افراد ایجاد کنیم. تنها در این صورت است که تغییر جنسیت به معنای واقعی کلمه میتواند آغازی برای یک زندگی جدید با برخی ممکن است تصور کنند که جراحی تغییر جنسیت پایانی برای تمام مشکلات فرد ترنس است. اما حقیقت این است که این جراحیها تنها بخشی از مسیر طولانی این افراد است.
بخش 4: بحث ازاد با موضوع محرومیت زنان از موسیقی آغاز گردید: خانم محمدی آفقا گفتند: این چالش برای زنان ایران سالهاست ادامه دارد بهعنوان مثال صد سال پیش خانم قمر الملوک بدون حجاب اجباری این تابو را شکست و بعد از ورود خمینی به ایران زنان برای موسیقی منع شدند او گفت که صدای زن تحریک کننده و فریبنده است و هم اکنون هم این محرومیت وجود داشت تا اینکه دختری جوان به نام پرستو احمدی این تابو را شکست. خانم مرضیه علیکرمی گفتند: نافرمانیهای مدنی زنان نقش کلیدی در نگرش جامعه و افزایش پذیرش اجتماعی داشته باشد. وقتی از ابزار موسیقی و نقاشی برای اعتراض استفاده شود باعث میشود که بازتاب گستردهتری داشته باشد و زنان با استفاده از هنر شعر موسیقی فیلم میتوانند باعث تغییر نگرش و باور مردم جامعه شود و جایگزین بسیار خوبی برای اعتراضات خشونتآمیز است. هنر یک زبان انسانی است پس میتواند نه تنها در سطح داخلی بلکه در سطح جهانی هم میتواند تاثیری در سراسر جهان داشته باشد. آقای گلستانجو گفتند: باید در نظر بگیریم که کشورمان ادعای حکومت مذهبی دارد و شفاف از ابتدا موقعیتش را ارائه داده بوده وباید یادآور شوم که بنا بر درخواست جمعی از مردم روی کار آمد بدون اینکه پیامدهای این حکومت را در نظر بگیرند که نتیجه نگرش مردسالار بوده. وقتی کورکورانه نپذیریم میتوانیم خودمان را از خیلی محرومیتها نجات بدهیم. یکی از پیامدهای این محرومیتها باعث تنوع نداشتن هنر و کشف نشدن استعدادهای هنری است و این محرومیتها باعث شده که بسیاری از بانوان بهصورت زیرزمینی فعالیت داشته باشند و این محرومیت فقط برای کشور ایران است و در کشورهایی مثل ترکیه و یا اندونزی که جمعیت زیادی مسلمان در آن زندگی میکنند وجود ندارد.
در پایان مسئول جلسه از همه دستاندرکاران اجرایی، منشی جلسه: خانم نادیا مشرفقهفرخی و مسئولین ضبط صدا و تدوین: آقای پویا حسابی و خانم مرجان شعباننژاد، ادمین: خانم ایراندخت کیا و آقای محمود گلستانی و سایر حضار ومهمانانی که در این نشست همراه بودند تشکر و قدردانی کردند و ختم جلسه را در ساعت 22: 16بهوقت اروپای مرکزی اعلام کردند.
گزارش ویژه کمیته پژوهش، 24 دسامبر 2024
سرور قلیپورسامانی
جلسه ویژه کمیته پژوهش در تاریخ سه شنبه 24 دسامبر برابر با 4 دی ماه 1403 در ساعت 18:00 به وقت اروپای مرکزی با حضور مسئولین و اعضای کمیته، سخنرانان و جمعی از فعالان حقوق بشر و مهمانان دیگر در فضای مجازی اینستاگرام کانون دفاع از حقوق بشر در ایران برگزار گردید. در ابتدای جلسه، آقای خدابنده سامانی مسئول جلسه، ضمن خوشآمدگویی ، با معرفی مهمان جلسه آقای شهریار نقشبندی فعال سیاسی جلسه را آغاز کردند.
آقای نقشبندی در رابطه با موضوع نگاهی به حقوق بشر در تحولات اخیر منطقه اینگونه گفتند: از زمان جنگ جهانی شروع میکنیم. بعد از جنگ جهانی دوم دولتها قدمهایی برای دموکراسی در جهان برداشتند. البته این اقدامات زیاد بزرگ نبود و لی برای آن زمان و آن جامعه قدمهای خوبی بود. حال کمی جلوتر و به منطقه خود میرسیم؛ یعنی به انقلاب سال 57 ایران که مردم امیدوار بودند که با این انقلاب در ایران دموکراسی برقرار خواهد شد. انتظار بعد انقلاب 57 آزادی سیاسی،آزادی بیان و اندیشه، امنیت و رعایت حقوق بشر این بود ولی متاسفانه این امر مححق نشد. بعد از این انقلاب تمام آزادیها و دموکراسی در ایران از بین رفت و جمهوری اسلامی ایران با توجه به حکومت دینی و ایدئولوژی مذهبی خود بزرگترین ناقص حقوق بشر در ایران شد. و در ادامه این ایدئولوژی را در برخی از کشورهای منطقه از جمله عراق، یمن، سوریه، لبنان و. . . . بهصورت مستقیم و غیرمستقیم گسترش داد و در این مناطق نیز باعث تشدید نقض حقوق بشر شد و تا کنون نیز ادامه دارد. ایران بعد از جنگ ایران و عراق که البته به نظر بنده جنگ بین مذهب بود نه کشور که در جنگ تمام شعارها هم حتی مذهبی و دین محور بودند و همین جنگ باعث ثبات و ماندگاری این حکومت گردید. بعد از جنگ نیز بهجای بازسازی مناطق و زیر ساختهای آسیبدیده با ترفند دولت سازندگی باز به سرکوب مردم و نقض حقوق بشر هم در ایران و منطقه پرداختند. جمهوری اسلامی ایران خود به تنهایی از مهمترین ناقضان حقوق بشر در ایران و منطقه تبدیل شده است. جمهوری اسلامی ایران بعد از صدام در عراق نیز از مسائل مذهبی و شیعههای عراق که بعد از صدام جان گرفته بودن نیز برای نقض حقوق بشر استفاده کرد. در ادامه آقای نقشبندی در مورد نقض حقوق بشر و مسائل مربوط به سوریه گفتند: تحولاتی که در سوریه اتفاق افتاده است چون به عوامل زیاد داخلی و خارجی ربط دارد بهطور دقیق نمیتوان آینده سوریه را بیان کرد. ولی تا کنون به دلیل سرکار آمدن یک حکومت اسلامی در این کشور بنده به آینده سوریه خوشبین نیستم؛ زیرا این حکومت اگر بخواهد اسلامی باشد مانند دولت ایران و دیگر حکومتهای اسلامی بسیاری از آزادیها با این روش مغایرت دارند و به طبع دموکراسی در سوریه حاکم نخواهد شد فقط در صورتی که حکومت فعلی ایدئولوژی خود کنار بگذارد در این کشور دموکراسی حاکم خواهد شد. در ضمن در ایران مسئله امنیت ملی را که بسیاری از آن برداشت اشتباهی دارند را دولت ایران دستمایه برای خود قرار داده است در صورتیکه امنیت ملی آزادی سیاسی وآزادی بیان، امنیت، شغل مناسب و رفاه برای مردم جامعه است.
در پایان مسئول جلسه با تشکر از منشی جلسه: خانم سرور قلیپورسامانی و ادمین جلسه خانم: جهانیگلشیخ و مهمان جلسه آقای نقشبندی پایان جلسه را در ساعت 19:00 به وقت اروپای مرکزی اعلام کردند.
گزارش جلسه ویژه کمیته دفاع از حقوق زنان 28 دسامبر 2024
معصومه کریمی
گزارش جلسه ویژه کمیته دفاع از حقوق زنان کانون دفاع از حقوق بشرایران در تاریخ 28 دسامبر2024 مصادف با 8 دی1403 در روز شنبه، ساعت 15:00 به وقت اروپای مرکزی با حضور جمعی فعالان حقوق بشر در فضای مجازی کلاب هاوس کانون دفاع از حقوق بشر در ایران برگزار گردید. در ابتدا مسئول جلسه خانم پروین محمدی افقا ضمن خوشآمدگویی به حاضرین، جلسه را آغاز کردند.
آقای فرجود تقی پور گزارش و تحلیل موارد نقض حقوق زنان درایران آذرماه ۱۴۰۳را ارائه دادند: خبر: روز یکشنبه ۴ آذرماه ۱۴۰۳ یک زن با هویت فریبا ملکی در زندان پارسیلون خرمآباد به اتهام قتل اعدام شد. ۱۱ آذر ۱۴۰۳ حکم اعدام یک زن به نام فرخنده اللهمرادی که پیشتر به قتل متهم شده بود، در زندان مرکزی اصفهان اجرا شد. شنبه ۲۷ آذر نیز یک زن به اسم عفت حامدی در زندان ساری اعدام شد. وی از چهار سال پیش به اتهام قتل همسرش بازداشت و سپس توسط مراجع قضایی به اعدام محکوم شده بود. این موارد متناقض است با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصل ۲۲ حقوق ذاتی و شهروندی، اصل ۳۴ رعایت حقوق انسانی توسط قانون، اصل ۳۹ ارزشهای انسانی و مغایر با اعلامیه جهانی حقوق بشر ماده ۳ حق حیات برای همه، ماده ۸ رعایت حقوق انسانی توسط قانون، ماده ۲۲ حق امنیت اجتماعی. خبر: سکینه ملکی، دبیر آموزش و پرورش و فعال صنفی معلمان در استان گیلان، توسط هیئت تجدیدنظر به بازنشستگی پیش از موعد و تقلیل دو گروه محکوم شد. اتهامات وی اعتراض به عملکرد مدیر مدرسه در قبال ورود نیروهای امنیتی به محیط آموزشی و ارسال گزارش به رسانههای خارجی ذکر شده است. براساس اصل ۲۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تفحص عقاید افراد ممنوع است و هیچکس را نمیتوان به دلیل داشتن عقیدهای خاص مورد تعرض قرار داد. همچنین، اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده ۱۹ بر آزادی بیان و در ماده ۲۳ بر حق هر فرد برای اشتغال و برخورداری از حمایت برابر تأکید دارد. خبر: محبوبه رمضانی مادر پژمان قلیپور و رحیمه یوسفزاده مادر نوید بهبودی، مادران دادخواه اعتراضات آبان ۹۸، به ۱۸ ماه و یک روز حبس محکوم شدهاند. اصل ۲۲ رعایت حقوق ذاتی و شهروندی، اصل ۳۲ عدم توقیف حبس تبعید غیرقانونی و اصل ۳۴ رعایت حقوق انسانی توسط قانون و مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر اصل ۳ حق حیات برای همه، ماده ۸ رعایت حقوق انسانی توسط قانون، ماده ۹ عدم توقیف حبس و تبعید غیرقانونی، ماده ۱۰ حق محاکمه قانونی برای همه در این احکام نقض شده است.
آقای امیر پالوانه درباره روز جهانی همبستگی بشر گفتند:
در سال 2005 مجمع عمومی سازمان ملل متحد بهعنوان بخشی از اقدامات در جهت ترویج اهداف توسعه پایدار، روز بیستم دسامبر29 آذر را بهعنوان (روز جهانی همبستگی بینالمللی) نامگذاری نمود. همبستگی، یا مسئولیت مشترک، آگاهی از منافع، اهداف، معیارها، و همدلیهای مشترکی است که منجر به خلق احساس وحدت در میان گروهها و طبقات میشود و همبستگی به روابط اجتماعیای گفته میشود که مردم را در قالب یک واحد به هم پیوند میدهد و اصطلاحی است که به طور عمده در علم جامعه شناسی و سایر علوم اجتماعی و همچنین در فلسفه و اخلاق زیستی به کار برده میشود. اینکه همبستگی بر چه اساسی شکل می گیرد یا چگونه به عمل درمیآید، در جوامع گوناگون متفاوت است، در جوامع درحالتوسعه ممکن است اساساً مبتنی بر خویشاوندی و ارزشهای مشترک باشد، در حالی که در جوامع توسعهیافتهتر در مورد اساس شکلگیری همبستگی، یا یکپارچگی اجتماعی، نظریههای متعددی وجود دارد. همبستگی یکی از شش اصل منشور حقوق اساسی اتحادیه اروپاست و هر ساله بیستم دسامبر به عنوان روز جهانی همبستگی انسان طی یک مراسم جهانی گرامی داشته می شود. مفاهیم مربوط به همبستگی در بیانیه جهانی اخلاق زیستی و حقوق بشرذکر شده اما به طور دقیق تعریف نشده است و با توجه به افزایش تحقیقات و رشد تولیدات بیوتکنولوژی و زیستپزشکی رسیدن به یک تعریف دقیق از همبستگی در چارچوب نظام سلامت به یک ضرورت تبدیل شده است که این اقدام در جهت تأکید بر اهمیت همکاری و همبستگی میان کشورها، مردم و جوامع در راستای رسیدن به اهداف جهانی بهویژه عدالت اجتماعی و توسعه پایدار صورت پذیرفته است. همچنین اعلام این روز مهم، در جهت اهداف توسعه هزاره نیز میباشد و بر اساس اعلامیه هزاره، هشت هدف توسعه هزاره، کشورها را موظف میسازد برای مبارزه با فقر، بیسوادی، گرسنگی، عدم وجود امکانات آموزشی، نابرابری جنسیتی، مرگ و میر کودکان و مادران، بیماری و نابودی محیطزیست و غیره دست به دست هم بدهند و تلاش نمایند. اهداف توسعه هزاره، آزمونی برای اراده سیاسی به منظور ایجاد مشارکت وسیعتر و عمیقتر است، اهداف توسعه هزاره تنها در صورتی حاصل میشوند که برای میلیاردها انسانی که هدف دستیابی بـه اهداف را تشکیل میدهند، معنیدار، متفاوت و روشن باشند، این اهداف باید به واقعیاتی ملی تبدیل شوند و بـرای گروههای ذینفع اصلی یعنی مردم و دولتها ملموس و شفاف باشند، تحقق این اهداف مستلزم وجود دولتهای توانمند و اثربخش است که بتوانند به تعهدات توسعهای خود عمل کرده و عملکردی عدالت گرانه داشته باشند، لذا آنچه در متن اهداف توسعه هزاره بهعنوان پروژهای الهامبخش جهت همبستگی بینالمللی واضح به نظر میرسد، این است که همکاری جهت رفع مشکلات بشر ممکن نیست مگر با اراده قوی و همکاری و همگرایی تمام کشورهایی که به این اهداف متعهد شدهاند. این اهداف میبایست تا سال 2015 محقق میشد اما نهتنها به دلیل عدم همبستگی میان تمام طرفهای متعهد، این اهداف به نتیجه نرسید، بلکه تجربههای بعدی پس از سال 2015 نیز چندان امیدبخش نبود، از جمله، شروع منازعات و جنگها: عدم همبستگی بینالمللی در جلوگیری از جنگها پس از سال ۲۰۱۵ یکی از مسائل مهم بوده است. عوامل متعددی از جمله منافع متضاد قدرتهای بزرگ، عدم اعتماد میان کشورها و ضعف سازمانهای بینالمللی مانند شورای امنیت سازمان ملل متحد، در این مسئله نقش دارند. این عدم همبستگی نهتنها در پیشگیری از جنگها ناموفق بوده، بلکه به افزایش تنشها و طولانیشدن درگیریها نیز دامن زده است. بهعنوان نمونه، اختلافات ژئوپلیتیکی میان قدرتهای بزرگ و حمایتهای نظامی و سیاسی آنها از برخی گروهها و دولتها، باعث شده که درگیریهایی مانند جنگ یمن، بحران سوریه، جنگ اوکراین، جنگ لبنان، جنگ غزه و درگیریهای اتیوپی بهجای کاهش، تشدید شوند و همچنین، ناکامی دراجرای قطعنامههای سازمان ملل متحد و