ماهنامه بشریت – شماره 185


تصویر روی جلد: دکتر زهرا ارزجانی

تصویر پشت جلد: دکتر زهرا ارزجانی

آرشیو ماهنامه بشریت

 هیئت تحریریه:

  • منوچهر شفائی
  • دکتر زهرا ارزجانی
  • محمد حسین بیداروند

چاپ و توزیع:

  • مهدی عطری
 ویرایش و صفحه بندی:

  • محمد حسین بیداروند
  • دکتر زهرا ارزجانی
  • مازیار ملائی برزی
  • شیوا روزبه

توضیحات:

  • این ماهنامه ارگان رسمی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران میباشد، که زیر نظر هیئت مدیره کانون و هیئت تحریریه که منتخب مجمع عمومی کانون می باشند، منتشر می شود.
  • هزینه انتشار نشریه به عهده کانون دفاع از حقوق بشر در ایران می باشد و هیچ گونه نفع و سود شخصی ندارد.
  • با توجه به منشور کانون دفاع از حقوق بشر در ایران نشریه کاملا آزاد و ناشر کلیه آثار و سخنرانی های اعضا کانون میباشد.
  • با اعتقاد راسخ به آزادی بیان و اندیشه نشر هرگونه ایده و عقیده ای در ماهنامه آزاد بوده و مسئولیت مقالات به عهده نویسنده آن است و بیایانگر دیدگاه کانون نمی باشد.

 

فهرست مطالب:

لیست جدید کتاب های منتشر شده در کتابخانه کانون بهروز خسروی
گزارش نقض حقوق کودک در تیر 96 فرهاد نصیری
گزارش نقض حقوق جوان و دانشجو در تیر 96 دلارام دره شوری
گزارش اعدام در ایران در تیر 96 محمد ابوطالبی
گزارش نقض حقوق زنان در تیر ماه 96 بابک میری
گزارش نقض حقوق محیط زیست در تیر 96 نادر زندی
گزارش نقض حقوق اقوام و ملل ایرانی در تیر 96 مهناز احمدی
گزارش نقض حقوق هنرمندان در تیر 96 درسا دره شوری
گزارش گروه اینترنتی کانون در تیر 96 مازیار برزی
گزارش نقض حقوق پیروان ادیان در تیر 96 حمیدرضا تبریزی
گزارش جلسه ماهانه کمیته دفاع از محیط زیست، 13 یولی دکتر زهرا ارزجانی
گزارش جلسه ماهانه کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان، 9 یولی حمیدرضا تبریزی
گزارش جلسه ماهانه نمایندگی های اندونزی و پاکستان، 11 یولی محمد گلستان جو
گزارش جلسه مشترک کمیته جوان و بادن وورتمبرگ 19 یولی مونیکا قریشی
گزارش جلسه ماهانه نمایندگی مالزی، 5 یولی جمشید غلامی
گزارش جلسه سخنرانی کمیته دفاع از هنر و هنرمندان، 14 یولی بهروز خسروی
گزارش نشست ماهانه نمایندگی نیدرزاگسن ، 1 یولی علی اسدپور
گزارش جلسه ماهانه نمایندگی‌ سوئیس، 9 یولی محمد هادی زارع
گزارش جلسه کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی، 17یولی امید رمضائی
گزارش جلسه مشترک نمایندگی های اتریش و ترکیه، 21 یولی بابک میری
بی حرمت کردن نوکیشان مسیحی توسط حکومت جمهوری اسلامی احمد دوهنده
علل آتش سوزی اخیر جنگل‌های ایران مهدی موسوی
تبعیضات ناروا علیه اقلیتهای قومی و مذهبی در قانون اساسی ایران رضا امیری
معضلی به نام کودکان کار مهدی برنو
ممنوعیت تحصیل به زبان مادری از مصادیق بارز نقض حقوق بشر احسان سرگزی

 


لیست جدید کتاب های منتشر شده در کتابخانه کانون
بهروز خسروی

کتاب هویت
داستاني بسيار ساده و روان درباره زندگي و عشق يك زن و شوهر و مشكلي كوچك(!) كه بين آن دو پيدا مي‌شود. آن‌ها زند‌گي عاشقانه خوبي دارند تا اين‌كه روزي زن احساس مي‌كند پير شده است: «ديگر مردها براي ديدن‌ام سر بر نمي‌گردانند.» شوهر هر كاري که از دستش برمی‌آید براي از بين بردن افسردگي همسرش مي‌كند ولي موفق نمي‌شود. در نهايت تصميم مي‌گيرد تا پنهاني و از زبان يك فرد ناشناس به ستايش او بپردازد و اين تازه آغاز ماجراست. مدت كوتاهي زن بهبود مي‌يابد ولي پس از آن حتي درباره زندگي مشترك‌اش هم دچار ترديد مي‌شود! چند نفر را آن فرد ناشناس فرض مي‌كند و وقتي در نهايت مي‌فهمد او كسي جز شوهرش نبوده است قهر مي‌كند و براي دور شدن از شوهرش و شايد تنبيه او به بهانه يك سفر كاري به لندن مي‌رود.

 

 

کتاب عشق سوان
از میان مفاهیم گوناگون مطرح شده در ادبیات، بی گمان مفهوم «عشق» یکی از جذاب ترین و در عین حال چالش برانگیزترین موضوعاتی است که در اشکال مختلف به آن پرداخته شده است. مارسل پروست نیز در «عشق سوان» به تحلیل عشق و بررسی تاثیرات آن بر روان آدمی می پردازد. از دیدگاه او، عشق حاصلی جز سرسپردگی در برابر معشوق نیست، و از ایجاد پیوند روحی در میان آنها ناتوان است. پروست شالوده عشق را بر بنیاد محرومیت استوار می کند. پیوند عاشقانه سوان و اودت نیز به عنوان نمونه ای از یک رابطه عاشقانه نافرجام است که نتیجه ای جز شکست در بر ندارد.

 

 

کتاب خوشی ها و روزها
خوشي ها و روزها اولين كتاب پروست است و در بيست و پنج سالگي او منتشر شد. پروست در اين كتاب عمده ي آثاري را كه تا آن زمان نوشته و در نشريات مختلف به چاپ رسانده بود از قصه و مقاله و شعر منظوم و منشور، به طرزي سازمان مند و به هم پيوسته، اما نه طبق ملاحظاتي از قبيل تاريخ انتشار يا مضمون، بلكه در ترتيبي دوراني گرو آورد. خواننده در اين كتاب با برخي از ظريف ترين نمونه هاي انديشه و نثر پروست، و گه گاه برخي از شيواترين قطعات ادبيات قرن بيستم فرانسه آشنا مي شود.

 

 

 

کتاب بینوایان جلد سوم
از ویکتوهوگو حدود پنجاه اثر به یادگار مانده ،اما بی شک بینوایان شاهکار اوست.او در این اثر ، روابط اجتماعی ، جغرافیا و بخشی خاص از تاریخ فرانسه را به شیوه ای اعجاب انگیز به تصویر می کشد.ژان والژان برای سیر کردن هفت فرزند گرسته خواهرش قرص نانی می دزدد و نوزده سال در زندان اسیر می شود. پس از آزادی زندگی اش را وقف نیازمندان و کوزت ، دختری یتیم ، می کند اما بازرس ژاور نماینده قانون ، همه جا در تعقیب اوست.

 

 

 

کتاب خواهران و دختران ما
كتاب خواهران و دختران ما در واقع كنكاشي به سوي پوشش بانوان ايراني در دوره هاي تاريخي ايران دارد و در قسمتي از كتاب ذكر مي كند رونمايي در بانوان ايران زمين از دوره هخامنشيان مرسوم بوده است.

 

 

 

 

کتاب ترانه های خیام
شاید کمتر کتابی در دنیا مانند مجموعة ترانه های خیام تحسین شده، مردود و منفور بوده، تحریف شده، بهتان خورده، محکوم گردیده، حلاجی شده، شهرت عمومی و دنیاگیر پیدا کرده و بالاخره ناشناس مانده. اگر همة کتاب هایی که راجع به خیام و رباعیاتش نوشته شده جمع آوری شود تشکیل کتابخانة بزرگی را خواهد داد . ولی کتاب رباعیاتی که به اسم خیام معروف است و در دسترس همه می باشد مجموعه ای است که عمومًا از هشتاد الی هزار و دویست رباعی کم و بیش در بر دارد؛ اما همة آن ها تقریبًا جنگ مغلوطی از افکار مختلف را تشکیل می دهند . حالا اگر یکی از این نسخه های رباعیات را از روی تفریح ورق بزنیم و بخوانیم در آن به افکار متضاد، به مصمون های گوناگون و به موضوع های قدیم و جدید بر می خوریم؛ بطوریکه اگر یکنفر صد سال عمر کرده باشد و روزی دو مرتبه کیش و مسلک و عقیدة خود را عوض کرده باشد قادر بگفتن چنین افکاری نخواهد بود . مضمون این رباعیات روی فلسفه و عقاید مختلف است از قبیل : الهی، طبیعی، دهری، صوفی، خوشبینی، بدبینی، تناسخی، افیونی، بنگی، شهوت پرستی، مادی، مرتاضی، لا مذهبی، رندی و ….

 

مذهب عليه مذهب
نظریه «مذهب علیه مذهب» دكتر شریعتی در یك نگاه موجب به وجود آمدن ابهام در ذهن مخاطب می‌شود و آن این كه مذهب همواره در مقابل كفر بوده است و در طول تاریخ، جنگ میان مذهب و بی‌مذهبی بوده و به این دلیل تعبیر مذهب علیه مذهب، یك تعبیر مبهم و شگفت‌آور است. این در حالی است كه شریعتی معتقد است بر خلاف تصور عموم، در طول تاریخ همیشه مذهب با مذهب می‌جنگید. نوشتار حاضر، با نام «مذهب علیه مذهب» عنوان كنفرانسی است كه در دو شب متوالی در تاریخ 22 و 23 مرداد 1349 توسط دكتر شریعتی در حسینیه ارشاد ایراد گردیده است.

 

 

کتاب ماهی سیاه کوچولو
ماهی سیاه کوچولو از زندگی توی جویبار خسته شده اون می خواد بره و بره تا بفهمه جویبار به کجا می رسه زندگی جاهای دیگه چطوریه می خواد چیزای زیادی یاد بگیره اون می دونه خطرات زیادی سر راهش هست اما از خطرات نمی ترسه و آماده مبارزه است

 

 

 

 

کتاب کوخ نشینان خوش امید
این داستان تصویر تکان دهنده و زنده ای است از روزگار سیاه کوخ نشینان خوش امید آبادی گمنامی در جزیره گوادالوپ که بیش از 3 قرن مستعمره فرانسه بوده است. گوادالوپ در دریای کارائیب به سال 1493 به وسیله کریستف کلمب شناسایی شد. از 1635 سوداگران فرانسوی( کولون ها) به جزیره دست اندازی کردند و مال و خاک بومیانش را متصرف گشتند. ساکنان کنونی گوادالوپ سیاه پوست اند. لوسی ژولیا نویسنده کتاب در یک واحد کشاورزی این جزیره در یک خانواده ی دهقانی به دنیا آمد است. دختری که با پاهای برهنه کشتزارهای نیشکر را در نوردیده, شادکامیهای زودگذر و ناکامیهای جانفرسای مردمان آن سامان را چشیده, اینک نخستین رمان خود را به دست ما میدهد.این بانوی رنگین پوست ما را به همراه خود به سفری دور و دراز میبرد و با زمانی کوتاه چنان به زندگی کوخ نشینان یعنی مردم آن سرزمن آشنا میکند که گویی چندی را در میان ایشان زیسته ایم

 

 

کتاب زنده بگور
زنده‌به‌گور تلاش دردآلود آدمی است که به پوچی و انزوا رسیده و می‌خواهد به‌هر نحو که شده به زندگی یکنواخت، بی‌هیجان، راکد و نکبت‌بار خود پایان دهد؛ اما مرگ نیز او را از خود می‌راند و حاضر نیست وجود خالی از هرگونه امید و آرزوی او را دریابد و این برای او خفت‌بارتر و دردآورتر از خود زندگی است تا جایی که به مردگان قبرستان حسادت می‌ورزد و آنها را بسیار خوشبخت‌تر از خود می‌داند.

 

 

 

 


گزارش نقض حقوق کودک در تیر ۹۶
فرهاد نصیری

با توجه به سانسور خبری حاکم بر رسانه های ایران، این گزارشی است کوتاه و فشرده ازنقض حقوق کودکان و نوجوانان در جمهوری اسلامی ایران. نمیتواند بازگو کننده همه زاویای نقض حقوقی باشد که در رابطه با کودکان و نوجوانان روزانه اتفاق میافتاد.

آسیبهای اجتماعی : ۱. لرستان؛ ۱۰۷ مدرسه خشتی گلی و کپری در این استان وجود دارد. – مدیر کل نوسازی و تجهیز مدارس لرستان گفت که ۴۳ مدرسه خشتی گلی و ۶۴ مدرسه کپری در استان وجود دارد، وی یادآور شد “در مناطق صعب‌العبوری که این مدارس وجود دارد از مصالح بومی برای ساخت مدارس استفاده خواهد شد”. خبرگزاری هرانا
2. کودک مجرمی از مجازات اعدام فاصله گرفت: جوانی ام در زندان گذشت. یکم اردیبهشت ماه سال ۸۳، مأموران پلیس از قتل جوانی در رباط‌کریم باخبر و راهی محل شدند. جسد متعلق به جوان ۲۷ ساله‌ای به نام سعید بود که با ضربات چاقو کشته شده بود. برادر مقتول در حالی‌که به شدت گریه می‌کرد، به مأموران گفت: “من و برادرم به خاطر اختلافی که با یکی از دوستانمان داشتیم با هم درگیر شدیم. در آن لحظه پسر نوجوانی رسید و قصد میانجیگری داشت. برادرم به خاطر دخالت او عصبانی شد و با هم درگیر شدند”. خبرگزاری هرانا به نقل از جوان آنلاین
تیم تحقیق از کالج کینگ لندن و دانشگاه دوک دریافتند نوجوانان بزرگ شده در شهرهای بزرگ در مقایسه با نوجوانان بزرگ شده در مناطق روستایی، ۴۰ درصد بیشتر بیماری های روانی را تجربه کرده بودند.
3. اعتراض کودکان به سند ۲۰۳۰ در راهپیمایی روز قدس/ نگاهی به آثار مرتبط با شهدا در آخرین جمعه ماه رمضان. به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی خبرگزاری میزان، از نکته‌های قابل توجه در مراسم راهپیمایی روز جهانی قدس حضور پرشور شرکت کنندگان همراه با اعضای خانواده خود بود به گونه‌ای که حتی در مورادی کودکان کوچک و حتی نوزادانی هم دیده می شدند. به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی خبرگزاری میزان.
4.کودکان اولین قربانیان آسیب های اجتماعی /کودکان کارنیازمند توجه جدی مسوولان هستند. تهران- ایرنا- مشکلات تامین معیشت و فقربرخی خانواده ها و یا حضور والدین بدسرپرست و بی سرپرست زمینه ساز سواستفاده از کودکان توسط برخی ازصاحبان کارگاه های زیرزمینی و یا بانده های ثروت اندوزی به بهانه نان آوری و ارتزاق موجب می شود تا ما درخیابان ها و حاشیه کلانشهرها شاهد قربانی شدن آنان باشیم. تهران- ایرنا.
5. دوپسر نوجوان که به ارتباط خارج از ازدواج با دختری متهم بودند به مجازات متفاوتی محکوم شدند. ، چندی پیش تعدادی از اهالی خیابانی در تهران با پلیس تماس گرفتند و از دو پسر و یک دختر نوجوان شکایت کردند. با حضور ماموران در محل مشخص شد، دو پسر ۱۴ و ۱۷ ساله به نامهای سعید و امیر، دختری نوجوان به نام پونه را به خانه آورده و قصد برقراری ارتباط پنهانی داشتند که همسایه ها به رفتارهای آنها مشکوک شدند و پلیس را باخبر کردند. هر سه نوجوان به کلانتری منتقل شدند و پونه مدعی آزار و اذیت نسبت به خود شد. او گفت: «از قبل، سعید و امیر را میشناختم. آنها امروز به بهانه های مختلف مرا به خانهشان کشاندند و مورد آزار و اذیت قرار دادند. من نمیخواستم همراهشان باشم، اما آنها به زور مرا وادار به انجام این کار کردند.» خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا
.6. مجرم بودن معتاد؛ علت کم گزارشدهی آمار معتادان است/ تعداد کودکان معتاد زیر ۱۵ سال باید مشخص شود. محسن روشنپژوه (معاون مرکز پیشگیری و درمان سازمان بهزیستی) در گفتوگو با خبرنگار ایلنا در رابطه با چگونگی پایش و اعلام آمار رسمی تعداد معتادین کشور که توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام شده است، بیان داشت: در آخرین آماری که توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام شد تعداد معتادان کشور دو میلیون و ۸۰۸ هزار نفر اعلام شد؛ اما باید توجه داشت که این تعداد مربوط به مصرفکنندگان مستمر مواد مخدر است. خبرنگار ایلنا
7. نرخ رشد اعتیاد زنان و دانش آموزان در اصفهان نگران کننده است. استاندار اصفهان گردش سالانه مالی مواد مخدر در جهان را یک هزار و ۶۰۰میلیارد دلار اعلام کرد و افزود: ۸۴ درصد از تریاک جهان در افغانستان تولید میشود و یکی از راههای اصلی ترانزیت مواد مخدر نیز کشور ایران است که به دنبال این جریان دچار آسیبهای زیادی میشود . خبرنگار مهر
8. عضو هیات رئیسه کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس گفت: راه اندازی پلیس اطفال درصورت مجهز نبودن کانون اصلاح و تربیت نتیجه معکوس می دهد.. یحیی کمالی پور در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، درباره ضرورت راه اندازی پلیس اطفال، افزود: باید قبل از آنکه پلیس اطفال تشکیل شود، برای دادسرای ویژه اطفال سازوکار مناسبی لحاظ شده تا از لحظه کشف جرم، دستگیری مجرم و محاکمه آن بتوان شیوه و راهبرد درستی را تعریف کرد خبرگزاری خانه ملت
9. گزارشی از برگزاری یک نمایشگاه عکس در تهران که رنجهای کودکان کار را روایت میکند. گالری نشر ثالث واقع در خیابان کریمخان تهران بیش از یک هفته است که میزبان عکسهای کودکان درگیر در مشاغل سخت است. نمایشگاهی که همزمان با ۱۲ ژوئن (روز جهانی مبارزه با کار کودک) به همت انجمن حمایت از حقوق کودکان با عنوان «یکی بود، یکی نبود…» برگزار شده و برای اولین بار روایت تصویری از زیست کودکان کار در شرایط سخت را پیش روی بازدیدکنندگان قرار میدهد خبرگزاری هرانا
10. افزایش رسمی معتادان کشور از ۱.۳ میلیون نفر به ۲.۸ میلیون نفر/ مرگ ومیر ۳۱۹۰ معتاد در سال گذشته. سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر با بیان اینکه بر اساس طرح شیوع شناسی سال ۹۰، یک میلیون و ۳۵۰ هزار معتاد داشتیم، گفت: بر اساس آمار سال ۹۴ و شیوع شناسی آن و تجزیه و تحلیل اطلاعات کلیه دستگاهها این رقم به صورت رسمی به 2 میلیون و ۸۰۸ هزار نفر رسیده است. گزارش خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری فارس
11. بسیاری از دانش آموزان تیزهوش کشور را ترک میکنند. معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش وپرورش گفت: بسیاری از دانش آموزان تیزهوشی که غربال شده و به مدارس استعدادهای درخشان میروند کشور را ترک میکنند و اگر آماری در این رابطه بگیریم، وضعیت هیچ کشوری مانند ما نیست. به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم « قلعه نو چمن» در محاصره فقر/ منطقه ای با آب آشامیدنی شور ، بدون مدرسه و بیمارستان در چند قدمی پایتخت. به گزارش خبرنگار ایلنا،
12.بر اساس آخرین آمار منتشر شده فقط ٢٣ درصد از جمعیت تهران در محله های توسعه یافته زندگی میکنند که در پنج منطقه حائز بیشترین رتبه توسعه یافتگی به ترتیب شامل مناطق شش، سه، یک، دو و هفت ساکن هستند. در مقابل ٦٠ درصد مناطق تهران و اطراف آن دارای کمترین سطح رفاه و توسعه هستند، بطوریکه سطح بهداشت عمومی در این مناطق پایین است و با استانداردها بسیار فاصله دارد. گزارش خبرنگار ایلنا،
13.خودکشی دختر ۱۵ ساله در رودخانه کارون. دختر ۱۵ ساله با پرش به رودخانه کارون به زندگی خود پایان داد. روز گذشته یکی از مسئولان پزشکی قانونی شیوع خودکشی در نوجوانان ایرانی را بیش از ۷ درصد عنوان کرده بود. خبرگزاری هرانا
14.قتل دختر نوجوان توسط برادر به دلیل تن ندادن به ازدواج اجباری. به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ۱۲ تیرماه سال جاری، نرگس علی شجاعی، دختر ۱۷ ساله ساکن حومه بهبهان در پی تلاش خانواده برای اجبار او به ازدواج با پسردایی خود دست به خودکشی زد، ساعاتی بعد در حالی که از خودکشی نجات یافته بود به دست برادر خود با شلیک مستقیم سه گلوله به قتل رسید. خبرگزاری هرانا
15.سومین خودکشی دختران نوجوان؛ خودکشی دختر ۱۳ساله در گچساران. یک دختر نوجوان ۱۳ ساله در شهر گچساران خود را در اتاق حلق آویز کرد و جان سپرد. در روزهای اخیر دست کم دو دختر ۱۵ ساله دیگر در لاهیجان و اهواز دست به خودکشی زدند. سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی های سالانه بیش از ۷ درصد از سوی پزشکی قانونی اعلام شده است . خبرگزاری هرانا
.16.تکاندهنده ترین ویدئو امروز اینستاگرام / کودک کار که نمی داند آرزو چیست. حوزه اخبار داغ ؛ کودکان کار به دلیل مشکلاتی که از نظر سرپرست دارند مجبور به کار و کسب درآمد از کودکی هستند به گزارش خبرنگارحوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان
17.خودکشی دختر نوجوان روستایی پس از اینکه قربانی تجاوز شد. دختر ۱۴ ساله ای در استان گلستان که مورد تچاوز مردی از آشنایان قرار گرفته بود دست به خودکشی زد و در بیمارستان جان باخت. علاوه بر این مورد چهار دختر پانزده ساله در شهرهای نیشابور، لاهیجان، اهواز و گچساران در هفته های اخیر اقدام به خودکشی کرده اند. سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی ها سالانه بیش از ۷ درصد برآورد می شود. خبرگزاری هرانا
اخبار : ۱. کمبود آموزگار و فضای آموزشی در تیران و کرون. از اصفهان علیرضا مرزبان مدیر آموزش و پرورش شهرستان تیران و کرون گفت: با توجه به بازنشستگی 65 معلم در پایان سال تحصیلی فعلی ،بازنشستگی بیش 50 معلم در این سال تحصیلی، ترخیص سربازان معلم و درخواست انتقالی برخی از معلمان با کمبود معلم در تیران و کرون روبرو شده ایم. گزارش گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان
2.محمد صابر ملک رئیسی؛ بلاتکلیف در بند ۲۰۹ زندان اوین. محمد صابر ملک رئیسی زندانی سیاسی بلوچ که حکم محکومیت حبس ۱۵ ساله خود را بصورت تبعیدی در زندان اردبیل سپری می کرد، فروردین ماه سال جاری از این زندان به زندان اوین منتقل شد. بنابر آخرین گزارشات دریافتی وی در حال حاضر در سلول های عمومی بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می شود. دلیل انتقال او از زندان اردبیل به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات در زندان اوین مشخص نیست با اینحال کوتاه مدتی پس از آغاز اعتراضات این زندانی به وضعیت زندان و زندانیان سیاسی محبوس در آن محل این انتقال صورت گرفت. خبرگزاری هرانا
3.بازداشت های پرتعداد در قلعه بابک؛ بازداشت ۱۲ تن از جمله یک کودک. روز گذشته در پی برگزاری مراسم سالانه بابک خرمدین در قلعه بابک در شهرستان کلیبر واقع در استان آذربایجان شرقی، ۱۲ تن از حاضرین از جمله فعالین ترک (آذری) همراه با یک کودک یازده ساله، توسط ماموران امنیتی همراه با ضرب و شتم بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز و همینطور زندان اهر منتقل شدند. اسامی بازداشت شدگان در پی خواهد آمد. خبرگزاری هرانا
4.اعلام مناطق پرآسیب پایتخت/ وضعیت کودکان بی هویت. رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران با اشاره به اینکه نباید دربحث آسیب های اجتماعی متاثر از جریانات سیاسی عمل کرد گفت: هم اکنون محلاتی از مناطق ۱۵ تا ۲۲ بیشترین آسیب را در حوزه اجتماعی دارند.، فاطمه دانشور با اشاره به اقدامات صورت گرفته در حوزه کاهش آسیب های اجتماعی و به ویژه اعتیاد زنان و کارتن خواب ها در محلات شهر تهران اظهار کرد: متاسفانه این اقدامات مقطعی بوده و در برخی مواقع متوقف می شود. به گزارش خبرنگار مهر
5.پیشگیری از «کودک همسری» با اصلاح قانون. زنان در کسب کرسیه ای دانشگاهی و تحصیلی موفق هستند، اما در کسب موقعیتهای شغلی، اجتماعی و اقتصادی ناموفق، طوری که نتایج جدیدترین بررسی ها نشان میدهد بهطور میانگین، بین ۵۰ تا ۶۰درصد کرسیهای دانشگاهی در اختیار زنان است و سهم زنان در آزمون دکتری به ۴۰درصد افزایش پیدا کرده است. خبرگزاری تابناک
6.دستگیری نوجوان ۱۶ ساله یزدی به علت راه اندازی کمپین اخراج اتباع بیگانه در تلگرام. نوجوان ۱۶ ساله یزدی به علت راه اندازی کمپین اخراج اتباع بیگانه در تلگرام دستگیر شد. کانال تلگرامی که این نوجوان از طریق آن اقدام به نفرت پراکنی می کرد بیش از ۱۰ هزار عضو داشت. خبرگزاری هرانا
7.شرکت ۶هزار دانش آموز کهگیلویه و بویراحمد در کارگاه های آموزشی حجاب. هادی زارع پور روز جمعه در همایش یکروزه «حجاب برتر؛ الگوی اسلامی – ایرانی» با حضور ۲۰۰ بانوی فرهنگی کهگیلویه و بویراحمد در یاسوج اظهار داشت: حجاب در دین مبین اسلام از فضیلت و جایگاه ویژهای برخوردار است. خبرگزاری ایرنا
8.اورژانس اجتماعی برای محافظت از کودکان محدودیت دارد.،لیلا ارشد (مددکار اجتماعی) در رابطه با حادثه اخیر که برای کودک هفت ساله پارس آبادی”آتنااصلانی” اتفاق افتاد، بیان داشت: نیازمند یک سیستم هستیم که اطلاعات افراد در مورد کودکآزاری در آن ثبت شود و از حضور این افراد در مکانهایی نزدیک به کودکان جلوگیری شود. کسی که آتنااصلانی را مورد آزار قرار داد و به قتل رساند، سابقه آزار داشته است؛ اما چون هیچگونه مرکز اطلاعرسانی و ثبت اطلاعات در مورد این افراد وجود ندارد پدر و مادر آتنا ناآگاهانه فرزند خود را برای خوردن آب به مغازه این فرد میفرستادند که در نهایت این اتفاق تلخ و غمانگیز رخ داده است. به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایلنا
9.خشونت علیه دختران ۲ برابر پسران. فرشته سلجوقی امروز، ۲۲ تیرماه، در سمینار تخصصی «آسیب شناسی ازدواج کودکان در مشهد»، با اشاره به اینکه آمارهای ارائه شده در کودک آزاری بسیار غیر واقعی است، عنوان کرد: بر اساس آمار بهزیستی میزان کودک آزاری در سال گذشته ۹۴ مورد است، اما آیا ۹۴ مورد کودک آزاری در یک سال بیانگر واقعیتهای حوزه کودکان است؟ قطعا نیست البته در همین آمار خشونت علیه دختران، دو برابر پسران است. به گزارش ایسنا،
10.سرنوشت “درمان” کودک خبرساز حادثه تروریستی تهران. “عماد” و خانواده اش به شهرشان بازگشته اند و شنبه دوباره به تهران میآیند تا شاید یکی از آن شش نفری که برای پیوند مغز استخوان او اعلام آمادگی کرده اند، برای این جراحی مناسب باشند؛ البته مشکل اینجاست که این جراحی انجام نمیشود تا زمانی که آنزیم مخصوص درمان “ام پی اس” برای وی پیدا شود؛ آنزیمی که مدتها است نتوانسته اند آن را پیدا کنند، حتی در تهران به گزارش ایسنا،
11.افزایش تعداد کودکان کار در ایران/ لزوم اختصاص بیمارستان به کودکان کار. نایب رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان، عنوان کرد: متاسفانه علیرغم آنکه در سطح جهان آمار کودکان کار رو به کاهش بوده اما در ایران شاهد افزایش تعداد کودکان کار هستیم و تا زمانی که ساختارهای اقتصادی کشور اصلاح و فقر ریشه کن نشود، این روند ادامه خواهد داشت. گفت و گو با ایسنا،
12.سند ۲۰۳۰ ملغی شده است. به گزارش ایسنا، مصیب زاده در حاشیه مسابقات قرآن، عترت و نماز دانشآموزان کشور و در جمع خبرنگاران، افزود: با تصمیم شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت آموزش و پرورش سند ۲۰۳۰ کنار گذاشته شده و ما موظف هستیم تا براساس اسناد بالادستی نظیر سند تحول بنیادین عمل کنیم، بطوریکه در سال تحصیلی جدید به هیچ وجه این سند در دستور کار آموزش و پرورش نیست. گزارش ایسنا،
13.قتل آتنا اصلانی: آیا آموزش میتواند مانع فاجعه شود؟یک دختر هفت ساله قربانی خشونت جنسی و آزار شد تا بار دیگر توجه افکار عمومی به موضوع آزار جنسی کودکان، ضرورت آموزش مسائل جنسی به کودکان و آگاهی خانوادهها، شکستن تابوهای عرفی در برخورد با آزار جنسی کودکان و …، جلب شود . رادیو زمانه
14.کودک آزاری در صدر تماس های اورژانس اجتماعی قزوین قرار دارد. به گزارش ایرنا، بهاره رحمانی شنبه شب در نشست مطبوعاتی در جمع اصحاب رسانه استان از طلاق و اعتیاد به عنوان مهم ترین آسیب های اجتماعی در جامعه یاد کرد و افزود: اورژانس اجتماعی که مانع تبدیل شدن مشکلات به بحران می شود در حوزه های مرکز مداخله های بحران فردی و خانوادگی و خدمات اجتماعی فعالیت دارد. (به گزارش ایرنا،
15.وجود 4 هزار کودک کار در شهر تهران. خبرگزاری میزان: معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران از شناسایی ۴ هزار کودک کار و خیابانی در سطح شهر تهران طی یک سال و نیم گذشته خبرداد. خبرگزاری میزان
16.متکدی احمد خاکی گفت: جمع آوری متکدیان از سطح شهر تهران بر عهده سازمان بهزیستی کشور نیست و این سازمان در کنار سایر نهادهای فعال در این حوزه اقداماتی را انجام میدهد خواب عمیق دانش آموزان گرسنه در مدرسه تک کلاسه روستا/ دانش آموزانی که پا برهنه در کلاس درس حاضر می شوند. در میان همهمه ثبت نام مدارس غیر انتفاعی و مدارس دو زبانهای که این روزها در کلانشهرها برای شروع سال تحصیلی جدید تبلیغات میکنند، مناطقی هستند که مدرسه شان تنها به یک کلاس درس آن هم با دو نیمکت خلاصه میشود. به گزارش خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری میزان
17. افسردگی کودک فرآیند طبیعی نیست / درمان نکردن افسردگی کودکی،بحران بزرگسالی را به همراه دارد. ناهید ازغندی روانشناس کودک در گفتگو با خبرنگار حوزه ازدواج و خانواده گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان ؛اظهار داشت: افسردگی در سنین کودکی نیز ممکن است اتفاق بیفتد و آنچه که در افسردگی دوران کودکی از اهمیت برخوردار است شناخت و درمان زودهنگام آن است، چرا که درمان نکردن به موقع، بحران در بزرگسالی را به همراه دارد. باشگاه خبرنگاران جوان
19.در سال گذشته ۷۳ کودک در اصفهان رها شدند. خبرگزاری هرانا – معاون اجتماعی سازمان بهزیستی استان اصفهان گفت که در سال ۱۳۹۵، ۷۳ کودک رها شده به بهزیستی وارد شدند که تعدادی به فرزندخواندگی پذیرفته شده و عده ای به امین موقت سپرده شدند. خبرگزاری هرانا
20.تلاش پسر ۱۴ ساله برای خودکشی به دلیل تبعیض جنسیتی در خانواده. پسر ۱۴ ساله ای پس از اینکه تلاش ناموفقی برای خودکشی از طریق پریدن از پل عابر پیاده داشت به ماموران گفت انگیزه او برای خودکشی علاقه پدر او به فرزند دختر است و تبعضی که مابین فرزندان خود به دلیل جنسیت قائل می شود. لازم به ذکر است در هفته های اخیر دست کم ۵ مورد خودکشی نوجوانان ایرانی در شهرهای مختلف و با انگیزه های مختلف گزارش شده است. خبرگزاری هرانا
21.رئیس اورژانس اجتماعی کشور خبر داد؛ تجاوز به یک دختر خردسال در دروازه غار. رئیس اورژانس اجتماعی کشور از تجاوز به یک دختر خردسال در دروازهغار خبر داد و گفت که “طبق گزارشی که توسط یک سازمان مردم نهاد به اورژانس اجتماعی گزارش شده، این کودک توسط پدربزرگ خود مورد آزار و اذیت قرار گرفته است”. خبرگزاری هرانا
22.در جلسه کمیسیون قضایی و حقوقی بررسی شد؛ بررسی لایحه حمایت از کودکان ونوجوانان.حسن نوروزی با اشاره به جلسه عصر یکشنبه / ۲۵ تیر ۱۳۹۶،کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس گفت: “ماده ۹ از لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان مورد بررسی قرار گرفت و تصویب شد که بر اساس این ماده هرگاه بر اثر بی توجهی و سهل انگاری نتایج ذیل رخ دهد، در صورتی که مشمول مجازات حد یا قصاص نباشد مرتکب حسب به مورد علاوه بر پرداخت دیه و جبران خسارت مجازات هم میشود”. خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا،
23.زن ۱۷ ساله بجنوردی در پی مقاومت در مقابل تجاوز جان باخت.دادستان عمومی و انقلاب بجنورد از وقوع قتل زنی در منطقه حصار گرمخان این شهرستان در اثر سقوط از پشت بام و دستگیری دو نفر در این زمینه خبر داد. خبرگزاری هرانا
24.مجید قناد، برنامه ساز تلویزیون: صدا و سیما اجازه دهد در بحث آموزش جنسی فراتر برویم. به این برنامه ساز پیشکسوت تلویزیون گفت: “تلویزیون رسانه ای است که باید به شکل خاص خود این آموزشها را به کودکان ارائه دهد؛ به عنوان مثال در برنامه هایی که تاکنون داشته ایم تلاش کرده ایم، قدرت نه گفتن را به مخاطب کودک یاد بدهیم؛ اینکه کودک بتواند در برابر درخواستی که از او میشود این قدرت را داشته باشد که پاسخ دهد البته باید این جنس مسائل پله پله شکافته شود” خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا،
25.رئیس اورژانس اجتماعی کشور خبر داد؛ گزارش ۱۳ هزار کودک آزاری به اورژانس اجتماعی. ، حسین اسد بیگی، رئیس اورژانس اجتماعی کشور در مورد آخرین اقدامات مددکاری اورژانس اجتماعی در مورد خانواده آتنا اصلانی و خانواده قاتل اظهار کرد: “در روزهای اخیر مدیرکل بهزیستی و معاون اجتماعی بهزیستی استان اردبیل به دیدار خانواده اصلانی رفته و با آنان همدردی کردند و صحبتهای این خانواده را شنیدند اما با توجه به اینکه درگذشت آتنا کاری از دست اورژانس اجتماعی بر نمیآمد” خبرگزاری هرانا به نقل از آنا،
26.سازمان بهزیستی: زندان ها دارای مهدکودک می شوند. محمد نفریه مدیرکل امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور گفت “هر زندانی که بیش از ۱۰ الی ۱۵ کودک داشته باشد می تواند مجوز احداث مهدکودک را از سازمان بهزیستی دریافت کند”. آقای نفریه با تاکید بر اینکه سازمان زندان ها معتقد است که مهدکودک ها و شیرخوارگاه ها باید در کنار زندان ها ساخته شود، گفت که به دلیل مشکلات حراستی و حفاظتی در زندان ها این امر تحقق نیافته است و در حال حاضر فقط ۲ زندان این اتفاق افتاده است. خبرگزاری هرانا
27.توضیحات دانشور در خصوص حادثه «کیمیا»/ پرونده کودک آزاری موجود است. مدیرعامل موسسه خیریه مهرآفرین در خصوص حادثه کودک آزاری «کیمیا» دخترک 7 سالهای که توسط ناپدری خود مورد تجاوز قرار گرفته و روز گذشته اخبار ضد و نقیضی درباره صحت و سقم آن منتشر شد گفت: ماجرای کیمیا مورد تایید بنده است و تمام مدارک آن موجود است. دانشور در گفتوگو با ایسنا، گفت: این ماجرا توسط یکی از پزشکان بیمارستان به موسسه گزارش شد. گفت وگو با ایسنا،
28.فعالیتهای قرآنی پیشانی برنامه های آموزش و پرورش است. به گزارش ایسنا، محمدرضا مسیبزاده در آئین افتتاحیه سی و پنجمین دوره مسابقات قرآن، عترت و نماز دانش آموزان برگزیده دختر سراسر کشور در اردبیل با بیان اینکه در وزارت آموزش و پرورش پیرامون ارزشهای متعالی تلاش میکنیم و خودمان را هر چه بیشتر به این آموزهها نزدیک میکنیم، گفت: در مجموعه وزارت آموزش و پرورش بر این اصل معتقدیم که در بخش قرآن، عترت و نماز باید برای دختران نیز سرمایه گذاری کنیم؛ چراکه دختران نیمی از جامعه را تشکیل میدهند. به گزارش ایسنا،
29.بازماندگی از تحصیل، اعتیاد و بحران هویت، تهدیدات مهم حوزه کودکان. مظفر الوندی روز دوشنبه در کارگروه تخصصی زنان و خانواده استان گلستان در گرگان اظهار کرد: راه حل برطرف شدن کامل این مشکلات و نارسایی ها که آسیب های جدی به بدنه جامعه در همه بخش ها وارد می کند، همکاری دستگاه ها و کمک گرفتن از خیرین و سازمان های مردم نهاد است. به گزارش خبرنگار ایرنا
30.در ادامه خودکشی نوجوانان؛ خودکشی دختری نوجوان در بابل. عصر روز گذشته در تماس مردم با مرکز پیام اورژانس بابل، خودکشی دختر نوجوانی در شهر امیرکلا گزارش شد. طی هفته های اخیر پنج دختر و یک پسر نوجوان در شهرهای لاهیجان، اهواز، گچساران، نیشابور، تهران، گرگان اقدام به خودکشی کردند. سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی های سالانه بیش از ۷ درصد از سوی پزشکی قانونی اعلام شده است. خبرگزاری هرانا
31.اعلام بیش از2400 مورد«کودکآزاری» درسال 95 / مراکز«بهاران» عملکرد مطلوبی ندارند. اصغر باقری در نشست خبری امروز خود که به مناسبت هفته بهزیستی در محل بهزیستی استان تهران برگزار شد، گفت: طی سال گذشته سه میلیون و ۷۰۰ نفر از خدمات سازمان بهزیستی استان تهران بهرهمند شدند که سه میلیون و ۲۰۰ نفر آنها از آحاد جامعه بودند و ۴۵۰ هزار نفر نیز خدمات مداخلهای دریافت کردند. گزارش انتخاب به نقل از ایسنا
۲ 32.میلیون فرزند حاصل ازدواج زنان ایرانی با مرد غیرایرانی پروانه مافی با اشاره به ضایعه تاسف بار درگذشت مریم میرزاخانی، گفت: چنین رخدادی به دلیل اینکه وی در دوران جوانی بهسر میبرد، واقعا تلخ بود و در این میان نیز باید اذعان کرد در شرایطی که برخی کشورها به دنبال ایرانهراسی هستند وی توانست نام مقدس جمهوری اسلامی ایران را برافراشته نگاه دارد لذا این امر ضایعهای بزرگ محسوب میشود. گزارش جهان نيوز به نقل از خانه ملت،
33.اظهارات تکاندهنده یک وکیل دادگستری از موارد کودک آزاری در تهران. یک وکیل دادگستری میگوید: در رابطه با کودکآزاری اگر جزو منافی عفت باشد، سازمان مردم نهاد نمیتواند بدوا شکایت کند و باید رضایت ولی کودک نیز موجود باشد و این امر پروسه را سخت میکند چون سازمان نمیتواند ورود کند و اگر پدر و مادر رضایت نداشته باشند یا خشونت جنسی توسط اعضای خانواده اتفاق افتاده باشد، کار بسیار سخت میشود بنابراین یکی از اشکالات کار در مرحله اثبات است.
34.تأملی بر معضل کودک همسری در ایران/پیگیری اصلاح قانون سن ازدواج توسط مجلس. ، کودکهمسری، امروزه یکی از معضلات پر آسیب جامعه ایران است. اتفاقی پر تکرار و با سابقه که در بسیاری از شهرهای ایران به وقوع میپیوندد و آثار زیانبار بسیاری را هم با خود به همراه دارد. به گزارش «تابناک» )
35.وجود ۶۰۰ کودک خیابانی در لرستان.اسدالله حیدری مدیرکل بهزیستی استان لرستان، با اشاره به اینکه ۶۰۰ کودک خیابانی در لرستان وجود دارد که اکثر آنها کودک کار هستند، گفت: از سال گذشته ۴ مرکز را به کمک بخش خصوصی برای جمع آوری و نگهداری کودکان خیابانی در استان راه اندازی کرده ایم گزارش خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از لرستان
36.کودکان در هر شرایطی باید از خدمات مورد نیاز بهرهمند شوند.های باشگاه خبرنگاران جوان از انوشیروان محسنی بندپی در مراسم بهرهبرداری از خانه کودک سرای مهر اشکذرگفت: یکی از مسائلی که امروزه در جوامع وجود دارد، ضرورت توجه به کودکان بیسرپرست و یا بدسرپرست است. به گزارش خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از یزد
۹۰ 37.درصد کودکان خیابانی یزد اتباع افغانستانی غیرمجاز هستند.، جلیل عفتی چهارشنبه شب در مراسم افتتاح اورژانس اجتماعی شهرستان تفت با بیان اینکه بسیاری از آسیب های اجتماعی استان یزد زاییده مهاجرت ها است، اظهار داشت: بحث کودکان خیابانی که طی چند سال اخیر یزد را درگیر کرده، اغلب به دلیل مهاجرت اتباع افغانستانی غیرمجاز به این استان است. به گزارش خبرنگار مهر
38.کودکانی که تنها وارد خاک ایران میشوند /۱۰ درصد کودکانک ار در دام باندها و مافیاها. طاهره پژوهش در گفت وگو با ایسنا،افزود: گزارشهای انجمنهای فعال در حوزه کودکان حاکی از عدم همکاری بیمارستانهای یاد شده است این در حالیست که وضعیت رسیدگی به درمان کودکان کار که عمدتا فاقد کارت مهاجرت هستند به یکی از مشکلات عمده انجمن های فعال حوزه کودکان کار و خیابان تبدیل شده است. ایسنا،
39.پسر ۷ ساله خوزستانی داماد شد. هدی رشیدی یکی از اعضای گروه همیاران بی نام و برگزار کننده این مراسم در این باره گفت: صالح مدتی قبل به یکی از اعضای گروه، گفته بود که بزرگ ترین آرزویش برتن کردن لباس دامادی است، این کودک هفت ساله در حین درمان درد و رنج زیادی را تحمل می کرد، همین مساله باعث شد که برآورده کردن آرزوی او را در اولویت قرار دهیم.
40.آزارجنسی کودکان کار زخمی ناسور/ مصادیق کودک آزاری چیست؟جامعه > آسیبها – ایرنا نوشت: خشونت علیه کودکان ذاتا دردآور است اما دردآورتر آن است که شاهد آزار دیدن کودکان کار بی پناه باشی؟ کودکانی که از حداقل حقوق انسانی خود جامانده اند و مرتب استثمار می شوند. کودکانی که سرنوشت برای آنان بد، خواسته است و از محبت پدر و مادر دور مانده اند؛ کودکانی که بچگی نمی کنند بلکه یک شبه رویاهای کودکی خود را با کار کردن و التماس برای فرار از تنبیه سرکرده خود با هزار حسرت و آرزو با دنیای بزرگسالی معاوضه می کنند. ایرنا
ازدواج کودکان
حمایت از کودکان : ۱۰نکته با آقای قرائتی درباب ازدواج دختران در ۱۳ سالگی. در مساله ازدواج باید عجله کرد و دختر و پسر باید ازدواج کنند. البته من با ازدواج دانشجویی مخالفم، بلکه ازدواج باید دبیرستانی باشد. زیرا دختران در سن ۱۳ سالگی شوهر می‌خواهند و آن کسی که او را خلق کرده، بهتر می‌داند که برای او چه چیزی بهتر است
دولت غیر مسئول: 1.کمبود ۶۷ مدرسه در نقاط حاشیه نشین شهرهای سیستان و بلوچستان. معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار سیستان و بلوچستان گفت که علاوه بر مدارس در حال احداث، آماده کلنگ زنی و آماده افتتاح در حاشیه ی شهر های سراوان، ایرانشهر، چابهار و زاهدان، ۶۷ مدرسه در نقاط حاشیه نشین شهرهای استان مورد نیاز است که هنوز تعیین تکلیف نشده اند که باید سازمان برنامه و بودجه و شورای برنامه ریزی در خصوص تامین اعتبار آنها اقدام نماید. (خبرگزاری هرانا )
2.ماجرای زورگیری کودکانی ۱۲ و ۸ ساله با استفاده از چاقو؛ کودک ۱۲ ساله ای که به همراه پسردایی ۸ ساله اش اقدام به زورگیری با چاقوی ضامن دار کرده بودند، درحالی توسط ماموران کلانتری مصلای مشهد دستگیر شدند که پرده از سرقت اموال داخل خودرو نیز برداشتند.خبرگزاری هرانا
3.بحران «مدرسه» در منطقه ۲۲ تهران.وضعیت فضاهای آموزشی در منطقه ۲۲ تهران بحرانی است، این گفته مسئولان آموزش و پرورش تهران از کمبود شدید مدارس در منطقه ۲۲ تهران است. به گزارش گروه آموزش و پرورش خبرگزاری فارس،
4.شیوع هفت و نیم درصد خودکشی ها در ایران در بین افراد زیر ۱۸ سال. رئیس سازمان پزشکی قانونی در خصوص آمار خودکشیها در سال گذشته توضیحاتی را ارائه داد. آقای شجاعی در خصوص بیشترین شیوههای خودکشی در کشور، گفت که ۵۲ درصد شیوه خودکشیها حلق آویز، ۱۷ درصد مسمویت با سم، ۷ درصد دارویی، ۶ درصد سلاح گرم، ۶/۵ درصد سوختگی و ۴ درصد سقوط از بلندی بوده است. وی در رابطه با سن خودکشی نیز ضمن ارائه اماری تاکید کرد “۷/۵ درصد زیر ۱۸ سال بوده است” . خبرگزاری هرانا
5.بهزیستی امکان و توان نگهداری ۳ هزار کودک را ندارد. مدیر عامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران گفت که ۳ هزار کودک دارای آسیب اجتماعی داریم که بهزیستی امکان و توان نگهداری آنها را ندارد. به گفته آقای قدیمی، هزینه نگهداری هر کودک برای شهرداری ماهیانه بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان است. خبرگزاری هرانا 6.استاندار کردستان: ثبت ۵۳۲ مورد ازدواج زیر ۱۰ تا ۱۵ سال در کردستان. عبدالمحمد زاهدی چهارشنبه شب در نخستین جلسه راهبردی حیات استان که در سالن شهدای گمنام استانداری کردستان برگزار شد، با بیان اینکه باید تحولات و آمار جمعیتی را شناسایی، تحلیل و به دیدگاههای مختلف توجه کنیم، اظهار داشت: “لازم است در شورای راهبردی جمعیت از دیدگاههای علمی استفاده شود چرا که آمار و مطالعات تحولات جمعیتی اصلیترین آمار همه برنامه هاست”. خبرگزاری هرانا به نقل از تسنیم،
7.صدور یک حکم اعدام برای متهم نوجوان. پسر نوجوانی که با همدستی نامادریاش پدرش متهم است پدرش را کشته است، در دادگاه جنایی به قصاص محکوم شد. قضات دادگاه نامادری وی را نیز به اتهام معاونت در قتل به ١۵سال زندان محکوم کردند. خبرگزاری هرانا
8.هزینه های میلیونی مدارس دولتی و قوانین دستوپاگیر در فصل ثبت نام. اثبت نام دانش آموزان در مدارس عملاٌ از نیمه های خرداد با ثبت نام کلاس اولیها آغاز شده است و در تیر ماه با پایان امتحانات و اعلام نتایج، شاهد اوج گرفتن بحث ثبت نام دانش آموزان در مدارس و مشکلات خانوادهها در این رابطه هستیم. به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم،
9.مدارس منطقه ۱۳ فرسوده هستند. رئیس آموزش و پرورش منطقه ۱۳ تهران گفت: بیشتر مدارس منطقه ۱۳ آموزش و پرورش شهر تهران فرسوده هستند که نیاز به مرمت و بازسازی دارند.
10.مافیای پشت پرده آزمون ورودی مدارس تیزهوشان. معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش گفت: چطور بعد از آموزش کیفی ـ توصیفی، آزمون سختی برای ورود به مدارس تیزهوشان گرفته می شود؟ این مهم مافیای اقتصادی داشته که پشت این قضایا قرار دارد.
11.روایت ۲۰ سال تشنگی و فقر/ به «کلاته نظر» نگاه کنیم. برای رسیدن به کلاته نظر باید بیش از ۱۵ کیلومتر در سنگلاخ و پستی و بلندی راند تا در انتهای راه چند خانه روستایی رو به ویرانی نمایان شود. اهالی روستا میگویند: شما یکبار برای آمدن به اینجا این همه سختی کشیدید اما این مسیر هر روزه ماست. مسیر هر روزه کودکانمان برای رفتن به مدرسه، مردانمان برای فروش اندک شیر بز و گوسفند باقی مانده و زنانمان برای رسیدن به طبیبی که راه چاره مارگزیدگی و زایمان را بداند.
12.سی درصد از مدارس استان کرمانشاه فرسوده هستند. فرهاد تجری عضو مجمع نمایندگان استان کرمانشاه با اشاره به اینکه طی چندسال اخیر اقدام خاصی از سوی وزارت آموزش و پرورش برای تجهیز، نوسازی و بازسازی مدارس استان کرمانشاه صورت نگرفته، از این رویه انتقاد کرد. آقای تجری گفت که ۳۰ درصد از مدارس و فضاهای آموزشی استان کرمانشاه فرسوده هستند و نیاز به بازسازی، تجهیز و ساماندهی دارند. خبرگزاری هرانا
13.قانونی که نگذاشت مریم میرزاخانی برای دخترش تابعیت ایرانی بگیرد. فهیمه حسن میری: شنبه روز بدی بود، این را عکسهای سیاه پروفایل کاربران شبکه های مجازی نشان میداد؛ پیامهای تسلیتی که دست به دست میشد؛ همراه با تصویرهای تقریبا یکسان و مشابهی از یک زن موفق ایرانی با نگاهی نافذ و سکوتی که حالا دیگر برای همیشه است. خبرانلاین
14.عدم آموزش صحیح به والدین و فرزندان، سبب رخ دادن فجایعی نظیر جنایت پارس آباد میشود/ خانواده متهم نباید بار گناه او را بر دوش بکشند. حجتالاسلام علی محمدی جورکویه، عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفتگو با خبرنگار آئین و اندیشه خبرگزاری فارس ، با اشاره به اتفاق روی داده اخیر در شهر پارسآباد برای یک دختر بچه، در زمینه علل روی دادن چنین فجایعی گفت: جرمشناسان عوامل جرم را به دو دسته فردی و اجتماعی تقسیم میکنند؛ در بخش عوامل فردی بحث اعتماد کودکان ما به افراد بیگانه وجود دارد که باعث زمینهسازی برای بزهکاری میشود یعنی ما به فرزندان خود آموزش نمیدهیم که به افراد بیگانه اعتماد نکنند و همین در بسیاری از موارد باعث بزهدیدگی میشود. خبرگزاری فارس
15.لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان ۶ سال است در مجلس خاک می خورد. زمانی که یک کودک قربان خشونت خانگی و یا تجاوز میشود، جای خالی یک قانون در بین قوانین کشور احساس میشود؛ پس از گذشت حدود ۶ سال از ارسال لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان به مجلس، این لایحه همچنان در دست بررسی بوده و هنوز نتوانسته به صحن علنی وارد شود و رأی نمایندگان را کسب کند. یک عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با شاره به حادثهای که برای آتنا اصلانی اتفاق افتاد به شرح آخرین وضعیت این لایحه و موانع پیش روی تصویب آن پرداخت.خبرگزاری هرانا
16.گشین، کودک قربانی مین، ۴ سال است سرگردان دادگاه ها است. دختربچه ۹ ساله ای به نام گشین کریمی به همراه ۶ تن از دوستانش در سال ۹۲ در منطقه ای کاملا مسکونی که کیلومترها با مرز ایران و عراق فاصله دارد، طی انفجار مین دچار قطع عضو شد. علیرغم گذشت ۴ سال از زمان انفجار مین پیگیری های خانواده این کودک برای دریافت کمک و حمایت های لازمی که این کودک را به زندگی عادی بازگرداند بی نتیجه مانده است. نبود شفافیت کافی در قوانین و هماهنگی میان ارگان های مختلف باعث شده است در مهمترین زمانی که این کودک به حمایت نیاز دارد سرگردان دادگاهها باشد. خبرگزاری هرانا
فروش کودکان : 1.کودکان زیر تیغ اجاره و قاچاق اعضای بدن. یکی از اعضای شورای اسلامی شهر تهران به خرید و فروش باند کودکان اشاره کرده و افزوده است: «در بسیاری از موارد کودکان ناپدید میشوند و اعضای بدن آنها قاچاق میشود و بعد از مدتها جسد برخی از آنها در بیابانها بدون کلیه و چشم رها شده است. به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از فارس
2.هشدار نماینده مجلس نسبت به رواج قاچاق اعضای کودکان. روزنامه بهار طی گزارشی درباره اخبار متناقض از «قاچاق اعضای بدن کودکان»، گزارش داده که روز یک شنبه محمدعلی پورمختار، عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس نسبت به رواج قاچاق اعضای کودکان خانوادهه ای معتاد هشدار داده و گفته است: «اجاره و قاچاق اعضای کودکان به ویژه در بین خانواده های معتاد وجود دارد، از این رو در لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان تکلیف این افراد از حیث قانونی مشخص میشود.» روزنامه بهار
3.بازار گرم فروش کودکان در مناطق پرخطر و حاشیه ای پایتخت / زنان معتاد متهم اصلی کودک فروشی. نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر ورود جدی به کوچه پس کوچه های مناطق حاشیهای و مبارزه با اعتیاد و کودک فروشی، تصریح کرد: مسئولان اجرایی هرچند مناطقی را پاکسازی کردهاند اما روشهای به کار گرفته به نوعی است که این افراد را از محلهای به محله دیگر انتقال دادند، به عنوان مثال معتادان و متکدیان از محله دروازه غار رانده شده و در کوچه پس کوچه های این محله پخش شدند خبرنگار خبرگزاری خانه‌ملت
4.خرید و فروش نوزدان از ۲۰۰ هزار تومان تا قیمت های میلیونی. خبرگزاری هرانا – فاطمه دانشور، عضو شورای شهر تهران با اشاره به خرید و فروش نوزادان در جنوب تهران، اظهار داشت “متاسفانه گزارشات نشان میدهد خانمهای کارتن خواب به هنگام زایمان در برخی از بیمارستانهای جنوب و مرکز شهر مراجعه و پس از به دنیا آمدن نوزاد با دریافت ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومان بچه خود را میفروشند”. خبرگزاری هرانا
کودک آزاری : 1.دختر ۱۲ ساله در گرگان پس از اینکه مورد تجاوز قرار گرفت، خودکشی کرد و جان سپرد.دختر ۱۲ ساله در شب ۲۷ خرداد (مصادف با شب قدر بیست و سوم) با یکی از دوستان خود در خیابان های روستا مشغول گفتگو بودند که با یک مرد ۳۰ ساله مجرد اهل همان روستا روبرو شدند، این مرد با دیدن دو دختر، به وسیله چاقو آن ها را تهدید کرد که دوست این دختر از ترس پا به فرار گذاشت اما دختر ۱۲ ساله در دام این مرد افتاد و در اقدامی زشت و ناگوار، وحشیانه مورد تجاوز قرار قرار گرفت. خبرگزاری هرانابه نقل از رکنا،
2.پنج مرد در آبادان به دختر نوجوانی در مقابل چشمان نامزدش تجاوز کردند. سحرگاه دوشنبه ٢٢ خردادماه امسال دختر نوجوانی در خانه مادربزرگش در آبادان سرگرم درسخواندن بود و هنوز لحظاتی از ورود نامزدش نگذشته بود که صدای مرموزی از حیاط خانه به گوش رسید. ناگهان چند مرد که چاقو و قمه به دست بودند از بالای دیوار خانه وارد حیاط شده و خودشان را به داخل خانه رساندند. نامزد نسرین با دیدن این صحنه شوکه شده بود که مردان خشن او را هدف ضربات چاقو قرار داده و در ادامه مردان جوان در اقدامی سیاه دختر نوجوان را در برابر دیدگان نامزدش مورد تجاوز قرار دادند. خبرگزاری هرانا به نقل از شهروند،
3.پزشکی قانونی خراسان رضوی از ثبت ۷ هزار مورد زن آزاری و ۴۲۶ مورد مرد آزاری خبر داد. خبرگزاری هرانا – مدیرکل پزشکی قانونی خراسان رضوی گفت که “سال ۹۵حدود ۷هزارو ۳۸۵ فقره همسرآزاری در پزشکی قانونی به ثبت رسیده که نسبت به سال گذشته ۸۲۱ فقره افزایش داشته است که از این تعداد ۶هزارو۹۲۳ مورد زن و۴۶۲ مورد مرد بوده اند. همچنین سال گذشته ۱۲۳مورد کودک آزاری در پزشکی قانونی استان به ثبت رسیده است”. خبرگزاری هرانا
4.تشکیل پرونده بهخاطر آزار کودکان اوتیست تا حد “شکستگی بدن”. ه گفته قاضی محمد بخشی محبی، معاون امور اجتماعی و پیشگیری از جرم دادسرای مرکز استان خراسان رضوی، در پی شکایتهای شماری از والدین کودکان اوتیست، یک پرونده کودکآزاری در دادسرا تشکیل شده است. بخشی محبی روز سهشنبه (۲۳ خرداد/ ۱۳ ژوئن) به خبرگزاری ایسنا گفت، به علت این شکایتها از بهزیستی خراسان رضوی خواسته شده تا به تحقیق و بررسی در این مورد بپردازد که بر همین اساس هم جلسهای با حضور نمایندگان بهزیستی و علوم پزشکی تشکیل شده است. خبرگزاری ایسنا
“5.روزانه ۲۵ مورد کودکآزاری در ایران گزارش میشود”. رئیس مرکز فوریتهای اجتماعی سازمان بهزیستی ایران، اعلام کرده که در سال ۱۳۹۳ حدود هشت هزار و ۶۶۴ مورد تماس تلفنی با مرکز اورژانس اجتماعی در خصوص کودکآزاری صورت گرفته است. خبرگزاری آنا
6.شکنجه عجیب کودکان در احمدآباد. به گزارش گروه حوادث خبرگزاری برنا، این کودکان 9 ساعت در روز و در گرماى 40 درجه احمدآباد هند به سنگ بسته می شوند تا مادران آنها در خانه هاى مجلل کار کنند ، مادران اجازه ندارند کودکان خود را داخل ببرند. خبرگزاری برنا
7.ماجرای کودک آزاری هولناک. به گزارش خراسان، ماجرای این کودک آزاری اواخر بهمن سال گذشته از آن جا لو رفت که زن جوانی کودک 6 ساله ای را به یکی از مراکز درمانی رساند. پزشکان درمانگاه با دیدن وضعیت وخیم کودک بلافاصله او را با آمبولانس به بخش سوختگی بیمارستان امام رضا(ع) انتقال دادند و بدین ترتیب نوید کوچولو حدود یک ماه در بیمارستان بستری شد. گزارش خراسان، 8.کودک آزاری در مشهد؛ ناپدری ام بدن مرا با فندک میسوزاند. رسیدگی به پرونده یک کودک آزاری هولناک در حالی دردادسرای عمومی و انقلاب مشهد ادامه دارد که بنا به گفته خواهر این کودک ۶ ساله وی تاکنون چند بار مورد عمل جراحی پلاستیک قرار گرفته است. کودک خردسال در این رابطه گفته بود “ناپدری ام مرا با فندک می سوزاند و در حمام با تیغ بدنم را می برید و گاهی هم به من سوزن می زد” خبرگزاری هرانا
9.جمعیت انبوه در تشییع جنازه آتنا اصلانی دختری که در پارسآباد به قتل رسید. تشییع جنازه آتنا اصلانی، دختربچه هفت سالهای که در پارسآباد مغان، در استان اردبیل، به قتل رسیده بود، با حضور جمعیتی انبوه برگزار شده است. صدها نفر از اهالی این شهر با حضور در مراسم تشییع جنازه و نصب پارچهنوشتههایی با خانواده آتنا همدردی کرده اند بی‌بی‌سی
10.ناپدری بیش از ۷۰ بار به کودک ۷ ساله تجاوز کرد/«کیمیا»« آتنا»ی دیگر. به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس، داستان آتنای هفت ساله را همه شنیده اند. دختر بچه ای که برای آب خوردن به مغازه ای رفت که صاحبش رسم مهربانی و انسانیت را از یاد برده بود و … هنوز داغ آتنای پارس آبادی سرد نشده که خبر آزار و اذیت جنسی دخترکی هفت ساله در استان البرز سرزبان ها افتاده. دختری به نام کیمیا که از طرف ناپدری مورد تجاوز قرار گرفت تا این روزها روی تخت بیمارستان روزگار بگذراند. به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس
11.گزارش ۱۲۶ مورد کودک آزاری در اردبیل. در سه ماهه نخست سال جاری ۱۲۶ تماس کودکآزاری با اورژانس اجتماعی اردبیل یعنی خط ۱۲۳ به ثبت رسیده است. خبرگزاری مهر
وضیعت اموزش کودکان :1. تأکید قرآن کریم بر امر به معروف بیش از نهی از منکر است. به گزارش خبرگزاری مهر، حجت الاسلام والمسلمین محمد جواد بهشتی در نشست شورای امر به معروف و نهی از منکر وزارت آموزش وپرورش که در ساختمان مرحوم علاقهمندان برگزار شد، اظهارکرد: یکی از افتخارات نظام جمهوری اسلامی ایران، بهره گیری از دو فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر است که این وظیفه برعهده همه مسلمانان از کودک تا بزرگسال نهاده شده و در آیات مختلف قرآن کریم نیز برآن تأکید شده است. به گزارش خبرگزاری مهر
2.محرومیت مدارس سیستان وبلوچستان حتی در آبخوریها. تحصیل در مدرسه برای دستیابی به حداقل مدرک از نگاه جوانان امروزی ــ دیپلم ــ آنقدرها که ما شهرنشینها تصور میکنیم، آسان نیست. بسیاری از دانش آموزان این سرزمین برای تحصیل باید رنجها و سختیهایی را به جان بخرند، سختیهایی که به دلیل محرومیتها نصیبشان شده است.( به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم
3.رسیدگی به وضعیت امور فرزندان ایثارگران در اولویت است/ دست از تلاش برنمی داریم. در پی اعتراض کمپین پیگیری امور رزمندگان و جانبازان زیر 25 درصد مبنی بر اجرا نشدن قانون توسعه برنامه ششم، مدیران این کمپین با حسن نوروزی، رییس فراکسیون ایثارگران مبنی بر رسیدگی امور رزمندگان، ایثارگران و جانبازان زیر 25 درصد جلسه ای برگزار کردند. به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری برنا،
4/.آیین نامه حمایت قضایی از آمران به معروف و ناهیان از منکر ابلاغ شد. مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش وپرورش، پیش از ظهر امروز محمدرضا مسیب زاده در نشست شورای امر به معروف و نهی از منکر وزارت آموزش و پرورش که در ساختمان مرحوم علاقه مندان برگزارشد، اظهارکرد: تشکیل شورای امر به معروف و نهی از منکر درآموزش و پرورش دارای اهمیت خاص است و تلاش می کنیم این جلسات تداوم داشته باشد. گزارش ایلنا
5.وجود بیست نوع مدرسه در ایران نشانه تبعیض است؟در حالی که برخی گزارشها حکایت از وجود بیشتر از بیست نوع مدرسه در ایران دارد، مهدی نوید ادهم، دبیر شورای عالی آموزش و پرورش آن را رد کرده و با اشاره به سند تحول بنیادین آموزش و پرورش گفته که “به دنبال مدیریت و کاهش تنوع مدارس هستیم.” بی بی سی
6.جلوگیری خانوادهها از تحصیل دخترانشان به دلیل حضور معلم مرد. فخرالدین دانش آشتیانی در ششمین نشست شورای هماهنگی بهبود و ارتقای شاخصهای آموزشی و پرورشی در مناطق محروم و کمتر توسعه یافته کشور که به میزبانی ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) برگزار شد، همت دستگاهها و نهادها در رفع محرومیت از مناطق کمتر توسعه یافته را قابل تقدیر دانست و اظهار کرد: باید تلاش کنیم در کوتاه ترین مدت، شاخصهای آموزشی و پرورشی در مناطق محروم ارتقا یابد، ارتقای این شاخصها به ارتقای سایر شاخص ها در مناطق کمتر توسعه یافته و محروم منجرخواهد شد. به گزارش خبرگزاری تسنیم،

 


گزارش نقض حقوق جوان و دانشجو در تیر 96
دلارام دره شوری

 

اسامی/محل/نهاد ناقض حقوق بشر

تعداد موضوع ردیف
عبدالوحید هوت معروف به حمید و زبیر هوت که محکوم شده اند به رای صادره خود اعتراض کردند که پس از اعتراض با تقلیل حکم قبلی عبدالوحید هوت به ۱۵ سال زندان و میلیون55 جریمه و زبیر هوت به ۲۵ سال زندان و۱۰۰میلیون جریمه مواجه شدند 2 محکومیت ۴۰ سال حبس و ۱۵۵میلیون جریمه برای دو زندانی سیاسی بلوچ 1
پسر جوانی که روی صورت راننده اپتیما اسید پاشیده بود، پس از دستگیری خودش را به جنون زد و مدعی شد که تصور می‌کرده، قربانی هرشب با خواهرش رابطه پنهانی دارد. عامل این اسید پاشی درنهایت راز این حمله اسیدی را فاش کرد و گفت؛ به خاطر حسادت دست به این کار زده است 1 اسیدپاشی به پسر ۱۹ ساله در تهران

 

2
 جمعه، ۹ تیر ۱۳۹۶، دوازده تن از تجمع کنندگان در قلعه بابک از توابع شهرستان کلیبر واقع در استان آذربایجان شرقی، به مناسب سالروز بابک خرمدین، با دخالت ماموران امنیتی همراه با ضرب و شتم حاضرین، بازداشت و به اداره های اطلاعات و زندان اهر منتقل شدند 12 آخرین وضعیت بازداشت شدگان قلعه بابک 3
علیرضا گلی پور زندانی امنیتی مشکوک به سرطان محبوس در سالن ۱۲ بند ۷ زندان اوین، در سالگرد پنجمین سال حبس خود، جهت برگزاری کمیسیون پزشکی، به مرخصی استعلاجی سه روزه و قابل تمدید اعزام شد 1 علیرضا گلی پور به مرخصی اعزام شد 4
امید دباغچی مُکری مهندس کامپیوتر در روز جمعه ١٧ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴‌ خورشیدی، همزمان با اعتراضات مردمی مهاباد نسبت به مرگ مشکوک «فریناز خسروانی» در مقابل هتل «تارا»، از سوی ماموران امنیتی اداره‌ی اطلاعات این شهرستان در منزل شخصی‌اش بازداشت گردید 1 امید دباغچی مکری در سومین سال حبس از مرخصی محروم است 5
روز یکشنبه ٢٨خرداد زنی جوان به دلیل مشکلات خانوادگی در شهر دیواندره اقدام به خودکشی نمود 2 زن و مردی جوان به زندگی خود پایان دادند 6
بهزاد کشوری از مدیران کانال های تلگرامی دولت در صفحه توئیتر خود نوشت: “نیما کشوری از بند دو الف به سلول انفرادی زندان اوین منتقل شده. ممنوع الملاقات و تماس شده 1 نیما کشوری، پس از اعتصاب غذا به سلول انفرادی منتقل شد 7
گلرخ ابراهیمی ایرایی، کنشگر مدنی محبوس در بند نسوان زندان اوین در صورت عدم تغییر شرایط حدود ۳ سال دیگر تا زمان آزادی در زندان حضور خواهد داشت 1 گزارشی از آخرین وضعیت گلرخ ایرایی 8
تشکل دانشجویی در نامه‌ای به دکتر اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور، به احکام تعلیق صادر شده برای رزیدنت‌های پاتولوژی اعتراض کرده و خواستار لغو این احکام شدند 34 اعتراض ۳۴ تشکل دانشجویی به احکام انضباطی برای رزیدنت‌های پاتولوژی 9
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آرش صادقی کنشگر مدنی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین همچنان با وضعیت نامناسب جسمی در زندان بسر میبرد 1 شرح تداوم وضعیت نامساعد جسمی آرش صادقی در زندان 10
، شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، سیامک میرزایی فعال ترک (آذری) که در اعتراض به کارشکنی‌های مکرر صورت‌ گرفته در روند رسیدگی به پرونده خود تا زمان تخفیف و تعدیل در قرار وثیقه صادره، همچنین تکمیل نواقص پرونده جهت برگزاری دادگاه تجدید نظر دست به اعتصاب غذا زده است 1 گزارشی از وضعیت سیامک میرزایی در ششمین روز اعتصاب غذا 11
سیامک میرزایی فعال ترک (آذری) محبوس در بند هشت زندان اوین، که در اعتراض به کارشکنی‌های مکرر صورت‌ گرفته در روند رسیدگی به پرونده خود تا زمان تخفیف و تعدیل در قرار وثیقه صادره، همچنین تکمیل نواقص پرونده جهت برگزاری دادگاه تجدید نظر دست به اعتصاب غذا زده بود، روزجاری سه شنبه ۱۳ تیرماه ۱۳۹۶، با تحقق خواسته هایش به اعتصاب غذای خود پایان داد 1 پایان اعتصاب غذای سیامک میرزایی در زندان اوین 12
بعد از بازداشت رامین حسین پناهی توسط ادارە اطلاعات حکومت اسلامی ایران و شکنجە و وضعیت نابسامان روحی و جسمی نامبردە خواهران این زندانی سیاسی کرد نامە سرگشادەای را رو بە محافل حقوق بشری جهان و کردستان منتشر نمودند خواهران رامین حسین پناهی نامه سرگشادەای را رو بە محافل حقوق بشری جهان و کردستان منتشر نمودند 13
مجید اسدی و پیام شکیبا دو فعال دانشجویی و محمد بنازاده امیرخیزی، زندانی سیاسی امروز مورخ ۲۰ تیرماه از زندان رجایی شهر کرج به محل شعبه شش دادسرای زندان اوین منتقل شدند و در آن محل به ارائه آخرین دفاعیات خود پرداختند 3 اخذ آخرین دفاعیات از اسدی، شکیبا و امیرخیزی در دادسرای اوین 14
مجید اسدی، زندانی سیاسی که پیشتر به بند یک زندان رجایی شهر کرج تبعید شده بود، در زندان مطلع شد که پس از یک وقفه حقوقی غیرقانونی، قرار بازداشت اش به مدت یک ماه دیگر تمدید شده است 1 تمدید قرار بازداشت مجید اسدی 15
صبح روز شنبه ۱۷ تیرماه سال ۱۳۹۶ خورشیدی، یک جوان هجده ساله به نام «شمس‌الدین علی‌زاده» در محل کارش در ارومیه بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد 1 بازداشت یک جوان اهل ارومیه توسط نیروهای امنیتی 16
سازمان عفو بین‌الملل خواستار رسیدگی فوری به وضعیت امید علی‌شناس، فعال حقوق بشر، در زندان. اوین تهران شده است بر اساس اطلاعیه این سازمان، آقای علی‌شناس بیش از شش ماه است که در بند هفت زندان اوین در شرایط نامناسب نگهداری می‌شود 1 سازمان عفو بین‌الملل خواستار رسیدگی به وضعیت امید علی‌شناس شد 17
مجموعاً بیش از ۴۰ نفر از زیرمجموعه‌های دانشگاه آزاد – ایسکانیوز، آنا و فرهیختگان – اخراج شدند 40 موج اخراج روزنامه‌نگاران رسانه‌های دانشگاه آزاد در پی روی کار آمدن فرهاد رهبر 18
جمعی از تشکل های دانشجویی کشور پیرامون مشکلات مردم سیستان و بلوچستان بیانیه ای صادر کردند. در قسمتی از این بیانیه امده است “سیستان و بلوچستان که به لحاظ وسعت دو برابر کشور آلمان است! امروز سرزمین فراموش شده ای است که در این روزهای گرم تابستان، علاوه بر مشکل دسترسی به آب آشامیدنی سالم، هوای پاک و تنفس راحت هم از مردمانش سلب شده است.” بیانیه تعدادی از تشکل های دانشجویی کشور پیرامون مشکلات سیستان و بلوچستان 19
، جوانی ٢٣ ساله اهل روستای “کانی چرمو” از توابع شهرستان دیواندره در غروب روز پنج‌شنبه به دلایل نامعلومی جان خود را از دست داد 1 مرگ ابهام‌ آمیز دانشجوی کُرد 20
پیام شکیبا عضو اسبق انجمن اسلامی دانشگاه زنجان و دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی، چهارمین ماه بازداشت خود را به صورت بلاتکلیف در بند ۲ زندان رجایی شهر برخلاف اصل تفکیک جرایم در میان زندانیان عادی به سر می برد 1 گزارشی از آخرین وضعیت پیام شکیبا، دانشجوی زندانی 21
شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۶، حمید بابایی زندانی محبوس در زندان رجایی شهر کرج با پایان مدت مرخصی و عدم تمدید آن به این زندان بازگشت 1 حمید بابایی برای ادامه حبس به زندان رجایی شهر کرج بازگشت 22
ایوب اسدی اهل مریوان در آستانه هفتمین سال حبس خود در زندان کاشمر واقع در استان خراسان رضوی به سر می برد، علیرغم وجود شرایط نامناسب جسمی و صدور وثیقه ۲۵۰ میلیون تومانی از دو سال پیش، با دخالت دستگاههای امنیتی از اعطای مرخصی استعلاجی و آزادی مشروط به وی جلوگیری می شود. 1 ایوب اسدی؛ هفت سال محروم از مرخصی و درمان 23
، این دو زندانی سیاسی از ۹ سال پیش بدون مرخصی در حبس به سر میبرند و از سال ۱۳۹۴ بعد از تبعید به زندان قزوین، خانواده‌هایشان به علت مسافت طولانی برای ملاقات حضوری با مشکلات متعددی روبرو بوده‌اند 2 آخرین وضعیت دو زندانی تبعیدی در زندان قزوین 24
به نقل از شستون کریم:بخش درازهی مدیر آموزش و پرورش بخش بم پشت سراوان اعتقاد دارد که معضلات قاچاق سوخت دامن‌گیر بسیاری از دانش آموزان این منطقه شده است به گونه ای که پیامد های منفی قاچاق سوخت موجب افت تحصیلی دانش آموزان پسری شده است است که گاها به دلایل مختلف با سوختکش ها همراه هستند فقر عامل افت تحصیلی در بلوچستان 25
سال هاست درویشان گنابادی در ایران از حقوق اجتماعی و تحصیلی خویش محرومند و نگاه امنیتی حکومت بر آنان سنگینی می کند. در یکسال گذشته با وجود وعده ها و شعارهایی مبتنی بر ایجاد بستر مناسب برای آزادی های فردی و اجتماعی از سوی سیاستمداران در جامعه شاهد گسترش محرومیت های اجتماعی دراویش گنابادی بوده‌ایم 1 محرومیت تحصیلی دراویش گنابادی 26
گزارش‌گران بدون مرز(RSF) تشدید سانسور بر روی اینترنت و سرکوب شهروند خبرنگاران در ایران را محکوم می کند. از آغاز سال میلادی ۲۰۱۷ ، سازمان بیش از ۹۴ مورد بازداشت وب‌ نگاران را شمارش کرده است. روزنامه نگاران همچنان قربانی جنگ قدرت جناح‌های مختلف نظام هستند جمهوری اسلامی ایران به مهار اینترنت و سرکوب شهروند خبرنگاران ادامه می‌دهد 27
حسین تاج از وکلای دادگستری از امیدواری خانواده اسماعیل عبدی نسبت به تحقق وعده دستگاه قضایی برای اعطای مرخصی به این فعال صنفی معلمان خبر داد و گفت که آقای عبدی در روز شانزدهم خرداد از بیمارستان ترخیص شد و با گذشت بیش از دوهفته از این تاریخ هنوز به او مرخصی داده نشده است 1 حسین تاج: امیدواری برای موافقت با مرخصی اسماعیل عبدی 28
مهرداد گریوانی در انفرادی نگهداری می‌شود و روحیه‌اش به شدت ضعیف شده است؛ در آخرین ملاقات علایمی از فراموشی در او دیده می‌شد و حتی بعضی اسم ها کاملا از یادش رفته بود 1 وضعیت نامساعد روحی و جسمی مهرداد گریوانی در سلول انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین 29
آزیتا قره‌بیگلو با اشاره به وضعیت نامساعد سلامتی علیرضا گلی‌پور اظهار داشـت: موکلم در حال حاضر در مرخصی پزشکی به سر می‌برد و این مسئله به تایید پزشکی قانونی نیز رسیده است 1 تایید عدم تحمل کیفر علیرضا گلی‌پور از سوی پزشکی قانونی 30
آرش صادقی کنشگر مدنی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین صبح روز جاری، ۴ تیرماه ۱۳۹۶، برای انجام معاینات پزشکی به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شد 1 انتقال آرش صادقی به بیمارستان طالقانی و بازگشت به زندان بدون رسیدگی کافی پزشکی

31

این گزارش تنها بیانگر گوشه هائی از نقض حقوق جوانان و دانشجویان ایرانی است که توسط خبرگزاری های مورد تائید دولت ایران بازتاب داشته است و لذا نمیتواند بیانگر نقض گسترده و سامانمند این قشر بزرگ ازجامعه ما  باشد.همچنین از آنجا که دولت جمهوری اسلامی اجازه  فعالیت به مدافعان حقوق بشر  نمیدهد، بویژه فعالیت درمحدوده گزارشگری  و تهیه آمار نقض حقوق بشر بازهم گزارش زیر تنها می‌تواند بازتاب حجم بسیار اندکی از نقض گسترده حقوق بشر و بویژه حقوق پایمال شده جوانان ودانش پژوهان کشورمان باشد.