توافقنامههای صلح، به دلیل عدم اجماع جهانی میان کشورها، نشان میدهد که سازوکارهای موجود برای حل بحرانها اغلب ناکارآمد بودهاند. تغییرات اقلیمی: در سالهای اخیر که اثرات تغییرات اقلیمی بیشازپیش نمایان شده و بالاخره در سال 2016 توافقنامه اقلیمی پاریس امضا شد، بسیاری از کشورها به تعهدات خود در توافقنامه پاریس برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای عمل نکردند و عدم همبستگی و وجود اختلافات سیاسی بین قدرتهای بزرگ مانند ایالات متحده و چین، و همچنین عدم حمایت کافی مالی برای کشورهای درحالتوسعه، تلاشهای بینالمللی را مختل کرد، تا جایی که حتی دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، به دلایل مختلف از جمله عدم همبستگی میان رهبران کشورهای بزرگ، تصمیم به ترک این توافق گرفت . بحران همهگیری کووید-19: یکی از برجستهترین نمونهها در دوران همهگیری کووید-19، عدم همکاری کافی بین کشورها برای توزیع عادلانه واکسن بود که در ابتدا، کشورهای ثروتمند بهسرعت به واکسیناسیون دست یافتند، درحالیکه کشورهای کمدرآمد اغلب به منابع کافی جهت تهیه واکسن برای واکسینه کردن کل جمعیت خود دسترسی نداشتند که این مسئله به ملیگرایی واکسن تعبیر شد و ضعف سیستمهای چندجانبه بینالمللی مانند سازمان بهداشت جهانی و دیگر نهادهای مرتبط را نشان داد. بحران و جنگ داخلی سوریه: طی بیش از یک دهه، جنگ داخلی سوریه نمونهای از نبود همبستگی جهانی میان کشورها برای پایاندادن به یک بحران انسانی بود که بازیگران منطقهای و بینالمللی، اغلب درگیر منافع ژئوپلیتیک خود بودند و نتوانستند برای پایاندادن به این جنگ به راهکاری مشترک برسند که نتیجه آن، ادامه رنج انسانی و افزایش تعداد آوارگان بود. واکنش به بحرانهای بشردوستانه در آفریقا: درگیریها، قحطی و تغییرات اقلیمی باعث ایجاد بحرانهای انسانی گسترده در کشورهای آفریقایی مانند سودان جنوبی، اتیوپی و کنگو شده است. بااینحال، حمایت بینالمللی از این بحرانها بسیار محدود بوده و اغلب تحتالشعاع بحرانهای دیگر مانند غزه و اوکراین قرار گرفته است. بحران غزه: این بحران یکی از نمونههای برجسته شکست در همبستگی بینالمللی است که پیامدهای انسانی و سیاسی فاجعه باری داشته است. از شروع جنگ تاکنون، تشدید محاصره غزه منجر به محدودیت شدید در ورود کالاها، خدمات و افراد شده است. این وضعیت موجب افزایش فقر، ناامنی غذایی و فروپاشی سیستم بهداشت و درمان در این باریکه شده است. درگیریهای نظامی یک سال اخیر و بمبارانهای گسترده باعث شدهاند که سازمانهای بشردوستانه مانند آکسفام و پزشکان بدون مرز گزارش دهند که کمکهای ضروری یا به دست مردم نمیرسد و یا ناکافی است، بیش از ۲ میلیون نفر در غزه از دسترسی به نیازهای اساسی مانند غذا، آب و خدمات درمانی محروم هستند. ناتوانی و عدم همبستگی رهبران بینالمللی در کنترل شرایط انسانی، وضعیت را وخیمتر کرده و موجب تخریب زیرساختها و آوارگی گسترده مردم شده است. اما با وجود مواردی که از عدم همبستگی میان رهبران و تصمیمسازان در عرصه بینالمللی ذکر شد، امید به تغییر در جامعه جهانی و میان جوامع در سراسر جهان، هیچگاه از بین نمیرود، بلکه همواره بیشازپیش تقویت میشود. جوامع، بیش از دولتمردان به یکدیگر احترام گذاشته و در راستای اهداف مشترک و متعالی تلاش و همکاری میکنند. شکلگیری سازمانهای مردمنهاد (NGO) طبیعتاً امیدواریها را جهت افزایش همبستگیهای میان کشورها و جوامع در سراسر جهان را افزایش میدهد. همانطور که تجربیاتی از جمله کمکهای غیردولتی به آوارگان سوری و پوشش سخت حوادث غزه توسط خبرنگاران مستقل، نشان داد که افراد و سازمانهای مردمنهاد، از چارچوبهای سیاستزده همچون سود و منافع و همچنین ملیگرایی دور هستند و در جهت اهداف جهانیتر حرکت میکنند و این مسئله در عصر جهانیشدن تشدید خواهد شد. از جمله مهمترین اقداماتی که در عرصه جهانی با همبستگی سازمانهای مردمنهاد و با کمترین دخالت دولتی صورت پذیرفته، عبارتاند از: جنبش جوانان برای تغییر اقلیم (Fridays for future) – پروژه آب برای همه (Water for all)- کمپین نجات آمازون (Save the Amazon)- کمپین جهانی برای سوادآموزی (Global Literacy Campaign) – پروژه پلهای صلح (Bridges of Peace)- برنامه غذا برای آینده (Food for the Future) – جنبش دسترسی به اینترنت برای همه (Internet for All)- برنامه آموزش برای صلح (Education for Peace). امید است با افزایش تعداد و دامنه نهادهایی که در خارج از چارچوبهای سیاسی و دولتی مرسوم فعالیت میکنند، همبستگی جهانی میان جوامع افزایشیافته و مشکلات افراد در سراسر جهان به یک اندازه دارای اهمیت باشد و نهایتاً بتوان در جهت حل مشکلات بشری در سراسر جهان تلاش کرد و راهکارهای مؤثری ارائه نمود. روز جهانی همبستگی با ایران: دهها شهر جهان در روز ۲۵ ژوییه، صحنهی گردهمایی برای اعلام همبستگی با جنبش حقطلبانه مردم ایران بودند. نهادهای مدافع حقوق بشر، گزارشگران بدون مرز، انجمن جهانی قلم، جودی ویلیامز یا اسقف توتو از حامیان این اقدام هستند. سازماندهندگان روز جهانی اقدام برای حقوق بشر در ایران اعلام کردهاند که این اقدام در دفاع از حقوق بشر مردم ایران و بدون وابستگی به هیچ گروه و برنامهی سیاسی است. به تاکید برگزارکنندگان این روز، هرچند مسائل سیاسی جاری در ایران تنها به دست مردم ایران حل میشود، اما سرکوب خشونتبار حقوق تضمینشده ایرانیان، موضوع فکری همه مردم جهان است. رسیدگی به وضعیت زندانیان و ناپدید شدگان توسط هیاتی از سازمان ملل، آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، پایان گرفتن خشونتهای دولتی و تامین آزادی تجمع، آزادی بیان و مطبوعات، چهار هدف اصلی برای برگزاری این روز است. آمستردام، میدان موزهها:ساعت یک بعد از ظهر روز شنبه، به دعوت کمیته اتحاد برای ایران، مراسمی با حضور تقریبی ۲۰۰۰ نفر در میدان موزههای شهر آمستردام آغاز شد. سخنران ویژهاین گردهمایی، شیرین عبادی، دارندهی جایزه نوبل صلح در سال ۲۰۰۳ بود. گزارشگر دویچهوله ترکیب جمعیت شرکتکننده در مراسم آمستردام را از نظر ظاهر یا گرایشهای فکری، رنگارنگ نامید و شعارهای مرگ بر دیکتاتور، زنده باد آزادی یا دمکراسی را عمدهترین شعارهای جمعیت برشمرد. خانم عبادی که چندی است در کشور هلند به سر میبرد، در یک سخنرانی خواستار اعزام هیئتی از سوی سازمان ملل به ایران شد. وی تاکید کرد که برای پیشگیری از خونینتر شدن وقایع ایران، حتی لازم است دبیرکل سازمان ملل شخصا به ایران سفر کند. خانم عبادی خواستار اتحاد و یگانگی گروههای مختلف ایرانی با یکدیگر در مواجهه با شرایط کنونی شد و از جمعیت خواست شعارهای حاوی مرگ بر. . . . ندهند. درخواست خانم عبادی برای سردادن شعارهای مربوط به زندگی با استقبال بسیار حاضران روبرو شد. برلین، پوتسدامر پلاتس:پوتسدامر پلاتس از مهمترین میدانهای شهر برلین، میزبان حدود ۴۰۰۰ شرکت کننده بود. این مراسم به دعوت انجمن قلم آلمان، سازمان عفو بینالملل، شاخه آلمان و بخش فارسی سازمان گزارشگران بدون مرز برگزار میشد. اولین سخنران این مراسم، دبیرکل عفو بینالملل، شاخهی آلمان بود که در مورد دستگیرشدگان و جان باختگان در ایران حرف زد. پیش از این سخنرانی، پیام ضبط شدهی اسقف توتو پخش شد که خطاب به ایرانیان گفته بود:شما تنها نیستید. پتر اشنایدر، نویسنده معروف آلمانی از سوی سایر نویسندگان این کشور در همبستگی با مردم ایران سخن گفت. در این مراسم، افرادی از خانوادهی کشتهشدگان، زندانیان یا گمشدگان حوادث اخیر، به ذکر جزییات مربوط به مرگ، دستگیری یا ناپدید شدن عزیزان خود پرداختند. حاضران در پوتسدامر پلاتس حوالی ساعت سه بعد از ظهر به سمت دروازهی براندنبورگ رفتند تا در آنجا به جمع دیگری از ایرانیان بپیوندند و محوطه مقابل دروازه براندنبورگ، از روز جمعه محل اجتماع گروهی از زندانیان سیاسی سابق است که برای همبستگی با مردم ایران و زندانیان سیاسی کنونی، اعتصاب غذا کردهاند. این اعتصاب غذا تا روز یکشنبه ادامه خواهد داشت. نمایش تومار بزرگ در پاریس: تظاهرات سراسری ایرانیان در روز شنبه در اعتراض به نتایج اعلام شدهی انتخابات، اعلام همبستگی با زندانیان سیاسی و آزادیخواهان ایرانی، در بیش از۵۰ پایتخت و شهرهای بزرگ دنیا برگزار میشود و این اقدام، بزرگترین حرکت اعتراضی ایرانیان درسی سال گذشته در خارج از کشور می بود.
بحث آزاد با عنوان حقمان را فراموش نکنیم ( فساد در دولت ) آغاز شد: خانم پروین محمدی افقا گفتند: فساد مالی یک مشکل بزرگ در ایران است و بسیار جدی است و غالبا سر ابتدایی آن در سیستم حکومتی گسترده است. از دیدگاه سازمان شفافیت بینالملل، جمهوری اسلامی ایران از نظر فساد داخلی یکی از فاسدترین کشورهای جهان است. تحقیقاتی که با سفارش فرهنگستان علوم با سرپرستی یک محقق و جامعه شناس به نام فرامرز رفیعپور انجام شد مشخص شده است که در حال حاضر فساد مالی بالاتر از تصور سازمان شفافیت بینالمللی بوده است اما در گزارش سالانه سازمان شفافیت بینالمللی در سال ۲۰۲۲ نظام جمهوری اسلامی ایران از لحاظ فساد مالی، در میان ۱۸۰ کشور، رتبه ۱۴۹ را به خود اختصاص داده است. با وجود آنکه نسبت به سال ۲۰۲۱ میتوان گفت ۸ پله سقوط کرده است. اما در واقع این نظری سهل گیرانه و خوشبینانه بوده و واقعیت امر بیشتر این آمار است. در این مافیا های زیاد و سودجویی های زیادی وجود داره که متاسفانه گرداننده آهای بیشتر این مافیاها همان مسئولان دولتی و حتی حکومت است. اینها هستند که با یک سیستماتیک این مافیاها را به وجود آوردهاند و بطور علنی باعث بوجود آمدن این فساد مالی هستند. در ادامه آقای امیر پالوانه به چند مورد فساد های مالی، ارتباطی و جنسی در ایران اشاره کردند بهعنوان مثال فساد در خودروسازی و فساد در بانکها به شهرام جزایری و زنجانی، فساد چای دبش، بانک آینده گان، پروژه غرب تهران( ایران مال )، فساد در سایپا و فساد های بانکی در دوران آقای احمدی نژاد، از بین رفتن دریاچه ارومیه، گم شدن دکل نفتی و در آخر اشاره کردند که تمامی این فسادها برنامهریزیهای مشخص از طرف مسئولین دولتی است برای نابودی ایران و با وجود تمامی ثروت و منابع طبیعی در ایران متاسفانه مردم در شرایط بسیار بد اقتصادی، اجتماعی و روحی در حال حاضر هستند . در ادامه آقای فرجود تقی پور هدف جمهوری اسلامی ایران نابودی ایران و ایرانیان است و از ابتدا با نام دین اسلام وارد شدند و با مردم طوری رفتار کردند که در حال حاضر مردم دین گریز شدند و اعتقادات شان را نیز از دست دادند و بحث فساد از ورود خمینی شروع شد که در اوایل انقلاب تمامی املاک و ثروت افرادی که در ایران کارآفرین بودند مثل صاحب شرکت ایران خودرو را تصرف کردند و یک کمیته تشکیل دادند به نام کمیته مستضعفین که مستقیما زیر نظر خمینی بوده است و این کمیته نه مالیاتی پرداخت می کرده و نه ثروت آن مشخص بوده و درادامه ایشان گفتند تمامی این فسادها باید از طریق شبکههای مجازی و رسانه ها افشاگری شود تا مردم نسبت به این فسادها آگاهتر شوند. در ادامه آقای گلستانجو اشاره کردند که فساد مالی در همه دولتها در سراسر جهان وجود داشته ولی ما باید به دو اصل توجه کنیم . اول اینکه چه عاملی باعث گسترش فساد میشود: 1. ضعف در نظارت و پاسخگویی است 2. نبود شفافیت 3. تراکم قدرت 4. تحریم ها 5. وابستگی ایران به نفت . دوم اینکه چه راه کارهایی برای جلوگیری از فساد وجود دارد: 1. شفافیت در تمامی فرآیندهای دولتی 2. ارائه اطلاعات مالی و عملکرد دولت برای عموم مردم 3. انتخاب درست نمایندگان و رئیس جمهور توسط مردم 4. تقویت نهادهای نظارتی 5. رفع نواقص قوانین و تقویت جامعه مدنی و رسانه ها 6. توسعه دولت الکترونیک.
در پایان مسئول جلسه ضمن تشکر از منشی جلسه: خانم معصومه کریمی و ادمین جلسه: خانم نازی جلالی و مسئول ضبط صدا و تدوین: خانم حدیث خوبرفتار و تمامی شرکت کنندگان، ختم جلسه را در ساعت 17:00 به وقت اروپای مرکزی اعلام کردند.
گزارش جلسه ویژه نمایندگی منطقه جنوب آلمان 25 دسامبر 2024
کوثر ولیزاده
جلسه کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان در تاریخ۲۵ دسامبر ۲۰۲۴ و برابر با ۵دی ماه. ۱۴۰۳ در ساعت ۱۹:۰۰ به وقت اروپای مرکزی درفضای مجازی اینستاگرام کانون دفاع از حقوق بشر در ایران برگزار گردید. خانم ساره استوار، مسئول جلسه ضمن خوش آمدگویی به حاضرین در جلسه، ضمن معرفی مهمان جلسه خانم طاهره جهانبخش جلسه را آغاز کردند.
خانم طاهر جهانبخش فعال حقوق بشر درمورد آپارتاید جنسیتی در ایران صحبت کردند: آپارتاید جنسیتی در ایران است. واژه آپارتاید در اصل برای توصیف نظام نژاد پرستی آفریقای جنوبی به کار میرفت، اما امروزه میتوان آن را برای توصیف تبعیض ساختاری و سیستماتیکی استفاده کرد که علیه گروههای خاص، از جمله زنان، اعمال میشود. در ایران، زنان بهطور سیستماتیک از حقوق برابر محروم هستند، و این تبعیض در ابعاد مختلف زندگی، از حقوق فردی گرفته تا اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، دیده میشود. ۱. تعریف آپارتاید جنسیتی و پیشینه تاریخی. ابتدا بیایید تعریف واضحی از آپارتاید جنسیتی ارائه دهیم. آپارتاید جنسیتی به نظامی گفته میشود که در آن قوانین و سیاستها، بهصورت نهادینه و سیستماتیک، بر مبنای جنسیت تبعیض قائل میشوند و موجب محدودیت در حقوق، فرصتها و دسترسی به منابع میشوند. در ایران، این نظام از سالهای ابتدایی انقلاب ۱۳۵۷ بهطور رسمی شکل گرفت. در قانون اساسی جمهوری اسلامی، با وجود برخی اصول که به ظاهر به برابری اشاره دارد، ساختارهای حقوقی، بخصوص قوانینی که بر اساس فقه اسلامی تنظیم شدهاند، برتری مردان را نسبت به زنان تثبیت کردهاند. ۲. قوانین و مقررات نابرابر. یکی از واضح ترین جلوههای آپارتاید جنسیتی در ایران، قوانین تبعیضآمیز است. برای نمونه: قانون حجاب اجباری، زنان ایران مجبور به رعایت حجاب اجباری هستند، حتی اگر اعتقادی به آن نداشته باشند. این قانون نهتنها آزادی انتخاب پوشش را از زنان سلب میکند، بلکه بامجازاتهای سنگین همراه است. قوانین خانواده: بر اساس قوانین ایران، ریاست خانواده به مرد داده شده است و زنان برای بسیاری از فعالیتها، از جمله خروج از کشور یا اشتغال، نیاز به اجازه همسر یا پدر دارند. شهادت و دیه، در قانون مجازات اسلامی، شهادت زنان معادل نیمی از شهادت مردان است و دیه زن نصف دیه مرد تعیین شده است. حق طلاق و حضانت فرزند: در اغلب موارد حق طلاق در اختیار مرد است و زنان برای گرفتن حضانت فرزندان خود باید با موانع قانونی متعددی روبرو شوند. ۳. تبعیض در عرصههای اجتماعی و اقتصادی. این آپارتاید فراتر از قوانین، به عرصههای اجتماعی و اقتصادی نیز نفوذ کرده است. بازار کار: نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران بسیار پایین است. محدودیتهای فرهنگی و قانونی باعث شده است که بسیاری از زنان نتوانند در بازار کار حضور یابند. حتی در صورت اشتغال، زنان اغلب با تبعیض در حقوق و فرصتهای ارتقا مواجه هستند. آموزش و ورزش: در حوزه آموزش، با وجود پیشرفتهای چشمگیر زنان در دستیابی به تحصیلات عالی، باز هم محدودیتهایی مانند ممنوعیت برخی رشتههای تحصیلی برای زنان وجود دارد. در ورزش نیز، زنان از حق حضور در بسیاری از استادیومها محروماند. ۴. تأثیرات اجتماعی آپارتاید جنسیتی. آپارتاید جنسیتی در ایران نه تنها یک مسئله حقوق بشری، بلکه مانعی بزرگ برای پیشرفت و توسعه کشور است. پایان دادن به این نظام تبعیضآمیز نیازمند تلاش مشترک تمامی اقشار جامعه و حمایت جهانی است. آیندهای که در آن زنان و مردان ایرانی از حقوق برابر برخوردار باشند، آیندهای است که در آن عدالت، آزادی و کرامت انسانی جایگزین تبعیض و نابرابری خواهد شد. آپارتاید جنسیتی نهتنها به زنان، بلکه به کل جامعه آسیب میزند. این نظام تبعیضآمیز،توسعه انسانی را محدود میکند، نادیده گرفتن نیمی از جمعیت کشور مانع از شکوفایی استعدادها و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی میشود. خشونت را تقویت میکند قوانین تبعیضآمیز، خشونت علیه زنان را تقویت کرده و در بسیاری موارد قربانیان را از دسترسی به عدالت محروم میکند. بیاعتمادی اجتماعی ایجاد میکند، تبعیض سیستماتیک باعث میشود که زنان بهعنوان شهروندان درجه دو احساس کنند و اعتماد عمومی نسبت به عدالت و قانون از بین برود. ۵. . مقاومت زنان و جنبشهای برابریخواهانه. با وجود این محدودیتها، زنان ایران هیچگاه در برابر این آپارتاید تسلیم نشدهاند. از انقلاب مشروطه تا امروز، زنان ایرانی برای دستیابی به حقوق برابر تلاش کردهاند. در دهههای اخیر، جنبشهای برابریخواهانه در ایران، از جمله مبارزات علیه حجاب اجباری و فعالیتهای مدنی برای تغییر قوانین تبعیضآمیز، نشاندهنده عزم راسخ زنان برای تغییر وضعیت موجود است. نمونه اخیر این مقاومت، جنبش زن، زندگی، آزادی است که توانست توجه جهانیان را به وضعیت زنان ایران جلب کند و خواستههای آنان برای برابری را به گوش دنیا برساند. ۶. نقش جامعه جهانی و راه حلها. جامعه جهانی میتواند نقش مهمی در حمایت از مبارزات زنان ایرانی داشته باشد. تحریمها و فشارهای دیپلماتیک برای لغو قوانین تبعیضآمیز و حمایت از نهادهای مدنی که برای حقوق زنان فعالیت میکنند، از جمله این اقدامات است. از سوی دیگر، تغییرات بنیادین باید از داخل جامعه ایران آغاز شود. آموزش، آگاهیرسانی و تقویت همبستگی میان زنان و مردان برابری خواه از گامهای اساسی در این مسیر است.
در پایان مسئول جلسه ضمن تشکر ازمنشی جلسه: خانم کوثر ولیزاده ومهمان جلسه و شرکت کنندگان، ختم جلسه را در ساعت ۲۰. ۰۰به وقت اروپای مرکزی اعلام کردند.
گزارش جلسه ویژه کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی 4 ژانویه 2025
ساره استوار
جلسه ویژه کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی در تاریخ ۴ ژانویه ۲۰۲۴ برابر با ۱۵ دیماه ۱۴۰۳ در ساعت ۱۸:۰۰ بهوقت اروپای مرکزی با حضور مهمان برنامه، اعضاء کمیته و جمعی از فعالان حقوق بشردر فضای مجازی اینستاگرام کانون دفاع از حقوق بشر در ایران برگزار گردید. در ابتدا، مسئول جلسه خانم نسرین جهانی گلشیخ ، ضمن خوشآمدگویی و خیرمقدم به حاضرین و مهمان جلسه جلسه را آغاز کردند.
خانم مرضیه علیکرمی در رابطه با تاثیر اقوام و ملل در شکلگیری و رشد جوامع بشری گفتند: تاریخ بشریت از ابتدا تا کنون، شاهد نقش برجسته اقوام و ملل در شکلگیری تمدنها و جوامع مختلف بوده است. هر قوم و ملت، با ویژگیهای فرهنگی، زبانی، اجتماعی و اقتصادی خود، همچون قطعات یک پازل بزرگ، در ساختن جهان امروز سهم داشتهاند. تأثیر اقوام و ملل در روند تکامل جوامع بشری را میتوان در ابعاد مختلفی همچون تبادل فرهنگی، پیشرفتهای علمی، تحولات اجتماعی و سیاسی و غنای هنری و معماری مورد بررسی قرار داد. از زمانهای دور، تبادل فرهنگی بین اقوام و ملل، بهعنوان یکی از اصلیترین عوامل پیشرفت بشر عمل کرده است. این تبادل از طریق مهاجرت، تجارت، جنگها و حتی ازدواجهای میانفرهنگی به وقوع پیوسته است. برای مثال، راه ابریشم بهعنوان مسیری برای انتقال کالاهای تجاری، نقش مهمی در انتقال دانش، هنر و فرهنگ بین شرق و غرب ایفا کرد. بسیاری از دانشها و فناوریهای ابتدایی از شرق به غرب منتقل شد و برعکس، فلسفه و هنر یونانی نیز به شرق رسید. فرهنگها با درهمآمیختن باعث خلق نوآوریهای جدیدی شدند. ترکیب معماری یونانی با سبک اسلامی در دوران خلافت اسلامی نمونهای از این ادغام خلاقانه است. همچنین، تأثیر متقابل فلسفههای شرقی و غربی باعث شکلگیری جنبشهای فکری و فلسفی بزرگی در تاریخ بشر شد. یکی دیگر از وجوه برجسته نقش اقوام و ملل، تأثیر آنها در پیشرفت علمی و تکنولوژیکی بوده است. برای مثال، تمدن اسلامی با ترجمه آثار یونانی و رومی، ضمن حفظ میراث گذشتگان، آنها را بسط داد و به اروپا منتقل کرد. این انتقال دانش، زمینهساز رنسانس در اروپا شد. همچنین، تحولات ریاضی و نجومی در تمدنهای هند و چین تأثیرات شگرفی بر علوم جهانی داشته است. مردم اروپا نیز از طریق سفرهای دریایی و کشف سرزمینهای جدید، علوم جغرافیایی و طبیعی را به شکوفایی رساندند. نقش تبادل بین اقوام در این پیشرفتها غیرقابلانکار است. هر قوم یا ملت، بهمثابه حلقهای در زنجیره تکامل علم و فناوری عمل کرده است. اقوام و ملل مختلف، ساختارهای اجتماعی و سیاسی منحصر به فردی را توسعه دادهاند که بر جوامع دیگر نیز تأثیر گذاشته است. بهعنوان مثال، یونان باستان با ایجاد نظام دموکراتیک، الگویی برای بسیاری از حکومتهای مدرن به وجود آورد. نظام فئودالی اروپای قرون وسطی نیز تأثیر مستقیمی بر شکلگیری ساختارهای قدرت در جهان غرب داشت. در سوی دیگر، نظام قبیلهای بسیاری از جوامع آفریقایی و آسیایی، نقش مهمی در ایجاد اتحادهای محلی و ملی ایفا کرده است. این ساختارها حتی در دنیای مدرن، بهعنوان الگوهایی برای توسعه پایدار مطرح هستند. هنر و معماری بهعنوان بیانگر روح هر قوم و ملت، مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و به جهانیان معرفی شده است. آثار معماری همچون اهرام مصر، تاجمحل هند و کلیساهای جامع اروپا، نمادی از تنوع و در عین حال وحدت هنری انسانها هستند. هنر نیز از این تأثیر بیبهره نبوده است. موسیقی، ادبیات و نقاشی همواره از اقوام مختلف الهام گرفتهاند. موسیقی جز در آمریکا، تأثیری از فرهنگ آفریقایی و اروپایی را بهطور همزمان منعکس میکند و شاهنامه فردوسی، که یکی از شاهکارهای ادبی جهان است، حاصل تلاش یک ملت برای حفظ هویت فرهنگی خود است. با وجود تأثیرات مثبت، تفاوتهای قومی و ملی گاهی منجر به درگیریها و سوءتفاهمها شده است. تاریخ استعمار و جنگهای نژادی، یادآور سوءاستفادههایی است که از این تفاوتها صورت گرفته است. اما از سوی دیگر، همین چالشها فرصتی برای بشر بوده است تا از اشتباهات گذشته بیاموزد و برای همزیستی بهتر تلاش کند. ایران، با تاریخی کهن و تمدنی غنی، نمونهای بارز از تأثیر اقوام و ملل بر رشد و تکامل یک جامعه است. موقعیت جغرافیایی ایران بهعنوان پلی میان شرق و غرب، آنرا به چهارراه تبادل فرهنگی، علمی و اقتصادی تبدیل کرده است. اقوام مختلفی همچون فارس، کرد، بلوچ، ترک، ترکمن و عرب، هر یک با حفظ هویت خاص خود، در غنای فرهنگی و اجتماعی ایران نقش ایفا کردهاند. تنوع فرهنگی در ایران نه تنها باعث خلق ادبیات و هنر غنی شده، بلکه در انسجام ملی نیز نقش داشته است. اشعار حافظ، سعدی و مولانا از اندیشهها و مفاهیم جهانی سخن میگویند که الهامگرفته از تعاملات فرهنگی ایران با سایر اقوام است. علاوه بر این، تأثیرات تمدنهای دیگر همچون یونانیان، رومیان و اعراب در تاریخ ایران مشهود است. دوره اسلامی با ورود علوم و فناوریهای جدید، نقش مهمی در پیشرفت ایران داشت. همچنین، فرهنگ مهماننوازی ایرانی که از تعاملات گسترده با اقوام دیگر سرچشمه میگیرد، به یکی از شاخصههای اصلی جامعه ایرانی تبدیل شده است. اقوام و ملل، همچون اجزای یک پازل، با تعامل و تأثیر متقابل خود، دنیای کنونی را شکل دادهاند. این نقشآفرینی در ابعاد مختلف فرهنگی، علمی، اجتماعی و هنری، بنیانهای جوامع بشری را مستحکم کرده است. در جامعه ایرانی نیز، تنوع اقوام و تعامل با فرهنگهای دیگر، هویت ملی را غنیتر کرده و درسهایی برای همزیستی مسالمتآمیز به همراه داشته است. اگر بتوانیم از این تجربیات بهره بگیریم و بر نقاط مشترک تمرکز کنیم، میتوان آیندهای روشنتر برای بشریت ترسیم کرد؛ آیندهای که در آن تفاوتها به جای مانعی برای پیشرفت، عاملی برای همگرایی و همزیستی خواهد بود.
در پایان، مسئول جلسه ضمن تشکر دستاندرکاران: منشی جلسه:خانم ساره استوار، ضبط صدا و تدوین: آقای سینا اشجعی و همچنین مهمان و شرکتکنندگان جلسه، ختم جلسه را در ساعت ۱۸:۵۳ بهوقت اروپای مرکزی اعلام کردند.
گزارش جلسه ویژه کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان 03 ژانویه 2025
پروین رحمانیآرتیانی
جلسه کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان در تاریخ 03 ژانویه ۲۰۲۵ برابر با ۱۳ دیماه سال ۱۴۰۳ در ساعت 18:00 به وقت اروپای مرکزی در فضای مجازی اسپیستوییتر کانون دفاع از حقوق بشر در ایران برگزار گردید. در ابتدا مسئول جلسه خانم کوثر ولیزاده، ضمن خوشآمدگویی به حاضرین در جلسه، با معرفی مهمان برنامه آقای امیر پالوانه جلسه را آغاز کردند.