منابع: کانون دفاع از حقوق بشر در ایران،کمیته ی دفاع از حقوق جوان و دانشجو،هرانا،تارنگار حقوق بشر در ایران، کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، دانشجو انلاین خبرگزاری بهایی نیوز، کمپین فعالین بلوچ، موکریان نیوز،ایرنا،اژانس ایران خبر، کمپین دفاع از زندانیان سیاسی.

 


گزارش اعدام در ایران در تیر 96
محمد ابوطالبی

 


گزارش نقض حقوق زنان در تیر ماه 96
بابک میری

 

ردیف بازداشت و زندان شرح منبع تاریخ
1 عسل اسماعیل‌زاده بدون احضار و اتهام بازداشت شد عسل اسماعیل‌زاده، خبرنگار عکاس از سوی شعبه ۲ دادسرای فرهنگ و رسانه بدون احضار و اتهام بازداشت شد. همسر وی سعید سیف مدیر سایت اطلاع رسانی دیدبان ایران در این روز به این شعبه دادستانی احضار شده بود. وی ساعتی پس از بازداشت همسرش با انتشار  پیامی  بر روی توییتر نوشت: «در بازپرسی شعبه دو از من خواستند علیه دولت روحانی حرف‌های دروغ بنویسم وقتی انجام ندادم. همسرم عسل اسماعیل‌زاده را بازداشت کردن بدون احضاریه! » 4 تیر 1396
2 طاهره ریاحی و مونا معافی از زندان آزاد شدند طاهره ریاحی روزنامه‌نگار و مونا معافی فعال اجتماعی که از سال گذشته بازداشت شده بودند، از زندان اوین آزاد شدند. به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، طاهره ریاحی خبرنگار خبرگزاری برنا که دی ماه سال گذشته از سوی ماموران امنیتی بازداشت شده بود، ساعتی پیش با تامین قرار از زندان آزاد شد. مونا معافی از فعالان اجتماعی نیز که در بهمن سال گذشته دستگیر شده بود، عصر امروز با تامین قرار از زندان آزاد شد. هرانا 5 تیر 1396
3 کاهش حکم گلرخ ابراهیمی ایرایی گلرخ ابراهیمی ایرایی، فعال حقوق بشر دربند از بابت اتهام توهین به مقدسات، همزمان با همسرش، آرش صادقی، کماکان در زندان اوین به سر می برد. خانم ایرایی که از سال ۹۵ در زندان به سر می برد پس از مدتی تحمل حبس با کاهش حکم روبرو شد و هم اکنون محکومیت وی از ۷۲ ماه به ۴۲ ماه تغییر یافته است. هرانا 7 تیر 1396
4 دستگیری ۱۱۰ زن و مرد در مهمانی بامداد چهارشنبه گذشته، ۱۱۰ نفر زن و مرد که در یک مهمانی مختلط شرکت کرده بودند با صدور دستورات قضایی، توسط ماموران امنیت اخلاقی پلیس اطلاعات و امنیت خراسان رضوی دستگیر شدند. هرانا 10 تیر 1396
5 اعدام دو مرد و یک زن دو مرد و یک زن که با اتهامات مربوط به ”مواد مخدر“ به اعدام محکوم شده بودند، در زندان مرکزی رشت (لاکان) اعدام شدند. هرانا 12 تیر 1396
6 آزادی عسل اسماعیل‌زاده با وثیقه عسل اسماعیل‌زاده عصر امروز پس از تحمل ۱۵ روز بازداشت با ارائه وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. به گفته سیف هنگام آزادی همسرش، صحبتی در رابطه با اتهامات همسرش یا زمان احتمالی دادگاه نشده است. اسماعیل‌زاده همسر سعید سیف خبرنگار و فعال رسانه‌ای و مدیرمسئول سایت «دیده‌بان ایران» است که چندسال گذشته چندان فعالیت رسانه‌ای نداشته است. ایلنا 12 تیر 1396
7 معرفی پریوش شجاعی و روفیا پاکزادان به زندان امیر آباد پریوش شجاعی و روفیا پاکزادان دو شهروند بهایی ساکن گرگان که پیش تر احکام محکومیت دریافت کرده بودند خود را به زندان امیر آباد این شهر جهت اجرای حکم معرفی کردند. در هفته های گذشته نیز دست کم ۱۲ شهروند بهایی دیگر در استان گلستان راهی زندان شده اند. هرانا 13 تیر 1396
8 نازنین زاغری در وضعیت روحی خوبی بسر نمی برد نازنین زاغری، شهروند بریتانیایی ایرانی‌تبار که به دنبال حکم پنج سال حبس هم اکنون در تهران زندانی است، در وضعیت روحی خوبی بسر نمی برد. نازنین زاغری که به خاطر اتهاماتی مبهم مربوط به امنیت ملی به پنج سال حبس در ایران محکوم شده و در زندان بسر می برد، در حال از دست دادن موهایش است و وضعیت روحی و روانی مناسبی ندارد. هرانا 13 تیر 1396
9 معرفی شیوا روحانی به زندان امیر آباد شیوا روحانی شهروند بهایی ساکن گرگان که پیش تر حکم محکومیت دریافت کرده بود خود را به زندان امیر آباد این شهر جهت اجرای حکم معرفی کرد. در هفته های گذشته نیز دست کم ۱۴ شهروند بهایی دیگر در استان گلستان راهی زندان شده اند. هرانا 20 تیر 1396
10 نامه ای سرگشاده گلرخ ایرایی و آتنا دایمی خطاب به سفرای مقیم تهران در پی حضور و بازدید از زندان گلرخ ایرایی و فاطمه (آتنا) دایمی از فعالان محبوس در بند زنان زندان اوین، در پی حضور و بازدید از پیش تعیین شده سفرای مقیم تهران در این زندان، در نامه ای سرگشاده خطاب به این مقامات، از وضعیت نامناسب زندان و حقایق پنهان زندان اوین که می بایست به سمع و نظرشان می رسید، نوشتند. این دو فعال مدنی محبوس، خواهان بازدید های از پیش تعیین نشده از زندان ها و همچنین خواستار ورود گزارشگر ویژه حقوق بشر، عاصمه جهانگیر به ایران و بازدید از زندان ها و ملاقات با زندانیان شدند. هرانا 21 تیر 1396
11 شرایط نامناسب بهداشتی بند نسوان در بند زنان زندان اوین موسوم به بند نسوان که بسیاری از زندانیان آن مادرانی رنج کشیده هستند، زندانیان سیاسی-امنیتی بدون امکان برقراری تماس تلفنی مناسب در شرایط نامناسب بهداشت محیطی که منجر به بیماری های پوستی و زنان شده است، نگهداری می شوند. ملاقات‌های آن‌ها محدود است و مشکلات محیطی بسیاری در این محل به چشم می‌خورد. هرانا 21 تیر 1396
12 نامه مریم اکبری منفرد به سفرای بازدید کننده از اوین نامه مریم اکبری منفرد به سفرای بازدید کننده از اوین: «. . . به عنوان شاهد حرف می زنم. شاهد روزهای ناتمام و دهشتناک شهرری و گوهردشت و اوین، جایی که نفس یاری نمی رساند. سوله های تاریک و سقفی بلند بدون پنجره و روزنه و نور طبیعی؛ سوله هایی مملو از دود سیگار با دویست نفر جمعیت در هر سوله با ازدحام سرو صدا و بهم ریختگی اعصاب و روان زندانیان، ”به قهقرا رفتن انسان و انسانیت را من با چشم های خویش شاهد بودم.“ . . .» 22 تیر 1396
13 احضار شهناز اکملی به دادسرای اوین شهناز اکملی مادر مصطفی کریم بیگی، از جان باختگان اعتراضات سال ۸۸، طی تماسی تلفنی، فردا شنبه ۲۴ تیرماه ۱۳۹۶، به دادسرای اوین احضار شد. خانم اکملی پیشتر مورخ ششم بهمن ماه ۱۳۹۵، توسط نیروهای نهاد اطلاعات در محل کار بازداشت و به منزل شخصی اش منتقل شد. ماموران اطلاعات پس از تفتیش منزل، کلیه وسائل شخصی مربوط به خانم اکملی را توقیف کردند و به همراه ایشان با خود بردند. هرانا 23 تیر 1396
14 نامە سرگشادەی خواهران رامین حسین پناهی بعد از بازداشت رامین حسین پناهی توسط ادارە اطلاعات حکومت اسلامی ایران و شکنجە و وضعیت نابسامان روحی و جسمی نامبردە خواهران این زندانی سیاسی کرد نامە سرگشادەای را رو بە محافل حقوق بشری جهان و کردستان منتشر نمودند. کردپا 25 تیر 1396
15 جلوگیری از اعزام خانم دائمی به مرکز درمانی در حالی که پس از مدتها تلاش، خانواده آتنا دائمی، کنشگر مدنی محبوس در زندان اوین موفق به گرفتن اجازه مسئولین و پذیرش از مرکز درمانی خارج از زندان برای رسیدگی پیشرفته و تخصصی به بیماری کلیوی این زندانی شده بودند، در آخرین دقایق رئیس زندان اوین با اعمال سلیقه و به دلیل مشکل شخصی خود با این زندانی از اعزام خانم دائمی به مرکز درمانی مورد اشاره جلوگیری کرد. هرانا 26 تیر 1396

 

ردیف فرهنگی و اجتماعی شرح منبع تاریخ
1 آمار همسرآزاری در خراسان مدیرکل پزشکی قانونی خراسان رضوی گفت که ”سال ۹۵ حدود ۷ هزار و ۳۸۵ فقره همسرآزاری در پزشکی قانونی به ثبت رسیده که نسبت به سال گذشته ۸۲۱ فقره افزایش داشته است که از این تعداد ۶ هزار و ۹۲۳ مورد زن و۴۶۲ مورد مرد بوده اند. همچنین سال گذشته ۱۲۳مورد کودک آزاری در پزشکی قانونی استان به ثبت رسیده است“. هرانا 5 تیر 1396
2 اعتراض غساله‌ها به حکم به اتهام رابطه نامشروع شورای اسلامی کار کارگران بهشت زهرا به صدور حکم دادگاهی در ایران که یک زن ایرانی را به اتهام رابطه نامشروع با یک مرد بیگانه به ۷۴ ضربه شلاق و دو سال کار در غسالخانه محکوم کرده اعتراض کرده‌ است. تطهیرکنندگان (غساله‌ها) که در میان آنان دختران جوان دانشجو هم حضور دارند، می‌گویند شغل آن‌ها خدمت به مردم است نه تاوان «خیانت». ایلنا 5 تیر 1396
3 کاهش سهم زنان در بازار کار ایران این تصور عمومی وجود دارد که سهم زنان در بازار کار ایران در سال‌های اخیر بیشتر شده، اما گزارش‌ها نشان می‌دهد که سهم زنان در بازار کار در فاصله سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۴ حدود ۵۰۰ هزار نفر کم شده است. یعنی به طور متوسط سالانه ۵۰ هزار زن شغل خود را از دست داده‌اند. گزارش‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که در سال ۱۳۹۴ از مجموع ۲۲ میلیون شاغل در ایران تنها نزدیک به سه میلیون و ۵۰۰ هزار نفرشان زن هستند. مهر 5 تیر 1396
4 طرح مقابله با بدحجابان در جاده کرج – چالوس فرمانده انتظامی استان البرز از طرح مقابله با افرادی که او ”بدحجابان“ خواند در جاده کرج – چالوس خبر داد. بر اساس معاهدات حقوق بشری دخالت نیروهای دولتی در انتخاب پوشش شهروندان مصداقی از نقض حقوق شهروندی و اولیه افراد است. به‌ گزارش‌ خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، سردار بخشعلی‌کامرانی صالح در دیدار با رییس‌کل دادگستری استان اظهارکرد: ”طرح مقابله با بدحجابان جاده چالوس در راستای برخورد با ناهنجاری‌های اجتماعی طی چند روز آینده اجرایی می‌شود“. هرانا 5 تیر 1396
5 آزادی ورود ماموران نیروی انتظامی به پلاژهای خصوصی رئیس پلیس امنیت اخلاقی نیروی انتظامی گفت که ورود ماموران نیروی انتظامی به پلاژهای خصوصی واقع در ساحل خزر و سایر سواحل ایران برای بازرسی آزاد است. 5 تیر 1396
6 ایران در بین چهل کشور با بالاترین تعداد زنان بیوه مدیر کل دفتر امور آسیب های اجتماعی وزارت رفاه در ادامه به وضعیت زنان بیوه در ایران اشاره کرد و گفت: بر اساس گزارش های بین المللی که توسط داده های داخلی نیز تایید می شود، ایران در بین چهل کشور با بالاترین تعداد زنان بیوه یعنی بیش از یک میلیون نفر قرار دارد. مهرخانه 5 تیر 1396
7 توقیف وسیله نقلیه افراد بد حجاب دادستان ساری خبر داد که از این پس وسیله نقلیه افرادی که به کشف حجاب اقدام می‌کنند، توقیف شده و برای زنانی که «کشف حجاب کنند» پرونده قضایی تشکیل می‌شود. خبرگزاری میزان به نقل از اسدالله‌جعفری دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان مازندران، از «برخورد جدی و قانونی دستگاه قضایی با معضل کشف حجاب در جامعه» خبر داد. میزان 6 تیر 1396
8 آموزش زیبایی ارزش‌ها و عفاف به معلمان مسئول سازمان بسیج زنان کشور گفت: مدرسه باید زیبایی ارزش‌ها و عفاف را به دختران منتقل کند و با مباحث اقناعی این مسئله را برای آنها جا بیندازد که البته مقدمه آن آموزش به معلمان است. فارس 7 تیر 1396
9 زنان ۸۰ درصد شاغلان بدون بیمه در ایران نیکوپور، معاون پژوهشی موسسه عالی پژوهش تأمین ‌اجتماعی: ۸۰ درصد شاغلان بدون بیمه در ایران، زنان هستند. ماجرای حقوق‌های بسیار پایین‌تر از نرخ تعیین‌شده توسط شورایعالی کار به یک شهر و دو شهر یا یک استان خاص محدود نمی‌شود. اگرچه در استان‌های محروم این موضوع شایع‌تر است. شهروند 7 تیر 1396
10 قاچاق جنسی و کار اجباری در ایران بر اساس گزارش سال ۲۰۱۷ وزارت خارجه آمریکا، همانطور که در بیش از پنج سال گذشته گزارش شده، ایران منبع، محل انتقال و کشور مقصد برای مردان، زنان و کودکان در معرض قاچاق جنسی و کار اجباری است. این گزارش می‌گوید که گروه‌های سازمان یافته‌ای وجود دارند که زنان، پسران و دختران ایرانی را به قاچاق جنسی در ایران، افغانستان، منطقه کردستان عراق، پاکستان، امارات متحده عربی و اروپا وا می‌دارند. 8 تیر 1396
11 کلاس ۸ ساعته آموزشی به اتهام بدحجابی اسماعیل اکبری، مدیر پیشگیری از وقوع جرم دادگستری استان فارس، گفت کسانی که به اتهام بدحجابی بازداشت شوند به‌جای معرفی به دادگاه‌ها، به معاونت پیشگیری از جرم معرفی شده و در یک کلاس ۸ ساعته آموزشی شرکت خواهند کرد. وی شرایط مشابهی را نیز برای مصرف کنندگان مشروبات الکلی اعلام کرد. هرانا 8 تیر 1396
12 جسد یک دختر دانشجو در خوابگاه دخترانه جسد یک دختر دانشجوی کُرد به نام زهرا علی‌دوستی اهل ایلام در خوابگاه دخترانه دانشگاه کردستان پیدا شد. مسئولان دانشگاه دلیل مرگ این دانشجوی ایلامی را ”سکته قلبی“ اعلام کرده‌اند، اما دوستان این دانشجو ”با اطمینان از قتل“ وی خبر می‌دهند. کردپا 8 تیر 1396
13 عدم کارایی کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر لیلا ارشد، مدیرعامل مؤسسه زنان سرزمین خورشید معتقد است؛ کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران در حوزه آسیب‌های اجتماعی تاکنون کاری از پبش نبرده و و نخواهد برد. ایلنا 10 تیر 1396
14 نقش زنان در پارلمان شهری گرمای تابستان که تند و تیز شود، نماینده‌های جدید پایشان را به ساختمان شوراهای شهر می‌گذارند. در این میان شهرهایی هستند که پنجمین انتخابات شورای شهر را پشت سر گذاشته‌ اما هنوز نتوانسته‌اند در را حتی به روی یک زن باز کنند. زنان این شهرها تا چهار سال آینده نقشی در پارلمان شهری نخواهد داشت، یا به زبان دیگر بیش از دو میلیون و ۷۰۰ هزار زن در شهرهای ارومیه، سنندج، یاسوج، سمنان، قم، زنجان و کرمانشاه هیچ نقشی در تصمیم‌گیری برای شهرشان ندارند. برنا 10 تیر 1396
15 ناامنی مضاعف زنان بیوه علی ربیعی، وزیر رفاه ایران، به مناسبت روز جهانی زنان بیوه در کانال تلگرامی‌ خود گفته که ایران در این زمینه برخی مسائل حاشیه‌ای خاص خود را دارد. به گفته وزیر کار ایران، بر اساس مطالعه‌ای ناتمام که خود او در سال ۹۱ در مورد میزان امنیت زنان در محیط‌های کاری از منظر جامعه‌شناسی و فرهنگ سازمانی انجام داده، داده‌های اولیه حاصل از مصاحبه‌ها نشان داده این گروه از زنان در متن اجتماع ایران از ناامنی مضاعف برخوردارند. 10 تیر 1396
16 جلوگیری از حضور دختران در کلاس‌های درس وزیر آموزش و پرورش ایجاد مراکز فنی‌وحرفه‌ای در مناطق محروم را ضروری و حاصل آن را ایجاد اشتغال در مناطق محروم دانست و گفت: در برخی مناطق خانواده‌ها از حضور دخترانشان در کلاس‌های درس که معلم مرد دارد، جلوگیری می‌کنند. تسنیم 12 تیر 1396
17 7 زن کاندیدای شهرداری تهران حدود 30 نفر، کاندیدای شهرداری تهران شدند و قرار است از میان این افراد 5 نفر انتخاب و به مرحله بعدی که همان ارائه برنامه های مدیریتی برای اداره شهر است راه پیدا کنند و پس از بررسی برنامه‌ها نهایتا دو نفر به ماراتن انتخاب شهردار راه می یابند! حال در میان 30 کاندیدای اولیه نام 7 زن به چشم میخورد. زنانی که در عرصه مدیریتی سوابق زیادی دارند و حالا برای تکیه زدن به صندلی بهشت کاندیدا شده‌اند. ایسنا 12 تیر 1396
18 سقط‌های غیر عمد 30 درصد سقط‌های کشور شهلا کاظمی پور، جمعیت شناس، با بیان آنکه دو نوع سقط «عمد» و «غیر عمد» وجود دارد گفت: سقط‌های غیر عمد 30 درصد سقط‌های کشور را شامل می‌شوند؛ این در حالیست که هیچ آمار قطعی در خصوص سقط‌های غیر قانونی در کشور وجود ندارد و آمار آن ها  در جایی ثبت نمی‌شود. ایسنا 14 تیر 1396
19 تحقق برابری حقوق زن و مرد معاون توسعه منابع انسانی و امور استان های مدیریت و برنامه ریزی کشور گفت: برابری حقوق زن و مرد، باید پس از گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی در کشور محقق شود. به گزارش ایرنا از روابط عمومی کنگره بین المللی حقوق ایران،‌ زهرا اربابی افزود: بنابر اصل بیستم قانون اساسی زن و مرد به ‌طور یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند. ایرنا 18 تیر 1396
20 حضور زنان در ورزشگاهها هر چند در سال های گذشته، زنان به اشکال مختلف، از جمله با تجمع مقابل ورزشگاه های کشور و یا با پوشیدن لباس هایی که به آن ها ”ظاهری مردانه“ می داده، تلاش کرده اند وارد استادیو‌م های ورزشی شوند -که در برخی موارد نیز موفق به آن‌ شده اند-، اما همواره این تلاش ها با مقاومت بخش های مختلفی در بدنه حاکمیت روبه رو شده است. بخش هایی صاحب نفوذ که به نظر نمی رسد تصمیم جدی برای تغییر در این روند داشته باشند و در نقطه مقابل زنانی که به نظر نمی رسد از این حق اولیه خود کوتاه بیایند. خط صلح 18 تیر 1396
21 خودکشی دختر ۱۵ ساله در لاهیجان خودکشی دختر ۱۵ ساله در لاهیجان با افتادن روی یک خودرو ناکام ماند. روز گذشته نیز دختری ۱۵ ساله با پریدن به رود کارون بوسیله خودکشی به زندگی خود پایان داد. پزشکی قانونی اخیرا سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی های سالانه در کشور را بیش از ۷ درصد اعلام کرده بود. هرانا 18 تیر 1396
22 آگهی یک ایرلاین عربی برای استخدام دختران ایرانی در آگهی یک ایرلاین عربی از دختران متقاضی خواسته شده با ارسال تصاویر فاقد حجاب و به صورت تمام رنگی، در کنار سایر مدارک هویتی،از طریق دفتر تهران این ایرلاین یا ایمیل اعلام شده،درخواست خود را ارسال کنند. بلاغ 18 تیر 1396
23 کاهش سهم زنان در بازار کار ایران سهم زنان در بازار کار ایران طی یک دوره ۱۰ ساله کاهش یافته است. نتایج آمارگیری از نیروی کار و مشارکت اقتصادی نشان می‌دهد که در برابر افزایش ۱۱.۱ درصدی سهم مردان در بازار کار، اشتغال زنان ۱۲.۶ درصد کاهش یافته است. بر اساس این گزارش مشارکت اقتصادی زنان از ۱۷ درصد در سال ۱۳۸۴ به ۱۳.۳ درصد کاهش یافته و همزمان بیکاری زنان از ۱۷.۱ درصد به ۱۹.۴ درصد رسیده است. 18 تیر 1396
24 مشكلات اقتصادي ناشی از بي حجابي آخوند علم الهدي نماينده خامنه اي در مشهد، بي حجابي زنان را باعث مشكلات اقتصادي در كشور دانست. ایران خبر 21 تیر 1396
25 نهادینه شدن حجاب در جامعه رئیس همایش ملی عفاف و حجاب در مراکز درمانی گفت: فرهنگ ایرانی اسلامی در حوزه حجاب و عفاف باید در جامعه نهادینه شود و در حوزه هایی که ریشه های معنوی و اعتقادی وجود دارد، از تمامی ظرفیت ها و امکانات باید استفاده کرد. ایرنا 21 تیر 1396
26 تشدید نظارت بر عفاف و حجاب در قم دادستان عمومی و انقلاب قم اعلام کرده که نظارت بر عفاف و حجاب با هماهنگی و حضور عوامل بسیج و نیروی انتظامی در قم تشدید شده است. مهدی کاهه گفته طرح گشت امنیت اخلاقی با محوریت حجاب و عفاف، چهارشنبه شب، ۱۳ تیر توسط تیم گشت ویژه دادستانی به همراه عوامل بسیج و نیروی انتظامی در مناطق مختلفی از جمله صفاییه، سالاریه و ۴۵ متری صدوق اجرا شده است. 21 تیر 1396
27 برنامه‌های هفته عفاف و حجاب مینا بیابانی از سازمان بسیج جامعه زنان کشور در تبیین برنامه‌های هفته عفاف و حجاب گفت: این سازمان با داشتن بیش از 40 هزار پایگاه مقاومت بسیج خواهران و حدود 9 میلیون خواهر بسیجی در سطح کشور، امسال نیز همچون سال گذشته، برنامه های متنوعی را با همکاری 20 قشر سازمان بسیج مستضعفین برگزار می کند. ایرنا 21 تیر 1396
28 مرگ دختر جوان قربانی اسیدپاشی دختر جوانی که نیمه‌های شب از سوی دو نقابدار هدف اسیدپاشی قرار گرفته بود، بعد از ۲۰ روز جدال با مرگ، سرانجام روی تخت بیمارستان جان سپرد. ساعت ۲ بامداد، دختر جوانی از اهالی روستای «پشت بستام» در شهرستان شاهرود هدف اسیدپاشی قرار گرفت. ایران 21 تیر 1396
29 انتشار جزئیات حادثه گم شدن و کشف جسد آتنا اصلانی جزئیات حادثه گم شدن و کشف جسد آتنا اصلانی دختر 7 ساله پارس آبادی که از 29 خرداد گم شد تا 19 تیر که جسدش در پارکینگ قاتل پیدا شد. 29 خرداد ماه مصادف با 24 ماه مبارک رمضان بعد از افطاری، خبری در تلگرام مبنی بر گمشدن دختر بچه 7 ساله بنام آتنا اصلانی در شهرستان پارس آباد منتشر شد. خبرگزاری صدا و سیما 22 تیر 1396
30 وجود کودکان مطلقه ۱۵ ساله در کشور پروانه سلحشوری، رئیس فراکسیون زنان در مجلس شورای اسلامی با اعلام خبر وجود کودکان مطلقه ۱۵ ساله در کشور گفت: روند طولانی و فرسایشی بوروکراسی در کشور، به عنوان یکی از دلایل اصلی تاخیر در حصول نتیجه در این مورد است. ما در فراکسیون زنان به جدّ پیگیر این موضوع هستیم. هرچند پیچیدگی و حساسیت‌های موجود در مسائل فرهنگی کشور، هم روند رسیدن به نتیجه را کند و هم ما را ملزم به بررسی‌های دقیق‌تر کرده است. ایلنا 24 تیر 1396
31 درگذشت مریم میرزاخانی فیروز نادری محقق برجسته ایرانی ناسا خبر درگذشت مریم میرزاخانی را در توئیتر و اینستاگرام تایید کرد. فیروز نادری با انتشار عکسی از میرزاخانی در توئیتر و اینستاگرام خود در پاسخ به مخاطبانی که در مورد صحت خبر فوت میرزاخانی می‌پرسیدند، گفت: یک نابغه؟ بله و حتی یک دختر، یک مادر و یک همسر. نادری دقایقی پیش با درج یک تصویر سیاه در پیج اینستاگرام خود نوشته بود: امروز یک چراغ خاموش شد. این قلبم را به درد می‌آورد… خیلی زود رفت. 24 تیر 1396
32 ۱۶ پرستار براثر فشار کار جان باختند. رییس کل سازمان نظام پرستاری با بیان اینکه پزشکان در ایران ۲۰ تا ۸۰ برابر مردم عادی درآمد دارند، گفت: در سال گذشته ۱۶ پرستار ۲۵ تا ۴۵ ساله براثر فشار کار زیاد جان باختند. ایلنا 25 تیر 1396
33 تجاوز به دختر ۱۴ ساله دختر ۱۴ ساله ای در استان گلستان که مورد تجاوز مردی از آشنایان قرار گرفته بود دست به خودکشی زد و در بیمارستان جان باخت. علاوه بر این مورد چهار دختر پانزده ساله در شهرهای نیشابور، لاهیجان، اهواز و گچساران در هفته های اخیر اقدام به خودکشی کرده اند. هرانا 25 تیر 1396
34 معرفی سه یا چهار وزیر زن کمتر از یک ماه به مراسم تحلیف ریاست جمهوری ایران و معرفی کابینه دولت دوازدهم به مجلس شورای اسلامی باقی مانده است. صحبت از معرفی سه یا چهار وزیر زن است. آیا بالاخره این طلسم خواهد شکست؟ زمانی که محمود احمدی‌نژاد در سال ۱۳۸۸ برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی مرضیه وحید دستجردی را به سمت وزارت بهداشت و آموزش پزشکی منصوب کرد، از هر دو سوی موافقان و مخالفان غوغا برپا شد. 25 تیر 1396
35 روند رو به رشد آسیب‌های اجتماعی معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده گفت: از زمانی که دولت را تحویل گرفتیم با روند رو به رشد آسیب‌های اجتماعی روبرو بودیم که هنوز نیز این آسیب‌ها به دلیل روند آن، کنترل نشده است. ایسنا 25 تیر 1396
36 بازتاب مثبت حضور زنان در کابینه نایب رییس نخست فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی بر بازتاب مثبت حضور زنان در کابینه در سطوح داخلی و بین‌المللی تاکید کرد و گفت که انتظار می‌رود روحانی فرصت حضور زنان در کابینه دوازدهم را فراهم کند. وی در همین رابطه از ارائه فهرست ۳۰ نفره زنان توانمند به روحانی برای حضور در کابینه دوازدهم خبر داد. ایلنا 26 تیر 1396
37 تجاوز از طرف ناپدری هنوز داغ آتنای پارس آبادی سرد نشده که خبر آزار و اذیت جنسی دخترکی هفت ساله در استان البرز سرزبان ها افتاده. دختری به نام کیمیا که از طرف ناپدری مورد تجاوز قرار گرفت تا این روزها روی تخت بیمارستان روزگار بگذراند. فارس 26 تیر 1396
38 عدم صدور مجوز برای اجرای کنسرت بانوان باران رضایی از عدم صدور مجوز برای اجرای کنسرت بانوان در استان‌ها انتقاد کرده و گفت: ”در هیچ شهری به‌جز سنندج و تهران مجوز کنسرت بانوان صادر نمی‌شود. من بارها برای اجرا در شهر خودم درخواست مجوز داده‌ام اما هرگز با آنها موافقت نشده است. من چندین مرتبه برای اجرای کنسرت بانوان در رشت، اصفهان، کرج، کرمانشاه، یزد، سقز و شیراز اقدام کرده‌ام اما به هیچ عنوان چنین اجازه‌ای داده نمی‌شود“. ایلنا 27 تیر 1396
39 خودکشی دختر ۱۷ساله دختر ۱۷ساله اهل حصار گرمخانه بجنورد روز ۲۵ تیر ۹۶ از بالای پشت‌بام ساختمان دو طبقه به داخل کوچه پرتاب شده و متأسفانه جان باخت. طی روزهای گذشته دست‌کم سه دختر ۱۵ساله دیگر در لاهیجان، اهواز و گچساران به طرق مختلف جان خودشان از دست داده‌ند. 27 تیر 1396
40 ضرورت ازدواج موقت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به حمله تند شیخ‌الأزهر به مکتب اهل بیت(ع) در موضوع ازدواج موقت، نامه سرگشاده‌ای صادر کرد. ”. . . ما فتوا داده‌ایم که ازدواج موقت تنها در صورتی جایز است که ضرورت ایجاب کند، مثلا زمانی که فرد از خانواده‌اش دور است و بیم آن می­‌رود که اگر از این حکم یاری نجوید، در دام فسق و فجور گرفتار آید، یا اینکه فردی مجرد است و با وجود نیاز مبرم جنسی، امکان ازدواج دائم برای او فراهم نیست! بر این اساس اگر ازدواج موقت را ازدواج ضرورت بنامیم، به خطا نرفته‌ایم! . . . “ ایسنا 27 تیر 1396
41 رویکرد سلبی صرف در زمینه عفاف و حجاب جواب نداده است معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده در خصوص قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب گفت: این قانون نیاز به بازنگری جدی دارد و قانون کامل و به روزی نیست. این در حالیست که باید بپذیریم رویکرد سلبی صرف در زمینه عفاف و حجاب جواب نداده است. ایسنا 28 تیر 1396
42 افزایش چشمگیر خون‌بازی در دختران دبیرستانی پژوهشگر ارشد جامعه‌شناسی جنایی با اشاره به اینکه بهداشت روانی جامعه دچار تزلزل شده است، گفت: خون‌بازی در دختران دبیرستانی افزایش چشمگیری یافته است. ”این مبحث جدیدی نیست، اما در سال‌های اخیر سیر صعودی داشته است. تقریبا دو سال پیش بود که اسم این کار را در جامعه شناسی جنایی به نوعی خودزنی گذاشتیم؛ یعنی افراد در ازای دریافت مبلغی یا اعضای خود را به فروش می‌رسانند و یا با آسیب رساندن به خود مبالغی را دریافت می‌کنند . . . “ مهرخانه 28 تیر 1396
43 مخالفت پلیس با دوچرخه سواری زنان فرمانده انتظامی استان اصفهان در دفاع از ساماندهی پرتعداد گشت‌های ارشاد مدعی شد که ”اصفهان با دیگر استان‌ها تفاوت دارد و عفت عمومی باید در این استان بیش از دیگر استان‌ها حفظ شود“. وی همچنین مخالفت پلیس با دوچرخه سواری زنان را مورد تاکید قرار داد. هرانا 28 تیر 1396
44 خودکشی دختر 16 ساله دختر ۱۶ ساله سقزی با حلق آویز کردن خود به زندگی اش پایان داد. طی هفته های اخیر شش دختر و یک پسر نوجوان در شهرهای لاهیجان، اهواز، گچساران، نیشابور، تهران، گرگان و بابل اقدام به خودکشی کردند. سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی های سالانه بیش از ۷ درصد از سوی پزشکی قانونی اعلام شده است. هرانا 28 تیر 1396
45 نقش‌آفرینی زنان در تربیت فرزندان امام جمعه دماوند گفت: نقش زنان و دختران در تربیت نسل‌های آینده بسیار حائز اهمیت است که اولویت اصلی و مهم‌تر این نقش‌آفرینی در تشکیل خانواده و تربیت فرزندان صالح و مومن است. تسنیم 30 تیر 1396
46 خلاء قانونی در بحث خشونت‌های جنسی سعید معیدفر، جامعه شناس در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره خشونت‌ علیه زنان گفت: خشونت علیه زنان جنبه‌های مختلفی دارد و از موضوعات مربوط به حضانت گرفته تا حق ارث اشکالاتی به قانون در زمینه حقوق زنان وارد است  و تقریبا همه جا شاهد بی عدالتی‌هایی در بحث جنسیت هستیم. وی با تاکید براینکه در بحث خشونت‌های جنسی به شدت خلاء قانونی داریم و به راحتی زنان در این زمینه متهم و مردان در این رابطه تبرئه می‌شوند، گفت:‌ در بحث خشونت‌های خانگی هم  به لحاظ حقوقی مشکلاتی داریم که سبب اعمال بی‌دردسر خشونت خانگی علیه زنان می‌شود. از لحاظ عرفی هم در این زمینه درگیر مشکلاتی هستیم. ایلنا 31 تیر 1396

 

ردیف

ورزشی

 

شرح منبع تاریخ
1 بانوان بدنساز ایران حق شرکت در هیچ رقابتی را ندارند رئیس فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام گفت: بانوان بدنساز ایران حق شرکت در هیچ رقابتی را ندارند. این مسئول فدراسیون با اشاره به نام شیرین نوبهاری، از زنان بدنساز و فعالان سرشناس این رشته ورزشی با لحنی توهین آمیز درباره او گفت: ”احتمال می‌دهیم مغزش تعطیل باشد.“ هرانا 12 تیر 1396
2 وزنه برداری بانوان ایران قرار است اتفاقی جدید به ورزش ایران اضافه شود. پنج شنبه و جمعه پانزدهم و شانزدهم تیر ماه نخستین برگ از تاریخ وزنه برداری بانوان ایران رقم می خورد. دختران زیادی از سراسر ایران برای حضور در نخستین دوره آموزشی – تمرینی وزنه برداری اعلام آمادگی کرده اند. ریحانه طریقت نائب رییس فدراسیون وزنه برداری در امور بانوان می گوید این استقبال بی نظیر برایشان قابل پیش بینی نبوده است. جام جم 14 تیر 1396
3 لباس فرم ویژه و پوشیده کشتی کلاسیک بانوان رقابت‌های کشتی کلاسیک بانوان (با پوشش کامل) با موافقت اتحادیه جهانی کشتی، راه‌اندازی می‌شود. به گزارش جام جم آنلاین از روابط عمومی فدراسیون کشتی، پس از پیشنهاد فدراسیون کشتی مبنی بر برگزاری رقابت‌های کشتی کلاسیک بانوان (با لباس فرم ویژه و پوشیده) کمیته اجرایی اتحادیه جهانی کشتی در این مورد تصمیم گیری کرد. جام جم 21 تیر 1396

 

ردیف بهداشت و سلامتی شرح منبع تاریخ
1 افزایش آمار اعتیاد زنان محمد بینازاده یکی از کسانی است که در حوزه اعتیاد زنان حرف برای گفتن دارد: می‌توانیم بگوییم که آمار اعتیاد زنان از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰ حدود دو برابر و از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۹۰ حدود ۴ برابر شده است؛ اما برای مقایسه این آمارها با هم محدودیت‌هایی وجود دارد. نکته اولی که باید به آن توجه کنیم متدولوژی تحقیقاتی است که دارند با هم مقایسه می‌شوند. با توجه به جامعه آماری و حجم نمونه‌ها، نتایج این تحقیقات قابلیت قیاس‌پذیری ندارند. مهر 12 تیر 1396
2 کاهش سن اعتیاد در زنان بر اساس آخرین تحقیقات رسمی سازمان بهزیستی ایران، سن شروع مصرف در زنان کمتر از ۳۰ سال، کاهش یافته و زنان در گروه سنی ۱۵ تا ۲۹ سال بیشتر به مصرف مواد مخدر گرایش پیدا کرده‌اند. 21 تیر 1396
3 وضع حمل در وانت پیکان به دلیل نبود امکانات اولیه و راه مناسب در منطقه پیر کهن (کل گرانریک) از توابع شهرستان ریگان، صبح امروز مادر باردار ریگانی در وانت پیکان وضع حمل کرد. محمد سابکی پدر این فرزند اظهار داشت: در منطقه ای که ما زندگی می کنیم نه راه مناسب و هیچ امکاناتی وجود ندارد و همسر بنده به دلیل نبود امکانات و در مسیر به شهرستان وضع حمل کرد. ایران خبر 22 تیر 1396
4 پدیده‌ی زنانه‌تر شدن اعتیاد حمید صرّامی مشاور دبیر کل و مدیر کل دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری، درباره‌ی آسیب‌های روانی اجتماعی اعتیاد بر بانوان گفت: یکی از موضوعاتی که در جامعه‌ی امروز و در عرصه‌ی جهانی به آن گرفتاریم، پدیده‌ی زنانه‌تر شدن اعتیاد است. پیش‌تر موضوع اعتیاد به مردان اختصاص داشت، اما از دهه‌ی 90 میلادی، ورود زنان به چرخه‌ی اعتیاد پر رنگ‌تر شده است. باشگاه خبرنگاران جوان 28 تیر 1396
5 اعتیاد در حال زنانه شدن علی ربیعی امروز در بازدید از مرکز اقامتی و بازتوانی بانوان دارای اعتیاد به مواد مخدر در قزوین در جمع خبرنگاران اظهار کرد: دولت یازدهم با شفاف‌سازی در ارائه آمار و اطلاعات مربوط به آسیب‌های اجتماعی توانسته قدم‌های بلندی در حل آنها بردارد. وی ادامه داد: اعتیاد در حال زنانه شدن است. زنان از مردان آسیب‌پذیر‌تر بوده و تاثیرگذاری اجتماعی آنان نیز از مردان بیشتر است بنابراین باید مراکز آموزشی زنان بهبود یافته را گسترش دهیم تا آنان بازتوان شده و به جامعه برگردند. ایلنا 31 تیر 1396

 

ردیف خانواده شرح منبع تاریخ
1 خودسوزی زن جوان زن جوانی اهل شهر شهرستان سردشت به دلیل مشکلات خانوادگی در روز عید فطر دست به خودسوزی زده است. خبرنگار کردپا در شهر سردشت هویت این زن کرد را ”بریوان محمدی“ ٢٣ ساله فرزند جعفر عایشه شیلانی از اهالی روستای ”بیوران سفلی“ اعلام کرد. کردپا 4 تیر 1396
2 رشد آمار طلاق در خراسان جنوبی رئیس کل دادگستری خراسان‌جنوبی گفت: آمار نشان می‌دهد که طلاق به درخواست زوج 16درصد، طلاق توافقی 24 درصد و صدور گواهی عدم امکان سازش 47 درصد در سال 95 نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش داشته است. مهرخانه 5 تیر 1396
3 رشد آمار طلاق در زابل ‌رئیس حوزه قضایی شهرستان زابل گفت: متاسفانه در این حوزه در سال قبل نزدیک به 671 مورد طلاق به ثبت رسیده که در مقایسه با سال 94 رشد 20 درصدی را نشان می‌دهد. ‌نجفی در ادامه افزود: بیش از 50 درصد از این طلاق‌ها توافقی بوده و علی رقم اقدامات صورت گرفته در زمینه مشاوره و کارهایی از این قبیل، متاسفانه بازمنجر به نتیجه مطلوب نمی‌شده و چون طرفین اصرار بر جدا شدن داشتند، منجر به طلاق می‌‌شده است. مهرخانه 5 تیر 1396
4 رشد آمار طلاق در کشور وزیر دادگستری درباره آمار ازدواج و طلاق ثبت‌شده در سال گذشته گفت: در این سال 660,000 واقعه ازدواج به‌صورت الکترونیک ثبت شده است که در مقایسه با سال قبل 2درصد کاهش دارد. همچنین بیش از 174 هزار واقعه طلاق در سال 95 به‌صورت الکترونیک ثبت شده که در مقایسه با سال قبل 6 درصد افزایش دارد. تسنیم 12 تیر 1396
5 افزایش خشونت خانگی در جامعه معاون امور اجتماعی بهزیستی خراسان رضوی با اعلام این مطلب درباره پروند شکایت  اعظم از همسرش  که سال گذشته  وی را به همراه دو فرزندش مورد شکنجه و آزار قرار داده بود، افزود: ”خشونت خانگی در جامعه رو به افزایش است که این موضوع از افزایش پیامدهای طلاق، روابط فراخانوادگی و سایر آسیب‌های مشهود، معلوم می‌شود. هرانا 18 تیر 1396
6 تصویب لایحه پذیرش تابعیت از طریق مادر در دولت دبیر مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک با بیان اینکه لایحه پذیرش تابعیت از طریق مادر در دولت به تصویب رسید، گفت: تصویب این لایحه در مجلس موجب رفع مشکلات فراوان در بحث هویت برخی کودکان می شود. ایرنا 21 تیر 1396
7 ازدواج در سن زیر ۱۰ سال مدیرکل دفتر امور زنان و خانواده استانداری خراسان رضوی گفت: ”به گزارش ثبت احوال تنها ۱۰ دختر در هفت شهر خراسان رضوی در سن زیر ۱۰ سال ازدواج کرده‌اند و ازدواج ۲۷ پسر زیر ۱۵ سال نیز ثبت شده است که باید تلاش شود این آسیب‌ها به حداقل برسد“. وی افزود: ”بر اساس یک پژوهش در هفت استان کشور در حوزه ازدواج کودکان، خراسان رضوی در بین آن‌ها بدترین شرایط را دارد“. هرانا 24 تیر 1396
8 فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی علی رغم اصلاحات مدعی شده در قانون تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی این قانون هنوز هم با خلاهای بسیاری مواجه است. قانون گذار دایره شمول افراد تحت حمایت این قانون را صرفاً برای فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی که در ایران متولد شده اند در نظر گرفته است و تعیین تکلیفی برای افرادی که در خارج از ایران از این والدین به دنیا می آیند نکرده است. ایلنا 25 تیر 1396
9 تسهیل خروج زنان از کشور در شرایط اضطرار محمدعلی وکیلی در جلسه علنی مجلس گفت که طرح اصلاح بند 3 ماده 18 قانون گذرنامه اعلام وصول شده است. ( در این طرح تسهیل خروج زنان از کشور در شرایط اضطرار بدون اذن همسر پیش بینی شده است). ایسنا 27 تیر 1396
10 زنان بیش از ٨٠ درصد قربانیان خشونت های خانگی مدیرکل دفتر آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی گفت: بیش از ٨٠ درصد قربانیان خشونت های خانگی و خانواده، زنان هستند و حمایت از زنان در معرض خشونت یا خشونت دیده با محوریت حفظ خانواده و تحکیم این نهاد در اولویت است. ایرنا 27 تیر 1396
11 رشد آمار طلاق در اردبیل خسرو امیدوار در جمع خبرنگاران با اشاره به وضعیت طلاق در استان اردبیل گفت: در یک سال گذشته در سطح استان اردبیل بیش از ۲ هزار طلاق به ثبت رسیده است بطوریکه بیش از 562 دو مورد نیز در مراکز مشاوره سازمان بهزیستی به صلح و سازش منجر شده است. ایسنا 28 تیر 1396

 

ردیف قتلهای ناموسی شرح منبع تاریخ
1 قتل خواهران آبادانی دو شهروند آبادانی در دو پرونده جداگانه اما با یک سناریوی مشابه خواهران خود را به قتل رساندند. این قتل ها که تحت عنوان ”ناموسی“ شکل گرفته است از جمله مواردی است که در قانون با اهمال با آن برخورد میشود. قتل های ناموسی در ایران در تعداد زیادی هر ساله قربانی می گیرد. هرانا 8 تیر 1396
2 قتل به اتهام مخالفت با ازدواج اجباری نرگس علی شجاعی، دختر ۱۷ ساله ساکن حومه بهبهان در پی تلاش خانواده برای اجبار او به ازدواج با پسردایی خود دست به خودکشی زد، ساعاتی بعد در حالی که از خودکشی نجات یافته بود به دست برادر خود با شلیک مستقیم سه گلوله به قتل رسید. هرانا 12 تیر 1396

 

ردیف متفرقه شرح منبع تاریخ
1 گزارشی تفصیلی از وضعیت زنان بیوه در ایران مدیرکل دفتر آسیب‌های اجتماعی وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی گفت: به‌زودی گزارشی تفصیلی از وضعیت زنان بیوه در ایران و در مقایسه با سایر کشورها توسط دبیرخانه شورای عالی رفاه منتشر می‌شود و بررسی مشکلات این قشر از جامعه و تدوین سیاست‌های حمایتی رفاهی کارآمد و همه‌جانبه نگر برای آنان در دستور کار جلسات آتی شورای عالی رفاه و تامین اجتماعی قرار خواهد گرفت. مهرخانه 5 تیر 1396
2 حق پرستاران در زمینه دریافت فوق العاده نوبت کاری به درستی رعایت نشده‌ موضوع پرداخت مغایر با قانون حکم حقوقی فوق العاده نوبت کاری، این روزها دوباره در اولویت اخبار حوزه پرستاری قرار گرفته‌ است و سازمان نظام پرستاری تاکید دارد که در این زمینه خلافی صورت گرفته و حق پرستاران در زمینه دریافت فوق العاده نوبت کاری به درستی رعایت نشده‌ است، اما وزارت بهداشت نظری متفاوت ازا آنها دارد. ایسنا 7 تیر 1396
3 قصه‌ی 53 زن کارتن خواب نشست نمایش «یک دقیقه و سیزده ثانیه» که قرار است از اول مرداد ماه در تماشاخانه «ایرانشهر» به صحنه برود با حضور شهرام گیل‌آبادی کارگردان نمایش و فعالان حوزه‌ی آسیب‌های اجتماعی 27 تیر ماه در خانه هنرمندان برگزار شد. شهرام گیل آبادی با اشاره به اینکه یک پژوهش 2 ساله انجام شده است، توضیح داد: ما قصه‌ی 53 زن کارتن خواب را بررسی کرده و آن را پیاده کرده‌ایم. این عزیزان در موقعیت‌های انسانی مشابه ما قرار دارند و در کنار ما زندگی می‌کنند ولی آنها را نمی‌بینیم. ایسنا 27 تیر 1396
4 روز مادران زندانی چندین سازمان و نهاد حقوق بشری پیشنهاد داده‌اند که روز ۲۶ تیرماه به عنوان ”روز مادران زندانی“ در ”تقویم مبارزات مدنی ایران“ ثبت شود. این انجمن‌ها در بیانیه‌ای که به همین مناسبت منتشر کرده‌اند، نوشته‌اند: «نام نهادن یک روز در تقویم مبارزات مدنی  به نام ”مادران زندانی“ فرصتی است برای یادآوری شرایط کسانی که گاه به دلایل سیاسی و گاه به دلیل نگاه غیراصولی به موضوع جرم و زندان، از یاد می‌روند.» 27 تیر 1396
5 تابعیت دختر خردسال مریم میرزاخانی مریم میرزاخانی یک مادر بود و شاید مهمترین دغدغه اش در زمان چشم فرو بستن بر این دنیا آینده و سرنوشت تنها دخترش بود. دختری که حاصل ازدواج او و همسر غیر ایرانی اش است. او به درستی نگران بود که با مرگش حلقه ارتباط دختر خردسالش با آبا و اجداد ایرانیش قطع شود چرا که قانون ایران او را ایرانی نمی‌شناسد. 31 تیر 1396

این گزارش به صورت کوتاه و فشرده قسمتهایی از نقض حقوق زنان در تیر 1396 را به اطلاع می‌رساند. علیرغم  سانسور خبری حاکم درایران، تلاش شده است اخبار و اطلاعات از خبرگزاریهای مورد تایید گردآوری گردد.

 


گزارش نقض حقوق محیط زیست در تیر 96
نادر زندی

 

شرح موضوع ردیف

در این ماه عاملین شکار ها و صید های : دو قوچ وحشی در پارک ملی خجیر، سه کل و بز وحشی در ارتفاعات آمل، یک میش وحشی در مناطق ازاد زیرکوه خراسان جنوبی ، یک کل وحشی در بهرام گور، یک میش وحشی در ارتفاعات شیر کوه تفت ، یک بره آهو در پارک ملی توران، یک ماده آهو در پناهگاه حیات وحش میاندشت، یک میش وحشی در تفرش، یک کل وحشی در طالقان، پنج طاقه قرقاول در میانکاله و چهار صیاد غیر مجاز در آمل همگی دستگیر شدند.همچنین عاملین صید  39 قطعه ماهی و زنده گیری شش قطعه سهره طلایی در لرستان نیز توسط مامورین دستگیر شدند.علاوه بر این عامل کشتار حیات وحش در آرادان به دو سال حبس، عامل زنده گیری یک سهره طلایی در بویر احمد به 91 روز حبس و عامل شکار یک کبک در یاسوج به جزای نقدی و مصادره اسلحه محکوم شدند.البته در این ماه با تایید دادگاه تجدید نظر فارس 2 شکارچی متخلف پارک ملی بمو برای تحمل 15 سال حبس روانه زندان شدند.

دستگیری شکارچیان متخلف و احکام صادر شده 1

متاسفانه روز 5 شنبه 15 تیر لاشه یک خرس قهوه ای بالغ در ارتفاعات تیران کوه آمل مشاهده گردید که با اسلحه شکاری کشته شده بود که تا کنون عاملین شکار این خرس توسط مامورین محیط زیست شناسایی نشده است.

کشته شدن یک خرس قهوه ای در آمل 2

سرانه تولید زباله در دنیا برای هر نفر روزانه 350گرم است ولی هر البرزی روزانه 650 گرم زباله تولید میکند که این آمار 2 برابر استاندارد جهانی است همچنین این استان روزانه 13 تن زباله بیمارستانی تولید میکند. همچنین شهر قم  نیز در روز 700 تن زباله را در سایت البرز دفن میکند که متاسفانه به علت نبود سیستم بازیافت و دفن نامناسب و غیر استاندارد ، باعث آلوده شدن آب های زیر زمینی و همچنین باعث آلوده کردن خاک منطقه نیز میگردد که بدون شک میتواند تهدید جدی را برای سلامت شهروندان به همراه داشته باشد.

تولید روزانه 13 تن زباله بیمارستانی در البرز وتولید  700 تن زباله در قم 3

کم شدن آب خلیج گرگان و دریای خزر و جمع شدن پساب های جاری در ساحل و آلودگی های زیست محیطی وضعیت سواحل استان را به بحران کشانده تا حدی که این سواحل متروکه شدند.این سواحل به علت نبود بودجه کافی برای لایروبی و نبود سیستم فاضلاب موجب آلودگی زیست محیطی و بوی نا مطبوع در منطقه شده است.

کاهش آب خلیج گرگان و دریای خزر 4

در پی تجمع فعالان مدنی در 23 تیر ماه در اطراف دریاچه ارومیه که به اعتراض به وضعیت این دریاچه صورت گرفته بود یکی از شرکت کنندگان در این تجمع به نام محمد حسین زاده توسط مامورین بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.

بازداشت یکی از از فعالین مدنی 5

در این ماه 13 معدن شن و ماسه غیر مجاز در اطراف شهر توس به علت صدمات و لطمات فراوانی که به این منطقه وارد کرده بودند همگی پلمپ شدند.فعالیت این معادن باعث افزایش ریزگرد ها در هوا  شده و از طرفی دیگر زمین های زراعی را نیز نابود میکند.

پلمپ 13 معدن غیر مجاز شن و ماسه 6

در این ماه یک شرکت آلاینده در استان گلستان که بیش از 2 هزار برابر حد مجاز سم در خاک این استان دفن کرده است با مماشات محیط زیست استان تنها به پاکسازی منطقه بدون توجه به الزامات زیست محیطی اقدام کرده است.این شرکت بیش از هزاران لیتر از انواع سموم فاسد و تاریخ گذشته را در محوطه کارخانه و انبار آن در شهر گرگان دفن کرده بودند که مسلما اثرات زیان باری را برای منطقه به همراه خواهد داشت .جالب توجه است که پس از فاش شدن خبر دفن سموم مهلک توسط این شرکت استانداری گلستان نیز در حمایت از این واحد تولید سم بلافاصله جلسه شورای شهرستان بندر گز را در محل این کارخانه متهم برگزار کرد.

دفن غیر قانونی سموم در خاک 7

در این ماه 6 هکتار از منطقه شکار ممنوع قلعه شاداب دزفول.5، هکتار از جنگل های سرو آباد کردستان، 50 هکتار در منطقه آب بهار مسجد سلیمان،  40 هکتار از اراضی منطقه حفاظت شده باشگل تاکستان قزوین، 30 هکتار از مراتع و جنگل های بلوط سر پل ذهاب و 526 هکتار از مراتع و جنگل های الوار اندیمشک طعمه حریق شدند.همچنین جنگل های یاسوج، قائم شهر، منطقه حفاظت شده دنا و 300 نخل در منطقه گردشگری نیان هرمزگان نیز دچار حریق شدند.

آتش سوزی مراتع و جنگل ها 8

در این ماه نیز همانند ماه های گذشته ریزگرد ها مشکلات فراوانی را برای مردم ایرن بوجود اوردند.در 22 تیر ماه استان های کرمان، یزد و اصفهان درگیر ریزگرد ها بودند.همچنین در این ماه بر اثر طوفان گرد و غبار در منطقه سیستان بیش از 5000 نفر از مردمان این مناطق را راهی مراکز درمانی کرد.

معضل ریز گرد ها 9

دریاچه نمک به عنوان بزرگترین کانون تولید گرد و غبار در منطقه مرکزی ایران تهدید بزرگی را برای تهران به ارمغان آورده است و در صورت احیا نشدن این دریاچه خطر اصلی آن متوجه پایتخت خواهد بود.این دریاچه در حد فاصل 3 استان قم، سمنان و اصفهان قرار گرفته و بزرگترین دریاچه فصلی  و فراشور کشور است که حدود 200 هزار هکتار وسعت داشته و یک سوم آن در محدوده جغرافیایی استان قم قرار گرفته است.این دریاچه از طریق رودخانه های کرج، جاجرود ، شور، قمرود و قره چای کاملا پر آب بود ولی به علت خشکسالی های مستمر و برداشت بی رویه از منابع این دریاچه به یکی از کانون های فعال ریزگرد در منطقه تبدیل شده است.این دریاچه در شعاع 100 کیلومتری تهران قرار دارد و اگر به طور کامل خشک شود به منبع عظیم برای تولید گرد و غبار تبدیل خواهد شد که که ریزگرد های حاصل از ان در اثر باد های شدید آسمان تهران را تیره و تار خواهد کرد و در صورت ترکیب با آلودگی شیمیایی هوای تهران خطرات جدی را برای سلامت شهروندان به همراه خواهد داشت و زندگی بیش از 14 میلیون انسان را تهدید خواهد کرد.

تهران در تیر رس تولید گرد و غباردریاچه قم 10

یکی از بزرگترین و مهمترین مشکلات زیست محیطی حال حاضر ایران معضل آب میباشد که متاسفانه هر روزه بر شدت آن افزوده میگردد.اولین مورد در این ماه اشاره ای میکنم به وضعیت اسفناک تیره رود در لرستان که به علت برداشت بی رویه آب و فعالیت های صنعتی با تخلیه پساب و شهر نشینی با تخلیه فاضلاب این رود را به نابودی کشانده شده است .این رود یکی از مهمترین رود های استان لرستان و شهرستان درود است.همچنین کمبود آب در 14 روستای شیروان خراسان شمالی، نبود آب اشامیدنی مناسب در 26 روستا و 3 شهر استان سمنان، خشک شدن رودخانه کرخه در هویزه و تجمع اعتراضی کشاورزان ، نبود آب آشامیدنی به مدت 45 تا 3 ماه در برخی از مناطق استان خوزستان، کم آبی شدید در کوهدشت لرستان، کمبود آب شرب در تمام شهرستان های استان یزد و کاهش 8 متری سطح آب دریاچه ارومیه نسبت به 19 سال پیش و کاهش 28 سانتی متری آب نسبت به سال گذشته از جمله خبر های مهم در این حوزه بود.

باید اشاره کنم در ایران در 15 سال اخیر به طور میانگین 10 در صد از بارش های کشور کاسته شده و 25 در صد جریان های رود خانه های ایران نیز کمتر شده است که این کاهش در مناطق غربی ایران چشمگیر بوده است،  به طوری که میزان آب تجدید شونده قبلا 130 میلیارد متر مکعب بود که به طور متوسط به 116 میلیارد متر مکعب رسیده و در سال هایی حتی به 114 میلیارد متر مکعب هم کاهش یافته است.همچنین میزان سرانه مصرف آب در ایران 47 در صد بیش تر از استاندارد های جهانی است و در حال حاضر میزان سرانه آب توسط هر یک از شهروندان بالغ 220 لیتر در شبانه روز است. این در حالی است که مصرف سرانه آب در جهان 150 لیتر در شبانه روز میباشد.از سوی دیگر با برداشت آب به مقدار 70 تا 80 در صد از سفره های آب های زیر زمینی سطح آب پایین رفته تا جایی که در بعضی مناطق 570 متر حفر چاه داشته ایم.ولذا همین بی توجهی در مصرف و مدیریت آب باعث شده است که در حال حاضر 95 در صد مساحت کشور درگیر خشکسالی باشد. 

معضل آب در ایران

11

منابع: هرانا.سایت سازمان حفاظت محیط زیست.دیده بان محیط زیست.تارنگار تخصصی حقوق بشر ایران

 


گزارش نقض حقوق اقوام و ملل ایرانی در تیر 96
مهناز احمدی – محمد ابوطالبی

اسامی/محل/ نهاد ناقض حقوق بشر

تعداد موضوع ردیف

سعید محمدی فعال ملی – مدنی، اهل شهرستان کلیبر به دادگاه انقلاب شهرستان اهر برای  روز سه شنبه ۱۷مرداد 96 احضار شد.

رحیم غلامی، روزنامه‌نگار ساکن اردبیل، در رابطه با پرونده «روز جهانی زبان مادری» به دادگاه انقلاب اهربرای تاریخ ۱۷ مردادماه۱۳۹۶ احضار شد. چهارم تیرماه بسیاری از افرادی که در حیاط منزلی در ملاشیه اهواز برای جشن عید فطر دور هم جمع شده بودند با حمله نیروی انتظامی دستگیر شدند. احضار شدگان -یعقوب بنى تمیم ، شاکر بنى تمیم ، توفیق بنى تمیم ، جاسم بترانى و فرزاندانش به نام های محمد بترانى ، عمار (ریاض) بترانى و باسم بترانى ، رحیم سوارى ، مرتضى سوارى ، احمد سوارى، محمود سوارى، سعید حیدرى ، مصطفى سیلاوى، سید کامل فاضلى، عباس سوارى، عدنان سوارى، فیصل سوارى، جلیل بدوى، سامى چلداوى، توفیق جادرى، مهدى سوارى، چاسب حیدرى، جلیل سوارى، احمد طرفى، طارق ساعدى، نجم باوى، سامح زائرى، عبدالرحمن سوارى، مسعد حیدرى، ناطق سوارى، موسى شریفى.دو فعال مدنی به نام های «مصطفی عزیزپور» و «صلاح‌الدین خضری» که در راهپیمایی مردمی بمناسبت گرامیداشت یاد قربانیان بمباران شیمیایی سردشت شرکت کردند از سوی ارگانهای امنیتی به صورت تلفنی احضار و مورد بازجویی قرار گرفته و بعد از ساعاتی آزاد شده‌اند.شیخ مولی نیسی، شهروند سنی مذهب از سوی ستاد خبری وزارت اطلاعات اهواز احضار گشت.سلیمان کاظمی در رابطه با پرونده روز جهانی زبان مادری مقارن با 1 اسفند 1392 که حدود 80 نفر از فعالان ملی و مدنی ترک در منزل پدری اکبر ابولزاده دستگیر و بازداشت شده بودند، احضار شده است.نادر مجیدیان روزنامه‌نگار، طی احضاریه‌ای از سوی دستگاه قضایی ایران، باید در تاریخ ۸ مردادماه 96 جهت رسیدگی به پرونده نشست دوستانه و ادبی۲۵ بهمن‌ماه ۱۳۹۴ در دادسرای انقلاب سقز حضور یابد.میثم جولانی، فعال مدنی، طی احضاریه‌ای از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز، می بایست در تاریخ ۱۷ مردادماه سال ۹۶، در دادگاه شهرستان اهر حضور یابد.شهناز اکملی (مادر شهیدمصطفی کریم بیگی از شهدای 88) شنبه ۲۴ تیرماه در شعبه دوم دادسرای اوین حاضر شد.تاریخ برگزاری دادگاه تجدید نظر سیامک میرزایی(نامشخص) و ابراهیم نوری(سه شنبه، ۱۷ مردادماه ۱۳۹۶، در محل دادگاه انقلاب اهر) از فعالان ترک (آذری) از بابت دو پرونده جداگانه تعیین و به آنان ابلاغ شد.دادگاه فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق سجاد گل محمدی که از سال 93 در بند۷ زندان اوین سپری می کند، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، برگزار گردید.

43 نفر احضارها

11 مورد

1

ناصر خلوصی فعال ملی و مدنی آذربایجان به اتهام تبلیغ علیه نظام و بر هم زدن امنیت ایران، به ۶سال حبس تعزیری  محکوم شد. حکم یازده سال حبس برای ناصر شابویی دودکانی اهل اشنویه توسط شعبه ١٣ دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان‌غربی به اتهام “عضویت در احزاب کُرد اپوزیسیون حکومت ایران تأیید و به وی ابلاغ گردید.عبدالوحید هوت به ۱۵ سال زندان و ۵۵ میلیون جریمه و زبیر هوت به ۲۵ سال زندان و ۱۰۰میلیون جریمه محکوم شدند.نامبردگان از اردیبهشت 92 به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی و محاربه» در چابهار بازداشت شده بودند.

جلسه رسیدگی به اتهامات شش متهم پرونده “گروه گامو” (به نام های مهدی جوادزاده، حمید ثقفی، بابک آوند، اسماعیل افخمی و یونس رحیمی ) در شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز بدون حضور حبیب ساسانیان برگزار شدطاهر قادرزاده فعال کانون صنفی معلمان شهر سقز در دادگاه تجدیدنظر به ۳ سال حبس تعلیقی محکوم شد.13تیر شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران، به ریاست قاضی حسین اصغرزاده، برای یک سارق سابقه دار بنام احسان ، حکم قطع دست صادر کرد.

12 نفر احکام صادره

6 مورد

2

مهرداد گریوانی دانشجوی قمی،که از هفتم بهمن‌ماه ۱۳۹۵ توسط اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شده، هم چنان به صورت بلاتکلیف و بدون تفهیم اتهام در بند دو-الف اوین به سر می‌برد.اسماعیل عبدی، فعال صنفی، از بند ۳۵۰ زندان زندان اوین به مرخصی اعزام شد. حمیدرضا حیدری مدیرکل زندانهای استان بوشهر، می گوید:۲۸ درصد زندانیان استان بوشهر، مربوط به سرقت،۲۵٫۷ مواد مخدر، ۱۲٫۸ درصد علیه اشخاص، ۱۱٫۵ درصد محکومان مالی، سه درصد اقدام علیه امنیت ملی، سه درصد اختلال در نظام اقتصادی، ۲٫۳ اقدامات منافی عفت و بیش از ۶٫۷ درصد مربوط به سایر جرائم هستند.محمدصابر ملک رئیسی، زندانی سیاسی که پیش‌تر در زندان اردبیل محبوس بود، از بیستم فروردین‌ماه در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت بازجویی به سر می برد. محمدطاهر کنعانی، وکیل نیما کشوری از مدیران کانال‌های تلگرامی بازداشت شده از عدم موافقت مسئولان زندان اوین برای ملاقات با موکلش با وجود نامه قاضی پرونده انتقاد کرد. سیدعلی مجتهدزاده، وکیل دوتن از فعالان رسانه‌ای، هنوز موفق به دیدار موکلان خود نشده ولی از شکستن اعتصاب سعید نقدی خبر داد. دست کم شش تن از آنان همچنان در انفرادی‌های بند دو الف سپاه پاسداران نگهداری می‌شوند.هزاران زندانی زندان مرکزی زاهدان، با جیره بندی آب رو به رو شده اند. این جیره بندی در برخی از بندها دسترسی به آب را به ۴ تا ۵ ساعت در شبانه روز محدود کرده است. کمبود آب به آلودگی محیط و افزایش بیماری های واگیردار در بین زندانیان نیز منتهی شده است.گلرخ ایرایی و آتنا دائمی، فعالان مدنی محبوس در زندان اوین، در نامه‌ای خطاب به مقامات بین‌المللی بازدیدکننده از زندان اوین، با اشاره اقدامات مسئولین زندان برای جلوگیری از ارتباط آنان با زندانیان سیاسی، به شرح وضعیت نامساعد زندانیان در این زندان و نقض حقوق آنان پرداخته‌اند.محمدصابر ملک رئیسی که در ۲۰ فروردین ماه ۹۶ از زندان اردبیل به زندان اوین انتقال یافته بود، روز چهارشنبه ۲۰ تیرماه مجدداً به زندان اردبیل اعزام شد.

——– اخبارزندانیان

8 مورد

3

جواد لاریجانی در واکنش به منتقدین در مورد بدرفتاری با زندانیان سیاسی گفت : در نظام جمهوری اسلامی هیچ زندانی سیاسی وجود ندارد و دلیل زندانی شدن منتقدان سیاسی را «جرایم امنیتی» دانسته اند.درپی توپ باران مراتع جنگلی و کوهستان‌های کوسالان در شهرستان سروآباد توسط توپخانه‌های سپاه پاسداران، بخش عمده‌ای از مراتع جنگلی دچار حریق شد.دو کارگر بر اثر انفجار معدن زغال سنگ شهرستان روار مصدوم شدند که یکی از آنها بر اثر این حادثه جان خود را از دست داده است.بیش از ۱۲۰۰ معلم و فعال صنفی با امضای یک نامه حمایت آمیز خواستار آزادی محسن عمرانی معلم دربند شدند.

——– اخبار عمومی

4 مورد

4

در شب و روز عید فطر بسیاری از فعالین اهل اهواز در راهپیمایی مسالمت‌‌آمیز به اعدام و زندانی شدن فعالان سیاسی و مدنی عرب اعتراض کردند.با ادامه اعتصابات کارگران نیشکر هفت تپه در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدشان، مسئولین حراست از ورود ۳۰ تن از کارگران معترض به شرکت جلوگیری کردند. کارگران بازنشسته مجتمع نیشکر هفت تپه سومین بار مقابل ساختمان فرمانداری شوش دست به اعتراض صنفی زدند. ده‌ها تن از کارگران شهرداری خرم‌آباد صبح روز دوشنبه ۱۹ تیر در میدان ۲۲ بهمن این شهربابت تعویق پرداخت دستمزدها از 9ماه پیش، تجمع اعترا‌ضی برپا کردند. اعتراض 80 نفر از کارگران کارخانه روغن نباتی پارس قو به عدم پرداخت معوقات مزدی.بیست و چهارم تیرماه، ۳۵ کارگر بیکار شده معدن خاک سرخ هرمز به دلیل تعطیلی ناگهانی معدن مقابل بخشداری جزیره هرمز تجمع کردند.بیش از ۴۰۰ نفر از کارگران کارخانه کیان تایر، در اعتراض به رویه مدیریت این کارخانه در محوطه محل کار خود تجمع کردند.حدود ۲۰۰ نفر از مجموع کارگران شرکت کشتی سازی بحر گستر هرمز، (۲۸ تیر ماه) تجمع اعتراضی برپا کردند.گروهی از کارگران شاغل در کارخانه «آذر آب اراک» در انتقاد به بی‌توجه‌ای مدیران کارخانه به پرداخت مطالبات معوقه خود دست به اعتراض صنفی زده‌اند.جمع زیادی از اعضای پروژه یک هزار و ۲۰۰ واحدی مسکن مهر فاز ۳بهاران شرکت فرابتن در مقابل اداره کل راه و شهرسازی استان کردستان(سنندج) تجمع کردند.همزمان با سفر عصمت سرفرازی معاون امور اقتصادی استاندار کارگران و کارکنان کارخانه منیزیم فردوس خراسان جنوبی در کارخانه تجمع کردند.تجمع ۴۰۰ نفر از کارگران کارخانه کیان تایر در اعتراض به رویه مدیریت این کارخانه در محوطه محل کار خود.تعدادی از کارکنان شرکت حمل و نقل بین‌المللی خلیج فارس در اعتراض به آنچه عدم پرداخت حق و حقوق کارکنان اعلام شده مقابل سازمان خصوصی‌سازی دست به تجمع زدند.کارگران پیمانکاری شرکت صنایع فارس پتروشیمی رازی ماهشهر،به دلیل پرداخت نشدن معوقه طرح طبقه‌بندی مشاغل در دی‌ماه ۹۵ مقابل کارگاه این مجتمع دست به تجمع اعتراض‌آمیز زدند.جمعی از پیمانکاران شهرداری تهران 27تیردر مقابل ساختمان شهرداری تهران در خیابان بهشت تجمع کردند.شماری از کارگران کارخانه «بلبرینگ سازی تبریز» در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات مزدی خود دست از کار کشیده ودر محوطه کارخانه تجمع کرده‌اند.شماری از کارگران شاغل و بازنشسته مجتمع کشت وصنعت هفت تپه با اجتماع مقابل ساختمان اداری مجتمع خواستار دریافت مطالبات معوق ازسال 95 خود شده‌اند.حدود ۷۰۰ نفر از کارگران مناطق ۸‌گانه شهرداری اهواز مقابل ساختمان مرکزی شهرداری تجمع کردند.