آقای امیر پالوانه دررابطه با تقابل نسل دیجیتال و سنتگرایی فرمودند: هویت، مجموعهای از شاخصها و علائم در حوزه مؤلفههای مادی، زیستی، فرهنگی و روانی است که موجب شناسایی فرد از فرد، گروه از گروه یا اهلیتی ازاهلیت دیگر و فرهنگی از فرهنگ دیگر میشود. شناخت ابعاد جدید هویت در دوران کنونی و ایجاد پیوند بین میراث گذشته و هویت جامعه در عصرحاضر از زمینههای مورد توجه در علوم اجتماعی و رفتاری است. امروزه با پیدایش وسایل ارتباطی مختلف مانند رسانهها، موبایل، اینترنت، ماهواره وامکان تغییر در ارزشها و نگرشهای افراد جوان و والدین آنها وجود دارد که از عمدهترین تغییرات هویتی، بحث شکاف نسلی است که ممکن است در یک جامعه بین افراد در نسلهای مختلف قابل مشاهده باشد. شکاف نسلی، دلالت بر وجود منافع و مطالبات و سوگیریهای نامتجانس و ناسازگار در میان نسلها دارد. تفاوت در موقعیتها مثل دانش، گرایش و رفتار معطوف به دو گروه سنی جوان و پیر به شکاف نسلی منجر میشود. بالا بودن شمار جمعیت جوان کشور و تأثیرپذیری از تحوالت بینالمللی بهویژه آنچه که بعد از انقالب در عصر ارتباطات به وجود آمد و روند نوسازی روابط اجتماعی زمینه مساعدی برای رشد شکاف وفاصله نسلی را در خود دارد وهویت اجتماعی-سیاسی افراد جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد و ما ناگزیرهستیم با توجه به تغییرات هویتی و تبعات آن توجه بیشتری به این مسئله داشته باشیم. یکسری از این تغییرات همهجانبه را میتوان در عرصه ارزشهای اجتماعی مالحظه کرد، البته سطحی از تغییرات در جامعه همانند دنیای طبیعی قابل قبول است، اما ا گر حجم و میزان این تغییرات کلان، همه جانبه، ناگهانی و نامتوازن باشد باعث آشفتگی و ازهم پاشیدگی جامعه خواهد شد. در طول چند دهه اخیر، شاهد تحولات پرشتاب و پرسرعتی در کشور بودهایم و همین امر پرداختن به مسئله شکاف نسلی رابه عنوان یک امر قابل پیشبینی، مهم میکند. ایجاد شکاف بین نسلهای مختلف، در جامعه و با توجه به نقش و جایگاه ارزشها چه در سطح خرد و میانه و چه در سطح کلان، تعمق و تأمل جدی صاحبان اندیشه و خردمندان دلسوز جامعه را میطلبد. تفاوتهای ارزشی، فرهنگی،اجتماعی و سیاسی در جامعه غیرقابل انکار هستند. امروزه آنچه با عنوان شکاف نسلها از ناحیه آن احساس خطر میشود؛ گسست تعارضات ارزشی در هویتهای اجتماعی – سیاسی است که اذهان اندیشمندان، برنامهریزان و حتی توده مردم را نگران کرده است. ازآنجاکه جامعه همیشه در مسیری رو به پیشرفت و درحال گذار است، باید توجه داشت که این شکافها و تعارضات تأثیرات مهمی در زندگی انسان و افراد جامعه میگذارد که با توجه به مقتضیات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هر جامعهای این تأثیرات متفاوت خواهد بود. این تفاوت ارزشی و شکاف نسلی را میتوان به خوبی در بین فرزندان و والدین و ازجمله دانشآموزان مشاهده کرد. مسئله شکاف نسلی بین والدین بعنوان نسل دیروز و فرزندان بهمثابه نسل امروز یکی از مهمترین مسائلی است که بر شکلگیری هویت سیاسی-اجتماعی اثرگذار است. به عبارت دیگر تغییر در ساختار روابط میان والدین و فرزندان، هویت سیاسی – اجتماعی نسل جدید را دستخوش دگرگونی بنیادین کرده است. در خانواده معاصر، به دلایل مختلفی همچون افزایش فردگرایی،اهمیت یافتن حقوق فردی، کاهش اقتدار والدین (به ویژه پدر) وافزایش سریع و وسیع ارتباطات جمعی فاصله فرزندان را با والدین بیشتر کردهاند و این امر موجبات دگرگونی در هویت سیاسی اجتماعی نسل جدید را فراهم کرده است. در جوامع مدرن امروزی؛ نسل جدید میخواهد تمام پدیدههای سیاسی و اجتماعی عصر خویش را بر پایه عقل تحلیل کند. نسل امروزی همانند نسل قبل همه چیز را بیچون و چرا قبول ندارد، بلکه میخواهد از تمام پدیدههای سیاسی-اجتماعی همزدایی کند تا با شناخت پوسته اصلی، راه و مسیر آینده خود را مشخص سازد. چنین آگاهی و شعور در نسل جدید برپایه تغییر و تحوالت در نظام معرفتی و سیاسی است که در شکل گیری هویت سیاسی-اجتماعی نسل جدید و نمود آن در رفتارهای امروزی بشریت نقش بسزایی داشته است و دانشآموزان نماد اخیرترین نسل جامعه بیشتر تحت تأثیر نمادهای هویتی جدید هستند. بنابراین بهعنوان جامعه آماری، نمونه مطالعاتی مناسبی هستند. تهران نیز بهعنوان شهری که ازلحاظ ترکیب جمعیتی، نمونههای تیپیک از جمعیت ایران است، مکان مناسبی برای انجام یک مطالعه تجربی پیمایشی در این زمینه است. میان دانشآموزان،تغییراتی که درهویت سیاسیاجتماعی جامعه ازلحاظ شکل و ماهیت نسبت به قبل رخ داده است و شناخت هویتهای جدید امروزی. با توجه به اینکه تکنولوژی یکی از عوامل تاثیرگذار در بروز و ظهور تحولات اجتماعی است میتوان اذعان داشت از آن زمان که رشد تکنولوژیکی در جهان شتاب گرفته و بر ساختارهای جامعه تاثیر میگذارد. فرهنگ و ارزش حاکم بر سیستم اجتماعی را دستخوش تغییر و تحول مینماید، پرداختن به مساله نسلها از موضوعات مهم اندیشمندان به حساب میآید. فاصله نسلی همیشه و از قدیم وجود داشته است بهطوری که نسل جوان باعث نگرانی و دغدغه خاطربزرگسالان خود بوده است. بر روی یک لوح سنگی که از تمدن سومر قدیم به دست آمده، نوشته شده است که: نسل جوان نسلی نظام گسیخته است و این مساله ممکن است که تمدن ما را بر باد دهد. یعنی حدود 550 سال پیش سخن از این بود که جوانان درصدد بر باد دادن دستاوردهای تمدن سومر هستند. تفاوت و فاصله نسلی در همه دورهها وجود داشته است و خاص دوره حاضر نیست چراکه از ابتدا هر نسلی با ویژگی خاص زمانی خویش شکل گرفته و از آنجایی که زمان درگذر است و متوقف نمیشود، فاصله نسلی نیز هم چنان ادامه پیدا میکند و لی هر دوره به شیوه و اندازه خاص خودش و بهطوری که افلاطون اذعان میدارد که:حقیقت این است که بین ما و پدرانمان اختلاف زیادی است و از این بابت شرمساریم اما پدرانمان را سرزنش میکنیم که وقتی ما جوان بودیــم در تربیت ما کاهلی کردنــد و بیشتـر به امور دیگران پرداختند. بنابراین با پذیرش فاصله نسلی باید اذعان داشت که گاه تغییرات اجتماعی فرهنگی طوری شتاب میگیرند که فاصله نسلی را شدت میبخشند و از حالت معقول و طبیعی خود خارج میکنند. ازانقلاب اسلامی تا کنون با چهار نسل مختلف مواجه هستیم: نسل اول کسانی هستند که فضای ذهنی آنان درآستانه انقلاب اسلامی ایران تا حدی شکل گرفته بود و بلوغ عقلی داشتند. اینان امروز به تدریج زندگی را به نسل بعدی واگذار میکنند وتقریبا از بخشهای عمده جریان اجتماعی کنار زده شده وبازنشسته میشوند. نسل دوم نسلی هستند که درآن سالها پانزده یا شانزده ساله بودند نسلی که تقریبا وارد عرصه تعقل شده بودند ومیتوانستند تعقلشان را شکل بدهند وامروز نیز اداره عمومی جامعه را دردست دارند، اینان همان جوانان دیروز هستند که امروز به نسل یقین کننده جامعه تبدیل شدهاند. نسل سوم عده ای هستند که دردوران انقلاب به لحاظ تربیت رسمی در کودکی بودهاند. یعنی کسانی که وارد فضای آموزشی رسمی جامعه نشده بودند و زیر هفت سال بودند. اینان الان جوانان امروز هستند. جوانانی که در سن ازدواج واشتغال قرار دارند وجویای شغل، نام و تمام مواردی هستند که برای یک جوان لازم است. نسل چهارم کسانی هستند که در واقع درآینده تبدیل به نسل خواهند شد ودرحال حاضر کودک هستند. هنوز مراحل جامعهپذیری این نسل کامل نشده با توجه به تعاریفی که از نسل وخصوصیات نسلی به دست آمده حال میتوان به موارد دیگری که مطالعه نسل و مناسبات نسلی را ضروری میسازد پرداخت: شکاف نسلی: دلالت بر وجود منافع ومطالبات و سوگیریهای نامتجانس و ناسازگار از میان نسلها دارد. به نظر میآید که تفاوت در موقعیتها، مثل دانش،گرایش و رفتار معطوف به دو گروه سنی جوان و پیر منجر به شکاف نسلی میشود وانعطافشان بیشتر است. درنتیجه راحتتر میتوان شخصیت آنان را شکل داد. گسست نسلی: با گسست نسلی واقتضائات جوانی وگسست فرهنگی قابل بررسی میباشد. به عبارتی در عرصه گسست فرهنگی، فاصلههای سنی وسالی از بین میرود، یعنی درافراد پیر و میانسال کنشهای جوانان 17-18 ساله به چشم میخورد. اقتضائات سنی نیز به رغم وضع جسمانی و انرژی جوانی وروحیه پیری پوشیده میشود. یعنی گرایشهای فرهنگی موجب دگرگونی گرایشهای طبیعی انسان میشود. گسست نسلها میتواند برمبنای احساس بینیازی واستقلال کامل باشد که در عمل نه تنها منجر به فاصله گرفتن از یکدیگر میشود بلکه به مرز بنـــدی وجدایی کامل میانجامد. درنتـیجـــه پـــدیده انقطاع نسلها شکل میگیرد. تقابل نسلی: وضیعتی است که پس از گسست نسلها به وجود میآید وابتدا از رویکرد منفی یک نسل به نسل دیگر آغاز میشود ، رویکردی که متکی برطرد، مقابله وتخطئه یکدیگر است و در عمل منجر به تعارض، تخاصم و تضاد آنها میشود. معمولا چنین روشی را نسل جوانترعلیه نسل مسنتر ازخود بهکار میگیرند. از بعد اجتماعی، تقابل نسلها در رفتارهایی مانند:هنجارشکنی ،درگیری با مقررات وقوانین و بزهکاری معنا پیدا میکند. همان،110 دراینکه نسلها متفاوت از هم هستند تردیدی نیست اما هنگامی که هریک از موارد فوق پدیدار شود نشان از علائمی میدهد که هوشیاری وتحقیق کارآمد را میطلبد. به هر حال مسلم است که فاصله نسلها قبل از شکاف نسلی اتفاق میافتد و اگر تدابیری برای تعدیل آن اندیشیده نشود به شکاف، گسست وحتی تقابل نسلی خواهد انجامید. فاصله نسلی: این فاصله درغالب تجدد و از طریق اقتباس فناوری، الگوها ونهادهای غربی ظاهر میگردد و تجدد و دگرگونی معیارها علاوه بر تغییرات مختلف اجتماعی که برای این جوامع به همراه آورده است، نسل های مختلف را نیز به لحاظ ارزشی وهنجاری از یکدیگر جدا -ساخته است وبدین گونه بر هوشیاری و وجدان مردم به ویژه نسل جوان در جهان رو به توسعه تاثیر به جای گذاشته است. برگر درسال 1974 ازآن به عنوان تحول و دگرگونی در روشها و فرایندهای نهادی نام برده است. تغییرات اجتماعیاقتصادی همزمان دراین خصوص خود زمینه پیدایی فاصله نسل ها را هرچه بیشتر کرده اند. فناوری ارتباطات و اطلاعات، سیستم تکنولوژیک که دردهه 1990 به اوج خود رسید از دهه 1970 فراهم شده بود تکنولوژی اطلاعات بخاطر تعاملی که میان تکنولوژی وجامعه برقرار نمود بسیار حائز اهمیت است و مطرح شدن سیستم های تکنولوژیک به خاطر دسترسپذیر بودن وهزینه رو به کاهش همراه با افزایش کیفیت، نوعی جهش کیفی را در انتشار در گستره تکنولوژی در کاربردهای نظامی وغیرنظامی نمایش میدهد. بنابراین عصری که درآن قرار داریم به یمن همگرایی ابزارهای ارتباطی و گسترش بیش از پیش تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات به عنوان عصر اطلاعات وارتباطات نام گرفته است. به هر حال حضور تکنولوژی جدید با درهم شکستن مرزها ونفوذپذیر ساختن آنها ،معادلات زمانی ومکانی پیشین را بهم زده است وبا حضوراینترنت وماهوارهها،امواج براحتی حصارها را درمینوردند وشتابان جای خود را در زندگی انسان محکم نمودهاند. واژه جامعه اطلاعاتی وهمچنین عصراطلاعات واقتصاد دانش جامعه ای را توصیف می کنند که برای تولید انواع کالاها وخدمات،وابستگی زیادی به کار برد تکنولوژیک اطلاعات دارد. جامعه صنفی برای افزایش کار بدنی انسانها به نیروی درونی موتورها نیازمند بود اما جامعه اطلاعاتی برای افزایش کار ذهنی نیازمند تکنولوژی کامپیوتر است. تردیدی نیست که یک محور جامعه اطلاعاتی، بزرگراه های اطلاعاتی هستند واین بزرگراهها که اینترنت یکی از محورهای مهم در حال تکوین آن است، از نظر اقتصادی اجتماعی و فرهنگی فضای تازه ای را برای انسانهای معاصر ایجاد میکند. عناصر تازه فضای بدون مرزهای جغرافیایی وسیاسی بالاخره تصویری از انسان حاضر را بدست میدهد. این بزرگراههای اطلاعاتی برارتباط، آموزش، ارتباطات، تفریح و رفاه انسانی موثرند و در حوزه های بسیاری، آگاهی، نگرشها و رفتارهای بشری را تحت تاثر قرار میدهند. بنابراین با توجه به افق جدیدی که پیش چشمان انسان امروزی گشوده شده است میتوان اذعان داشت که جامعه با دانش ومهارت استفاده از تکنولوژی عجین میشود و افراد بصورت فردی و مجزا میتوانند با کسب آگاهی وآموزش درجهت کیفیت زندگـی خود قـدم بردارند.
در پایان مسئول جلسه ضمن تشکر ازمنشی جلسه خانم پروین رحمانی آرتیانی و تمامی شرکتکنندگان و مهمان برنامه، ختم جلسه را در ساعت 18:45به وقت اروپای مرکزی اعلام کردند.
گزارش جلسه ویژه نمایندگی منطقه اروپا 18 ژانویه 2025
نادیا مشرف قهفرخی
جلسه عمومی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران در تاریخ 18 ژانویه 2025 مصادف با 29 دی 1403 در ساعت 00: 18 بهوقت اروپای مرکزی با حضور مسئولین و اعضای کمیته، سخنرانان و جمعی از فعالان حقوق بشر و مهمانان دیگر در فضای مجازی کلاب هاوس کانون دفاع از حقوق بشر در ایران برگزار گردید. در ابتدا مسئول جلسه آقای سپهر رضاییشایان ضمن خوشآمدگویی و خیر مقدم به تمامی حاضرین در جلسه, با معرفی سخنرانان و موضوع سخنرانی آنان جلسه را آغاز کردند.
خانم فروغ فیلی در رابطه با موضوع از خشونت قانونی تا ترس اجتماعی گفتند: تعریف خشونت قانونی یعنی استفاده از زور یا اجبار توسط دولت یا نهادهای رسمی برای اعمال قوانین و مقررات. خشونت قانونی، یکی از ابزارهای اعمال قدرت دولتها، گاه فراتر از کارکرد اصلی خود عمل کرده و به ابزاری برای سرکوب یا ایجاد ترس در میان مردم تبدیل میشود. این امر میتواند تأثیرات مخربی بر روحیه، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی مردم داشته باشد. این خشونت ممکن است شامل بازداشت، محاکمههای ناعادلانه، مجازاتهای شدید و اعمال قوانین سختگیرانه باشد. استفاده از ابزارهایی مانند پلیس، دستگاه قضایی یا قوانین سختگیرانه برای کنترل رفتار شهروندان مثل:سرکوب اعتراضات مسالمتآمیز، اجرای قوانین ناعادلانه که گروههای خاصی را هدف قرار میدهد. اهداف آنها حفظ نظم اجتماعی است، اما گاهی منجر به سوءاستفاده از قدرت میشود. تأثیر خشونت قانونی بر جامعه:۱: ترس اجتماعی است.که شامل: ایجاد احساس ناامنی و بیاعتمادی نسبت به نهادهای رسمی، گسترش سکوت و انفعال در میان شهروندان. 2: تضعیف همبستگی اجتماعی: ایجاد شکاف میان مردم و دولت، تقویت تبعیض و بیعدالتی. 3: تأثیر روانی: افزایش اضطراب و افسردگی در جامعه، کاهش احساس آزادی و امنیت. ابزارها و روشها:ی خشونت هم دستگاههای قضایی و انتظامی، قوانین نابرابر یا تبعیضآمیز، نظارت گسترده و محدودیتهای آزادی بیان است، مانند: حکومتهایی که از قوانین سختگیرانه برای سرکوب مخالفان استفاده کردهاند. سرکوب تظاهرات مسالمتآمیز یا برخوردهای ناعادلانه با گروههای اقلیت. چگونه خشونت قانونی به ترس اجتماعی تبدیل میشود؟ استفاده مداوم از خشونت برای کنترل، باعث ایجاد عادت به ترس در جامعه میشود. مثل انتشار اخبار و تصاویر خشونتآمیز توسط رسانهها. مانند:کشورهایی که قوانین سختگیرانه دارند و شهروندان دائماً تحت نظارت هستند. نهادهایی که از زور برای سرکوب مخالفان استفاده میکنند. مانند اتفاقاتی که در جنبش شکوهمند زن زندگی آزادی افتاد. استفاده مکرر از زور و مجازات، افراد را به احساس بیقدرتی و ناامنی دچار میکند. تصاویر و اخبار مربوط به خشونت قانونی، پیامهای ترسآور را در سطح جامعه گسترش میدهد. ترس از مجازات، موجب خودسانسوری افراد و کاهش فعالیتهای مدنی میشود. مانند اعدامهای ناعادلانه اخیرا و برخوردهای تحقیرآمیز با زنان برای آنچه بی حجابی تلقی میشود. خشونت قانونی با تأثیر بر انسجام اجتماعی باعث ترس شده و ترس باعث میشود افراد از درگیر شدن در مسائل اجتماعی اجتناب کنند.شکاف میان دولت و مردم: اعتماد عمومی به نهادهای رسمی کاهش مییابد. مانند:ایجاد فضای پلیسی در جوامعی که نظارت بیش از حد بر شهروندان اعمال میشود. برخوردهای خشن در جریان اعتراضات عمومی.مانند برخوردهای خشن با اعتراضات پرستاران و معلمان.و غیره. تأثیرات روانی و اجتماعی خشونت قانونی و ترس اجتماعی. کاهش اعتماد میان افراد و نهادهای رسمی. گسترش نابرابری و احساس بیعدالتی. ایجاد شکاف میان نسلها و طبقات اجتماعی. افزایش اضطراب، افسردگی و اختلالات روانی.کاهش امید به آینده.چه راهکارهایی برای کاهش خشونت قانونی و ترس اجتماعی وجود دارد. 1: اصلاحات در نظام قانونی:تصویب قوانینی که حقوق بشر را در اولویت قرار دهد. 2: حذف قوانین تبعیضآمیز و کاهش مجازاتهای خشن. 3: تقویت نظارت مردمی بر نهادهای رسمی. 4: ایجاد سیستمهای نظارتی مستقل. 5: شفافیت در عملکرد نهادها و پاسخگویی آنها به مردم. 6: ترویج فرهنگ مدارا و گفتوگو و آموزش همگانی درباره حقوق بشر و آزادیهای فردی. 7: ایجاد بسترهایی برای گفتوگوی میان دولت و شهروندان. 8: تقویت جامعه مدنی:حمایت از نهادهای مدنی برای پیشگیری از سوءاستفاده قدرت. 9: تقویت فضای عمومی برای مشارکت مردم در تصمیمگیریها. 10: تقویت عدالت اجتماعی: تصویب قوانینی که حقوق همه افراد را بهطور برابر تضمین کند. 11: آموزش عمومی و افزایش آگاهی مردم درباره حقوق و مسئولیتهایشان. 12: شفافیت و پاسخگویی و اطمینان از اینکه نهادهای رسمی در قبال اقدامات خود پاسخگو هستند. 13: تقویت اعتماد: ایجاد ارتباط سازنده میان دولت و مردم. 14: نقش شهروندان در مقابله با ترس و آگاهی از حقوق: شهروندان باید از حقوق خود آگاه باشند و در برابر نقض آنها مقاومت مدنی کنند. 15: همبستگی اجتماعی: تقویت همبستگی و حمایت متقابل میان افراد میتواند ترس را کاهش دهد. 16: استفاده از ابزارهای مدرن:استفاده از رسانههای دیجیتال برای آگاهیبخشی و مستندسازی خشونتهای قانونی. 17: گسترش کمپینهای اعتراضی مسالمتآمیز. با بررسی وضعیت ایران در حال حاضر یکی از بالاترین آمارهای اعدام در جهان را دارد.بر اساس آمارهای سازمان عفو بینالملل، ایران پس از چین دومین کشور از نظر تعداد ادعاها است و در سالهای اخیر، این آمار روندی افزایشی داشته است. این واقعیت هولناک به همراه نقش پررنگ حکومت در اجرای این مجازاتها، نگرانیهای جدی حقوق بشری و اجتماعی را برانگیخته است. از منظر حقوق بشر،مجازات اعدام به عنوان نقض حق حیات، یکی از جدیترین موارد نقض حقوق بشری تلقی میشود. حکومت ایران با استفاده گسترده از اعدام برای جرایمی که گاه نه تنها تهدید جدی برای جامعه نیستند، بلکه حتی با اصول جهانی حقوق بشر همخوانی ندارند، این رویکرد استانداردهای جهانی حقوق بشر را زیر پا میگذارد و عملا نشاندهنده بیاعتنایی به تعهدات بینالمللی ایران است. و در پایان باید گفت که خشونت قانونی میتواند ابزار نظمبخشی باشد، اما سوءاستفاده از آن پیامدهای منفی فراوانی دارد. برای جلوگیری از گسترش ترس اجتماعی، باید بر عدالت، شفافیت و آموزش تأکید کرد. تنها با تقویت، همبستگی و اعتماد میتوان جامعهای امن و پایدار ساخت. جامعهای که با ترس اجتماعی مواجه باشد، از پویایی و پیشرفت بازمیماند. با اصلاح نظام قانونی، تقویت شفافیت، آموزش عمومی و افزایش مشارکت اجتماعی میتوان از اثرات مخرب خشونت قانونی کاست و جامعهای آزاد و ایمن ساخت. آزادی واقعی زمانی محقق میشود که ترس از میان برداشته شود. هیچ قانونی مقدستر از انسانیت نیست وقتی قانون به ابزار خشونت تبدیل شود، عدالت و آزادی قربانی میشوند.
خانم طاهره خطیدیزآبادی در رابطه با موضوع رقص زبان متفاوت گفتند:به نام رقصیدن، اینجا سرزمین وارونههاست، سرزمین شلاق خوردنها، به جرم همان چیزهای خوبی که در بهشت وعدهاش را داده اند، اینجا سرزمین عجایب است، مجازات میشود، هر آنکس که زیباتر بنوازد، قشنگتر بخواند، ظریفتر برقصد، بهجز ایران اشغال شده توسط رژیم جمهوری اسلامی و افغانستان تحت سلطه طالبان، در هیچ جای جهان رقص و شادی جرم نیست، انتخاب آزادانه نوع پوشش جرم نیست، و در هیچ جای دیگر جهان حق و حقوق طبیعی و اولیه زنان و دختران اینگونه پایمال نمیشود. رقص آگاهی، همانطور که از نامش پیداست، رقصی از آگاهی است، آگاهی به حق و حقوقی طبیعی، نافرمانی مدنی است در مقابل رژیمی که اساسش بر جنایت و تزریق اندوه و ناامیدی و یأس است. انتشار حس شادی و امید در جامعهای که به پا خواسته، و بسیاری از زیباترین و شجاعترین فرزندانش در این راه یا زندانی شدهاند یا چشمانشان را از دست دادهاند و یا کشته شدهاند، نه تنها یک فضیلت بزرگ انسانی است، بلکه میتواند یک وظیفه ملی میهنی باشد. رقصیدن مقاومت ملی در برابر جمهوری اسلامی ایران است .فرقی نمیکند کجا، از زندان تا ورزشگاه، از خیابان تا مدرسه هر جا که فقه عبوسترشود، انسان ایرانی را از شاد زیستن، منع کرد، رقص در قالب فرهنگ مبارزه در قلب زندگی روزمره به میدان آمد. رقصیدن هم میتواند یک واکنش طبیعی به فشار محیط باشد و هم میتواند یک کنش هدفمند در راستای به چالش کشیدن نظم ظالمانه. همچنانکه در دوران کرونا، رقص پزشکان و پرستاران برای حفظ ایستادگی و تداوم زندگی در برابر ویروس مرگ بود. در دهه شصت رقص، زبان مقاومت در برابر محدود سازی بود. جمهوری اسلامی ایران با هنر و شادی مشکل داشت، برای همین رقص و شادی خود روش ایستادگی شد. زبان که به الفبا محدود نیست،هر آنچه که میتواند پیام انسان گرفتار در شرایط سخت را به مخاطبهای متعددش انتقال دهد در تعریف زبان میگنجد، برای همین رقص در شرایط تنگنا هم اعلام وجود است و هم ناقل این پیام که هنوز با وجود همه مصیبتها میگوید که من زندهام. به عبارتی رقصیدن در جایی که حاکم ، شاد زیستن را دوست ندارد و بهخصوص در صدد سانسور بر بدن زن است، خود یک کنش مدنی با درجه ای بالا از ارزش ایستادگی است. اگر رقص و هنر نبود، امروز پروژه جمهوری اسلامی ایران در قبرستانی کردن ایران جواب میداد. رقصیدن فرآیندی بود که از همان سالهای آغازین انقلاب در بطن جامعه شکل گرفت و با مقاومت مدنی تداوم یافت و اکنون گسترده شده. اکنون رقصها، در خیابان، در زندان، در جشنها و حتی در لحظات دستگیری، نمادی از این پیام بودند که: ما را نمیتوانید خاموش کنید. زنانی که در میانه پاساژها و خیابانها میرقصند، نماد مقاومت و امید هستند. در جامعهای که شادی و آزادی جرم تلقی میشود، هر گام رقص، فریادی است علیه استبداد و هر چرخش نمادی از اراده برای زنده نگه داشتن رویاها. این زنان به ما یادآوری میکنند که آزادی، حق طبیعی انسانهاست، و هیچ دیواری، هرچند بلند و مستحکم، نمیتواند مقابل اراده جمعی برای تغییر ایستادگی کند. این رقص، فقط یک لحظه ساده نیست؛ این زبان تاریخی ایران برای ایستادگی در برابر سیاهی، مرگ و خفقان است. رقص، صدای جامعهای زنده است، رقصیدن در زندان تنها یک حرکت فردی نیست؛ بلکه روح جمعی یک جامعه معترض را بازنمایی میکند. جامعهای که بهرغم تمام فشارها و سرکوبها، هنوز زنده است، هنوز میخندد، هنوز میرقصد و هنوز مبارزه میکند. از زندان تا خیابان، سوژه ایرانی در حال رقصیدن است، برای انتقال این پیام که روح جمعی جامعه را نمیتوانید نابود کنید و رقص و شادی در اوج بحران، هم خطابی به درون است که بایست و مقاومت کن و هم خطابی به بیرون که زندهام و ایستادگی برای زندگی تداوم دارد. اهمیت رقصهایی که در اماکن عمومی مشاهده شدند و در شبکههای اجتماعی بازتاب یافتند، در این گزاره مهم است که جامعه معترض ایرانی از هر فرصتی برای لوث کردن سیستم سرکوب استفاده میکند. به عبارتی از طریق همین فضاهای شهری است که به سیستم سرکوب پیام میدهد می رقصم و در برابرت، ایستادگی میکنم. این همان تکثیر کنش هایی است که در صورت تداوم، سیستم امنیتی را فرسوده و خسته خواهد کرد. به قول شروین در یکی از آهنگهایش: بعد ما بارون میباره عطر آزادی، پر میشه این خونه از رقص و گل و شادی. رقصیدن در مکانهای عمومی نه تنها شکستن قوانین تحمیلی است، بلکه شکستن دیوارهایی است که سالهاست بر ذهن و قلب مردم سایه انداخته است. همانطور که دیوار برلین با سقوطش پایان یک دیکتاتوری را نوید داد، شکستن دیوارهای ترس و سکوت نیز راه را برای آیندهای روشن باز خواهد کرد. این زنان با جسارت و امید خود به ما نشان میدهند که تغییر ممکن است و شادی، همانقدر که ساده بهنظر میرسد، یک عمل انقلابی است. مردم ما شایسته زندگی در دنیایی آزاد و پر از شادی هستند. آنها سالهاست که از هر فرصتی استفاده کردهاند تا نشان دهند رویای آزادی هنوز زنده است و هیچ قدرتی نمیتواند آن را نابود کند. این زنان با رقصهایشان پیام میدهند که صدای مقاومت هرگز خاموش نمیشود و دیوارهای استبداد دیر یا زود فرو خواهند ریخت. من، خدانور لجهای را اینگونه به یاد میآورم؛ رها و رقصان دور آتشی که قاتلانش را بلعیده و میسوزاند. ما سرانجام شبی، مست و مدهوش و کمی ژولیده، با بدنهای به خون غلتیده، بر مزار شما میرقصیم. اگر هرکدوممان رفتیم، آنکس که مانده بلندتر بخندد و بجنگد. و روز آزادی، به جای همه ما برقصد.
در پایان مسئول جلسه از همه دستاندرکاران اجرایی و منشی جلسه: خانم نادیا مشرفقهفرخی و سایر حضار که در این نشست همراه بودند تشکر و قدردانی کردند و ختم جلسه را در ساعت 38: 18 بهوقت اروپای مرکزی اعلام کردند.
سرکوب اعتراضات مردمی توسط جمهوری اسلامی ایران
اسفندیار سنگری
در سالهای اخیر ایران بارها و بارها صحنه اعتراضات مردمی بوده است که این اعتراضات مردمی با روندی افزایشی روبه رو است که عموما این اعتراضات مسالمتآمیز مردم نسبت به نگرانی، فقر، فساد، بیکاری و نبود آزادیهای سیاسی و اجتماعی اتفاق میافتد. اعتراضاتی که مردم فقط برای احقاق حق خود در راستای براورده شدن خواستههای خود شکل میدهند. اما در مقابل این اعتراضات مسالمتآمیز مردمی یک رژیم دیکتاتور قد علم کرده است. رژیمی که با پرداخت هر بهایی این اعتراضات را سرکوب می کند. جمهوری اسلامی ایران با استفاده از دست نشاندههای خود در کشور از جمله اعضای سپاه پاسداران، بسیج و ماموران انتظامی همیشه در صدد سرکوب افراد در این اعتراضات بوده است. قشر عظیمی از این معترضان جوانان کشور هستند، جوانانی که جز یأس و ناامیدی چیزی در زیر سایه جمهوری اسلامی نتوانستهاند به دست بیاورند. اما رویه جمهوری اسلامی ایران در سرکوب این جوانان در اعتراضات کاملا بر همگان مشهود است. اولین موردی که جمهوری اسلامی ایران همیشه به این افراد نسبت میدهد دشمن خطاب کردن این افراد است، دشمنانی که در توهمات این رژیم، سرکرده دولتهای خارجی هستند البته که نباید این موضوع را هم نادیده گرفت که منفعت جمهوری اسلامی ایران این است که این توهمات همیشگی بیگانگان و دشمنان را برای خود زنده نگه دارد.اما همین دشمن خطاب کردن معترضان دست این رژیم را برای بازداشت، سرکوب و قتل این افراد را باز میگذارد. در سالهای اخیر شاهد کشته شدن معترضان با شلیک مستقیم گلولههای جنگی بودهایم که عمدتا به سمت سر و یا بالا تنه قربانیان شلیک میشود که این موضوع را در اعتراضات اخیر خوزستان به روشنی میتوان دید که در این اعتراضات مسالمتآمیز 8 نفر از هموطنانمان با شلیک مستقیم گلوله به دست جمهوری اسلامی ایران به قتل رسیدند. این بیانگر این موضوع است که جمهوری اسلامی ایران هیچ ترسی از قتل شهروندان کشورمان ندارد. بسیاری از ماموران انتظامی با موتور به معترضان حمله میکنند و آنها را زخمی میکنند و همچنین با استفاده از پرتاب گاز اشکآور سعی در متفرق ساختن معترضان دارند. در همه اعتراضات رخ داده در طی این سالها تلویزیون حکومتی ایران تلاش بر این داشته است که دامنه اعتراضات مردمی را کمرنگ و بیاهمیت نشان دهد و حتی این اعتراضات در سطح کشور را نادیده بگیرد و در جهت سیاستهای حکومتی معترضان را اغتشاشگر بخواند. همچنین مقامهای امنیتی برای درز کمتر اطلاعات به بیرون از کشور در شهرها اختلالات اینترنتی ایجاد میکنند تا معترضان به صورت محدودتری بتوانند این سرکوب ها را به بیرون از کشور مخابره کنند با این حال به محض برقراری دوباره اینترنت در کشور جنایتهای این رژیم به دنیا مخابره میشود. جمهوری اسلامی ایران به قدرت رسانههای اجتماعی پی برده است به همین دلیل همیشه به قطع و اختلال در اینترنت دست میزند تا عریان شدن چهره حقیقی خود را در دنیا به تاخیر بیندازد. عدهای بسیاری زیادی از هموطنانمان در این اعتراضات توسط نیروهای امنیتی دستگیر میشود و سرنوشت این افراد بعد از دستگیری نامشخص است زیرا که این افراد بعد از دستگیری تحت بازجویی و شکنجه های شدید قرار میگیرند بسیاری از این افراد زیر شکنجه جان خود را از دست میدهند و از بسیاری دیگر اعترافات اجباری میگیرند و آنها را در دادگاههای ناعادلانه محکوم به حبسهای طولانی و یا اعدام میکنند و حتی در برخی موارد از برگزاری این دادگاههای از پیش تعیین شده هم چشمپوشی میکنند و مستقیما معترضان را به پای چوبه دار میفرستند. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل 27 حق اعتراض و تجمعات اعتراضی بدون حمل سلاح به رسمیت شناخته شده است. اما از زمان برقراری این رژیم معترضان هیچگاه نتوانستهاند آزادانه خواستههای خود را بیان کنند و کماکان حکومت خواستههای معترضان را نادیده میگیرد و به جای پاسخ به مطالبات مردم و ایجاد فضایی به دور از تنش و درگیری همیشه به شدیدترین شکل ممکن معترضان را سرکوب، ترس و وحشت را در جامعه برقرار میکند و کماکان به قدیمیترین اهرم حکومتی خود یعنی سرکوب، کشتار و ارعاب پناه میبرد. جمهوری اسلامی ایران همیشه اعتراضات مسالمتآمیز معترضان را اغتشاشات قلمداد می کند و با استفاده از این کلمه سرپوشی برای ریختن خون هموطنانمان در راه آزادی و عدالت برای خود درست کرده است. اما مردم ایران از هر زمانی نسبت به گذشته آگاهتر به حقوق خود، با ترسی کمتر و با دستانی خالی در برابر گلولههای مرگبار جمهوری اسلامی ایران با صدایی رساتر از قبل برای احقاق خود ایستادهاند و در راه آزادی از بیعدالتیها قدم برمیدارند.