——– اعتراض وتجمع

18 مورد

5

امین افشار نادری، نوکیش مسیحی که از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به ۱۵ سال حبس محکوم گشته، در اعتراض به نقض مکرر قانون از سوی مسئولین زندان و دستگاه قضایی، از چهاردهم  تیرماه دست به اعتصاب غذا زده است.حبیب ساسانیان، فعال مدنی محبوس در زندان تبریز، در اعتراض به یکسال بلاتکلیفی و عدم توجه مقامات به شرایط نامناسب جسمی‌اش هم اکنون در آستانه سی‌امین روز از اعتصاب غذا در وضعیت نامساعد جسمانی قرار گرفته واز بیماری صرع و فشار خون بالا رنج می‌برد. تلاش ها برای تزریق سرم در بهداری نیز با مقابله وی روبروشده است.

یک زندانی به نام مهدی کشاورز در اعتراض به میزان وثیقه یکصد میلیون تومانی، از پنج روز قبل با دوختن لبان خود در زندان بروجرد دست به اعتصاب غذا زده بود، با دستور دادستان به سلول انفرادی منتقل شد.

3 نفر اعتصاب غذای زندانیان

3 مورد

6

عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای با اشاره به پرونده جدید محمدعلی طاهری، اظهار داشت این زندانی عقیدتی برای دومین بار در معرض خطر محکومیت به اعدام قرار دارد.سارا لی ویتسون، مدیر بخش خاورمیانه سازمان دیده‌بان حقوق بشر با اشاره به طرح مبنی بر اصلاح قانون مجازات موادمخدر وحذف اعدام ،ازنمایندگان مجلس خواست، در برابر فشار برای محدود کردن اصلاح قانون مواد مخدر مقاومت کنند.

——– بین المللی

2 مورد

7

زورار محمدی، ۲۰ ساله و ساکن بخش “نلاس” از توابع سردشت سه شنبه ۶ تیر به همراه چندین کولبر دیگر در نزدیکی روستای “کانی زرد” از توابع سردشت مورد هدف تیراندازی نیروهای انتظامی قرار گرفت و با اصابت یک گلوله به سرش در بیمارستان جان باخت.۱۲تیرماه، گروهی از کولبران در مرز «البیران» بخش سرو از توابع ارومیه از سوی نیروهای هنگ مرزی مورد هدف قرار گرفته و دست کم سه تن به نامهای «محمد قادری»، «ناصر عمرزاده» و «خوشرو» از اهالی روستای گل‌شیخان زخمی شدند.قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسدارن از کشته شدن دو کارگر بومی(بدون قید هویت) در جریان درگیری این نهاد نظامی با یک «گروه تروریستی» در سروان سیستان وبلوچستان خبر داد.یک کولبر به نام «امیر خالدی» در منطقه‌ی مرزی قطور خوی در اثر شلیک مستقیم نیروهای هنگ مرزی جان خود را از دست داد و سه نفرنیز زخمی شدند.

نیروهای انتظامی، خودروی یک شهروند غیرنظامی را در جاده روانسر-جوانرود هدف گلوله قرار دادند و دست کم دو شهروند به نامهای «حامد علیمرادی» از اهالی جوانرود و «ولی خانی» از اهالی روستای ده‌ سرخ از توابع بخش دولت‌آباد روانسر جان خود را از دست داده ویک تن هم مجروح که به بیمارستان منتقل شد.تیراندازی نیروهای هنگ مرزی در پاسگاه دوپزه و در محلی به نام قانگه‌برد در روستای مرزی بیوران از توابع بخش مرکزی سردشت به سمت کاسبکاران، منجر بە کشتە‌شدن ۲۵ راس از اسب هایشان شد.یک خودرو ۴۰۵ در اثر تعقیب و گریز و تیراندازی ماموران به سمت وی در مقابل درب منطقه آزاد چابهار واژگون شده و آتش گرفت و  راننده خودرو مجروح شد.29تیرمأموران نیروی انتظامی در ارتفاعات “دولان” بیتوش از توابع سردشت اقدام به آتش زدن اجناس ضبط شده کولبران کرده‌اند.

کشته: 6 نفر

زخمی: 8 نفر

و کشته شدن 25 راس اسب

تیراندازی نیروهای امنیتی به مردم

8 مورد

8

نظریه عدم تحمل کیفر کوروش زعیم به دلیل ابتلای وی به بیماری‌های مختلف و کهولت سن از سوی پزشکی قانونی تأیید شده و به دادگاه جهت رسیدگی ابلاغ شده است؛۲۸خردادماه، فرزند خردسال مصطفی طه‌زاده بر اثر یک حادثه ناگوار فوت شده بود، و مسئولان زندان میاندوآب پس از یک روز تأخیر و پس از تودیع وثیقه ۲۵۰ میلیون تومانی، این زندانی سیاسی را به مرخصی ۱۵ روزه اعزام نمودند.حبیب ساسانیان، فعال مدنی محبوس در زندان تبریز، در اعتراض به یک سال بلاتکلیفی و شرایط  نامناسب جسمی‌اش هم اکنون در پانزدهمین روز از اعتصاب غذا به سر می‌برد.رامین حسین‌پناهی، شهروند سنندجی، در پی وخیم شدن حالش زیر فشار بازجویی مأموران اطلاعات سپاه به کما رفته است و هم‌اکنون در بیمارستانی خارج از استان کردستان در بخش مراقبت‌های ویژه نگهداری می‌شود.چهار محالی، رئیس زندان اوین، با اعزام علی شریعتی زندانی سیاسی محبوس در بند هفت به بیمارستان، بدون دستبند و پابند مخالفت کرده است.جوانان نصیرآبادی در ملاقات با خانواده ها گفته اند “برای اخذ اعتراف های دیکته شده مورد شکنجه” قرار گرفته اند.سعید ماسوری، که از دی‌ماه سال ۱۳۷۹ درزندان رجایی شهر بسر می‌برد، علیرغم نیاز به درمان درد شدید کمر، از حق هرگونه مرخصی محروم بوده است.مسئولین زندان رجایی شهر کرج، از ملاقات خانواده سعید شیرزاد، با این زندانی سیاسی، ممانعت به عمل‌آورده‌اند؛ابوبکر ملازهی که ۲۷ اردیبهشت ماه دچار “سکته ناقص” شده بود بعد از ۴۳ روز بیماری برای مداوا به بیرون از زندان انتقال داده شد و بعد از ظهر به زندان زاهدان برگردانده شد.ریچارد رتکلیف، همسر نازنین زاغری می‌گوید بااینکه وضعیت جسمانی همسرش بهبود یافته، حالات روانی بی‌ثباتی پیدا کرده و به افسردگی دچار شده است.

16 نفر شکنجه زندانیان

15 مورد

9

ناصر ایازی مدیر هیات‌اجرایی سازمان ملی زمین و مسکن در طرح توسعه چابهاربا اعلام اینکه کُمب، روستایی در(در پنج کیلومتری شهر چابهار) با ۲۳ هزار جمعیت و۴۶۰ هکتار مساحت ، فاقد برق، آب، مدرسه و سایر امکانات بهداشتی و رفاهی میباشد.بالاتر از هورامان و نزدیک روستای کماله، گردنه تته و به سمت خورمال یکی از معابر مهم کولبری است. کولبران تحت پوشش هیچ قانون حمایتی قرار نمی‌گیرند، بیمه نمی‌شوند و هیچ سندیکای حمایتی ندارند. مسعود تجریشی؛ مدیر دفتر برنامه‌ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه گفت: متناسب با کاهش سطح دریاچه و خشک شدن آن میزان برگشت تشعشعات از کف دریاچه افزایش یافته است. همچنین با کاهش 2.5 برابری سطح دریاچه شاهد افزایش 4 برابری اشعه ماورای بنفش بودیم که اولین تبعات آن آب مروارید است.نظرپور رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشوردرلرستان اظهار کرد: ۱۰۰۰ کلاس خشتی گلی و ۱۷۰۰ کلاس کانکسی در سطح کشور وجود دارد. قربانعلی شیرزاد، مدیرکل تجهیز و نوسازی مدارس مازندران، اظهار کرد سه هزار و ۶۸۰ کلاس درس مدارس دولتی در استان در شرایط تخریبی قرار دارند.

——– محرومیت

5 مورد

10

باحضور علی عزیزی فعال ترک (آذری) در دادگاه انقلاب شهر ارومیه، ایراد اتهام جدیدی مبنی بر“ارتباط با سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا” به وی ابلاغ شده، وثیقه وی 200 میلیون تومان افزایش یافته است.دکترصلاح الدین خدیور (مدیر کانال تلگرامی شارنامه مهاباد) پس از هفت روز بازداشت، با تودیع وثیقه ۳۰۰ میلیونی از زندان آزاد شد.در ادامه گزارشات از منطقه آذربایجان شرقی، گزارشگران هرانا مطلع شدند شش تن از فعالین مدنی که نهم تیرماه، در مراسم سالگرد تولد بابک خرمدین در قلعه بابک بازداشت شده بودند، به طور موقت آزاد شدند. سید آراز قارداغی، محمد مردی، حسن قاراداغی، رضا آقایی و سجاد صدقی و مهدی اکبری کودک یازده ساله‌‌ پس از بیست وچهار ساعت بازداشت و بازجویی بدون صدور قرار آزاد شدند. اکبر جهانگیری، مرتضی پروین، رحیم نوروزی، حامد رواجی، میلاد اکبری و رحیم زارعی سایر بازداشت شدگانی بودند که با تودیع وثیقه 15میلیونی از زندان اهرآزاد شدند.

14 نفر وثیقه

3 مورد

11

دو اطلاعیه با ۸۸۰ “رامین حسین پناهی به دلیل شدت خونریزی در کما به سر میبرد” و۸۷۷ ” کولبرانی که در اجارۀ سود جویانند” در تاریخ 19و17 تیرماه.

203 نفر 97 مورد جمع کل

منابع: تارنگار حقوق بشر، هرانا، خبرگزاری ایلنا، کمپین فعالین بلوچ، حقوق بشر کردستان، کردیا، دویچه وله، تسنیم،  ایلنا، فارس، رادیو زمانه، کُردپا.

 


گزارش نقض حقوق هنرمندان در تیر 96
درسا دره شوری

 

تاریخ و منبع دلیل و محل نام و فامیل تعداد موضوع ردیف
26 ژوئن / هرانا

 

 

28 ژوئن / ایلنا

 

6 جولای/ هرانا

 دبیر هیئت منصفه دادگاه مطبوعات با بیان اینکه با رای هیئت منصفه دادگاه مطبوعات گفت که روزنامه «شروع» به اتهام “نشر اکاذیب و افتراء” در جلسه امروز دادگاه مطبوعات، مجرم شناخته شد.

روزنامه نگار و فعال سیاسی به جرم توهین به رییس قوه‌قضاییه به شش ماه حبس محکوم شده است

خبرنگار ۲۴ ساله گیلانی، به شلاق و حبس محکوم شده است. این فعال مطبوعاتی بزودی در دادگاه تجدیدنظر خود حاضر خواهد شد.

رونامه شروع

 

 

عیسی سحرخیز

 

آرش شعاع شرق

3مورد محاکمات 1
26 ژوئن / هرانا

 

 

27 ژوئن / هرانا

 آرش صادقی، کنشگر مدنی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین که پس از یک دوره اعتصاب غذا ۷۱ روزه به مشکلات پزشکی عدیده ای مبتلا شده، روز جاری به بیمارستان طالقانی تهران منتقل و بدون بهره مندی از خدمات کافی پزشکی به زندان بازگردانده شد.

گلرخ ابراهیمی ایرایی، کنشگر مدنی محبوس در بند نسوان زندان اوین در صورت عدم تغییر شرایط حدود ۳ سال دیگر تا زمان آزادی در زندان حضور خواهد داشت

 

آرش صادقی

 

 

گلرخ آریایی

 

2 مورد اخبارهنرمندان زندانی 2
28 ژوئن / ایلنا

 

8 جولای/ هرانا

حراست دانشگاه بهشتی با برگزاری سالگرد درگذشت عباس کیارستمی، فیلمساز نامدار ایران، مخالفت کرد.

در پى مخالفت دفتر موسیقى وزارت ارشاد با حضور حمید صفت در تئاتر لامبورگینى به کارگردانى سیامک صفرى، اجراى این خواننده در این نمایش لغو شد.

عباس کیا رستمی

 

حمید ماهی صفت

2 مورد لغو مراسم و کنسرت 4
5 جولای / روزنامه اصلاح

 

10 جولای/ هرانا

 

 

19 جولای/ ایسکانیوز

 

 

۱۷۳ نفر از اهل قلم سنی‌مذهب ایران در نامه‌ای سرگشاده به ‌وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به قید برچسبی ویژه بر روی کتاب‌های نویسندگان و مترجمان اهل سنت اعتراض کرده‌اند.

گلرخ ایرایی و فاطمه (آتنا) دایمی از فعالان محبوس در بند زنان زندان اوین، در پی حضور و بازدید از پیش تعیین شده سفرای مقیم تهران در این زندان، در نامه ای سرگشاده خطاب به این مقامات، از وضعیت نامناسب زندان و حقایق پنهان زندان اوین که می بایست به سمع و نظرشان می رسید، نوشتند.

 برخی روزنامه‌نگاران شاغل در رسانه‌های دانشگاه آزاد از اخراج خود نوشته‌اند. این برخورد نخستین پیامد معرفی فرهاد رهبر به‌ عنوان رئیس این دانشگاه خوانده شده است. پسر رفسنجانی هم دو هفته

اهل سنت

 

گلرخ ایرایی و آتنا دائمی

 

 

روزنامه نگاران

 

 

 

3 مورد

 

 

 

 

 

 

 

اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5

 

 

 

 

 

 

 

 

جولای / هرانا

 

 

21 جولای/ مهر

 

 

پیش از اخراج خبرنگاران نوشته بود.

تعدادی از نمایندگان مجلس ایران طی نامه‌ای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، توقف اکران دو فیلم «اکسیدان» و «مادر قلب اتمی» را خواستار شدند.

معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی اعلام کرد هر فیلمی که یک بار از سوی شورای پروانه نمایش به طور کامل رد شده باشد دیگر امکان بررسی در این شورا را ندارد. 21 جولای/ مهر

 

مجلس شورای اسلامی

 

فیلم ارادتمند؛ نازنین بهاره تینا

 

 

2 مورد

 

توقیف

 

 

 

 

 

 

6

21 جولای/ ایسنا

خانواده آتنا اصلانی، دختر بچه هفت ساله‌ای که در پارس آباد مغان مورد آزار جنسی قرار گرفته و به قتل رسیده است، از هنرمندان خواسته‌ است تا برای شکایت از امیرحسین مقصودلو (خواننده رپ معروف به تتلو) از آنها حمایت کنند. تتلو که به «فعال اصولگرا» معروف شده است، پس از انتشار خبر قتل آتنا اصلانی در نوشته‌ای در اینستاگرام، دلیل وقوع این قتل را بی حجابی این دختر هفت ساله دانسته بود

امیر تتلو 1مورد شکایت ۷

28 ژوئن/ ایسنا

17 جولای / دویچه وله

19 جولای/ تسنیم

نویسنده ایرانی شامگاه جمعه ۲ تیر در تهران درگذشت.

هنرمند ایرانی و بنیانگذار جشنواره تئاتر ایرانی در شهر کلن آلمان به طور غیر منتظره‌ای درگذشت. او هنگام مرگ ۷۱ سال داشت.

حبیب‌الله کاسه ساز، تهیه کننده سینمای ایران امروز صبح در سن ۵۵ سالگی درگذشت.

کورش اسدی

مجید فلاح زاده

 

حبیب الله کاسه ساز

1مورد فوت ۸
اعدام بازداشت ها جمع کل
  16 مورد

در این ماه  سازمان ها و نهادهای زیر مسئول نقض حقوق هنرمندان  بودند .1/ صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران2/ قوه قضائیه3/ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی4/ شورای شهر5/ سازمان امور زندان ها

 


گزارش گروه اینترنتی کانون در تیر 96
مازیار ملائی برزی

نمودار آماری تعداد بازدیدکنندگان وب سایت اصلی کانون در ماه جولای

 

نمایندگی های آلمان
# نام نمایندگی مسئول امور اینترنتی آدرس وبلاگ عملکرد وبلاگ
1 نمایندگی نیدرزاگسن آقای علی میرزایی http://hannover.bashariyat.org به روز
2 نمایندگینوردراین-وست فالن زهرا ارزجانی http://koln.bashariyat.org به روز
3 نمایندگگی هسن  خانم فاطمه قنبری http://giessen.bashariyat.org با تاخیر
4 نمایندگی بادن – وورتنبرگ آقای محمدرضا نیکخواه http://stuttgart.bashariyat.org به روز
5 نمایندگی زاکسن آنهالت آقای مصطفی خداکرمی http://sachsen-anhalt.bashariyat.org به روز
نمایندگی های خارج از آلمان
# نام نمایندگی مسئول امور اینترنتی آدرس وبلاگ عملکرد وبلاگ
1 نمایندگی سوئیس آقای محمد جاوید گوانی http://switzerland.bashariyat.org با تاخیر
2 نمایندگی اسکاندیناوی آقای محمد حاجی امیدی http://scandinavia.bashariyat.org با تاخیر 
3 نمایندگی مالزی آقای جمشید غلامی سیاوزان http://malaysia.bashariyat.org به روز 
4 نمایندگی ترکیه آقای مهدی گلسفیدی http://turkey.bashariyat.org به روز
5 نمایندگی پاکستان خانم لیدا اشجعی http://pakistan.bashariyat.org به روز
6 نمایندگی اتریش خانم زرین تاج الیاسی http://austria.bashariyat.org با تاخیر
7 نمایندگی اندونزی آقای محمد گلستان جو http://indonesia.bashariyat.org به روز
کمیته ها
# نام کمیته مسئول امور اینترنتی آدرس وبلاگ عملکرد وبلاگ
1 کمیته دفاع از  کودک و نوجوان خانم لیدا اشجعی http://koodak.bashariyat.org به روز
2 کمیته دفاع از جوان و دانشجو آقای جمشید غلامی سیاوزان http://daneshjoo.bashariyat.org به روز
3 کمیته دفاع از پیروان ادیان آقای حمیدرضا تبریزی http://adian.bashariyat.org به روز
4 کمیته دفاع از زنان خانم رزا خلیلی http://zanan.bashariyat.org به روز
5 کمیته دفاع از اقوام و ملل ایرانی خانم صدیقه جعفری http://aghvam.bashariyat.org به روز
6 کمیته روابط عمومی خانم مونیکا قریشی http://ravabet.bashariyat.org به روز
7 کمیته دفاع از محیط زیست خانم دکتر زهرا ارزجانی http://mohitzist.bashariyat.org به روز
8 دفاع از حقوق هنر و هنرمند آقای بهروز خسروی http://honar.bashariyat.org به روز
9 کمیته آموزش و پژوهش خانم مریم مرادی http://pajohesh.bashariyat.org به روز

علاوه بر گزارشی که به صورت جدول بالا ارائه گردید، موارد زیر نیز انجام شده است:

  • پشتیبانی و نگهداری از وب سایت ها
  • تهیه ساختار فهرست کنوانسیون ها برای همه کمیته ها
  • تغییر ساختار منو از صفحه به فهرست

 


گزارش نقض حقوق پیروان ادیان در تیر 96
حمیدرضا تبریزی

تهیه و تنظیم ,نمودارها : حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی،
گردآوری داده : مصطفی خداکرمی ، نیما حسابیان

ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره‌مند شود. این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می‌باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است. هرکس می‌تواند از این حقوق یا مجتمعاً به‌طور خصوصی یا به‌طور عمومی برخوردار باشد.
ماده ۱۹ اعلامیه حقوق بشر: هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است. گزارش پیش رو دربردارنده اطلاعات آماری نقض حقوق پیروان سایر ادیان در ایران تا پایان اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ شمسی است. این گزارش به‌صورت آماری-تحلیلی ارائه می‌شود، مسلماً به دلیل عدم اجازه دولت ایران به مدافعان حقوق بشر جهت فعالیت به‌خصوص در حوزه گزارشگری نقض حقوق بشر و همین‌طور ممانعت از گردش آزاد اطلاعات و بالطبع به رسمیت نشناختن حوزه مستقل در فعالیت‌های مدنی از سوی دولت ایران، در حال حاضر مسئله گزارشگری، امری دشوار و خطیر با محدودیت‌های فراوان در ایران محسوب می‌شود.
در چنین شرایطی بدیهی است مدافعان حقوق بشر علیرغم دشواری بسیار، تنها می‌توانند حجم بسیار اندکی از نقض گسترده حقوق بشر در ایران را دیده‌بانی کرده و یا امکان تحقیق و مستند کردن در رابطه با گزارش‌های سایر گروه‌ها و رسانه‌ها را بیابند.

 

روند ستیز با بهاییان در این ماه نیز ادامه داشت به‌گونه‌ای که حقوق شهروندان بهایی

در موارد ذیل نقض گردید.

تعداد
احضار 2
بازداشت و بیخبری 6
پلمپ  محل کسب 22
محکومیت به زندان 17
آغاز دوران محکومیت به زندان 3
تفتیش منزل 2
ضبط وسائل 2
محرومیت از حقوق شهروندی 38

 

در این ماه و در ادامه روند ستیز با اهل سنت، حقوق آنان به شرح ذیل نقض گردید: تعداد
احضار و بازجویی 2
بازداشت و بیخبری 5
بلاتکلیفی از فرد بازداشتی            10
فرافکنی و حاشیه سازی 2
ضبط وسائل 1
محکومیت به اعدام 1
محکومیت به زندان 2
عدم رسیدگی به بیماری زندانی    1
محرومیت از حقوق شهروندی 24

 

در این ماه، حقوق این دسته از شهروندان در موارد ذیل نقض گردید : تعداد
یورش و بازداشت 1
بلاتکلیفی از فرد بازداشتی 1
فرافکنی و حاشیه سازی 2
جلوگیری از برگزاری مراسم مذهبی 1
تفتیش منزل ، ضبط وسائل 1
عدم رسیدگی به بیماری زندانی 1
محرومیت از حقوق شهروندی 9

 

گزارش آمار در این ماه و حقوق شهروندان مسیحی در موارد ذیل نقض گردید: تعداد
محاکمه 12
محکومیت به زندان 12
تبعید 2
فرافکنی و حاشیه سازی 1
اعتصاب غذا 2
بلاتکلیفی افراد بازداشت شده 2
بیخبری از افراد بازداشت شده 2
ممنوعیت خروج از کشور 7
محرومیت از حقوق شهروندی 29

 


گزارش جلسه ماهانه کمیته دفاع از محیط زیست، 13 یولی
دکتر زهرا ارزجانی

جلسه سخنرانی ماهیانه اعضای کمیته محیط زیست درروز پنج شنبه مورخ 13یولی 2017 ساعت 19 به وقت اروپای مرکزی با حضور اعضای فعال کمیته وهمراهی سایر دوستان فعال حقوق بشربه صورت عمومی دراتاق پالتاک برگزار گردید . همکاران ما درکمیته با موضوعات مختلف سخنرانی هایشان را ایراد نمودند که بدین قرار است : اقای نادر زندی تحلیل اخبار نقض حقوق محیط زیست در ماه گذشته را به اطلاع حاضرین رساندند.
بانو سمیه علیمرادی با موضوع محیط زیست و گردشگردی سخنرانی نمودند گرچه رابطه توریسم با محیط‌زیست پیچیده به نظر می‌رسد اما این رابطه فعالیت‌های بسیاری را شامل می‌شود که می‌تواند اثرات معکوس محیط‌زیستی داشته باشد. بسیاری از این اثرات با ایجاد زیرساخت‌های عمومی مانند جاده‌ها و فرودگاه‌ها و تسهیلات متفاوتی مانند اقامت‌گاه‌ها، هتل‌ها، رستوران‌ها، مغازه‌ها و.. مرتبط هستند. اثرات منفی توسعه توریسم می‌تواند منابع محیط‌زیستی را نابود کند. اما صنعت توریسم با همکاری‌های مختلف در حفظ محیط‌زیست، پتانسیل بالایی برای ایجاد اثرات منفعتی بر محیط‌زیست دارد. این راهی برای افزایش آگاهی ارزش‌های محیط‌زیست است و می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای حفاظت مالی منابع طبیعی و افزایش اهمیت اقتصادی عمل کند.
این صنعت پتانسیل بالایی در افزایش حمایت از محیط‌زیست و گسترش آگاهی مشکلات زیست‌محیطی را داراست. چرا که توریسم مردم را در تماس نزدیک‌تر با طبیعت و محیط‌زیست قرار می‌دهد. این مواجهه خود می‌تواند موجب افزایش آگاهی از ارزش‌های زیست‌محیطی شود و رفتار و فعالیت‌های آگاهانه محیط‌زیستی برای محافظت از آن را موجب شود. صنعت توریسم می‌تواند نقش کلیدی در ایجاد اطلاعات زیست‌محیطی و افزایش آگاهی بین توریست‌‌ها در مورد پیامدهای زیست‌محیطی فعالیت‌هایشان ایفا کند. اثرات محیط‌زیستی در واقع تغییرات فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی محیط‌زیست بر اثر فعالیت‌های مختلف است. تغییراتی که روی آب، خاک، پوشش گیاهی و حیات وحش تاثیر می‌گذارد. تخریب اراضی، انباشت زباله، آلودگی آب، آلودگی صوتی، تخریب چشم‌اندازهای ساحلی و بسیاری موارد دیگر می‌توانند پیامدهای منفی توسعه توریسم باشند. متاسفانه همواره شاهد این هستیم که طبیعت‌گردی ایرانیان در کشور باعث به جا ماندن صدها کیلوگرم ظروف پلاستیکی، پسماند غذا و آتش‌سوزی در جنگل‌ها می‌شود. پلاستیک‌هایی که زندگی صدها جانور را نابود می‌کند. هر چند در چند سال گذشته شاهد هستیم که در بسیاری از استان‌ها به گردشگران و مسافران به ویژه در ایام نوروز کیسه‌های زباله داده می‌شود و حتی در برخی استان‌ها با پر کردن و تحویل این کیسه‌ها به آنها کارت رایگان گردشگری داده می‌شود. آلودگی و آسیب به محیط‌زیست با زباله‌های نوروزی مسافران دیگر به یک بحث تکراری تبدیل شده است. توریسم داخلی هزینه‌های بسیاری بر محیط‌زیست وارد می‌کند و متاسفانه خود طبیعت هزینه این طبیعت‌گردی را می‌پردازد.طبق گزارش سازمان جهانی توریسم (UNWTO) انتظار می‌رود، در سال‌های آینده جهان با مقاصد جدید توریستی روبه‌رو شود. حدود یک دهه گذشته بسیاری از کشورهای در حال توسعه تلاش‌های بسیاری برای معرفی خود به‌عنوان مقاصد نوظهور و جذاب برای مسافران کردند؛ در حالی این کشورها برای ایجاد فضا در بازار جهانی به شدت رقابتی توریسم تلاش می‌کنند که این بازار تا کنون بیشتر در خدمت کشورهای پردرآمد و توسعه‌یافته بوده است.اکنون پس از رفع تحریم‌های هسته‌ای، ایران به‌عنوان یکی از پرقدمت‌ترین کشورهای جهان با چشم‌اندازهای طبیعی و فرهنگی بی‌نهایت جذاب، در توسعه توریسم خود را در موقعیت بسیار خاصی می‌بیند و درهای خود را بیش از پیش به سوی توریست‌ها از سراسر جهان گشوده است. بسیاری بر این باورند که ایران به‌عنوان کشوری در قلب خاورمیانه برای بسیاری از افراد دنیا به‌گونه‌ای ناشناخته باقی مانده است. اقتصاددانان می‌گویند به‌عنوان یک بازار رو به رشد، صنعت توریسم می‌تواند اقتصاد ایران را از رکود خارج کند. مقامات ایرانی «سونامی توریست‌ها» را پس از رفع تحریم‌ها پیش‌بینی می‌کنند. شاید درست باشد که این «سونامی توریست‌ها» به زودی به ایران خواهد رسید اما یک نکته قابل تعمق است: آیا ایران برای برخورد با اثرات منفی بالقوه‌ای که توریست‌ها می‌توانند بر منابع موجود و محیط‌زیست داشته باشند آماده است؟گرچه ایران به‌عنوان یک مقصد فرهنگی برای توریست‌ها شناخته می‌شود اما این بدان معنی نیست که طبیعت ایران برای آنها جذاب نیست. برعکس به نظر می‌رسد که برخی جوانب خاص منابع طبیعی ایران مانند کویرها، کوه‌ها و جاذبه‌های حیات‌وحش، برای صنعت توریسم طبیعت‌محور بسیار جذاب بوده است. منحصربه‌فرد بودن روابط تنگانگ و دوجانبه بین فرهنگ قدیمی این کشور و جاذبه‌های متفاوت طبیعی آن دلیل محکمی بر این امر است. بنابراین، انتظار می‌رود که در آینده نزدیک اکثر توریست‌های خارجی از جاذبه‌های طبیعی ایران دیدن کنند. صنعت توریسم منافع بزرگی برای کشورها به همراه مزایای اجتماعی-اقتصادی در برخواهد داشت؛ گرچه این امر بدون مشکلات و پیچیدگی نخواهد بود. اثر توریسم بر محیط‌زیست یک موضوع قدیمی و همیشگی است که موجب مناقشات دشواری شده است. یکی از واکنش‌های قابل‌قبول از سوی بسیاری از افراد این است که توسعه توریسم بدون برنامه‌ریزی و با سوء‌مدیریت می‌تواند موجب تخریب جبران‌ناپذیر بخش‌های مختلف محیط‌زیست شود. البته کسانی بر این باورند که در مقایسه با دیگر صنایع بزرگ صنعت توریسم اثرات به مراتب کمتری بر محیط‌زیست دارد. اما واقعیت این است که داستان به این سادگی نیست؛ یک انفجار ناگهانی در صنعت توریسم در یک دوره کوتاه زمانی در یک منطقه با ظرفیت برد محیط‌زیستی محدود که فاقد سیستم مدیریت کارا است بر همه اکوسیستم‌ها تاثیر خواهد گذاشت. آلودگی آب، خاک و هوا، کمبود منابع آب و غذا، تهدید حیات‌وحش، آسیب به مناظر جغرافیایی طبیعی و بکر و تغییر غیرضروری کاربری زمین تنها برخی اثرات قابل‌رویت محیط‌زیستی صنعت توریسم بدون برنامه‌ریزی و مدیریت درست هستند اثرات مخرب بالقوه صنعت توریسم می‌تواند از جوانب مختلف مورد توجه قرار گیرد. با توجه به شرایط پساتحریم صنعت توریسم در ایران از برخی جوانب نیاز به توجه فوری دارد. ابتدا، اکوسیستم حساس مناطق حفاظت‌شده در ایران، مانند پارک‌های ملی، بیش از همه در معرض خطر توسعه توریسم قرار دارند. اکثر این مناطق از طریق سیستم‌های سنتی مدیریتی اداره شده‌اند؛ پس توریسم به‌عنوان یک فعالیت پذیرفته شده پیش‌بینی‌نشده و تا حدودی به حساب نیامده است. بنابراین این مناطق از کمبود زیرساخت‌های اساسی موردانتظار رنج می‌برند؛ زیرساخت‌های تسهیلات دستیابی و راحتی و امنیت برای آماده‌سازی آنها جهت ورود مسافران و توریست‌های بیشتر.ثانیا، شاهد هستیم که رشد غیرقابل‌کنترل توریسم داخلی بر مناطق طبیعی ایران موجب مشکلات بسیاری شده است. بارزترین مثال آن آلودگی هوا، آب و خاک، نابودی جنگل‌ها، تغییر کاربری زمین و تغییرات فرهنگی در جوامع محلی است که توده توریست های داخلی بر مناطق ساحلی دریای خزر وارد می‌آورند. ورود توریست‌های خارجی، در ترکیب با زیرساخت‌هایی که پیش از این شکست خورده‌اند، حتی فشار بیشتری بر این اکوسیستم‌ها جهت بقا ایجاد می‌کنند. اکوسیستم که از محیط‌زیست و سلامت افراد بومی محافظت می‌کند اگر به‌طور درست برنامه‌ریزی و عمل شود، می‌تواند ابزاری برای کاهش مشکلات محیط‌زیستی باشد که توریسم بر آن وارد می‌کند. اما در ایران، اکوتوریسم و دیگر انواع توریسم دوستدار محیط‌زیست تنها «کلماتی بر کاغذ» هستند. برخی متصدیان ایرانی تورها بیان می‌کنند که آنها تورهای دوستدار محیط‌زیست بیشتری را ترویج می‌کنند اما شکل کلی این نوع فعالیت‌ها و کارایی آنها در مقایسه با اندازه و تنوع جاذبه‌های طبیعی در ایران قابل‌توجه نیست.
فقدان آگاهی عمومی مشکل دیگری است. نه عموم مردم و نه بسیاری از تصمیم‌گیرندگان و ذی‌نفعان به اندازه کافی در مورد رفتار توریسم در محیط‌های طبیعی نیاموخته‌اند. شگفت‌آور است که کمبود این نوع دانش همچنین در سطح دانشگاهی به دلیل فقدان به‌روز بودن و منابع آکادمیک مرتبط با توریسم هم به زبان انگلیسی و هم به زبان فارسی، مشاهده می‌شود. به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای اکثریت مسائل محیط‌زیستی که از توریسم نشات می‌گیرد، با این حقیقت توضیح داده می‌شوند که توریسم در ایران هیچ برنامه خاص یا استراتژی عملی را پیش نمی‌گیرد. به عبارت دیگر، هیچ برنامه جامع، معتبر و تخصص‌محوری در صنعت توریسم یا برنامه‌های توسعه استراتژیک در ایران آماده نشده است. این بدان معنا است که حتی اگر ایران به‌طور متوسط 20 میلیون توریست در سال 2025 بپذیرد، استراتژی‌ها و منابع مورد نیاز برای رسیدن به این هدف نامعین و کاملا مبهم هستند.با همه اینها اکثر اخبار اخیر مرتبط با توریسم از ایران بسیار امیدبخش هستند. گرچه هیچ شکی نیست که هر نوع توسعه‌ای نیاز به برنامه‌ریزی صحیح دارد. بنابراین، به منظور دستیابی به منافع اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی صنعت توریسم، ایران نیاز به یک برنامه جامع توسعه توریسم دارد؛ برنامه‌ای که استراتژی‌هایی را تعیین ‌کند که باید به منظور توسعه توریسم پایدار که اثر حداقلی بر منابع طبیعی دارد پذیرفته شود. یک برنامه جامع توریسم می‌‌تواند براساس دانش فعلی جهانی در زمینه توریسم و یادگیری از راهبردها و تجربیات توسعه پایدار توریسم از کشورهای در حال توسعه طراحی شود. در نهایت و از همه مهم‌تر، این برنامه باید جنبه‌های جغرافیایی، فرهنگی و ویژگی‌های اجتماعی-سیاسی این کشوررا در نظر بگیرد تا بتواند آن را عملی سازد.
آقای تقی صیاد مصطفی با موضوع ﺗﻐﻴﻴﺮاﺕ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺁﺏ و ﻫﻮا و اﺛﺮاﺕ اﻥ ﺑﺮ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻫﺎﻱ اﻗﻠﻴﻤﻲ اﻳﺮاﻥسخنرانی ایراد نمودند: گرمایش جهانی یا گرم‌شدن زمین نام پدیده‌ای است که منجر به افزایش میانگین دمای سطح زمین و اقیانوس‌ها شده است. طی۱۰۰ سال گذشته، کره زمین به طور غیرطبیعی حدود 85 صدم درجه سلسیوس گرم‌تر شده و این موضوع آینده زمین را در هاله ای از تردید و هشدار قرار داده است. تغییرات جوی که در سراسر جهان مشاهده می‌شود به احتمال خیلی زیاد ناشی از عواملی است که بشر در آن‌ها دست دارد.بسیاری از مراکز علمی جهان فعالیت انسان‌ها و تولید گازهای گلخانه‌ای را علت اصلی این پدیده معرفی می‌کنند و تحقیقات نشان می‌دهند بین افزایش میزان گازهای گلخانه‌ای موجود در اتمسفر با گرم شدن کره زمین ارتباط مستقیمی وجود دارد.زمین مقداری از انرژی خورشید را جذب می‌کند و باقی آن را منعکس می‌نماید. طی این فرایند طول موج نور تغییر پیدا می‌کند. بعضی از گازهای موجود در جو زمین، این تابش خروجی را که عمدتا در محدوده فروسرخ است جذب می‌کنند. مولکول گازهای گلخانه‌ای، بسیار بیشتر از سایر گازها نور مادون قرمز را جذب می‌کند و جذب انرژی توسط مولکول های گاز سبب جنبش مولکول و افزایش انرژی آن می‌شود.
وقتی این اتفاق در مقیاس بزرگ رخ دهد، مانند این است که زمین را با یک پتو پوشانده‌ایم و دمای کل نواحی زمین افزایش می‌یابد. این پدیده اثر گلخانه‌ای و گازهایی که در آن موثرند، گازهای گلخانه‌ای نامیده می‌شوند.عمده این گازها ناشی از سوخت های فسیلی و فعالیت های صنعتی در جهان است. در این حال سازمان خواروبار جهانی (فائو) در گزارشی به نام سایه بلند احشام عنوان کرد که پرورش دام‌ها برای استفاده بشر، عامل ایجاد ۱۸٪ از مجموع آلاینده ها وگازهای گلخانه ای بوده است. درصد مزبور، رقمی بیش از سهم وسایل نقلیه در سرتاسر جهان را به خود اختصاص می دهد.به عقیده بسیاری از دانشمندان با افزایش آگاهی‌های عمومی، مصرف بهینه سوخت و انرژی، افزایش سطح فضای سبز و جلوگیری از تخریب جنگل‌ها، بازیافت مواد و استفاده از انرژی‌های جایگزین سوخت‌های فسیلی مانند باد و خورشید می‌توان این پدیده و اثرات منفی آن بر زندگی بشر را کنترل کرد.
ایران و پدیده گرمایش زمین =باران های ناگهانی و سیل آسا، طوفان های مهیب با قدرت پیش بینی اندک، کاهش دما و یخبندان های شدید و طولانی، خشکسالی های گسترده و دمای بالای هوا همگی از نشانه های تغییر اقلیم در کره ی زمین هستند که غیرقابل پیش بینی بودن و مهارناپذیری آن ها، فاجعه بارتر از هر موضوع دیگری است.طی سال های اخیر ناهنجاری های اقلیمی مانند طوفان ها، خشکسالی های بلندمدت و روند دار بودن تغییرات دما و بارش در ایران نشان دهنده عمق اثرات تغییر اقلیم بر سرزمین ما به حساب می آید. رشد روز افزون بیابان ها، از بین رفتن یا کاسته شدن قابل ملاحظه ذخایر برفی مناطق کوهستانی و یخچالی، افزایش دما و روند کاهشی مقدار بارش را می توان فاکتورهای روشن و معناداری دانست که ضمن وقوع همزمان، همگی با حرکت در جهت منفی نشان از وقوع پدیده ی تغییر اقلیم در سرزمین ما دارند اما در اکثر موارد شاید عامه مردم توجهی به آن نمی کنند. در حالی که زندگی ما به تدریج و بیش از پیش تحت تاثیر تغییرات آب و هوایی و گرمایش جهانی قرار می گیرد.قابل توجه اینکه در حالی که افزایش دمای متوسط جهانی حدود 85 صدم درجه سلیسیوس است، ایران بین یک تا یک و نیم درجه سلیسیون افزایش دما داشته است.برای آگاهی عمومی و درک بهتر نسبت به اثرات تدریجی تغییرات آب و هوایی و چگونگی تاثیرگذاری آنها به طور ملموس بر زندگی روزمره، نمونه هایی از اثرات تغییرات آب و هوایی ارایه می شود:
تاثیر تغییرات آب و هوایی بر منابع آب=بروز خشکسالی‌های شدید به واسطه تغییرات آب و هوایی نه تنها زندگی انسان، بلکه حیات و محیط زیست یک منطقه را در معرض خطر قرار داده و به طور مشخص سبب کاهش منابع آب شیرین و بی ثباتی در سطح آب رودخانه‌ها و دریاچه‌ها شود.
تاثیر تغییرات آب و هوایی بر کشاورزی و دامداری =از آنجایی که رشد محصولات کشاورزی با عوامل محیطی در ارتباط است، تغییرات آب و هوایی می تواند بر بازدهی برداشت محصول و یا نابودی کامل آن تاثیرگذار باشد. زمستان‌هایی بسیار سرد و سخت برای محصولات کشاورزی مناسب نبوده و در زمان خشکسالی نیز اگر از سیستم‌های آبیاری کارآمد استفاده نشود، نابودی محصول اجتناب ناپذیر است. این تغییرات بر دامداری نیز اثرات منفی دارد.
تاثیر تغییرات آب و هوایی بر سلامت انسان =افزایش امواج گرمایی، آلودگی هوا، توفان‌ها و بیماری‌های مرتبط با آنها مانند گرمازدگی و آسم با تغییرات آب و هوایی در ارتباط هستند. به عنوان مثال، افزایش ابتلا به مالاریا در مناطق ساحلی و مرطوب را می توان با تغییرات آب و هوایی در ارتباط دانست.
تاثیر تغییرات آب و هوایی بر منابع انرژی=با افزایش امواج گرما و دمای هوا، دامنه گسترده استفاده از سیستم‌های تهویه مطبوع به افزایش مصرف برق منجر می شود. در نیروگاه‌های برق‌آبی تغییرات سطح آب پشت سدها به واسطه تغییرات آب و هوایی بر میزان برق تولیدی تاثیرگذار خواهد بود و در نیروگاه‌هایی که با سوخت‌های فسیلی کار می کنند افزایش مصرف برق به افزایش مصرف این منابع انرژی آلاینده منجر شده و ضمن اینکه انسان ها را گرفتار هوای آلوده می کند، تسریع روند تغییرات آب و هوایی را در پی دارد.
تاثیر تغییرات آب و هوایی بر افزایش قحطی و رشد قیمت مواد غذایی=همانگونه که اشاره شد تغییرات آب و هوایی در افزایش خشکسالی‌ها، سیل‌ها و رویدادهای طبیعی دیگر موثر بوده که این موارد به قحطی و افزایش قیمت مواد غذایی منجر می شوند.
تاثیر تغییرات آب و هوایی بر افزایش بروز سیل‌ها و توفان‌ها=افزایش بروز سیل در مناطق ساحلی و مواجهه با توفان‌های سهمگین می توانند جان و مال مردم را در معرض خطر قرار دهد. مطالعات مختلف نشان می دهندکه تغییرات آب و هوایی در افزایش این بلایای طبیعی موثر است.
تاثیر تغییرات آب و هوایی بر بروز آتش سوزی‌های وحشی=خشکسالی و وزش بادهای گرم و سوزان می تواند جرقه آتش سوزی‌های وحشی و گسترده را روشن کند. این آتش سوزی‌ها نابودی درختان یک جنگل و یا از میان رفتن دارایی‌های مردم ساکن آن مناطق را سبب می شوند.
تاثیر تغییرات آب و هوایی بر بی ثباتی زیست‌بوم‌ها=بی ثباتی زیست‌بوم‌ها، افزایش یا کاهش دما و میزان آب شیرین موجود از مهم ترین عواملی هستند که مرگ یا تداوم حیات گیاهان و جانوران و یا مهاجرت آنها برای یافتن مناطقی با شرایط مطلوب‌تر را رقم می زنند. حتی پرندگان و صخره‌های مرجانی نیز تحت تاثیر تغییرات آب و هوایی قرار داشته و به عنوان مثال، افزایش اسیدیته آب اقیانوس‌ها حیات مرجان‌ها را در معرض خطر قرار داده است.
تاثیر تغییرات آب و هوایی بر انقراض گیاهان و جانوران=از سرنوشت دایناسورها آگاه هستید. از این رو، چرایی تلاش دانشمندان و دولت‌ها برای طبقه بندی گونه‌های مشخصی از گیاهان و جانوران و بیان عنوان‌هایی مانند “در معرض خطر” جای شگفتی ندارد. افزون بر فعالیت‌های انسانی مانند شکار بی رویه، تغییرات آب و هوایی نقش مهمی در انقراض گونه‌های مختلف به واسطه نابودی زیستگاه‌ها و موارد دیگر ایفا می کند.
تاثیر تغییرات آب و هوایی بر گردشگری=زمستان‌های بسیار سرد، امواج گرما، توفان‌ها، سیل‌ها و … می توانند صنعت گردشگری و فعالیت‌های مرتبط با آن در نقاط مختلف جهان را به شدت تحت تاثیر قرار دهند.
آقای مهدی موسوی با موضوع روز جهانی جمعیت و اهمیت مطالعات جمعیتی در تعادل زیست محیطی سخنرانی ایراد نمودند یازدهم ژوئیه روز جهانی جمعیت نامیده شده است. روزی که از سال ۱۹۸۹ وارد تقویم شد تا جهان، عواقب رشد بی‌رویه جمعیت را از یاد نبرد. این تاریخ یادآور یازدهم ژوئیه ۱۹۸۷ است که در آن جمعیت جهان از مرز ۵ میلیارد گذشت. اکنون بیش از ۲۰ سال است که این روز نامگذاری شده تا به اهمیت روند جمعیتی جهان و مسائل مربوط به آن بپردازد.در حال حاضر بیش از ۲/۷ میلیارد انسان بر روی کره زمین زندگی می‌کنند که این رقم تا ۲۰۳۰ به ۸ میلیارد نفر خواهد رسید. در هر ثانیه ۳ نفر به جمعیت زمین افزوده می شود؛ یعنی هر هفته بیش از ۵ / ۱ میلیون نفر.مروری به گذشته رشد بی رویه جمعیت در دهه ۱۳۶۰ ایران خود مثال ملموس مشکلات انفجار جمعیتی است. موج جمعیت متولدین این دهه، در سال‌های بعد فشار خود را بر آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها تحمیل کرد. این نسل در سال‌های اخیر به سن ازدواج رسیده و اکنون تقاضای بسیار گسترده‌ برای مسکن و اشتغال ایجاد کرده است. به این ترتیب فشار بعدی بر صندوق‌های تأمین اجتماعی و بازنشستگی خواهد بود. در مقابل می‌توان از کشورهایی نام برد که از رشد منفی یا کند جمعیت دچار مشکل شده‌اند. به گزارش موسسه آمار وابسته به سازمان ملل متحد، کشورهایی در دنیا هستند که نرخ رشد جمعیتشان منفی است و هر ساله جمعیت کشورشان کمتر و کمتر می شود. به عنوان مثال ژاپن یکی از بالاترین سنین بازنشستگی در جهان را دارد. پیشبینی می‌شود به دلیل تعداد بسیار محدود زاد و ولد، جمعیت ژاپن تا سال ۲۰۵۰ به ۹۵ میلیون کاهش یابد.اهمیت این روز در آگاه‌سازی مردم در مورد سلامت خانواده همچون برنامه‌ریزی خانواده، ‌تساوی جنسیتی، فقر، ‌حقوق بشر و سلامت مادران است. این روز در سراسر جهان توسط گروه‌های مشاغل، سازمان‌های جمعیتی و افراد منفرد به طرق مختلف پاس داشته می‌شود و با برگزاری سمینار، ‌جلسات آموزشی و رقابت‌های ارزیابی در آن شرکت می‌کنند. در این برنامه‌‌ها، هدف حفظ زندگی انسان‌ها، ‌کاهش گسترش بیماری ایدز و تشویق حقوق یکسان برای زن و مرد و نیز کاهش فقر، ثابت نگه داشتن رشد جمعیت ‌و ایجاد خانواده‌ها و جوامع سالم و خوشبخت و یک دنیای بهتر و سالم‌تر است.بر همه واضح است که بسیاری از تهدیدهای زیست محیطی، تخریب منابع و آلودگی ها نتیجه فعالیتهای غیرمنطبق با محیط زیست هستند. اگر جلوی تولیدمثل بی رویه‌ی کنونی گرفته نشود، می‌توان انتظار داشت که در سال ۲۰۵۰ میلادی جمعیت جهان به مرز ۱۱ میلیارد نفر برسد، اما در صورتی که کنترل بیشتری بر افزایش جمعیت بشود، این امید هست که شمار مردم کره زمین در سال ۲۰۵۰ تنها به مرز هشت میلیارد نفر برسد. رشد جمعیت در سال ۲۰۵۰ در بسیاری از کشورهای غربی بسیار پائین خواهد ماند، در عوض جمعیت بسیاری از کشورهای توسعه نیافته مثل نیجر، سومالی دوبرابر تعداد کنونی خواهد شد. در هند که جمعیت در سال ۲۰۰۰ رسما از مرز یک میلیارد گذشت، در سال ۲۰۰۸، به یک میلیارد و صد میلیون نفر رسید..اگرچه استفاده از روش‌های پیشگیری از بارداری و اطلاعات مربوط به آن در سطح جهان به شدت افزایش یافته و به نظر می‌رسد که در سال‌های آینده این روند با شدت بیشتری جریان یابد، اما بودجه‌ی اختصاص یافته به تنظیم خانواده در بسیاری از کشورها نه تنها کافی نبوده، که کاهش نیز یافته است. هنوز ۷۶ میلیون زن در سراسر جهان ناخواسته باردار می‌شوند و بیشتر آنان در کشورهای توسعه نیافته. کارشناسان بر این نظرند که اگر با اقداماتی جلوی همین بارداری‌های ناخواسته گرفته شود، روند افزایش جمعیت جهان تا یک سوم کاهش می‌یابد.افزایش سن ازدواج، تحصیل دختران، افزایش استفاده از روش‌های پیشگیری از بارداری، افزایش آگاهی از مسائل جنسی و بهداشت باروری می‌توانند در تنظیم خانواده نقش به‌سزایی داشته باشند. اگر سن ازدواج و اولین بارداری زنان افزایش یابد، هم به جمعیت جهان با این شدت افزوده نمی‌شود، و هم این امکان مهیا می‌شود که زنان آموزش بیشتری ببینند و نسبت به آینده‌ی خود آگاه‌تر گردند.این اهداف اما در بسیاری از کشورها مخالفانی نیز دارد. هنوز در بعضی کشورهای توسعه نیافته دولت‌مردانی هستند که شرط قدرتمند شدن را در افزایش جمعیت می دانند. محمود احمدی نژاد رئیس جمهورسابق ایران از افزایش جمعیت در ایران پشتیبانی می‌کرد و خواستار تولید بچه‌ی بیشتر برای قدرتمندتر شدن کشور بود. او تاکید می‌کرد که کشورهای غربی از این رو با افزایش جمعیت ایران مخالف هستند، زیرا بر این باور بود که بالا رفتن جمعیت بر قدرت ایران می‌افزاید امروزه با توجه به آثار فراوان افزایش جمعیت بر کره‌ی زمین، رشد جمعیت به عنوان اصلی‌ترین عامل تخریبی محیط زیست و موجودات زنده محسوب می‌شود. رشد جمعیت تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم روی آلودگی محیط زیست دارد. هر چه جمعیت زیادتر باشد مشکلات فاضلاب خانه ها و انهدام ضایعات جامد و رفع آلودگی محیط زیست بیشتر خواهد بود. هر چه تعداد افراد بیشتر شود میزان سرانه ی فضای سبز نسبت به هر نفر کاهش می یابد. آلودگی آب به علت فاضلاب و ضایعات صنعتی نمونه روشنی از تاثیر رشد سریع جمعیت در محیط زیست است. یکی از عوامل مهم تخریب اکوسیستم آبی، افزایش جمعیت شهری و توسعه پیچیدگیهای صنعتی است. اگر مسئله کنترل جمعیت در دنیا در حد مطلوب و همساز با شاخص‌هاى سازمان ملل صورت نگیرد تعداد کشورهائى که به مرور در معرض تنش آبى حاد قرار خواهند داشت افزایش مى‌یابد بیشترین افزایش جمعیت و شکننده ترین شرایط زیست محیطی معمولا در کشورهای فقیر دیده می شود که معمولا با محدودیتهای مالی و منابع سیاسی و مدیریتی ناکافی برای مقابله با چالشها روبه رو می باشند. این روند مانع از توسعه پایدار شده و موجب وخامت اوضاع در استانداردها و کیفیت زندگی خواهد شد. ساکنین زمین در سراسر جهان، همواره در آرزوی زندگی بهتر هستند. با افزایش تعداد افراد و تمایلشان به داشتن استاندارد زندگی خوب، نیازها و خواسته ها افزایش می یابد. در صورتی که رشد جمعیت کنترل نشود و مصرف منابع طبیعی با استانداردهای تعیین شده صورت نگیرد، امید به داشتن زندگی مطلوب پیش رو نخواهد بود. با کاهش الگوهاى ناپایدار مصرف و تولید و همچنین ارزیابی اثرات رشد جمعیتى پیش از وقوع در هر منطقه می توان از عواقب مخرب رشد جمعیت بر محیط زیست و منابع خداوندی جلوگیری کرد. بنابراین عوامل جمعیت نظیر زاد و ولد، مرگ و میر و مهاجرت باید به طور مستمر تحت کنترل و نظارت باشد تا با بحران های محیطی و به دنبال آن، معضلاتی چون کاهش منابع، فقر، گرسنگی، جنگ، مشکلات بهداشت و سلامت، و… مواجه نشویم. از این رو آگاه سازی و آموزش آحاد جامعه به خصوص برنامه ریزان، مدیران و سیاستگزاران در جهت آشنایی با ارزش و اهمیت حفظ محیط زیست برای ادامه حیات بشری امری مهم است. و سپس بانو زهرا ارزجانی بحث آزاد را با موضوع بررسی آب خوزستان به مناسبت جنبش اعتراضی مردم در ۱۲ تیر ماه سال ۱۳۷۹برای حاضرین در جلسه آغاز کردند و علل آلودگی آب خوزستان از گذشته تا امروز مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و خصوصا بانو لیدا اشجعی و آقایان امید یار و مهدی موسوی در بحث آزاد نقطه نظرات خود را مطرح کردند و در سخن آخر باید گفت که حقوق انسان از حقوق طبیعت جدا ناپذیر است!

 


گزارش جلسه ماهانه کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان، 9 یولی
حمیدرضا تبریزی

جلسه سخنرانی اعضای کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان در روز یکشنبه مورخ 9 جولای 2017 ساعت 17به وقت اروپای مرکزی با حضور اعضای کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان و سخنرانان و تنی چند از فعالان بشر در کانون دفاع از حقوق بشر در ایران به مناسبت روز جهانی مقابله با شکنجه در اتاق پالتاک کمیته ادیان برگزارگردید در این جلسه سخنرانان به زیبایی به مسائل مطرح در جلسه پرداختند که علاقه مندان میتوانند از فایلهای ضبط شده زیر شنوا باشند.
آقای مصطفی خداکرمی تحلیل و گزارش اخبار نقض حقوق پیروان ادیان در ماه گذشته را به اطلاع حاضرین رساندند.عصر روز سه‌شنبه سی‌ام خردادماه، نیروهای اطلاعاتی یکی از روحانیون سرشناس پیرانشهر را بازداشت کردند. خبرنگار کُردپا در پیرانشهر هویت این روحانی را “ماموستا عبدالکریم آذرین” امام جمعه مسجد “هجرت” اعلام کرده است. یک مبنع آگاه در این‌باره گفت: نیروهای اطلاعاتی پس از بازداشت این روحانی ، به منزل شخصی وی مراجعه و وسایل شخصی او را ضبط و با خود برده‌اند. دوشنبه، ۲۲ خردادماه ۱۳۹۶، با هجوم نیروهای امنیتی در زمان اقامه نماز تراویح (نمازی که اهل سنت در ماه رمضان می خواند) به مسجد رستم بگ واقع در شهرستان مهاباد، تعداد پرشماری که دهها تن تخمین زده میشود از حاضرین در این مسجد بازداشت شدند. در مسجد محمد رسول الله و مسجد منطقه شیلان از توابع این شهرستان به شکل مشابهی بازداشت شدند. علاوه بر بازداشت های فله ای در اماکن مذهبی، در یکی دیگر از موارد “مصطفی شهرزوری” و اعضای خانواده وی در پی مراجعه نیروهای امنیتی در این شهرستان بازداشت شدند. محمد معینی” و “جمال” که هر دو متاهل و دارای فرزند هستند و ” سالار عبداللهی”، اسامی سه تن دیگر از این بازداشت شدگان فله ای است که احراز شده است، از سرنوشت و محل نگهداری این افراد کماکان اطلاعی در دست نیست. ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران،دوشنبه، ۲۲ خردادماه ۱۳۹۶، سه شهروند اهل بوکان توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند. “فتاحی پور” و “محمدی” نام خانوادگی دو تن از این بازداشت شدگان است که تاکنون احراز شده است، از سرنوشت و محل نگهداری این افراد کماکان اطلاعی در دست نیست . این خبر نیز نقض آشکار ماده 26 اعلامیه جهانی نقض حقوق بشر می باشد که اعلام می کند که هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی آشکار و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی، به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند. محل کسب مازیار حامدیان شهروند بهایی ساکن شاهرود به دلیل باورمند بودن به آئین بهایی توسط ماموران اداره اماکن پلمب شد. در تاریخ یکم خرداد ۱۳۹۶ چهار تن از شهروندان بهایی زندانی در دادگاه انقلاب کرمان به اتهام اقدام علیه امنیت ملی محاکمه شدند. امرالله خالقیان ، احسان الله امیری نیا ، نیما رجب زاده و آرمان بندی شهروندان بهایی بازداشت شده هستند. کاملیا بیدلیان شهروند بهایی ساکن مینودشت گنبد در استان گلستان در تاریخ چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶ جهت اجرای حکم یک سال و شش ماه خود به زندان منتقل شد. چهار تن از شهروندان بهایی ” یگانه آگاهی، ارشیا روحانی، پروین نیک آیین و ادیب جانمیان “که پیشتر در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ در شعبه ۱ دادگاه انقلاب اصفهان محاکمه شده بودند، هر کدام به ۲ سال و ۴ ماه حبس می باشد محکوم شدند. همانطور که اطلاع دارید در این ادوار گرویدن جوانان و افراد به مسیحیت در ایران شدت گرفته است و در مقابله با آن زنگ خطر بسیاری از مسولین و رهبران ایران برای برخورد با آن را اعلام کرده اند و برای برخورد با آن از هیچ برخورد و عملی عبایی ندارند که این مبارزه آشکار با ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر است که اعلام می کند که هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی و آشکار کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است . چهارشنبه ۲۴ خردادماه، یوسف ندرخانی، کشیش کلیسای رشت، به همراه سه تن از اعضای کلیسای رشت طی احضاریه قبلی، به شعبه شش دادگاه انقلاب تهران احضار شدند از سویی دیگر امین خاکی کشیش کلیسای کرج نیز به اداره اطلاعات کرج احضار شد. بیش از سه ماه از بازداشت انوشه رضابخش و سهیل زرگرزاده‌ثانی دو نوکیش مسیحی فارسی زبان در ارومیه می‌گذرد، اما همچنان از وضعیت آنها هیچ اطلاعی در دست نیست. این مادر و پسر مسیحی روز دوم اسفند ماه ۱۳۹۵ برابر با (۲۰ فوریه ۲۰۱۷) توسط نیروهای لباس شخصی که گمان می‌رود اطلاعات سپاه شهر ارومیه بودند در منزل خود بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شدند. مجموعه گورستان ارامنه و قبرستان قدیمی مسیحیان در شهر کرمانشاه همچون بسیاری از بناهای تاریخی مسیحیان و آرامگاه‌های قدیمی ایران در حال تخریب است، اما زیر سایه بی‌توجی یا سودجویی مسوولان شهری فکری به حال آنها نمی‎شود. شهرداری کرمانشاه برای تخریب عمدی این مجموعه‎ی تاریخی، به بهانه‏ آبیاری زمین‌های قبرستان دست به تخریب این مکان تاریخی زده است. یکشنبه ۲۱ خردادماه سال ۹۶، امین افشار نادری، هادی عسگری و کشیش ویکتور بت تمرز در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی احمدزاده با اتهام تشکیل کلیسای خانگی محاکمه شدند و آخرین دفاعیات خود را ارائه دادند؛ حکم این افراد طی روزهای آتی ابلاغ خواهد شد. دهم خردادماه چند تن از مأموران لباس شخصی و امنیتی بدون حکم قضایی با مراجعه به محل کار وحید پورطهماسب اقدام به بازداشت وی نمودند و این فعال عرفان حلقه را برای ساعاتی مورد بازجویی قرار داده‌اند. گفتنی است که وحید پورطهماسب آخرین دفاعیه خود را در تاریخ ۲۳ اردیبهشت به دادگاه ارائه کرده است و پس‌ازآن تاکنون چندین بار از سوی از سوی نیروهای امنیتی بازجویی و تهدید گشته است. دادگاه بخش خلجستان قم در یک تصمیم قضایی، متعرضین به منزل شخصی و گلخانه‌ی یک درویش گنابادی در این شهر را تبرئه کرد. این افراد ماموران نیروی انتظامی منطقه خلجستان بودند که بدون ارائه حکم قضایی وارد ملک شخصی این درویش گنابادی شدند و با ایجاد رعب و وحشت گوشی‌های تلفن ساکنین را ضبط کرده بودند. ماموران امنیتی و انتظامی شهرستان «کوار» استان شیراز در طول هفته های گذشته منزل «کاظم دهقان» را که مجالس دراویش گنابادی در آن جا برگزار می‌شود، محاصره کرده و تحت نظر قرار داده‌اند. دراویش گنابادی از احتمال بروز درگیری و اعمال رفتارهای خشونت آمیز بر این گروه نگرانند و می گویند فشارهای این هفته برای بازداشت کاظم دهقان و چند نفر دیگر از دراویش منطقه انجام شده است. آقای محمدحسین ملائی برزی بررسی ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر در قیاس با قانون اساسی و شرایط اجرائی آن. ابتدا مروری خواهیم داشت به روی ماده ی ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر. بر اساس این ماده هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین میباشد این حق شامل ؛آزادی دگر اندیشی ،تغییر مذهب و آزادی علنی و آشکار کردن آیین و ابراز عقیده چه به صورت تنها و چه به صورت جمعی در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادات و دیده‌بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی می باشد و هیچ فردی حق اهانت و تعرض به فرد دیگری به لحاظ تمایز و اختلاف اندیشه را ندارد. حق آزادی بیان یکی از اساسی ترین و بنیادی ترین حقوق بشری به حساب می آید . این حق ذاتی انسان می باشد و از زمان خلقت انسان به وجود آمده و تا پایان حیات انسان به روی کره خاکی پابرجاست. و وظیفه دولت‌ها شناسایی این حق و ایجاد بسترهای برای تضمین آن میباشد. آزادی بیان را نمی‌توان از آزادی عقیده و آزادی مذهب و دین تفکیک نمود چون فکر و اندیشه بدون سخن و ابراز آن ارزشی ندارد. آزادی بیان در ایران باستان هم مورد شناسایی قرار گرفته پس می توان نتیجه گرفت ،شناسایی و وجود این حق سابقه ای طولانی دارد و آنچه همواره محل اختلاف بوده و هست، حدود این حق و آزادی و قلمرو اجرایی آن می باشد. آزادی بیان تنها به معنای آزادی کلام و سخن نیست بلکه ابعاد دیگری مانند حق دسترسی به اطلاعات، حق دسترسی به تکنولوژی های جدید طلاع رسانی، مانند؛ اینترنت ،حق دسترسی به ماهواره، حقه آزادی در قالب آثار ادبی و هنری و حق آزادی مطبوعات را هم شامل می شود .با توجه به مطالب ذکر شده، آزادی بیان حق سلب ناشدنی هر شهروند محسوب می گردد .در نتیجه باید انتظار داشت که ضمانت‌های قانونی و سیاست های دولتی در جهت محافظت و ترویج این اصول قدم بردارد . اصل ۲۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، موسوم به اصل منع تفتیش عقاید، همساز با ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر، تفتیش عقاید را ممنوع اعلام کرده و بر اساس اصل ۲۳ قانون اساسی هیچکس نمی تواند به صرف داشتن عقیده ای، مورد تعرض و مواخذه قرار گیرد . اما متاسفانه برخلاف قانون فوق، اصل ۱۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ،دین رسمی کشور را اسلام و مذهب جعفری اثنا عشری معرفی می کند. و اصل ۱۳ قانون اساسی نیز ،زرتشتیان ،کلیمیان و مسیحیان را بعنوان اقلیت های دینی به رسمیت می شناسد . و با توجه به اصل ۱۲ قانون اساسی این گونه می توان برداشت نمود که جامعه اهل تسنن و بهائیان و سایر ادیان به رسمیت شناخته نشده اند و از حقوق کامل شهروندی مطروحه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ،بهره مند نیستند. در حقیقت آنچه در کارنامه جمهوری اسلامی ایران به وفور یافت می‌شود موارد حمله، بازجویی و حتی اعدام شهروندانی است که عقیده ای غیر از آنچه در اصل ۱۲ تعیین شده داشتند . یعنی نه تنها پیروان ادیانی که به رسمیت شناخته نشده اند، بلیکه آنهایی که عقایدشان برسمیت شناخته می شود، هم به کام مرگ فرستاده شده اند. شواهدی وجود دارد که در موارد بی شمار افراد به منظور برخورداری از حقوق شهروندی ،از جمله؛ حق زندگی و حق آموزش و کار مجبور به انکار عقایدشان شده اند .این گونه اقدامات از سوی رژیم جمهوری اسلامی ایران ناقض حقوق آزادی بیان و عقیده محسوب می گردد .همچنین می تواند مشکل آزادی بیان را در جراید و رسانه های ایران به وفور مشاهده نمود . بدین صورت که دولت ایران بر اساس اصول ۲۴ و ۱۷۵ قانون اساسی، آزادی بیان و اطلاعات ،در نشریات را، در چهارچوب مبانی و موازین اسلامی آزاد می داند و علاوه بر آن قانون مطبوعات ایران هم شاخص های آزادی بیان و اطلاعات را بر اساس فرامین صاحب منصبان و سیاست‌های تعیین می‌کند که، منحصراً و مطلقاً مذهب رسمی دولت را مدنظر قرار دارند. اقای حمید رضا تقی پور دهقان تبریزی پیروان سایر ادیان در ایران در مقایسه با اعلامیه جهانی حقوق بشر سخنرانی نمودند تاریخ ایران آکنده از اختلاط و اتفاق میان عقاید و آرا و دین و دولت است. اردشیر اول، سرسلسله ساسانیان، می‌خواست یک جامعه ملی و دینی در ایران بنا کند لذا در هر ایالت یک رئیس روحانی را پذیرفت. سختگیری و خشونت این رهبران دینی و کشتار مسیحیان به شورش مردم در ارمنستان و پیدایش آیین‌های مانوی و مزدکی در برابر یکه‌تازی دین حاکم انجامید. این رویه در آینده‌ای نه چندان دور پایان کار شاهنشاهی ساسانی و استقرار اسلام را در ایران رقم زد. مردمی که در فلات ایران زندگی می‌کنند.دو بار توانستند کیش جهانی پدید آورند. یکبار در مورد مهر پرستی و بار دیگر در مورد مانیگری. آیین مانی، آیینی عرفانی است که در برابر بیداد حکومت دینی نخستین بار در ایران پدید آمد. آیین مزدک نیز واکنشی اجتماعی در برابر فشارهای دین حاکم بود که هرگونه تغییر و تحول در مراتب طبقاتی را غیرممکن می‌ساخت و جامعه بسته‌ای را به وجود آورده بود. برخی از آیین‌ها در دوران پیش از اسلام در ایران رواج یافته‌اند، مانند دین زرتشت، مزدک، مانی و مسیحیت پیش از اسلام.حق آزادی بیان از حقوق بنیادین بشری است که به روشنی در ۳۰ ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر مورد توجه قرارگرفته است. انسان موجودی است که ذاتاً و به طور فطري از تقیدات و در بندبودن روگردان است از¬این رو «حق آزادی» از پشتوانه بسيار قوی و نیرومند برخوردار است. علی‌رغم آن به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در بسیاری از موارد، حق آزادي عقيده، انديشه و بيان نادیده انگاشته می¬شود. حقوق بشر درحقوق بشر جهان امروز که سازمان ملل متحد جلودار آن میباشد اعلامیه جهانی حقوق بشر از دو جنبه اساسی اهمیت دارد: یکی از جهت این که اعضای سازمان ملل متحد که در سال ۱۹۴۸ میلادی به نمایندگی از چهل و هشت کشور آن زمان گرد هم آمدند نماینده سلسله ای از ایدئولوژی ها و نظام های سیاسی و مذهبی و فرهنگی بودند و درصدد آن بودند که پیش¬نویس این اعلامیه بیان¬گر سنت های فرهنگی، مذهبی و فلسفی مختلف و ارزش های مشترک همه نظام های حقوقی مهم جهان باشد و جهت دیگری که مهم تر است این که این اعلامیه بیان مشترک آرمان های عمومی برای جهانی عادلانه تر و منصفانه تر می باشد تا به واسطه آن همه انسانها با ایدولوژیهای متفاوت بتوانند از حقوقی برابر با دیگران برخوردار باشند . کشورهای تازه استقلال یافتهٔ زیادی به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر استناد کرده و آن را در قوانین بنیادی یا قانون اساسی خود گنجانده‌اند . با توجه به گزارش سازمانهای بین الملی درباره آزادی‌های مذهبی حاکی از آزار پیروان مذاهب غیرشیعه در ایران و محدودیت‌هایی است که به آنان در مورد پرداختن به آداب دینی‌شان تحمیل می‌شود. جمهوری اسلامی به افرادی که به جامعه دیگر پیروان ادیان پیوسته‌اند یا افراد دستگیرشده‌ای که دیگر پیروان ادیان تعلق دارند در زمینه پرداختن به آداب و مناسک مذهبی‌شان محدودیت‌هایی را تحمیل می‌کند که این مورد در نوع خود میتواند نقض سریح ماده ۱۸ و ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر باشد و حتی در بسیاری از موارد حکومت جمهوری اسلامی ناقض مادهای دیگر از اعلامیه جهانی حقوق بشر مثل ماده ۵ و یا دیگر ماده از اعلامیه جهانی حقوق بشر که اشاره به حق آموزش و تحصیل افراد و شهروندان دارد را نقض میکند . با توجه به مستندات موجود که میتوان در این بین به مستند ترین آنها اشاره کرد که گزارشات دوره ای گزارش گر حقوق بشر سازمان ملل متحد میباشد ناشی از تبعیض و سوء استفاده‌های اجتماعی و یا محدودیتهای اجتماعی به دلیل تعلقات مذهبی وجود داشته که می‌گوید پیروان مذاهب غیرشیعه از سوی جامعه مورد تبعیض قرار می‌گیرند و عواملی از جامعه فضای تهدیدآمیزی علیه آن‌ها ایجاد می‌کنند. آقای احسان حیاک با موضوع روز بین المللی حمایت از قربانیان شکنجه مطالب خود را ارائه دادند. واژه ی شکنجه رو بارها ما در متون کتابها و روزنانه ها و مطبوعات و رسانه های جهانی و تمامی شبکه های اطلاع رسانی دیدیم و شنیدیم ولی شاید تا بحال به طور دقیق باه درک عمیق معنی و مفهوم اساسی اون نرسیده باشیم و صرفا بصورت واژه ای سرگردان در دایرة المعارف ها و مقالات یا هر از گاهی اساسنامه های حقوقی و بین المللی دیده باشیم. قصد بنده از انتخاب چنین موضوعی برای ارائه سخنرانی به چالش کشیدن یک سری معیارها و شاخص های تعیین کننده ی مرزهای شکنجه بر طبق مفاهیم قراردادی جهان امروز هست. ابتدا لازم است چاشنی و درون مایه ی این واژه رو مشخص کنیم و این واژه را در ترازوی تمدن امروزی بشر بر معیار خرد جمعی و سطح تکامل انسان امروزی وزن کنیم . شکنجه از نظر ادبی ودستوری و لغوی در بین ادبیات اجتماعی و فرهنگی همه ی جوامع انسانی ،به معنی ازار ،اسیب ،صدمه و تخریب است که گاهی مترادف با واژه ی درد شده است اما درد در حین حال هم اثر شکنجه محسوب میشه و هم محصول شکنجه.به این معنا که نمی توان شنکجه رو از درد یا درد رو از شکنجه مجزا کرد(از خود درد برای شکنجه استفاده میشه و خود شکنجه منجر به درد میشه) . اما از نطر اصطلاحی وحقوقی و کاربردی و روانشناختی، شکنجه هر نوع عامل ،ابزار،عملکرد یا رفتاری که به صورت مستقیم و در مقطع زمانی کوتاه یا متوالی و یا غیر مستقیم و بلند مدت و پایدار عمدا با هدف کنترل و جهت گیری ؛تنبیه یا مجازات ،کسب یا حذف و تخلیه اطلاعات از فرد ،افراد و گروهای اجتماعی ،طبقات دور از هرم قدرت،نژادها و جنسیت های خاص مانند زنان کودکان جنسیت گراها،اپوزیسیون های سیاسی جامعه که بر ضد سیستم حاکم فعالیت دارند ،زندانیان ؛کارگران و تمامی جز و کل بافت های جامعه ؛انجام می شود و سبب تضعیف و فروپاشی روحی و روانی ،اسیبهای جسمی ؛جنسی شده و قربانی یا قربانیان را از حق داشتن یک زندگی نرمال و متعادل محروم می کند،شاخص امید به زندگی را از بین می برد وحتی موجب مرگ‌ روحی و جسمی افراد می شود. ضعف اساسی تعریف امروزی شکنجه انکار و نادیده گرفتن فاکتور درد و بازه های روان گستر و یقینا جهانی گستر آن منطبق با معیار های شکنجه است.بدون شک شکنجه بدون درد معنی و مفهوم خود را از دست می دهد اما در اساسنامه های امروزی بشریت واژه ی درد رو به شاخص های سطحی و ناکارآمدی چون درد جنسی ،درد جسمی و دردهای فردیتی روانی گره زده اند این در حالیه که این نوع دردها گذرگاه سطحی کنترل یا محدود کردن زنجیره عوامل قانونی و غیر قانونی شکنجه است. ابزار شکنجه:این گزینه متاسفانه اشتباه بزرگ جوامع متمدن امروز برای کنترل و مهار شکنجه در جهان بشریت است که نادیده گرفته می شود.
ابزار شکنجه متفاوت و مختلف بوده می تواند از یک خراش جسمی ساده تا شیوه های ضد انسانی مدیریت جوامع بشری که منجر به افزایش خودکشی،کودکان کار،تبعیض های نژادی و جنسیتی،بزهکاری ها،خشونتهای اجتماعی و حتی مهاجرت افراد و تضاد طلقاتی شود که تحت ابزاری به عنوان دولت یا سیستم حاکمیت بوجود می اید پس خود دولت ها و قدرتمندان بزار شکنجه محسوب می شوند .محصول شکنجه یا درد :که در اشکال گونانون روانشناختی نمود پیدا کرده وگستردگی آن تا آخرین کودک گرسنه افریقا را نیز شامل می شود . توضیح و تفسیر پایه های اصولی شکنجه به قدری مفصل و گسترده است که نه تنها در یک سخنرانی چن لحظه ای بلکه در یک کتابخانه ی چند میلیونی جلدی نیز نمی گنجد انچه معلوم و مشخص است این است که بشریت عصر امروز فقط در حد نقاشی هایی کودکانه به این مساله نگریسته است و برخودها و پیشگیری ها نه تنها نتیجه بخش نبوده بلکه اگر کانال شکنجه برای عاملین نیز مسدود شده است از چند کانال دیگر مجددا ظاهر شده است و تمام اینها فقط به خاطر این است که بشر امروزی در تعاریف خود لازم است تجدید نظری کلی کند. شاید اگر کمی آن ورتر از مرزهای شکنجه را می شناختیم …کودکان کم تری در سوریه زیر توپ و تانک های بشار اسد له می شدند و یا افراد کم تری در زندان های ایران مورد تجاوز قرار می گرفتند یا اعدام می شدند.و یا فقر با قدرت بیش تری در دنیا ریشه کن می شد.چرا که بدون شک فاکتورهای شکنجه باعث تخریب جمعیت ژنتیکی انسان در روی زمین و به دنبال آن ایجاد نسل هایی کاملا ضعیف و یا نابودگر برای آینده ی هستی خواهد بود.