روز جهانی مذهب
کریم ناصری
روز جهانی مذهب، که هر سال در سومین یکشنبه ژانویه گرامی داشته میشود، روزی برای تأمل در مورد اهمیت آزادی مذهبی و احترام به تنوع دینی در سراسر جهان است. این مناسبت در دهه ۱۹۵۰ میلادی توسط شورای جهانی ادیان بنیانگذاری شد تا فرصتی باشد برای تقویت پیوندهای میانفرهنگی و میانمذهبی. فلسفه این روز بر اصل وحدت میان ادیان استوار است؛ اینکه ادیان مختلف، علیرغم تفاوتهای ظاهری، در تلاش برای ارتقای ارزشهای انسانی، عدالت، و صلح جهانی همسو هستند. این روز به همه ما یادآوری میکند که احترام به باورهای مذهبی دیگران، یکی از پایههای اصلی حقوق بشر است. در جهانی که تنوع دینی و فرهنگی جزء جداییناپذیر جوامع شده است، توجه به اصول آزادی مذهبی میتواند نقش مهمی در کاهش تنشهای اجتماعی و بینالمللی ایفا کند. ایران کشوری است که تاریخچهای غنی از تنوع دینی و فرهنگی دارد. ادیانی همچون زرتشتی، یهودیت، مسیحیت، و اسلام قرنها در این سرزمین ریشه داشتهاند. اما در جمهوری اسلامی ایران، قوانین و سیاستهای حکومتی به شکلی طراحی شدهاند که آزادی مذهبی را بهشدت محدود میکنند و تبعیضهای گستردهای علیه اقلیتهای مذهبی اعمال میشود. مطابق قانون اساسی ایران، تنها اسلام (شیعه دوازدهامامی)، مسیحیت، یهودیت، و زرتشتیگری بهعنوان ادیان رسمی شناخته میشوند. این در حالی است که حتی پیروان این ادیان رسمی نیز اغلب از حقوق برابر برخوردار نیستند. بهائیان، بهعنوان بزرگترین اقلیت مذهبی غیرمسلمان، تحت بدترین فشارها قرار دارند. بهائیان از حق تحصیل در دانشگاهها، اشتغال در بخشهای دولتی و حتی برگزاری مراسم دینی محروماند. بسیاری از آنها بهدلیل باورهای دینی خود بازداشت، زندانی یا حتی اعدام شدهاند. اهل سنت، که حدود ۱۰ درصد از جمعیت ایران را تشکیل میدهند، از حقوق مذهبی خود محروم هستند. آنها اجازه ساخت مساجد در شهرهای بزرگ مانند تهران را ندارند و در بسیاری از مناطق کشور از برگزاری آزادانه مراسم مذهبیشان جلوگیری میشود، علاوه بر این، حضور آنها در مناصب کلیدی سیاسی و مدیریتی نیز عملاً ممنوع است. دراویش گنابادی نیز یکی دیگر از گروههای مذهبی هستند که بهشدت سرکوب میشوند. تخریب اماکن مقدس آنها، بازداشتهای گسترده، و اعمال خشونتآمیز علیه اعضای این جامعه، بهویژه در دهه اخیر، نمونههای آشکاری از نقض حقوق آنهاست. نوکیشان مسیحی نیز با محدودیتهای شدیدی مواجهاند، بسیاری از افرادی که به مسیحیت گرویدهاند، تحت اتهاماتی همچون اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام بازداشت میشوند. برخی از آنها سالها در زندان به سر میبرند یا مجبور به ترک کشور میشوند. مشکل آزادی مذهبی در ایران، علاوه بر سیاستهای حکومتی، در قوانین موجود نیز ریشه دارد. قانون مجازات اسلامی تغییر دین را جرم تلقی میکند و برای ارتداد مجازات سنگینی از جمله اعدام تعیین کرده است. این قانون در تضاد کامل با اصول بینالمللی حقوق بشر، از جمله ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر است که حق تغییر دین یا باور را به رسمیت میشناسد، همچنین تبلیغ دینهای غیرشیعی یا نقد عقاید رسمی حکومت با خطر بازداشت و محکومیت مواجه است. این وضعیت به فضایی منجر شده که در آن اقلیتهای مذهبی، نهتنها از مشارکت برابر در جامعه محروم هستند، بلکه باید برای بقای خود در برابر تهدیدات مختلف نیز مبارزه کنند. نقض آزادی مذهبی در ایران، علاوه بر تأثیرات مخرب داخلی، پیامدهای بینالمللی نیز دارد. سرکوب اقلیتهای مذهبی موجب افزایش فشارهای حقوق بشری بر ایران در مجامع بینالمللی شده و تصویر کشور را در میان افکار عمومی جهان خدشهدار کرده است. علاوه بر این، محدودیتهای مذهبی باعث گسترش نارضایتی در میان گروههای مختلف اجتماعی در داخل کشور شده و تنشهای قومی و مذهبی را تشدید کرده است. روز جهانی مذهب فرصتی است تا به اهمیت آزادی مذهبی و همزیستی مسالمتآمیز تأمل کنیم، در حالی که این روز به جهان یادآوری میکند که تفاوتهای دینی نباید منجر به تبعیض و خشونت شوند، وضعیت ایران نشان میدهد که چگونه نبود آزادی مذهبی میتواند به شکافهای عمیق اجتماعی و سیاسی منجر شود. برای رسیدن به جامعهای عادلانهتر، احترام به تنوع مذهبی و رعایت حقوق اقلیتها باید در اولویت قرار گیرد. این امر نیازمند اصلاح قوانین داخلی، پایان دادن به سیاستهای تبعیضآمیز، و تعهد واقعی به اصول حقوق بشر است. تنها از این طریق میتوان آرمانهای روز جهانی مذهب را در جامعه ایران محقق کرد و قدمی بهسوی صلح و عدالت برداشت.
وکلای در معرض خطر در ایران
ملیکا نوری وفا
وکلای دادگستری بهعنوان مدافعان حقوق شهروندان و نگهبانان عدالت، نقشی بیبدیل در حفظ حاکمیت قانون ایفا میکنند. در جوامعی که فشارهای سیاسی، محدودیتهای قانونی و سرکوبهای سیستماتیک بر فعالیتهای وکلا اعمال میشود، حق برخورداری از دفاع عادلانه برای مردم نیز به خطر میافتد. در چنین شرایطی، وکلا ممکن است بهدلیل تلاشهای خود برای دفاع از حقوق بشر و آزادیهای فردی هدف تهدیدات مختلف قرار گیرند. ایران، بهعنوان کشوری که در آن حساسیتهای سیاسی و امنیتی بسیار بالا است، نمونهای بارز از این وضعیت است .در ایران، فشارهایی که بر وکلا وارد میشود، ریشه در مسائل سیاسی و حقوق بشری دارد. این فشارها طی سالهای اخیر به ویژه در زمانهایی که اعتراضات گسترده به وقوع پیوسته، بهشدت افزایش یافته است. اعتراضات سالهای 1388، 1396، 1398 و 1401 نمونههایی از این تحولات هستند که طی آنها بسیاری از وکلای حقوق بشری به اتهامات امنیتی محاکمه شدهاند و در برخی موارد، تحت بازجوییها و تهدیدات شدید قرار گرفتهاند. علاوه بر آن، قوانینی تصویب شده که اختیارات کانون وکلا را کاهش داده است. این قوانین که بیشتر بهمنظور محدود کردن قدرت و استقلال وکلا طراحی شدهاند، بهطور غیرمستقیم فعالیتهای آنان در پروندههای حساس را محدود کرده و امکان دفاع از حقوق مخالفان و معترضان را کاهش میدهند.وکلا در ایران، اغلب بهویژه در زمینه پروندههای سیاسی و حقوق بشری، نقشی کلیدی ایفا میکنند. آنان در دفاع از زندانیان سیاسی، فعالان مدنی، روزنامهنگاران، اقلیتهای قومی و مذهبی و حتی افرادی که مخالف حکومت هستند، بهعنوان آخرین خط دفاعی در برابر نقض حقوق بشر شناخته میشوند. اما این نقش مهم، آنها را به هدف اصلی تهدیدات و فشارها تبدیل کرده است. در حالی که سیستم قضایی ایران بهطور کلی تحت تسلط قوه قضائیه است که بهطور مستقیم تحت نظارت رهبر جمهوری اسلامی قرار دارد، استقلال وکلا بهطور مداوم مورد تهدید قرار میگیرد. در این فضا، بسیاری از وکلا با مشکلات زیادی در دفاع از موکلان خود مواجه هستند و غالباً از حمایتهای لازم محروم میشوند.در این شرایط، وکلا با تهدیدات فیزیکی و حتی حملات مستقیم روبهرو هستند. برخی از آنان بهدلیل پذیرش پروندههای حساس، مانند دفاع از معترضان یا روزنامهنگاران، از سوی گروههای مختلف تحت فشار قرار گرفته و حتی ممکن است هدف خشونت یا تهدیدهای مرگ قرار گیرند. علاوه بر این، تعدادی از وکلا بهدلیل فعالیتهایشان با تعلیق یا لغو پروانه وکالت مواجه شدهاند. این اقدامات اغلب از سوی کمیسیونهای انضباطی و نهادهای قضائی بهمنظور جلوگیری از فعالیت آنها در پروندههای حساس صورت میگیرد.یکی دیگر از چالشهایی که وکلا در ایران با آن مواجه هستند، شنود و نظارت غیرقانونی بر تماسهای تلفنی و جلسات حرفهای آنها است. این نظارتها که معمولاً از سوی دستگاههای امنیتی صورت میگیرد، بهطور غیررسمی اعتماد عمومی به وکلا را کاهش میدهد و باعث میشود موکلان نتوانند بهطور آزادانه و بدون ترس از جاسوسی، از وکلای خود مشاوره بگیرند. این فشارها نهتنها بر وکلا بلکه بر خانوادههای آنان نیز وارد میشود. بسیاری از خانوادههای وکلا هدف تهدیدات مختلف، از جمله احضار به نهادهای امنیتی، فشار روانی و حتی ممنوعالخروجی قرار گرفتهاند. در این وضعیت، خانوادههای وکلا بهعنوان ابزار فشاری برای کنترل فعالیتهای آنان در نظر گرفته میشوند .در ایران، به دلیل محدودیتهای شدید در عرصه رسانهها و فضای سیاسی بسته، جامعه مدنی نمیتواند حمایتهای لازم را از وکلا به طور مؤثر ارائه دهد. رسانههای مستقل که بتوانند وضعیت وکلا را تحت پوشش قرار دهند، غالباً تحت فشار قرار میگیرند و در بسیاری از موارد، حتی ممکن است بهطور مستقیم از سوی نهادهای امنیتی تهدید شوند. در این فضا، تنها حمایتهای بینالمللی میتواند تا حدی بر وضعیت وکلا تأثیرگذار باشد. سازمانهایی مانند سازمان ملل، دیدهبان حقوق بشر و عفو بینالملل بهطور مداوم خواستار آزادی و حمایت از وکلای ایرانی هستند، اما این تلاشها بهدلیل محدودیتهای دیپلماتیک و فشارهای سیاسی، تأثیر محدودی در بهبود وضعیت آنها داشته است.این وضعیت فشارهای زیادی را بر وکلا و جامعه بهطور کلی وارد کرده است. با سرکوب وکلا و از بین بردن استقلال آنان، نهتنها حقوق فردی وکلا بلکه حقوق شهروندان نیز بهشدت آسیب میبیند. افرادی که نیاز به دفاع قانونی دارند، نمیتوانند بهطور آزادانه از خدمات حقوقی بهرهمند شوند. در نتیجه، دسترسی به عدالت در ایران محدودتر میشود و بسیاری از افراد از پیگیری حقوق خود منصرف میشوند.از سوی دیگر، فشار بر وکلا باعث کاهش اعتماد عمومی به نظام قضائی و افزایش نارضایتی اجتماعی میشود. بسیاری از مردم در ایران بهدلیل نگرانی از سرکوب و تهدیدات، ترجیح میدهند که هیچگونه اعتراضی نسبت به ناعادلانه بودن روندهای قضائی نداشته باشند. این امر به گسترش فرهنگ سکوت و خودسانسوری منجر میشود که در نهایت به کاهش شفافیت و عدالت اجتماعی در کشور خواهد انجامید.
سوء استفاده آقازادهها
سلمان قربانی
سوء استفاده آقازادهها یکی از موضوعات جنجالی و بحثبرانگیز در جامعه ایران است. این مفهوم به فرزندان مسئولان و مقامات اشاره دارد که به استفاده از موقعیت والدین خود برای دستیابی به مزایا و امتیازات غیرقانونی و ناعادلانه میپردازند. این مقاله به بررسی دلایل، پیامدها و راهکارهای مقابله با این پدیده میپردازد. یکی از دلایل ایجاد سوء استفاده فساد است. در برخی موارد سیستمیک، ساختارها و نهادهای دولتی و خصوصی به گونهای طراحی شدهاند که زمینه ساز فساد و سوءاستفاده هستند. از مواردی که میتوان به آن اشاره کرد به وجود آمدن تحریمها علیه دولت جمهوری اسلامی ایران است. جمهوری اسلامی ایران برای دور زدن تحریمها و فروش نفت در بازارهای جهانی مجبور به ایجاد کانالهایی توسط گروههای حامی خود نمود. این گروهها تحت حمایت سپاه پاسداران شامل مسئولان و فرزندان آنها میباشد تشکیل شده است که نمونه بارز آن آقای بابک زنجانی و حسین شمخانی را میتوان نام برد. فرهنگ عمومی: در جامعه هایی که فساد و رانت خواری نهادینه شده است، احتمال سوءاستفاده آقازادهها به شدت افزایش مییابد. وقتی که در یک جامعه سران و مسئولان دولتی در ناهنجاریهای اجتماعی دست داشته باشند در ردههای پایینتر نیز این مشکلات اپیدمی خواهد شد بهطوری که حتی صحبت کردن در آن بدون حس شرمساری در جامعه رواج پیدا خواهد کرد. لازم به ذکر است که فقدان شفافیت در فرآیندهای اقتصادی و اداری، امکان سوءاستفاده را فراهم میکند. به روشنی مشخص است که عدم پاسخگویی به فعالیتهای زیرساختی و اقتصادی دولت از پایههای فساد سیستماتیک میباشد که در آن مسئولان بدون نگرانی از پاسخگویی منابع ملی را هدر میدهند. پیامد آن: ناامیدی عمومی است. سوء استفاده آقازادهها میتواند به سلب اعتماد عمومی از سیستمهای حکومتی و نهادهای رسمی منجر شود.وهمچنین بزرگتر شدن فاصله طبقاتی: این رفتارها معمولا به افزایش فاصله طبقاتی و نابرابریهای اجتماعی منجر میشود و پیامد دیگر ان تضعیف نهادهای دولتی است که در نتیجه این سوء استفادهها، نهادهای دولتی و قانونی تحت فشار قرار میگیرند و اعتبار خود را از دست میدهند. راهکارهای مقابله با این اتفاقات این است: 1: تقویت نظارت: ایجاد سیستمهای نظارتی قدرتمند و مستقل میتواند به کاهش سوء استفادهها کمک کند. با تشکیل این سیستمهای نظارتی مسئولان خود را در جایگاه پاسخگویی خواهند یافت و منابع مالی به صورت شفاف مصرف خواهد شد. 2: افزایش شفافیت : شفافیت در تمامی معاملات و تصمیمگیریها، فضای فساد را تنگتر میکند. 3: آموزش و فرهنگسازی : آموزش اخلاق و مسئولیتپذیری در سطح جامعه و بهویژه در میان فرزندان مسئولان میتواند درازمدت مؤثر باشد. هر شخصی مختار است دارایی خود را بر حسب خواست خود کنترل کند اما وقتی مسئله بیت المال و منابع عمومی مطرح است امانتداری و ایجاد اعتماد اولویت کاری مسئولین و فرزندان آنها میباشد. 4: مجازاتهای سنگین: اعمال شدیدتر مجازاتها برای متخلفان و کسانی که از موقعیت خود سوء استفاده میکنند، میتواند موجب کاهش این رفتارها شود. سوء استفاده آقازادهها یک پدیده دشوار و چندوجهی است که نیازمند توجه جدی و اقدامات مؤثر است. با تقویت نهادهای نظارتی، افزایش شفافیت و ترویج فرهنگ مسئولیتپذیری، میتوان امید به کاهش این پدیده و بهبود شرایط جامعه را داشت. برای نهادینه شدن عدالت و کاهش فساد، لازم است که تمام اقشار جامعه به یکدیگر همکاری کنند و بر اهمیت اخلاق و انصاف در رفتار عمومی تأکید کنند.