 


گزارش جلسه ماهانه نمایندگی های اندونزی و پاکستان، 11 یولی
محمد گلستان جو

سخنرانی جلسه ماهیانه مشترک نمایندگی های اندونزی و پاکستان مورخه 11 جولای 2017 که با حضور اعضای فعال نمایندگی ها و با همراهی سایر دوستان و همراهان فعال حقوق بشربصورت عمومی در اطاق پالتاک برگزار گردید .همکاران محترم با موضوعات متفاوت سخنرانی خود را ایراد نمودند که بدین قرار است : آقای ابوالفضل پرویزی تحلیل خبرهای نقض حقوق بشرایران در ماه گذشته را به سمع شنوندگان رساندند . در ادامه بانو لیدا اشجعی بابررسی ماده ی ۱۹ اعلامیه حقوق بشر و مقایسه آن با قانون اساسی سخرانی خود را ارائه نمودند . هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون نگرانی از مداخله و مزاحمت و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است. در ماده یک اعلامیه حقوق بشر زندگی با ازادی به انسان داده میشود ولی چه کسانی راه ازادی را بر انسان میبندند این را تاریخ اجتماعی بشر به تصویرکشیده است : که چگونه انسان ازاد به دینا امده و اما ازاد نمیتواند زندگی کند و چرا ؟مهمترین و حیاتی ترین رگ جریان یک اجتماع پویا ٬ زبان رسانه ای ان است که خموش نیست و زنده میگوید و بستر جامعه را میکاود تا خون ان در جریان احاد مردم بجوشد و مردم اگاه به انچه که به زندگی و محیط شان مربوط است مسلط باشند . همانطور که گفتم من رسانه و مطبوعات را در این مقاله بیان کردم . سئوال یک٬چراباید به استقلال مطبوعات بها داد ؟ و سئوال دوم چرا در جوامع غیردموکرایتک و بسته مطبوعات ازاد مورد تهاجم و ستیز حاکمین قرار میگرد ؟ البته اینجا مختصرا به این موضوع اشاره میکنم که اگرکلمه دموکراتیک را به کارمیبرم منظورمن ان جامعه ای است که مردم از حقوق شهروندی خود بهره میبرند و پایبندی به قانونی که حقوق انسانی را محترم میشمارد ؛اصل مسلم شمرده میشود؛ وجامعه در روند تاریخی خود به ان تحربه رسیده است . چرا که حکومتهای استبدای ومذهبی هم برای پنهان کردن فساد و تباهی کشور دم از حکومت دموکرایتک میزنند و کشورتحت سیطره خود را ازادترین الگو برای جهانیان معرفی میکنند. که قابل ذکر است در چنین جوامعه ای رسانه های ازاد که چون ناقوسی صدای نابرابری و ناهنجاری جامعه را به گوش مردم می رساند ٬ تا چه اندازه میتواند در وضیعت خطرناک و مهلکی قرار داشته باشد . قدر مسلم اگاهی فراگسترپایه حق طلبی در جامعه را محکم و ان را چون ستونی استوار در روند مماشات اجتماعی جایگزین اخلاق اجتماعی مینماید ٬ تا جامعه مسیر تعالی و سیر سکوک را بیابد . و اما در جوامعه بسته و توتالیتر که نمونه ان در جمهوری اسلامی به عینه مشاهده میشود٬این زبان گویا ی جامعه و چشم بینای ناهنجاریها و نابرابریها در تقابل با منافع حاکمین و مروجین تحجر قرارمیگیرد و لاجرم تنها راه گریز از این بن بست به سرکوب روزنامه نگاران مستقل و مطبوعات می انجامد که این واقعیت خود را در تعداد روزنامه های توقیف شده و روزنامه نگارانی که دستگیر و زندانی میشوند به عینه نشان داه ومیدهد و اما باید اذعان داشت آنچه در کشورهای دیکتاتوری به وضوح دیده میشود عنان کشور توسط دولتهای دست نشانده که اکثرا با کمک دولتهای خارجی بر سر کار میایند تشکیل میشود که در راس ان شخص دیکتاتور قرار میگیرد تا تحت الاخیتار منافع و سود حامیان خود را براوره و خود نیز در ان سهیم باشد که برای روند و مهار چنین سیاست و کشورداری وجود نیروی های سرکوبگرو مهار کننده یکی از حیاتی ترین ابزار و وسیله به کار میاید که توان و قدرت دیکتاتور دران احیا شود و قدر مسلم دران سوی این گذار ترس و وحشت و خشنونت به جامعه چون افاتی تزریق میشود که با کوچکترین ریزش به انفجار و اشوب خیابانی کشیده و دائما قربانیان این بیعدالتی واستبدادو تحجر از خیابانها جمع اوری میشوند و مادران و پدرانی که در سوگ فرزندان خود باقی میمانند به امید فرا رسیدن روز دادخواهی؛ در فراسوی این پدیده شوم این واقعیت نیز خود را به خوبی نشان میدهد که ازادی بیان و اندیشه زمین خام و بکر جامعه را میکاود و در ان تخم باروری تفکرات سالم و پویا را میپاشد تا گریزی برای فساد و تباهی و قلدری نماند٬ واما در ایران جمهوری اسلامی چه گذشته است وهم اکنون نیز روند همان حاکمیت است باید گفت ٬که این سر گذشت تلخ سیاسی٬داستان انقلابی بوده است که در بدو ورودش با شعار های ازادیخواهانه و روشفکرفکرمابانه نسلی نه چندان با تجربه و ابدیده کشور٬که خواهان دینایی بهتر که رفاه و اسایش را برای مردم به جا بگذارد٬ در فریاد جوانان و متولیان این حرکت در جنبش بوده است ٬واینکه این تحول که مبایستی بستر حرکت دموکراتیک و رشد یابنده ای به خود میگرفت چگونه از دست متفکرین قانون مند خارج و به سرعت راه تحجرو استبداد مذهبی را حاکم میکند ٬ مورد نظر این مطلب نیست واما این روند تاثیرمهلک و بازدارنده ای بر مطبوعات و روزنامه نگاران مستقل داشته ٬ و نقطه پیکان سرکوب همواره متوجه این طیف ازکنشگران مدنی ورسانه های ازاد را دراین عرصه کرده است چراکه هیچ پدیده ای بدون گذشته خودماهیت به روز پیدا نمیکند ٬ با فراز و نشیب تحولات سیاسی و از دست رفتن حقوق مداری ومطالبات مردمی و انچه د ر فعل از سیاستهای جمهوری اسلامی برای مردم به جا مانده سرکوب و حاکمیت خشنونت و تبعیض جنسیتی و نابرابری و بیکاری و کارگران گرسنه زحمتکش وفقرو نابودی محیط زیست که اسایش روزنامه نگاران مستقل را گرفته و انها را به فریاد و نگارش وا میدارد ٬و اما از کدام زخم و چرک برامده بگویند که در جا و بلا فاصله راه زندان و زندانی شدن را در پیش نگیرند٬البته انانی که تفکر را در ریشه ها جستجو میکردند مثل برخورد با قانون اساسی ولحاظ کردن قوانین انسانی یا مردند و یا راه گریز را بناچار انتخاب کردند و از انجایی که ازادی بیان و عقیده در ایران جمهوری اسلامی چون نیشتری در جان حاکمین فرو میرود بناچار تیغ ها را از رو بسته و به جان مطبوعات و روزنامه نگارانی که میکوشند چهره شهر و روستای جمهوری اسلامی را در معرض دید قرار دهند ٬ تعرض نموده و راه زندان را در پی روی انان به انتخاب بگذارند چرا که موج دستگیری های فعالین مدنی و حقوق بشر و افراد سیاسی با طیف فکری متفاوت وهم چنین نواقض حقوقی رایج که در واقع موضوع نگارش صفحه های روزنامه های مستقل در برایند اجتماعی ان میشود٬مغایر با تفکر ولایت وفقیه ای و منافع ان دسته از حامیان این مستبد حاکم برجان و مال و تفکر ایرانیان قرار میگیرد و این بوی ناخوش و یروس جامعه٬ مشام استقلال روزنامه نگاران را ارزده و میازراد که باید چگونه بنویسند و به شرح مشکلات عدیده اجتماعی ونواقص حقوقی در جامعه بپردازد و در امان باشند ٬ بنابراین روزنامه نگار مستقل میبایستی قلم خویش را با جوهر خون به روزنامه بکشد تا گوشه ای از نقض حقوق انسانی را بازگو کند که دستگیری و سرکوب روزنامه نگاران پدیده عادی این روند خواهد بود که نمونه این جریان حاکم را اخبار این گونه گزارش میدهد به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، طبق جدول منتشرشده توسط سازمان گزارشگران بدون مرز در مورد آزادی رسانهها، افغانستان در رده صد وبیست ، تاجیکستان در رده صد و چهل و نه و ایران در رده صدو شصت و پنج این جدول قرار گرفتهاند.بیبیسی در این خصوص گزارش کرد؛ این ردهبندی بر اساس تخصیص امتیازهای منفی تدوین میشود که این سازمان بر اساس ارزیابی خود از آزادی رسانهای در کشورهای مختلف برای هر کشوری محاسبه میکند. برای حداکثر میزان آزادی رسانهای، امتیاز صفر و برای بدترین وضعیت امتیاز منفی صد در نظر گرفته شده است. در گزارش اخیر این سازمان، ایران شصت و پنج و دوازده (شصت و پنج و دوازده صدم) امتیاز منفی تاجیکستان پنجاه / بیست و هفت امتیاز منفی و افغانستان سی و نه / شصت و دو امتیاز منفی کسب کردهاند.و خبر تازه ای که منتشر شده میگوید بیست و نه نماینده پارلمان اروپا با انتشار نامهای از مقامات دولت ایران خواستند که روزنامهنگاران و زندانیان سیاسی و مدیران کانالهای تلگرامی را که پیش از انتخابات دستگیر شدند، آزاد کنند. آنها همچنین گفتهاند که «نتیجه این انتخابات تاثیر عمیقی روی آینده جمهوری اسلامی و در نتیجه روی رابطه ایران و اتحادیه اروپا خواهد داشت. بنابراین ضروری است که این انتخابات عادلانه و آزاد باشد و توسط ناظران مستقل بر آن نظارت شود.
نمایندگان پارلمان اروپا که این نامه را امضا کرده اند با اشاره به دستگیریهای ماههای گذشته در ایران نوشتهاند: «پیش از انتخابات بر میزان سرکوب در ایران اضافه شده است. تعداد زیادی افراد احضار شده اند و روزنامه نگاران، فعالان مدنی و دانشجویان بازداشت شده اند. فعالان مدنی از تشدید سرکوب کنونی از طریق بلاک کردن وسائل ارتباط جمعی و فیلتر کردن پلاتفرمهای آنلاین اظهار نگرانی کرده اند. اخیرا روزنامه نگاران و ادمین های دوازده گروه تلگرامی توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات دستگیر شده اند. پس از آن سرویس ویس تلگرام بسته شده است. علیرغم محدودیت های سیستماتیکی که برای آزادی بیان و همچنین اینترنت آزاد وجود دارد، شبکه های اجتماعی همچنان یکی از ابزار مهم برای اینکه مردم را به یکدیگر متصل کنند باقی مانده اند. روزنامه نگاران و زندانیان سیاسی و ادمینهای تلگرامی که به صورت ناعادلانه بازداشت شده اند، باید آزاد شوند. و اما در قانون اساسی جمهوری اسلامی اینطور اعلام میشود: اصل‏ سوم: بند دو – بالا بردن‏ سطح‏ آگاهی‏ های‏ عمومی‏ در همه‏ زمینه‏ ها‏ با استفاده‏ صحیح‏ از مطبوعات‏ و رسانه‏ های‏ گروهی‏ و وسایل‏ دیگر. و اما در تفسیر عمومی شماره بیست و پنج میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی حق شرکت در امور حق رأی و حق تساوی در دسترسی به مشاغل دولتی.ماده بیست و پنج : به منظور حصول اطمینان از برخورداری کامل از حقوق محافظت شده در ماده بیست و پنج، انتقال آزاد اطلاعات و عقاید در باره موضوعات عمومی و سیاسی میان شهروندان، نامزدهای انتخاباتی و نمایندگان منتَخَب، امری اساسی است. این به معنای وجود مطبوعات و دیگر رسانه های ازاد میباشد که قادرند بد ون سانسور و محدویت به تفسیر مسائل عمومی پرداخته و افکار عمومی را مطلع نمایند. لازمه چنین امری، برخورداری کامل از حقوق تضمین شده در مواد نوزده، بیست ویک و بیست ودو این میثاق و احترام کامل به انها می باشد٬ از جمله ازادی در پرداختن به فعالیتهای سیاسی چه فردا و چه از طریق احزاب سیاسی و سازمان های دیگر ٬ازادی تبادل ارأ در باره امور عمومی ٬برگزاری تظاهرات و گرد همائی های صلح امیز٬ انتقاد ومخالفت ٬انتشار مقالات سیاسی ٬ انجام مبارزات انتخاباتی و تبلیغ عقاید سیاسی .
ماده نوزده اعلامیه حقوق بشر : هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون نگرانی از مداخله و مزاحمت و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است و احترام کامل به انها می باشد٬ از جمله ازادی در پرداختن به فعالیتهای سیاسی چه فردا و چه از طریق احزاب سیاسی و سازمان های دیگر ٬ازادی تبادل ارأ در باره امور عمومی ٬برگزاری تظاهرات و گرد همائی های صلح امیز٬ انتقاد ومخالفت ٬انتشار مقالات سیاسی ٬ انجام مبارزات انتخاباتی و تبلیغ عقاید سیاسی .در ادامه بانو رحیله جهاندیده با موضوع بررسی سند 2030 سخنرانی نمود . درسپتامبر٢٠١٥درمجمع عمومى سازمان ملل متحد،سندى به امضاى روساى دولتها،نمايندگان بلندپايه ونهادهاى تخصصى واعضاى سازمان ملل مى رسدكه به سند٢٠٣٠معروف مى شود.اين كاربراى مقابله بانابرابريهاى حاكم برجوامع وباهدف ارتقاءكيفى زندگى براى بشريت وپايان بخشيدن به فقرتنظيم ودردستوركارقرارمى گيرد.دراين برنامه توصيه شده است كه همه كشورهاى عضوسازمان ملل امكاناتى برابردرزمينه ى آموزش فراگيروفارغ ازتبعيض جنسيتى،قومى ونژادى وسن وسال شهروندان تاسال ٢٠٣٠فراهم كنند.البته توجه به امرآموزش كه بسيارحياتى است وزيرساخت تحولات علمى وارتقاء همه جانبه ى جوامع به ارتقاء وبرنامه ريزى دقيق آن وابسته است،تنهابخشى ازساختارسندتوسعه پايدارمى باشد.سند٢٠٣٠درواقع نقشه راه جامعه بين المللى رادرزمينه ى توسعه پايداربراى ١٥سال آينده ترسيم مى كندكه برپايه :كرامت،مردم،كره زمين،سعادت،عدالت وشراكت بنانهاده شده است. قطعنامه ى به تصويب رسيده البته داراى ١٧ماده اصلى و ١٦٩ماده فرعى مى باشد. اگرچه اين سندتوسط هيئت دولت درايران به امضاءرسيده است اماتوسط رهبرجمهورى اسلامى وعده اى هميشه دلواپس بشدت موردحمله وانتقادقرارگرفته است ،درحاليكه كارگروهى كه توسط هيئت وزيران درسال ١٣٩٥تصويب كرده بطورغيرمستقيم وآنگونه كه مى گويندبدون سروصدااجرامى شود. آقاى خامنه اى بااشاره براين موضوع كه درجمهورى اسلامى ايران مبناقرآن واسلام است ،سبك زندگى غربى رامعيوب وويرانگروفاسدخوانده ومعتقداست كه اين پروژه به قصدنفوذازطريق تزريق فرهنگ وآموزش طراحى شده است.رهبرايران درمقابل سندتحول بنيادين آموزش وپرورش كه دردوردوم رياست جمهورى محموداحمدى نژادتوسط وزارت آموزش وپرورش تهيه شده رابرنامه اى مبتنى برارزش هاى اسلامى معرفى مى كندكه تاكيدوهدف آن پرورش انسان هاى مومن ومعتقدبه معاداست.پرواضح است كه براى نظامى مبتنى برعقايداحساسى وايدئولوژيك كه ازعقلانيت بدوراست وعليرغم تعهداتش به پيمان نامه هاى جهانى كه امضاكرده است درچهاردهه ازحكومتش همواره نقض حقوق بشركرده وازكودكان ونوجوانان درجهت پيشبرداهداف جنگطلبانه اش استفاده كرده است وآنان راتجهيزوتشويق كرده وبه خطوط مقدم جبهه هاى جنگ فرستاده است ياحقوق زنان جامعه كه بعنوان شهرونددرجه دوم همواره درحاشيه نگه داشته شده چنين قطعنامه اى رابرنمى تابد.دراينجانظرتان راجلب مى كنم به سه حوزه وعلت اصلى مخالفت جمهورى اسلامى باسند٢٠٣٠يونسكو:١-برابرى زن ومرددرآموزش كه به مواردى مثل تغييركتابهاى درسى باحذف نقش هاى مادرى وهمسرى ومشابه نشان دادن زن ومرددرتمام عرصه هااشاره شده است.٢- نفوذافكاروجريان هاى غيردينى: ازديگرمواردانتقادازسندآموزش ٢٠٣٠غيراسلامى وغيردينى شدن آموزش درايران است.
٣- نظارت ودخالت خارجى:انتقادسوم ازاين لحاظ است كه دراين سندبه انتقال علم وتكنولوژى وآموزش بين كشورهااشاره شده است ومنتقدان ومخالفان درايران اين بخش ازسندآموزش ٢٠٣٠رابه نظارت مستشاران خارجى برآموزش وپرورش تعبيركرده وراهى براى نفوذبه فرهنگ وبعدنفوذبه سايرسطوح جامعه مى دانند.البته كازاردوجناح چپ وراست نظام همچنان ادامه داردوبهرام قاسمى سخنگوى وزارت امورخارجه ايران در٢٧ارديبهشت ٩٦اظهارمى كندكه موضع اصولى وتغييرناپذيرايران اجرانكردن قسمت هايى ازاين سنداست كه باباورهاى دينى واولويت هاى ملى وارزشهاى اخلاقى جامعه ايران درتناقض است،متعاقب آن وزارت علوم نيزدرتاريخ ١٠خردادبيانيه اى به اين شرح مى دهد:چارچوب اقدام آموزش ٢٠٣٠صرفايك بيانيه است ودرزمره پيمان نامه هانمى گنجدوالزام آورنيست وكشورهامطابق باساختارملى خودمى توانندآن رااجراكنند.ازان طرف مجلس توسط سخنگوى فرهنگيش در١٧خرداداعلام مى داردكه سند٢٠٣٠غيرقانونى است ومجلس ايران آن راتصويب نكرده است.رهبرنيزازمسولين شوراى انقلاب فرهنگى گله منداست كه بعنوان متولى نظارت برمسائل آموزش وفرهنگ غفلت ورزيده ومى بايست مداخله مى كرده ومانع ازامضاى چنين سندى مى شده است.سوال اينجاست كه چراتمركزجمهورى اسلامى برامرآموزش اينچنين پررنگ است درحاليكه دراين سندمواردديگرى نيزدرنظرگرفته شده است مثل: محيط زيست وتغييرات اقليمى وهرآنچه كه براى نسل آينده مهم وتاثيرگذاراست .مثلاآب شدن يخ هاى قطبى كه بعنوان يكى ازحساس ترين شاخص هاى تغييراقليم شناخته مى شوندياايجادفرصتهاى برابر براى همه فارغ ازجنسيت وسن و…بسيارمواردديگركه پيشنهادمى كنم حتما دوستان مطالعه بفرمايند. دراينجاجهت اطلاع بطوراختصاربه ١٧ماده اشاره مى كنم:١-بدون فقر ٢- بدون گرسنگى ٣- سلامتى مطلوب ٤-كيفيت تحصيل وآموزش ٥- برابرى جنسيتى٦- آب سالم وبهداشت٧- دسترسى به انرژى ارزان وتجديدپذير٨- كارواقتصادخوب٩- نوآورى وزيرساختها١٠- رفع تبعيض ونابرابرى١١- شهرهاوجوامع پايا(كه منظورامن ساختن اقامتگاههاى بشرى است)١٢- توليدمناسب وپاسخگوى نيازهاى جهانى ١٣- توجه به تغييرات اقليمى١٤- اقيانوس هاى پايا١٥- استفاده پايااززمين وحفظ وبازيابى وبهبوداستفاده ازمنابع١٦- صلح وعدالت١٧- همكارى پايدار و تقويت همكاريهاى جهانى براى توسعه .درپايان خاطرنشان مى كنم كه اين مطالب برداشت شخصى من به همراه گزارشى كوتاه ازاين آرمان بزرگ است كه مى تواندباحمايت ملت هابه نتيجه وثمربرسدومطابق برماده يك اساسنامه بخش علمى ،فرهنگى سازمان ملل متحد(يونسكو)هدف كمك به صلح وامنيت درجهان ازطريق ترويج تشريك مساعى ميان ملل است. و در پایان آقای محمد گلستان جو با موضوع فرمان آتش به اختیار سخنان خود را ارائه دادند . در این جلسه در نظر دارم بررسی داشته باشم از فرمان آتش به اختیار رهبر .باید عرض کنم که فرمان «آتش به اختیار» آقای خامنه ایی فرمانی نبود که تازگی داشته باشه پیش از این هم بطور مخفیانه اجرا میشد ولی با اوضاع و احوالی که در کشور بوجود آمده دیگر علنا رهبر حکم صادر کرد و به این ترتیب رسما قانون را نادیده گرفت و حقوق شهروندی و بطور کل حقوق انسانی را با صدور این حکم زیر پا گذاشت , کما اینکه قوانینی که بعد از انقلاب نوشته و تصویب شد همچون قانون اساسی و قانون مجازات اسلامی فی نفسه بسیاری از مفاد آن سراپا نقض حقوق انسانی است ولی با تمام این احوال رهبر حتی این قوانین را هم زیر پا گذاشت , چرا که به نظر ایشان منافع نظام و یا بهتر بگویم منافع ایشان در خطر قرار گرفته است و به فتوای خود ایشون حفظ نظام از اوجب واجبات است .اگر تاریخ را ورق بزنیم از آغاز انقلاب تا کنون هیچ رییس جمهوری کل نظام را یا عملکرد غیر اصولی آن را اینچنین زیر سوال نبرده هر چند به نظر شخص من این هم یک بازی سیاسی هست و همه این افراد دستشان در یک کاسه است و هیچکدام دلشان به حال مردم نسوخته , با این وجود رهبر طبق روال همیشه برای جلوگیری از هرگونه اقدام که خلاف ایدئولژی نظام باشه دست به هر کاری میزند , این بار دست به یک اقدام علنی زد. آقای خامنه‌ای، همانطور که همگی شنیده اید روزچهارشنبه ۱۷ خرداد ماه در یک سخنرانی عمومی در تهران با انتقاد از عملکرد فرهنگی دولت حسن روحانی گفت: «گاهی دستگاه‌های مرکزیِ فکر، فرهنگ و سیاست، دچار اختلال و تعطیلی می‌شوند که در این وضعیت، باید افسران جنگ نرم، با شناخت وظیفه خود، به صورت آتش به اختیار، تصمیم‌گیری و اقدام کنند. با این فرمان به افراد لباس شخصی که فقط تحت فرمان رهبر انجام وظیفه میکنند دستور اکید دادکه هرگونه اقدام لازم را آزاد هستند که انجام دهند یعنی همچون گذشته برای سرکوب مردم آزاد هستید . طی مدت که از به قدرت رسیدن ایشان میگذرد هرجا تجمعی بوده که خلاف خواست رهبر بود , هرجا رهبر میخواست برای افراد صاحب منسب حالا در هر لباس و مقامی که بودند ابراز قدرت بکند از همین نیروهای خودسر استفاده میکرد و حالا هم دوباره از همین نیروها استفاده میکند با این تفاوت که دیگر علنا و بطور آشکار به همه اعلام جنگ داده که هرکس بخواهد خلا ف نظام که همان ایدئولژی رهبر هست قدمی بردارد چه کلامی و یا به هر شکل دیگر بشدت مورد سرکوب قرار بگیرد . هرچند که در چند روز بعد از صدور این فرمان بعلت فشار ها و انتقاداتی که از این فرمان شد , در یک سخنرانی دیگر با توجیحاتی از قبیل غلط تفسیر شدن سخنان ایشون توسط بعضی افراد , همراه با لحنی تهدید آمیز نسبت به آقای روحانی اشاره ایی نمود بر اینکه : نباید تجربه سال ۱۳۵۹ تکرار شود که “رئیس جمهور وقت جامعه را دو قطبی و مردم را به دو دسته مخالف و موافق تقسیم کند و به این شکل به ظاهرعقب نشینی کرد ولی در باطن فرمان را صادر شده باید تلقی نمود . به نظر شما چه معنایی دارد که یک رهبر یا مقام اول مملکتی اعلام کند هرکجا دیدید دستگاه مرکزی اخلالی داره و نمیتواند درست اقدام و مدیریت کند در آن زمان مردم مختارند فکر کنند هر کاری لازمه انجام بدند. وقتی یک دستگاه مرکزی درست کار نکنه افراد جامعه چطور با تشخیص خودشان میتواند آنرا محاکمه و مواخذه کنند , عواقب این اقدام با عقاید و سلیقه های مختلف چه خواهد شد .پس قانون در مملکت برای چی وضع میشود اگر قرار بود که هروقت دیدیم کسی اقدامی خلاف نظر ما انجام میدهد خودمان عکس العمل نشان بدیم که دیگر میرفتیم در جنگل زندگی میکردیم چرا خودمون را در جامعه انسانی حبس کنیم . دیگر وجود قانون لزومی پیدا نمیکرد ,قانون , قانون جنگل میشد.
خامنه ای و مصباح یزدی در دو روز پیاپی دستگاه دولت را علنا خائن و فاسد اعلام کردند و اشاره کردند که در چنین مواقعی که رییس دستکاه مرکزی یا عوامل تحت امر آن فاسد از آب در بیان ما دیگر نمیتوانیم کاری بکنیم و اسلام اجازه داده بقیه سربازان آتش به اختیار عمل کنند یعنی خودسرانه میتوانند اقدام کنند . یعنی کسی را که آقایان شورای نگهبان و خود رهبر تعیین صلاحیت کرده و مردم هم به ظاهر انتخاب کردند را حذف کنند و به اسم مخالف با اسلام و خائن به حکومت نابودش کنند کاری که در دوره خاتمی هم انجام شد و مشاور ایشان آقای حجاریان که افکار اصلاح طلبانه نسبت به نظام داشت را ترور کردند تا گوشمالی به خاتمی و بقیه بدهند .خوب با این همه اختیار , چه کسی میخواهد جواب اختلاف سلیقه ها را بدهد , از فردا هرج و مرج شروع میشود و همه با اتکا به این فرمان به جان هم می افتند. کما اینکه در چند روز گذشته نیروهای ضابط قضایی نیروهای مسلح و نیروهای حفاظت سپاه مستقر در فرودگاه مهرآباد به جان هم افتادند و حتی کار به تیراندازی کشیده شد هرچند که آقایان اعلام کردند که این عمل یک مانور بوده که در این به اصطلاح مانور سه نفر مجروح شدند که یکی از آنها کشته شد معلوم نیست این چه مانوری بود که باعث مجروح شدن و کشته شدن افراد میشود .خوب حالا تصور کنید که این اتفاق بین نیروهای مسلح افتاده که البته نیروی سپاه با ضابط قضایی اختلاف صلیقه پیدا کرده بودند و این اختلاف باعث این واقعه شد ولی اگر همین موارد در جامعه باب شود چه فاجعه ایی پیش خواهد آمد . برای بازتر شدن موضوع فرمان آتش به اختیار خامنه ایی یک یادآوری میکنم از دوران تلخ گذشته ، توجه شما را به حوادثی که درطی این دوران حکومت انقلاب اسلامی در ایران رخ داده جلب میکنم که البته این موارد گوشه کوچکی از تمام جنایات به اجرا در آمده است . «قتل‌های زنجیره‌ای، کشتار بهائیان، اسیدپاشی‌های اصفهان, جنایات کوی دانشگاه , وقایع سال88 و یا حمله به اماکن دیپلماتیک از جمله سفارت عربستان » همگی از جمله این مواردهستند .در گذشته ایی که خدمتتون عرض کردم و در حال حاضر افرادی بودند و هستند که خود را فراتر از قانون می‌دانند و حسب تکلیف شرعی که برای خودشان قائل هستند عمل می‌کنند البته این را هم یادآور بشوم که این افراد رباط های انسان نمایی هستند که از درک و فهم مسائل انسانی عاجزند و فقط بنابه دستورات همچون یک دستگاه ماشینی عمل میکنند . این طور عکس العمل از طرف دولت نشان دهنده دستورات پشت پرده است .از طرف دیگر با حذف روشنفکران و دگر اندیشان و ترور فیزیکی از سوی دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی که از سال‌ها قبل از سال ۷۷ آغاز شده بود باز هم شاهد این فرمان پشت پرده بودیم ، قتل پروانه و داریوش فروهر، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، قتل محمد شریف، نویسنده و مترجم و از اعضای دفتر تدوین مجموعه آثار دکتر شریعتی که ۹ آذر ۷۷ ناپدید و جسد او در ۱۶ آذر همان سال در پزشکی قانونی پیدا شد و همچنین پیروز دوانی که سوم شهریور همان سال مفقود شده و هیچ جسدی از او پیدا نشد ,روزنامه نگاران و افکار عمومی ایران از شریف و دوانی به همراه، احمد امیرعلایی، نویسنده و مترجم؛ غفار حسینی، مترجم؛ حسین برازنده، ابراهیم زال‌زاده، ناشر؛ احمد تفضلی، منوچهر صانعی، حمید حاجی‌زاده و پسر ده ساله‌اش “کارون”، کاظم سامی، هایک هوسپیان مهر، فریدون فرخزاد و معصومه مصدق، نوه دکتر مصدق و ده‌ها روشنفکر و منتقد سیاسی دیگر به عنوان قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای یاد می کنند، اما حکومت جمهوری اسلامی مسولیت هیچ یک از این قتل‌ها را بر عهده نگرفته است واین قتل ها را به “عوامل خودسر در وزارت اطلاعات” نسبت داد .در صورتیکه تمام افراد متهم در این پرونده از مامورین رسمی و عالی مقام وزارت اطلاعات بودند و بارها و بارها اعلام کردند که دستور از وزیر وقت، آقای دری نجف آبادی داشتند. و خیلی طبیعی است که او بدون هماهنگی با مقامات بالاتر این کار را نمی‌کرد و حتی چندین نوبت متهمان اعلام کرده بودند که از طریق یکی از روحانیون که نام‌اش در پرونده هم است و نسبت فامیلی با رهبر دارد رهبر را در جریان این کارها قرار داده بودند. و برای اثبات موضوع , متهمان اظهار داشتند چون عملیات در ساعت ۱۱ شب صورت گرفته بود اضافه حقوق هم گرفته اند . خوب دیگر چطور میشود این رابطه های پشت پرده را هاشا کرد ؟ و یرای اینکه رشته تحقیقات به بالا قطع شود ارشدترین عضو گروه یعنی سعید امامی به طرز مشکوکی از بین رفت. در حقیقت برای این بود که آتش به اختیار بودن علنی نشود ولی الان آتش به اختیار بودن علنی شده. با اتش به اختیار بودن هم قوانین نادیده گرفته می شود و هم اینکه نتیجه این کار ایجاد هرج و مرج و اغتشاش در جامعه است.فرمان آتش به اختیار این مفهوم را میرساند که عده‌ای می توانند خود را فراتر از قانون ببینند و قانون را دور بزنند و از آنجا که نوعا، آتش به اختیار قائل به عملکردهای فیزیکی است
بنابراین قانون آئین دارسی مدنی و قانون مجازات اسلامی زیر پا گذاشته خواهد شد هرچند خود قانون مجازات اسلامی هم چنین بی عدالتی آشکاری را قبلا مجوز داده است. چرا که طبق قانونی که بعد از انقلاب به تصویب رسید در قانون مجازات اسلامی اینطور قید شده اگر کسی دیگری را به ادعای مهدورالدم بودن به قتل برساند و بتواند این را در دادگاه به اثبات برساند از هرنوع مجازات و قصاص و دیه معاف است. یعنی من کسی را می‌کشم و زمانی که طرف زنده نیست که در قبال ادعای من بتواند دفاعیات خود را بگوید و دلایل خود را ارائه دهد عنوان می‌کنم که او در حضور من به پیامبر بد گفت و یا از اسلام خارج شد و چون مرتد بود من او را کشتم . مطابق ماده ۲۲۶ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۷۰ «قتل نفس در صورتی موجب قصاص است که مقتول شرعاً مستحق کشتن نباشد و اگر مستحق قتل باشد قاتل باید استحقاق قتل او را طبق موازین در دادگاه اثبات کند.» و طبق تبصره ۲ ماده ۲۹۵: «در صورتی که شخصی کسی را به اعتقاد قصاص یا به اعتقاد مهدور الدم بودن بکشد و این امر بر دادگاه ثابت شود و بعداً معلوم گردد که کسی که در مورد آن جنایت انجام شده , مورد قصاص و یا مهدور الدم نبوده است قتل به منزله خطاء شبیه عمد است و اگر ادعای خود را در مورد مهدور الدم بودن مقتول به اثبات برساند قصاص و دیه از او ساقط است.» با استناد به همین قوانین است که جنایتکاران مذهبی وابسته یا نزدیک به حکومت از محکومیت قضایی می‌گریزند.
متاسفانه وجود چنین قوانینی باعث سوء استفاده میشود چنان چه قتل تعدادی از هموطنان بهایی ما به این بهانه صورت گرفته و در سال گذشته قتل یک شهروند بهایی در یزد از این موارد بود که طبق اعترافات متهمین ,اظهار داشتند که می‌خواستیم یک بهائی را بکشیم. شنیده بودم که بهائیان، مسلمانانی هستند که از اسلام روی برگردانده‌ و مرتد هستند و ریختن خونشان ثواب است .از اینگونه عملکردها بسیار هست ولی میخواهم این نکته را در پایان عرایضم یادآور بشوم که اگر عده‌ای آتش به اختیار باشند متقابلا گروه مقابل هم می‌تواند پیروان خود را اتش به اختیار اعلام کند این چیزی جز هرج و مرج و برهم خوردن نظم اجتماع نیست.”کما اینکه پیرو سخنان آقای خامنه ایی ,آقای علی مطهری نایب رییس مجلس شورای اسلامی گفت که “اگر آزادی بیان مخدوش بشود و به منتقدان حکومت اجازه اظهار نظر داده نشود یا افرادی را بدون حکم قضایی و بر خلاف قانون اساسی حصر خانگی کنند” هم “دانشجویان و بلکه سایر اقشار مردم آتش به اختیارند”و این آغازبوجود آوردن دودستگی در اقشار مردم است . ولی ما باید هوشیار باشیم که تحت تاثیر سیاه بازی های این آقایان قرار نگیریم چرا که همانطور که قبلا هم اشاره کردم این افراد همگی با هم همدست هستند و تنها موضوعی که برایشان اهمیت ندارد منافع مردم است . امیدوارم در آینده ایی نچندان دور شاهد محقق شدن حقوق انسانی در کشورمان باشیم و جامعه ایی داشته باشیم قانون مدار ودنیایی سراسر صلح و آرامش.

 


گزارش جلسه مشترک کمیته دفاع از حقوق جوان و دانشجو و نمایندگی بادن – وورتمبرگ 
مونیکا قریشی

این جلسه در روز چهارشنبه 10 یولی 2017 در ساعت 20 به وقت اروپای مرکزی با حضور اعضای کمیته و نمایندگی یاد شده در اتاق پالتاک کمیته دانشجو با حضور اعضا و جمعی از فعالان کانون دفاع از حقوق بشر در ایران و چند مهمان دیگر برگزار گردی و سخنرانان به زیبایی به مباحث مورد نطر پرداختند و در بخش پایانی هم شاهد بحث ازاد در مورد مسائل دانشجویی و دانشگاه بودیم که بدین قرار است :اقای احمد هاشمی نژاد گزارش نقض حقوق جوان و دانشجو را ارائه نمودند.
اخبار عمومی جوانان=بازداشت یک جوان اهل ارومیه توسط نیروهای امنیتی وبه گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، صبح روز شنبه ۱۷ تیرماه سال ۱۳۹۶ خورشیدی، یک جوان هجده ساله به نام «شمس‌الدین علی‌زاده» در محل کارش در ارومیه بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد.اعتراض ۳۴ تشکل دانشجویی به احکام انضباطی برای رزیدنت‌های پاتولوژی و ۳۴ به نقل انصاف نیوز . تشکل دانشجویی در نامه‌ای به دکتر اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور، به احکام تعلیق صادر شده برای رزیدنت‌های پاتولوژی اعتراض کرده و خواستار لغو این احکام شدند.گزارشی از آخرین وضعیت بازداشت شدگان قلعه بابک=به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جمعه، ۹ تیر ۱۳۹۶، دوازده تن از تجمع کنندگان در قلعه بابک از توابع شهرستان کلیبر واقع در استان آذربایجانشرقی، به مناسب سالروز بابک خرمدین، با دخالت ماموران امنیتی همراه با ضرب و شتم حاضرین، بازداشت و به اداره های اطلاعات و زندان اهر منتقل شدنداسید پاشی بر جوانی ۱۹سال=پسر جوانی که روی صورت راننده اپتیما اسید پاشیده بود، پس از دستگیری خودش را به جنون زد و مدعی شد که تصور می‌کرده، قربانی هرشب با خواهرش رابطه پنهانی دارد. عامل این اسید پاشی درنهایت راز این حمله اسیدی را فاش کرد و گفت؛ به خاطر حسادت دست به این کار زده است.امید دباغچی مکری در سومین سال حبس از مرخصی محروم است.
بین المللی=سازمان عفو بین‌الملل خواستار رسیدگی به وضعیت امید علی‌شناس شد.سازمان عفو بین‌الملل خواستار رسیدگی فوری به وضعیت امید علی‌شناس، فعال حقوق بشر، در زندان اوین تهران شده است. بر اساس اطلاعیه این سازمان، آقای علی‌شناس بیش از شش ماه است که در بند هفت زندان اوین در شرایط نامناسب نگهداری می‌شود.
دانشجویان=بیانیه تعدادی از تشکل های دانشجویی کشور پیرامون مشکلات سیستان و بلوچستان
جمعی از تشکل های دانشجویی کشور پیرامون مشکلات مردم سیستان و بلوچستان بیانیه ای صادر کردند. در قسمتی از این بیانیه امده است “سیستان و بلوچستان که به لحاظ وسعت دو برابر کشور آلمان است! امروز سرزمین فراموش شده ای است که در این روزهای گرم تابستان، علاوه بر مشکل دسترسی به آب آشامیدنی سالم، هوای پاک و تنفس راحت هم از مردمانش سلب شده است .اخذ آخرین دفاعیات از اسدی، شکیبا و امیرخیزی در دادسرای اوین .قرار بازداشت مجید اسدی تمدید شد.به گزارش خبرگزاری هرانا ، مجید اسدی، زندانی سیاسی که پیشتر به بند یک زندان رجایی شهر کرج تبعید شده بود، در زندان مطلع شد که پس از یک وقفه حقوقی غیرقانونی، قرار بازداشت اش به مدت یک ماه دیگر تمدید شده است.حمید بابایی به مرخصی اعزام شد.به گزارش خبرگزاری هرانا، چهارشنبه ۳۱ خردادماه ۱۳۹۶،حمید بابایی دانشجوی محبوس در زندان رجایی شهر کرج، در چهارمین سال حبس خود برای اولین بار به مرخصی اعزام شد.گزارشی از آخرین وضعیت پیام شکیبا، دانشجوی زندانی=پیام شکیبا عضو اسبق انجمن اسلامی دانشگاه زنجان و دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی، چهارمین ماه بازداشت خود را به صورت بلاتکلیف در بند ۲ زندان رجایی شهر برخلاف اصل تفکیک جرایم در میان زندانیان عادی به سر می برد.حمید بابایی برای ادامه حبس به زندان رجایی شهر کرج بازگشت ؛ آزادی بازداشت شدگان قلعه بابک .به گزارش خبرگزاری هرانا، ابراهیم نوری فعال ترک (آذری)، بر اساس ابلاغیه دریافتی، جهت برگزاری جلسه رسیدگی به اتهامات مطروحه در دو پرونده، باید روز سه شنبه، ۱۷ مردادماه ۱۳۹۶، در محل دادگاه انقلاب اهر حاضر شود.
ماده 18=هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است وهیچ فردی حق اهانت و تعرض به فرد دیگری به لحاظ تمایز و اختلاف اندیشه ندارد.وخامت حال=وضعیت نامساعد روحی و جسمی مهرداد گریوانی در سلول انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین یک منبع مطلع با اشاره به وضعیت نگران‌کننده مهرداد گریوانی به تارنگار حقوق بشر در ایران گفته است مهرداد در انفرادی نگهداری می‌شود و روحیه‌اش به شدت ضعیف شده است؛ در آخرین ملاقات علایمی از فراموشی در او دیده می‌شد و حتی بعضی اسم ها کاملا از یادش رفته بود.انتقال آرش صادقی به بیمارستان طالقانی و بازگشت به زندان بدون رسیدگی کافی پزشکی آرش صادقی کنشگر مدنی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین صبح روز جاری، ۴ تیرماه ۱۳۹۶، برای انجام معاینات پزشکی به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شد.
خانم دلارام دره شوری با بررسی کنوانسیون عدم تبعیض در اموزش و پرورش سخنرانی کردند.کنوانسیون عدم تبعیض در آموزش و پرورش در یازدهمین اجلاس عمومی یونسکو در تاریخ ۱۴ دسامبر ۱۹۶۰ به تصویب اعضا رسید. به موجب این کنوانسیون، هر شکل از تبعیض در آموزش و پرورش ممنوع اعلام و همچنین بر برابری امکانات و رفتار با همه در زمینه آموزش و پرورش تأکید شد. این کنوانسیون شامل ۱۹ بند در دبیرخانه سازمان ملل متحد به ثبت رسیده است.
در متن این کنوانسیون ذکر شده که منظور از واژه تبعیض، هرگونه تمایز و تفاوت گذاری، محروم سازی، ایجاد محدودیت، قائل شدن براساس نژاد، رنگ پوست، جنسیت، زبان، دین، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگری است. هم‌چنین به موجب بند الف ماده ۳ کنوانسیون، کشورهای عضو ملزم به لغو آن دسته از قوانین و دستورالعمل‌هایی شدند که منجر به ایجاد هر گونه تبعیض در روند آموزش و پرورش می‌شد.
به قسمتی از متن این کنوانسیون اشاره میکنم.
ماده 1- واژه “تبعیض” در این کنوانسیون شامل هرگونه تمایز و تفاوت گذاری، محروم سازی، ایجاد محدودیت، یا برتری قائل شدن براساس نژاد، رنگ پوست، جنسیت، زبان، دین، عقیده سیاسی یا عقیده دیگر، منشا ملی یا اجتماعی، شرایط اقتصادی یا ناشی از ولادت است که هدف یا تاثیر آن از بین بردن یا تضعیف برابری رفتار در زمینه آموزش و پرورش و به ویژه در زمینه های زیر باشد:
الف- محروم کردن هر فرد یا گروه از افراد از دسترسی به هرنوع یا سطح از آموزش و پرورش؛
ب- محدود کردن هر فرد یا گروه ازافراد به آموزش و پرورش با استاندارد و معیار پست تر؛
ج- بر اساس موضوع مفاد ماده 2 این کنوانسیون، ایجاد یا حفظ نظام ها یا نهادهای آموزشی جداگانه برای اشخاص یا گروه های اشخاص؛ یا
د- تحمیل شرایطی که با شرافت و شئون انسان ناسازگار باشد به هر شخص یا گروه اشخاص.
2- برای اهداف این کنوانسیون، واژه “آموزش و پرورش” به همه انواع و سطوح آموزش و پرورش اشاره دارد، و شامل دسترسی به آموزش و پرورش، معیار و کیفیت آموزش و پرورش و شرایطی است که بر اساس آن آموزش و پرورش ارائه می شود.
که از جمله موارد نقض این ماده میشه به مدرسه های کپری خشتی یا کانکس در سطح کشور مخصوصا تو نقاط محروم کشور اشاره کرد.
ماده ی 1 -هیچ گونه تبعیضی از نظر جنس و نژاد و دین نباید وجود داشته باشد
ماده 2 توضیح در باره ی ماده ی 1 است و.هنگامیکه این کنوانسیون در کشوری مجاز شمرده شد، در چارچوب مفهوم ماده یك آن، موقعیت های زیر را نباید باعث تبعیض به شمار آورد:الف- ایجاد یا حفظ نظام ها یا موسسات آموزشی جداگانه برای دانش آموزان دو جنسیت، اگر این نظام ها یا موسسات ،دسترسی برابر به آموزش و پرورش ارائه دهند، دارای کادر آموزشی با قابلیت های معیاری مشابه و همچنین ساختمان و تجهیزات مدرسه با کیفیت مشابه بوده، و امكان برخورداری از همان دوره های درسی یا معادل آن را داشته باشند؛
ب- ایجاد یا حفظ نظام ها یا موسسات آموزشی جداگانه، برای مقاصد دینی یا زبانی، که آموزش و پرورشی ارائه دهند که با آمال و آرزوهای والدین یا اولیای قانونی دانش آموزان هماهنگ باشد، اگر مشارکت در چنین نظام ها یا شرکت در چنین موسسات،اختیاری باشد و اگر آموزش و پرورش ارائه شده با معیارهایی که ممكن است به وسیله مسئولان صالح به ویژه برای آموزش و پرورش در سطح مشابه تعیین یا تصویب شده باشد، سازگار باشد؛
ج- ایجاد یا حفظ موسسات آموزشی خصوصی، اگر هدف این موسسات تضمین محرومیت هیچ گروهی نبوده بلكه ارائه تسهیلات آموزشی علاوه بر آموزش ارائه شده به وسیله نهادهای عمومی باشد، اگر این موسسات مطابق با آن هدف اداره شوند، و اگر آموزش ارائه شده با معیارهایی که ممكن است به وسیله موسسات صالح تعیین یا تصویب شده باشد، به ویژه برای آموزش در سطح مشابه سازگار باشد.
ماده 3-به منظور حذف و پیشگیری از تبعیض در چارچوب مفهوم این کنوانسیون، کشورهای طرف آن تعهد میکنند:
الف- کلیه مواد قانونی و دستورالعمل های اداری را که منجر به تبعیض در آموزش و پرورش می شوند، لغو و کلیه روش های اداری مربوطه را متوقف کنند؛
ب- هرجا ضروری باشد، با وضع قانون، تضمین کنند در پذیرش دانش آموزان به موسسات آموزشی هیچ تبعیضی اعمال نشود؛
ج- در زمینه شهریه مدارس و اعطای بورس یا شكل های دیگر کمک به دانش آموزان و صدور مجوزها و تسهیلات ضروری برای ادامه تحصیل در کشورهای خارجی، اجازه ندهند در رفتار مسئولان دولتی بین اتباع و شهروندان هیچ تفاوتی، جز برمبنای شایستگی یا نیاز، وجود داشته باشد؛
د- در اختصاص کمک های اعطایی نهادهای دولتی به موسسات آموزشی با هیچ محدودیت یا رجحانی که صرفا برمبنای تعلق دانش آموزان به یك گروه ویژه باشد، موافقت نكنند؛ذ- به اتباع خارجی مقیم در خاک خود دسترسی برابر آموزش و پرورش اعطا شده به اتباع خود را بدهند.
ماده 4=کشورهای طرف این کنوانسیون به علاوه تعهد می کنند سیاستی ملی را تنظیم، تدوین و اعمال کنند که، با شیوه های مناسب با شرایط و مقتضیات و کاربرد ملی، مشوق برابری امكانات و رفتار در زمینه آموزش و پرورش و به ویژه در مسائل زیر باشد:الف- آموزش ابتدایی را رایگان و اجباری آند؛ آموزش متوسط را در اشكال مختلف آن در دسترس همگان قرار دهد؛ آموزش عالی را به تساوی در اختیار همگان برمبنای استعداد فردی قرار دهد؛ پیروی از این تعهدات را به وسیله همگان با اجبار به شرکت در مدارس به گونه ای که در قانون مقرر شده تضمین آنند؛
ب- تضمین کنند معیارهای آموزش و پرورش در کلیه موسسات آموزشی عمومی یك سطح، معادل باشند و شرایط مربوط به کیفیت آموزش ارائه شده نیز معادل باشد؛
ج- با اتخاذ شیوه های مناسب، آموزش اشخاصی را که هیچ آموزش ابتدایی ندیده یا دوره کامل آموزش ابتدایی را تكمیل نكرده ان میسر ساخته و ادامه آموزش آنان را برمبنای استعداد فردی تشویق و تشدید کنند؛
د- بدون تبعیض به افراد برای حرفه معلمی آموزش دهند.
اقای شاهرخ نجاتی با عنوان نقش مافیای دارویی دردانش سخنرانی نمودند.ما در دورانی زندگی می‌کنیم که برخی دولت‌ها استفاده از غذا و دارو را به عنوان اسلحه مجاز دونسته و در لابراتوارهای ضدانسانی خودشون به پرورش میکروب‌ها و ویروس‌های آزمایشگاهی مشغول هستند.به عنوان مثال به نقل از مدیر عامل یک شرکت دارویی: ناگهان یک بیماری ناشناخته در یک کشور ظاهر می شود و ده‌ها نفر جان خود را ظرف چند روز از دست می‌دهند و بعد از، زهر چشم گیری از یکدیگر، همه چیز را از اذهان عمومی پاک می کنند، این ویروس‌های جهش یافته و میکروب‌های تغییر ژنتیکی داده شده از کجا آمده‌اند و چگونه دوباره همه چیز در فراموشی فرو می‌رود؟ این‌ها همه گوشه‌هایی از باج خواهی‌های مافیایی، مانورهای ویروسی و میکروبی و آزمایش‌های خطرناک دوران ما به حساب می‌آیند.آنچه که مافیای جهانی دارو در پیش گرفته یک تروریسم و کشتار دسته جمعیه که می‌تونه علاوه‌بر جستجوی سودهای کلان، سیاست‌های کنترل جمعیت جهانی از طرف قدرت‌های بزرگ را نیز در پی داشته باشه . اقدامات مافیایی کارتل‌های دارویی یک نسل‌کشی واقعی سازمان یافتست که با هم‌دستی دولت‌های اروپایی و آمریکا درکشورهای جهان‌سوم به ویژه آفریقا روی داده.مافیای دارویی ، مافيايي كه سودشان در طب نوين و تجارت داروهاي گران‌قيمت و مضر شيمياييه مانع از گرايش جامعه به سمت طب های مکمل میشه؛‌ اين موضوعيه كه عضو شوراي عالي سازمان نظام پزشكي كشور هم اون را تأييد مي‌كند.
به رغم آنكه توانايي طب های مکمل براي پيشگيري و درمان بيماري‌ها به اثبات رسيده اما دست‌هاي پنهانیي ، در تلاشند كه بین طب های مکمل و طب نوين تقابل ايجاد و با اظهار نظرهايي غير‌علمي چهره طب های مکمل را تخريب كنند. این تلاش ها تا جاییست که با وجود اینکه مسئولین در جمهوری اسلامی خود می دانند که با گسترش و فراگیری طب های مکمل در ایران جلوی حجم زیادی از واردات دارو را می گیرن، اما بازم تحت هیچ شرایطی اجازه ی پیشرفت این دانش را نمیدهند.مسئولین در ایران کاملا تحت تاثیر مافیای دارو طوری برنامه ریزی کردن که سیر کسب علم و دانش در ایران به گونه ایست که کودکان تحت تاثیراین برنامه ریزی ها ، از ابتدای تحصیل علم تنها به پزشک شدن یعنی “کارمند فروشی برای این مافیا” ، فکر می کنند .
و از همه جالبتر این که از خانواده ها هزینه هایی گزاف دریافت میشه که آنچه را مد نظر دارن به کودکان آموزش بدن و خانواده ها تلاشی بسیار برای اینکه کودکانشان در آینده حتما پزشک شوند .همچنین این نوع تفکر را در بین مردم عادی گسترش دادن که در صورتیکه بیمار بشن تنها راه برای درمانشان خوردن داروست ، و هیچ طبی به جز طب نوین باعث بهبود بیماریها نمیشه و این در حالیه که این داروها تنها بیماری را برای مدتی خاموش می کنه اما به طور کلی هیچگاه توانایی درمان یک بیماری برای همیشه را ندارد.همچنین همونطور که در ابتدای سخنانم هم بهش اشاره کردم، دولت ها با تولید مواد غذایی به کمک هورمون ها و کودهای شیمیایی بسیار قوی عامل به وجود اومدن انواع سرطان در جامعه میشن و هر روز شاهد ظهور موضوعی جدید در این زمینه هستیم به عنوان مثال سرطان سینه ، قبلا سرطانی بود که فقط خانومها به اون مبتلا می شدن ، اما امروزه شاهد ابتلای مردان به این سرطان نیز هستیم. همینطور راه را برای پیشرفت دانشی به جز دانش پزشکی و یا به قول خودشون طب نوین بستند. اگرکسی در این بین با تحقیقات و هزینه ی شخصی به علمی دسترسی پیدا کنه که با گسترش ان علم جلوی واردات دارو و همینطور گسترش بیماریهایی که بر اثر ویروسهای نوظهور به وجود میاند را بگیرد ، در مسیر سرکوب وی دست به هرکاری میزنند.این در حالی که مافیای دارو بیشتر در کشورهای در حال توسعه یا جهان سوم فعالیت می کنه چرا که گردانندگان دولت ها و حکومت ها در این کشورها فقط به فکر منافع شخصیشون هستند و اصولا تحت لوای قالب جمهوری ، حکومتی مستبدانه و بسیار با فاصله از آزادی ، از آگاه سازی مردم ترسانند و جلوگیری می کنند . مردم به دور از آگاهی آنچه را که مسئولین می خواهن بدون هیچ اندیشه ای می پذیرن و به دور از هر تاملی حتی برای کسب دانش هم ، کسب آن علمی را انتخاب می کند ،که براشون انتخاب کردند . اگر هم در این بین کسانی پیدا بشود که خواهان تفکر و تامل باشد، سرنوشت دومسیر را پیش پای اونها می گذارد ؛ یا می مانند و محکوم به زندان و حتی محکوم به اعدام می شن و یا برای همیشه محکوم به هجرتی اجباری که برایشان در اصل همانند تبعیدهستند.کشورهای پیشرفته از این نخبگان استقبال می کند و برای محیطی برای رشد و پیشرفت مهیا می کند اما متاسفانه این اشخاص در کشور خودشان جایگاهی ندارند. دلیل استقبال از این افراد در کشورهای پیشرفته این نیست که مافیای دارو در این کشورها فعالیت نداره و یا نمیخواد فعالیت بکنه بلکه دلیل استقبال از این اشخاص دو چیز است ؛ اول اینکه نخبگان را از جای جای دنیا در کشور خود جمع کنند و از هوش و استعدادی این افراد در پیشبرد اهداف استفاده کند و دوم اینکه مردم این کشورها با مردمانی که در کشورهای جهان سوم زندگی می کند یک تفاوت اساسی که دارند اینه که هیچ وقت چیزی را بدون مطالعه و تحقیق نمیپذیرند ، همینطور بسیار قانونمند هست و اکثریتشان بر این قوانین پایبند و استوار .به عنوان مثال در کشورهای پیشرفته بدون نسخه داروخانه ها مسکن را هم به بیمار نمیدند، اما در یه کشوری مثل ایران مسکن که هیج آنتی بیوتیک ها نیز بدون نسخه در اختیار مردم قرار میگیرد و یا حتی داروهایی که به دلیل داشتن دوز بالایی از مورفین خاصیت اعتیاد آور هم دارند . مسلما حضور موفق این دانشمندان در کشورهای پیشرفته به این دلیل نیست که در این کشورها مافیای دارویی وجود نداره بلکه دلیل آن آگاهی مردم این کشورهااست . چرا که در این کشورها از ابتدا در مدارس به کودکان آموزش می دهند، که پیش از پذیرش هر چیز حتما در مورد آن مطالعه و تحقیق داشته باشند . به عنوان مثال در کشوری مانند آلمان مردم درمان با استفاده از گیاهان دارویی و دیگر شاخه های طب مکمل را به درمان با داروهای شیمیایی ترجیح می دهند، البته کشورهای دیگر مانند هند و چین نیز از طبهای مکمل بیشتر از طب نوین استفاده می کند و این در حالی که ایران در زمینه ی طب های مکمل در دهه های اخیر بسیار پیشرفت داشته و نخبگانی هم در ایران محکوم به حبس شدند و طب های مکمل در ایران ریشه ای بسیار عمیق دارد و قرنها که از انها برای درمان بیماران استفاده میشود.پایه گذران طب های مکمل بیشتر در تلاشند که مردم را از بیماریها دور کنند به عبارتی ؛ طب نوین شعاری داره با این عنوان که ” پیشگیری بهتر از درمان ” ، که این شعار در طب های مکمل به مرحله ی عمل رسیده و درمانگرانی که به کمک طب های مکمل در درمان بیماران کوشا هستند ، با آموزشهای صحیح بیماران نه تنها بیماری آنها درمان می شه، بلکه به دلیل دریافت آگاهی دیگر به اون بیماری و همچنین بیماریهای دیگر مبتلا نمیشوند.
اقای بهروز خسروی با موضوع نلسون ماندلا و نقش او در جهان سخنرانی کردند.نلسون ماندلا در سال ۱۹۱۸ متولد شد. نام اصلی او خولی ساسا- دادلیب هونگا، بود. محل تولدش دهکده کوچکی در شرق دماغه آفریقای جنوبی بود و پدرش از قبیله مادیبا بود. نام انگلیسی نلسون را یکی از معلم های دبستانش روی او گذاشت.پدرش که مشاور خانواده سلطنتی تمبو بود، هنگامی که نلسون ۹ ساله بود درگذشت و سرپرستی او به رئیس موقت قبیله تمبو واگذار شد. در سال ۱۹۴۳ نلسون ماندلا به عنوان یک فعال سیاسی به کنگره ملی آفریقا پیوست و بعد موسس و رئیس شاخه جوانان این حزب شد.در سال ۱۹۴۴ با نخستین همسرش ازدواج کرد و در سال ۱۹۵۷ با داشتن سه فرزند از او جدا شد.در سال ۱۹۵۲ پروانه وکالت گرفت و با اولیور تامبو، که همکارش بود دفتر وکالت خود را در ژوهانسبورگ باز کرد. هر دو به اتفاق مبارزه علیه تبعیض نژادی را شروع کردند. سیستم آپارتاید توسط حزب ملی، که تمام اعضایش سفید پوست بودند و اکثریت سیاه پوست را سرکوب می کردند، پیاده شده بود.در سال ۱۹۵۶ به نلسون ماندلا و ۱۵۵ فعال دیگر کنگره ملی آفریقا اتهام خیانت زده شد ولی پس از محاکمه ای که چهار سال طول کشید، از آنان رفع اتهام شد.پس از تصویب قانون جدیدی که به موجب آن محل کار و زندگی سیاه پوستان تعیین و به آنان تحمیل می شد، مبارزه علیه آپارتاید شدت یافت.در سال ۱۹۶۰ کنگره ملی آفریقا غیرقانونی اعلام شد و نلسون ماندلا و سایر اعضای ارشد این سازمان به فعالیت های زیرزمینی روی آوردند.در همین سال، پس از آنکه پلیس در جریان تظاهرات در شهرک سیاه پوست نشین شارپویل، ۶۹ سیاه پوست را به ضرب گلوله کشت، مخالفت با آپارتاید تشدید یافت.و در همان سال در نشستی خبری اعلام کرد که پسرش در اثر بیماری ایدز فوت کرده است.این حادثه به مبارزه صلح آمیز کنگره ملی آفریقا پایان داد و نلسون ماندلا که در آنموقع معاون این حزب بود، مبارزه را شروع کرد.سرانجام او دستگیر شد و به جرم خرابکاری و تلاش برای سرنگون کردن دولت با توسل به خشونت، به زندان افتاد.در زمستان سال ۱۹۶۴ ماندلا به حبس ابد محکوم شد. نلسون ماندلا مدت 27 سال را در زندان گذراند .در سال ۱۹۸۰ اولیور تامبو شریک و دوست نلسون ماندلا، که در تبعید زندگی می کرد مبارزه بین المللی را برای آزادی نلسون ماندلا شروع کرد.این فشارها نتیجه داد و در سال ۱۹۹۰ ماندلا از زندان آزاد شد و مذاکره برای تشکیل اولین حکومت چند نژادی مبتنی بر دموکراسی، شروع شد.نلسون ماندلا، یکی از سیاستمدارانی بود که از احترام فوق العاده‌ای در سراسر جهان برخوردار بود. او کسی بود که رهبری مبارزه برای جایگزین کردن رژیم نژاد پرست ( آپارتاید) آفریقای جنوبی با حکومتی مبتنی بر دموکراسی چند نژادی، را به عهده داشت.نلسون ماندلا، که مدت ۲۷ سال زندانی بود، اولین رئیس جمهوری سیاه پوست آفریقای جنوبی بود و نقش برجسته ای را در برقراری صلح در سایر مناقشات به عهده داشت. دسامبر ۱۹۹۳ ماندلا و اف- دبلیو-دکلرک مشترکا جایزه صلح نوبل دریافت کردند.پنج ماه بعد برای اولین بار در تاریخ آفریقای جنوبی تمام مردم صرف نظر از این که از چه نژادی هستند، در انتخابات دموکراتیک شرکت کردند و نلسون ماندلا را مجددا به عنوان رئیس جمهوری خود انتخاب کردند.اولین مشکلی که آقای ماندلابا آن مواجه شد کمبود مسکن برای افراد فقیر و ادامه زاغه نشینی در حاشیه شهرهای بزرگ بوداو کارهای روزانه دولت به معاونش سپرد و بیشتر وقت خود را صرف انجام وظایف تشریفاتی یک رهبر و ساختن وجهه جدید آفریقای جنوبی کرد. در این راستا ماندلا موفق شد شرکت های چند ملیتی را متقاعد سازد که در آفریقای جنوبی بمانند وسرمایه گذاری کنند.در روز تولد ۸۹ سالگی اش او مجمع “بزرگان” را تاسیس کرد که شامل گروهی از رهبران جهان است که تجربه های خود را برای مقابله با بعضی از سخت ترین مشکلات جهان عرضه و درصورت لزوم راهنمایی می کنند.شاید مهمترین کار با ارزش او در سال های اخیر، در اوایل سال ۲۰۰۵ و در پی مرگ ماکگاتو، تنها پسرش بود. در کشوری که بحث در باره اپیدمی ایدز هنوز یک تابو محسوب می شود، نلسون ماندلا اعلام کرد که پسرش در اثر بیماری ایدز فوت کرده است و از مردم کشورش خواست درباره ایدز صحبت کنند تا به صورت یک بیماری معمولی و عادی جلوه کند.او همچنین برای میزبانی آفریقای نوبی در مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۰ نقش مهمی بازی کرد و در مراسم اختتامیه این بازی ها حضور یافت.دنیا ماندلا را به عنوان قهرمان کرامت انسانی و آزادی و صلح و آشتی به یاد خواهد آورد و ما همه به لطف او در جهانی بهتر زندگی می‌کنیم.انتشار خبر مرگ نلسون ماندلا،رهبر ضد آپارتاید آفریقای جنوبی با موجی از واکنش های بین المللی رو به رو شد. شمار زیادی از سران کشورهای جهان و مقامات بلندپایه بین المللی با تقدیر از شخصیت و شجاعت ماندلا از نقش وی در مبارزه با استعمارگری و تبعیض نژادی تمجید کردند.نلسون ماندلا، رئیس جمهوری پیشین آفریقای جنوبی، رهبر جنبش ضد آپارتاید و برنده جایزه صلح نوبل در سن ۹۵سالگی بود.بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل ماندلا را «غول عدالت» خواند و گفت: هیچ کس به اندازه او در عصر ما برای پیشبرد ارزش ها و آمال های سازمان ملل کار نکرد. او زندگی اش را صرف خدمت به مردمش و بشریت کرد و این کار را با فداکاری زیاد انجام داد. موضع گیری اصولی او و نیروی اخلاقی که زیربنای این موضع گیری بود نقش اساسی در برچیدن آپارتاید داشت.اعضای شورای امنیت سازمان ملل نیز با تمجید از خصوصیات اخلاقی و سیاسی رهبر ضد آپارتاید آفریقای جنوبی طی بیانیه‌ای با ملت آفریقای جنوبی ابراز همدردی کردند.همچنین اعضای شورای امنیت نیز به احترام نلسون ماندلا در جلسه خود یک دقیقه سکوت کردند.

 


گزارش جلسه ماهانه نمایندگی مالزی، 5 یولی 2017
جمشید علامی سیاوزان

جلسه ماهانه اعضای نمایندگی مالزی در تاریخ 5 جولای 2017 ساعت 17 به وقت اروپای مرکزی با بررسی اعلامیه جهانی حقوق بشر و به مناسبت روز جهانی جمعیت با حضور اعضای نمایندگی و جمعی دیگر از فعالان کانون دفاع از حقوق بشر در ایران در اتاق پالتاک نمایندگی برگزار گردید که بدین شرح میباشد-داریوش فیروز بخت : تحلیل خبرهای نقض حقوق بشر ایران در ماه گذشته را انجام دادند.نقض حقوق بشر در ایران همچون گذشته در خرداد ماه سال ۱۳۹۶ نیز ادامه داشت. این ماه با ۱۴ مورد اعدام, بازداشت ده ها نفر بالاخص اعضای جوامع پیروان مذهبی, نقض گسترده آزادی بیان در فضای مجازی, تجمعات کارگری و صنفی و موارد دیگری که در ادامه ذکر خواهد شد در استان‌های مختلف همراه شد.
آزادی اندیشه و بیان-از مهمترین موارد نقض آزادی اندیشه و بیان در این ماه می توان به بازداشت رضا ملک, محمد مهدوی فر, عبدالرضا داوری, دانیال استخر, جواد گیاه‌شناس؛ همچنین حکم ۷ سال زندان برای دو تن از شاگردان محمد علی طاهری, احضار مجدد عباس لسانی به دادگاه و تشکیل پرونده برای شهربانو منصوریان قهرمان ووشو اشاره کرد.در مورد نقض آزادی بیان در فضای مجازی نیز می توان به بازداشت ۸ فعال تلگرامی در کرمانشاه و گرگان اشاره کرد. همچنین حکم ۳۶ سال حبس برای سه فعال تلگرامی صادر شد که به دادگاه تجدید نظر ارسال شد. بازداشت چهارشهروند در آبادان به جرم انتشار فیلم تخلف پلیس, محرومیت محسن فروزان به دلیل فعالیت های همسرش و محرومیت ۷ خبرنگار از حضور در مجلس از جمله دیگر مصادیق نقض آزادی اندیشه و بیان یا ممانعت از گردش آزاد اطلاعات در این ماه بودند.
حقوق پیروان ادیان -تعرض به حقوق اولیه اقلیت‌های قومی و دینی در ایران در این ماه نیز ادامه داشت. در زمینه نقض آزادی های ادیان شاهد اعمال فشار و تبعیض مشخصی علیه شهروندان سنی مذهب، بهایی و مسیحی بودیم.از جمله گزارشات در مورد حقوق شهروندان بهایی میتوان به بازداشت ۳ تن از شهروندان بهایی در شاهین شهر و محاکمه ۴ نفر در مشهد؛ و اجرای حکم زندان ۱۲ نفر اشاره کرد. همچنین در این ماه محرومیت ازتحصیل ۲ تن از این شهروندان به دلیل باورهای مذهبی شان از دانشگاه های کشور را شاهد بودیم.در مورد حقوق شهروندان سنی مذهب میتوان به بازداشت های گسترده این شهروندان در نواحی کردنشین و همچنین پلمپ نمازخانه اهلسنت که مورد انتقاد شدید مولانا گرگیج قرار گرفت اشاره کرد.احضار ۵ نفر از شهروندان مسیحی به دادگاه در رشت و همچنین تخریب قبرستان مسیحیان در کرمانشاه از جمله موارد نقض حقوق این شهروندان مسیحی بود.در مورد حقوق اقلبت های قومی می توان به توقیف یک کتاب آموزش زبان کردی به دلیل استفاده از الفبای لاتین و همچنین بازداشت هنا (حنا) خرسان، فعال فرهنگی اهل اهواز در ارتباط با برگزاری مراسم فرهنگی گرگیعان اشاره کرد.
بازداشت شدگان-در این ماه تعداد بسیار زیادی بازداشت شدند. نام بسیاری از آنها به دلیل بازداشت های فله ای انجام شده در این ماه نامعلوم است. اسامی بعضی بازداشت شدگانی که نام آنها احراز شده است عبارتند از: عسل اسماعیل زاده – سالار عبداللهی – محمد معینی – مصطفی شهروزی – فریده عبدی – نوشین سالکیان – مهدی زرگانی – عبدالرضا داوری – دانیال استخر – برهان مظفری- یوسف بهرامی – یاسر حسن زاده.این ماه در شهر ها و استان های مختلف بازداشت های گسترده ای بوقوع پیوست که از برجسته ترین آن می توان به بازداشت ۴۰ تا ۷۱ نفر در استان های کرمانشاه و کردستان و آذربایجان غربی و تهران اشاره کرد. همچنین ۵ نفر در جاسک به اتهام ارتباط با داعش و ۲ نفر در کرج به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بازداشت شدند. همچنین ۳ نفر در بوکان و تعدادی در مهاباد بازداشت شده اند. در این میان ۲ نفر در اردبیل به دلیل فعالیت در تلگرام بازداشت شده اند.
زنان-زنان در ایران همچنان از بزرگترین قربانیان نقض حقوق بشرمحسوب می شوند. از پررنگ ترین مصادیق نقض حقوق زنان در این ماه می توان به مواردی در زمینه حضور زنان در اجتماعات ورزشی اشاره کرد. از این میان بازداشت فرد ترنسی به ظن دختر بودن در ورزشگاه همچنین اجاره محدود به زنان برای حضور در سالن ورزشی در کنار اعمال محدودیت و محرومیت برای برخی زنان والیبالیست نمونه های برجسته آن بودند. در مورد خشونت های جنسی و جسمی موردی از ۲ بار تجاوز در یک شب به یک زن بسیار خبر ساز شد و همچنین یک مورد قتل ناموسی در شیراز را شاهد بودیم.
حقوق کودک-از برجسته‌ترین گزارشات درزمینه حقوق کودکان می توان به شکایت برخی خانواده های کودکان مبتلا به اوتیسم به خاطر شکنجه این کودکان در یک موسسه توان بخشی در مشهد اشاره کرد. همچنین دفتر حمایت از کودکان کار و خیابان نیز پلمپ شد در حالی که این نهاد نقشی ارزنده در دفاع از این دست کودکان محروم ایفا می کرد.
دگرباشان جنسی-در زمینه حقوق دگرباشان در استان یزد رییس پلیس فتای این استان مدعی بازداشت دگرباش جنسی ۴۱ ساله ای شد که به گفته وی چندین سال است که متهم با افراد زیادی که همجنس خودش هستند ارتباط داشته، هر چند سعی شده است محتوای این بازداشت در ارتباط با شکایت شهروند دیگری نشان داده شود اما اظهارات مقام پلیس روشن می سازد که روابط شخصی فرد بازداشت شده مورد کنکاش قرار گرفته و از گرایشات جنسی وی علیه اش استفاده شده است.
اقای حمید رضا تقی پور دهقان تبریزی با بررسی ماده 28 اعلامیه جهانی حقوق بشر و مقایسه ان با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و نحوه اجرائی ان را سخنرانی کردند.در آغاز نگاهی داریم به متن ماده ۲۸ از اعلامیه جهانی حقوق بشر تا بتوانیم به طور کامل در مورد تشریح موضوع مورد بحث بررسی کاملی داشته باشیم . با استناد به ماده ۲۸ از اعلامیه جهانی حقوق بشر : هر شخصی سزاوار نظمی اجتماعی و بین‌المللی است که در آن حقوق و آزادیهای مطرح در این «اعلامیه» به تمامی تأمین و اجراء گردد. این ماده به طور کامل و واضح توضیح میدهد که با استناد به ۳۰ ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر همه شهروندان ایران و دیگر کشورها البته با توجه به این که موضوع متمرکز ما بر روی مسائل حقوق بشر و نقض ان در ایران میباشد به طور خاص شهروندان ایران باید از جانب جمهوری اسلامی تامین امنیتی ، جانی ، مالی ، و خلاصه در همه امور بتوانند آن طور که شایسته یک انسان هست در ایران زندگی کنند . ولی متاسفانه با توجه به اینکه حکومت جمهوری اسلامی در ظاهر در مجامع بین الملی اعلام میکند که به ۳۰ ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر احترام میگذارد ولی در عمل چیز دیگری را همه ما شاهد هستیم که از جمله میتوان به این نکته اشاره کرد که حکومت جمهوری اسلامی با چند کشور اسلامی دیگر اعلامیه ای با استناد به احکام شریعت اسلامی تنظیم نمودند و از آن با عنوان حقوق بشر اسلامی یاد میکنند چون سران قوه قضایه در ایران در ذات قضیه احترامی به اجرای مواد اعلامیه حقوق بشر قائل نیستند که در این بین میتوانیم به این نکته اشاره کنیم که نسل جوان به واسطه اجرای مو به مو اعلامیه جهانی حقوق بشر در ایران دیگر متمایل به خروج از کشور و مهاجرت از کشور نیست و یا خانواده ها تمایل به این دارند که فرزندان بیشتری داشته باشند . ولی در عمل وقتی در ایران آمار بیکاری سر به فلک میکشد فساد ، رانت خواری ، نبود مدیران کار آزموده و تحصیل کرده به معنای واقعی کلمه در صدر اقتصاد و مدیریت منابع کشور چیزی جز آنچه امروز ما شاهد آن هستیم را نمیتوانیم متصور باشیم . نکته جالب اینجاست که چندی پیش علی خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی در یک طرح کشوری اعلام کرده بود که باید در کشور سیاست افزایش جمعیت نیز انجام گیرد ولی ایشان با توجه به مسائل و مشکلات اقتصادی عظیم در کشور از چه زاویه و با چه استدلالی این فتفا را صادر کرده است باید از خود ایشان پرسید . در قسمتی ما نگاهی داریم به موردی از نقض سریح و سیستماتیک حقوق بشر در ایران . در ایران زنان از حقوق برابر با مردان برخوردار نیستند وقتی در کشوری حکومت آن کشور در مجلس خود رای به ازدواج پدرخوانده با فرزند میدهد آیا میتوان به سلامت و صحت برقرآری عدالت در آن کشور امیدوار بود ؟ یا محیط زیست کشور در معرض نابودی قرار دارد رودهایی مثل زاینده رود ، و هیرمند به کلی نابود شدند ، بسیاری از استانها مثل استان سیستان و بلوچستان و یا استان خوزستان با مشکل رزگردها دست و پنجه نرم میکنند و شهروندان این استانها دچار بیماریهای تنفسی و ریوی شدند و یا حتی آب آشامیدنی سالم در اختیار ندارند . نظام آموزشی کشور با مشکلات عدیده ای رو برو است معلمان که تعلیم دهندگان کودکان هستند از نظر حقوق و تامین اجتماعی در شرایط خوبی نیستند . و یا در بسیاری از استانها مثل استان سیستان و بلوچستان و یا حتی اطراف تهران که میتوان به مدارس روستائی اشاره کرد دانش آموزان از یک محیط آموزشی مناسب با شرایط استاندارد برخوردار نیستند . آیا در اعلامیه جهانی حقوق بشر اشاره بر تامین اجتماع افراد نشده ؟ ولی در ایران یک جوان بعد از اتمام تحصیلات خود با مشکلات بیکاری و نبود یک بازار کار برای جذب نیروهای متخصص رنج میبرند . در ایران حکومت جمهوری اسلامی برای هیچ یک از شهروندان خود حقی عین آنچه در ۳۰ ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر اشاره شده قائل نیست در ایران پیروان اقوام ایرانی هیچ یک حقی برابر برخوردار نیستند شهروندان کرد ایران به صرف قومیت خود مورد فشارهای امنیتی حکومت قرار میگیرند پیروان سایر ادیان در ایران در انجام مناسک مذهبی خود هیچ گونه آزادی ندارند . آیا در ماده ۱۸ و ۱۹ از اعلامیه جهانی حقوق بشر بر آزادی انجام مناسک مذهبی و تعالیم دینی هر یک از پیروان ادیان در یک کشور تاکید نشده ؟ آیا در همین ماده تاکید بر این نشده هر انسانی حق انتخاب یا تغییر دین خود را باید آزادانه داشته باشد ؟ در ایران نسل جوان تمایلی به تشکیل خانواده ندارند چون از طرف حکومت جمهوری اسلامی بستری مناسب برای حمایت از خانواده فراهم نیست در کشوری که تورم برای ثانیه تغییر میکند چگونه میتوان انتظار داشت آمار مهاجرت و آمار جمعیت کشور به ترتیب سیر نزولی و سعودی داشته باشد . در کشوری که حتی افرادی که از مشکلات جنسیتی رنج میبرند هر آن با خطر مرگ و اعدام با استناد به شریعت اسلامی روبرو هستند چگونه باید انتظار داشت امنیت اجتماعی حاکم باشد ؟ عزیزان در این قسمت از صحبتهام میخواهم یک گزارش آماری به شما ارایه بدم از سال ١٣٤٢ تا زمان روی كار آمدن جمهوری اسلامی رشد اقتصادی ایران سالانه بیش از ۸ درصد بود و ایران در تمام این مدت در بین سه كشور برتر جهان از نظر رشد اقتصادی قرار داشت . به طوری كه در سال ١٣٥٦ درآمد سرانه مردم ایران ۹ برابر سال ۱۳۴۴ شده بود اما با روی كار آمدن جمهوری اسلامی رشد جهشی ایران پایان یافت. در سال ١٩٧٧ درآمد سرانهُ ایران ۲ برابر درآمد سرانهُ كره جنوبی بود. در آن زمان، درآمد سرانهُ ایران ٢,١٤٦ دلار و درآمد سرانهُ كره جنوبی ١,٠٤١ دلار بود. در سال ٢٠١٢، درآمد سرانهُ ایران فقط ٤,٥٢۵ دلار و درآمد سرانهُ كره جنوبی ۲۲,۴۲۴ دلار بوده است. در همین مدت درآمد سرانه تركیه از ١,٤٢٠ دلار به ۱۰,۵۲۴ دلار رسیده است.در دوران ٣۹ساله جمهوری اسلامی جایگاه جهانی ایران در درآمد سرانه به رتبهُ حدود ۱۰۰نزول کرده است. وقتی فردی به عنوان رهبر کشور بدون در نظر گرفتن مشکلات اقتصادی کشور و بدون هیچ تلاشی در جهت رفع مشکلات معیشتی شهروندان ایران فقط به صرف یک فتفا خواهان افزایش جمعیت در کشور می شود حال در نظر بگیرید که در یک چنین اقتصاد و ساختار پیچیده و درهم کوبیده ای چگونه باید جمعیت کشور سیر سعودی پیدا کند وقتی هیچ یک از سطوح مدیریتی در ایران درست پایه ریزی نشده هر روز شاهد رانت خواری هستیم چگونه باید انتظار رشد وقتی تعداد بسیاری از کودکان در شهرهای ایران بجای تمرکز بر تحصیل و آموزش به کار اجباری و نان آوری برای خانواده محکوم هستند چگونه باید انتظار دشت جامعه ایران بتواند رشد کند . در ایران متاسفانه هیچ یک ۳۰ ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر به درستی اجراء نمیشود چون بی ارزشترین نکته جان انسانها و احترام به حقوق اساسی و پایه ای افراد میباشد . منظور از نظم اجتماعی که در ماده ۲۸ به آن اشاره شده همان درستی کیفیت مدیریت کشور هست عدم اخراج شهروندان از دانشگاه به دلیل مسائل عقیدتی و مذهبی است . پلمپ نکردن محل کسب شهروندان بهائی است احترام به عقاید شهروندان در ایران هست وقتی یک فرد به چشم مسلح میبیند که در روز روشن چه اجحافی در حق وی و خانواده وی صورت میگیرد چگونه باید انتظار داشت که همان فرد انگیزه ای برای ادامه زندگی در آن کشور داشته باشد . جاده‌های ایران در ردهُ پنجم جاده‌های پرخطر جهان است و سالیانه ده‌ها هزار ایرانی از بیست تا سی هزار نفر در این جاده‌ها جان می‌بازند. عده کشته شدگان سالانه جاده‌های ایران بیش از متوسط جان ‌باختگان جنگ ایران و عراق در هر سال است. موارد بسیار زیاد هست اگر مابخواهیم تک به تک موارد سوء مدیریت در ایران را به رشته تحریر در بیاریم وقت بسیار طولانی را طلب میکند . همه این موارد ناشی ادغام مواردی از سوء مدیریت و همچنین ادغام دین در سیاست کشور میباشد چون دین و سیاست دو مقوله جدا از هم میباشد . نبود امکانات اولیه زندگی برای افراد در ایران متاسفانه زمینه بسیاری از بحرانهای روحی و مالی و جانی و اجتماعی را برای شهروندان ایجاد کرده است . چون وجود امکانات زندگی شهری یکی از اساسی ترین نیازهای انسان میباشد.
چون لازمه وصول و حصول ابعاد جامعي از يك سياست گذاری ملي استفاده روش مند از انديشه انديشمندان در حوزه هاي مرتبط به موضوع و بررسي هايي دقيق و عميق بر اساس تعريف صحيح از صورت مسأله و بينش اصولي نسبت به فرايند حل مساله است ولی در ایران با توجه به نبود مدیران کارامد و ورزیده در سطح مدیریت کلان کشور و همچنین بی مسولیتی و طفره رفتن دستگاه قضائی و اجرائی از تعهدات خود چیزی جز آنچه از آن به عنوان نقض حقوق بشر از آن یاد میشود را برای ایران و برای شهروندان نقض حقوق شهروندی را به ارمغان نیاورده است . با امید به روزی که ماده به ماده از اعلامیه جهانی حقوق بشر که راهگشای حقوق شهروندی برای همه انسانهای روی کره زمین هست به معنای واقعی کلمه به ورته اجراء و عمل در اید .
خانم مریم مرادی با موضوع روز جهانی جمعیت سخنرانی کردند.یازدهم جولای برابر با بیستم تیرماه هرسال به عنوان روز جهانی جمعیت شناخته می‌شود و هدف از تعیین آن در تقویم جهانی، توجه به سیر رشد جمعیت، کیفیت رشد آن، و ابعاد مختلف جمعیتی در سطح جهان و در کشورهای مختلف است.این روز در سال ۱۹۸۹ توسط صندوق جهانی جمعیت تعیین شد و انتخاب ۱۱ جولای به دلیل رسیدن جمعیت جهان به مرز ۵ میلیارد نفر در همین روز در ۱۹۸۷ بوده است. جمعیت جهان در میانه قرن بیستم، دو و نیم میلیارد بوده و در ۲۰۱۱ به ۷ میلیارد نفر رسیده است. این افزایش ۲ میلیونی در مدت ۲۵ سال، نشان‌دهنده اهمیت این روز در تقویم جهانی است.
هرساله این روز با شعار خاصی که از سوی صندوق جهانی جمعیت معرفی می‌شود، برگزار شده و شعار این روز در سال جاری، :”جمعیت هفت میلیارد نفری جهان” است. جمعیت جهان در آغاز سال ۲۰۱۴، بیش از ۷ میلیارد و ۱۳۴ میلیون نفر برآورد شده است.بالغ بر یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون نفر از جمعیت جهان را جوانان تشکیل می‌دهند. این، بزرگ‌ترین جمعیت جوان در تاریخ جهان محسوب می‌شود و بخش عظیمی ‌از این جوانان متعلق به جوامع در حال توسعه هستند. به‌طورکلی می‌توان وضعیت این بخش از جمعیت، آینده، رفاه، سلامت، برابری، حقوق بشر، و معیشت آن را دغدغه طبیعی جمعیت‌شناسان و سیاست‌گذاران جمعیتی دانست.
تاریخچه روز جهانی جمعیت0جمعیت جهان از دو میلیارد و 500 میلیون نفر در سال 1950 میلادی به هفت میلیارد نفر در سال 2011 میلادی افزایش یافت که این مساله نیاز جدی به توسعه پایدار، توسعه شهری،‌ دسترسی به خدمات بهداشتی و قدرت بخشیدن به جوانان را بیش از پیش ضرورت بخشید. در سال 1989 میلادی،‌ سازمان ملل متحد پیشنهاد داد تا با تمرکز و توجه جدی بر مسائل جمعیتی حول محور برنامه‌ها و سیاست‌های کلی توسعه‌ای و نیاز جدی به یافتن راه حل برای این معضل 11 ژوئیه به عنوان «روز جهانی جمعیت» از سوی تمام کشورهای جهان در نظر گرفته شود.امروز حدود یک میلیارد و 800 میلیون جوان در سراسر دنیا ستون‌های آینده جهان را ساخته‌اند. با این حال بسیاری از این جوانان با فقر، نابرابری و نقض حقوق بشر روبرو هستند که این مشکلات آنها را از دستیابی به ظرفیت‌های شخصی و جمعی باز می‌دارد.
حقایقی درباره جمعیت جهان-تا روز نخست ژانویه 2014 میلادی جمعیت جهان به حدود هفت میلیارد و 137 میلیون و 661 هزار و 30 نفر رسید ضمن اینکه در هر ثانیه 2.3 نفر به این جمعیت افزوده می‌شود. اداره جمعیت سازمان ملل متحد، جمعیت کل انسان‌هایی که تاکنون در تاریخ بشریت متولد شده‌اند را حدود 108 میلیارد نفر برآورد می‌کند.جمعیت جهان در سال 1804 میلادی از مرز یک میلیارد نفر گذشت. ضمن اینکه در سال‌های 1927، 1960 و 1974 میلادی جمعیت جهان به ترتیب به دو، سه و چهار میلیارد نفر افزایش یافت. این آمار نشان می‌دهد که یک پانزدهم از کل جمعیت تاریخ بشر در حال حاضر زنده هستند.شهر «واتیکان» که یک دولت شهر مستقل در دل شهر «رم» ایتالیا است با 800 نفر و جمهوری «نائورو» با 9378 نفر کم‌جمعیت‌ترین حکومت‌های جهان به حساب می‌آیند. از سوی دیگر چین، هند، آمریکا، اندونزی، پاکستان و برزیل نیمی از جمعیت جهان را در خود جای داده‌اند ضمن اینکه از هر سه نفر بیش از یک نفر چینی یا هندی هستند..30 درصد از جمعیت جهان به جای قاشق و چنگال از «چاپستیک» یا چوبک مخصوص غذا خوردن استفاده می‌کنند که مخصوص کشورهای شرق آسیا است.
زنان و جمعیت-همان‌طورکه گفته شد، زنان از حیث دسترسی به امکانات تنظیم خانواده و سن ازدواج و باروری، از محورهای بحث‌های جمعیتی هستند. طبق سایت صندوق جهانی جمعیت، «بارداری دختران نوجوان، نتیجه عدم اطلاع‌رسانی مناسب است». این سایت، بارداری در سنین کم را با مواردی چون تبعیض، نقض حقوق بشر (چون ازدواج اجباری کودکان)، تحصیلات ناکافی، و خشونت جنسی در ارتباط مستقیم می‌داند.اختلالات بارداری عامل اصلی مرگ و میر دختران ۱۵ تا ۱۹ سال است و روزانه ۱۹۱ دختر در اثر این اختلالات می‌میرند. سالانه ۱۴ میلیون دختر وادار به ازدواج می‌شوند و این امر مضاف بر عدم دسترسی به امکانات کنترل باروری، عامل مرگ‌های مذکور تلقی می‌شود. حامیان کنترل جمیعت برآنند که کاهش ازدواج زودهنگام دختران و تأمین امکانات پیشگیری از بارداری برای نسل جوانی که وارد دوران باروری خود می‌شوند، راهی برای حصول اطمینان از کاهش ۱ میلیونی زادوولد در کنار کاهش ۸۰ هزاری مرگ و میر مادران و نوزادان است.
روش‌های پیشگیری از بارداری تا نیمه قرن بیستم، زنان را میان فرزندآوری تنظیم نشده و یا ناباروری دائمی‌ مخیر می‌کرد، اما در حال حاضر، زنان این امکان را دارند تا با دسترسی به وسایل توسعه‌یافته کنترل باروری، فرزندآوری و فواصل میان فرزندان را تنظیم کنند. در اختیار قرار دادن این وسایل برای زنان، یکی از اهداف مورد تبلیغ گسترده صندوق جمعیت است. این سازمان از طریق ایجاد ارتباط بین کنترل باروری و اموری چون معیشت، تحصیل، سلامت و نرخ مرگ و میر، سعی در توسعه سیاست‌های موافق با تنظیم خانواده مورد نظر خود در کشورهای مختلف دارد.
ما درجهانی زندگی میکنیم که سالیانه نزدیک به 85000 مادردرآن به دلیل عوارض بارداری و زایمان ازبین میروند 99 % این مرگ ومیرها درکشورهای درحال توسعه وکشورهای فقیررخ میدهد.اسفبارتراین است که 90 % ازکودکان این مادران،اولین سالروزتولد خویش را نمی بینند وقبل ازاینکه به سن یکسالگی برسند می میرند.به خوبی روشن شده است که مادران با حاملگی های پرخطرکه درسنین زیر18 سالگی ویا بعد از35 سالگی حامله میشوند و زایمان میکنند، و همچنین مادرانی که فاصله بین بارداریهایشان کمتراز3 سال است، به خصوص اگرتعداد فرزندانشان بیش از4 نفرباشند، بیشتردرمعرض خطربوده و این برمرگ ومیرمادران به ویژه کودکان ونوزادان تاثیردارد.توجه به فاصله گذاری وسلامت باروری میتواند تا 5 % مرگ ومیرمادران (ناشی ازعوارض بارداری وزایمان) ونوزادان را کاهش دهد.
یکی از اصلی ترین محورهای برنامه های تنظیم خانواده در ایران، ارتقای سلامت مادر و کودک از طریق آگاهی رسانی به جامعه وتسهیل دسترسی به خدمات تنظیم خانواده دربخش های دولتی وخصوصی بوده است.تنظیم خانواده مسئولیتی مشترک بین زن ومرد است ورعایت آن پنجره ای است به سوی سلامت، رفاه وآسایش شما، از اهداف برنامه بهداشت باروری درقالب تنظیم خانواده، پرهیز از تولد کودک ناخواسته، داشتن فرزند به تعداد دلخواه، تنظیم فواصل بارداری، اطلاع رسانی، آموزش و مشاوره به زوجین، آموزش در خصوص روابط جنسی وفرزند دارشدن، افزایش پوشش استفاده از روشهای مطمئن پیشگیری از بارداری وکاهش درصد بارداری ناخواسته است.
هدف از برنامه های کنترل جمعیت مبارزه با جمعیت نیست؛ برنامه ریزی برای رشد معقول آن است.یکی از اصلی ترین محورهای برنامه های تنظیم خانواده در ایران، ارتقای سلامت مادر و کودک از طریق آگاهی رسانی به جامعه وتسهیل دسترسی به خدمات تنظیم خانواده دربخش های دولتی وخصوصی بوده است.
تنظیم خانواده مسئولیتی مشترک بین زن ومرد است ورعایت آن پنجره ای است به سوی سلامت، رفاه وآسایش شما، از اهداف برنامه بهداشت باروری درقالب تنظیم خانواده، پرهیز از تولد کودک ناخواسته، داشتن فرزند به تعداد دلخواه، تنظیم فواصل بارداری، اطلاع رسانی، آموزش و مشاوره به زوجین، آموزش در خصوص روابط جنسی وفرزند دارشدن، افزایش پوشش استفاده از روشهای مطمئن پیشگیری از بارداری وکاهش درصد بارداری ناخواسته است.
تنظیم خانواده از راه های مختلفی می تواند سبب ارتقای سلامت مادر وکودک وجامعه شود. مهم ترین آنها عبارتند از:توانمند کردن جامعه در زمینه محدود کردن بارداری ها به بهترین دوره های سنی برای بارداری ایجاد توانایی برای تصمیم گیری درباره تعداد بارداری ها و زایمان ها ومحدود کردن آنها.
اقای نادر شاچری : سخنرانی خود را تحت عنوان چرائی فرار جمعت نخبه از ایران ارائه دادند فیزیکدان نظری، آلبرت اینیشتین که از حکومت آلمان نازی‌ به آمریکا مهاجرت کرد، نمونه‌ای از فرار مغزها در نتیجه‌ی تغییرات سیاسی است.به پدیده مهاجرت گسترده تحصیل‌کردگان، دانشگاهیان و دانشمندان یک کشور یا جامعه به کشورهای دیگر، اصطلاحاً فرار مغزها گفته می‌شود، که معمولاً به خاطر کمبود موقعیت‌های شغلی، درگیری‌های سیاسی و نظامی، و خطرات جانی رخ می‌دهد.(البته من نمیدانم قاری قران هم جزء نخبگان محسوب می شود البته کاری با سعید طوسی نداریم چون مورد بحث ما نیست!)درباره فرار مغزها در ایران معاصر، دو دوره به طور مشخص امکان تفکیک و بررسی دارد. اول، دوره ای که با جنگ تحمیلی همراه بود و بخشی از نیروهای متخصص کشور یا جوانان مستعد از کشور مهاجرت کردند؛
برای مثال، براساس پژوهش های انجام شده در آمریکا، در سال های 1365 تا 1359 میزان ایرانیان مهاجر حدودا دو برابر شد .پس از پایان جنگ تحمیلی با وجود آنکه انتظار می رفت این روند کاهش یابد، اما شواهد موجود مسئله دیگری را بیان می کند. به طور مشخص در دهه 70 شمسی، موج مهاجرت ایرانیان به آمریکای شمالی، اروپا و استرالیا اندکی شدت گرفت که دوره دوم مد نظر ما را شکل می دهد.نگاه رژیم به جمعیت رو شن فکر و نخبه در دهه هفتاد علی‌اکبر سعیدی سیرجانی (۲۰ آذر ۱۳۱۰ سیرجان – ۴ آذر ۱۳۷۳ تهران) ادیب، پژوهشگر، نویسنده و فعال سیاسی اهل ایران و از منتقدان جمهوری اسلامی پس از انقلاب بود. او قبل از دستگیری و شکنجه شدنش در آخرین نامه تند و صریحش خطاب به رهبر ایران، سید علی خامنه‌ای، در پایان‌ِ نامه می‌نویسد: آدمیزاده‌ام، آزاده‌ام، و دلیلش همین نامه، که در حکم فرمان آتش است و نوشیدن جام شوکران.
بگذارید آیندگان بدانند که در سرزمین بلاخیز ایران هم بودند مردمی که دلیرانه از جان خود گذشتند و مردانه به استقبال مرگ رفتند.سعیدی سیرجانی در جواب این نامه نیز نامهٔ دیگری به علی خامنه‌ای رهبر ایران می‌نویسد. چندی بعد در ۲۳ اسفند ۱۳۷۲، خارج از منزلش توسط مامورین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بازداشت شد و پس از نه ماه، بدون هیچ ملاقات یا خبری از محل زندانی بودن او، در ۴ آذرماه ۱۳۷۳ و در اسارت به قتل رسید.
ماجرای اتوبوس ارمنستان -در این عملیات ناموفق در تابستان ۱۳۷۵، دستگاه اطلاعاتی ایران قصد داشت تعداد زیادی از چهره‌های فرهنگی کشور را به صورت یک جا به قتل برساند. در آذر ۱۳۷۷ پروانه و داریوش فروهر دبیران حزب ملت ایران در خانه خود به طرز فجیعی با چاقو کشته شدند و در همان اوان محمد مختاری و محمد جعفر پوینده از اعضای کانون نویسندگان ایران ربوده شدند و سپس جسد خفه شده آنها به دست آمد.در برخی از محافل از فرار مغزها در میان قشر جوان صحبت می‌شود که این امر اشتباه است و باید به جای فرار مغزها واژه «هجرت فرهنگی علمی» را به کار ببریم. هجرت برای معرفی افتخارات کشور به دنیا و کسب تجربه‌های بسیار ارزشمند است و هم اکنون زمان تشکیل نهضت انتقال فرهنگ کشور فرا رسیده‌است، چرا که این امر مهجور مانده‌است.
اگر بتوانیم فرهنگ مترقی کشور را به خوبی انتقال دهیم، نصف راه را به سلامت پیموده‌ایم.فرار مغزها به مهاجرت متخصصین و نخبگان علمی از ایران گفته می‌شود که یکی معضلات اجتماعی، اقتصادی و آموزشی این کشور است. بنابر آمار مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۸۹، ۶۰ هزار نفر از ایرانیانی که در این سال مهاجرت کرده‌اند در زمره مهاجران نخبه دسته‌بندی می‌شوند. این افراد غالباً دارای مقام‌هایی در المپیادهای علمی بوده و یا جزء نفرات برتر کنکور و یا دانشگاه‌ها می‌باشند.با وجود آنکه تلاش شده از این روند کاسته شود، اما درصد قابل توجهی از دانش‌آموختگان علمی هنوز تمایل دارند به کشورهای پیشرفته مهاجرت کنند.
صندوق بین‌المللی پول در گزارش سال ۲۰۰۹ خود اعلام کرده است ایران به لحاظ مهاجرت نخبگان، در میان ۹۱ کشور در حال توسعه یا توسعه نیافته جهان، مقام نخست را داراست. و برخی مسئولان حتی وجود فرار مغزها از ایران را منتفی می‌دانند.صندوق بین‌المللی پول، بیکاری، سطح پائین درآمد اساتید و نخبگان، نارسایی‌های مالی و اداری، کمبود امکانات تخصصی-علمی و بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی را از جمله دلایل مهاجرت ایرانیان ذکر کرده است.فرار مغزها در چند سال اخیر ۳۰۰ برابر جنگ ایران و عراق به اقتصاد ایران صدمه زده است.
ایران از نظر فرار مغزها در صدر کشورهای جهان قرار دارد، حدود ۲۵٪ از کل ایرانیان تحصیل کرده هم اکنون در کشورهای توسعه یافته زندگی می‌کنند. طبق آمار صندوق بین‌المللی پول، سالانه بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار نفر از ایرانیان تحصیل کرده برای خروج از ایران اقدام می‌کنند و ایران از نظر فرار مغزها در بین ۹۱ کشور در حال توسعه و توسعه نیافته جهان مقام اول را از آن خود کرده است. در سال ۲۰۰۶ میلادی، ۵٫۱٪ از تولید ناخالص داخلی صرف نیازهای آموزشی کشور شد که در مقایسه با دیگر کشورهای جهان در جایگاه رتبه ۶۷ قرار داشت.
بنیاد ملی نخبگان ایران اعلام کرد که ۳۰۸ نفر از دارندگان مدال المپیاد و ۳۵۰ نفر از برترین‌های آزمون سراسری از سال ۸۲ تا ۸۶ به خارج مهاجرت کرده‌اند. طبق آمار منتشره از سازمانها و نهادهای دولتی مثل هفته نامه سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، ۹۰ نفر از ۱۲۵ دانش آموزی که در سه سال گذشته در المپیادهای جهانی رتبه کسب کرده‌اند، هم اکنون در دانشگاه‌های آمریکا تحصیل می‌کنند. بسیاری از آنان هرگز به ایران جهت زندگی دائم بازنمی‌گردند.طبق آمار صندوق بین‌المللی پول هم اکنون بیش از ۲۵۰ هزار مهندس و پزشک ایرانی و بیش از ۱۷۰ هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریکا زندگی می‌کنند و طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال ۸۷ روزانه ۱۵ کارشناس ارشد، ۳/۲ دکترا و سالانه ۵۴۷۵ نفر لیسانس از کشور مهاجرت کردند.
گزارش صندوق بین‌المللی پول در ادامه افزوده است که بیش از ۱۵٪ سرمایه‌های انسانی ایران به آمریکا و ۲۵٪ به کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی اروپا مهاجرت می‌کنند.

 


گزارش جلسه ی سخنرانی دفاع از کمیته هنر و هنرمندان، 14 یولی 2017
بهروز خسروی

ماده 1 ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺑﻨﺎﯼ ﺑﺸﺮ ﺁﺯﺍﺩ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺮﻣﺖ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﺑﺮﻧﺪ . ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ ﻭ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻋﺎﺩﻻﻧﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻧﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻨﻨﺪ .
ﻣﺎﺩﻩ ۴ﻫﯿﭻ ﺍﺣﺪﯼ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺩﮔﯽ ﯾﺎ ﺑﻨﺪﮔﯽ ﻧﮕﺎﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﻮﺩ : ﺑﺮﺩﮔﯽ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺳﺘﺪ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﻭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺷﮑﻠﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺷﻮﺩ .
زنگ جلسه ی اعضای کمیته ی هنر در تاریخ 14 یولی 2017 در ساعت 19 به وقت اروپای مرکزی با حضور اعضای کمیته و جمعی از فعالان کانون در اتاق پالتاک کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، کمیته هنر با شعری از مارگوت بیگل با ترجمه ی احمد شاملو با صدای مسئول جلسه آقای بهروز خسروی به صدا درآمد.سرکار خانم درسا دره شوری، هنرمند و فعال حقوق بشر با موضوع سخنرانی خود، روز قلم، اولین سخنران این جلسه بودند که به اتفاق آن را مرور می کنیم.قلم، زبان عقل و معرفت و احساس انسان ها و بیان کننده اندیشه و شخصیت صاحب آن است . قلم ، زبان دوم انسان هاست . هویت ، چیستی و قلمرو قلم بسیار گسترده تر از آن است که در بیان بگنجد.روز چهاردهم تير ماه، به پيشنهاد انجمن قلم ايران و تصويب شوراي فرهنگ عمومي، در سال 1381 ، به عنوان ( روز قلم ) در تقويم رسمي جمهوري اسلامي ايران به ثبت رسيد. تاریخ نوشتار، حداکثر به بیست هزار سال پیش باز می گردد و با محدود ساختن به نظام های نوشتاری مدوّن، رقمی حدود شش هزار سال پیش را نشان می دهد. این ارقام و آمارها فقط تخمینی است از سوی کاوشگران علمی، در صورتی که بدون شک پیشرفتی از سوی جوامع گوناگون، بدون کمک خط و زبان امکان پذیر نبوده است. هر کس می تواند قلمی را بین انگشتانش بفشرد و فرمانش دهد که بنگارد و هر آنچه را از مخیله صاحب انگشت تراوش می کند، بنویسد. قلم، تخریب می کند. می سازد. واقعیت ها را آشکار می کند. آشکارها را نهان می کند. به واقع، قلم، معجزه ای جاودان است. امین فقیری، داستان نویس، از نویسندگی در ایران گله دارد. او می گوید: وقتی کتاب‌هایی می‌ماند و اجازه ‌ انتشار پیدا نمی‌کند، چه تعبیری از روز قلم داریم؟ به‌عنوان نویسنده، رو به هر کجا می‌کنم، بن‌بست است. چه بگویم وقتی کتاب چاپ نمی‌شود و از هر ناشری بین ۱۵ تا ۶۰ عنوان اثر، در انتظار دریافت مجوز مانده است؟ قلمی وجود ندارد که از آن تعریف و صحبت کنیم. گاهی خیلی ناامید می‌شوم؛ اما آن‌هایی که هدفی دارند، کاری به این جریانات ندارند و می‌نویسند.»ممانعت از چاپ آثاری که پیش از این تا چند چاپ منتشرشده‌اند و کسی را نیز گمراه نکرده‌اند، یا روند طولانی پاسخگویی به درخواست مجوز و بی‌توجهی به تشکل‌ها و جوایز خصوصی فعال در حوزه کتاب و ادبیات، از جمله مواردی است که در گله‌های تمام نویسندگان تکرار می‌شود.ماده ۱۸ و 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر در رابطه با آزادی اندیشه و آزادی بیان و عقیده می گوید:ماده 18: هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است وهیچ فردی حق اهانت و تعرض به فرد دیگری به لحاظ تمایز و اختلاف اندیشه ندارد.
ماده 19 : هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده‌ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه‌ای بدون ملاحظات مرزی است. ایران با دستگیری نویسندگان و خبرنگاران آشکارا این دو ماده را نقض میکند.
جایگاه مطبوعات در قانون :این مطلب در سایت ایرنا خبرگزاری جمهوری اسلامی در تاریخ 16 مرداد سال 91 منتشر شده است:اهمیت زیاد مطبوعات و رسانه های گروهی در قانون اساسی نشان می دهد که بحث آزادی مطبوعات در نظام جمهوری اسلامی ایران جایگاه مهمی دارد. مطبوعات چشم و گوش مردم محسوب شده و نقش مهمی در اطلاع رسانی صحیح و نقد عملکرد مسوولان دارد. (دراینجا گفته شده که مطبوعات حق دارند که عملکرد مسئولان رو نقد کنند اما در واقعیت کسانی که این کار رو می کنند دستگیر می شوند.) بر این اساس مطبوعات همانگونه که در قانون اساسی و قانون مطبوعات تصریح شده نقش موثری در اعتلای جامعه دارد. *تعریف مطبوعات در ماده ‌یک قانون مطبوعات در این باره چنین آمده است: مطبوعات‌ در این‌ قانون‌ عبارتند از نشریاتی‌ که‌ بطور منظم‌ با نام‌ ثابت‌ و تاریخ‌ و شماره‌ ردیف‌ در زمینه‌های‌ گوناگون‌ خبری‌، انتقادی‌، اجتماعی‌، سیاسی‌، اقتصادی‌، کشاورزی‌، فرهنگی‌، دینی‌، علمی‌، فنی‌، نظامی‌، هنری‌، ورزشی‌ و نظایر اینها منتشر می شوند. آزادی مطبوعات در اسلام :در اسلام آزادی قلم و بیان از حقوق مسلم افراد محسوب می شود و خداوند در فرآن کریم قلم را با سوگندستوده است. دقیقا منظور از آزادی قلم چیست؟ غیر از این است که واقعیت را بنویسند؟
آزادی مطبوعات در حقوق بین الملل -مجمع عمومی سازمان ملل در اولین اجلاس خود در سال 1945 چنین اعلام داشت: آزادی اطلاعات یکی از حقوق بنیادی بشر و زیر بنای همه آزادی ها یی است که ملل متحد نسبت به آن اهتمام می ورزند. همچنین در ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است: ˈهرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد؛ این حق دربرگیرندهٔ آزادی، داشتن عقیده بدون مداخله و آزادی در جست و جو، دریافت و انتقال اطلاعات و عقاید از طریق هر نوع رسانه‌ای بدون در نظر گرفتن مرزها می‌شود. آزادی بیان و عقیده همچنین در ماده 19 میثاق‌ بین‌المللی‌ حقوق‌ مدنی‌ و سیاسی‌ مورد تاکید قرار گرفت. آزادی مطبوعات در قانون اساسی با پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی آزادی مطبوعات در کنار سایر آزادی ها مورد توجه قرار گرفته و در اصول متعدد قانون اساسی تصریح شده است.در این اصول، رسالت، آزادی، حقوق و حدود مطبوعات و همچنین نحوه رسیدگی به جرایم مطبوعاتی بیان شده است. در بند 2 اصل سوم قانون اساسی ˈبالا بردن آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی ˈ در صدر وظایف دولت قرار گرفته است. آیا مردم نباید نسبت به جنایاتی که در حق آن ها انجام می شود آگاهی داشته باشند؟ حتما تعیین حدود این آگاهی هم از وظایف دولت است .
در اصل 24 قانون اساسی، آزادی مطبوعات تصریح شده است: ˈنشریات و مطبوعات در صورتی که مخل به قواعد اسلامی و نظام نباشند، آزادند ˈ.براین اساس آزادی مطبوعات طبق قانون اساسی دارای حد و مرز است و فعالیت مطبوعاتی نباید با قواعد و مبانی اسلامی منافات داشته باشد و نیز مخل مبانی نظام جمهوری اسلامی نباشد. در اصل 175 قانون اساسی نیز آمده است: ˈتأمین آزادی انتشار و بیان، بر طربق موازین اسلامی در رسانه‌های گروهی(رادیو و تلویزیون) ضرورت دارد.همچنین چگونگی رسیدگی به جرایم مطبوعاتی در اصل168 قانون اساسی بیان شده است مطابق این اصل، سه شرط ˈعلنی بودنˈ، ˈحضور هیات منصفهˈ و ˈمحاکم دادگستریˈ برای رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی الزامی است. ˈرسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیات منصفه و محاکم دادگستری صورت می گیرد. نحوه انتخاب، شرایط، اختیارات هیات منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون بر اساس موازین اسلامی معین می کند.ˈآقای محمد مختاری یکی از قربانیانیست که در گزارش نماینده ویژه سازمان ملل متحد از آنها نام برده شده است. این گزارش، قتل وی را در مجموعه‌ای از ناپدید شدنها و قتلهای دگراندیشان سیاسی قرار می‌دهد که در تابستان و پاییز سال ١٣٧٧ اتفاق افتادند.آقای محمد مختاری در احیا و سرگیری فعالیت کانون نویسندگان ایران نقش فعالی داشت. وی در دوره های مختلف، عضو کانون بود و در دوره سوم کانون، یکی از مهره های اصلی به شمار می‌رفت. بنا به گفته دوستان و نزدیکان آقای مختاری، او در به انجام رساندن اهداف کانون شور و اشتیاق فراوانی داشت و باصبر و حوصله، برنامه های کانون را دنبال میکرد و نقدهای بیغرض و روشنگانه او بسیار بااهمیت و راهگشا بوده است (عصر نو). وی در تدوین و انتشار متن اعتراض ۱۳۴ نویسنده ایرانی،‌ به سانسور و محدودیت آزادی بیان، نقش فعالی داشت. بخشی‌ از متن این نامه که در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۷۳ منتشر شد به شرح زیر است:”…ما نویسنده‌ایم، یعنی احساس و تخیل و اندیشه و تحقیق خود را به اشکال مختلف می‌نویسیم و منتشر می‌کنیم. حق طبیعی و اجتماعی و مدنی ماست که نوشته‌مان – اعم از شعر یا داستان، نمایشنامه یا فیلمنامه، تحقیق یا نقد، و نیر ترجمه آثار دیگر نویسندگان جهان – آزادانه و بی هیچ مانعی به دست مخاطبان برسد. ایجاد مانع در راه نشر این آثار، به هر بهانه‌ای، در صلاحیت هیچ کس یا هیچ نهادی نیست. اگر چه پس از نشر راه قضاوت و نقد آزادانه درباره آنها بر همگان گشوده است. هنگامی که مقابله با موانع نوشتن و اندیشیدن از توان و امکان فردی ما فراتر می‌رود، ناچاریم به صورت جمعی – صنفی با آن روبرو شویم، یعنی برای تحقق آزادی اندیشه و بیان و فکر و مبارزه با سانسور، به شکل جمعی بکوشیم، به همین دلیل معتقدیم: حضور جمعی ما، با هدف تشکل صنفی نویسندگان ایران متضمن استقلال فردی ماست… پس اگر چه توضیح واضحات است، باز می‌گوییم: ما نویسنده‌ایم. ما را نویسنده ببینید و حضور جمعی ما را حضور صنفی نویسندگان بشناسید” (سایت رسمی‌ کانون نویسندگان ایران)..قتل بعدازظهر روز پنجشنبه ١٢ آذر ١٣٧٧، آقای مختاری برای خرید از خانه بیرون رفت و هرگز به خانه بازنگشت. روز بعد، مامورین پاسگاه امین آباد، جنازه مرد ناشناسی را در بیابانهای امین آباد، در محدوده کارخانه سیمان ری، کنار جاده منتهی‌ به شهرک فیروزآباد (نزدیک تهران)، پیدا کردند که هیچ گونه مدرکی‌ برای شناسایی به جز یک قلم و کاغذ به همراه نداشت. پس از کشیدن کروکی محل، جسد را به پزشکی‌ قانونی‌ فرستادند. یک هفته پس از ناپدید شدن او، در ۱۹ آذر ۱۳۷۷ (مصادف با روز جهانی حقوق بشر) جسدش را در سردخانه پزشکی قانونی‌ به فرزندش سیاوش برای شناسایی نشان دادند. دلیل مرگ وی خفگی و تاریخ آن ۱۲ آذر ماه اعلام شد.چند روز قبل از قتل آقای مختاری، داریوش فروهر و همسرش پروانه، رهبران حزب ملت ایران، به طرزفجیعی در منزلشان به قتل رسیده بودند. پس از پیدا شدن پیکر آقای مختاری، جسد محمد جعفر پوینده، که او نیز از چهره‌های سرشناس ادبی‌ بود، در در روستایی نزدیک کرج پیدا شد. پرونده این چهار نفر “قتلهای زنجیره‌ای” نام گرفت. تحقیقات و محاکمات دولتی این پرونده چندین سال به درازا کشید و طی آن مقامات دولتی نکات ضد و نقیض مختلفی اعلام کردند که موجب سردرگمی بیشتر درباره چگونگی این قتلها و عاملان آن گردید.
قتل های زنجیره ای ایران -قتل‌های زنجیره‌ای، به قتل برخی از شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی منتقد نظام جمهوری اسلامی در دهه هفتاد شمسی در داخل و خارج از ایران گفته می‌شود که به گفتهٔ برخی منابع با صدور فتوا توسط روحانیون بلندپایه و توسط پرسنل وزارت اطلاعات در زمان وزارت علی فلاحیان (وزیر اطلاعات دوران ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی) و قربانعلی دری نجف‌آبادی (اولین وزیر اطلاعات در دولت محمد خاتمی) صورت گرفت. وزارت اطلاعات طی اطلاعیه بی‌سابقه‌ای، عوامل قتل‌ها را معدودی از همکاران کج‌اندیش و خودسر که آلت دست عوامل پنهان و مطیع بیگانگان شده‌اند نامید. محمد خاتمی رئیس جمهور وقت، تیمی خارج از وزارت اطلاعات و بدون حضور وزیر وقت را مسئول رسیدگی به پرونده کرد. این تیم پس از یک ماه تحقیق، دست‌داشتن مقامات بلند پایهٔ وزارت اطلاعات در قتل‌ها را اعلام و عوامل را دستگیر کرد. دری نجف‌آبادی وزیر وقت اطلاعات، بلافاصله توسط خاتمی برکنار و یونسی جایگزین وی شد.دادگاه قتل‌های زنجیره‌ای پس از توقیف مطبوعات در بهار ۷۹، دستگیر و زندانی کردن روزنامه‌نگاران پیگیر موضوع (اکبر گنجی و عمادالدین باقی) بدون حضور هیئت منصفه و در حالی که خانوادهٔ مقتولان در اعتراض به نحوه رسیدگی در جلسات دادگاه حضور نیافتند، با محکوم کردن عوامل وزارت اطلاعات به چند سال زندان بسته شد.گرچه در مجموع قتل‌ها در طول چندین سال اتفاق افتاده، قربانیان این قتل‌ها بیش از ۸۰ نفر از نویسندگان، مترجمان، شاعران، کنش‌گرایان سیاسی و شهروندان عادی بودند که با روش‌های گوناگونی مانند تصادف خودرو، ضربات چاقو، تیراندازی در سرقت‌های مسلحانه و تزریق پتاسیم به منظور شبیه‌سازی حمله قلبی به قتل رسیدند. در پاییز و زمستان سال ۱۳۷۷ (۱۹۹۸ میلادی) و هنگام به قتل رسیدن داریوش فروهر، پروانه اسکندری و سه نویسنده مخالف نظام، در عرض ۲ ماه به عنوان یک بحران جدی مطرح شدند.شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل و فعال حقوق بشر در مصاحبه با روزنامه زود دویچه تسایتونگ گفته است که: «من پس از انجام وظایف کاری به عنوان یک وکیل و همچنین زمانی که در عرصه حقوق بشر فعال شدم، نامم در لیست مرگ رژیم قرار گرفت». وی در پاسخ به سؤال خبرنگار روزنامه آلمانی زود دویچه تسایتونگ مبنی بر این که «موضوع لیست ترور چیست؟» گفت: «به‌طور اتفاقی، من با همکاران وکیلم در حال بررسی موضوع قتل نیروهای اپوزیسیون در ایران بودیم که ناگهان اسم خودم را در لیست ترورهای آینده مشاهده کردم. مسئولین دقت نکرده بودند که اسم من را از لیست موجود در پروند پاک کنند. لیست به امضاء وزیر اطلاعات وقت آقای قربانعلی دری نجف‌آبادی زین است. پس از انتشار لیست مذکور و آغاز اعتراضات زیاد، ایشان چاره‌ای جز استعفا نداشت».[۳۱]
دستوردهندگان احتمالی قتل‌های زنجیره‌ای-در اسناد بازجویی سعید امامی آمده است: «علی فلاحیان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولاً و در موارد حساس احکام حذف محاربان را شخصاً صادر نمی‌کرد. او این احکام را از آیت‌الله خوشوقت، آیت‌الله مصباح، آیت‌الله خزعلی، آیت‌الله جنتی و گاهی نیز از محسنی اژه‌ای دریافت می‌کرد و به دست ما می‌داد. ما فقط به آقایان اخبار و اطلاعات می‌رساندیم و بعد هم منتظر دستور می‌ماندیم».به ابتکار “کمیته نویسندگان زندانی” انجمن جهانی قلم (پن) پانزدهم نوامبر هر سال روز نویسندگان و روزنامه‌نگاران دربند نامیده شده است. تازه‌ترین فهرست پن دربرگیرنده‌ی نام صدها نویسنده‌ی تحت پیگرد و زندانی است. انجمن جهانی قلم در سال ۱۹۲۱ میلادی به وجود آمد و اکنون دربرگیرنده‌ی نمایندگان ۱۴۴ کشور است. کمیته نویسندگان زندانی این انجمن که ۱۹۶۱ تشکیل شد، بیست سال بعد از آغاز فعالیتش، پانزدهم نوامبر را روز نویسندگان در بند نامید. این نامگذاری بهانه‌ایست تا هر سال توجه افکار عمومی بیشتر به وضعیت نویسندگان و روزنامه‌نگارانی که به خاطر فعالیت‌های حرفه‌ای در زندان به سرمی‌برند جلب شود. فهرست طولانی نویسندگان در بند یکی از فعالیت‌های “انجمن قلم” تهیه‌ی فهرستی از نام و مشخصات نویسندگان زندانی در کشورهای مختلف جهان است. تازه‌ترین فهرست انجمن که تابستان امسال منتشر شد، نام کسانی را دربردارد که در نیمه‌ی نخست سال جاری میلادی بازداشت شده‌اند یا همچنان در بازداشت به سرمی‌برند. جمهوری اسلامی ایران در یک سال و نیم گذشته لقب بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران را به خود اختصاص داده است. وضعیت نگران‌کننده ایران در تازه‌ترین گزارش کمیته‌ی نویسندگان زندانی ایران یکی از کشورهایی است که وضعیت نویسندگان و روزنامه‌نگارانش در کانون توجه قرار دارد. اوضاع ایران از این جهت بسیار نگران‌کننده توصیف می‌شود که حکومت اپوزیسیون رسمی داخلی را نیز برنمی‌تابد. فشارها و بازداشت‌ها عمدتا متوجه اصلاح‌طلبان، یکی از دو جناح اصلی و رسمی در حکومت جمهوری اسلامی می‌شود که پیش از این “خودی” محسوب می‌شدند. فعالان و سران این جناح سالیان دراز در حکومت سهیم بوده‌اند و در شکل دادن به نهادهای اصلی جمهوری اسلامی نقشی تعیین‌کننده داشته‌اند. اغلب افرادی که رژیم به “براندازی نرم” و “فتنه‌گری” متهم می‌کند همچنان خود را وفادار به آرمان‌های آیت‌الله روح‌الله خمینی اعلام می‌کنند که در زمان حیاتش حذف و نابودی مخالفان ابعادی کم‌ سابقه به خود گرفت می ‌شوند. کمیته‌ی نویسندگان زندانی خواستار حمایت از روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسانی شده که برای نجات جان خود کشور را ترک کرده و اکنون در جنوب شرقی ترکیه به سر می‌برند. از شمار دقیق این افراد اطلاعات قابل اعتمادی در دست نیست، اما شواهد حکایت از حضور ده‌ها ایرانی در ترکیه و ادامه‌ی مهاجرت به این کشور دارد؛ کشور آلمان حاضر شده به ۵۰ نفر از این ایرانیان پناهندگی اعطا کند. کمیته خواستار توجه بیشتر به وضعیت وبلاگ‌نویسان و روزنامه‌نگاران ایران در ترکیه شده است.
رده‌بندی جهانی آزادی مطبوعات ۲۰۱۷: ایران رتبه ۱۶۵-گزارشگران بدون مرز (RSF)، ویرایش سال ۲۰۱۷ «رده‌بندی جهانی آزادی مطبوعات» را منتشر کرده است. این گزارش در تاریخ 6 اردیبهشت ماه 1396 در خبرگزاری رادیو زمانه منتشر شد. ایران در رتبه ۱۶۵ این جدول قرار دارد. بر اساس این گزارش، شاخص سالانه‌ که معیاری برای سنجش شدت نقض آزادی اطلاع‌رسانی در جهان است، امسال به ۳۸۷۲ رسیده است و از سال ۲۰۰۷ به این سو هیچ‌گاه تا این حد یعنی ۱۴ درصد افزایش نداشته است.
ایران در رتبه ۱۶۵-بنا بر این گزارش، جمهوری اسلامی ایران ده‌ها روزنامه‌نگار و وب‌نگار را با اتهام‌هایی چون «اقدام علیه امنیت ملی» یا «فساد اخلاقی»، بازداشت و زندانی می‌کند. با این حال این کشور ۴ رتبه نسبت به سال قبل فراتر رفته که گزارشگران بدون مرز علت آن را بدتر شدن وضعیت دیگر کشورها دانسته است. سال پیش، ایران در رده ۱۶۹ جدول قرار داشت. بر اساس تخقیقات گزارشگران بدون مرز، ایران در سال گذشته نیز همچنان یکی از ۵ زندان بزرگ جهان برای فعالان رسانه‌ای بود. به دلیل شرایط بسیار ناگوار زندان‌ها و محروم بودن زندانیان از حق درمان، بسیاری از زندانیان عقیدتی و از این میان روزنامه‌نگاران برای ابتدایی‌ترین خواست‌های خود مجبور می‌شوند که دست به اعتصاب غذا بزنند. در سال گذشته دست‌کم ۱۰ روزنامه‌نگار با اعتصاب جان خود را به خطر انداختند. احضار و بازداشت‌ها روزنامه‌نگاران و صدور احکام سنگین در سال گذشته ادامه داشته و مجازات‌های غیر انسانی مانند شلاق زدن همچنان اجرا می‌شود و در سال میلادی ۲۰۱۶ ایران دست کم چهار روزنامه‌نگار را به تحمل شلاق محکوم کرد.علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران در فهرست دشمنان آزادی رسانه‌ها قرار دارد.قلم های ایران نفرین شده اند هرکس در ایران دست به قلم می شود سر از زندان در می آورد.
عنوان سخنرانی هنرمند و فعال حقوق بشر، خانم مرضیه بردبار در خصوص زاد روز نیمای غزل خانم سیمین بهبهانی بوده که به شرح ذیل می باشد .سیمین خلیلی معروف به سیمین بهبهانی شاعر سرشناس در 28 تیر 1306 در تهران به دنیا آمد او فرزند عباس خلیلی شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام و نبیره حاج ملاعلی خلیلی تهرانی ست.پدرش به دو زبان فارسی و عربی شعر می گفت و 1100 بیت از ابیات شاهنامه را به عربی ترجمه کرده بود و رمان نویس هم بود.مادر او فخرعظمی ارغون ،دختر مرتضی قلی ارغون از بطن قمر خانم عظمت السلطنه (فرزند میرزا محمد خان امیرتومان و نبیره امیر هدایت الله خان فومنی) بود. فخر عظمی ارغون فارسی و عربی و فقه و اصول را در مکتبخانه خصوصی خواند و با متون نظم ونثر آشنایی کامل داشت و زبان فرانسه را نیز زیر نظر یک مربی سوییسی آموخت. زنی که از شاعران موفق زمان خود بود، در انجمن نسوان وطن خواه عضویت داشت و مدتی هم سردبیر روزنامه آینده ایران بود. به عضویت کانون بانوان و حزب دموکرات هم درآمد و به عنوان معلم زبان فرانسه در وزارت فرهنگ آن زمان (آموزش و پرورش) خدمت می کرد.پدر و مادر سیمین که در سال 1303 ازدواج کرده بودند، در سال 1310 از هم جدا شدند و مادرش با عادل خلعتبری (مدیر روزنامه آینده ایران) ازدواج کرد و صاحب سه فرزند دیگر شد.سیمین هم خود ابتدا با حسن بهبهانی ازدواج کرد و با نام فامیلی همسر خود نام بردار شد و هر چند بعدتر با منوچهر کوشیار ازدواج کرد اما شهرت هنری خود را بر اساس نام خانوادگی همسر اول حفظ کرد. بهبهانی همچنین سال ها دبیر آموزش و پرورش بوده و شاگردان او خاطرات نیکی از او دارند.او که سه فرزند (علی، حسین و امید) را در دامان خود پروراند، نگاه مادرانه به دیگران را در اشعار خود نیز بازمی تاباند. وی جوایز متعدد ادبی و حقوق بشری نیز دریافت کرده است.سیمین بهبهانی به بانوی غزل شهرت دارد و برخی از اشعار او به اندازه آثار کلاسیک شعر فارسی مشهور و محبوب اند و به خاطر تسلطی که بر اوزان شعر فارسی داشت و وزن های جدیدی که خود ایجاد کرده بود مورد استقبال سازندگان آثار موسیقایی قرار گرفت. تازه ترین مورد، سروده «چرا رفتی» با صدای همایون شجریان است.
مهم ترین تخصص شاعرانه سیمین بهبهانی که موجب حیرت و تحسین می شد کشف، به کارگیری یا ابداع اوزان تازه و نیز سرودن اشعار در مصراع های طولانی بود در حالی که وزن را با دقت رعایت کرده بود و با مهارتی خیره کننده قالب های کهن را در شکل تازه و با مضامین مدرن عرضه می کرد و چندان در این کار و خلاقیت های نوآورانه در عرصه غزل چیره دست بود که «نیمای غزل» لقب گرفت.این بیدار زن شجاع در طی زندگی پر بارش در برابر استبداد و سیاهی ایستاده و براترین و صریح ترین و امید بخش ترین آثار از خود بر جا گذاشت.او می گوید: آدمی هستم که حرفی را که به نظرم حق می آید مطرح می کنم و هیچ پروایی از جمهوری اسلامی ندارم. حالا اگر می خواهند زبان مرا ببرند بیایند ببرند. اگر می خواهند چشمم را کور کنند بکنند.
سیمین سمبل اعتراض و عشق است. او با جرات نیازها و خواهش های زنانگی و انسانی را در شعرش به تصویر می کشد. او در خزان 1367 ، آتش در زندان را سرود.
«آتش به زندان افتاد                      ای داد از آن شب، ای داد!
ابلیس می‌زد فریاد:                       “های‌ ای نرون روحت شاد!”
صد نارون قیراندود،                        از دود پیچان می‌شد،
صد بیدبن خونالود                         ز شعله رقصان می‌زاد
دیوانه آتش افروخت                      وان خیل زندانی سوخت
خاکستر از آنان کو؟                      تا سوی ما آرد باد
سنگی نه و گوری نه                      اوراق مسطوری نه
نام و نشان از آنان                      دیگر که دارد در یاد؟
نه نه که آنان پاکند                      روشنگر افلاکند
هر اختری از آنان                      هرشب خبر خواهد داد
سخت است سخت                       اما من دانم که فردا دشمن
پا تا به‌سر خواهد سوخت                      در آتش این بیداد
ای مادران! دستادست                      شورنده صف باید بست
تا دل بترکد از دیو                      فریاد! با هم فریاد!»
در 1389 پنج زندانی سیاسی ، فرزاد کمانگر، علی حیدریان، شیرین علم هولی، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان به جرم آزادی خواهی اعدام شدند و آتشی دیگر در جان سیمین افتاد.
سیمین تنها با قلمش به جنگ استبداد و ارتجاع نرفت، بلکه در عمل نیز شخصا” از حرکتهای مردمی و بخصوص در همایش های مادران زندانیان سیاسی اعدام شده حضور داشت و به همین دلیل حتی در 82 سالگی هم رژیم جمهوری اسلامی او را خطرناک قلمداد می کرد.
دوباره می‌سازمت وطن!
اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو می زنم،
اگر چه با استخوان خویش
دوباره می بویم از تو گُل،
به میل نسل جوان تو
دوباره می شویم از تو خون،
به سیل اشک روان خویش
این بانوی غزل در 15 مرداد به کما رفت و در شنبه 28 مرداد 1393 به علت ایست قلبی و تنفسی در گذشت. روحش شاد و یادش گرامی باد.در ادامه جلسه اجرای کلیپ آگاهی از حقوق انسانی شرح ماده 27 اعلامیه جهانی حقوق بشر میان برنامه ای بود که فایل صوتی کلیپ در سایت کانون، بخش صدا و تصویر موجود می باشد.
به مناسبت جشن تیرگان و آرش کماندار کیست، آقای علی شعبانزاده، سخنرانی خود را آغاز کردند:
آخرین فرمان:باید اکنون پهلوانی از شما تیری کند پرتاب
گر به نزدیکی فرود آید،مرزهاتان تنگ!
خانه هاتان کور! ور بپرّد دور…
آه… کو بازوی پولادین و کو سر پنجه ایمان!
شکست چه واژه تلخی بود. آنقدر تلخ که زبانها لحظه ای آنرا نگه نمی داشتند. هر کسی بر زبانش می آورد، دلش پر درد می شد. منوچهر شاه به چهره پهلوانان لشگرش نگاه کرد. سر ها به زیر بود. منوچهر آه کشید. گناه او نیز کمتر از سردمداران لشگرش نبود. به قول قرارش با افراسیاب فکر کرد. کیست آنکه از قله دماوند بالا رود و قدرت کمانش آنگونه باشد که مرز ایران و توران را تا آنجا که ممکن است عقب براند. هیچکس؟ چرا! کسی هست. نه قهرمان پولادین بازو و نه سردمدار دلیر لشگر. کسی که عشق به ایران وادارش می کند تا داوطلب پرتاب تیر شود. اینک آرش کمانگیر، تیر و کمان به دست، وارد خیمه منوچهر، شاه ایران می شود. تعظیم می کند. منوچهر از قدرت بازوی او در شک است. علت شکست او از افراسیاب همین بود. شاه ایران فقط به قدرت بازو می اندیشید. حال، آرش قدرت ایمان را برایش معنا می کرد. آرش کمانگیر قدمی به جلو آمد. به ناگاه جامه اش را از تن درید و برهنه شد. ندا داد: تن پاک مرا بنگرید که بی عیب و آهو است. اینک من، آرش کمانگیر، رهسپار البرز کوه می شوم تا بر بلند ترین قله اش با کمانم یکی شوم، پرواز کنم، زندگی دوباره به ایرانشهر ببخشم. کمان به دست گرفت و از خیمه بیرون رفت.
صبحگاهان، مردم کوچه و بازار در میان خنده و قهقهه لشگر تورانیان مردی را دیدند که جامه خشن به تن کرده و تیر و کمان بدست راهی البرز کوه است. همهمه در میان مردم پیچید… کما نداری که قرار است با پرتاب تیرش حدود مرز ایران و توران را مشخص کند اینست؟… او که چندان قوی و پر زور نیست… من که خیلی ها را قدرتمند تر از او سراغ دارم…آرش می شنید و پیش می رفت. در میان همهمه و هیاهوی بعضی مردم کوته بین، دعا های خیری هم بدرقه راه آرش بود. از همه سو برای او آرزوی توفیق می شد. آرش برای آخرین بار چهره ایران زمین را می دید. زیر لب گفت: بدرود! … به کوهپایه رسید. به ستیغ کوه نگاه کرد. صبح آن روز ابتدایی تابستان، گل های وحشی و رنگارنگ البرز کوه، خوش آمد گوی قدم های استوار آرش بودند. برف بر قله کوه نشسته بود. خورشید هنوز جرات بیرون آمدن از پشت کوه را نیافته بود. آرش بالا رفت. هر چه بالا تر می رفت سکوت طبیعت فراگیر تر می شد. آرش شروع به نیایش کرد. سکوت محض بود و هر از چندی سو سوی بادی. آرش بر لبش سرود جاری کرد:
برآ ای آفتاب، ای توشه امید!
برآ ای خوشه خورشید!
چو پا در کام ِ مرگی تند خو دارم،
چو دل در جنگ با اهریمنی پرخاش جو دارم،
به موج روشنایی شستشو خواهم،
ز گل برگِ تو، ای زرینه گل، من رنگ و بو خواهم…
لبه طلایی خورشید از پشت کوه نمایان شد. آرش در بالا دست، جویباری دید. در آن کوه پر ابهت همه چیز مقدس بود. آرش به کنار جویبار رفت. جرعه ای نوشید. قوت گرفت. خورشید بیرون تر آمد. بر بدن آرش تابید. آرش نیرو می گرفت. پاک و بی آلایش می شد. پهلوان دوباره راه افتاد. از پیچ و خم های سراشیب کوه همچون برق و باد گذشت. زمین های سنگلاخی ِ خیس شده از مه صبحگاهی را به طرفة العین طی کرد. خورشید با تمام توان بر بدن آرش می تابید. تابش مهر معطوف آرش بود. آرش نیرو می گرفت. از بالا رفتن باز ایستاد. اینک بر قله سپید دماوند ایستاده بود. کمان را بیرون آورد. تیر را به دست گرفت. پر سیمرغ را که بر انتهای تیر چسبیده بود بر گونه مالید. بر روی یک پا زانو زد. تیر را به چله کمان گذاشت. کشیدش با تمام قدرت. آسمان در مقابلش نیست می شد. زمین توان نگه داشتنش را نداشت. آرش یکپارچه زورِ بازوی ایمان بود. با تیر یکی می شد. باد وزیدن گرفت. در نهایت قدرت، آرش کمان را رها کرد… نیست شد… از میان رفت… با تیرش یکی شد و پرواز کرد…شب فرا رسید…
شام گاهان،راه جویانی که می جستند آرش را به روی ِ قله ها، پی گیر،
باز گردیدند،بی نشان از پیکر آرش،
با کمان و ترکشی بی تیر.آری آری، جان ِ خود در تیر کرد آرش.
کار ِ صدها صد هزاران تیغه شمشیر کرد آرش…تیر ِ آرش را سوارانی که می راندند بر جیحون،
به دیگر نیم روز از پیِ آن روز،نشسته بر تناور ساق گردویی فرو دیدند،
و آنجا را از آن پس،مرز ایران شهر و توران شهر نامیدند.
مردم به شور و شادی برخواستند. آنروز سیزدهم تیر ماه بود. جشن تیرگان بر پا شد. در میان جشن و سرور و آب پاشان، یاد آرش هیچ گاه از اذهان بیرون نرفت.آرَشِ کَمانگیر نام یکی از اسطوره‌های کهن ایرانی و همچنین نام شخصیت اصلی این اسطوره است.اسطوره آرش کمانگیر از داستان‌هایی است که در اوستا آمده و در شاهنامه از آرش در سه جا با افتخار نام برده شده ولی داستان آرش در شاهنامه نیامده است. در کتاب‌های پهلوی و نیز در کتاب‌های تاریخ دوران اسلامی به آن اشاراتی شده‌است. ابوریحان بیرونی، در کتاب خود به نام «آثارالباقیه» به هنگام توصیف «جشن تیرگان»، داستان آرش را بازگو می‌کند و ریشه این جشن را از روز حماسه آفرینی آرش می‌داند. در اوستا آرش را اِرِخشه خوانده‌اند و معنایش را نیز کسانی معناهایی کرده‌اند: از آن دسته «تابان و درخشنده»، «دارنده ساعد نیرومند» و «خداوند تیر شتابان». در اوستا بهترين تيرانداز ارخش ناميده شده است که گمان بر اين است که همان آرش باشد. بعضی معنی آرش را درخشان دانسته‌ اند. و برخی معتقدند که منظور از آرش، حاکم پارتی گرگان بوده که به زور تير و کمان دشمن را (به احتمال زياد سکاها را) از مرز ايران دور کرده است.داستان آرش در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسياب سپاهيان ايران را در مازندران محاصره مي کند. سرانجام منوچهر پيشنهاد صلح می‌ دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می ‌پذیرند و قرار بر اين می ‌گذارند که کماندار ی ایرانی برفراز البرز کوه تیری بی اندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش از پهلوانان ايران داوطلب این کار می‌ شود. به فراز دماوند می ‌رود و تیر را پرتاب می‌ کند. تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جيحون یا آمودریا بر درخت گردويی فرود مي آيد. و آنجا مرز ایران و توران می‌ شود. پس از اين تيراندازی آرش از خستگی می ‌ميرد. آرش هستی ‌اش را بر پای تیر می ‌ریزد؛ پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش می ‌شود و جانش در تیر دمیده می ‌شود. مطابق با برخی روايت ها اسفندارمذ تير و کمانی را به آرش داده بود و گفته بود که اين تير خيلی دور می رود ولی هر کسی که از آن استفاده کند، خواهد مرد. با اين وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تير و کمان استفاده کند. بسیاری آرش را از نمونه‌ های بی‌ همتا در اسطوره‌ های‌ جهان دانسته‌ اند؛ وی نماد جان فشانی در راه میهن است. جلسه ی کمیته ی هنر در ساعت 21 به وقت اروپای مرکزی بعد از هماهنگی برای برگزاری جلسه بعد با حضور فعالان حقوق بشر، به پایان رسید.

 


گزارش نشست ماهانه نمایندگی نیدرزاگسن ، 1 یولی 2017
علی اسدپور

نشست ماهانه نمایندگی نیدرزاگسن در روز شنبه 1 یولی 2017 ساعت 12:30 به وقت اروپای مرکزی ، با حضور جمعی از فعالان حقوق بشر،با مسئولیت خانم دیانا بیگلری ومنشی گری علی اسدپور در دفتر مرکزی کانون در شهر هانوفر برگزار گردید. حاضرین درجلسه : مهدی عطری ،رحیله جهاندیده ، علی اسدپور، آریندخت اسدپور ، بیتا اسدپور، مازیار ملائی برزی ، عرفان کاظم ،احسان سرگزی و دیانا بیگلری. حاضرین در اتاق پالتاک : محمد حسین ملائی برزی ،جمشید غلامی سیاوزان.در ابتدا مسئول جلسه ضمن عرض ادب وخوش آمدگویی خدمت حضار از آقای احسان سرگزی برای تحلیل اخبار ماه گذشته ایران ومطابقت آن با اعلامیه جهانی حقوق بشر دعوت نمودند . متن خبر های ایشان به شرح ذیل می باشد.

۱- حمله به مجلس شورای اسلامی و آرامگاه آیت‌الله خمینی؛ ۱۲ تن کشته و ۳۹ تن زخمی
۱۷ خرداد رسانه‌های داخلی ایران از دو حمله مسلحانه در صبح روز جاری و به طور همزمان به مجلس شورای اسلامی و مزار آیت الله خمینی خبر می‌دهند. گروه دولت اسلامی داعش مسئولیت این حملات را به عهده گرفته است.صبح چهارشنبه به وقت ایران، افراد مسلح به طور همزمان به مجلس شورای اسلامی و آرامگاه آیت‌الله خمینی، رهبر سابق جمهوری اسلامی حمله کردند. مقام‌های ایران درباره هویت مهاجمان سکوت کرده‌اند اما پایگاه خبری وابسته به داعش٬ عنوان کرده که این حملات از سوی گروه موسوم به حکومت اسلامی٬ داعش صورت گرفته است. در شبکه‌های اجتماعی نیز فیلمی از یکی از مهاجمان منتشر شده که به زبان عربی صحبت می‌کند. به گزارش رسانه های ایران، روز چهارشنبه ۱۷ خرداد، چهار نفر با ورود به آرامگاه ایت الله خمینی، شروع به تیر اندازی و دو نفر را زخمی کردند، پس از درگیری با نیروهای امنیتی یکی از مهاجمان دست به حمله انتحاری زده است و یک مهاجم هم زخمی و دستگیر شده است. همزمان با این رویداد، در تهران نیز چند مهاجم با ورود به ساختمان مجلس شورای اسلامی اقدام به تیراندازی و گروگانگیری کردند. این حمله نیز پس از حدود پنج ساعت با کشته شدن مهاجمان به پایان رسید. بنا به اعلام سرپرست اورژانس کشور در این حملات ۱۲ نفر کشته و ۴۳ نفر زخمی شدند.
۲- دیاکو هاشمی ۲۴ ساله ، پس از بازگشت از اروپا از سوی نیروهای اداره اطلاعات کرج بازداشت شده و بر اثر شکنجه در اداره اطلاعات فوت کرده است
۳-فرزاد صفایی دانشجوی ورودی ۱۳۹۲ در مقطع کارشناسی پیوسته در رشته متالوژی صنعتی پس از گذراندن هشت ترم در اواخر اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ پس از احضار از سوی حراست دانشگاه و مسدود شدن کاربری دانشجویی در وبسایت دانشگاه از ادامه تحصیل منع شد.
4- تا کنون قریب به ۹۰ پرونده برای افراد روزه خوار تشکیل گردیده که از این تعداد ۲۰ پرونده در روز دستگیری با صدور کیفرخواست به شعبه ویژه ای که به همین منظور در دادسرا مستقر است ارسال و در همان روز بصورت ویژه به پرونده اتهامی آنان رسیدگی و مرتکبین به شلاق و جزای نقدی محکوم و حکم صادره نیز به مرحله اجرا در آمده است .
۵-عسل اسماعيل زاده فعال رسانه اي بازداشت و به زندان اوين منتقل شد . سعيد سيف،خبرنگار پايگاه خبرى ديده‌بان ايران مى‌گويد همسرش “عسل اسماعيل‌زاده” را بدون سند و مدرك بازداشت كرده اند تا سيف عليه دولت روحانى اعتراف كند و بنويسد. نقض مواد ۹ و ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر
۶-حکم ۶ سال حبس تعزیری برای ناصر خلوصی فعال مدنی آذربایجان
۷- رامین حسین‌پناهی بر اثر شکنجه در بازداشتگاه اطلاعات سپاه به کما رفته است
۸- علیرغم گذشت سه ماه بازداشت؛ هنگامه شهیدی تاکنون تفهیم اتهام نشده است
۹- بازداشت ۳۳ تن از هموطنان عرب اهوازی همزمان با مراسم عیدفطر. نقض مواد ۱۸ و ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر
۱۰- بازداشت و ضرب و شتم نوجوان زابلی به اتهام «حمل مشروبات الکلی»
مأموران کلانتری در هنگام بازداشت این نوجوان، او را با خشونت به صندوق عقب اتومبیل انداخته و به کلانتری منتقل نموده‌اند.در کلانتری علاوه بر این‌که این نوجوان را با باتوم به شدت مورد ضرب‌وجرح قرار داده‌اند، چشمانش را نیز بسته و ۲۴ ساعت بدون آب و غذا در بازداشتگاه کلانتری حبس نموده‌اند. نورعلی اچکهزی روز چهارشنبه ۷ تیرماه با بدنی زخمی و مجروح به کانون اصلاح و تربیت زابل منتقل شد. وی هم اکنون از هرگونه رسیدگی پزشکی برای مداوا و ترمیم صدمات ناشی از شکنجه محروم است.