بازتاب پیامهای انسانی در کنسرت مجازی پرستو احمدی
الینا کرمبگی
در دنیای امروز که مسائل حقوق بشری همچنان دغدغهای جهانی است، هنر بهویژه موسیقی به ابزاری قدرتمند برای رساندن پیامهای اجتماعی و انسانی تبدیل شده است. یکی از نمونههای برجسته در این زمینه، کنسرت مجازی اخیر پرستو احمدی است که نه تنها تجربهای نوآورانه در هنر موسیقی بود، بلکه بستری برای تأکید بر ارزشهای حقوق بشرفراهم کرد پرستو احمدی، هنرمند پرآوازه، با آثار هنری خود. همواره پیامهای انسانی و اجتماعی را در اولویت قرار داده است. کنسرت مجازی او که به دلیل محدودیتهای ناشی از پاندمی بهصورت آنلاین برگزار شد، به یک رویداد فرهنگی فراتر از موسیقی صرف تبدیل گشت. این کنسرت نشان داد که چگونه میتوان از تکنولوژی برای ترویج ارزشهای انسانی استفاده کرد و در عین حال مخاطبان گستردهتری را در سراسر جهان جذب نمود. در این کنسرت، پرستو احمدی ترانههایی با مضامین عدالت، برابری، و آزادی اجرا کرد. یکی از برجستهترین آثار او به موضوع حقوق زنان و برابری جنسیتی اختصاص داشت. در دنیایی که تبعیضهای جنسیتی همچنان معضل بزرگی است، موسیقی احمدی پژواکی از امید و مقاومت بود. علاوه بر این، او با ترانههایی درباره حقوق کودکان و مهاجران، مسائل مهمی را که امروزه در سرتاسر جهان مورد بحث است، به میان آورد. این اجراها یادآور این نکته بود که هنر میتواند بازتابدهنده صدای کسانی باشد که بهسادگی در جامعه نادیده گرفته میشوند. انتخاب پرستو احمدی برای برگزاری یک کنسرت مجازی نیز بسیار قابل توجه است. این نوع اجرا نه تنها محدودیتهای فیزیکی را از بین میبرد، بلکه امکان مشارکت تعداد بیشتری از مخاطبان را از سراسر جهان فراهم میکند. حضور هزاران بیننده از کشورهای مختلف، نشاندهنده قدرت موسیقی در اتحاد انسانها در مسیر ارزشهای مشترک بود. کنسرت پرستو احمدی نه تنها یک تجربه هنری، بلکه یک حرکت فرهنگی و اجتماعی بود که نشان داد چگونه موسیقی میتواند در حمایت از حقوق بشر و عدالت اجتماعی تأثیرگذار باشد. این اجرا فرصتی برای مخاطبان بود تا تأملی عمیق بر چالشهای جهانی داشته باشند و در عین حال از زیبایی هنر لذت ببرند. پرستو احمدی با استفاده از موسیقی خود نشان داد که یک هنرمند چگونه میتواند فراتر از مرزهای هنر، صدای عدالت و انسانیت باشد و به یکی از نمادهای الهامبخش برای مبارزه با بیعدالتی تبدیل شود. این کنسرت بار دیگر اهمیت هنر در تغییرات اجتماعی و گفتمان حقوق بشری را به ما یادآوری کرد. در دنیایی که پر از بحرانهای اجتماعی و سیاسی است، صدای هنرمندانی چون پرستو احمدی نه تنها الهامبخش، بلکه ضروری است. این کنسرت بار دیگر اثبات کرد که موسیقی میتواند مرزها را درنوردد، قلبها را به هم نزدیک کند و پیام امید را در سراسر جهان طنینانداز نماید کنسرت مجازی پرستو احمدی نه تنها یک تجربه هنری موفق، بلکه نمونهای الهامبخش از بهکارگیری هنر برای تقویت ارزشهای انسانی و اجتماعی بود. این رویداد نشان داد که موسیقی، فراتر از یک ابزار سرگرمی، میتواند به پلی برای گفتمانهای اجتماعی و بستری برای بازتاب مسائل جهانی تبدیل شود .در زمانی که جهان با چالشهای متعددی از جمله تبعیض، بیعدالتی، و بحرانهای انسانی مواجه است، نقش هنرمندان بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. پرستو احمدی با اجرای خود نشان داد که هنرمندان چگونه میتوانند وجدان اجتماعی خود را در آثارشان منعکس کنند و مخاطبان را به تفکر و اقدام تشویق نمایند. موسیقی او نه تنها پیامآور امید و همبستگی بود، بلکه فراخوانی بود برای مخاطبانش تا نسبت به مسائل حقوق بشری حساستر باشند و در مسیر تغییر گام بردارند. تأثیر این کنسرت را میتوان در چندین بعد بررسی کرد. نخست، از بُعد هنری، نشان داد که موسیقی میتواند زبانی جهانی باشد که بدون نیاز به ترجمه، قلبها را به یکدیگر نزدیک کند. دوم، از بُعد اجتماعی، این کنسرت یادآوری کرد که هر فرد، صرفنظر از جایگاه یا شغلش، میتواند نقشی در تقویت ارزشهای حقوق بشر ایفا کند. در نهایت، از بُعد تکنولوژیکی، این رویداد نمایانگر قدرت فناوری در گسترش پیامهای هنری و اجتماعی به فراتر از مرزهای جغرافیایی بود. همچنین، این کنسرت فرصتی بود تا بر اهمیت آزادی بیان در هنر تأکید شود. در جهانی که همچنان سانسور و محدودیتها بر سر راه خلاقیت بسیاری از هنرمندان وجود دارد، کنسرتهایی مانند این، نمایانگر مقاومت در برابر فشارها و تلاشی برای حفظ صدای هنر هستند. در نتیجه، میتوان گفت کنسرت مجازی پرستو احمدی نه تنها یک لحظه تأثیرگذار در موسیقی بود، بلکه گامی در راستای یک جنبش فرهنگی برای حمایت از حقوق بشر به شمار میآید. این رویداد به ما یادآوری کرد که هنر و موسیقی قدرتی بینظیر در ایجاد تغییر دارند و میتوانند به منبع الهامبخشی برای یک جامعه عادلانهتر تبدیل شوند. موسیقی، با تمام زیبایی و تأثیر عمیقش، همچنان ابزاری قدرتمند برای بیان حقیقت، اعتراض به بیعدالتی و حمایت از ارزشهای انسانی باقی میماند. کنسرت پرستو احمدی بار دیگر به ما آموخت که هنرمندان، در عین هنرمند بودن، میتوانند صدای بیصدایان باشند و رسالتی فراتر از دنیای هنر بر عهده بگیرند. این کنسرت یک گام مثبت به سمت دنیایی بهتر بود که در آن همگان بتوانند از حقوق خود بهرهمند شوند و در مسیری برابر و انسانی زندگی کنند.
بعد از سرنگونی تروریستها نوبت رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران است
صادق فرخی قصرعاصمی
خامنهای دیکتاتور در طی چهار دهه گذشته نقش مهمی در تحولات منطقهای و بینالمللی ایفا کرده است. اما در سالهای اخیر، از دست دادن شخصیتهای کلیدی و تحولات سیاسی و نظامی در منطقه، بهطور قابلتوجهی پایههای این نظام دیکتاتوری را تضعیف کرده است. این مقاله به بررسی اثرات خروج یا از دست دادن تروریستهایی مانند قاسم سلیمانی، حسن نصرالله، ابراهیم رئیسی،یحیی سنوار و بشاراسد بر وضعیت جمهوری اسلامی ایران و چشمانداز آینده آن میپردازد.از دست دادن تروریست داخلی مثل قاسم سلیمانی و تأثیرآن بر سیاست خارجی ایران.قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، یکی از مهمترین شخصیتهای نظامی و استراتژیک این رژیم دیکتاتوری بود. او با ایجاد و تقویت گروههای شبهنظامی مانند حزبالله لبنان، حشدالشعبی در عراق و حمایت از گروههای فلسطینی، نقش کلیدی در گسترش نفوذ ایران در منطقه داشت. ترور او در سال ۲۰۲۰ توسط آمریکا، نهتنها ضربهای بزرگ به نیروی تروریستی سپاه پاسداران بود، بلکه بهنوعی توازن قدرت منطقهای را به ضرر ایران تغییر داد. پس از سرنگونی سلیمانی تروریست، خامنهای دیکتاتور نتوانسته است رهبری با همان توانایی و تأثیرگذاری در مدیریت و هماهنگی سیاستهای منطقهای بیابد.ضعف گروههای همپیمان ایران.شخصیتهای تروریستی مانند حسن نصرالله (رهبر حزبالله لبنان)، اسماعیل هنیه (رهبر سیاسی حماس)، یحیی سنوار (رهبر نظامی حماس) و بشار اسد از بازیگران اصلی استراتژی منطقهای خامنهای دیکتاتور محسوب میشدند. در صورت از دست دادن این رهبران، وابستگی و حمایت گروههای همپیمان از ایران کاهش یافته و بهطور بالقوه این گروهها میتوانند مسیرهای مستقلی را دنبال کنند. علاوه بر این، بحرانهای داخلی در لبنان، فلسطین و دیگر مناطق تحت نفوذ خامنهای دیکتاتور موجب شده است که توانایی این گروهها برای حمایت از خامنهای دیکتاتور کاهش یابد.تحولات سوریه و پایان احتمالی دولت بشار اسد دولت بشار اسد در سوریه از مهمترین متحدان استراتژیک خامنهای دیکتاتور در منطقه بهشمار میرفت. کمکهای نظامی و مالی رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران نقش کلیدی در بقای دولت اسد در طول جنگ داخلی سوریه داشته است. با این حال، با سقوط دولت اسد، رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران یکی از مهمترین مسیرهای نفوذ خود به مدیترانه شرقی و همچنین ارتباط مستقیم با حزبالله لبنان را از دست داد. چنین اتفاقی میتواند ضربهای جدی به نفوذ منطقهای رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران وارد کند.چالشهای داخلی در ایران.علاوه بر مشکلات خارجی، رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران با بحرانهای داخلی جدی نیز مواجه است. اعتراضات گسترده مردمی، بحرانهای اقتصادی ناشی از تحریمها، و نارضایتی اجتماعی، پایههای این رژیم دیکتاتوری را تضعیف کرده است. سیاستمدارانی مانند ابراهیم رئیسی رئیس جمهور دست نشانده خامنهای و قصاب جوانان و نوجوانان ایران که با وعدههای اقتصادی و اصلاحات سیاسی روی کار آمدند، نتوانستند به انتظارات عمومی پاسخ دهند. در نتیجه، کاهش اعتماد مردم به دولت و گسترش مخالفتها، احتمال فروپاشی داخلی را تقویت میکند.چشمانداز سقوط رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران.با توجه به مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی، احتمال سقوط رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران بیش از گذشته به نظر میرسد. ضعف در سیاست خارجی، از دست دادن متحدان منطقهای، بحرانهای داخلی و کاهش حمایتهای مردمی، این احتمال را تقویت کردهاند. با این حال، باید توجه داشت که پیشبینی سقوط رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران زودتر از هر احتمال دیگری رخ خواهد داد. رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر با مجموعهای از چالشهای پیچیده و همزمان مواجه است. از دست دادن شخصیتهای کلیدی مانند قاسم سلیمانی و احتمال سقوط دولت بشار اسد، همراه با بحرانهای داخلی، موقعیت این نظام را بهطور جدی تضعیف کرده است. اگرچه آینده دقیق ایران و نظام سیاسی آن قابل پیشبینی نیست، اما تحولات کنونی نشان از کاهش قدرت و نفوذ رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران در منطقه دارد.
چرا لایحه عفاف و حجاب در ایران با شکست مواجه خواهد شد؟
مرضیه علیکرمی
لایحه عفاف و حجاب که با هدف گسترش فرهنگ عفاف و رعایت حجاب اسلامی به تصویب رسیده است، یکی از جنجالیترین موضوعات اجتماعی و سیاسی در ایران به شمار میرود. با وجود تأکید حاکمیت بر حفظ ارزشهای دینی از طریق این لایحه، بسیاری از کارشناسان معتقدند که این طرح، به دلیل ضعف در ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اجرایی، محکوم به شکست است. در این مقاله به دلایل این ناکامی از منظرهای مختلف پرداخته میشود. ایران امروز با نسلی روبهرو است که نگرشها و ارزشهای فرهنگی متفاوتی نسبت به گذشته دارد. جوانان که بخش عمدهای از جامعه را تشکیل میدهند، بیش از پیش به آزادیهای فردی، سبک زندگی متنوع و حقوق انتخاب پوشش خود تأکید دارند. عدم توجه به نیازها و ارزشهای متفاوت نسل جوان، موجب افزایش شکاف میان دولت و جامعه شده است. بسیاری از افراد، قوانین اجباری در حوزه پوشش را دخالت در حریم خصوصی خود میدانند. از سوی دیگر، پوشش برای بسیاری از جوانان ابزاری برای بیان هویت فردی است. تلاش برای تحمیل الگویی واحد از حجاب، این هویتیابی را سرکوب کرده و مقاومت اجتماعی ایجاد میکند. یکی از پیششرطهای موفقیت هر قانون، مقبولیت اجتماعی آن است. در خصوص لایحه عفاف و حجاب، چنین مقبولیتی بهوضوح مشاهده نمیشود. افزایش نارضایتیها و اعتراضات گسترده در سالهای اخیر نشاندهنده مخالفت بخش قابلتوجهی از جامعه با اجبار در پوشش است. این اعتراضات نشاندهنده آن است که سختگیریهای اجباری معمولاً مقاومت اجتماعی را افزایش میدهد و احتمال نافرمانی مدنی در اشکال مختلف، از جمله بیتوجهی به قوانین، تشدید خواهد شد. اجرای قوانین اجتماعی نیازمند زیرساختهای قوی، منابع انسانی و هماهنگی نهادی است. اما این لایحه در ابعاد اجرایی با چالشهای جدی مواجه است. از جمله، محدودیت منابع انسانی و مالی که نظارت بر میلیونها نفر را عملاً غیرممکن میسازد. اجرای قوانین سختگیرانه همچنین میتواند تعامل مردم با نهادهای مجری قانون را تضعیف کند. علاوه بر این، این لایحه میتواند زمینهساز برخوردهای سلیقهای، فساد اداری و نقض حقوق شهروندی شود. لایحه عفاف و حجاب، به جای تقویت انسجام اجتماعی، میتواند به گسترش شکافهای اجتماعی و سیاسی منجر شود. اعمال فشار برای رعایت اجباری حجاب، تنش میان دولت و بخشی از مردم را افزایش داده و احساس بیاعتمادی را تقویت میکند. همچنین این طرح میتواند جامعه را به دو گروه حامیان و مخالفان تقسیم کند که نتیجه آن کاهش همبستگی ملی خواهد بود. در شرایطی که بسیاری از مردم نسبت به کارآمدی سیاستهای دولت بیاعتماد هستند، این لایحه ممکن است مشروعیت نظام را بیش از پیش زیر سؤال ببرد. هدف اصلی این لایحه تغییر رفتار و نگرش مردم است. اما تجربه نشان داده است که اجبار، نه تنها به تغییر نگرش منجر نمیشود، بلکه مقاومت فرهنگی ایجاد میکند. تغییرات اجتماعی پایدار زمانی اتفاق میافتد که از ابزارهای فرهنگی و آموزشی استفاده شود. اما این لایحه بیشتر بر رویکردهای سلبی و تنبیهی تأکید دارد. فشار برای رعایت حجاب اجباری میتواند منجر به واکنشهای معکوس، مانند گرایش به پوششهای غیرمتعارف یا نافرمانی آشکار شود. لایحه عفاف و حجاب، به دلیل بیتوجهی به واقعیتهای اجتماعی و فرهنگی، فقدان مقبولیت عمومی و چالشهای جدی اجرایی، با احتمال شکست روبهرو است. سیاستگذاران اگر به دنبال تقویت ارزشهای دینی و فرهنگی هستند، باید به جای اجبار و تنبیه، از روشهای ایجابی، فرهنگی و آموزشی استفاده کنند. راهحل پایدار در موضوعات فرهنگی، تکیه بر گفتوگو، آموزش و درک تحولات اجتماعی است. تنها از این مسیر میتوان به وحدت اجتماعی و تقویت ارزشهای اصیل دست یافت. اعمال رویکردهای اجباری در حوزه فرهنگ، نه تنها به تحقق اهداف مورد نظر منجر نمیشود، بلکه بحرانهای اجتماعی و سیاسی را نیز تشدید خواهد کرد. این مقاله سعی دارد با ارائه تحلیلی واقعبینانه، راه را برای سیاستگذاریهای بهتر و مؤثرتر در این حوزه هموار کند.