در ادامه آقای عرفان کاظم به دعوت از مسئول جلسه برای سخنرانی با موضوع تاریخچه برده داری به جایگاه آمدند . متن سخنرانی ایشان بدین شرح می باشد:تاریخ بردهداری به تاریخِ تجارت برده از دورانِ باستان تا به امروز میپردازد. برده داری یک سیستمِ قانونی و به رسمیت شناخته بود که در آن انسانها بشکلِ قانونی، ملک یا دارایی در نظر گرفته میشدند.میشد برده را خریداری کرده و یا فروخت و مجبور به کار برای مالکِ برده، بدونِ هر گونه حقِ انتخاب (به اجبار) و یا دستمزد کرد. مدارک و شواهدِ برده داریِ کهن به پس از توسعه کشاورزی و در جریان انقلاب نوسنگی در حدودِ ۱۱۰۰۰ سال پیش میرسد. نخستین سند در موردِ برده داری را میتوان به قانون حمورابی (۱۷۶۰ پیش از میلاد) منسوب کرد که در آن به گشایشِ یک موسسه در این باره اشاره میشود.۲۱۰ سال از روزی که آخرین برده دنیا آزاد شد و کشورهای جهان پیمان لغو برده داری را امضا کردند میگذرد. پیمانی که بر اساس آن کشورهای جهان متعهد شدند آزادی همگانی را به رسمیت بشناسند و نظام برده داری را بعد از قرنها سرنگون کنند.
تاریخچه برده داری در ایران= – مورخان ریشهی بردهداری در ایران را در دورهی هخامنشیان و ساسانیان شناسایی کردهاند، اما رواج شکل رسمی بردهداری به صورت سنتی، همزمان با حملهی مغولان به ایران بوده است.
در دورههای ایلخانیان) ۶۵۴ـ۷۵۰ و تیموریان / گورکانیان) 771ـ916 (
صفویه). ۹۰۵ـ ۱۱۴۸( و زندیه) ۱۱۶۳ـ ۱۲۰. (
مردان برده را «غلام» و «زرخرید»، بردگان سیاه را معمولاً «کاکاسیاه» و زنان را «کنیز» یا «کنیزک» میخواندند. گذشته از خشونت و خرید، «هدیه»، راه دیگر تهیهی برده بود. شاه هم برده میخرید، هم، مثلاً به مناسبت عید نوروز، به او هدیه میدادند. ارامنه که مقرر بود جزو خراج خود، دختران و پسرانی نیز به پادشاه ایران بدهند، در ۱۱۹۴ از این کار خودداری کردند (پری، ص ۲۱۳). شاه نیز به دیگران برده هدیه میداد. به نوشتة جهانگردی ایتالیایی، هنگام سفر سفیران گرجستان به دربار شاه اسماعیل اول صفوی، «کنیزی» به ایشان هدیه داده شد.دورهی قاجار در تاریخ ایران، مقطعی دیگر از بردهداری ایرانی است. تا زمان ناصرالدین شاه و حتی تا آغاز مشروطیت، بردهداری در خانوادههای اعیانی تهران کمابیش رواج داشتهاست. به نقل از دائرةالمعارف اسلامی، این بردگان سیاه، معمولاً از دو طریق به ایران میآمدهاند. یا حجاج ایرانی در موسم حج آنان را از مکه خریداری نموده و از طریق شامات و عراق به ایران میآوردند و یا برده فروشان آنها را از راه خلیج فارس به سواحل جنوبی کشور انتقال میدادهاند. ورود بردگان به ایران در دوران صدارت امیرکبیر، سالانه بین دو تا سه هزار نفر گزارش شدهاست. این بردگان به سه گروه بمبئی، نوبهای و حبشی تقسیم میشدهاند. علاوه بر بردگان وارداتی، بردههای داخلی نیز وجود داشتهاند که معمولاً از خانوادههای بلوچ خریده و یا دزدیده میشدهاند. به بردگان مذکر کاکا و به بردگان مونث دده یا کنیز گفته میشدهاست. برای بردگان مذکر نامهایی همچون «مبارک» و «فیروز» و یا طبق مثل مشهور «کافور» انتخاب میشدهاست. برای کنیزها، نامهای «غنچهدهان»، «زعفران» و یا صنوبر، نامهای معمول بودهاست. با پیر شدن کنیز، به او «دده» اطلاق میشدهاست. به فرزند کنیز از ارباب، «دده والده» گفته میشدهاست. در زمان محمدشاه قاجار اولین قانون بر ضد بردهداری در ایران بوجود آمد. ولی تا پایان دوران قاجار امکان عملی اجرای آن به مفهوم واقعی وجود نداشت. منابع تهیه برده در ایران دورة قاجار-بردگان را یا میخریدند یا در جنگ اسیر میکردند و سپس به بردگی در میآوردند. والدین فقیر نیز با فروش فرزندان خود به این کار کمک میکردند؛

چنین معاملاتی در ارمنستان، جنوب ایران و کردستان صورت میگرفت. جنگهایی مانند جنگ ایران و روس، حملات عشایری (چَپو)، یورشهای خاص برای گرفتن برده و نیز لشکرکشیهای تنبیهی، بویژه بر ضد ترکمنها، منبع اصلی تهیة برده سفیدپوست بخصوص در شمال ایران بود. در درجة اول بردگان ارمنی، گرجی و چرکسی را میگرفتند. «ترکمنها و بازرگانان خیوهای، کنیزان را به نام «کَلموک» (مغول) جا میزدند، ولی عموماً اهل قزاقستان اند و ایرانیان آنها را میخریدهاند.». در درجة دوم، هدف عمده ایرانیان مسلمانی بودند که بویژه در حملههای ترکمنها گرفتار شده بودند. ترکمنها شیعیان ایرانی را اسیر میکردند و ایشان را، اگر خود به آنها نیاز نداشتند، به بازرگانان خیوهای میفروختند. البته از اسیر کردن هم مذهبان سنی خویش نیز ابایی نداشتند. آبوت، کنسول انگلیس، گزارش دادهاست که گوکلانها به یُموتها حمله میبردند و هر که را اسیر میکردند، معمولاً به ایرانیان میفروختند.در جنوب ایران، بردگان عمدتاً سیاهپوست بودند، و آنها را یا برده فروشان ایرانی و عرب از طریق خلیج فارس وارد میکردند یا زایران از راه زمینی از مکه و کربلا میآوردند (تعدادی از بردگان نیز از دمشق میآمدند). ایرانیان به این بردهها، به سبب محلی که از آن آورده شده بودند، «حاجی» میگفتند. در جنوب شرقی ایران، بردگان عمدتاً کسانی بودند که با والدینشان، به سبب فقر، آنان را میفروختند، یا برده فروشان در حملات خود اسیرشان میکردند. همة اینان در عربستان و افغانستان فروخته میشدند. در حدود ۱۳۱۸، برخی از خوانین مکران برای برده گیری دست به حملاتی میزدند. بردگان مسلمان بیشتر در عربستان فروخته میشدند؛ سالانه ۴۵۰ برده از بندر جاسک به آنجا فرستاده میشد. صادرات برده از مکران، ظاهراً در حدود ۱۳۲۳، یک بار دیگر متوقف شدهاست. در نیمة اول سدة چهاردهم، برخی از والدین در کرمان و حوالی بندرعباس نیز به سبب فقر ناچار به فروش فرزندان خود شدهاند.
الغای بردهداری در ایران-از میان برداشتن تجارت برده حدود یک قرن به طول انجامید. مرحلة اول فتح قفقاز توسط روسها، بلافاصله بر تجارت برده تأثیر گذاشت. روسیه فروش مردان و زنان قفقازی (ارمنی، گرجی و چرکسی) را به ایران ممنوع کرد، اما این تجارت در قسمت ایرانی قفقاز ادامه یافت. پسران و دختران را از قلمرو روسیه مخفیانه به ایران میآوردند. با وجود این، اثر تحریم فروش برده محسوس بود، چون دروویل اظهار میدارد که تعداد موارد برده گیری نسبت به گذشته کمتر شده بود. اما همو میگوید که میزان فروش تقریباً با گذشته یکسان بود. بر اثر امضای قرارداد ترکمن چای در ۱۲۴۳ بین ایران و روسیه، که به موجب آن قفقاز به زیر سلطة روسیه در آمد، بردة قفقازی بسیار نادر شد. از این گذشته، بسیاری از بردگانی که در جریان لشکرکشی ۱۲۱۰ آقامحمدخان به قفقاز و نیز سربازانی که در جنگهای ایران و روسیه گرفتار شده بودند به روسیه برگردانده شدند. این کار بر اساس مادة سیزدهم قرارداد صورت میگرفت که طرفین را به مبادلة اسرا مکلف میساخت. مادة مشابهی نیز برای بازگشت اسرای جنگی در معاهدة صلح ایران و عثمانی (مورخ ۱۱۶۰) گنجانده شده بود. پس از ۱۲۱۰، هنوز هم از قلمرو روسیه بردههایی به طور قاچاق به ایران آورده میشد، ولی سفارت روسیه خواستار بازگشت فوری آنها میشد. گسترش دامنة نفوذ روسیه در سواحل شرقی دریای خزر، نیز بر تحدید برده داری اثر مثبت داشت. پایگاه دریایی روسیه در جزیرة آشوراده، امکان متوقف ساختن کشتیها و پشتیبانی نظامی از عملیات را به آنها داد. فتوحات روسها در آسیای مرکزی، بویژه فتح خانات آنجا، برده گیری را در مرزهای شمالی ایران متوقف ساخت. آدم ربایی در ایران، که ترکمنها و بلوچها، به سبب نبودن قدرت دولت مرکزی انجام میدادند، ادامه یافت. در آذربایجان غربی نیز وضعی مشابه وجود داشت و عشایر کرد آزادانه به قتل و غارت و اسیر کردن مردم میپرداختند، تا اینکه رضاخان به استقرار نظم پرداخت. وضع در جنوب ایران نیز به همین منوال بود. انگلیسیان برای متوقف ساختن تجارت برده در ایران، از طریق پیمانهای خود با سلطان مسقط و دیگر حکام خلیج فارس، تلاش میکردند. در ۱۲۶۵، ناصرالدین شاه حمل بردگان سیاهپوست را از طریق دریا به ایران ممنوع کرد. در ۱۲۶۸، ایران و انگلیس پیمانی امضا کردند که به موجب آن کشتیهای انگلیسی مجاز بودند کشتیهای ایرانی را برای یافتن برده بازرسی کنند. به موجب مادة سیزدهم پیمان صلح مورخ ۱۲۷۴ میان انگلیس و ایران، حق بازرسی کشتیها تا ۱۲۹۰ تمدید شد. اما این پیمانها بر میزان تجارت برده تأثیر عمدهای نداشت و این تجارت تنها بر اثر بازرسی دریاییِ شدیدتر پس از ۱۲۸۷ تا حدی کاهش یافت. به موجب پیمان جدیدی که در ۱۳۰۰ به امضا رسید، اختیارات انگلستان گسترش یافت: بردگانی که در کشتیهای ایرانی یافت میشدند آزاد میشدند و دادگاه مسئول رسیدگی به جرم صاحب کشتی ایرانی نیز باید در حضور نمایندة کنسولی انگلیس تشکیل میشد. ایران همچنین در کنفرانس بروکسل در مورد الغای بردگی شرکت کرد. در نتیجه، در ۱۳۰۸، ایران تجارت و واردات برده را، چه از طریق آبی چه از طریق خاکی، ممنوع کرد. در ۱۳۲۸، تجارت برده قانوناً متوقف شده بود؛ اما هنوز برای مدتی برده داری وجود داشت که آن هم در پایان دورة قاجار بکلی از میان رفت. ایران با پیوستن به کنوانسیون ۱۳۰۵ش /۱۹۲۶ ژنو و نیز اعلامیة جهانی حقوق بشر (۱۳۲۷ ش /۱۹۴۸)، رسماً خود را متعهد به الغای برده داری کرد .قانون منع خرید و فروش برده در خاک ایران و آزادی برده در موقع ورود به مملکت در روز ۱۸ بهمن ۱۳۰۷ لایحه دو فوریتی زیر در مجلس شورای ملی به تصویب رسید:
ماده واحده – در مملکت ایران هیچ کس به عنوان برده شناخته نشده و هر برده به مجرد ورود به خاک یا آبهای ساحلی ایران آزاد خواهد بود هر کسانسانی را به نام برده خرید و فروش کرده یا رفتار مالکانه دیگری نسبت به انسانی بنماید یا واسطه معامله و حمل و نقل برده بشود محکوم به یک تا سهسال حبس تأدیبی خواهد گردید.
تبصره – هر یک از مأمورین دولتی مکلف است به محض اطلاع یا مراجعه کسی که مورد معامله یا رفتار بردگی شده است فوراً وسائل استخلاص او را فراهم آورده برای تعقیب مجرم به نزدیکترین پارکه بدایت اطلاع دهد.
۱۰ تا از برده های مشهور دنیا= 10. مارگارت گارنر قبل از جنگهای داخلی امریکا برده بود. او در ژانویه سال 1856 از دست اربابش فرار کرد و به امید پیدا کردن یک پناهگاه به سین سیناتی رفت. اما اربابانش او را دستگیر کردند و مارگارت، تصمیم گرفت دختر 2ساله اش را با چاقوی قصابی به قتل برساند تا سرنوشتی مشابه خودش پیدا نکند.کاری که مارگارت را در جامعه آن روزهای امریکا بدنام کرد و او اگرچه به خاطر این قتل مجازات نشد اما همراه با دختر 9ماهه اش مجبور به بازگشت به کنتاکی شد. در راه اما قایقی که مارگارت سوار آن بود در آب فرو رفت و نوزاد مارگارت غرق شد.مارگارت که حالا خوشحال بود کودک 9ماهه اش را از دست داده، خودش را غرق کرد تا ماجرای تلخ او در رمانی به نام «دلبند» نوشته تونی موریسون روایت شود. این رمان در سال 1988 برنده جایزه پولیتزر شد. درباره مارگارت آهنگهای زیادی ساخته شده و ریچارد دنیل هم اخیرا اپرایی را به یاد او در دیترویت اجرا کرده است.
9-ژنرال اعظم، آبرام پتروویچ، پدربزرگ الکساندر پوشکین یکی دیگر از 10 برده معروف جهان است که در قرن 17 و 18 میلادی به عنوان یک برده افریقایی به روسیه منتقل شد اما بعدها توانست موقعیت خود را ارتقا داده و از دنیای بردگی فاصله بگیرد.
او در زمینه مهندسی نظامی مشعول شد و بعدها فرمانداری «روال» را در دست گرفت و مشاور پطر کبیر در جنگهای روسیه شد. نوه آبرام، الکساندر پوشکین که یکی از معروف ترین شاعران روس است، رمانی درباره پدربزرگش نوشت که هیچ وقت به پایان نرسید.
سال گذشته ژرار کوربیو، کارگردان بلژیکی، ساخت فیلمی را بر اساس کتاب «آبرام گانیبال پدر بزرگ سیاه پوشکین» شروع کرد که در آن زندگی گانیبال در دربار شاهان آفریقا، اسارت او در ترکیه و بالاخره رسیدن تا به درجه سرداری اش تصویر شده است.
8- عمار بن یاسر هم یکی دیگر از بردههای ماندگار در تاریخ است که پدر و مادرش یاسر و سمیه هم جزو بردگان آزاده ای بودند که در اولین صف ایمان آورندگان به اسلام قرار داشتند. عمار را ابوبکر آزاد کرد و او در باقی عمرش تقریبا در تمامی غزوات پیامبر اکرم )ص) حضور داشت و بعد از رحلت ایشان با امام علی )ع) بیعت کرد.
7- نات ترنر کسی است که هر جا صحبتی از جنبشهای ضد برده داری میشود، نامش به گوش میخورد. او برده سیاهپوست آمریکایی بود که در سال ۱۸۳۱اولین شورش پایدار بردگان را در تاریخ آمریکا رهبری کرد.او معتقد بود که رسالیش رهایی دادن مردم از اسارت و بردگی است و در راستای همین رسالت هم شورشی را به نام «قیام ساوثهمپتون» ترتیب داد که در آن ۵۰نفر از سفیدپوستان کشته شدند. این حرکت اگرچه نوپا و ساختارشکنانه بود اما با دستگیری، محاکمه و اعدام ترنر و ۱۶نفر دیگر از شورشیان، مبارزات آنها خاموش و قوانین سختگیرانه تازهای برای کنترل بردگان وضع شد.
6- جیمز سامرست جوانی سیاه پوست و اهل جامائیکا بود که توسط یکی از مقامات دولتی انگلیس در افریقا به بردگی گرفته شد و بعدها با ارباب خود به انگلستان مهاجرت کرد. او در انگلستان به جریانات ضد برده داری پیوست و حتی با سرکرده معروف این جریانات گرانویل شارپ همکاری داشت. سامرست در آن زمان نام کوچک نداشت و بعدها وقتی مسیحی شد نام جیمز را برای خود برگزید. او بعد از فرارش دوباره دستگیر شد و محاکمه او در نهایت حکم پایان برده داری در انگلستان را امضا کرد.
5- انریکه از مالاکا که به نام هنری سیاهه هم معروف بود، در قرن 16میلادی برده شخصی فردیناند ماژلان، دریانورد پرتقالی بود. ماژلان در سال 1511 او را خرید و در سفری که عرض اقیانوس آرام را پیمود او را همراه خود برد. به این ترتیب انریکه توانست لقب اولین برده دریانورد و جهانگرد را به خود اختصاص دهد که در بسیاری از نقاط به همراه اربابش ماژلان اولین انسانی بوده که به آن قدم گذاشته. انریکه پایه گذار جهانگردی فرهنگی در دنیا به حساب میآید که به بومیان مناطق دور دست صحبت کردن به زبان خودش یعنی مالایی و اسپانیایی را آموخت.
4- فردریک داگلاس برده زاده ای بود که در ایالت مریلند امریکا به دنیا آمد و بعدها تبدیل به یکی از رهبران بزرگ ضد برده داری در امریکا شد. فردریک که به عنوان برده به دنیا آمده بود، صاحبان زیادی داشت و آنقدر خوش شانس بود که همسر یکی از صاحبانش به او اجازه داد تا درس بخواند. هر چند که این روند با مطلع شدن ارباب متوقف شد و فردریک از ادامه تحصیل بازماند اما همین جرقه ای شد تا به آزاد شدن فکر کند. فردریک داگلاس دو بار اقدام به فرار کرد اما موفق نشد. در نهایت در ۳ سپتامبر ۱۸۳۸ توانست از دست صاحبش بگریزد و به نیویورک برود.در نیویورک فعالیتهای ضد برده داری اش را آغاز کرد و به زودی به عنوان یک سخنران محبوب شناخته شد. او در سال ۱۸۴۵ کتاب «روایت زندگینامه فردریک داگلاس، یک برده ی امریکایی» را نوشت و بعدها با ارتباطی که با آبراهام لینکلن رییس جمهور امریکا در زمان جنگ داخلی امریکا داشت توانست یکی از رهبران این جنگ و مشاور مخصوص رییس جمهور لینکلن شود. بعد از جنگ پستهای بزرگ دولتی را پذیرفت.
3- سنت پاتریک روحانی مسیحی بود که در ترویج دینداری میان ایرلندیها در قرن پنجم بعد از میلاد تلاش بسیاری کرد. جزئیات زندگی سنت پاتریک چندان روشن نیست اما گفته میشود که او در نوجوانی به عنوان برده در ایرلند فروخته شد و 6سال بعد، توانست به فرانسه فرار کند. بعدها در آنجا راهب شد سنت پاتریک در سال 432 میلادی به عنوان میسیونر به ایرلند بازگشت و توانست دین مسیحیت را در میان مردم رواج دهد.
2-ازوپ که او را به عنوان یکی از نویسندگان اسلاوتبار یونان و افسانه پرداز معروف این کشور میشناسند، یکی دیگر از بردگانی بود که توانست از دنیای بردگی به شهرت تاریخی برسد. هرودوت میگفت ازوپ بردهای از اهالی سارد بود. او پس از آزادی به شهرهای بسیاری سفر کرد.
به دربار کراسوس پادشاه لیدیه رفت و به خدمت او درآمد اما به دلیل یک درگیری مالی در شهر دلفی کشته شد. از اروپ 304 افسانه به جا مانده که بسیاری از آنها را شعرای ایرانی مثل ناصرخسرو و مولانا به نظم درآورده اند.
1- مرد شماره یک فهرست معروف ترین بردههای دنیا اسپارتاکوس است که اگرچه برده بود اما علیه روم بپاخاست و رهبری انقلاب ضدبردهداری سوم را بر عهده گرفت. او که در کودکی توسط راهزنان ربوده شده بود، به عنوان برده به فروش رسید و بعدها، در جوانی موفق به فرار شد و آموزشهای گلادیاتوری دید.بعد از آن کمپی برای ساماندهی قیام خود راه انداخت و بردگان دیگر را دعوت به همراهی در سپاه خود کرد. قیام او سراسر روم را به حرکت واداشت و بردگان، در کشورهای اطراف، دست به شورش زدند و اربابان خود را کشتند و اموال آنها را به آتش کشیدند.

در بخش سوم جلسه خانم بیتا اسدپور به سخنرانی با موضوع جنبش دانشجویی 18 تیر 1378پرداختند متن سخنرانی ایشان بدین شرح می باشد:نزدیک به دو دهه از اعتراضات دانشجویی 18 تبر در ایران می‌گذرد. در جریان حمله نیروهای ویران‌گر و وحشی حکومت اسلامی ایران، به کوی دانشگاه تهران در تیر ماه 1378 «چندین نفر» کشته یا ناپدید شده و ده‌ها نفر زخمی شدند. حمله به کوی دانشگاه و اعتراضات پس از آن، یکی از مهم‌ترین وقایع «جنبش دانشجویی» سال‌های پس از انقلاب 57 مردم ایران، به‌شمار می‌رود.در آن دوره، همکاری اکثریت نمایندگان مجلس وقت شورای اسلامی، با سعید امامی و ارایه لایحه اصلاح قانون مطبوعات در راستای تشدید سانسور و خفقان و قانونی کردن سانسور، تیتر اول روزنامه سلام پیرامون افشای سند محرمانه‌ای از وزارت اطلاعات که نشان می‌داد این لایحه پیشنهاد سعید امامی به قربانعلی دری نجف‌آبادی وزیر اطلاعات وقت بوده است، توقیف سلام و هم‌زمان تصویب کلیات طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس، راه‌پیمایی دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام و دفاع از آزاید بیان و اندیشه داخل کوی دانشگاه تهران، خروج راه‌پیمایان از کوی و حرکت به‌سمت بزرگراه آل احمد و برگشت همین مسیر تا داخل کوی، قرائت قطع‌نامه راه‌پیمایی مبنی بر هم‌زمانی تجمع نیروهای ضد شورش، یگان ویژه نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها در اطراف کوی و حرکت آن‌ها به‌سمت دانشجویان، شروع حملات خشن و خونین نیروهای سرکوبگر به دانشجویان از بامداد 18 تیر که با کشیده شدن دامنه اعتراضات به خارج از محوطه کوی و به سطح شهر تهران و برخی شهرهای بزرگ به‌مدت یک هفته، کاخ‌های سران حکومت اسلامی را لرزاند. اعتراضات دانشجویی و حملات نیروهای انتظامی، لات‌ها و چماقداران حکومتی، بسیج و سپاه، لبایش شخصی‌های حرفه‌ای و آموزش دیده وزارت اطلاعات و مقاومت دانشجویان در مقابل نیروی‌های وحشی تا دندان مسلح، درگیری‌ها تا 23 تیر ادامه یافت و سرانجام با سرکوب فعالین دانشجویی، خاتمه پیدا کرد. روزهایی که هر لحظه‌شان پر از خبر و حادثه هستند، حوادثی که مسیر جنبش دانشجویی را به‌گونه‌ای جدید رقم زد، آن‌چنان‌که از بعد از انقلاب فرهنگی حکومت و سرکوب وحشیانه جنبش دانشجویی و بستن دانشگاه‌ها تا به آن روز کم‌تر سابقه داشت.
در پی حمله انصار حزب‌الله، لات‌ها و چماقداران حکومتی و نیروهای امنیتی معروف به «لباس شخصی‌ها» تظاهرات دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام و تصویب قانون جدید مطبوعات، شبانه به‌داخل کوی دانشگاه و خواب‌گاه‌های دانشجویی حمله بردند و ضمن تخریب اموال دانشجویان آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و صدها نفر را بازداشت کردند. حمله و ضرب و شتم دانشجویان تا صبح ادامه داشت. در این حمله حتی خوابگاه دانشجویان خارجی نیز در امان نماند. این حمله به اعتراضات گسترده و چند روزه دانشجویان و مردم در تهران و شهرستان‌ها انجامید. در دانشگاه تبریز نیز بیستم تیرماه درگیری‌های شدید و گسترده‌ای روی داده که به کشته‌شدن محمدجواد فرهنگی انجامید.نیروهای انتظامی و امنیتی، در همان روزهای نخست اعتراضات دانشجویی، دست‌کم 300 دانشجو را دستگیر و تحت بازجویی قرار دادند از جمله اکبر محمدی که بعدها در زندان به دلایل نامعلومی جان باخت!گفته می‌شود در جریان حمله به کوی دانشگاه و دیگر مسائل دانشجویی، کسانی مانند سردار نجات فرمانده سپاه ولی امر به همراه سردار نقدی، سردار ذوالقدر و دیگران طرح سرکوب دانشجویان را از پیش آماده کرده بودند.دانشجویان نخست نیروی انتظامی را عامل یورش به کوی دانشگاه دانسته و خواستار عزل فرمانده آن بودند. هم‌چنین توقیف روزنامه سلام نیز توسط دادگاه ویژه روحانیت که زیر نظر رهبر قرار دارد انجام شده بود. اما آیت‌الله خامنه‌ای در حالی‌که این رویداد را محکوم کرده بود حاضر به برکناری سردار لطفیان و هم‌چنین نظری فرمانده پلیس تهران نشد. همین امر باعث شد تا در روزهای بعد تظاهرات به‌سمت دفتر علی خامنه‌ای و مجموعه‌ای که او در مرکز تهران در آن مستقر است.‌(موسوم به مجموعه مطهری) شود.پس از تظاهرات دانشجویان به‌سمت دفتر خامنه‌ای و هم‌چنین گسترش اعتراضات به سایر شهرستان‌ها و سایر نقاط تهران از جمله میدان سپه و بازار تهران، در شرایطی که تهران از روز جمعه 18 تیر، شاهد بی‌سابقه‌ترین درگیری بین معترضین و سپاه، بسیج و هوادارن نظام بود، 24 تن از فرماندهان بلندپایه سپاه در نامه‌ای به محمد خاتمی او را تهدید کردند که اگر در سرکوب اعتراضات قوی‌تر عمل نکند، خود دست بکار می‌شوند. در بخش‌هایی از آن نامه خطاب به خاتمی آمده‌است:«اما آیا حرمت‌شکنی و توهین به مبانی این نظام، تاسف و پیگیری ندارد؟ آیا حریم ولایت فقیه کم‌تر از کوی دانشگاه است؟ آیا حریم امام، آن انسان کم‌نظیر، کم‌تر از جسارت به یک دانشجو است؟ آیا چند روز امنیت کشور را دچار اخلال کردن و به هر مؤمن و متدین حمله کردن و آتش زدن فاجعه نیست؟ آیا زیر سؤال بردن جمهوری اسلامی، این یادگار ده‌ها هزار شهید و شعار علیه آن دادن فاجعه نیست؟
جناب آقای خاتمی، چند شب پیش وقتی گفته شد عده‌ای با شعار علیه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعه شهید مطهری در حرکت‌اند، بچه‌های کوچک ما در چشم ما نگریستند، انگار از ما سئوال می‌کردند غیرت شما کجا رفته است؟»یکی از امضاء‌کنندگان این نامه، محمدباقر قالیباف فرمانده وقت نیروی هوایی سپاه و شهردار فعالی تهران بود که چندی بعد از سوی خامنه‌ای جانشین سردار لطفیان در فرماندهی کل نیروی انتظامی شد.«در پايان با كمال احترام و علاقه به حضرتعالی اعلام می‌داريم كاسه صبرمان به پايان رسيده و تحمل بيش از آن را در صورت عدم رسيدگی، بر خود جايز نمی‌دانيم.قالیباف بعدها در یک سخن‌رانی خود در تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری 92، در جمع بسیجیان گفت: حادثه سال 78 که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، آن نامه‌ای را که نوشته شد من نوشتم.‌(نامه فرماندهان سپاه به رئیس جمهور وقت، محمد خاتمی) بنده و آقای سلیمانی. وقتی در کف خیابان به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الان روی موتور 1000 با چوب هست. با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوب زن‌ها هستیم. افتخار هم می‌کنیم. نگاه نکردم که من، سردار و فرمانده نیروی هوایی هستم و تو را چه به کف خیابان؟به‌فاصله دو روز از واقعه کوی دانشگاه تهران به درخواست انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی برای برگزاری برنامه‌ای در واکنش به تعطیلی روزنامه سلام و اتفاقات کوی دانشگاه تهران تجمعی از ساعت 10 صبح برگزار شد. دانشجویان با شعارهایی از جمله «نیروی انتظامی ننگت باد» قصد داشتند از درب بانک تجارت به طرف درب اصلی حرکت کرده و از آن‌جا تجمع را به بیرون دانشگاه منتقل کنند؛ که با حضور گسترده نیروهای انتظامی و لباس شخصی‌ها تجمع به خشونت کشیده شد. فرماندار وقت خورشیدی برای آرام کردن دانشجویان به دانشگاه تبریز رفت تا جلوی خروج دانشجویان از درب اصلی دانشگاه به طرف بلوار 29 بهمن را بگیرد. حدود ساعت 2 بعد از ظهر دانشجویان وارد بلوار 29 بهمن می‌شوند و با حمله لباس شخصی‌های حوزه 2 بسیج درگیری شروع می‌شود. دانشجویان زخمی را برای مداوا به بیمارستان امام خمینی منتقل می‌کنند که در آن‌جا نیز به دانشجویان زخمی حمله می‌شد. در درگیری‌های صورت گرفته فرزند امام جمعه وقت بستان‌آبان، طلبه محمد جواد فرهنگی کشته می‌شود.2 سال پس از این رویداد قوه قضاییه، همه نیروهای پلیس و شبه نظامیان وابسته به حکومت‌شان را تبرئه کرده و فقط یک سرباز به نام «اروجعلی ببرزاده» محکوم شد.در برخی تحلیل‌ها و تفسیرهای لیبرالی و اپورتونیستی، یک جناح حکومت اسلامی تبرئه می‌گردد و جناح دیگر محکوم. در حالی که چنین جناح‌بندی تا آن‌جا که به‌سرکوب جنبش‌های اجتماعی ایران، اعدام، ترور و شلاق و قصاص مخالفین برمی‌گردد، به هیچ‌وجه واقعیت ندارد. آن‌چه که واقعیت دارد دعوای جناح های درونی حکومت بر سر تقسیم قدرت و ثروت جامعه است و بس!برای این که اثباتی حرف بزنیم مستقیما به موضع‌گیری‌های سران و فرماندهان حکومت اسلامی در رابطه با واقعه 18 تیر می‌پردازیم:مرتضی نبوی، عضو کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام و از چهره‌های شاخص جناح اصول‌گرا، در یک گفت‌‌و‌‌گوی تفصیلی با خبرگزاری دولتی «ایرنا»، در تاریخ 13 بهمن 1387، به بیان خاطرات خود از چگونگی پیروزی انقلاب، تشکیل سپاه پاسداران و وقایع 18 تیر سال 1387 پرداخت.نبوی در مورد وقایع 18 تیر گفت: «در مسئله 18 تیر، شورای عالی امنیت ملی کمی با سستی کار کرد. «روحانی» دبیر وقت شورا در آن زمان در خارج از کشور بود و جلسات شورا که به ریاست رییس جمهور‌(سیدمحمد خاتمی) تشکیل می‌شد، اجازه نمی‌داد که بسیج وارد شود و جلوی شلوغی‌ها را بگیرد.»او افزود: «وقتی آقای روحانی به کشور بازگشت، مجوز را صادر کرد و این کار موجب شد تا برپاکنندگان این غائله، به لانه‌هایشان بازگردند.»نبوی خاطرنشان کرد: «جمهوری اسلامی این مراحل عبور کرده است و مستقرتر از آن است که دشمنان بتوانند با انقلاب‌های رنگین آن را جا‌به‌جا کنند.» حکومت اسلامی به‌نام «شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی»، در پی ادامه اعتراضات دانشجویان، یک راه‌پیمایی در روز چهارشنبه ۲۳ تیر ترتیب داد و مردم را برای حمایت از حکومت به شرکت در آن فراخواند. رادیو و تلویزیون ایران از یک روز قبل از مردم می‌خواست در این تظاهرات که در برابر دانشگاه تهران برگزار شد شرکت کنند. در پایان این تظاهرات، حسن روحانی دبیر وقت شورای امنیت ملی و رریس جمهوری فعلی، سخن‌رانی کرد. او در سخنان طولانی خود، از جمله گفت: «من در همین‌جا لازم می‌دانم از دانشجویان عزیز بیدار، هوشیار و قهرمان تشکر و قدردانی کنم که با هوشیاری و با دید نافذشان تا متوجه شدند که این عناصر مفسد و معاند در کنار آن‌ها قرار گرفته‌اند، بلافاصله اعلام بیزاری و برائت کردند و خودشان را کنار کشیدند. این نشان هوشیاری و بیداری دانشجویان انقلابی و مسلمان و قهرمان ما است. افرادی که اتوبوس و اموال عمومی را آتش می‌زنند، آن‌ها که ماشین بیت‌المال را آتش می‌زنند و حتی اتومبیل شخصی افراد را از بین می‌برند… بی‌تردید این افراد دشمن مردم ایران و ارزش‌های این مرز و بوم هستند، این اوباش حتی به مساجد هم تعرض کردند. ادامه این وضع برای نظام ما کشور ما و ملت ما قابل تحمل نخواهد بود. دیروز نسبت به این عناصر دستور قاطع داده شد، دیروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هر گونه حرکت این عناصر فرصت‌طلب، هر کجا که باشد با شدت و با قاطعیت برخورد شود و سرکوب شوند. مردم ما شاهد خواهند بود که از امروز نیروی انتظامی، نیروی قهرمان بسیج حاضر در صحنه، با این عناصر فرصت‌طلب و آشوب‌گر – اگر جرات ادامه حرکت مذبوحانه داشته باشند- چه خواهند کرد… آن عاملی که امروز ملت ما را متحد کرده است و پیوند ناگسستنی در ملت ما ایجاد کرده است، اسلام و اسلامیت نظام است و مظهر این اسلامیت، رهبری و مقام ولایت است… مسئله ولایت مظهر اقتدار ملی ما است.» کم‌تر از یک ماه بعد یعنی پنجم مردادماه 78، محمد خاتمی، رییس‌جمهوری وقت ایران، در سخن‌رانی خود در دیدار عمومی با مردم همدان گفت:«بعد از حادثه کوی دانشگاه، شورش پیش آمد. شورش و بلوا در تهران، حادثه زشت و نفرت‌آوری بود که ملت عزیز و مقاوم و صبور و منطقی ما را مکدر کرد. آن‌چه در تهران پیش آمد، لطمه به امنیت ملی بود؛ تلاشی بود برای برهم زدن آرامش مردم شریف و تخریب اموال عمومی و خصوصی و بالاتر از آن، اهانت به نظام و ارزش‌های آن و مقام معظم رهبری.آن‌چه پیش آمد، حادثه ساده‌ای نبود؛ تلاشی بود برای مرزشکنی و برای ابراز کینه‌توزی علیه نظام که نه رابطه‌ای با این ملت شریف داشت و نه نسبتی با دانشگاه و دانشگاهیان. حادثه شورش، یک حرکت کور، یک بلوا، یک حرکت ضد امنیتی، با شعارهای منحرف‌کننده بود که به نظر من برای مخدوش کردن شعارهای مطرح‌شده در دوران جدید ریاست‌جمهوری به‌وجود آمد. تحریک احساسات مردم متدین و دل‌سوز و وطن‌خواه که تاب تحمل حمله به ارزش‌ها، رهبری، و مقدسات خود را ندارند، فقط از آن جهت صورت گرفت که ملت به خشونت واداشته شود. در واقع این شورش، نه تنها یک اقدام ضد امنیتی بود بلکه اعلام جنگی بود به رییس‌جمهور و شعارهای او.به یاری خداوند این بلوا خاموش شد.»سال 88 در دهمین سال‌گرد حوادث هیجده تیر هزاران تن از معترضان به نتایج انتخابات با سر دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور» به سمت خیابان انقلاب و دانشگاه تهران حرکت کردند. نیروهای امنیتی و لباس شخصی با یورش به تظاهر‌کنندگان آن‌ها را با باتوم مورد ضرب و شتم قرار دادند و صدها تن از معترضان را بازداشت و به اوین و کهریزک منتقل کردند. دادسرای نظامی در شرايطی با صدور آرا به كار خود خاتمه داد كه پرونده عزت ابراهيم‌نژاد‌(مقتول كوی دانشگاه)، هم‌چنان مفتوح ماند تا پس از گذشت ماه‌ها و سال‌ها پس از وقوع فاجعه، هم‌چنان هيچ خبر دقيق و رسمی درباره شناسايی و مجازات قاتل منتشر نشود، هرچند خانواده وی اعلام كرده‌اند صرفا خواستار شناسايی قاتل وی هستند و به‌هيچ‌وجه روی قصد درخواست قصاص وی را ندارند. حدود دوماه پس از فاجعه، حجت‌الاسلام رهبرپور ریيس وقت دادگاه انقلاب اسلامی استان تهران در گفت‌وگويی مفصل با روزنامه جمهوری اسلامی در خصوص وضعيت قضايی ماجرا و ابعاد حقوقی آن گفت كه در حادثه كوی و حوادث بعدی حدود 1500 نفر توسط نيروهای انتظامی و امنيتی دستگير شدند كه پانصد نفر از آن‌ها در بازجويی‌های اوليه آزاد و برای هزار نفر بقيه به‌عنوان عوامل اغتشاش، پرونده تشكيل و تحويل دادگاه انقلاب شده است. دهمین سال‌گرد حمله به کوی دانشگاه در سال 1388 که مصادف با اعتراضات به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم بود با وجود عدم صدور مجوز و تهدید به برخورد با معترضان برگزار گردید. کوی دانشگاه تهران و هم‌چنین خوابگاه‌های دانشجویی در اصفهان و شیراز نیز دو هفته پیش از این مورد حمله قرار گرفت. حمله‌ای که به اقرار یکی از نمایندگان مجلس از یورش سال 1378 هم ابعاد وسیع‌تری داشته‌است. هم‌چنین شب 18 تیر 1388، نیروهای لباس شخصی به خواب‌گاه‌های دانشگاه امیر کبیر در تهران نیز یورش برده و ضمن ضرب و شتم و آسیب رساندن به دانشجویان تعدادی را بازداشت کردند. در جریان تلاش نیروهای انصار حزب‌الله و گارد ویژه برای ورود به دانشگاه تهران، بیش از پانزده نفر از دانشجویان تنها به علت اصابت گلوله به شدت مجروح شدند. به‌گزارش منابع دانشجویی و دفتر تحکیم وحدت و گزارش شاهدان عینی که در روزنامه بریتانیایی گاردین نیز منعکس شد، 5 دانشجو شامل دو دختر و سه پسر بر اثر این حملات کشته شدند و بسیاری بازداشت شده و مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار گرفتند. بعدها در فهرست 72 نفره جان باختگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری 88، که توسط کمیته پیگیر میرحسن موسی و مهدی کروبی، دو تن از رهبران معترضان انتشار یافت، اسامی هفت نفر به نام‌های مصطفی غنیان، مبینا احترامی، ایمان نمازی، فاطمه براتی، محسن ایمانی، کامبیز شعاعی و کسری شرفی ذکر شد که گفته شد در این حمله کشته شده و بیش‌تر آن‌ها بی‌اطلاع خانواده‌ها مخفیانه به خاک سپرده شده‌اند.بنا به‌گزارش دانشجونیوز، در اوایل تیر ماه 1389، در آستانه سالگرد حوادث 20 تیر ماه 1378 دانشگاه تبریز و نیز به منظور تداوم بخشیدن به فضای امنیتی و پلیسی شدید دانشگاه تبریز در یک سال اخیر، تعدادی از فعالان دانشجویی این دانشگاه به اداره اطلاعات شهر تبریز احضار و مورد بازجویی‌های طولانی و تهدید در مورد هرگونه حرکت مدنی و اعتراضی قرار گرفتند.لازم به ذکر است بازجویی‌های مذکور در اتاق شماره 37 زندان مرکزی تبریز که در اختیار اداره اطلاعات شهر تبریز است، انجام می‌گیرد. هم‌چنین پیش از این صدرا آقاسی و نعيم احمدی از فعالان دانشجویی دانشگاه تبریز و از اعضا انجمن اسلامی دانشگاه، روز دوشنبه 24 خرداد 89 بازداشت شده بودند.پس از سرکوب خیزش دانشجویی 78، تعدادی زیادی از دانش‌جویان مفقد شدند. برای مثال، سعید زینالی، متولد شهریور 1355، دانشجویی بود که در جریان اعتراضات دانشجویی پس از حمله به کوی دانشگاه در تیر 1378 توسط نیروهای امنیتی در منزل بازداشت شد و تاکنون خبری از وی به‌دست نیامده است. نهادهای امنیتی پس از پیگیری‌های فراوان خانواده وی حفاظت اطلاعات سپاه را عامل بازداشت وی اعلام کردند اما آن نهاد نیز پاسخی پیرامون سرنوشت وی ارائه نکرده است.
ده سال پس از ناپدید شدن او، مادرش در نامه‌ای خواستار آن شد که در صورت کشته شدن پسرش دست کم اطلاعاتی پیرامون محل دفن وی ارائه کنند. مادر او تا کنون یک‌بار به دلیل مصاحبه با صدای آمریکا و یک‌بار دیگر به دلیل شرکت در جمع مادران عزادار در پارک لاله دستگیر و زندانی شده است. در 18 تیر 1392 اکرم نقابی، مادر سعید زینالی، در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی گفت در دیداری که اخیرا با علیرضا آوایی، رییس کل دادگستری استان تهران داشته است از او قول مساعد گرفته است که از سرنوشت پسرش اطلاع یابد. به گفته خانم نقابی به‌رغم این‌که پسرش چند ماه پس از بازداشت با او تماس تلفنی گرفته مقام‌های قوه قضاییه تا مدتی این را که او بازداشت شده بوده نمی‌پذیرفته‌اند، اما پس از پیگیری‌هایی سرانجام گفته‌اند که او بازداشت بوده است. به‌خانم نقابی گفته شده که فرزندش دست کم تا سال 81 در زندان اوین بوده است. خانم نقابی می‌گوید به غیر از او چندین خانواده دیگر نیز پیگیر وضعیت فرزندان‌شان بوده‌اند که در ناآرامی‌های 18 تیر 78 مفقود شده بودند. او می‌گوید دست‌کم 5 خانواده دیگر تا چند سال پیش پیگیر وضعیت فرزندان‌شان بوده‌اند که به دلایل نامعلومی دیگر این کار را رها کرده‌اند. غلامحسین محسنی اژه‌ای، معاون اول قوه قضاییه ایران، در سال 1394 در کنفرانسی این چنین اقرار می‌کند: «این اتفاق بسیار می‌افتد و ما هم قبول داریم و حتی ممکن است تا مدتی پیدا نشود، اما تا جایی که بنده خبر دارم و با پیگیری‌هایی که انجام گرفته و هم‌چنین بنابر شواهد و قرائن، هیچ مدرکی مبنی بر این بازداشت در اختیار نیست و من در همان زمان پیگیری‌های بسیاری از سیستم اطلاعاتی، نیروی انتظامی، بازداشتگاه و دیگر نهادها انجام دادم و هیچ مدرکی مبنی بر بازداشت وی حاصل نشد.» در واقع اعتراض هجدهم تیر ماه، در خواب‌گاه کوی دانشگاه در اعتراض به‌بسته شدن روزنامه سلام و در دفاع از آزادی بیان و قلم بود. این روزنامه در 15 تیر 1378 به جرم چاپ نامه محرمانه سعید امامی به قربانعلی دری نجف‌آبادی وزیر اطلاعات که مفاد قانون جدید مطبوعات را توصیه می‌کرد، توسط دادگاه روحانیت به مدت 5 سال توقیف شد. در جریان محاکمه سلام به جز مدعی‌العموم 4 شاکی دیگر نیز حضور داشتند: محمود احمدی‌نژاد‌(استاندار وقت اردبیل در دولت هاشمی رفسنجانی و رییس اسبق استاندار تهران و رییس جمهوری سابق ایران در دولت‌های نهم و دهم)، کامران دانشجو (استاندار اسبق تهران، معاون سیاسی سابق وزیر کشور و رییس ستادانتخابات ریاست جمهوری دهم و وزیر علوم سابق)، مهدی رضا درویش‌زاده‌(نماینده شهر دزفول در مجلس پنجم و استاد ریاضی دانشگاه تهران) و حمیدرضا ترقی‌(عضو ارشد حزب موتلفه و نمانیده مشهد در مجلس پنجم.)فرهاد نظری و 19 نفر از پرسنل نیروی انتظامی، در پی اعلام شکایت دانشجویان دانشگاه تهران، به دادگاه فراخوانده شدند. نظری با سه عنوان تهام، شامل ورود غیرمجاز به کوی دانشگاه، لغو دستور مقام مافوق و نیز ایجاد جو بدبینی علیه نیروی انتظامی، در دادگاه نظامی محاکمه شد. نظری و سایر متهمان، متهم بودند که در جریان حوادث کوی دانشگاه در روزهای 17 و 18 تیرماه 1378، با ورود به کوی دانشگاه نسبت به ضرب و شتم دانشجویان و تخریب اموال آنان و اموال دانشگاه اقدام کرده و موجبات ایجاد جو بدبینی علیه نیروی انتظامی را فراهم آورده‌اند.در پی 15 جلسه رسیدگی به اتهامات این عده از پرسنل نیروی انتظامی، فرهاد نظری از هر سه اتهام انتسابی تبرئه شد. هفده متهم دیگر ـ که جملگی پرسنل نیروی انتظامی بودند ـ همگی از اتهامات وارده تبرئه شدند و تنها فرهاد ارجمندی متهم ردیف سوم به اتهام لغو دستور به دوسال حبس و عروجعلی ببرزاده متهم ردیف پنجم به اتهام سرقت ماشین ریش‌تراش به شش ماه حبس و پرداخت یک‌میلیون ریال جزای نقدی محکوم شدند.بر اساس حکم دادگاه نظامی مقرر شده است که از بیت المال به 34 نفر از دانشجویان مضروب این حادثه، دیه پرداخت شود. بر اساس همین حکم، دادخواست ضرر و زیان شکات و وکلای آن به علت خارج موعد بودن رد شد.احکام صادرشده توسط دادسرای نظامی به بروز واکنش‌های بسیاری در سطح محافل سیاسی و مجامع عمومی انجامید. وزارت‌خانه‌های آموزش‌عالی و بهداشت روز 25 تیر 1379‌(چهار روز پس از اعلام حکم) در بیانیه‌ای مشترک احکام صادره را «شگفت‌آور و ناامید‌کننده» خواندند و دفتر تحکیم‌وحدت، در بیانیه اعتراضی خود نسبت به احکام دادگاه، آن را «ذبح عدالت، نفوذ مافیای قدرت در دستگاه قضایی، مظلومیت مضاعف و بی‌پناهی دانشجویان و دروغین‌بودن شعار توسعه قضایی» دانست. نهاد ریاست‌جمهوری مبلغ 1000 میلیون ‌ریال بابت هزینه‌هایی از قبیل دارو و درمان دانشجویان آسیب‌دیده و نیز مبلغ 1250 میلیون‌ ریال برای تعمیر لوازم و تجهیزات خوابگاه‌ها هزینه کرد، هم‌چنین شهرداری تهران با اختصاص 3200 میلیون‌ ریال به تعمیر و مرمت ساختمان خواب‌گاه‌ها پرداخت.
در پایان می‌توان چنین جمع‌بندی کرد که تاریخ هر جامعه‌ای شاهد حوادث و رویدادهای مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خاص خود است. از 16 آذر 1332 و سرکوب دانشجویی توسط حکومت شاه تا انقلاب سال 1357 مردم ایران، سرکوب جنبش دانشجویی توسط حکومت تازه به دوران رسیده حکومت اسلامی با سرکوب وحشیانه این انقلاب مردم، انقلاب فرهنگی و تعیطیلی دانشگاه ها تا 18 تیر 78، اعتراضات جنبش کارگری و جنبش زنان و نهادها روشنفکری و نویسندگان و هنرمندان، گویای این واقعیت غیرقابل هستند که جنبش کارگری، جنبش زنان و جنبش دانشجویی در ایران، با افت و خیرهایی، همواره پرچمدار مبارزه آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه و عدالت‌جویانه در ایران بوده‌اند و هنوز هم هستند!فاجعه کوی دانشگاه تهران در روز 18 تیر 78، یکی از وقایع مهم در عرصه فعالیت دانشجویی و در عین حال ثبت یک جنایت دیگر علیه دانشجویان در کارنامه سرتاپا سیاه سران حکومت اسلامی است!در حقیت حکومت اسلامی ایران در کلیت خودش، حکومتی تروریست و تروریست‌پرور، تبه‌کار، مافیایی، غارتگر، ستم‌گر، استثمارگر، دشمن درجه آزادی بیان و اندیشه و نهایت حکومت ده‌ها هزار اعدام و ترور و سنگسار و قتل‌های موسوم به قتل‌های «زنجیره‌ای» و «سریالی» و «اسیدپاشی» است!به‌این ترتیب، هجده تیر نیز یکی از سوابق جنایت‌کارانه این حکومت است که در تاریخ ایران ثبت شده است و به هیچ‌وجه فراموش نمی‌گردد. به‌عبارت دیگر، تا روزی که کلیت این حکومت از حاکمیت ساقط نشده و سران آن در دادگاه‌های عادلانه مردمی محاکمه نشده و حساب پس نداده و به‌معنای واقعی یک جامعه نوین عادلانه انسان‌های آزاد و برابر و عدالت‌جو در ایران برقرار نگردد، هم‌چنان خشم و خروش مردم ایران، به‌ویژه جنبش دانشجویی خاموش نخواهد شد!

در ادامه خانم رحیله جهاندیده به دعوت از مسئول جلسه برای مقایسه اعلامیه جهانی حقوق بشر با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به جایگاه آمدند.
براساس ماده ١٩اعلاميه جهانى حقوق بشر:
هرفردحق آزادى عقيده وبيان داردوحق مزبورشامل آن است كه ازداشتن عقايدخودبيم واضطرابى نداشته باشيم ودركسب اطلاعات وافكارودراخذوانتشارآن به تمام وسايل ممكن بدون ملاحظات مرزى آزادباشيم.ازآنجاكه بازشناسى حرمت ذاتى آدمى وحقوق برابروسلب ناپذيرتمام اعضاى خانواده ى بشرى،بنيان صلح وآزادى وعدالت درجهان است وازآنجاكه بى اعتنايى وتحقيرانسان به انجام كارهاى وحشيانه منجرشده وموجب رنج انسان هاشده،به همين دليل براى رهايى ازستم وبيدادگرى برهمه ى ما لازم است كه به پاسدارى حقوق بشر ازراه حكميت قانون،همت وعزم راسخ داشته باشيم وبااين كارتوسعه اجتماعى راارتقابخشيم وبه بهبودوضعيت زندگى درفضايى آزاد كمك كنيم . بنابراين لازم است بارها وبارها مواد اعلاميه جهانى حقوق بشررايادآورى كنيم وبه گوش ديگران برسانيم.ماده ١٠اعلاميه جهانى حقوق بشر: هرانسانى سزاوارومحق به دسترسى كامل وبرابربه دادرسى آشكارو عادلانه توسط دادگاهى بيطرف و مستقل است تادربرابرهرگونه اتهام جزايى عليه وى به حقوق وتكاليف وى رسيدگى كند. ولى دراعتراض دانشجويان كوى دانشگاه كه درهجده تيرهفتادوهشت اتفاق افتادمى بينيم كه نقض كامل مواداعلاميه جهانى حقوق بشرازجمله ماده ٢٠كه مى گويدهرانسانى محق به آزادى ، گردهمايى وتشكيل انجمن هاى مسالمت آميزاست اتفاق افتاده است. درماده ١٢اعلاميه، حوزه خصوصى افرادموردتوجه قرارگرفته است . محترم شمردن حريم خصوصى يك اصل بنيادى درجامعه ى دموكراتيك است كه نيازمندنظام حقوقى وساختارسياسى متناسب باآن است درحاليكه درجمهورى اسلامى اين اصل ناديده گرفته مى شود. درقانون اساسى اشاره شده: حريم خصوصي اماكن و منازل ماده 16- منازل و اماكن خصوصي مصون از تعرضند. هيچ كس نمي‌تواند وارد منزل يا مكان خصوصي ديگري شود يا هرنوع وسيله پايش در آنجا قرار دهد مگر با رضايت متصرف قانوني يا با مجوز قضايي ماده 17- مجوز ورود به به اماكن خصوصي و منازل، تنها در صورت وجود ظن قوي مبني بر ضرورت آن(از قبيل جلوگيري از وقوع جرم يا كشف متهم، آلات، ادوات و ادله جرم و يا جلوگيري از معدوم شدن ادله

مربوط) و عدم امكان تحقق اهداف ياد شده از ساير طرق قانوني، به صورت موردي صادر خواهد شد. ماده 18- چنانچه ضابطان در اجراي دستور مقام قضايي وارد مكان خصوصي يا منزل شوند مكلفند در چارچوب مجوز صادره عمل كنند عدول از آن نقض حريم خصوصي محسوب مي‌گردد. ماده 19- ضابطان به هنگام ورود به اماكن خصوصي و منازل بايد اوراق هويت خود را نشان دهند و اصل مجوز مقام قضايي را به همراه داشته باشند. ماده 20- ساير احكام ورود به حريم منازل و اماكن خصوصي، تابع مقررات قانون آئين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب(در امور كيفري) درخصوص تفتيش و بازرسي منازل و اماكن و كشف آلات و ادوات جرم مي‌باشد. آيادرحمله به كوى دانشگاه اين اصول درنظرگرفته شد؟ آيادانشجويان كه مايه ى رشدوارتقا علمى وفرهنگى جامعه هستنددرشمار متخلفين ومجرمين قرارمى گيرند؟ كه چنين موردحمله واقع شدند؟وحريم خصوصيشان موردتجاوزقرارگرفت، حتى فرصتى براى ارائه مدارك ومجوزتفتيش بوجودنيامدوياشايدبه تشخيص متجاوزين نيازى به اينكارديده نشد. چگونه درجامعه اى كه طبق اصل ١١٠قانون اساسى بعدازمرگ خمينى همه حق وحقوق به ولى فقيه سپرده شده امكان ظهوردموكراسى وجوددارد؟انصار حزب‌الله در پی تظاهرات دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام و تصویب قانون جدید مطبوعات، به داخل کوی دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی حمله بردند و ضمن تخریب اموال دانشجویان آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و صدها نفر را بازداشت کردند. درهيچيك ازمواردذكرشده مواداعلاميه جهانى حقوق بشررعايت نشده است، درحاليكه ايران آن راامضاكرده ومتعهدبه اجراى موادآن مى باشد.

در بخش پایانی جلسه خانم آریندخت اسدپور به بررسی مشکل آب آشامیدنی در خوزستان پرداختند.موضوع تهیه آب شرب سالم برای مردم خوزستان با وجود وعده های مختلف مسؤولان همچنان یکی از معضلات زندگی مردم در جنوب غرب ایران است.موضوع تهیه آب شرب سالم برای مردم خوزستان با وجود وعده های مختلف مسؤولان همچنان یکی از معضلات زندگی مردم در جنوب غرب ایران است. در حال حاضر با وجود رودخانه های پر آبی چون کارون و دز، مردم در شهرهایی مانند اهواز، خرمشهر و آبادان، برای تهیه آب شرب، سراغ آب فروشی ها می روند و آب لوله کشی مصرفی غیر از شرب دارد.و این سؤال همچنان برای مردم خوزستان پابرجاست که چگونه استانی با داشتن تعداد زیادی رودخانه های آب شیرین، در صف اول تشنگی قرار دارد؟بی مناسبت نیست ، ابتدا سری به وعده های دولت و شخص رئیس جمهور در این باره بزنیم که چگونه بارها و بارها ، مردم را به داشتن آی آشامیدنی سالم ، امیدوار کردند و سپس ، سراغی از وضع موجود بگیریم تا سرانجام آن همه وعده و عید مشخص شود:۲۶ آذر ۱۳۸۷ – احمدی نژاد از انجام عملیات آبرسانی در آینده نزدیک خبر می دهد.احمدی نژاد در سخنرانی در جمع مردم اهواز گفت: درباره آب استان طرح بزرگ آبرسانی از سد کرخه تا جنوبی ترین نقطه استان که بزرگترین طرح آبرسانی کشور است با اعتبار ۱۲۰۰ میلیارد تومان به تصویب دولت خواهد رسید که ان شاء الله در همین سفر به فضل الهی عملیات اجرایی آن آغاز خواهد شد.
۲۷ آذر ۱۳۸۷ – تصویب آبرسانی به خوزستانمطالعه و آبرسانی به شهرهای آبادان، خرمشهر، اهواز و شادگان و سایر شهرها” یکی از مصوبات سفر استانی هیئت دولت به خوزستان بود.۲ خرداد ۱۳۸۸ – احمدی نژاد: پروژه آبرسانی با سرعت پیش می رود سخنرانی احمدی نژاد در جمع مردم خرمشهر: مشکل اول، مایه حیات یعنی آب است. طرحهای گوناگونی شروع و سرمایه‌گذاری شد و اقداماتی هم انجام شد اما بالاخره مشکل آب آن طوری که مردم توقع دارند حل نشده است.الان یک طرح بزرگی در حال اجراست و آن انتقال آب از کرخه است . پروژه آن جوری که ما می‌فهمیم سرعتش خوب است یعنی سریع کار می‌کنند. امیدوارم که این پروژه به سرعت اجرا بشود و مثل پروژه‌های قبلی متوقف و نیمه‌کاره نماند و ما شاهد این باشیم که آب سالم و مطمئن به خرمشهر و آبادان عزیز برسد ان‌شاءالله.
۵ مهر ۱۳۸۹ – افتتاح طرح بزرگ آبرسانی به خوزستان با حضور رئیس جمهوربا حضور رییس جمهور فاز یک طرح آبرسانی غدیر به عنوان بزرگترین طرح آبرسانی کشور به منظور آبرسانی به ۲۱ شهر و ۱۲۰۰ روستای استان خوزستان افتتاح شد.طول کل خطوط انتقال این طرح ۶۵۷ کیلومتر و طول مسیر انتقال ۳۸۷ کیلومتر و همچنین میزان آب مورد نیاز این طرح ۲.۱۲۵ میلیون متر مکعب در شبانه روز (معادل ۲۴.۶) متر مکعب در ثانیه می باشد. طرح بزرگ آبرسانی غدیر به شهرهای اهواز ، آبادان ، خرمشهر ، شادگان ، شیبان ، ویس ، ملا ثانی ، اروند کنار ، دارخوین ، سوسنگرد ، هویزه ، حمیدیه ، بستان، رفیع، شوش، الوان ، الهایی ، شاوور، شیرین شهر، حرریاحی و روستاهای محدوده شهرها و مسیر خط انتقال آبرسانی خواهد کرد.
اما نتیجه آن همه وعده و طرح و پروژه و هزینه کردن این است:عکس زیر ، وضعیت آب شرب اهواز است که همین هفته گرفته شده است. مردم این منطقه ، با چنین آبی که از شیرهای آب جاری است ، سر و کار دارند! گزارش روز سه شنبه (۱۴ آذرماه ۹۱) خبرگزاری ایسنا: یک لیوان آب با طعم گِل!
ایسنا در بخشی از گزارش خود از وضعیت آب لوله کشی در یکی از مناطق اهواز نوشت: این روزها آب آشامیدنی و لوله‌کشی بسیاری از مناطق کلان شهر اهواز به‌دلیل بارندگی گل‌آلود شده‌است و دیگر استانداردهای لازم را برای آشامیدن ندارد؛ تاحدی که بوی تعفن فاضلاب می‌دهد.وضعیت آب بعضی از مناطق به ویژه منطقه “کوت‌عبدالله” اهواز فاجعه‌بار است، زیرا آب شرب این منطقه چند سالی که خیلی آلوده و غیرقابل استفاده شده است و با وجود پی‌گیری‌های مردم آن منطقه هنوز سازمان‌های مربوطه برای اصلاح وضعیت آب منطقه اقدامی نکرده‌اند.مردم علاوه بر پرداخت قبوض آب به شرکت آب و فاضلاب برای استفاده از آب آشامیدنی سالم، باید هزینه‌های بسیاری را برای خرید آب از تصفیه‌خانه‌های محلی و آب سالم متحمل شوند و این در حالی که این شرکت آب و فاضلاب است که باید این هزینه‌ها را پرداخت کند.در همین ارتباط، تصفیه‌خانه‌های اهواز جوابگوی جمعیت ۱.۵ میلیونی نیست؛ زمانی که این تصفیه‌خانه‌ها احداث شد، جمعیت اهواز فقط ۴ هزار نفر بود، اما حالا با وجود گذشت ۴۰ سال و افزایش چند برابری جمعیت، تصفیه‌خانه‌های کلان شهر اهواز هنوز همان تعداد است و حتی نسبت به سال‌های گذشته فرسوده‌تر شده‌اند.
همچنین شبکه انتقال آب به مناطق اهواز نیز فرسوده است و مشکلاتی را در انتقال آب برای مصرف ایجاد کرده است. از سوی دیگر لوله‌کشی آب منطقه کوت عبدالله اهواز به حدی آلوده است که قابل استفاده برای شست‌وشو هم نیست؛ بعضی بخش‌های این منطقه نیز فقط ۱۲ ساعت در روز آب دارند وشب‌ها آب بعضی از منازل قطع می‌شود.هم اکنون در تمامی مناطق اهواز، آبادان و خرمشهر و چند شهر دیگر خوزستان، مردم برای مجبور به خرید آب تصفیه شده هستند و آب لوله کشی قابلیت شرب را ندارد. اهالی منطقه کوت‌عبدالله اهواز برای تامین آب شرب و آشپزی بشکه‌های ۲۰ لیتری را خریداری می‌کنند و هر ماه هم قبض‌های بیش از ۵۰ هزار تومانی را می‌پردازند؛ این در حالی است که هیچ‌گونه استفاده‌ای از آب لوله‌کشی ندارند.در این‌باره آلودگی آب شرب منطقه کوت‌عبدالله با احمد منجزی، معاون بهره‌برداری شرکت آب و فاضلاب اهواز نیز گفت‌وگو کردیم که وی در پاسخ اظهارکرد: این منطقه یکی از مناطق حاشیه کلان شهر اهواز است و با توجه به رشد جمعیت شهر آبفای اهواز تدابیری در جهت حل این مشکلات انجام داده است. منجزی با اشاره به بارندگی‌‌های اخیر و تشدید آلودگی آب منطقه کوت‌عبدالله نیز گفت: بارندگی‌های اخیر موجب افزایش آلودگی رودخانه کارون به بیش از ۲۳ هزار ec رسید و تصفیه‌خانه این منطقه توان تصفیه آب با این میزان آلودگی را نداشت؛ به همین علت تصفیه‌خانه را خاموش کردیم و این اقدام موجب شد آلودگی به آب منازل برسد.خاموش کردن تصفیه‌خانه فاضلاب در حالی از سوی آب و فاضلاب اهواز صورت گرفته که هیچ‌گونه اطلاع‌رسانی در این خصوص انجام نشده بود و مردم منطقه کوت‌عبدالله و شاید بسیاری دیگر از مناطق کلان شهر اهواز بدون اطلاع از این قضیه و این‌که آب شرب آلوده و دیگر قابل استفاده نیست، همچنان از آن استفاده می‌کردند.
در پایان نسبت به برنامه ریزی جلسه بعدی (شنبه 5 آگوست)به شرح زیر تصمیم گیری شد: منشی جلسه:بیتا اسدپور،مسئول جلسه: علی اسدپور،اخبار وتحلیل آن : آقای احسان سرگزی ،مقایسه اعلامیه جهانی حقوق بشر با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: آقای عرفان کاظم و سخنرانان خانم ها آریندخت اسدپور و دیانا بیگلری.جلسه ساعت 15:00 پایان یافت.

 


گزارش جلسه ماهانه نمایندگی‌ سویس یکشنبه نهم یولی ۲۰۱۷
محمد هادی زارع

اين جلسه در تاريخ یکشنبه ۹ یولی ۲۰۱۷ مصادف با ۱۸ تیر ماه ۱۳۹۶ ساعت ۱۵ به وقت اروپای مرکزی در شهر زوريخ مكاني به نام كازاما برگزار گرديد. در ابتدا آقای وحید بردانی مسئول جلسه بعد از سلام و خيرمقدم باخواندن ماده ۴ اعلامیه جهانی حقوق بشر كه ميگويد: هیچ احدی نباید در بندگی و یا بردگی نگاه داشته شود،بردگی و داد و ستد بردگان از هر نوع و هر شکلی باید بازداشته شده و ممنوع شود. و هیچ کس نمیبایست مورد شکنجه یا بی رحمی و آزار یا تحت مجازات غیر انسانی و یا غیر رفتاری قرار گیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد ، جلسه را آغاز كردند و در ادامه ايشان برنامه اين جلسه نمايندگى سوئيس را براى حضار قرائت كردند .
آقای وحید بردانی مسئول جلسه از اولین سخنران جلسه آقای مهدی برنو دعوت کردند تا گزارش خود را با عنوان گزارش تفصیلی نقض حقوق بشر در خرداد ماه ۹۶ را برای حاضرین ارائه کنند. آقای مهدی برنو سخنرانی‌ خود را چنین آغاز کردند.نقض حقوق بشر در ایران همچون گذشته در خرداد ماه سال ۱۳۹۶ نیز ادامه داشت. این ماه با ۱۴ مورد اعدام, بازداشت ده ها نفر بالاخص اعضای جوامع اقلیتهای مذهبی, نقض گسترده آزادی بیان در فضای مجازی, تجمعات کارگری و صنفی و موارد دیگری که در ادامه ذکر خواهد شد در استان‌های مختلف همراه شد. این گزارش بر مبنای اطلاعاتی گردآوری شده که صحت آنها به احراز رسیده است.
از مهمترین موارد نقض آزادی اندیشه و بیان در این ماه می توان به بازداشت رضا ملک, محمد مهدوی فر, عبدالرضا داوری, دانیال استخر, جواد گیاه‌شناس؛ همچنین حکم ۷ سال زندان برای دو تن از شاگردان محمد علی طاهری,احضار مجدد عباس لسانی به دادگاه و تشکیل پرونده برای شهربانو منصوریان قهرمان ووشو اشاره کرد.در مورد نقض آزادی بیان در فضای مجازی نیز می توان به بازداشت ۸ فعال تلگرامی در کرمانشاه و گرگان اشاره کرد. همچنین حکم ۳۶ سال حبس برای سه فعال تلگرامی صادر شد که به دادگاه تجدید نظر ارسال شد. بازداشتچهارشهروند در آبادان به جرم انتشار فیلم تخلف پلیس, محرومیت محسن فروزان به دلیل فعالیت های همسرش ومحرومیت ۷ خبرنگار از حضور در مجلس از جمله دیگر مصادیق نقض آزادی اندیشه و بیان یا ممانعت از گردش آزاد اطلاعات در این ماه بودند.تعرض به حقوق اولیه اقلیت‌های قومی و دینی در ایران در این ماه نیز ادامه داشت.
در زمینه نقض آزادی های ادیان شاهد اعمال فشار و تبعیض مشخصی علیه شهروندان سنی مذهب، بهایی و مسیحی بودیم.از جمله گزارشات در مورد حقوق شهروندان بهایی میتوان به بازداشت ۳ تن از شهروندان بهایی در شاهین شهر و محاکمه ۴ نفر در مشهد؛ و اجرای حکم زندان ۱۲ نفر اشاره کرد. همچنین در این ماه محرومیت ازتحصیل ۲۲ تن از این شهروندان به دلیل باورهای مذهبی شان از دانشگاه های کشور را شاهد بودیم.
در مورد حقوق شهروندان سنی مذهب میتوان به بازداشت های گسترده این شهروندان در نواحی کردنشین و همچنین پلمپ نمازخانه اهلسنت که مورد انتقاد شدید مولانا گرگیج قرار گرفت اشاره کرد.احضار ۵ نفر از شهروندان مسیحی به دادگاه در رشت و همچنین تخریب قبرستان مسیحیان در کرمانشاه از جمله موارد نقض حقوق این شهروندان مسیحی بود.در مورد حقوق اقلبت های قومی می توان به توقیف یک کتاب آموزش زبان کردی به دلیل استفاده از الفبای لاتین و همچنین بازداشت هنا (حنا) خرسان، فعال فرهنگی اهل اهواز در ارتباط با برگزاری مراسم فرهنگی گرگیعان اشاره کرد.

آقای مهدی برنو همچنین گفتند اعدام از جمله موارد بارز نقض حق حیات در ایران است. درخرداد ماه ۹۶ حداقل ۱۴ نفر از شهروندان اعدام شده اند. لازم به ذکر است که عمده این موارد در زمینه جرایم مربوط به مواد مخدر بود. همچنین ۱۶ نفر نیز به اعدام محکوم شدند که یک مورد از آنها محکومیت به اعدام در ملا عام بود. از سوی دیگر با تلاش برخی نهادها و مسئولین حداقل ۱۱ مورد بخشش اولیای دم و تخفیف در مجازات اعدام را شاهد بودیم.
زندانیان در این ماه همچون ماه های گذشته شاهد نقض گسترده حقوق خود بودند که در پی آن اعتصاب غذای حبیب ساسانیان, سیامک میرزایی و همچنین عدنان حسینی زندانی سنی مذهب را شاهد بودیم. عدم رسیدگی پزشکی و محرومیت از درمان از جمله موضوعاتی که زندانیان از آن رنج می برند. در این ماه اسماعیل عبدی, عبدالله شریعتی,محسن و احمد دانش پور, چنگیز قدم خیری, علیرضا گلی پور رسیدگی لازم پزشکی را دریافت نکردند. شدت بی توجهی مسولین در زندان در مورد عدم رسیدگی پزشکی در زندان ها به حدی است که شاهد مرگ یک زندانی درزندان سنندج بودیم.در این ماه در زندان قزلحصار کرج سه مورد خودکشی زندانیان بوقوع پیوست که از این میان یک مورد خود از نگهبانان این زندان بود که متهم به قاچاق مواد مخدر به درون زندان شده بود.
در زندان ارومیه نیز زندانیانی که به عدم تفکیک جرایم خود معترض بودند مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. همچنین مریم نقاش زرگران از سوی یک زندانی عادی مورد ضرب و شتم قرار گرفت اما از رسیدگی پزشکی و قضایی کافی محروم ماند.همچنین در این ماه وحید صیادی نصیری, ماهر کعبی, مصطفی سلیمی, مجید اسدی, پیام شکیبا و محمد بنا زاده به زندان های دیگر تبعید شدند.
در این ماه تعداد بسیار زیادی بازداشت شدند. نام بسیاری از آنها به دلیل بازداشت های فله ای انجام شده در این ماه نامعلوم است. اسامی بعضی بازداشت شدگانی که نام آنها احراز شده است عبارتند از: عسل اسماعیل زاده – سالار عبداللهی – محمد معینی – مصطفی شهروزی – فریده عبدی – نوشین سالکیان – مهدی زرگانی – عبدالرضا داوری – دانیال استخر – برهان مظفری- یوسف بهرامی – یاسر حسن زاده.این ماه در شهر ها و استان های مختلف بازداشت های گسترده ای بوقوع پیوست که از برجسته ترین آن می توان به بازداشت ۴۰ تا ۷۱ نفر در استان های کرمانشاه و کردستان و آذربایجان غربی و تهران اشاره کرد. همچنین ۵ نفر در جاسک به اتهام ارتباط با داعش و ۲ نفر در کرج به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بازداشت شدند. همچنین ۳ نفر در بوکان و تعدادی در مهاباد بازداشت شده اند. در این میان ۲ نفر در اردبیل به دلیل فعالیت در تلگرام بازداشت شده اند.ایشان همچنین گفتند : زنان در ایران همچنان از بزرگترین قربانیان نقض حقوق بشرمحسوب می شوند. از پررنگ ترین مصادیق نقض حقوق زنان در این ماه می توان به مواردی در زمینه حضور زنان در اجتماعات ورزشی اشاره کرد. از این میان بازداشت فرد ترنسی به ظن دختر بودن در ورزشگاه همچنین اجاره محدود به زنان برای حضور در سالن ورزشی در کنار اعمال محدودیت و محرومیت برای برخی زنان والیبالیست نمونه های برجسته آن بودند. در مورد خشونت های جنسی و جسمی موردی از ۲ بار تجاوز در یک شب به یک زن بسیار خبر ساز شد و همچنین یک مورد قتل ناموسی در شیراز را شاهد بودیم.از برجسته‌ترین گزارشات درزمینه حقوق کودکان می توان به شکایت برخی خانواده های کودکان مبتلا به اوتیسم به خاطر شکنجه این کودکان در یک موسسه توان بخشی در مشهد اشاره کرد. همچنین دفتر حمایت از کودکان کار و خیابان نیز پلمپ شد در حالی که این نهاد نقشی ارزنده در دفاع از این دست کودکان محروم ایفا می کرد.
رویدادها و اخبار کارگری و صنفی در این ماه همچون دیگر ماهها بسیار بود. متاسفانه در این میان اخبار از کشته شدن حداقل ۲۳ کاگر در حین کار و مصدومیت تعداد زیادی حکایت دارند. همچنین حداقل ۲۰ تجمع کارگری در نقاط مختلف اتفاق افتاد که از بارز ترین آن میتوان به اعتراض کارگران کوشک بافق به مرگ همکارشان اشاره کرد. در حوزه اصناف و حقوق صنفی هم این ماه خالی از حوادث نبود چنانکه تجمع پاتولوزی و تجمع حق الندریس ها از برجسته‌ترین‌های این رسته بود.در حیطه محیط زیست اخبار بسیاری در این ماه منتشر شد که غالب آن‌ها با موضوع آلودگی هوا ، محیط‌ زیست و کمبود آب در کشور بود اما یکی از مهمترین گزارشات این ماه مربوط به تالاب انزلی بود که در لیست سیاه تالاب‌های تخریب شده کنوانسیون محیط زیست قرار گرفت که به خاطر گستردگی تخریب و تصرفات موجود و همچنین وجود سازه های غیر مجاز در حاشیه های تالاب، زمان زیادی برای جبران خسارت‌های وارد شده و احیای مجدد این ثروت ملی لازم است.در زمینه حقوق دگرباشان در استان یزد رییس پلیس فتای این استان مدعی بازداشت دگرباش جنسی ۴۱ ساله ای شد که به گفته وی چندین سال است که متهم با افراد زیادی که همجنس خودش هستند ارتباط داشته، هر چند سعی شده است محتوای این بازداشت در ارتباط با شکایت شهروند دیگری نشان داده شود اما اظهارات مقام پلیس روشن می سازد که روابط شخصی فرد بازداشت شده مورد کنکاش قرار گرفته و از گرایشات جنسی وی علیه اش استفاده شده است.
در ماهی که گذشت ۳ متهم به قطع دست یا انگشتان دست محکوم شدند، انفجار ۵ فقره مین به کشته و زخمی شدن شهروندان منتهی شد، گزارشاتی از ۳ مورد اسید پاشی منتشر شد که علاوه بر ۸ نفر زخمی در یک پرونده خاص در تهران ۱۴ زن و کودک را دچار آسیب کرد، ۲ شهروند به تحمل شلاق محکوم شدند و ۲۰ شهروند قزوینی به اتهام روزه خواری در ملاعام شلاق خوردند.در ماهی که گذشت دست کم ۱۵ زن و مرد در سفره خانه ای در گرگان بازداشت شدند، آنها متهم به برگزاری مهمانی مختلط بودند. از سوی دیگر یکی از مقامات ارشد پلیس مدعی شد این نهاد برای ورود به پلاژهای خصوصی لب دریا نیاز به مجوزی ندارد که این سخنان واکنش محمود صادقی نماینده مجلس را در پی داشت، آقای صادقی این ادعا و رویه را خلاف قانون و نقض حریم شخصی شهروندان دانست.آقای برنو درپایان به گزارشاتی که توجهات زیادی به خود جلب کرد چرداختند به عنوان نمونه :اعتصاب غذای اسماعیل عبدی و مجموعه کمپینی که توسط کنشگران مدنی و صنفی در این رابطه برپا شد توجهات زیادی را به خود جلب کرد. یکی دیگر از گزارشاتی که در این ماه توجهات زیادی را به خود جلب کرد دوبار تجاوز به یک زن بخصوص در زمانی که در طلب کمک بود باید دانست. این گزارش خشم کاربران ایرانی را در فضای مجازی برانگیخت. سایر گزارشات مورد توجه این ماه نیز در همین چارچوب بود، مردی که گوش زن خود را برید یا پدری که به بهانه های ناموسی در روز و محلی عمومی در شهر شیراز دخترش را به قتل رساند.بازداشت دانیال استخر وکیل دادگستری در شیراز نیز جزو اخبار پر بازدید این ماه بود همینطور فیلمی که از ضرب و شتم یک وکیل توسط ماموران نیروی انتظامی منتشر شده بود را هم باید اشاره کرد.
آقای برنو همچنین گفتند گزارشاتی هم علیرغم اهمیت با بی توجهی روبرو شدند. به عنوان نمونه :
زندانی شدن ۱۲ شهروند بهایی در استان گلستان و همینطور بازداشت دست کم ۵ شهروند بهایی در استان هرمزگان از این دست گزارشات بود. همینطور محاکمه ۴ شهروند مسیحی در دادگاههای انقلاب نیز با کم توجهی افکار عمومی روبرو شد. از سوی دیگر دستگیری حدود ۷۰ شهروند سنی مذهب در نواحی غربی کشور نیز از جمله وقایعی بود که متاثر از حملات تروریستی تهران و تهییج افکار عمومی با بی توجهی افکار عمومی روبرو شد. در بخشی دیگر بازداشت شهروندان عرب در خوزستان از جمله بازداشت هنا (حنا) خرسان، فعال فرهنگی اهل اهواز در ارتباط با برگزاری مراسم فرهنگی گرگیعان را باید بعنوان یک توجهی افکار عمومی به نقض حقوق بشر قلمداد کرد.
اعتصاب غذای زندانیانی چون سیامک میرزایی، حبیب ساسانیان نیز از جمله مواردی بود که ظرفیت توجهی بیشتری از سوی افکار عمومی را داشتند.

آقای نیما حسابیان سخنرانی‌ خود را با موضوع چرا جمهوری اسلامی مسیحیت ستیز است را برای حاضرین در جلسه قرائت کنند چنین آغاز کرد . عدم تحمل دگراندیشان سیاسی و عقیدتی همواره به اشکال مختلف در تاریخ ایران وجود داشته است اما با استقرار جمهوری اسلامی تبعیض، آزار و به انزوا فرستادن آنها در محدوده جامعه خود ابعاد گسترده ای یافته و قانونی شده است. در اوایل انقلاب آیت الله خمینی سعی می‌کرد عده‎ی اندکی از مقامات بلند پایه مسیحیان و ارامنه‎ی همسو با سیاست‎های انقلاب اسلامی را دور خود جمع کند و بدنه‏‌ی اجتماعی مسیحیان در ایران را نادیده گرفت تا آنجا که حتی حقوق و بندهایی که قانون اساسی برای آنها تعیین کرده بود نادیده گرفته شد. در این سالها نوکیشان مسیحی زیادی به اتهام اقدام

علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام و ارتباط با شبکه کلیسایی خارج از کشور در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی به حبس کشیده شدند، و عده ای نیز در دادگاه های بدوی رژیم به اعدام محکوم شدند ،از این میان کشیش یوسف ندرخانی, کشیش سعید عابدینی, مریم امیرزاده و مرضیه رستم پور و… با واکنش جهانی حکومت جمهوری اسلامی را مجبور به عقب نشینی در ارتباط با این حکم به ناحق کردند، اما نوکیشان مسیحی بسیاری دوران محکومیت خود را در زندان سپری میکنند، ، ابراهیم فیروزی نوکیش مسیحی که در تابستان ۱۳۹۲ دستگیر شد و تا کنون در این سه سال یک روز از مرخصی استفاده نکرده است ، و دیگر نسیم نقش زرگران از نمونه های بارز این نوکیشان مسیحی در حبس میباشند.یکی از علل سرکوب نوکیشان مسیحی در ایران نگرانی حکومت از رشد اقبال عمومی به مسیحیت و گسترش کلیساهای خانگی در شهرها و روستاهایی با بافت سنتی است. جمهوری اسلامی که پایگاه قدرت خود را بر لایه‌های سنتی اجتماع استوار می‌داند و از ریزش تدریجی این پایه‌ها نگران است. در تحلیل سردمداران و همفکران آنها در جمهوری اسلامی، دلیل رویگردان شدن مردم از باروهای سنتی و قرائت حکومتی از دین، توطئه دشمنان خارجی است. آنان نمی‌توانند یا نمی‌خواهند باور کنند که این پدیده ممکن است ارتباطی هم با فساد فراگیر در نظام مالی و اقتصادی، اختلاس‌های میلیاردی، فقر و شکاف طبقاتی، ناعدالتی و برخورد دوگانه نظام قضایی با خودی‌ها و غیرخودی‌ها، وعده‌های عملی نشده و مهمتر از همه واقعیت‌هایی اجتناب‌ناپذیر دینداری در عصر مدرن داشته باشد.
عبدالکریم لاهیجی, حقوقدان برجسته در جایی با بیان اینکه نخستین تبعیض‌ها بین مسلمان و غیرمسلمان در قانون اسلامی جمهوری مشخص شده می گوید: ” ماهیت نظامی اسلامی حاکم بر ایران، نگرش طبقه مذهبی حاکم را بازتاب می‌دهد. در همین حال، نگرش حاکم بر طبقه روحانیت شیعه، باورهای مذهبی دیگر را تاب نمی‌آورد و بر این اعتقاد است که پیروان مذاهب دیگر نمی‌توانند و نباید از حقوق شهروندی برابری با شیعیان برخوردار باشند. این تبعیض و فشار برای اقلیت‌های رسمی شناخته شده، قدری کمتر و برای دیگر مذاهبی که رسمیت دارند شدت و حدت بسیار بیشتری دارد. در این مسیر حکومت اسلامی برای پیروان برخی از مذاهب، مانند بهایی و نوکیشان مسیحی تا مرز ارتداد پیش می‌رود.” و جالب آنجاست که حکومت اسلامی ايران با قانونی کردن مجازات اعدام برای ارتداد در لايحه مجازات عمومی ، هراس حکومتگران را از رونق گرايش های غير اسلامی در جامعه نشان داده و اين برداشت را تاييد می کند که در سه دهه گذشته بخش های مهمی از جامعه ايرانی به دليل سرخوردگی از حکومت به مذاهب و گرايش های غير مذهبی روی آورده اند. بخشی از این رویکرد مسیحیت‌ستیزانه هم توجیه جنبه مالی و بودجه‌ای کلانی که برخی نهادهای تبلیغی به بهانهٔ کار فرهنگی و تحقیقاتی در ارتباط با ادیان و فرقه‌های انحرافی از بودجه کشور دریافت می‌کنند است. هر چه دشمن فرضی بیشتر، خطرناک‌تر و بزرگتر باشد، بالطبع بودجه دریافتی بیشتر خواهد بود. علاوه بر بازداشت‌ها و اعمال محدودیت‌ها, اصلی‌ترین شاخص جمهوری اسلامی ایران تولید و باز نشر مسیحیت ستیزی سازمان یافته بود که خود را به عنوان جریانی تکامل یافته که از سالهای آغازین انقلاب کلید خورده بود، بروز داد.تولید پیوسته سلسله برنامه‌هایی علیه مسیحیت و به طور خاص در صدا و سیمای جمهوری اسلامی را میتوان به عنوان بزرگترین پروپاگاندای روحانیون حکومتی و استفاده آنها از ابرازهای رسانه ای دانست. برنامه‌هایی به طور کامل یک طرفه و بدون حضور کارشناسان مسیحی که طلاب و حوزویان در مباحثی یک طرف نه در جهت تحلیل و تحقیق بلکه با اسناد و روایاتی تحریف شده و غیرواقعی دست به تخریب مسیحیت می‌زدند.جمهوری اسلامی با بسیج مراجع و مبلغین خود وهمچنین جذب کشیشان و اسقف‌های واخورده از کلیساهای خاص تحت نظارت دولت‌های دوست در جهت منافع سیاسی با استفاده از سرمایه‌های کلان دست به برگزاری همایش‌ها و نشست‌های مشترک اسلامی-مسیحی می زند با مسیحیانی که همگی در خدمت سیاست‌ دولت‌های متبوعشان نظیر روسیه، بلاروس، لبنان و ونزوئلا هستند. اینگونه گردهمایی ها در سال های گذشته آمار بالایی داشته و از این بابت پول زیادی به حساب سازمان‌های واسطه مثل بنیاد تقریب مذاهب و اتاق‌های دوستی واریز شد. این سیاست در جهت تخریب مسیحیان راستین با قدرت پیگیری می شود همان طور که در داخل کشور هم از مرزبندی و تعریف مسیحی خودی و غیر خودی غافل نمانده اند و هر چند گاهی صدای تعریف و تمجید تعدادی از مسیحیان حکومتی جمهوری اسلامی در رسانه ها بلند می شود که ایران رنگین کمان زیبایی از زندگی ادیان مختلف در صلح و آرامش است و حضرات آیت الله خالق این رنگین کمان آسایش و معرفت رصد اخبار و گزارش‌های رسانه‌های مسیحی فارسی زبان خارج از کشور و تخریب همزمان چهره‌های مشهور دنیای مسیحیت فارسی زبان و مبشرین بخشی دیگری از جریان سیستماتیک مسیحیت ستیز است. نهادهای به ظاهر رسانه‌ای با پشتیبانی سرویس‌های امنیتی با اطلاعات ناقص و تحریف شده جریان عظیم پرونده سازی علیه مسیحیان خارج از کشور راه‌انداختند و به طور شاخص در پرونده آنها انواع و اقسام فسادهای اخلاقی و مالی را درج کردند و با استفاده از رسانه‌های خود به دنبال تخریب جامعه مسیحیان فارسی زبان بودند.تقابل جمهوری اسلامی با ادبیات حوزه عرفان، روانشناسی و الهیات مسیحی را نیز نباید فراموش کرد. بسیاری از کتاب‌های مسیحی که سال‌ها تجدید چاپ می‌شدند دیگراجازه فروش به آنها دربازار کتاب و یا نمایشگاه های کتاب داده نمی شود. در مقابل چندین جلد کتاب بی هویت و ضد مسیحیت با اسناد جعلی تاریخی با هدف تخریب منتشر شد که نمونه بارز آن انتشار کتاب خشونت در پناه مسیحیت بود.نکته آخر و شاید سیاسی‌ترین اقدامات جمهوری اسلامی در راستای مسیحیت ستیزی، دستگیری شهروندان مسیحی خارجی و یا ایرانیان دوتابعیتی بود که برای سفر به صورت موقت به ایران سفر کرده بودند.

جمهوری اسلامی با دستگیری این افراد از آنان به عنوان ابزاری برای باج‌گیری و چانه‌زنی‌های بین‌المللی استفاده می‌کرد. در قبال آزادی آنان یا پول‌های بلوکه شده خود در تحریم‌ها را طلب می‌کرد و یا از آنان برای مبادله حکومتی‌های زندانی در خارج از کشور بهره می‌گیرد. آقای احمد کاظمی زاده سخنرانی‌ خود را که با موضوع وضعیت زندانیان چنین آغاز کرد .وضعیت زندانیان و نادیده گرفتن حقوق آنها در حکومت مستبد ملاها زندانی شدن چند نسل متوالی فعالان ، مدافعان حقوق بشر ، خبرنگاران و سا شهروندان توسط حکومت ایران در بعد از انقلاب ، زندانهای این کشور را به صحنه ای مهم در حیات سیاسی و فرهنگی ایران تبدیل کرده است . سالهای بسیاری است ، تمام شواهدی که از داخل زندانهای کشور بدست می آید ،نشانگر وخامت شرایط زندگی روزمره زندانیان است . مشخص است که جمهوری اسلامی تلاشی برای رعایت موازین بین المللی نظیر حداقل مقررات معیار ، برای رفتار با زندانیان و یا قوانین داخلی خود در ارتباط با شرایط زندانها نمی کند . این موارد مرتبٱ و به طور سیستماتیک توسط سازمان زندانها و قوه قضائیه ، که ناظر بر سازمان زندانها است ، نادیده گرفته می شوند . زندانهای ایران دچار ازدحام شدید ، وضعیت بد بهداشتی ، آب با کیفیت پایین ، امکانات ناکافی پزشکی ، خشونت علیه زندانیان سیاسی و عقیدتی ، و بدرفتاری دائمی با زندانیان از سوی مسئولان هستند . در حال حاضر مخالفان سیاسی ، فعالان مدنی ، روزنامه نگاران ، وکلای مدافع حقوق بشر ، هنرمندان و افراد دیگر ، اغلب بدلیل اتهامات مبهمی از جمله (تبلیغ علیه نظام )(اقدام علیه امنیت ملی ) یا (توهین به رهبر ) زندانی می شوند . این اتهامات کیفری ، که با عباراتی مبهم تعریف شده اند ، مشخصه های چارچوب حقوقی بکارگرفته شده توسط جمهوری اسلامی است که هدف آنسرکوب ناراضیان و حبس خودسرانه زندانیان عقیدتی میباشد . اگر جه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آزادی مطبوعات ،آزادی انجمن و آزادی تجمع را به نحو محدودی محافظت می کند ، اما در عمل استفاده از این آزادیها می تواند سبب به زندان افتادن شهروندان ایرانی شود ، و غالبٱ نیز چنین می شود .آقای کاظمی زاده همچنین عنوان کردند : زندانیان اغلب امکان دسترسی به مشاوره حقوقی ندارند و روزها یا هفته های متوالی ، بدون آنکه به جرمی متهم شده باشند ، در زندان نگاه داشته می شوندبرخی از زندانیان شکنجه می شوند و تحت فشار قرار می گیرند تا به جرم خود اعتراف نمایند ، حتی اگر هیچگونه جرمی مرتکب نشده باشند .در حالیکه حکومت ادعا میکند هیچ زندانی سیاسی در ایران وجود ندارد و با زندانیان به خوبی رفتار می شود ، شهادتهای تعداد زیادی از زندانیان سابق تقریبٱ بطور یکپارچه داستان متفاوتی را بیان می کند . استفاده از بازجویی و شکنجه برای گرفتن اعترافات دروغین به صورت سیستماتیک در آمده است .بدرفتاری با زندانیان سیاسی ، وضعیت خشونت بار زندانها و شکنجه و آزار و اذیتهای متداول ، نمونه هایی از عواقبی است که روزنامه نگاران ، مدافعان حقوق بشر ، و فعالان سیاسی ممکن است به علت فعالیتهایشان با آنها مواجه شوند . این امر سبب میشود بسیاری از فعالان و دگراندیشان به خودسانسوری پرداخته ، فعالیتهای خود را بکلی متوقف نمایند ، و یا از کشور خارج شوند تا از شرایطی که همردیفانشان را بدون برخورداری از تشریفات حقوقی لازم و یا مشاوره حقوقی درگیر ساخته ، فرار کنند .شکنجه، بازداشت خودسرانه ، و محرومیت از دسترسی به مشاوره حقوقی ، همگی توسط قانون اساسی ایران ممنوع شده است . به علاوه مقررات داخلی حاکم بر سازمان زندانها نیز محافظتهای بیشتری را برای زندانیان در نظر میگیرد . با وجود این نقض این مقررات امری کاملٱ عادی شده است و جمهوری اسلامی در قبال رفتارهای غیرانسانی با زندانیان سیاسی در زندانهای ایران که با تعهدات این کشور نسبت به حقوق بین الملل مغایرت دارد ،مسئول است.گزارشگران ویژه سازمان ملل بر اساس مصاحبه هایی که با شاهدان و زندانیان انجام داده اند ، به این نتیجه رسیده اند که زندانیان از حد اقل استانداردی که برای رفتار با زندانیان باید در نظر گرفته شود ، برخوردار نیستند . حکومت جمهوری اسلامی بعنوان یکی از امضاء کنندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی باید به آزادی اندیشه ، آزادی تجمع وآزادی بیان شهروندان خود احترام بگذارد ، در غیر اینصورت جوامع بین المللی و مدافعان حقوق بشر چه در ایران و چه در خارج از کشور در مقابل این همه ظلم و ستم هرگز سکوت نخواهند کرد.آقای نادر زندی سخنرانی‌ خود ر سخنرانی‌ خود را که با موضوع روز تعاونی‌ها در ایران ا چنین آغاز کرد .

روز بین‌المللی تعاونی‌ها و شرایط تعاونی‌ها در ایراندر سال ۱۸۹۵ میلادی نخستین نهاد مرتبط بین‌المللی با عنوان اتحادیه بین‌المللی تعاون که یک اتحادیه غیر دولتی است تاسیس و از سال ۱۹۲۷ میلادی نخستین شنبه ماه ژوئیه را به عنوان روز نظارت بر عملکرد تعاونی‌ها برگزیدند که در نهایت سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۲ به این نتیجه رسید که اولین شنبه ماه ژوئیه باید به عنوان روز بین‌المللی تعاونی‌ها نامگذاری شود و اتحادیه بین‌المللی تعاونی‌ها نیز متولی‌ اصلی‌ آن گردد.تقریبا ۱۲.۶ میلیون تعاونی در ۱۴۵ کشور دنیا با یک میلیارد نفر عضو وجود دارد که دارایی آنها به ۲۰ هزار میلیارد دلار می‌‌رسد و در مجموع سالیانه حدود ۳ هزار میلیارد دلار در آمد دارند و به طور غیر مستقیم و یا مستقیم برای بیش از ۱۰۰ میلیون نفر در جهان شغل ایجاد کرده‌اند.همچنین سهم تعاونی‌ها در اقتصاد دنیا در حدود ۴.۳ در صد است و کشور هائی که سهم تعاون در اقتصاد آنها بیش از ۱۰ در صد است عبارتند از نیوزلند با ۲۰ در صد،هلند و فرانسه با ۱۸ در صد ،فنلاند با ۱۴ در صد ،نروژ،دانمارک‌،استرالیا،آلمان و ایتالیا نیز در این آمار قرار دارند.در ادامه باید اشاره کنم که سهم تعاونی‌ها از در آمد ناخالص داخلی‌ کشور در منطقه خاورمیانه ۲۷ صدم در صد است که این رقم در کشور‌های اروپایی ۷ در صد ،در آمریکا ۴ در صد و در آسیا ۳ در صد می‌باشد.در ایران واژه تعاون به مفهوم واقعی‌ دارای سابقه بسیار طولانی‌ می‌باشد ولی‌ شروع تعاون رسمی‌ در ایران ،با تصویب قانون تجارت در سال ۱۳۰۳ شمسی‌ شروع گردید.اما اگر بخواهیم از لحاظ ثبت و تشکیل فعالیت تعاونی‌های رسمی‌ سخنی بر زبان بیاوریم بر میگردیم به سال ۱۳۱۴ که دولت اقدام به تاسیس نخستین شرکت تعاونی روستایی در منطقه داور آباد گرمسار کرد و اولین قانون در مورد تعاونی‌ها در سال ۱۳۳۲ به صورت لایحه قانونی‌ به تصویب رسید.
همچنین در سال ۱۳۴۲ برای حمایت از تعاونی‌ها بخصوص تعاونی‌های روستای سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران تشکیل شد که بتواند به پیشرفت تعاونی‌ها در مناطق روستایی و کمک اعتباری به اجرای برنامه‌های آنها کرده باشد.تعاونی‌ها را می‌توان واحد‌های کوچک اقتصادی ویژه‌ای نام برد که به صورت مستقیم و غیر مستقیم در اقتصاد یک کشور نقش دارند که غالباً مالکیت مستقلی دارند.قابل ذکر است که تعاونی‌ها سازمان‌های مردم نهادی هستند که از سوی خود اعضا و با اختیار کامل آنها تشکیل و اداره میشود و میتواند در رشد فرهنگی‌،اقتصادی،سیاسی و اجتماعی جامعه نقش پر رنگی‌ را داشته باشند.همچنین در اصل ۴۴ قانون اساسی‌ تعاونی‌ها را یکی‌ از بخش‌های سه گانه نظام اقتصادی ایران معرفی‌ کرده است،این سه بخش اقتصادی شامل بخش دولتی،خصوصی و بخش تعاونی‌ها می‌باشد.اما متاسفانه از زمانی‌ که قانون اساسی‌ قسمتی‌ مجزا برای تعاونی‌ها در نظر گرفت و اقتصاد ایران را به سه‌ بخش تقسیم کرد همیشه تعاونی‌ها مورد بی‌ اعتمادی قرار گرفته‌اند و کمترین سهم را در شکوفائی اقتصادی کشور به خود اختصاص داده اند که می‌توان یکی‌ از دلایل این به اعتمادی‌ها را اقتصاد دولتی ایران و وابستگی شدید آن به نفت دانست و از طرفی‌ دیگر در چند سال اخیر شرکت‌های خصولتی و یا تعداد زیادی از افراد دولتی با تشکیل تعاونی‌ها و موسسات اقدام به جذب سرمایه از مردم کرده‌اند و بعد از مدتی‌ با اعلام ور شکستگی سرمایه سرمایه‌گذاران را بالا کشیده اند و هیچ نهاد و یا مسئولی پاسخگوی آن نیست.به طور مثال تعاونی اعتباری ثامن الحجج که توسط پاسدار ابوالفضل میرعلی داماد امام جمعه سبزوار در سال ۱۳۸۰ تاسیس گردید و از سال ۸۶ فعالیت خود را آغاز کرده بود در سال ۹۵ به علت عدم بازپرداخت سپرده‌ها ورشکسته اعلام شد ،همچین سناریویی هم برای تعاونی اعتباری ثامن اجرا شد.از دیگر موارد می‌توان به بنیاد تعاون ناجا مربوط به نیروی انتظامی‌ اشاره کرد که چیزی در حدود ۳۵ هزار میلیارد تومان اختلاس در این تعاونی صورت گرفته و تاکنون کسی‌ پاسخگوی آن نیز نمی‌باشد.علی‌ ایحال این گوشه‌ای از مشکلات تعاون و تعاونی‌ها در ایران می‌باشد که بی‌توجهی و نبود مدیریت باعث شده است که عدّه‌ای زیر پوشش نام تعاونی اقدام به رانت خواری،اختلاس،دزدی،و ‌واگذاری‌های غیر قانونی‌ دست بزند و به جای اینکه تعاونی‌ها به اقتصاد جامعه کمک کند تبدیل به بلای جان اقتصاد بیمار هم اکنون ایران شده‌اند و هر روزه صدای اعتراض مردم ستمدیده زیادی که به این تعاونی‌ها اعتماد کرده بلندتر شده و هیچ نهاد و یا مسئولی پاسخگوی این هرج و مرج و بل بشوی موجود نمی‌باشد.
سرکار خانم لیدا شهابی سخنرانی‌ خود را با موضوع کودکان بی‌ گناه قربانی آن تجاوز است را برای حاضرین در جلسه قرائت کنند. کودکان خیابانی children streetهمه ما در زندگی روز مره با کودکانی سروکار داریم که در خیابانها دستفروشی میکنند یا به انواع مختلف به تکدی گری مشغولند. وجود این کودکان درجامعه ما نشان از آسیبهایی دارد که که معمولا در خانواده شکل گرفته و به تدریج وضعیتی را سبب میشود که کودکانی که در این سن نیاز به بهره مندی از امکانات رفاهی و آموزشی مربوط به خود را دارند دچار مشکلات مختلفی میشوند از جمله انجام کارهای سخت و زیان آور یا دوری از خانواده و محروم بودن از مهر و محبت خانواده ، بازماندن از تحصیل ، بیماریهای جسمی و مشکلات بیشمار دیگری که در برخی موارد با افتادن در دام گروههای سازمان یافته تبهکاری به مراتب تبعات بدتر و بیشتری گریبانگیر آنان میشود .در مورد کودکان خیابانی تعاریف مختلفی ارائه شده است .
کودک : بر اساس ماده 1 پیمان نامه حقوق کودک و سازمان یونیسف به افرادی اطلاق میشود که کمتر از 18 سال سن دارند .
کودک خیابانی : به کودکانی اطلاق مشود که در شهرهای بزرگ برای ادامه بقای خود مجبور ار و زندگی در خیابان هستند.
– بر اساس تعریفی دیگر این کودکان در 3 گروه اصلی زیر تقسیم میشوند .
– کودک خیابانی (street children)به کودکاني میگویند که در خیابان زندگی ميكنند و بدون حمایت خانواده یا بستگان خود ؛ سعی دارند از خودشان مراقبت کنند. این کودکان حدود 5% کودکان خیابانی را تشكيل میدهند .
– کودکان خیابانی children on the streetاین کودکان درواقع کودکان شاغل در خیابان هستند که برای کسب درآمد برای خانواده در خیابان کار میکنند . میزان ارتباط این کودکان با خانواده متفاوت است و ممکن است این ارتباط روزانه و یا در حد چند بار در سال باشد اما به هرحال احساس تعلق به خانواده دراین کودکان وجود دارد . اینان به حمایت و بقای خانواده خود از لحاظ اقتصادی کمک میکنند. اینان به اصطلاح نان آوران کوچک خانه هستند.اینها در بیشتر خانواده ها سپر بلای خانواده ی خویش میشوند و طعمه ی گرگ های خیابانی اند . گرگ های خیابانی که از اینها در توزیع مواد مخدر و… استفاده میکنند
.- کودکان خیابان children of the streetاین کودکان گروه کوچکتر از کودکان خیابانی را تشکیل میدهند ، اما مشکلات پیچیده تری دارند .برای این کودکان خیابان به منزله خانه است وآنها در خیابان در پی سرپناه و غذا هستند و دیگر افراد خیابانی برای آنان حکم خانواده را دارند . این افراد یا سرپرستی ندارند و یا در صورت داشتن خانواده ، به دلیل مسائل مختلف ، زندگی در خیابان برایشان امن تر از زندگی در خانه است . کودکان رها یا طرد شده نیز گاهی به عنوان گروهی مجزا مطرح میشوند ، اما نظر به اینکه در خیلی از موارد بازگشتی ندارند و در مدت کوتاهی به کودکان خیابان بدل میشوند ، در بعضی تقسیم بندیها جزئ گروه کودکان خیابان محسوب میشوند.که 5% کودکان خیابانی را تشکیل میدهند.

بطور کلی تعاریف مختلف دارای سه جزئ مشترک میباشند
1 – این کودکان وقت زیادی را در در خیابان زندگی یا سپری میکنند.
2 – خیابان منبع معاش کودکان است .
3 – از آنها بطور شایسته و مطلوب توسط بزرگترها نگهداری نمیشود
هم اکنون در کشور ما دسته بندی کودکانی که در خیابان حضور دارند به صورت زیر است :
1 – کودکان بدسرپرست
2 – کودکان بی سرپرست
3 – کودکان بزهکار
4 – کودکان کار
5 – کودکان اتباع بیگانه که خود در سه گروه قرار میگیرند :
– اتباع بیگانه دارای کارت یا برگ اقامت از مراجع قانونی و صاحب صلاحیت
– اتباع بیگانه فاقد کارت یا برگ اقامت از مراجع قانونی و صاحب صلاحیت
– کودکانی که پدرانشان از اتباع کشورهای بیگانه بخصوص افغانستان و مادرانشان ایرانی بوده ، ولی چون ازدواجشان ثبت نشده است شناسنامه ندارند .
6 – کودکان مبتلا به بیماریهای صعب العلاج یا کودکان روانی یا معلول
7 – کودکانی که با پدر خود زندگی میکنند
8 – کودکانی که با مادر خود زندگی میکنند .
9 – کودکانی که با خواهر یا برادر خود زندگی میکنند
10 – کودکانی که با ناپدری یا نامادری یا قیم خود زندگی میکنند
دسته بندی فوق شامل همه کودکانی است که در خیابان زندگی میکنند
علل بوجود آمدن کودکان خیابانی :از نکات برجسته کودکان خیابانی، علل فرارشان از منزل است. از عوامل مهم می‌توان فقر (اقتصادی)، تفاوت شدید طبقاتی و نبود عدالت اجتماعی، نرخ بالای بیکاری، افزایش بی‌رویه جمعیت در محله‌های حاشیه‌نشین شهرها، فقر فرهنگی خانواده‌ها (بی‌ سوادی و کم سوادی)، افزایش نرخ طلاق، اعتیاد، فوت یک یا هر دو والد بر اثر سوانح طبیعی و یا اجتماعی، افزایش بی‌رویه مشاغل کاذب با درآمد بالا، کمرنگ شدن فرهنگ مذهبی و ملی و سست شدن بنیان ارزش‌های اخلاقی و اعتقادی در جامعه را نام برد.
در این میان فرار کودکان از خانه با محوریت خانواده نقش اساسی را ایفا می‌کند. عدم به کارگیری راهکارهای تربیتی صحیح و بروز مشکلات متعدد، تبعیض بین فرزندان، کمبود محبت، لوس شدن، تنبیهات شدید فیزیکی، سوء استفاده جنسی، عدم درک حساسیت‌های دوران بلوغ نوجوانی، ترس کودک از حضور در مدرسه، تفاوت سنی فاحش والدین و کودک و نوع ارتباط بین نسلی، مقدار زوجات پدر خانواده، اختلالات روانی، سرقت‌های کوچک و بزرگ در منزل و مدرسه، فقر مادی و فرهنگی خانواده و طلاق، عمده‌ترین مشکلات درون خانواده است.پیامد فرار از خانه و پناه آوردن کودکان به خیابان چیزی نیست جز آغاز سوءاستفاده‌هایی از این کودکان از قبیل:آموزش کودکان و بکارگیری آنان برای حمل و توزیع مواد مخدر و سایر موارد غیرقانونی، آموزش و بکارگیری کودکان برای تکدی‌گری، آموزش و بکارگیری کودکان برای انواع سرقت، جیب‌بری، کیف‌زنی، کیف‌قاپی، خفت‌گیری، کودک‌ربایی و … ، بهره‌کشی و سوءاستفاده‌ جنسی، فروختن کودکان جهت تجارت اعضای بدن، آموزش و بکارگیری در اماکن فساد، فروختن و یا اجاره کودکان به منازل، بکارگیری در مشاغل خدمات پست دست‌فروشی و معرکه‌گیری، از جمله این سوء استفاده‌هایی هستند که آثار مخربی برای سلامت جسمی و بهداشت روانی کودکان خیابانی برجا می‌گذارد.کودکان خیابانی بزودي از حالت کودکی خارج شده و تبدیل به جوان خیابانی میشود. کودکانی که قربانیان شرایط دشوار زندگی هستند. کودکاني که همگی دارای ویژگی خاص مبتلا به فقراند. و در شرایط فقر هر کودکی به کودک خیابانی بالقوه است. کودکانی که در آینده نزديك صاحب یکی از بانکهای بزرگ با حجم عظیمی از سپرده های ویروس ایدز خواهند شد.
کودکانی که به شدت آسیب پذیرند و به يك مقطع که میرسند این آسیب پذیری را به گروهای دیگر منتقل ميكنند.دوران کودکی برای هر شخصی مهمترین مقطع زندگی اوست و تمام رفتارها ؛ باورها ؛ ارزشها , عقاید ؛ ترس ها و نفرتها, لیاقتها و … در همین دوران در ذهن او شكل ميگيرد و در تمام طول زندگی همراه اوست. خیلی از ماها پس از سالیان دراز هنوز از چیزهایی که در بچگی از آنها میترسیدیم وحشت داریم و آنچنان در ذهن ما جای گرفته که تا آخر عمر دست و پایمان را میبندد و مانند سدی مانع رسیدن ما به آرزوهایمان است.در پایان آقای وحید بردانی ضمن تشکر از سرکار خانم لیدا شهابی و دیگر سخنرانان جلسه از حاضرین خواست تا در جلسه پرسش و پاسخ مشارکت کنند .
در آخر مسئول جلسه از همه دوستانی که در این جلسه چه به صورت حضوری و چه به صورت پالتاکی شرکت کردند تشکر کرد . دوستانی که به صورت حضوری در این جلسه حضور داشتند آقایان احمد کاظمی زاده ، نادر زندی ، احمد دوهنده ، منوچهر لرستانی ، وحید بردانی ، رضا امیری . و سرکار خانم افسانه ملکی‌ . همچنین دوستانی که از طریق پالتاک ما راهمراهی کردند مهدی برنو ، علی‌ اسلیمی ، معصومه توکلی ، لیدا شهابی ، جعفر کریمی‌ ، آیدی بابلسر ، صبا صابری ، نیما حسابیان و آیدی گلسار .این جلسه در ساعت ۱۷ به پایان رسید.

 


گزارش جلسه کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی ، 17یولی 2017
امید رمضائی

جلسه تیرماه کمیته دفاع از حقوق اقوام وملل ایرانی مجددا درتاریخ ثبت شده ( دومین شنبه هر ماه میلادی، راس ساعت 15 ودر فضا مجازی پالتاک ) برگذار شد که با توجه به استقبال فعالین حقوق بشر و مشارکت حضار تا ساعت 30/18 ادامه یافت، در این نشست که متاسفانه نقض حقوق جامعه ایرانی را در بر می گرفت تنی چند از همکاران کمیته مسئولیت برنامه های مختلف را داشتند که بر مبنای فراخوان منتشره و به دعوت مسئول جلسه آقای محمد مرادی میکروفون را دراختیار گرفته و بیانات خود را به سمع و نظر حضار رساندند. در ابتدا جلسه اقای احسان سرگزی گزارش خبری ماه گذشته در رابطه با نقض حقوق اقوام ایرانی همراه با بررسی و تحلیل آن ارائه نمودند . در ادامه خانم سپیده صفری بخش بعدی برنامه یعنی بررسی مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر و مقایسه ان با قانون اساسی و چگونگی اجرا ان در ایران را بعهده داشتند که در این برنامه ماده هفت منشور جهانی حقوق بشر را مورد بحث و بررسی قرار دادند و مقایسه ای داشتند با اصول مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی. با همین ماده.
بر اساس ماده هفتم منشور حقوق بشرهمه در برابر قانون برابرند و همگان سزاوار آنند تا بدون هیچ تبعیضی به طور برابر در پناه قانون باشند. همه انسانها محق به پاسداری و حمایت در برابر هرگونه تبعیضی هستند که ناقض این «اعلامیه» است. همه باید در برابر هر گونه عمل تحریک آمیزی که منجر به چنین تبعیضاتی شود، حفظ شوند .درک دیدگاه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران درباره حقوق بشر و تبیین جایگاه آن فقط و فقط در نوشتار آن دارای اهمیت ویژه ای است، چراکه، نظام جمهوری اسلامی ایران چه از نظر مبنای ایدئولوژی و چه از حیث سابقه تاریخی ملی و تمدن باستانی نمی تواند نسبت به موازین حقوق بشر بی تفاوت بماند. به همین دلیل در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به مفاهیم و موازین حقوق بشر و آزادی های اساسی با حفظ معیارهای دینی توجه مناسبی شده است. برای دستیابی به پاسخ مناسب بهترین و کوتاه ترین راه این است که از دیدگاه اعلامیه جهانی حقوق بشر به قانون اساسی نگاهی افکنده شود. قانون اساسی از یک سو به کرامت و ارزش ذاتی انسان پرداخته و از سوی دیگر، حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را به طور خاص مورد تاکید قرار داده و رعایت آن ها را لازم دانسته است، در عین حال از ذکر عوامل محدود کننده اجرای حقوق و آزادی ها نیز غافل نمانده است.یعنی اینکه در تمامی موارد سوپاپ اطمینانی برای دور زدن قانون اساسی که خود وضع کرده اند گذاشته است .در قانون اساسی اصل سوم بند نهم و اصل بیستم آمده است: رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه‌های مادی و معنوی.همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی برخوردارند .در ابتدا بندهایی از قانون اساسی را خواندم که متوجه شویم در قانون اساسی ایران نیز چنین قانونی وجود دارد اما آیا این بند در تمامی امورات کشور رعایت میشودیا خیر؟با نمونه اخبار ها و اصل های قانون اساسی و تحلیل آنها متوجه خواهید شد که قانون گزاران جمهوری اسلامی به هیچ عنوان حتی به قوانینی که خود وضع کرده اند عمل نمیکنند .رسانه‌های وابسته به کردهای ایران از توقیف یک کتاب به زبان كُردی با رسم الخط لاتین و احضار عباس اسماعیلی، یکی از نویسندگان آن خبر داده‌اند، این کتاب که آموزش زبان کردی كرمانجی در خراسان است توسط انتشارات “عمو علوی” منتشر شده که بنا بر اعلام این رسانه‌ها از فعالیت این انتشارات نیز جلوگیری شده است .و اما قانون اساسی و اصل پانزدهم: زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است، اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است .هموطنان طبق اصول قانون اساسی عمل میکنند توهینی به اصل پانزدهم نمیکنند و در کنار آن کتاب خود را تعلیف میکنند، ولی چرا باید به چنین مشکلاتی بر بخورند.آیا فقط بخاطر کرد بودن یا اینکه در این کتاب آموزش ضد حکومتی یا ضد اسلامی داده شده است؟ مگر نمیگویید رفع تبعیضات پس چرا اجرا نمیشود؟دختر جوانی که نیمه‌های شب از سوی دو نقابدار هدف اسیدپاشی قرار گرفته بود، بعد از ۲۰ روز جدال با مرگ، سرانجام روی تخت بیمارستان جان سپرد، یعنی آتش به اختیار!!!؟ مگر نمیگویید مرد و زن باهم برابر هستند، یا اینکه اسلام در ایران به خطر افتاده است؟.اصل بیستم: همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند .اصل بیست و یکم: دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد:ایجاد زمینه‏‌های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی اوالبته گفتنی است در قانون اساسی همیشه یک سوپاپ اطمینان وجود دارد که همان آتش به اختیار است.شیخ مولی نیسی، از شهروندان عرب‌زبان و سنی مذهب در اهواز، به اداره اطلاعات این شهر احضار شد، این احضار در رابطه با جشنی است که به مناسبت عید فطر در منزل این شهروند اهوازی برگزار شد..در اصل نوزده آمده است: مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود .اما در این اخبار میبینیم که به هیچ عنوان این اصل رعایت نمیشود.چرا به این دلیل که این شخص عرب سنی است؟ یا اینکه در این جشن امنیت کشور به خطر افتاده است!؟حقوق بشر و دغدغه های اخلاقی از جمله موضوعاتی هستند که بشریت نسبت به آن حساس است و آنها را در گستره جهانی مورد توجه قرار می دهد، فرایند جهانی شدن حقوق بشر، عملاً به گسترش حمایت بین المللی از حقوق بشر در چارچوب نظم حقوقی به عرصه ظهور می رساند که در نهایت ساختار و کارکرد نهادهای بین المللی و دولت ها را دست خوش تغییرات شگرف می کند.البته قابل ذکر است که، از گفتن تا عمل کردن راه بسیار است و شوربختانه با توجه به موارد که در بالا برای شما عزیزان عرض کردم دیدید که حداقل دولت ایران با اینکه تقریبا قانون اساسی را از متون حقوق بشر برگرفته است اما دست خوش تغییرات شده است .
در ادامه خانم مهناز احمدی سخنان خود پیرامون « از کولبران تا پولبران » چنین ارائه نمودند:‎متاسفم از گفتن این بیانات اما این یک واقعیت است که رسانه های داخلی ایران به ویژه رسانه های کرد زبان سالهاست، بطور متوسط هرماه خبری از کشته شدن یک کولبر در مناطق مرزی کردنشین منتشر می کنند .‎کمپین بین المللی حقوق بشر در سال ۱۳۹۱ در گزارشی اعلام کرده بود که در فاصله یکسال ۷۴ مورد مرگ و ۷۶ مورد مجروح در میان کولبرها مشاهده شده است، از این تعداد۷۰ نفر با شلیک نیروهای انتظامی کشته شده اند و ۴ نفر بر اثر سرما یا انفجار مین و یا سنگینی کوله باری که حمل می کردند، مرده اند، بار اين كولبرها چيست؟ این کولبرها چای، پارچه، تلویزیون، کریستال، مواد خوراکی و… را برشانه های نحیف خود می گذارند تا بدون گمرک از کوه بالا بروند و وارد کشور شوند. ‎بسیاری از آنان به دليل فشارهای وارده و همچنين به دليل مسير طولاني و سختي مسیر راه، یا سکته میکنند که نمونۀ آن یک کولبر ۳۵ ساله به نام احمد عزیزپور از اهالی روستایی در ۱۵ کیلومتری بانه بود كه هنگام حمل بار سكته قلبي كرد. احمد عزیزپور در اصل کارگر ساختمانی بود و صاحب دو فرزند که در زمستانهای سرد کردستان به ناچار برای تامین زندگی خود کولبري می كرد . افرادی که کشته می شوند فقط کسانی نیستند که روی نوار مرزی مثلا ایران و عراق کشته می شوند، بسیاری از آنان داخل مرزهای ایران کشته می شوند. یعنی مامور با این ظن و گمان که احتمالا این فرد یا حتی آن ماشین، حامل کالای قاچاق است، بدون رعایت مقررات قانونی ازجمله ایست و یا اخطار، تیراندازی می کند. به نظر جامعه شناسان، مردم کردستان برای کلمه قاچاق تعریف دیگری دارند. آنها حمل اجناس و کالاهای معمولی و ورود بدون گمرک آنها را که برای تامین معیشت و به دلیل بیکاری گسترده در مناطق کرد نشین است، قاچاق نمی دانند، برای کالای قاچاق یک تعریف عرفی و یک تعریف قانونی وجود دارئ، تعریف قانونی آن این است که تمام کالاهایی که چه شرعی باشند، چه غیر شرعی و چه قانونی و یا غیرقانونی، وقتی از مجراهای غیر گمرکی وارد کشور می شوند، کالای قاچاق نامیده می شوند. ولی با خیلی کالاها طبیعتا برخورد شدیدتر است مثل اسلحه و یا مشروبات الکلی و یا ماهواره. ولی کسانی هم هستند که کتاب وارد کرده اند، چند سال پیش یکی از کولبرها کتاب همراهش بود که از سوی نیروهای مرزبانی مجروح شده بود. مسئله این است که آن مامور چگونه تلقی و یا استنباطی از این فرد دارد که اقدام به تیراندازی می کند، اگر بخت با او باشد تیر به او اصابت نمی کند در غیر این صورت مجروح و یا کشته می شود. تردیدی نیست که ما هم موافق این هستیم که دولت ورود غیر قانونی و قاچاق اسلحه و مشروبات الکلی را کنترل کند، ولی اینکه هر کسی را که بخاطر مشکلات اقتصادی و برای بدست آوردن یک لقمه نان وتامین معاش، اجناسی را برای فروش می آورد که در اصل غیر شرعی و استفاده از آن غیر قانونی نیست، دیگر به سختی می شود نام آن را قاچاق گذاشت، زیرا این اقدام برای سیرکردن شکم و تامین معیشت خود فرد است. ‎مشکل کردستان چه در دوران قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب و آن درگیریهای کردستان و جنگ هشت ساله ایران و عراق، اینست که هیچ طرح اقتصادی زیر بنایی در این منطقه وجود ندارد، بیشترین میزان بیکاری در استانهای کردنشین مثل ایلام، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی است، به دلیل اینکه هیچ طرح استراتژیکی در این مناطق ایجاد و اجرا نمی شود، می گویند به دلیل اینکه این مناطق مرزی هستند نمی توانند طرحهای بزرگ را اینجا پیاده بکنند، جدا از کسانی که در ادارات دولتی کار می کنند اهالی این مناظق از نظر معیشتی در شرایط بسیاربدی هستند، تا آنجا که مجبور می شوند دست به حمل کالا بزنند. یعنی عبور از مرز، که ما به آن کاسبکاری مرزی می گوئیم، ما هم دوست نداریم اسم قاچاق روی هموطنانمان گذاشته شود چون اسم قاچاق را روی حمل اسلحه، مواد مخدر و مشروبات الکلی می گذارند. دولت خیلی کارها و طرح ها می تواند انجام بدهد ولی متاسفانه با ما مرزنشینان همکاری نمی کند. ( خانم احمدی از همکاران کُرد در کمیته اقوام و ملل ایران هستند). ‎اگر به کولبری تیراندازی شود، به جای اینکه از آن مامور بخواهند توضیح بدهد که چرا این اتفاق افتاده است، اگر کشته شده باشد که هیچ، اگر زخمی شده باشد با همان وضع او را روانه زندان می کنند، آنان همیشه یک نگاه امنیتی به مسئله دارند، در نتیجه قانون از مامور مسلح حمایت می کند نه شهروندی که هدف قرار گرفته است . حسن روحانی رئیس جمهوری ایران در جریان مباررات انتخاباتی خود درسال ۹۲ در سفر به سنندج خطاب به مردم این شهر گفته بود وعده میدهم در دولت تدبیر و امید منزلت اقوام و اهل سنت به جای اصلی خود بازگردد. به دنبال روی کار آمدن دولت او وادامه روند کشته شدن کولبران کرد به دست نیروهای مرزی، در بهمن ماه سال ۹۲ امید کریمیان نماینده مردم مریوان در مجلس شورای اسلامی خطاب به رئیس جمهوری ایران گفته بود که از عدالت اجتماعی که نوید آنرا دادید، تا کنون کشته شدن شهروندان کرد توسط نیروهای انتظامی کردستان نصیب ما شده است . ‎بر اساس قانون وقتی کالای قاچاق وارد مرز شد باید اول این پروسه را طی کند که :
1-مامور ایست بدهد، 2-اخطار بدهد ودر صورتی که فرد توجه نکرد بعد تیر هوایی شلیک کند و درصورتی که فرد متوقف نشد از کمر به پائین به او شلیک کند. این ها مواردی است که قانونگذار در قانون تصریح کرده است، ولی متاسفانه در بیشتر موارد گلوله از کمر به بالای آنها شلیک شده است، یعنی حدود چهل درصد موارد گلوله حتی به سر فرد اصابت کرده است، مشخص است که قانون اجرا نمی شود، در مواردی هم که خاطی مامور بوده است، يعني مامور مرتكب خطا شده، سازمان و یا نهاد حامی او دیه فرد را پرداخت می کند و دیگر مشکل مامور حل می شود و اصلا قضیه پیگیری نمی شود جز موارد خیلی اندک، هیچ ماموری بخاطر تیراندازی بدون اخطار و یا ایست، معزول نشده یا مورد مواخذه قرار نگرفته است. ما روستاهایی داریم که در یکی دو کیلو متری مرز قرارگرفته است با مردمی فقیر که حتی به حداقل امکانات پزشکی دسترسی ندارند، باید در چنین مواردی ماموران با دقت بیشتر و رعایت جدی مقررات و قانون رفتار کنند. در کردستان براساس گزارش ها سن کولبران و یا کاسبکاران مرزی از ۱۰ سال تا ۸۰ سال است. کودکان و زنان زیر بار حمل کالاهای سنگینی که باید از کوهها بالا ببرند زود پیر و فرسوده می شوند و اگر هم بخت یار آنها باشد و از تیر مامور مرزی جان سالم بدر برند، ممکن است کنار سنگی و میان راه در پیچ و خم کوره راههای کوهستانی، زیر بار سنگینی که به کول گرفته اند، آخرین نفس را بکشند. بغض‌های کولبر جوان: «هرگز فکر نمی‌کردم بعد از ۲۰ سال تحصیل مجبور به کولبری بشوم» . مهدی ابراهیمی، متولد فروردین ۶۴ که مقطع کارشناسی ارشد جامعه شناسی را در دانشگاه پیام نور تهران به اتمام رسانده است، در حال حاضر در مناطق مرزی مشغول به کولبری است . این کولبر جوان در مصاحبه ای با کرد تودی از مشقت ها و دلایل انتخاب این شغل می گوید که خلاصه اي از متن آن رو برایتان ميخوانم: ‎وی در جواب این سوال که آیا جهت کسب شغل مناسب تر و مرتبط با رشته تحصیلی، اقدامی انجام داده است، گفت: اقداماتی انجام داده ام ولی نه پیگیری قابل ملاحظه ای شده و نه جواب درستی گرفته ام. پارسال در همین زمینه خدمت نماینده مجلس آقای مرادی رفتم. ایشان نامه ای به وزارت کار و تعاون ارسال کردند. نامه را به اداره کار و تعاون استان ارجاع دادند. در استان هم بنده را به اداره تعاون شهرستان نزد آقای مهدی زاده فرستادند. ایشان گفت نامه را پیوست میکنم به گمرک مریوان، به گمرک مرز باشماق مراجعه کردم، در گمرک از بنده سوالاتی پرسیدند ، از آشناهای آقای مرادی هستید؟ بنده در جواب گفتم با ایشان حرف زده ام و ایشان من را می شناسند و در همین حد با ایشان آشنایی دارم. گفتند برو خبرت میکنیم. بعداز مدتی هیچ خبری نشد، خودم پیگیری کردم و زنگ زدم، جواب دادند که اصلا هیچ نیرویی جذب نمیکنند . وی ادامه داد: این همه دوندگی کردم و پیگیری های مختلف انجام دادم و نهایتا در یک روز با یک تلفن ۳۰ثانیه ای ختم به هیچ شد .‎وی در مورد سختی های کولبري گفت: نزدیک به یک سال است که کولبری میکنم و در همین حین نیز به دنبال کار گشته ام، به سایت های کاریابی سر زدم، با شرکت ها و موسساتی در تهران تماس گرفتم، همه آنها بی نتیجه بود، در نهایت از سر اجبار همین کولبری را ادامه دادم، پدرم حدود ۹سال پیش درگذشت خرج خانواده (مادر و برادر کوچکترم) به دوش من بوده و خدارو شکر اصلا دست فقر دراز نکرده ایم، لقمه نانی بوده هرچند به قیمت سوختن و ساختن، در سالهای گذشته به دلایل امنیتی و موارد دیگر که مزید بر علت بود، تنها چیزی که به آن فکر نمی کردم کولبری بود می دانستم کاری واقعا سخت و خطرناک است ولی اوضاع شغلی به شدت نامساعد بود، با خودم گفتم یک بار به صورت آزمایشی امتحان می کنم، اولین بار که رفتم تا سه روز نمی توانستم از جایم تکان بخورم، آنقدر بدنم خسته شده بود و کوفتگی های فراوان داشتم. بعد از آن دوباره مجبور شدم، چون پولی که به دست می آمد نقد بود و من خیلی به پول نقد نیازمند بودم.‎اين گوشه اي از دردودل يک جوان تحصيل كرده کرد بود كه به ناچارمجبور شده است حرفه كولبري راانتخاب كند، البته فكر می كنم آگر بگویم كولبري او را انتخاب كرده است شاید بهتر باشد.کولبر قاچاقچی نیست کولبر به قول مسئولان بازرگان است ولی بازرگان بی سرمایه، روزانه بطور معمول حدود۸۰ تا۹۰هزار تومان درآمد کولبرهاست، روزانه ۳۵ تا ۴۵کیلو بار حمل ميكنند و هزینه حمل بار برای هر کیلو معادل ۶هزار تومان است، ولی هر روز رفتن خیلی سخت و غیر قابل تحمل، به همین دلیل روی هم رفته روزی ۹۰ تا ۹۵ هزار تومان درآمد حاصل می شود.واقعا دردناک است كه اين انسان ها فقط برای سير كردن خود و خاانواده هایشان و تأمين حداقل مايحتاج زندگي دست به انجام كاري مانند كولبري ميزنند و اما سزای آنان اينست كه بدون ايست بازرسي كشته شوند.با تصور به اينكه كارشان جرم است ،قاچاق است، آیا واقعا سزایشان اينست؟ انسان های مظلوم و محرومی كه هيچ توان دفاعي از خود ندارند، کسانی که جان خود را برای خانواده هایشان در كف دست قرار داده اند.چرا می بایست آنان كشته شوند ولی مسئولان محترمي كه ميلياردها ميليارد اختلاص و دزدي می کنند حتي نبايد دادگاهي يا محاكمه شوند؟ چرا در مملكت ما فقط مظلومان حقشان پایمال ميشود؟ مگه همه إنسان نيستيم؟ چرا بايد خون يكي رنگينتَر از دیگری باشد؟ پولبران با دادن رشوه و زدو بند با هم مشكلشان حل ميگردد ولي کولبران و بيچاره گان …و وااااي بحال اين فقرای مادی و وای به حال آن فقیران فکر و اندیشه.
‎براساس گزارش رسیده به آژانس خبررسانی کُردپا، یک کولبر کُرد به نام زورار محمدی فرزند عبدالله اهل روستای نلاس از توابع سردشت که در نتیجه شلیک مستقیم نظامیان حکومتی به شدت زخمی شده بود، پس از چند روز بستری در بیمارستان مهاباد جان سپرد، این کولبر کُرد در منطقه “کانی زرد” سردشت هدف گلوله نظامیان حکومتی قرار گرفته بود، پزشکان در حین بستری نمودن این کولبر وضعیت عمومی وی را وخیم گزارش داده بودند. از سوی دیگر شامگاه دوازدهم تیرماه، گروهی از کولبران کُرد در مرز “البیران” بخش سرو از توابع ارومیه مورد تیراندازی نظامیان حکومتی قرار گرفتند، در این حادثه دو کولبر اهل روستای “گل‌شیخان” از توابع صومای برادوست و دو کولبر دیگر اهل روستای “بانی” از توابع منطقه ترگور ارومیه زخمی گردیدند .‎هویت دو تن از کولبران زخمی شده “ناصر عمرزاده” و “دکتر خوشرو” اهل روستای گل‌شیخان اعلام شده است، این چهار کولبر کُرد هم‌اکنون در یکی از بیمارستان‌های ارومیه تحت مداوا پزشکی می‌باشند .‎رسول خضری عضو کمیسیون اجتماعی مجلس از آغاز پوشش بیمه ای ۱۸ هزار کولبر در کل کشور خبر داده گفت “بیمه کولبران شامل بیمه درمانی، از کار افتادگی، مستمری و بازنشستگی و دیه است که قرار است به زودی کولبران تحت پوشش آن قرار گیرند. رسول خضری درباره آخرین وضعیت حمایت بیمه ای کولبران، افزود: (۸ تیرماه) پوشش بیمه ای کولبران جهت حمایت از این گروه با حضور مسئولان وزارت کار آغاز شد.نماینده مردم سردشت و پیرانشهر در مجلس شورای اسلامی، ادامه داد: با توجه به سختی کار کولبران و براساس برنامه ریزی صورت گرفته، پیش بینی می شود ۱۶ تا ۱۸ هزار نفر از کولبران تحت پوشش بیمه قرار گیرند وی یادآور شد: واقعیت آن است که رهبری بارها بر این نکته تاکید داشتند که نباید به دنبال کولبرهایی رفت که دنبال یک لقمه نان جهت گذراندن معاش خود هستند بلکه باید در پی قاچاق‌های سازمان یافته بود .خضری تاکید کرد: “این طرح نیز هنوز کامل نشده و منتظر اعلام نظر مسئولان مربوطه هستیم اما به زودی نهایی شده تا در صحن مورد بررسی قرار گیرد” و « باز هم وعده مسئولان».بعد از اتمام بخش پایانی این جلسه اختضاص به بحث ازاد داشت با موضوع « پناهنده، پناهجو و کشور میزبان» که سه سخنران از سه کشور مختلف، به ترتیب آقایان محسن سیاحی از کشور سوئد، محمد ابوطالبی از مالزی و محمد گلستان جو از اندونزی در آن شرکت داشتند . در ابتدای بحث، آقای محسن سیاحی با ابراز شادمانی از فرصت پیش آمده همراه با آرزوی سلامتی و موفقیت برای حضار در جلسه فرموند: نخست سخنانم را به دو بخش قسمت ميكنم : یک، با جابجايي اجباري حدود ٦٠ميليون نَفَر در سطح جهان وگذاربا كشتي از مديترانه كه در عناوين اخبار به صورت روزانه مشاهده ميشود هر روز بيش از بيش عبارتهاى پناهنده و مهاجر به طرز عاميانه اى به جاى يكديگر در رسانه ها و گفتمان عمومي استفاده مى شوند ولى آيا تفاوتي ميان اين دو وجود دارد يا نه ؟و اگر تفاوتي هست حائز اهميت است ؟
بله قطعأ اين دو عبارت با يكديگردارای تفاوت است که بسیار حائز اهميت است زيرا اين دو عبارت معاني مجزأ ومتفاوتى دارند كار برد اشتباه اين دو اصطلاح ميتواند مشكلات فراوانى براى اين دو جمعيت به بار أورد .پناهندگان افرادي هستند ؛كه از درگيريهاى مسلحانه وَيَا آزار و اذيت فرار كرده اند بالغ بر ١٩.٥ميليون نَفَر در سراسر جهان . وضعيت انان اغلب چنان خطرناك وغير قابل تحمل است كه به جستجوى امنيت دركشورهای نزديك، از مرزهاى ملى عبور كرده و در جامعه بين الملل به عنوان پناهنده با امكان دسترسي به كمك كشورهای كميساريا و ديگر سازمانها به رسميت شناخته ميشوند، از آنجايی كه بازگشت به خانه براى آنان بيش از حد پر مخاطره است وبه پناهندگي در ديگر کشورها نيازمندند به طور خاص پناهنده شناخته ميشوند اينها افرادي هستند كه محروميت از پناهندگى برايشان عواقبی مرگبار دارد.تعريف پناهندگى وحمايت از پناهندگان بر أساس قوانين بين المللى است، كنوانسيون ١٩٥١ پناهندگان و پروتكل ١٩٦٧مربوط به آن علاوه بر متون حقوقى ديگر از جمله كنوانسيون پناهندگان ١٩٦٩سازمان وحدت آفريقا ،امروزه همچنان مبناى حمايت از پناهندگان ميباشند که أصول حقوقي مندرج در انها بر شماري قوانين وعملكردهاى بين المللى ،منطقه اى و ملى تأثير گذار بوده است .كنوانسيون١٩٥١ در بر گیرنده تعريف پناهنده است و چهارچوب حقوق أوليه اى كه كشورها مى بايد به آنها اعطا كنند را مشخص مى كند، يكى از أصول اساسى حقوق بين الملل اين است كه پناهندگان نمى بايست اخراج وَيَا مجبور به بازگشت به موقعيتي شوند كه زندگي و آزادي آنان در موقعیت خطر قرار گيرد.حمايت از پناهندگان جنبه هاى گوناگون دارد از جمله تأمين عدم بازگشت به مخاطراتى كه از آن فرار كرده اند، دسترسي به روند عادلانه و كار آمد، تعيين وضعيت پناهندگي و اقداماتى جهت تضمين حقوق بشر أوليه آنان تا در حين كمك براى يافتن رَآه حلى ماندگار، آنها بتوانند در امنيت وبا كرامت انسانی زندگي كنند. دولتها مسئوليت أوليه تأمين اين حمايت را بر عهده دارند از اين روست كه كميساريا به صورت تنگاتنگ با دولتها همكاري مى كند وآنها را راهنمايى و حمايت مى كند تا مسئوليتهاى خود را اجرا نمايند .مهاجرين به علت تهديد مستقيم به مرگ با آزار و اذيت تصميم به نقل مكان نميگيرند بلكه بيشتر براى بهبود در روند زندگيشان با يافتن كار بهتر و يا در مواردى براى آموزش، تجديد ديدار با خانواده و يا دلايلي مشابه، جا به جا ميشوند بر خلاف پناهندگان كه نميتوانند در امنيت به خانه هاى خود باز گردند مهاجرين با هيچ مانعي براى بازگشت رو به رو نيستند و اگر تصميم به بازگشت بگيرند همچنان از حمايت دولتشان بهره مند مى شوند .براى هريك از دولتها اين تفاوت حائز اهميت است كشورها با مهاجرين مطابق با قوانين مقررات مهاجرت برخورد مى كنند ولى با پناهندگان مطابق با قواعد حمايت از پناهندگان و پناهجويي كه در قوانين ملى و بين المللي وضع شده بر خورد مي شود، كشورها در قبال افرادي كه در سرزمين وَيَا مرزهاى آنان پناهجو مى باشند مسئوليتهاى خاص دارند و كميساريا به كشورها در اجراى مسئوليتهاى مربوط به حمايت از پناهندگان و پناهجويان كمك مى كند . سياست راهي براى مداخله در چنين مباحثي پيدا مى كند، اختلاط دو گروه پناهندگان با مهاجرين مى تواند پيامدهاى جدى براى زندگي و امنيت پناهندگان به بار آورد و استفاده نادرست از اين دو واژه موجب كاهش توجه مورد نياز در راستاى حمايتهاى قانوني مختص پناهندگان که بيش از هميشه به اين حمايت ها نيازمندیم و مي بايست با همه إنسانها با احترام و كرامت ورفتار كنيم، مى بايست از احقاق حقوق بشر مهاجرين اطمينان حاصل كنيم و همزمان پاسخی قانوني مناسب براى پناهندگان به دليل وضعيت خاصشان آرائه نمائيم زیرا پناهندگي يك حق است ؛نه يك امتياز .سوئد يكي از كشورهاي طرفدار تساوى إنسانها از لحاظ در آمدي مى باشد به همين دليل جزء كشور هايست كه فقر بندرت در آن به چشم مى خورد اين كشور هميشه نزديك به بالاترين شاخص رشد انساني بوده است .اي شاخص مردم كشورهاي مختلف را از لحاظ اميد به زندگي دانش و استاندردها زندگي رتبه بندى مى كند مردم سوئد ماليات بالايي را براى حفظ رفاه اجتماعي خود مى پردازند و ديري نمى يابد كه ماليات در كشور سوئد به بالاترين مقدار در كل دنيا مى رسد سوئديها در خلق برابري اجتماعي و موفقيت اقتصادي بسيار موفقند .اكثر ما بر سر دو راهي زندگی در میهن و کشور میزبان هستيم، پذیرش این یک واقعیت است که زندگي در ايران و کشورهای میزبان هریک مشكلات خاص خودش را دارد، يعني در ايران مشكلاتي هست و در سوئدهم مشكلاتی، اکثر ما فكر مى كنيم كه با خروج از میهن دیگر مشکلی نیست بویژه در کشورهای اروپائی حال آنکه اينجا هم مشكلات خاص خود را دارد، زمانی که فرد یا افرادی بمنظور پناهجوئی خود را به اداره مهاجرت يا پليس معرفي مى كنند بايد دليل قانع كننده اى براى این امر و خروج از میهن ارائه کنند، يعني خطر تهديد و یا دستگیر شدن در کشور مبداء تا دليل قانع كننده اى باشد براى دادن مجوز زندگي و پناه براى شخص پناهجو از طرف كشور میزبان، زمانی که این کار انجام شد تازه ١٥٪‏ كار پيشرفت كرده و ٨٥٪‏ديگيرباقیست از جمله فراگیری زبان، یافتن شغل یا منبع در آمد، زیرا بدون اخذ أقامت به هيچ وجه نمي توان كار کرد بویژه در كشور سوئد، در اینجا زن ومرد با هم كار كرده اند، باتفاق مالیات های سنگین پرداخته اند و با هم….. تا کشور سوئد را با این امکانات بوجود آورده اند پس یک پناهجو نیز بايد خود را بايد براى كار وتلاش زياد آماده سازد. كشور سوئد براى خانواده و بچه ها بسيار عالیست ولي چه بسیارند هموطنانی كه براى تربيت ، بچه هايشان را ازآنها دور مى كردند و يا اختلاف و جدائی در روابط زناشويي با یک بهانه کوچک اما بواسطة مسائل ناشی از اداره سوسيال، و در نتیجه ایجاد یک زندگي سرد و بيروح بیشترین آسیب آن متوجه فرزندان و زندگی آنان در آینده خواهد شد. یکی دیگر از مشكلات بسيار عمده در جامعه ایرانی ساکن کشور سوئد ، حق و حقوق فراوانی است كه به بانوان تعلق میگیرد و متاسفانه اكثر خانم های عزيز از اين فرصت به درستى استفاده نمى كنند يعني تمام مشكلات و محدودیت هائی را كه در ايران داشته و سبب افسردهگی روحی و روانی آنها شده است را متوجه فردی می سازند که با سختي و مشكلات بسیار امکانات خروج آنان از کشور را فراهم ساخته است. یک پناهجو اگر در کشور مبداء امنیت ندارد و با خطر جانی روبروست پس بايد خویشتن را براى مشکلات ناشی از پروسه پناهندگی در كشور سوئد و يا هر كشور میزبان ديگري آماده سازد، همچنین خانواده ها باید بپذیرند که با كمك و یاری یکدگر بسیار بهتر و آیانتر میتوانند با این مشکلات مبارزه کنند، متاسفانه در كشور سوئد تعداد بسيارى از خانوادهاى ايرانى با بيماريهاى روحي و رواني و افسردگي دسته پنجه نرم ميكنند و با تاسف بسیار باید اعلام کنم که كم نيستند تعداد خانوادهاى پاشيده شده، بايد خودمان را براى اين مشكلات ومعضلات اماده كنيم. سخنران دوم این بحث و گفتگو آقای محمد ابوطالبی بودند که با دعوت آقای مرادی به سخنرانی پرداخته، ضمن درود و عرض ادب به حضار، همکاران، آزادیخواهان جهان و بالخصوص تمامی مبارزین راه آزادی و آگاهی بخشی خلق های ایران گفتند: امشب درادامه مبحث پناهندگان ، میخواهم مطالبی را به خدمت عزیزان معروض دارم، طبق روال همیشگی و به عنوان فصل الخطاب نگاه منشور جهانی حقوق بشر به پناهندگی را بیان کرده سپس نگاهی گذرا بر وضعیت پناهندگان درمالزی خواهم داشت .
تعاریف
الف –پناهنده : هر انسانی سزاوار و محق به پناهجویی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای پناه دهنده در برابر پیگرد قضایی است.)ماده 14 منشور حقوق بشر(
ب – مهاجرت :هر انسانی سزاوار و محق به داشتن آزادی جابه جاییحرکت از نقطه ای به نقطه ای دیگر و اقامت در هرنقطه ای است.)ماده 13 منشور حقوق بشر(
و اما درمالزی:مالزی به خاطر ارایه سه ماه ویزای توریستی به ایرانیان (که از زمان خاتمی برقرارشده بود) بهترین و یا شایدیکی از چندکشور معدودی بود که به هنگام خروج بی برنامه هر ایرانی می توانست به سهل الوصول ترین مقصد تبدیل شود .از این رو بعد از تحولات انتخابات 88 بسیاری از فعالین ، پیاده نظام جنبش و خانواده هایی که در پی آرامش بعد از کشتار و سرکوب بودند به مالزی نقل مکان کردند تقریبا تمامی آنها به امید آن آمدند که به زودی باز خواهندگشت اما روند امور و تصویرنگاری مردم توسط روزنامه های وابسته وتلویزیون و دستگیری های گسترده و محاکمه های نمایشی رژیم که حتی به خبرنگاران خارجی وتوریست های رهگذرنیز رحم نکرد این باور را برای بسیاری از فعالین و پیاده نظام جنبش سبز تبدیل به یاس و غیر ممکن کرد، اما خانواده هایی که شرایط مالی خوبی داشتند و از قبل منابع مالی تنها به زیبای ها و مراکز تفریحی مالزی مشغول بودند آرام آرام راه ایران را درپیش گرفتند و البته بدون فرزندانی که اینک درسرزمین جدید فضای باز ارتباطات اجتماعی را درکشوری کوچک اما گشاده تجربه کرده بودند. به هرتقدیر تعدادی از فعالین (اندک ) به سازمان ملل پناه بردند و درکنار آنها تعدادی از سایر اقشار نامبرده نیز به سازمان ملل روی کرده وخود را درخطر جانی معرفی نمودند. نکته خیلی مهم این است که این گروه دوم به بخاطر بیان خطری واضح و روشن و به استناد یک سری عکس توانستند خیلی سریع راه کشورسوم شوند و برعکس آنها ، فعالین به خاطر بیان یک سری اطلاعات ، دچار بحران دانش در سازمان ملل مالزی شده در ورطه سیکل های باطل ، عمر خود را در آمد وشد به یو ان گذراندند .
درپی آرامش گورستانی ایران بعد از بهمن 89 و بروز جو پلیسی و تسویه افراد از سازمان ها ونهادهای غیر دولتی ، بخش دیگری خاک وطن را به سوی خارج از کشور ترک کردند این گروه با قاطعیت بیشتری در انتظار آرامش و بازگشت به وطن بودند اما روند اوضاع نشان داد بخش کوچکی از آنها هرگز وطن را نخواهند دید .درمالزی سیستم پذیرش پناهندگان در یک سوله در فضای باز (گرم و شرجی ) بدون امکانات بعضا روزها زمان می برد تا پناهنده ثبت نام کند و تازه بعد از آن هم هیچ سیستمی برای انجام امور طراحی نشده بودتا اینکه جنک قومی دینی در میانمار (برمه سابق ) و سپس جنگ در سوریه منجر به هجوم بسیار بالای انسان های گریخته از وطن به مالزی شد.انگیزه اسلامی بودن کشور برای خیلی ها (همانند من ) یکی از دلایل اصلی حضور در این کشور بود و اینکه شاید بتوان زندگی را از نو بنا کرد.جامعه مالزی بسیار مهمان دوست و به قولی توریست پذیر است اما وقتی احساس بدی نسبت به یک گروه یا جامعه پیداکند تقریبا امکان پاک کردن این خاطره از ذهن آنها میسر نیست، ایرانیان در ابتدا بسیار جایگاه خوبی داشتند و بامحبت و احترام در تمامی مراکز و سازمان ها و شهرها با مردم مالزی روبرو میشدند اما این ماجرا خیلی زود به پایان راه خود رسید ،وقتی حکومت تهران در دوره دوم احمدی نژاد با موج بزرگی از ایرانیان مواجه شد که در مالزی به دنبال ادامه مباحث جنبش سبز شدند ومدام به هربهانه ای از ایام مذهبی تا مناسبت های مختلف مانند سالگرد فوت آیت الله منتظری با دعوت از مبارزین خارج از کشور حکومت را به چالش می کشید وحتی مراسم 22 بهمن 90 را از کنترل سفارت خارج کرده حضار تماما با پرچم های سبز خواستار آزادی سران معنوی جنبش سبز شده بودند آنهم در سالنی بزرگ در برج های دوقلو و زیر پوشش رسانه های داخلی ایران ومالزی ، از آن روز با نام نهادن مالزی به نوفل لوشاتو دوم بحث برخورد و سرکوب جنبش سبز وهوادرانش در مالزی تنها هدف حکومت تهران شد .الف _ دربخش رسانه ای :پخش برنامه های سیاه نمایی از کشور مالزی به منظور جلوگیری از مهاجرت بیشتر ایرانیان و فرزندانشان برای تحصیل ، به عنوان منابع صلی تامین توان انسانی جنبش ، تهیه خبرهای مداوم منفی از وضعیت مالزی مانند بدحجابی وغیره ……
ب_ در بخش برخورد ها : حکومت با کمک دولت مالزی وبخش های اطلاعاتی آن با شناسایی افراد فعال تعدادی از این جوانان را مجبور به فراراز مالزی به اروپا وسایرکشورها کرد و تعدادی را نیز روانه زندان و معدودی نیز قول دادند که فعالیت نکنند . دوستانی که مشغول تجارت درمالزی بودند را تقریبا از هستی ساقط کرده مجبور به مهاجرت به کشورهای دیگر نمودند با عدم تمدید ویزای کارو تحصیلی.با استخدام مخبرین ، اطلاعات لایه های پایین تر را بدست آورده ، باکمک دولت مالزی پرونده های درحال جریان در یو ان را به بایگانی حواله کردند.تعدادی دیگر از این افراد راکه وابستگی دولتی یا مشاغل خاص نداشتند را با بایکوت و تجارت آنها را زمین گیر کردند. روحانی محترم آیت الله امجد که به واسطه فعالیت های فرزند بزرگش محمدامجد مورد بی مهری واقع شده و از تهران به تعبیری رانده بودند زیر فشار قرار دادند که از سخنرانی برعلیه خامنه ای و بی عدالتی حکومت و دوری حکومت از اسلام جلوگیری کنند. پس از مدتی از ادامه سخنرانی درجمع های عمومی خودداری نمود و با وساطت بعضی از علمای قم که امکان برگشت به ایران ایشان بدون محاکمه را قول دادند به کشور بازگشت .محمد امجد: درپی حمایت علنی از جنبش سبز خلع لباس شده و از ایران متواری شده بود بعد از اینکه پدرش جلسات عمومی و خاص را تعطیل کرد، نامبرده با تشکیل جلسات مختلف در جمع های خصوصی تر و مورد اطمینان مباحث را ادامه داد اما چون مالزی بارها تقاضای ویزای کار وی را رد کرده بود ناچار بود مابین کشورهای مختلف ومالزی در رفت وآمد باشد تا اینکه سه سال گذشته را در لبنان گذراند و بالاخره یک سال پیش پناهندگی ایشان در فرانسه تایید شد . سپس ریزش ایرانیان با آخرین ضربه بشدت شروع شد ؛افزایش قیمت دلار نسبت به ریال منجر گردید تعداد بسیاری از دانشجویان ساکن ناچار به ترک مالزی شدند و در پی آن خانواده هایی که مالزی را به عنوان خانه دوم برگزیده بودند نیز رهسپارایران شدند . دولت ایران هم زمان دست به ابتکار وحشتناک دیگری زد تا جامعه مالزی را نسبت به ایرانیان ساکن به شدت دور کند، با استخدام افراد محلی و خارجی (اسپانیایی ) دست به ترویج مذهب شیعه درمیان مردمان مسلمان وبخصوص بخش فقیر مالزی زد تا هم نظر آقایشان را تامین کرده باشند در زمینه صدور انقلاب ؟؟؟!!! و هم با اینکار فاصله بین ایرانیان و مردم مقید به دین مالزی را که اساسا تمامی ارکان حکومتی در اختیار آنهاست را به شدت دورنمایند. با دستگیری گروه های مبلغ وتهیه فیلم های خبری ، شبانه روز تلویزیون و روزنامه های مالزی شروع به بمباران ایرانیان کردند وکاربه جایی کشید که مهاتیر محمد (نخست وزیر سابق و معمار مالزی نوین ) دست به گله گشود و بدترین مراتب را نسبت به ایران بکار برد و پادشاه که مقامی تشریفاتی است در یک مراسم رسمی افسران اداره مهاجرت مالزی و پلیس را به شدت تهدید کرد که دیگر هیچ ایرانی حق تمدید ویزای کار ، ادامه تحصیل و یا تجارت درمالزی را ندارد. وقتی درحکومتی اعلام میشود ایرانیان و نه حکومت ایران، مردمان (عوام ) و فرصت طلبان به دنبال تفکیک نخواهند بودو این چنین شد که هر ایرانی بی پناه ترین فرد درخیابان شد و هرکس به هر طریقی سعی در تمسخر، لخت کردن و قطع ارتباط مالی و تجاری را داشت .بیشترین ضربه به ضعیف ترین افراد یعنی پناهندگان وارد میشد که هیچ حامی ، مدرک مثبت و شیرایط اقتصادی خوبی نداشتند و ناچارا به علت نداشتن پول برای دادن رشوه ، راهی زندان های مخوف مالزی می شدند و چه انسان ها که به علت شرایط بد زندان ها خود را از هستی ساقط کردند و ترجیحا مرگ را بر زندگی در ذلت پذیرفتند، خودکشی میان پناهندگان در تمامی کشورها بوده و هست اما در اروپا سیستم به داد شما می رسد درمان میکند و درمانگران روانشناس شما را رها نمی کنند، اما وقتی سپیده پس از سالها بلاتکلیفی ، سردگمی ، بی پولی و بیکاری و بی کسی جانش به لب رسید رگ های دست خود را (بعد از بارها اخطار به آفیسرهای یو ان ) یک روز در محیط یو ان مقابل چشمان همگان زد و تا یک پرده مانده به مرگ رفت و برگشت . …….دو هفته بستری بود و الان باگذشت 6ماه از ماجرا با یک دست به زندگی ادامه می دهد دخترکی زیبا که به واسطه عدم جراحی صحیح و عدم مراقبت فیزوتراپی دست راست او از کار افتاده و لمس شده است .درمالزی هیچ کس برای دفاع از پناهندگان ایرانی کاری نمی کند حتی ایرانیان خیر بیشتر به پناهندگان افغانی ، میانماری و عرب کمک می کنند این درحالی است که سوریه ای ها با ورود به مالزی بر بالای سر ملت مالزی جای دارند و مردم درمالزی آنها را (به خاطر تبلیغات و ستمی که اسد کرده است) درحد پرستش قبول دارند و این باعث شده که تجارت های سوری ها تند تند شکل می گیرد ( بعضا مشترک و بیشتر مختص خودشان) و استقبال شدیدی از آنها میشود در زاویه مقابل تجارت های ایرانی هر روز کمتر از روز قبل و یک به یک جای خود را به اعراب می دهند . شاید سوال شود خوب این بخش ها چه ارتباطی به پناهندگان دارد ؟خواهم گفت : بدنه کاری تمامی رستوران ها ، بسیاری از سوپرمارکت های باقی مانده و بیشترآژانس های مسافرتی و نانوایی ها و دفاترکار ایرانی را پناهندگان تامین می کنند و بسته شدن این مراکز به منزله بیکار شدن و بحران های خانه خراب کن برای پناهندگان ایرانی است ، ایرانیان به خاطر شرایط عموما مناسب مالی در ایران (حداقل نسبت به مالزی ) شرایط زندگی سخت تری نسبت به افاغنه یا سوری ها یا میانماری ها و سومالی ها دارند و این شرایط مالی منجر به بحران های عظیم درساختار خانواده ها شده است .زمانی که وارد کار جمع آوری کمک های مردمی از ایرانیان خیر شدم (البسه ، لوازم خانگی مازاد، خوراکی و پول و این آواخر تهیه سبدکالای رمضان و عید ) متوجه این نکته دردآور شدم که تعداد بالای جدایی های زن ها ومردها ، آوارگی فرزندان طلاق ، عدم تحصیل فرزندان از دبستان تا دانشگاه و بطالت کامل عمر نه برای یکسال بلکه برای حداقل 5-7 سال ، جامعه پناهندگان ایرانی را به شدت شکننده و ضربه پذیر کرده است، باورهای این انسان ها نابودشده و حتی زمانی که قصد داری کمکی را به آنها برسانی باید از هزارتوی امنیتی آنها بگذری تا شایدبتوانی باورشان راتغییربدهی که تنها قصد رساندن ارزاق داری ونه آسیب رسانی.
در پایان نکته ای دیگر را بیان کنم و از محضر دوستان مرخص شوم : ما چند نفر شدیم وکانون پناهنجویان ایرانی درمالزی را با دعوت از هم وطنان پناهنده شکل دادیم و با رای گیری (تنها کامیونتی پناهندگی درمالزی با این روش ) هیات مدیره انتخاب شدند و کار شروع شد فیس بوک وبعدها تلگرام هم راه اندازی شد و من به عنوان مسوول روابط عمومی کانون اخبار یو ان ، پناهندگان سراسر دنیا و بعضا اخبار خیلی خاص سیاسی را در فیس بوک انتشار می دادم که با اخطار یو ان مجبور به واگذاری فیس بوک شدم …. همین بلا در تلگرام هم رخ داد اما آن وقتی بود که من آگهی های استخدام بخش های مختلف ایرانی را پیدا کرده و در تلگرام برای اطلاع پناهندگان نشر می دادم که متاسفانه دوباره معترض شدند و آنجا نیزرها شد.حالا یک گروه آزاد داریم به نام « مهاجران فارسی زبان مالزی » که کار خبررسانی درتمامی زمینه ها غیر از سیاسی را انجام میدهد در این گروه تعداد زیادی ایرانیان غیر پناهجو و بخش زیادی از دوستان افاغنه عضو شده اند، سعی کرده ام تا می توانم درد های پناهندگی را کاهش دهم اما چه کنم که دریک ماه گذشته دو هم وطن به خاطر دنگی و نداری و عدم درمان به موقع یکی 40 ساله و یکی 19 ساله جان خود را ازدست دادند.سپس مسئول جلسه ازاقای محمد گلستان جو برای ادامه بحث دعوت نمودند تا به بیانات خویش بپردازند. و ایشان نیز بمنظور بررسی و بیان مشکلات پناهجویان در کشور اندونزی، بسیار صمیمانه گفتند:دوستان گرامی سلام عرض میکنم و خوشحالم که فرصتی بدست آمد تا در خدمت شما باشم ، ابتدا باید عرض کنم که مهاجرت همیشه در تاریخ بشریت وجود داشته و در عصر حاضر نیز به یکی از مسایل مهم و درخور توجه در حوزه جامعه‌شناسی، فرهنگ و تمدن و روابط بین‌الملل تبدیل‌شده است که ازنظر کمی و کیفی و تنوع , اشکال آن روبه افزایش است. مهاجرت و پناهندگی یکی از ویژگی‌های شاخص و اجتناب‌ناپذیر حیات بین‌المللی بوده و هست، انسان‌های زیادی به علل گوناگون موطن اصلی خود را ترک کرده و در جستجوی زندگی بهتر و آرام‌ترو بدون تنش های سیاسی و اجتماعی راهی سرزمین‌های دیگر ‌‌شده‌اند، در عصر حاضر در گستره‌ی خاورمیانه وجود جنگ و بحران سیاسی و عدم وجود عدالت و دموکراسی در کشورهایی همچون افغانستان، عراق، سوریه، فلسطین و کشورهای آفریقایی و همینطورایران موجب بوجود آمدن خیلی عظیم پناهجویان از این کشورها گردیده است .کشور اندونزی سالهای زیادی ست که تبدیل به دروازه ای گردیده برای پناهجویان و مهاجرین کشورهای مختلف و بنا به دلایلی همچون مواردی که خدمت شماعرض کردم .در گذشته نه چندان دور بسیاری ازاین مهاجران که بیشتر آنان به صورت غیرقانونی و با قایقهایی که بی شباهت به تابوت مرگ نبود این مسیرها را طی کردند و به کشور استرالیا وارد و‌موفق به اخذ پناهندگی شدند.اما با نگاهی به سیاست‌های پذیرش پناهجویان از سوی دولت استرالیا درمی‌یابیم از زمانی که آقای « تونی ابوت » به عنوان رهبر حزب محافظه کار لیبرال‌های استرالیا ؛ در سال2013نخست‌وزیر این کشور شد، تلاش برای توقف قایق‌های پناهجویان را همانطور که به رای دهندگان خود وعده داده بود در صدر برنامه های خود قرار داد و شرایط برای مهاجران غیرقانونی که قصد داشتند به وسیله قایق خود را از اندونزی به استرالیا برسانند، فرق کرده و از آن تاریخ تا کنون پناهنده ها و پناهجویان ساکن در اندونزی با مشکلات متعدد و عجیب و غریبی درباره پروسه و نحوه زندگی شان مواجه هستند مشکلاتی از قبیل نبود امکانات لازم برای زندگی و نداشتن حقوق اجتماعی، البته ذکرنکته ضروری است که این اقدام آقای «تونی ابوت» یک اقدام بسیار عالی و بشر دوستانه بود چرا که حرکت مهاجرین از طریق پیمودن اقیانوسها با قایقهای مرگ بار یک فاجعه وحشتناک بود که با عملکرد ایشان جلوگیری شد، این اقدام دلیل دیگری نیز داشت، اینکه جلوی مهاجرت غیر قانونی به خاک استرالیا را هم گرفته شود که میبایست با برنامه ریزی بهتر و دقیقتری انجام میشد چرا که امروز اردوگاه‌ها و شهرهای اندونزی که دولت اندونزی برای اسکان پناهجویان در نظر گرفته‌اند پر شده از پناهندگانی که از مشکلات کشنده ی زندگی در کشورشان گریخته و به هوای رسیدن به یک آرامش نسبی در یک کشور امن پا در این سفر پرخطر گذاشته اند که با توجه به سیاست های اخیر مدیران و مسئولان سازمانهای حمایت کننده از پناهندگان همگی در بلاتکلیفی و سردرگمی وحشتناکی به سر میبرند.با توجه به آمارها حدود چهارده هزار پناهنده درکشوراندونزی وجود دارد که در حال انتظار برای انجام پروسه پرونده های شان هستند و به سختی زندگی میکنند، شماری از انها در کمپ ها و بازداشتگاهها نگهداری و گروهی دیگر در شهرها و کمپ های باز زندگی میکنند ، ازمهمترین مشکلات و گرفتاریهای پناهجویان در اندونزی را میتوان به این شکل تقسیم بندی کرد: الف: طولانی بودن پروسه ی رسیدگی به پرونده های مهاجرتی پناهندگان، به دلیل اینکه مهمترین دغدغه هر پناهجویی در کل دنیا پیشرفت پروسه ی رسیدگی به پرونده پناهندگی او است، این موضوع که زمان انجام پروسه های کار پناهجویان در اندونزی به صورت مرگباری طولانی شده است، غم انگیزترین موضوع روز این قشر است. مسولین سازمان یو ان سی آر و سازمان های وابسته به آن در دو سال گذشته با گذاشتن مجمع های عمومی و سخنرانی دراین باره، بارها و بارها تأکید کرده اند که هیچ امیدی به پیشروی کار پناهندگی و رسیدگی به پرونده شما وجود ندارد، با بازکردن مسایلی همچون وجود جنگ در خاورماینه و کشورهایی مثل عراق و سوریه و گفتن این موضوع که مهاجران اینجا امنیت جانی دارند و آنها هستند که در اولویت رسیدگی هستند از مطلع کردن پناهجویان نسبت به روند رسیدگی پرونده هایشان طفره میروند. از دیگر موضوعاتی که دراین راستا مطرح میشود؛ این است که مدام تأکید می کنند اسکان مجدد شماها در کشور سوم، حق شما نیست بلکه این یک امتیاز است که اگر بخواهند به شما میدهند و اگر نخواهند نه، میگویند هر کدام از شما ممکن هست تا ۵ سال دیگردر این کشور بمانید و یا بعضا ممکن است به کشور سوم انتقال پیدا نکنید، در این راستا با به هم ریختن روح و روان پناهجویان باعث ایجاد تنش بین خانواده و حتی اطرافیان آنها میشوند.عده ایی از پناهندگان در درون کمپ‌ها و بیرون از کمپ‌ها به علت بی نتیجه بودن کارشان، سلامت روانی‌شان را ازدست‌ داده‌اند. فشارهای روحی وروانی این پروسه طولانی، از دست دادن زمان و در نهایت همه‌ی این موضوعات همه باهم به حالت افسردگی در پناهجویان تبدیل‌شده است و بحران افسردگی مهاجرین تبدیل به اساسی‌ترین بحرانی شده که فعلا با آن مواجه‌اند، بی سرانجامی و طولانی بودن روند کار مهاجرین عواملی است که مهاجرین را از پا درآورده است .ب: تقلیل یافتن برخی از خدمات اولیه امرار معاش و زندگی پناهجوها: در دو سال گذشته، برای کسانی که به اصطلاح تحت حمایت اقتصادی و خدمات سازمانهای وابسته به سازمان یو ان مانند ای او ام هستند، بسیاری از امتیازات و خدمات کم یا به تدریج از پناهجویان گرفته شده است، از جمله مهمترین آن مسئله نصف کردن مبلغ ماهیانه ی فرزندان است که بسیار سنگین و آزار دهنده است، مهاجران در اندونزی از حقوق اجتماعی همچون خروج از شهری که در آن اسکان دارند وهمینطوراجازه کار محروم هستند و این باعث مشکلات معیشتی برای کودکان هست که با نصف شدن حقوقی که از سازمان آی یو ام به فرزندان مهاجران داده میشد، زندگی را بسیار سخت تر کرده است.مشکل دیگری که بسیار با اهمیت است خدمات پزشکی است که در سال گذشته قوانین به طوری تغییریافت که دسترسی آسان به پزشک و دارو و درمان دیگر مهیا نیست و آنقدر پروسه ی درمانی را پیچیده و غیر قابل دسترس کرده اند که بیماران در هنگام مراجعه به دکتر دوره ی بیماریشان به سختی و خود درمانی طی شده و یا کلا از مراجعه به پزشک ناامید شده و از آن دست کشیده اند و به اصطلاح عطایش را به لقایش بخشیده اند.شما با اندکی تحقیق متوجه خواهید شد که کشور اندونزی، برغم اینکه یکی از بزرگترین کشور آسیایی جنوب شرقی است، در داشتن تنوع بیماریهای عفونی شهرت جهانی دارد، با این حساب و اوضاع غیر بهداشتی و نامناسب محل های اسکان پناهحویان در این کشور، به راحتی میتوان فهمید که از نظر دارو و درمان، این قشر با چه مشکلات آزار دهنده ای دست و پنجه نرم می کنند؛ بیماریهای ناشی از استرس، سردرگمی و بلاتکلیفی هم جای خود را دارد.قبل از دوسال گذشته، برای کودکان کلاسهای آموزشی و یا تفریحی، اندکی برنامه یزی شده بود که آن هم به تدریج ازین چرخه خارج شده و بی برنامگی و عدم آموزش را برای آنان به ارمغان آورده است.پ: مشکلات سیاسی استرالیا و اندونزی به مشکلات پناهنده ها دامن زده است که نمونه این اقدام اندونزی را می توان در قبول نکردن پناهجویانی که در آبهای اندونزی توسط گشت های امداد استرالیا نجات پیدا کرده بودند نام برد،در سال گذشته این اتفاق در حالی رخ داد که در دو مورد مشابه اندونزی پناهجویان را از مقامات استرالیا تحویل و به بازداشت گاههای کشور انتقال داده بود، همچنین این مسائل تأثیر عمیقی بر پناهجویان بلاتکلیف مانده در اندونزی داشته است، از جمله تأثیر آن] کمتر شدن تعداد پذیرش استرالیا از اندونزی است .ج: نداشتن اجازه کار و تحصیل پناهجویان در اندونزی :طبق قوانین دولت اندونزی، پناه جویان حق و اجازه کار در این کشور را ندارند، پناه‌جویانی که مجبورند سال‌ها بار گران مخارج زندگی خودشان و خانواده‌ هایشان را به‌تنهایی بردوش بکشند.البته هستند کسانی که به اصطلاح تحت حمایت اقتصادی و خدمات سازمانهایی چون آی او ان قرار گرفته اند و به ظاهر تأمین میشوند ولی بقدری مبلغ ماهیانه کم و‌ناچیز است که میتوان گفت افراد در موقعیت نجات هستنداز مرگ در اثر گرسنگی هستند، همانطور که گفته شد،حدود دوسال است که مبلغ تعلق گرفته به فرزندان نیز به نصف مبلغ کاهش یافته، این وضعیت اسفناک تر شده است .
چ: نبودن سیستم جدی و پیگیر برای آموزش پناهجویان کودکان که می توان به جرأت گفت تعدادشان در میان پناهجویان از بزرگسالان بیشتراست، بخش عمده جمعیت پناهجویان در اندونزی را تشکیل میدهند. بسیاری از آنان در این کشور به دنیا آمده و در حال رشد هستند و با توجه به طولانی تر شدن رسیدگی به پرونده مهاجرت خانواده هایشان در این کشور زندگی میکنند اما به هیچ عنوان از سیستم آموزشی و تحصیلی جدی و منسجمی برخوردار نیستند به طوری که بارها دیده شده کودکانی را که به سنین تحصیل و آموزش رسیده اند اما حتی سواد نوشتن و خواندن را هم ندارند، حال در نظر بگیرید پس از سالها این عزیزان میخواهند در میان کودکان کشور سوم درس بخوانند و وارد آن جامعه شوند. به راحتی میتوان آینده توأم با سرخوردگی و احساس حقارت و بی سوادی را برایشان پیش بینی کرد، بزرگسالان و مشکلات نبود امکانات آموزش زبان انگلیسی برای ادامه زندگی و کار در کشور سوم هم جای خود را دارد.البته باید اعتراف کنم که با وجود مردمی مهربان و با صفا در این کشور رنج مهاجرت و پناهجویی کمرنگتر و قابل تحملتر شده است.