دستاوردهای آزادی و دموکراسی و نقش آنها در پرورش انسان مترقی
پروین محمدی افقا
آزادی و دموکراسی، دو مفهوم اساسی و جداییناپذیر، از مهمترین عوامل پیشرفت فردی و اجتماعی در طول تاریخ بشر بودهاند. آزادی، به انسان قدرت انتخاب و تحقق خواستهها را میدهد، درحالیکه دموکراسی با فراهم کردن بستری برای مشارکت، عدالت، و پاسخگویی، زمینه رشد اجتماعی و فردی را تقویت میکند. این دو مفهوم نه تنها به بهبود شرایط زندگی کمک کردهاند، بلکه تأثیر عمیقی بر پرورش انسان مترقی و ارتقای جامعه داشتهاند. این مقاله به بررسی دستاوردهای آزادی و دموکراسی و نقش آنها در پرورش انسان مترقی میپردازد. مقدمه : آزادی، مفهومی بنیادین است که به افراد اجازه میدهد در تعیین سرنوشت خود نقش داشته باشند. این مفهوم، اساس خلاقیت، نوآوری، و رشد فردی را تشکیل میدهد. از سوی دیگر، دموکراسی، نظامی سیاسی است که بر مشارکت عمومی و برابری بنا شده است. این ترکیب، بستری را فراهم میآورد که افراد بتوانند در محیطی آزاد و منصفانه زندگی کرده و جامعهای مترقی و پایدار بسازند. اما چگونه آزادی و دموکراسی، انسان و جامعه را ارتقا میدهند و چه نقشی در پرورش انسان مترقی دارند؟ ۱. آزادی: زمینهساز رشد فردی و اجتماعی الف) شکوفایی فردی: آزادی فردی به افراد این امکان را میدهد که استعدادها و علایق خود را شناسایی و دنبال کنند. برای مثال، آزادی در انتخاب مسیر تحصیلی یا شغلی، به انسانها اجازه میدهد که زندگیای مطابق با تواناییها و اهداف شخصی خود بسازند. این شکوفایی فردی، زیربنای پیشرفت جامعه نیز محسوب میشود.ب) رشد فکری و خلاقیت: آزادی بیان و اندیشه، به افراد امکان میدهد که بدون ترس از سرکوب، ایدههای خود را بیان کنند. این آزادی، زمینهساز نوآوری و خلاقیت در علوم، هنر، و فناوری است. بسیاری از بزرگترین دستاوردهای بشری در جوامعی رخ داده است که آزادی اندیشه و بیان به رسمیت شناخته شده است.ج) عدالت و برابری اجتماعی: آزادی از تبعیض و نابرابری، به ارتقای عدالت اجتماعی کمک میکند. وقتی آزادی بهعنوان یک حق همگانی در نظر گرفته شود، افراد بدون توجه به جنسیت، نژاد، مذهب، یا وضعیت اقتصادی، فرصت برابر برای مشارکت در جامعه خواهند داشت.۲.دموکراسی: راهی بهسوی جامعه عادلانه و پایدار: الف) حاکمیت مردم: دموکراسی به شهروندان این امکان را میدهد که از طریق انتخابات و مشارکت در تصمیمگیریهای سیاسی، در تعیین سرنوشت جامعه خود نقش داشته باشند. این مشارکت فعال، به ایجاد حس مسئولیتپذیری در افراد کمک میکند و جامعه را بهسوی پیشرفت هدایت میکند. ب) ثبات و شفافیت سیاسی: یکی از بزرگترین دستاوردهای دموکراسی، ایجاد ثبات و شفافیت در نظام حکومتی است. در جوامع دموکراتیک، سازوکارهای قانونی برای نظارت بر قدرت و کاهش فساد وجود دارد. این شفافیت، اعتماد مردم به حکومت را افزایش داده و زمینهساز صلح اجتماعی میشود.ج) دسترسی به حقوق بشر: دموکراسی، بهطور مستقیم با گسترش حقوق بشر مرتبط است. در جوامع دموکراتیک، حقوق اساسی افراد، مانند آزادی بیان، آزادی تجمع، و حق دسترسی به اطلاعات، تضمین میشود. این حقوق، پایههای یک جامعه انسانی و مترقی را میسازند.۳. نقش آزادی و دموکراسی در پرورش انسان مترقی: الف) توسعه اخلاقی و مسئولیتپذیری : آزادی و دموکراسی، انسانها را تشویق میکنند تا به حقوق دیگران احترام بگذارند و برای تحقق عدالت تلاش کنند. در محیطی دموکراتیک، افراد یاد میگیرند که مسئولیتپذیر باشند و در قبال جامعه و نسلهای آینده احساس وظیفه کنند.ب) تقویت تفکر انتقادی: آزادی اندیشه و بیان، به افراد امکان میدهد که مسائل را از زوایای مختلف بررسی کنند و دیدگاههای خود را به چالش بکشند. این تفکر انتقادی، یکی از ویژگیهای اساسی انسان مترقی است که او را قادر میسازد راهحلهای خلاقانه و مؤثر برای مشکلات ارائه دهد.ج) مشارکت فعال در جامعه: انسان مترقی، فردی است که در ساختن جامعه خود نقش دارد. آزادی و دموکراسی، بسترهایی را برای مشارکت فعال افراد در امور اجتماعی و سیاسی فراهم میکنند. این مشارکت، نهتنها به توسعه جامعه کمک میکند، بلکه به فرد نیز احساس ارزشمندی و تعلق میدهد. د) تربیت نسلهای آگاه: در جوامعی که آزادی و دموکراسی حاکم است، نظامهای آموزشی آزاد و فراگیر وجود دارد. این نظامها به تربیت نسلهایی کمک میکنند که آگاه، خلاق، و آماده برای پذیرش مسئولیتهای اجتماعی باشند. چنین نسلی، پایهگذار جامعهای مترقی و پایدار است.۴. دستاوردهای مشترک آزادی و دموکراسی الف) گسترش آگاهی و دانش در جوامعی که آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات وجود دارد، افراد به منابع دانش دسترسی دارند و میتوانند آگاهی خود را افزایش دهند. این امر، به رشد فرهنگی و علمی جامعه منجر میشود. ب) کاهش نابرابریها:آزادی و دموکراسی، ابزارهایی قدرتمند برای کاهش نابرابریهای اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی هستند. در این جوامع، فرصتهای برابر برای همه افراد فراهم است و سیاستها بهگونهای طراحی میشوند که رفاه عمومی را افزایش دهند.ج) تقویت انسجام اجتماعی: آزادی و دموکراسی، حس همبستگی و انسجام را در جامعه تقویت میکنند. این ارزشها، افراد را تشویق میکنند تا بهجای رقابت ناسالم، برای بهبود شرایط زندگی جمعی تلاش کنند.نتیجهگیری: آزادی و دموکراسی، بهعنوان دو اصل اساسی، تأثیرات عمیقی بر زندگی انسان دارند. این دو مفهوم، نهتنها زمینهساز رشد فردی و اجتماعی هستند، بلکه نقشی کلیدی در پرورش انسان مترقی ایفا میکنند. آزادی، با فراهم کردن فضای شکوفایی خلاقیت و اندیشه، انسانها را به مسیر پیشرفت هدایت میکند. دموکراسی نیز، با ایجاد عدالت و فرصتهای برابر، جامعهای عادلانه و پایدار میسازد. در نهایت، ترکیب این دو ارزش، به ساختن جهانی بهتر، آگاهتر، و انسانیتر منجر میشود.
محمد مقیسه و علی رازینی؛ رشد در جمهوریاسلامی با سوابق هولناک متفاوت
طیبه نجاتیان
محمد مقیسه و علی رازینی، دو قاضی دیوان عالی کشور که ترور شدند، اگرچه کارنامه یکسانی در صدور احکام اعدام داشتند، اما جایگاهشان در جمهوری اسلامی بسیار متفاوت بود. اولی در برخی از مهمترین اتفاقات مربوط به جانشینی رهبری در جمهوری اسلامی نقش ایفا کرده بود، دومی اما در صدور و اجرای احکام اعدام تنها یک عامل بود.علی رازینی اگرچه در فضای عمومی با سمتها و احکام دیوان عالی کشور و قوهقضاییه شناخته میشود، اما مهمترین نقش او، صدور حکم اعدام برای «مهدی هاشمی»، برادر داماد «حسینعلی منتظری» بود که به حذف منتظری از قائممقام رهبری منجر شد.محمد مقیسه باوجود اینکه یکی از دستاندرکاران اعدامهای تابستان سال ۱۳۶۷ بود که سواد سیاسی و حقوقیاش حتی در استانداردهای مقامهای قوهقضاییه جمهوری اسلامی هم بسیار پایین بود و به همین دلیل سمتهای مدیریتی بالا در قوه قضاییه نگرفت، اما در زمان مرگ، قاضی دیوان عالی کشور بود.رازینی در دهه ۶۰ جانشین «اسدالله لاجوردی»، دادستان دادگاه انقلاب و رییس سازمان زندانها شده بود و در همان سالی که لاجوردی توسط سازمان مجاهدین خلق ترور شد، گروهی به نام «مهدویت» به خودرو او بمب چسباندند، اما زنده ماند. اینک پس از ۲۶ سال، یک سوقصد دیگر علیه او موفق شده است.رازینی در این نزدیک سه دهه، درگیر در پروندههای فساد اقتصادی کلان ازجمله در پرونده پسران «محمد مصدق کهنمویی»، معاون اول قوهقضاییه هم بوده و این موضوع، ابهام درباره این ترور را افزایش داده است. مقیسه هم قاضی پروندههای اقتصادی بوده و هم خود درگیر فساد و رشوه بوده، اما نه به اندازه رازینی.رازینی متولد روستای شاهنجرین (چانگرین) در رزن همدان و ازجمله اعضای گروه «طلبههای مدرسه حقانی» در قوهقضاییه بود. مدرسهای که «محمد بهشتی»، از اعضای شورای انقلاب، چهره اصلی آن شناخته میشود.خودش گفته که در ابتدای انقلاب بههمراه چند تن ازجمله «علی یونسی»، مسوول شده که پروندههای موادمخدر رسیدگی شده توسط «صادق خلخالی» را بازنگری کند. او سپس با سرکوب اعضای سازمان «مجاهدین خلق» در خراسان رضوی، به سمتهای بالاتر ارتقا یافت. بجنورد یکی از اولین مراکزی بود که حتی پیش از بالا گرفتن تنش سازمان مجاهدین خلق و «روح الله خمینی»، نیروهای موسوم به «حزبالله» به دفاتر مجاهدین خلق حمله کردند. رازینی گفته بود که حکم اعدام پنج تن را صادر کرده و حتی مقامهای بالاتر نیز با صدور این تعداد احکام اعدام مخالف بودند، اما او اصرار کرده. به این ترتیب، فعالیت این سازمان در بجنورد پایان یافته است.رازینی سپس دادستان کل استان خراسان رضوی شد و در صدور احکام اعدام بسیاری نقش داشت. پس از برکناری لاجوردی از سمت دادستانی تهران، رازینی جایگزین او شد. یکی از موضوعات جنجالی مورد پیگیری در دوره لاجوردی که به دوره رازینی نیز منتقل شده بود، پرونده انفجار در دفتر نخستوزیری در ۸شهریور۱۳۶۰ بود که لاجوردی اصرار به محاکمه افرادی چون «بهزاد نبوی» در این پرونده داشت.سالهای ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷، مهمترین دوره فعالیت رازینی بود. او ابتدا حکم اعدام مهدی هاشمی را صادر کرد و سپس دادستان دادگاههای جنگی شد.«محمد صالحیمنش»، استاندار قم در دولت «حسن روحانی»، به احمد منتظری گفته بود که رازینی صرفا به این دلیل بهعنوان حاکم شرع دادگاه ویژه روحانیت انتخاب شد که وعده اعدام مهدی هاشمی را به «احمد خمینی» داده بود.براساس این روایت، صالحیمنش که خود از مدیران وزارت اطلاعات بود گفته است: «بعد از بازداشت مهدی هاشمی در جماران در جلسهای بودیم که احمد خمینی در جلسه آمد و گفت اگر ما بخواهیم که این سید را اعدام کنیم چه کسی حاضر است حکمش را بدهد؟ آقای رازینی گفت من.»یک سال بعد، رازینی با حکم خمینی مامور شد که «دادگاه ویژه تخلفات جنگ را در کلیه مناطق جنگی تشکیل و طبق موازین شرع بدون رعایت هیچیک از مقررات دستوپاگیر، به جرائم متخلفان رسیدگی» کند. حکمی که بهنوعی به او اجازه میداد دادگاه صحرایی تشکیل دهد.او در این میان با فرماندهانی ازجمله «محسن رضایی»، فرمانده کل سپاه درگیری داشت، اما از طرف دفتر رهبر جمهوری اسلامی و دیگر مقامهای سیاسی وقت حمایت میشد.بازداشت «احمد وحیدی»، فرماندار نظامی کرمانشاه که بعدها اولین فرمانده «نیروی قدس سپاه» و در دولت «ابراهیم رئیسی» وزیر کشور شد، یکی از درگیریهای او با سپاه پاسداران بود. «اکبر هاشمی رفسنجانی» در خاطرات خود نوشته که بازداشت وحیدی باعث عصبانیت فرماندهان سپاه پاسداران شده است.رازینی گفته که دستگیری وحیدی، بهدلیل اختلافات درباره اسناد به دست آمده از مجاهدین خلق بوده و وزارت اطلاعات معتقد بوده که باید این اسناد در اختیار این نهاد قرار گیرد، اما نهادهای دیگر از تحویل آنها امتناع میکردند. رازینی همچنین گفته بود که وحیدی را بازداشت نکرده و او را بهنوعی در اتاق خود محبوس کرده و با او «بحث میکرده تا متقاعدش کنیم که مدارک را تحویل دهد.»رازینی در سال ۱۳۷۷ توسط گروهی به نام مهدویت ترور شد و چند سال بعد، در این پرونده رضایت داد. این افراد یک بمب به خودرو رازینی چسباندند که در این حادثه یک رهگذر به قتل رسید که خانواده او نیز با دریافت دیه یا خونبها، از قصاص متهمان به قتل چشم پوشی کرده بود. ریاست این گروه بر عهده «حسین میلانی»، از خانواده میلانیهای مشهور بود که به پنج سال زندان محکوم و چند سال بعد فوت شد.«غلامرضا عاملی»، یکی از متهمان این پرونده بود و گفته بود که رازینی بهدلیل سواستفادههای مالی و صدور احکام اعدام، به انقلاب اسلامی و اسلام خیانت کرده بود. در آن زمان مطرح شد که رازینی پرونده «فساد اخلاقی» نیز داشته و به همین دلیل میلانی دستور یا به تعبیری فتوای قتل او را داده است.رازینی در سالهای اخیر درگیر پروندههای اقتصادی شده بود و این موضوع ابهام درباره این ترور را افزایش میدهد. ازجمله «فریبرز کلانتری»، روزنامهنگار نوشته که او کارچاقکن و معرف اصلی «رستمی صفا» به فرزندان معاون اول قوهقضاییه بوده است.پرونده معاون اول قوهقضاییه نیز خود از پروندههای خاص بود که به حذف یک جریان در قوهقضاییه نیز منجر شد.محمد مقیسه، متولد روستای مقیسه، یکی از روستاهای سبزوار است و در آن روستا نیز گاهی سخنرانی میکرد و یا تعزیه میخواند.بسیاری از ساکنان این روستا همین نام فامیل را دارند، ازجمله «محمدرضا مقیسه»، از نمایندگان «میرحسین موسوی» در کمیته پیگیری وضعیت آسیبدیدگان حوادث بعد از انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸. تعدادی از اقوام مقیسه نیز سمتهای قضایی داشتهاند.مقیسه با لهجه محل ولادتش حرف میزد و به همین دلیل، برخی سخنانش برای زندانیان نامفهوم بود. او ادبیات خاصی داشت و ازجمله آن این بود که «محمود احمدینژاد» را «محمودی نژاد» خطاب میکرد.محمد مقیسه با نام «ناصریان»، یکی از افراد دستاندرکار در اعدام دستهجمعی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ بود و نامش چند بار در دادگاه «حمید نوری» مطرح شد.نام مقیسه پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ نیز مطرح شد و تعدادی از زندانیان او و رییس دفترش با نام «مجتبی» را شناختند. او با همان لهجه و ادبیات خاص بر سر متهمان فریاد می زد و به آنان اجازه سخن گفتن نمیداد.مقیسه برای تعدادی از زندانیان بازداشت شده پس از سال ۱۳۸۸ از جمله «محمد حاج آقایی» و «جعفر کاظمی»، دو عضو سازمان مجاهدین خلق، حکم اعدام صادر کرد. او قاضی پرونده «مهدی هاشمی»، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی بود. از هاشمی رفسنجانی نقل شده که گفته بود خود مقیسه پرونده را «آبکی» و ساخته شده توسط امنیتیها توصیف کرده است.برخی از حکمهای اعدام صادرشده توسط او ازجمله حکم اعدام «سعید ملکپور» و «حامد روحینژاد»، در مراحل بعد لغو شد.در دهه ۶۰ ، تعدادی از مقامات قضایی توسط سازمان مجاهدین خلق ترور شدند. ازجمله «محمد کچویی» که توسط فردی به نام «کاظم افجهای» ترور شد که نفوذی سازمان مجاهدین خلق خوانده میشد. اسدالله لاجوردی این ترور را بهانهای کرد که «محمدرضا سعادتی»، عضو بلندپایه مجاهدین خلق را اعدام کند. خود لاجوردی که در این حمله کشته نشده بود، سال ۱۳۷۷ توسط سازمان مجاهدین خلق ترور شد.در این میان، برخی از مقامات قضایی نیز توسط جریانات غیرسیاسی ترور شدند. ازجمله «حسن احمدیمقدس»، مشهور به قاضی مقدس، که معاون دادستان تهران و قاضی دادگاه انقلاب اسلامی و ارشاد تهران بود. او پس از ترک مجتمع قضایی محل ماموریتاش در تهران در حال رانندگی، توسط فردی به نام «مجید کاووسیفر» کشته شد.