 


گزارش جلسه مشترک اعضای نمایندگی های اتریش و ترکیه، جولای 2017
بابک میری

این جلسه، در تاریخ 21 جولای 2017، ساعت 20 به وقت اروپای مرکزی، با حضور اعضای نمایندگیها و جمعی دیگر از فعالان کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، در اتاق پالتاک نمایندگی ترکیه برگزار گردید.خانم مرضیه بردباربا موضوع روز جهانی برده‌داری سخنرانی خود را ایراد نمودند.205 سال از روزی که آخرین برده دنیا آزاد شد و کشورهای جهان پیمان لغو برده‌داری را امضاء کردند، می‌گذرد. پیمانی که بر اساس آن کشورهای جهان متعهد شدند آزادی همگانی را به رسمیت بشناسند و نظام برده‌داری را بعد قرنها سرنگون کنند.اصلا برده‌داریه چیه و برده به کی می‌گویند؟در بند بودن به اختیار و یا غیر اختیار یک شخص در دست شخص دیگر را برده‌داری می‌گن و معمولا بردگان تحت شکنجه و شلاق و سوء استفاده قرار می‌گیرند و حتی خرید و فروش می‌شدند.سازمان ملل 2 دسامبر 2002 با تصویب قطعنامه 4/317 را روز جهانی لغو برده‌داری اعلام کرد. هدف از نامگذاری این روز تلاش برای برداشتن برده‌داری در اشکال مختلف هم چون قاچاق انسان، سوء استفاده جنسی، استفاده از کودکان به عنوان نیروی کار، ازدواج‌های اجباری و استفاده از کودکان در جنگهای مسلحانه است. امروزه بیست و یک میلیون زن و مرد و کودک در سراسر جهان به بردگی کشیده شدند. وقتی اسم برده‌داری می‌آید ناخود آگاه ذهنمان به سمت اهرام مصر و شلاق و سیاه پوستان و کشیدن سنگهای سنگین می‌رود ولی در دنیای امروز شکل برده‌داری تغییر کرده، طبق شاخص برده‌داری جهانی امروزه 35 میلیون برده در سراسر جهان وجود دارد. البته برده‌داری مدرن تفاوت چندانی با برده‌داری قرون وسطی ندارد چون هنوز در بعضی کشورها به عنوان دارایی تحت تملک دیگران در می‌آیند. با وجود این، برخلاف اشکال باستانی که به برده‌ها پولی پرداخت نمی‌شد ممکن است در دنیای مدرن به کسانی که در اسارت هستند پرداختهایی صورت بگیرد. هر چند به خاطر بهره‌کشی و استثمار نحیف می‌شوند و آسیب‌های فراوانی می‌بینند. سازمان بین المللی کار تخمین می‌زد که 26 % از برده‎های مدرن کودکان هستند.برده‌های مذکر بالغ اغلب به خاطر بدهی‌های مالی مجبور به کار می‌شوند در حالی که زنان اغلب برای روسپیگری مورد بهره‌کشی قرار می‌گیرند. یازده کشور هستند که بیشترین نرخ برده‌داری در جهان را دارند:
1-بنگلادش: صدها هزار بنگلادشی جزو برده‌های مدرن هستند و میلیونها کودک بین 5 تا 17 سال جزو کودکان کار و دختران جوان نیز فریب می‌خورند و به اسم خدمتکار در منازل به کار گرفته می‌شوند که از آنها سوء استفاده جنسی نیز می‌شود.2- میانمار: این افراد به صورت قاچاق به چین، هند، پاکستان، کره جنوبی و مالزی قاچاق می‌شوند و مورد بهره کشی قرار می‌گیرند.3- جمهوری دموکراتیک کنگو: اغلب در معادن و کار سخت بدون دستمزد کار می‌کنند.4- تایلند: آنها اغلب بدون دستمزد در شیلات کار می‌کنند و دختران تایلندی به عنوان روسپی و برده جنسی به کار گرفته می‌شوند.5- اتیوپی6- نیجریه: بیشتر به شکل دستفروش و مستخدم منازل و یا متکدی در غرب آفریقا کار می‌کنند.7- روسیه8- ازبکستان9- پاکستان10- چین11- هند: بیشترین نرخ برده‌داری را داراست و مرکز برده‌داری مدرن جهان به حساب می‌آید، به طوری که فرهنگ برده‌داری در آنجا عمیقا جا افتاده است. در هند حدود 14 میلیون برده وجود دارد.فیلمی مستند در جایی دیدم که از کشور امارات متحده تصویرهایی از مسابقات شترسواری نشان می‌داد. کودکانی لاغر سوار بر شتران در مسابقات موجبات تفریح شیوخ عرب را فراهم می‌کردند که اغلب از پاکستان آورده شده بودند. در طویله زندگی می‌کردند و به آنها غذا کم داده می‌شد تا وزنشان کم باشد تا شتر راحتتر بدود و این کودکان اغلب از بیماری در رنج بودند و از بهداشت و سواد و تغذیه‌‍ی مناسب بی بهره بودند و اغلب مورد تجاوز جنسی قرار می‌گرفتند.اما در طول تاریخ طولانی برده‌داری دنیا چهره‌های سرشناسی هستند که فراتر از دسته بندی‌های نژادی و طبقات نابرابر اجتماعی برای آزادی تلاش کردند و در تاریخ ماندگار شدند.1- مارگارت گارنر قبل از جنگ‌های داخلی امریکا برده بود. او در ژانویه سال 1856 از دست اربابش فرار کرد و به امید پیدا کردن یک پناهگاه به سین سیناتی رفت. اما اربابانش او را دستگیر کردند و مارگارت، تصمیم گرفت دختر 2 ساله‌اش را با چاقوی قصابی به قتل برساند تا سرنوشتی مشابه خودش پیدا نکند.کاری که مارگارت را در جامعه آن روزهای امریکا بدنام کرد و او اگرچه به خاطر این قتل مجازات نشد اما همراه با دختر 9 ماهه‌اش مجبور به بازگشت به کنتاکی شد. در راه اما قایقی که مارگارت سوار آن بود در آب فرو رفت و نوزاد مارگارت غرق شد.مارگارت که حالا خوشحال بود کودک 9 ماهه‌اش را از دست داده، خودش را غرق کرد تا ماجرای تلخ او در رمانی به نام «دلبند» نوشته تونی موریسون روایت شود. این رمان در سال 1988 برنده جایزه پولیتزر شد. درباره مارگارت آهنگ‌های زیادی ساخته شده و ریچارد دنیل هم اخیرا اپرایی را به یاد او در دیترویت اجرا کرده است.
2- ژنرال اعظم، آبرام پتروویچ، پدربزرگ الکساندر پوشکین یکی دیگر از 10 برده معروف جهان است که در قرن 17 و 18 میلادی به عنوان یک برده افریقایی به روسیه منتقل شد اما بعدها توانست موقعیت خود را ارتقا داده و از دنیای بردگی فاصله بگیرد.
او در زمینه مهندسی نظامی‌مشعول شد و بعدها فرمانداری «روال» را در دست گرفت و مشاور پطر کبیر در جنگ‌های روسیه شد. نوه آبرام، الکساندر پوشکین که یکی از معروف‌ترین شاعران روس است، رمانی درباره پدربزرگش نوشت که هیچ وقت به پایان نرسید.
سال گذشته ژرار کوربیو، کارگردان بلژیکی، ساخت فیلمی را بر اساس کتاب «آبرام گانیبال پدر بزرگ سیاه پوشکین» شروع کرد که در آن زندگی گانیبال در دربار شاهان آفریقا، اسارت او در ترکیه و بالاخره رسیدن تا به درجه سرداری‌اش تصویر شده است.
3- نات ترنر کسی است که هر جا صحبتی از جنبش‌های ضد برده‌داری می‌شود، نامش به گوش می‌خورد. او برده سیاهپوست آمریکایی بود که در سال ۱۸۳۱اولین شورش پایدار بردگان را در تاریخ آمریکا رهبری کرد. او شورشی را به نام قیام ساوث همپتون ترتیب داد که در آن 50 سفید پوست کشته شدند. اما او دستگیر و با 16 نفر دیگر از شورشیان اعدام شدند و بعد از آن قوانین سختگیرانه تازه‌ای برای کنترل بردگان وضع شد.
4- جیمز سامرست جوانی سیاه پوست و اهل جامائیکا بود که توسط یکی از مقامات دولتی انگلیس در افریقا به بردگی گرفته شد و بعدها با ارباب خود به انگلستان مهاجرت کرد. او در انگلستان به جریانات ضد برده‌داری پیوست و حتی با سرکرده معروف این جریانات گرانویل شارپ همکاری داشت.سامرست در آن زمان نام کوچک نداشت و بعدها وقتی مسیحی شد نام جیمز را برای خود برگزید. او بعد از فرارش دوباره دستگیر شد و محاکمه او در نهایت حکم پایان برده‌داری در انگلستان را امضا کرد.
5- فردریک داگلاس برده زاده‌ای بود که در ایالت مریلند امریکا به دنیا آمد اما بعدها به یکی از رهبران بزرگ ضد برده‌داری در آمریکا تبدیل شد. او شانس این را داشت که درس بخواند و در زمان جنگ داخلی آمریکا مشاور مخصوص رییس جمهور لینکلن بود.
6- سنت پاتریک روحانی مسیحی بود که در ترویج دینداری میان ایرلندی‌ها در قرن پنجم بعد از میلاد تلاش بسیاری کرد. جزئیات زندگی سنت پاتریک چندان روشن نیست اما گفته می‌شود که او در نوجوانی به عنوان برده در ایرلند فروخته شد و 6سال بعد، توانست به فرانسه فرار کند. جایی که بعدها در آن راهب شد. سنت پاتریک در سال 432 میلادی به عنوان میسیونر به ایرلند بازگشت و توانست دین مسیحیت را در میان مردم رواج دهد.احترام می‌گذاریم به تمام کسانی که برای آزادی نبرد کردند و حتی در این راه کشته شدند. به امید روزی که دیگر برده‌داری به کل در جهان ریشه کن شود.سپس خانم درسا دره شوری با موضوع گزیده‌ای از سخنان نلسون ماندلا سخنرانی کردند.18 ژوئیه زادروز ماندلا هر ساله جشن گرفته می‌شود. این روز در سال 2009 توسط سازمان ملل متحد روز بین‌المللی نلسون ماندلا نامگذاری شد.نلسون ماندلا فردی بود که یک سوم عمر خود را در زندان سپری کرد و یکی از معروفترین چهره‌های چند سده اخیر در عرصه مبارزه با نژادپرستی به شمار می‌رود. زندانی 46666 سلول پنجم جزیره‌‍ی روبن، یکی از مهم ترین زندانیان قرن بیستم نام گرفت. شخصیتی که پس از آزادی به سرعت به محبوب ترین چهره‌‍ی آفریقا در جهان بدل شد و چه پیش از ریاست جمهوری و چه پس از آن، از معتبرترین خصیت‌های بین‌المللی به شمار آمد. طبق گزارش گوگل، 202 هزار کتاب درباره‌‍ی نلسون ماندلا در دنیا منتشر شده است.ماندلا خود، کتاب‌ها و مقالات متعددی از جمله کتاب خاطرات وی با نام «راه دشوار آزادی» منتشر کرده است. آخرین کتاب در مورد وی با نام «خودگویی‌های من در سال 2011» توسط بنیاد ماندلا منتشر شد.خداحافظ بافانا، فیلمی است در مورد زندگی ماندلا است که در سال 2007 به نمایش در آمد.ماندگارترین جملات ماندلا که شنیدنشان خالی از لطف نیست- هر روز صبح در جنگل آهویی از خواب بیدار می‌شود که می‌داند باید از شیر تندتر بدود تا طعمه‌‍ی او نگردد و شیری که می‌داند باید از آهویی تندتر بدود تا گرسنه نماند. مهم نیست که شیر باشی یا آهو، با طلوع هر آفتاب با تمام توان آماده‌‍ی دویدن باش. ما هم به ذهن سلیم وهم قلب نیازمندیم، شکوه زندگی این نیست که هرگز به زانو در نیاییم، در این است که هر بار افتادیم دوباره برخیزیم.
– شک‌هایت را باور نکن و هیچ گاه به باورهایت شک نکن.موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه‌‍ی پایان رسیدن.خیلی از جملات زیبای دیگر که به علت کمبود وقت ناچاریم که از آن‌ها بگذریم.ماندلا در حقیقت سیاستمداری است که ممکن است جهان هر پانصد سال ببیند. یک آدم معمولی نیست و تاثیر کارهایش تا صد‌ها سال نه فقط در قاره‌‍ی آفریقا و آفریقای جنوبی بلکه در تمام جهان. به این خاطر که شخصیت ویژه او فراسوی حتی سیاست ویژه، مملکتش نظر داشت و تمام جهان را تحت تاثیر خود قرار داده نه به خاطر شخصیت او، بلکه به خاطر کارهای او و پیام او حاوی صلح، دوستی و آشتی بود.در زمانی که در قدرت قرار گرفت، نکوشید تا از دشمنان دیروزش انتقام بگیرد بلکه تام تلاش خود را برای اجرایی کردن طرح آشتی ملی به کار برد. او بخشید اما تا زمانی که در 6 دسامبر 2013 چراغ زندگیش خاموش شد فراموش نکرد و به یقین، تاریخ نیز کوشش‌های او را در مسیر برابری برای انسان‌ها و آزادی آنها هرگز از یاد نخواهد برد.ماندلا عمر و خانواده‌اش که مهم ترین سرمایه‌های زندگی هر انسانی هستند را در راه مبارزات قرار داد و بخش عمده حیات خود را با کیفیتی زیست که شاید کمتر انسانی را یارای آنگونه زیستن باشد و در حالی که در بند بود، آزادی کلیدواژه تفکرش بود تا آنجا که گفت: « آرمان برخورداری از جامعه‌ای آزاد و طرفدار برابری را گرامی داشته‌ام … این آرمانی است که امیدوارم برایش زندگی کنم و به آن دست یابم. اما اگر لازم باشد، این آرمانی است که آماده‌ام برای آن بمیرم …»آقای علیرضا اسدبکی
با موضوع روز بین المللی کودکان بی گناه قربانی تجاوز و تعرض سخنرانی کردند.وقتی صدای فریادشان بر سیاهی ثانیه‌ها خط انداخت، دیگر می‌دانستند که قربانی تجاوز شده‌اند، قربانی تجاوز جنسی، زن بودن و مرد بودنشان چندان فرق نداشت. هرچه بود دردی بود مشترک در خاموشی. خاطرات پنهان مانده در پستوی ذهنشان، به سطح هوشیاری باز می‌گردد. سکانس به سکانس، سخت است سال‌ها قربانی تجاوز جنسی شدن را یدک بکشی و فریاد نزنی. این است جدال نابرابر همه قربانیان تجاوز جنسی. یک: داستانی از یک جوان -سلام، من در کودکی بین کلاس سوم تا دوم راهنمایی هر چند مدت مورد تجاوز قرار گرفتم. اوایل به زور، بعدش از ترس آبرو و تهدید مداوم. … متاسفانه در کودکی بعد از اینکه خانواده فهمیدن من رو مورد سرزنش قرار دادن. الان پسری 25 ساله هستم. دارای شغلی بسیار خوب هستم ولی مشکلات بسیار دارم. مثلا عزت نفس کم، ترس از جمع، شخصیت بسیار وابسته، افسردگی شدید (البته با تلاش بهتر شده)، استرس و اضطراب همیشگی، اصلا زندگی برام تیره و تار بوده. … چیکار کنم؟ آیا تقصیر من بوده مورد تجاوز قرار گرفتم؟ آیا احتمال خوب شدنم هست؟ دو: داستانی از یک پزشک-دست مادر رو گرفتم و یواش آوردمش سمت زایشگاه، آروم بهش گفتم جیغ و داد نکن و دعوا راه ننداز، خیلی آروم از دخترت بپرس و بخواه که راستش رو بهت بگه که جریان چی بوده. اون هم سرش رو تکون داد که. قراراست که من 3 ماه دیگه بازنشسته بشوم اما فکرش رو هم نمی‌کردم روزی یه دختر 13 ساله که فکر می‌کرد اگه موبایل داشته باشد میتواند دوست پسر داشته باشد رو با 29 هفته بارداری ببینم. بعد از تحقیقاتی که مادر از دختر کرد متوجه شدم داماد خانواده که بهش داداشی می‌گفت این کار رو کرده و مهری دختر 13 ساله کوچکترین مادریه که در طول خدمتم میتونم ازش یاد کنم.
خانم دلارام دره‌شوری با موضوع به پاس 14 تیر، روز قلم در ایران سخنرانی خود را ایراد نمودند.روز قلم در تقویم رسمی‌ایران، روز چهاردهم تیرماه می‌باشد. این روز در سال ۱۳۸۱ پس از پیشنهاد انجمن قلم ایران و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی به ثبت رسید.قلم، زبان عقل و معرفت و احساس انسان‌ها و بیان کننده اندیشه و شخصیت صاحب آن است. قلم، زبان دوم انسان‌هاست. هویت، چیستی و قلمرو قلم بسیار گسترده‌تر از آن است که در بیان بگنجد. هرگونه رشد و پیشرفت، پیروزی و آرامش و معرفت و شناخت، ریشه در قلم دارد. تمدن‌ها، تجربه‌های تلخ و شیرین و علوم با نوشتن ماندگار می‌شوند.قلم، تخریب می‌کند. می‌سازد. واقعیت‌ها را آشکار می‌کند. آشکارها را نهان می‌کند. به واقع قلم، معجزه‌ای جاودان است.
دست به قلم شدن در ایران بهایی سنگین دارد که خیلی از نویسندگان ما چه در عصر حاضر چه در سال‌های قبل بهای آن را پرداختند.قتل‌های زنجیره‌ای، به قتل برخی از شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی منتقد نظام جمهوری اسلامی در دههٔ هفتاد در داخل و خارج از ایران گفته می‌شود که به گفتهٔ برخی منابع با صدور فتوی، توسط روحانیون بلندپایه و توسط پرسنل وزارت اطلاعات در زمان وزارت علی فلاحیان (وزیر اطلاعات دوران ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی) و قربانعلی دری نجف‌آبادی (اولین وزیر اطلاعات در دولت محمد خاتمی) صورت گرفت.وزارت اطلاعات طی اطلاعیه بی‌سابقه‌ای، عوامل قتل‌ها را معدودی از همکاران کج‌اندیش و خودسر که آلت دست عوامل پنهان و اطباع بیگانگان شده‌اند نامید. محمد خاتمی رئیس جمهور وقت، تیمی خارج از وزارت اطلاعات و بدون حضور وزیر وقت را مسئول رسیدگی به پرونده کرد. این تیم پس از یک ماه تحقیق، دست‌داشتن مقامات بلند پایهٔ وزارت اطلاعات در قتل‌ها را اعلام و عوامل را دستگیر کرد. دری نجف‌آبادی وزیر وقت اطلاعات، بلافاصله توسط خاتمی برکنار و یونسی جایگزین وی شد.دادگاه قتل‌های زنجیره‌ای پس از توقیف مطبوعات در بهار ۷۹، دستگیر و زندانی کردن روزنامه‌نگاران پیگیر موضوع (اکبر گنجی و عمادالدین باقی) بدون حضور هیئت منصفه و در حالی که خانوادهٔ مقتولان در اعتراض به نحوهٔ رسیدگی در جلسات دادگاه حضور نیافتند، با محکوم کردن عوامل وزارت اطلاعات به چند سال زندان بسته شد.گرچه در مجموع، قتل‌ها در طول چندین سال اتفاق افتاده، قربانیان این قتل‌ها بیش از ۸۰ نفر از نویسندگان، مترجمان، شاعران سیاسی و شهروندان عادی بودند که با روش‌های گوناگونی مانند تصادف خودرو، ضربات چاقو، تیراندازی در سرقت‌های مسلحانه و تزریق پتاسیم به منظور شبیه‌سازی حمله قلبی به قتل رسیدند. در پاییز و زمستان سال ۱۳۷۷ (۱۹۹۸ میلادی) و هنگام به قتل رسیدن داریوش فروهر، پروانه اسکندری و سه نویسندهٔ مخالف نظام، در عرض۲ ماه به عنوان یک بحران جدی مطرح شدند.بسیاری بر این باورند که قتل‌ها، به منظور ایجاد مانع برای تلاش محمد خاتمی و اصلاح‌طلبان و حامیانش، برای ایجاد فضای باز سیاسی و فرهنگی و برقراری آزادی بیان در کشور صورت گرفته‌اند و افرادی که در این زمینه مقصر شناخته شده‌اند، خود قربانیانی بودند که از مقامات بالای نظام دستور می‌گرفتند. با این وجود، بنیادگرایان یا جناح حاکم در کشور، که مخالف جدی دگراندیشان و اصلاح‌طلبان محسوب می‌شوند، عاملان قتل‌ها را «ابرقدرت‌های خارجی» و به‌خصوص اسرائیل دانستند که از آن جمله می‌توان به اولین واکنش سید علی خامنه‌ای در نماز جمعهٔ تهران، که قتل‌ها را به دشمنان خارجی منسوب کرد، اشاره کرد.ستّار بهشتی (۱۳۵۶–۱۳۹۱) کارگر و وبلاگ‌نویس 35 ساله‌‍ی ایرانی بود که در تاریخ ۹ آبان ماه ۱۳۹۱ توسط پلیس فتا دستگیر شد. او به اتّهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکهٔ اجتماعی و فیس بوک» بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده بود. در مدّت بازجویی به شدت از سوی پلیس فتا شکنجه شد و در همین جریان درگذشت و در گورستان رباط کریم (محل زندگی‌اش) به خاک سپرده شد. بر اساس گزارش ثبت شده در روابط عمومی بهشت زهرای تهران، بهشتی در ۱۳ آبان ماه فوت کرده‌است. عموی ستار بهشتی گفته‌است زمانی که از مسئولان، علّت مرگ را جویا شدند به آن‌ها گفته شد: «خفه شوید و به شما ربطی ندارد.» پس از انتشار خبر مرگ بهشتی، ۴۱ نفر از زندانیان سیاسی در نامه‌ای که در سایت کلمه منتشر شد اعلام کردند که «ستار بهشتی روزهای ۱۰ و ۱۱ آبان ۱۳۹۱ در بند ۳۵۰ اوین بوده و آثار شکنجه در تمام قسمت‌های مختلف بدنش مشهود بوده‌است». در این نامه گفته شده که بهشتی در بازداشتگاه پلیس ایران مورد ضرب و شتم قرار گرفته، از سقف آویزان شده، دست‌هایش را به صورت قپانی بسته‌اند و با لگد به سر و گردنش ضربه زده‌اند. کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران در گزارشی که در ۱۹ آبان ۱۳۹۱ منتشر کرد به نقل از یکی از بستگان بهشتی که جنازهٔ او را دیده بود نوشت: «روی سرش فرورفتگی بزرگی بوده و روی سرش گچ کشیده بودند. صورتش باد کرده بوده‌است. به محض این که بند کفن را باز کردند از کنار زانوی راستش به کفن خون زده و کفن کاملاً خونی شده‌است. علائمی از کالبد شکافی هم روی بدنش بوده‌است.» مادر ستار بهشتی نیز از خونی بودن کفن وی در هنگام دفن کردن سخن گفته‌است.در این جا اشاره‌ای داریم به به پاره‌ای ازسخنان اکبر گنجی نویسنده و روزنامه نگاری که خود سال‌ها در زندان بوده و اکنون در آمریکاست درباره‌‍ی وضعیت نویسندگان در ایران.آقای گنجی می‌گوید: «اگر شما به تاريخ بشريت نگاه کنيد می‌بينيد که انسانها دائما به سوی تمدن و آزادی و دموکراسی پيش می‌روند و بشر رو به توسعه بوده است.قطعا نهادهای اين چنينی و روزهای اين چنينی به رژيم‌های ديکتاتور فشار می‌آورد که جهت کاهش فشار بر نويسندگان و رعايت حقوق بشر به خود نويسندگان دگرانديشی که به دليل تفاوت و دگرانديشی و دگرباشی زندانی هستند، اميدواری می‌دهد که دنيا به فکر آنها هستند. به آنها اميد می‌دهد تا آرمانشان را دنبال کنند. قطعا روی شرايطشان تاثير مثبت دارد.اگر به شکل تاريخی به اين مسئله نگاه کنيم می‌بينيم که روند تاريخ هم حاکی از همين است.»بر اساس اطلاعات کميته نويسندگان زندانی انجمن بين‌المللی قلم – پن -، هر ساله صدها نويسنده به خاطر بيان آزاد عقايدشان، زندانی می‌شوند و يا آثارشان مورد سانسور قرار می‌گيرد و يا ممنوع‌القلم می‌شوند و همچنین ده‌ها نويسنده کشته و يا ناپديد و تعداد قابل توجهی نيز تبعيد می‌شوند.در زمينه برخورد با نويسندگان و روزنامه‌نگاران کشورهای مختلف کارنامه تاريکی دارند. از چين و آذربايجان و بلاروس گرفته تا کوبا و مکزيک و چند کشور آفريقایی.در اين بين ايران مرکز توجهات سازمان‌های حقوق بشری ازجمله انجمن بين‌المللی قلم قرار دارد.منيره روانی پور، نويسنده ساکن آمريکا، دليل به زندان افکندن نويسندگان در دولت جمهوری اسلامی را مساله نگرانی از انديشه نو می‌داند و میگوید:«اين مسئله فقط خاص نويسندگان نيست. مسئله اصلی اين است که با هر فکر و انديشه‌ای که يک در ديگری را روی ذهنيت مردم باز کند و کنترل مردم را از دست حاکميت خارج کند، مخالفند.يعنی با هر نوع تغييری مخالفند. طبيعی است که يک نويسنده پيرامونش را می‌بيند. با جهان خارج ارتباط برقرار می‌کند و انسان انديشمندی است و يک جهان ديگری را ارائه می‌دهد.اينها با ارائه جهان ديگر مخالفند. و برای اثبات موجوديت خودشان است که دهنها را می‌بندند، قلمها را می‌شکنند و نويسندگان را زندانی می‌کنند.به نظر من بدترين کاری که کرده‌اند اين است که وضعيت انتشار کتاب را به اين شکل درآورده‌اند. کاری کرده‌اند که عرصه زندگی بر نويسندگان و دگرانديشان تنگ شود و وقتی زندگی تنگ شود، مجال تجربه نيست و وقتی مجال تجربه نباشد ديگر رويا و ذهنيت آدمها درجا می‌زند.اينها با هر نوع تخيلی که مخالف کانون ذهنی خودشان باشد، مخالفند.»در سالهای اخير بازداشت بيش از صد تن از نويسندگان و روزنامه نگاران ايرانی، نگرانی جامعه جهانی را بيشتر در پی داشته است.نگرانی از بازداشت‌های طولانی با اتهاماتی که بيشتر ابراز عقيده نويسندگان بوده، اما دولت به آن عقايد،نگاه امنيتی دارد.اين نگرانی‌ها موقعی بيشتر می‌شود که شنيده می‌شود برخی از همين نويسندگان زندانی، در زندان به بيماری سخت مبتلا شده يا در اعتصاب غذا هستند و يا از همين اعتصاب غذا و يا در برخی موارد بخاطر ضرب و شتم جان خود را از دست داده‌اند.«بزرگترین مشکلی که نويسندگان ايرانی در زندان دارند اين است که همان طور که در بيرون از زندان آسايش نداشتند و از حقوق اوليه خودشان به عنوان يک انسان و شهروند برخوردار نبودند که بتوانند حرفشان را بزنند، در داخل زندان هم، مسئولين قضايی و امنيتی بسيار میترسند دارند که اينها در هر تماس با خارج از زندان حرفی بزنند که برايشان هزينه داشته باشد.بنابر اين در داخل زندان ما می‌دانيم که نويسندگان زيادی از حقوق اوليه خودشان محرومند. از مرخصی خيلی کمتر از زندانيان معمولی برخوردارند. وقت ملاقات حضوريشان خيلی کمتر از ساير زندانيان عادی است بنابراين در زندان نگرانی دولت از اين که اين افراد باز هم بتوانند حرفشان را بزنند و يا پيامی که دارند و حرفی که دارند را بتوانند مطرح کنند، اين هراس باعث می‌شود که نويسندگان زندانی از حقوق اوليه خودشان محروم باشند و در وضعيت نامناسبی قرار بگيرند.» با امید بر اینکه روزی قلم، طناب داری بر گردن منتقدان کشور نباشد بلکه طنابی برای در آوردن ایران از چاهی که در آن گیر افتاده باشد.ماده ۱۹هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده‌ای بدون نگرانی از مداخله و مزاحمت، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه‌ای بدون ملاحظات مرزی است.سپس خانم سمیه علیمرادی با موضوع جنبش دانشجوئی 18 تیر1378 سخنرانی خود را ایراد نمودندنزدیک به دو دهه از اعتراضات دانشجویی ۱۸ تیر در ایران می‌گذرد. در جریان حمله نیروهای ویران‌گر و وحشی حکومت اسلامی ایران، به کوی دانشگاه تهران در تیر ماه ۱۳۷۸ «چندین نفر» کشته یا ناپدید شده و ده‌ها نفر زخمی شدند. حمله به کوی دانشگاه و اعتراضات پس از آن، یکی از مهم‌ترین وقایع «جنبش دانشجویی» سال‌های پس از انقلاب ۵۷ مردم ایران، به‌شمار می‌رود.در آن دوره، همکاری اکثریت نمایندگان مجلس وقت شورای اسلامی، با سعید امامی و ارایه لایحه اصلاح قانون مطبوعات در راستای تشدید سانسور و خفقان و قانونی کردن سانسور، تیتر اول روزنامه سلام پیرامون افشای سند محرمانه‌ای از وزارت اطلاعات که نشان می‌داد این لایحه پیشنهاد سعید امامی به قربانعلی دری نجف‌آبادی وزیر اطلاعات وقت بوده است. توقیف سلام و هم‌زمان تصویب کلیات طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس، راه‌پیمایی دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام و دفاع از آزادی بیان و اندیشه داخل کوی دانشگاه تهران، خروج راه‌پیمایان از کوی و حرکت به‌سمت بزرگراه آل احمد و برگشت همین مسیر تا داخل کوی، قرائت قطع‌نامه راه‌پیمایی مبنی بر هم‌زمانی تجمع نیروهای ضد شورش، یگان ویژه نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها در اطراف کوی و حرکت آن‌ها به‌سمت دانشجویان، شروع حملات خشن و خونین نیروهای سرکوبگر به دانشجویان از بامداد ۱۸ تیر که با کشیده شدن دامنه اعتراضات به خارج از محوطه کوی و به سطح شهر تهران و برخی شهرهای بزرگ به‌مدت یک هفته، کاخ‌های سران حکومت اسلامی را لرزاند.اعتراضات دانشجویی و حملات نیروهای انتظامی، لات‌ها و چماقداران حکومتی، بسیج و سپاه، لباس شخصی‌های حرفه‌ای و آموزش دیده وزارت اطلاعات و مقاومت دانشجویان در مقابل نیروی‌های وحشی تا دندان مسلح، درگیری‌ها تا ۲۳ تیر ادامه یافت و سرانجام با سرکوب فعالین دانشجویی، خاتمه پیدا کرد. روزهایی که هر لحظه‌شان پر از خبر و حادثه هستند. حوادثی که مسیر جنبش دانشجویی را به‌گونه‌ای جدید رقم زد. آن‌چنان‌که از بعد از انقلاب فرهنگی حکومت و سرکوب وحشیانه جنبش دانشجویی و بستن دانشگاه‌ها تا به آن روز کم‌تر سابقه داشت.
در پی حمله انصار حزب‌الله، لات‌ها و چماقداران حکومتی و نیروهای امنیتی معروف به «لباس شخصی‌ها» تظاهرات دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام و تصویب قانون جدید مطبوعات، شبانه به داخل کوی دانشگاه و خواب‌گاه‌های دانشجویی حمله بردند و ضمن تخریب اموال دانشجویان آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و صدها نفر را بازداشت کردند. حمله و ضرب و شتم دانشجویان تا صبح ادامه داشت. در این حمله حتی خوابگاه دانشجویان خارجی نیز در امان نماند. این حمله به اعتراضات گسترده و چند روزه دانشجویان و مردم در تهران و شهرستان‌ها انجامید. در دانشگاه تبریز نیز بیستم تیرماه درگیری‌های شدید و گسترده‌ای روی داده که به کشته‌شدن محمدجواد فرهنگی انجامید.نیروهای انتظامی و امنیتی، در همان روزهای نخست اعتراضات دانشجویی، دست‌کم ۳۰۰ دانشجو را دستگیر و تحت بازجویی قرار دادند از جمله اکبر محمدی که بعدها در زندان به دلایل نامعلومی جان باخت!گفته می‌شود در جریان حمله به کوی دانشگاه و دیگر مسائل دانشجویی، کسانی مانند سردار نجات فرمانده سپاه ولی امر به همراه سردار نقدی، سردار ذوالقدر و دیگران طرح سرکوب دانشجویان را از پیش آماده کرده بودند. دانشجویان با شعارهایی از جمله «نیروی انتظامی ننگت باد» قصد داشتند از درب بانک تجارت به طرف درب اصلی حرکت کرده و از آن‌جا تجمع را به بیرون دانشگاه منتقل کنند؛ که با حضور گسترده نیروهای انتظامی و لباس شخصی‌ها تجمع به خشونت کشیده شد. فرماندار وقت خورشیدی برای آرام کردن دانشجویان به دانشگاه تبریز رفت تا جلوی خروج دانشجویان از درب اصلی دانشگاه به طرف بلوار ۲۹ بهمن را بگیرد. حدود ساعت ۲ بعد از ظهر دانشجویان وارد بلوار ۲۹ بهمن می‌شوند و با حمله لباس شخصی‌های حوزه ۲ بسیج درگیری شروع می‌شود. دانشجویان زخمی را برای مداوا به بیمارستان امام خمینی منتقل می‌کنند که در آن‌جا نیز به دانشجویان زخمی حمله می‌شد. در درگیری‌های صورت گرفته فرزند امام جمعه وقت بستان‌آبان، طلبه محمد جواد فرهنگی کشته می‌شود.۲ سال پس از این رویداد قوه قضاییه، همه نیروهای پلیس و شبه نظامیان وابسته به حکومت‌شان را تبرئه کرده و فقط یک سرباز به نام «اروجعلی ببرزاده» محکوم شد.در برخی تحلیل‌ها و تفسیرهای لیبرالی و اپورتونیستی، یک جناح حکومت اسلامی تبرئه می‌گردد و جناح دیگر محکوم. در حالی که چنین جناح‌بندی تا آن‌جا که به‌سرکوب جنبش‌های اجتماعی ایران، اعدام، ترور و شلاق و قصاص مخالفین برمی‌گردد، به هیچ‌وجه واقعیت ندارد. آن‌چه که واقعیت دارد دعوای جناح‌های درونی حکومت بر سر تقسیم قدرت و ثروت جامعه است و بس!حکومت اسلامی به‌نام «شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی»، در پی ادامه اعتراضات دانشجویان، یک راه‌پیمایی در روز چهارشنبه ۲۳ تیر ترتیب داد و مردم را برای حمایت از حکومت به شرکت در آن فراخواند. رادیو و تلویزیون ایران از یک روز قبل از مردم می‌خواست در این تظاهرات که در برابر دانشگاه تهران برگزار شد شرکت کنند. در پایان این تظاهرات، حسن روحانی دبیر وقت شورای امنیت ملی و ریس جمهوری فعلی، سخن‌رانی کرد. او در سخنان طولانی خود، از جمله گفت: «من در همین‌جا لازم می‌دانم از دانشجویان عزیز بیدار، هوشیار و قهرمان تشکر و قدردانی کنم که با هوشیاری و با دید نافذشان تا متوجه شدند که این عناصر مفسد و معاند در کنار آن‌ها قرار گرفته‌اند، بلافاصله اعلام بیزاری و برائت کردند و خودشان را کنار کشیدند. این نشان هوشیاری و بیداری دانشجویان انقلابی و مسلمان و قهرمان ما است. افرادی که اتوبوس و اموال عمومی را آتش می‌زنند، آن‌ها که ماشین بیت‌المال را آتش می‌زنند و حتی اتومبیل شخصی افراد را از بین می‌برند… بی‌تردید این افراد دشمن مردم ایران و ارزش‌های این مرز و بوم هستند. این اوباش حتی به مساجد هم تعرض کردند. ادامه این وضع برای نظام ما کشور ما و ملت ما قابل تحمل نخواهد بود. دیروز نسبت به این عناصر دستور قاطع داده شد. دیروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هر گونه حرکت این عناصر فرصت‌طلب، هر کجا که باشد با شدت و با قاطعیت برخورد شود و سرکوب شوند. مردم ما شاهد خواهند بود که از امروز نیروی انتظامی، نیروی قهرمان بسیج حاضر در صحنه، با این عناصر فرصت‌طلب و آشوب‌گر – اگر جرات ادامه حرکت مذبوحانه داشته باشند – چه خواهند کرد … آن عاملی که امروز ملت ما را متحد کرده است و پیوند ناگسستنی در ملت ما ایجاد کرده است، اسلام و اسلامیت نظام است و مظهر این اسلامیت، رهبری و مقام ولایت است … مسئله ولایت مظهر اقتدار ملی ما است.»دهمین سال‌گرد حمله به کوی دانشگاه در سال ۱۳۸۸ که مصادف با اعتراضات به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم بود با وجود عدم صدور مجوز و تهدید به برخورد با معترضان برگزار گردید. کوی دانشگاه تهران و هم‌چنین خوابگاه‌های دانشجویی در اصفهان و شیراز نیز دو هفته پیش از این مورد حمله قرار گرفت. حمله‌ای که به اقرار یکی از نمایندگان مجلس از یورش سال ۱۳۷۸ هم ابعاد وسیع‌تری داشته‌است.هم‌چنین شب ۱۸ تیر ۱۳۸۸، نیروهای لباس شخصی به خواب‌گاه‌های دانشگاه امیر کبیر در تهران نیز یورش برده و ضمن ضرب و شتم و آسیب رساندن به دانشجویان تعدادی را بازداشت کردند.در جریان تلاش نیروهای انصار حزب‌الله و گارد ویژه برای ورود به دانشگاه تهران، بیش از پانزده نفر از دانشجویان تنها به علت اصابت گلوله به شدت مجروح شدند. به‌گزارش منابع دانشجویی و دفتر تحکیم وحدت و گزارش شاهدان عینی که در روزنامه بریتانیایی گاردین نیز منعکس شد، ۵ دانشجو شامل دو دختر و سه پسر بر اثر این حملات کشته شدند و بسیاری بازداشت شده و مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار گرفتند. بعدها در فهرست ۷۲ نفره جان باختگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸، که توسط کمیته پیگیر میرحسین موسی و مهدی کروبی، دو تن از رهبران معترضان انتشار یافت. اسامی هفت نفر به نام‌های مصطفی غنیان، مبینا احترامی، ایمان نمازی، فاطمه براتی، محسن ایمانی، کامبیز شعاعی و کسری شرفی ذکر شد که گفته شد در این حمله کشته شده و بیش‌تر آن‌ها بی‌اطلاع خانواده‌ها مخفیانه به خاک سپرده شده‌اند.بنا به‌گزارش دانشجونیوز، در اوایل تیر ماه ۱۳۸۹، در آستانه سالگرد حوادث ۲۰ تیر ماه ۱۳۷۸ دانشگاه تبریز و نیز به منظور تداوم بخشیدن به فضای امنیتی و پلیسی شدید دانشگاه تبریز در یک سال اخیر، تعدادی از فعالان دانشجویی این دانشگاه به اداره اطلاعات شهر تبریز احضار و مورد بازجویی‌های طولانی و تهدید در مورد هرگونه حرکت مدنی و اعتراضی قرار گرفتند.لازم به ذکر است بازجویی‌های مذکور در اتاق شماره ۳۷ زندان مرکزی تبریز که در اختیار اداره اطلاعات شهر تبریز است، انجام می‌گیرد.هم‌چنین پیش از این صدرا آقاسی و نعیم احمدی از فعالان دانشجویی دانشگاه تبریز و از اعضا انجمن اسلامی دانشگاه، روز دوشنبه ۲۴ خرداد ۸۹ بازداشت شده بودند.پس از سرکوب خیزش دانشجویی ۷۸، تعدادی زیادی از دانش‌جویان مفقود شدند. برای مثال، سعید زینالی، متولد شهریور ۱۳۵۵، دانشجویی بود که در جریان اعتراضات دانشجویی پس از حمله به کوی دانشگاه در تیر ۱۳۷۸ توسط نیروهای امنیتی در منزل بازداشت شد و تاکنون خبری از وی به‌دست نیامده است. نهادهای امنیتی پس از پیگیری‌های فراوان خانواده وی حفاظت اطلاعات سپاه را عامل بازداشت وی اعلام کردند اما آن نهاد نیز پاسخی پیرامون سرنوشت وی ارائه نکرده است.در واقع اعتراض هجدهم تیر ماه، در خواب‌گاه کوی دانشگاه در اعتراض به‌بسته شدن روزنامه سلام و در دفاع از آزادی بیان و قلم بود. این روزنامه در ۱۵ تیر ۱۳۷۸ به جرم چاپ نامه محرمانه سعید امامی به قربانعلی دری نجف‌آبادی وزیر اطلاعات که مفاد قانون جدید مطبوعات را توصیه می‌کرد، توسط دادگاه روحانیت به مدت ۵ سال توقیف شد. در جریان محاکمه سلام به جز مدعی‌العموم ۴ شاکی دیگر نیز حضور داشتند: محمود احمدی‌نژاد ‌(استاندار وقت اردبیل در دولت هاشمی رفسنجانی و رییس اسبق استاندار تهران و رییس جمهوری سابق ایران در دولت‌های نهم و دهم)، کامران دانشجو (استاندار اسبق تهران، معاون سیاسی سابق وزیر کشور و رییس ستادانتخابات ریاست جمهوری دهم و وزیر علوم سابق)، مهدی رضا درویش‌زاده ‌(نماینده شهر دزفول در مجلس پنجم و استاد ریاضی دانشگاه تهران) و حمیدرضا ترقی ‌(عضو ارشد حزب موتلفه و نمانیده مشهد در مجلس پنجم.)فرهاد نظری و ۱۹ نفر از پرسنل نیروی انتظامی، در پی اعلام شکایت دانشجویان دانشگاه تهران، به دادگاه فراخوانده شدند. نظری با سه عنوان اتهام، شامل ورود غیرمجاز به کوی دانشگاه، لغو دستور مقام مافوق و نیز ایجاد جو بدبینی علیه نیروی انتظامی، در دادگاه نظامی محاکمه شد. نظری و سایر متهمان، متهم بودند که در جریان حوادث کوی دانشگاه در روزهای ۱۷ و ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸، با ورود به کوی دانشگاه نسبت به ضرب و شتم دانشجویان و تخریب اموال آنان و اموال دانشگاه اقدام کرده و موجبات ایجاد جو بدبینی علیه نیروی انتظامی را فراهم آورده‌اند.
در پی ۱۵ جلسه رسیدگی به اتهامات این عده از پرسنل نیروی انتظامی، فرهاد نظری از هر سه اتهام انتسابی تبرئه شد. هفده متهم دیگر ـ که جملگی پرسنل نیروی انتظامی بودند ـ همگی از اتهامات وارده تبرئه شدند و تنها فرهاد ارجمندی متهم ردیف سوم به اتهام لغو دستور به دوسال حبس و عروجعلی ببرزاده متهم ردیف پنجم به اتهام سرقت ماشین ریش‌تراش به شش ماه حبس و پرداخت یک‌میلیون ریال جزای نقدی محکوم شدند.بر اساس حکم دادگاه نظامی مقرر شده است که از بیت‌المال به ۳۴ نفر از دانشجویان مضروب این حادثه، دیه پرداخت شود. بر اساس همین حکم، دادخواست ضرر و زیان شکات و وکلای آن به علت خارج موعد بودن رد شد.احکام صادرشده توسط دادسرای نظامی به بروز واکنش‌های بسیاری در سطح محافل سیاسی و مجامع عمومی انجامید. وزارت‌خانه‌های آموزش‌عالی و بهداشت روز ۲۵ تیر ۱۳۷۹‌(چهار روز پس از اعلام حکم) در بیانیه‌ای مشترک احکام صادره را «شگفت‌آور و ناامید‌کننده» خواندند و دفتر تحکیم‌وحدت، در بیانیه اعتراضی خود نسبت به احکام دادگاه، آن را «ذبح عدالت، نفوذ مافیای قدرت در دستگاه قضایی، مظلومیت مضاعف و بی‌پناهی دانشجویان و دروغین‌بودن شعار توسعه قضایی» دانست.در پایان می‌توان چنین جمع‌بندی کرد که تاریخ هر جامعه‌ای شاهد حوادث و رویدادهای مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خاص خود است. از ۱۶ آذر ۱۳۳۲ و سرکوب دانشجویی توسط حکومت شاه تا انقلاب سال ۱۳۵۷ مردم ایران، سرکوب جنبش دانشجویی توسط حکومت تازه به دوران رسیده حکومت اسلامی با سرکوب وحشیانه این انقلاب مردم، انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها تا ۱۸ تیر ۷۸، اعتراضات جنبش کارگری و جنبش زنان و نهادها روشنفکری و نویسندگان و هنرمندان، گویای این واقعیت غیرقابل هستند که جنبش کارگری، جنبش زنان و جنبش دانشجویی در ایران، با افت و خیرهایی، همواره پرچمدار مبارزه آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه و عدالت‌جویانه در ایران بوده‌اند و هنوز هم هستند!فاجعه کوی دانشگاه تهران در روز ۱۸ تیر ۷۸، یکی از وقایع مهم در عرصه فعالیت دانشجویی و در عین حال ثبت یک جنایت دیگر علیه دانشجویان در کارنامه سرتاپا سیاه سران حکومت اسلامی است!در حقیقت حکومت اسلامی ایران در کلیت خودش، حکومتی تروریست و تروریست‌پرور، تبه‌کار، مافیایی، غارتگر، ستم‌گر، استثمارگر، دشمن درجه آزادی بیان و اندیشه و نهایت حکومت ده‌ها هزار اعدام و ترور و سنگسار و قتل‌های موسوم به قتل‌های «زنجیره‌ای» و «سریالی» و «اسیدپاشی» است!به‌این ترتیب، هجده تیر نیز یکی از سوابق جنایت‌کارانه این حکومت است که در تاریخ ایران ثبت شده است و به هیچ‌وجه فراموش نمی‌گردد. به‌عبارت دیگر، تا روزی که کلیت این حکومت از حاکمیت ساقط نشده و سران آن در دادگاه‌های عادلانه مردمی محاکمه نشده و حساب پس نداده و به‌معنای واقعی یک جامعه نوین عادلانه انسان‌های آزاد و برابر و عدالت‌جو در ایران برقرار نگردد، هم‌چنان خشم و خروش مردم ایران، به‌ویژه جنبش دانشجویی خاموش نخواهد شد!
آقای فرداد عسکری با موضوع اسید پاشی در ایران سخنرانی خود را آغاز کردند.
اﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﻭﯾﺪ!ﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ-ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﮔﻮﺭ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ.
ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺎ ﺑﻮﺩﯾﺪ-ﮐﻪ ﺑﺎ ﻟﻬﺠﻪ‌ﯼ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻧﯿﺪ
ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺘﺎﻥ-ﮐﻨﯿﺰﮐﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﻣﺪﺍﺭِ ﻣﻄﺒﺦ ﻭ ﺑﺴﺘﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ-ﺑﻪ ﮐﻒِ ﺩﺳﺖﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺎﺗﻞِ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽﺍﻧﺪ
ﺧﯿﺮﻩ ﻣﯽ‌ﻣﺎﻧﯿﺪ-ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻣﯽ‌ﮐﻨﯿﺪ
ﺑﺎ ﺁﻥﻫﺎ؟ﺩﺳﺖﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶِ ﺯﻧﺎﻥ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﺍﺳﯿﺪ ﺍﺯ ﺻﻮﺭﺕﻫﺎﺷﺎﻥ ﭘﺎﮎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ
ﺗﺎ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡِ ﺑﯽ ﭼﻬﺮﻩ ﺑﺴﺎﺯﻧﺪ.
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﻭﯾﺪ!ﻣﺎ ﻗﺮﻥﻫﺎﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱِ ﺍﺳﯿﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ.
ﮐﺎﺳﻪﯼ ﺍﺳﯿﺪﺗﺎﻥ-ﺍﺯ ﻧﯿﺰﻩﯼ ‏«ﭼﻨﮕﯿﺰ‏» ﻭﻗﺪﺍﺭﻩﯼ ‏«ﺍﺳﮑﻨﺪﺭ‏» ﺧﻄﺮﻧﺎﮎﺗﺮ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ.
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮِ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽﺁﯾﯿﻢﻭ ﺯﻥﻫﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ-ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﯿﺴﻮﯼ ﺭﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﺩﺷﺎﻥﭘﺮﭼﻢ ﺑﺴﺎﺯﻧﺪ.(ﯾﻐﻤﺎ ﮔﻠﺮﻭﯾﯽ)
یکی از جرم‌هایی که به شکل یک انتقام بسیار فجیع رخ می‌دهد اسیدپاشی است که از بروز آن نگرانی و هراس فراوانی را دربین مردم جامعه نشان می‌دهد در این تحقیق ضمن مرور ادبی جرم و اسید پاشی از منظر جامعه و از منظر قانون، رابطه بین دسترسی سریع به اسید و بروز جرم اسیدپاشی، افزایش میزان مجازات آن و کاهش بروز جرم و همچنین رابطه بین برآورده نشدن خواسته‌های فرد و بروز جرم مورد بررسی قرار گرفت و نشان می‌دهد دسترسی آسان به اسید و همچنین عوامل چون تربیت ناصحیح فرد و ایجاد تنش، استرس و درگیری در خانواده، مشکلات اجتماعی و اقتصادی و … در بروز جرم اسید پاشی نقش مؤثری دارند.مدتی است که اسیدپاشی در جامعه، رواج یافته است. باتوجه به اهمیتی که این امر به لحاظ امنیت و آسایش عمومی دارد و باتوجه به این که نتایج آن خواه مرگ، خواه کریه‌المنظر شدن باشد هر دو وخیم و هولناک است.
اسیدپاشی در حقیقت یک انتقام بسیار فجیع است که یک انسان از انسان دیگر می‌گیرد که نتیجه جرم اسیدپاشی، چقدر شبیه جرم افساد فی الارض است؛ چراکه بدیهی است به همان اندازه که کسی با استفاده از اسلحه ایجاد هراس و ناامنی در جامعه می‌کند، آن که اسید به روی صورت مردم می‌پاشید به مراتب فجیع تر عمل می‌کند زیرا در ماده ۱۸۳ آمده است که حتی به دست گرفتن صرف اسلحه، درصورتی که سبب هراس مردم و ناامنی در جامعه شود، جرم افساد فی الارض محسوب و شخص به کیفر اعدام محکوم می‌شود. درحالی که در جرم اسیدپاشی صرف داشتن شیشه اسید و ترساندن مردم را جرم نمی‌دانیم بلکه اسیدپاشی را جرم می‌دانیم. حال آن که منطقا، وقتی دست به اسلحه بردن بدون شلیک کردن یا کشتن کسی و فقط ایجاد رعب و وحشت موجب مجازات اعدام می‌شود، بدیهی است که پاشیدن اسید به صورت کسی هم موجب ناامنی جامعه می‌شود و هم آثار آن از نظر ضرر و زیان ناشی از جرم که می‌تواند معیوب شدن همراه با کریه‌المنظر شدن یک زن گردد، چون معمولا قربانیان این نوع جرم زنان هستند این به مراتب وخیم تر و زیان بارتر از جرم افساد فی الارض مندرج در ماده ۱۸۳ هست.حالا ببینیم چرا اینقدر این معضل اهمیت و ضرورت تحقیق دارد؛تکرار حوادث اسیدپاشی در جامعه، موضوعی قابل تامل است و درباره چرایی آن می‌توان گفت در جامعه ما اسیدپاشی نتیجه یک پدیده تام است. یعنی جمیع عوامل اقتصادی، اجتماعی، پرورشی و فضای اجتماعی در بروز این حوادث دخیل هستند. باتوجه به جو اجتماعی جامعه و عواملی که برای بروز چنین حوادثی مساعد است، بدون شک در آینده اسیدپاشی افزایش می‌یابد. این خشونت از روابط اجتماعی و خشونت جامعه ناشی می‌شود در حال حاضر افراد در رفتار و نگاه خود پرخاشگری دارند.
سوالاتی که برای این تحقیقات بوجود میاد و فرضیاتش برای جواب چیست؛
۱. آیا بین دسترسی آسان به اسید و بروز جرم اسیدپاشی رابطه معنی داری وجود دارد؟
به نظر می‌رسد بین افزایش تولید اسید و جرم اسیدپاشی رابطه مستقیم وجود دارد.
۲. آیا بین افزایش میزان مجازات جرم اسیدپاشی و کاهش بروز این جرم رابطه معنی داری وجود دارد؟به نظر می‌رسد افزایش جرم اسیدپاشی ناشی از خلاء قانونی است.
۳. آیا بین براورده نشدن خواسته‌های مجرم و بروز این جرم رابطه معنی داری وجود دارد؟
به نظر می‌رسد بروز جرم اسیدپاشی ریشه در خواسته‌های برآورده نشده فرد در خانواده یا کودکی دارد.اسیدپاشی در حقیقت یک انتقام بسیار فجیع است که یک انسان از انسان دیگر می‌گیرد و طبق تجربه در اغلب موارد این اتفاق به دنبال یک ناکامی عشقی رخ می‌دهد. همین‌طور که گفتم این انتقام بسیار فجیع است و فرد به طور خلق‌الساعه و خیلی سریع تصمیم می‌گیرد این اقدام را انجام دهد و به خیال خودش کاری می‌کند که فردی که به او جواب رد داده است هیچ‌گاه نتواند سربلند کند و یا در حضور دیگران خود را نشان دهد. اغلب این افراد سعی می‌کنند اسید را روی صورت افراد بپاشند تا قربانی، ظاهر و زیبایی خود را برای همیشه از دست بدهد. قربانیان اسیدپاشی هر دو جنس زن و مرد را شامل می‌شوند ولی بر اساس بررسی‌های به عمل آمده تعداد قربانیان مؤنث بیشتر از مذکر است.از نظر شخصیتی در اکثر موارد و بر طبق پرونده‌هایی که در این زمینه بررسی شده است، فرد ظاهرا آرام و بدون مشکل بوده و سابقه بیماری روانی نداشته است ولی در آن لحظه‌ای که این کار را انجام داده دچار یک جنون آنی به دنبال یک افسردگی، سرخوردگی و ناکامی شده و تصمیم گرفته است این کار را انجام دهد. پس نمی‌توانیم بگوییم که اینها زمینه اختلال شخصیت داشته‌اند زیرا تا به حال چنین چیزی ثابت نشده است. البته نه اینکه تاکنون چنین مواردی نبوده باشد، مواردی از این افراد هم بوده‌اند که سابقه اختلال شخصیت داشته‌اند ولی معمولا متهمان در اکثر موارد دچار یک افسردگی شدید می‌شوند و به طور ناگهانی دچار یک نوع جنون شده و تصمیم به انجام این کار می‌گیرند تا به اصطلاح خودشان انتقامی از طرف مقابل گرفته باشند.کسی که دچار افسردگی می‌شود، زمانی که تصمیم می‌گیرد چنین انتقام‌ فجیعی را بگیرد، قطعا فکری دنباله‌اش هست ولی این‌طور نیست که بگوییم فرد قبلا این زمینه را داشته است. همان‌طور که گفتم این تصمیم، تصمیمی آنی است، درست مثل خودکشی. کسی که دچار افسردگی شدید می‌شود و اقدام به خودکشی می‌کند، قبلا افسرده و ناامید شده و به زندگی امیدی ندارد و در یک لحظه تصمیم می‌گیرد رشته حیات‌اش را پاره کند و با راه‌های مختلف اقدام به خودکشی می‌کند. اینها تصمیمات لحظه‌ای و آنی است که افراد افسرده در یک لحظه تصمیم به انجام آن می‌گیرند. فردی هم که اقدام به اسیدپاشی می‌کند، همین‌طور است، فقط با یک شدت بیشتر که تمام فکرش انتقام از طرف مقابل است. در خودکشی، فرد قصد دارد خودش را از بین ببرد ولی در اسیدپاشی که یک نوع دیگرکشی یا دیگرآزاری است، فرد از شریک عشقی خود انتقام می‌گیرد و هدف‌اش هم بیشتر این است که قربانی، زیبایی‌اش را از دست بدهد.علاوه بر عوامل اجتماعی باید دید مرتکب اسیدپاشی در چه خانواده‌ای، با چه نوع سرپرستی و چه تحصیلاتی است. قشر اجتماعی، والدین، خود فرد و محل زندگی در نوع خشونتی که از فرد بروز می‌کند موثر است. روان‌شناسان اجتماعی حتی نحوه شیردادن و قنداق‌کردن نوزادان را در بروز خشونت اجتماعی موثر می‌دانند.با توجه به اخبار اسیدپاشی در بعضی از شهرها به نظر می‌رسد این فرآیند به عنوان یک ناهنجاری رفتاری و انتقامی باعث نگرانی خانواده‌ها و مسوولین می‌شود. اغلب کسانی که از طریق این روش به انتقامجویی دست می‌زنند دارای روحی نامتعادل، شخصیت ضداجتماعی، قانون گریز و جامعه ستیز هستند. بیشتر این افراد در دوران کودکی تحقیرها را تحمل کرده و آماده فرافکنی رفتاری شده‌اند. در ۹۰ درصد از موارد اسیدپاشی معمولا تصفیه حسابهای عاطفی و انتقامجویی‌های عشقی مطرح هستند. یعنی فردی به خواستگاری دختری رفته، به او ابراز علاقه نموده و پاسخ منفی گرفته است. در بعضی موارد نیز شخص برای انتقام گرفتن از شوهر خود به هوو یا شخص مورد توجه همسرش اسیدپاشی کرده است.انتخاب این ابزار برای هر هدف که باشد از نظر آسیب شناسی رفتاری بیانگر دو نکته مهم است؛ یک: فرد قصد کشتن قربانی را نداشته و فقط برای ترساندن یا مجازات او اقدام به این کار می‌کند. دو: شخص اسیدپاش میداند که زیبایی و ظاهر قربانی متلاشی شده و او دیگر به هیچ عنوان به وضعیت قبلی برنمی‌گردد و زندگی آینده او با درد و رنج و ناامیدی همراه خواهد شد. بنابراین با توجه به این دو محور رفتاری به نظر اینجانب جرم یک فرد اسیدپاش اگر بدتر از قتل نباشد معادل آن خواهد بود.
آقای علی شعبان‌زاده سخنرانی خود را با موضوع اندلا، مظهر بند و آزادگی آغاز نمودند . نلسون ماندلا 27 سال از عمر خود را در دوره رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی در زندان سپری کرد اما پس از آن به عنوان اولین رئیس جمهور سیاه پوست روی کار آمد و برنده جایزه صلح نوبل نیز شده است.این مرد 95 ساله که به دلیل کهولت سن و ابتلا به عفونت ریوی درگذشت از محبوبترین شخصیت‌های مردمی در جهان است اگر چه وی از سال 2010 در انظار عمومی ظاهر نشده است.
ماندلا نخستین رئیس جمهور آفریقای جنوبی است که در انتخابات دموکراتیک عمومی برگزیده شد. وی پیش از ریاست جمهوری از فعالان برجسته مخالف آپارتاید در آفریقای جنوبی و رهبر کنگره ملی آفریقا بود.ماندلا به خاطر دخالت در فعالیت‌های مقاومت مسلحانه مخفی محاکمه و زندانی شد.وی روز یازدهم فوریه 1990 زمانی که پس از قریب به سه دهه تحمل حبس در رژیم آپارتاید از زندان آزاد شد، همه چشم‌های جهان به وی دوخته شد و پس از آزادی رئیس جمهور کشورش شد و مسیر آشتی ملی در آفریقای جنوبی را بنیان نهاد، اعتبار اکثریت سیاهپوست این کشور را به آنها بازگرداند و البته به سفیدپوستان نیز اطمینان خاطر داد که تغییر چیز نگران کننده‌ای برای آنها نمی‌تواند باشد.اسقف اعظم دسموند توتو که خود نیز برنده جایزه صلح نوبل است می‌گوید: ماندلا در سال 1994 به قدرت رسید اما بخشش و مهربانی که در روحش موج می‌زد به وی اجازه نداد که کسانی را که روزی در حق وی ظلم و جفا روا داشته بودند مجازات کند.
ماندلا از کودکی تا جوانی-نلسون رولیهلاهلا ماندلا در هجدهم ژوئیه 1918 (برابر با 26 تیر 1297 خورشیدی) در خانواده تمبو در روستای کوچک موزو در ناحیه متاتا، مرکز مناطق ترانسکی از استان کیپ از اتحادیه آفریقای جنوبی به دنیا آمد. پدر ماندلا، گادلا هنری مپهاکانییسوا، عضو شورای سلطنتی مردم تمبو بود. او از زمان تولد این مقام را به ارث برده بود و ماندلا نیز قرار بود چنین مقامی را به ارث ببرد. پدر ماندلا نقشی اساسی در به سلطنت رسیدن جونگینتابا دالیندیبو در تمبو داشت. دالیندیبو نیز پس از مرگ گادلا با به فرزندی گرفتن ماندلا به صورت غیر رسمی این لطف وی را جبران کرد.رولیهلاهلا ماندلا در 7 سالگی، نخستین عضو خانواده خود بود که به مدرسه پا گذاشت. وی در مدرسه توسط یک معلم متدیست، با تبعیت از نام هوراسیو نلسون دریاسالار انگلیسی «نلسون» نام نهاده شد. پدر رولیهلاهلا وقتی وی 9 ساله بود در نتیجه بیماری سل درگذشت و جونگینتابا، نایب السلطنه سرپرستی وی را بر عهده گرفت. ماندلا در یک مدرسه تبلیغی وسلی در همسایگی محل زندگی نایب السلطنه مشغول به تحصیل شد. بر اساس رسوم تمبو، او در شانزده سالگی تشریف، و در موسسه شبانه روزی کلارک بری، مشغول به تحصیل فرهنگ غرب شد. او به جای سه سال، در دو سال مدرک مقدماتی خود را اخذ کرد.
ماندلا در نوزده سالگی، در سال 1937، به هلدتون، دانشکده وسلی در فورت بیوفورت که بیشتر خانواده سلطنتی در آن مشغول به تحصیل بودند عزیمت کرد و به ورزش‌های بوکس و دو و میدانی علاقه‌مند شد. پس از شرکت در کنکور، وی شروع به تحصیل در مقطع کارشناسی علوم انسانی در دانشگاه فورت هار کرد، او در این دانشگاه با اولیور تامبو، آشنا شد و آنها تبدیل به دوست و همکار همیشگی یکدیگر شدند.ماندلا در پایان سال اول تحصیلات خود، در تحریم شورای نمایندگی دانشجویان که در اعتراض به سیاست‌های دانشگاه انجام گرفت شرکت کرد، و پس از آن از فورت هار اخراج شد. کمی پس از آن، جونیگنتابا به ماندلا و جاستیس (پسر نایب السلطنه که وارث تاج و تخت بود) اعلام کرد که قصد دارد برای هر دوی آنها مراسم ازدواج ترتیب دهد. هر دو مرد جوان با ناراحتی از این مساله به جای آنکه ازدواج کنند، تصمیم گرفتند راحتی قلمرو نایب‌السلطنه را رها کرده و به ژوهانسبورگ تنها جایی که امکانش بود بگریزند.ماندلا به محض ورود به ژوهانسبورگ، به عنوان نگهبان معدن شروع به کار کرد اما، بلافاصله پس از آنکه کارفرمای وی پی برد که ماندلا پسر ناتنی نایب‌السطنه ‌است که از خانه گریخته وی را اخراج کرد. پس از آن ماندلا به لطف ارتباطی که با دوست و همکار خود والتر سیسولو داشت به عنوان منشی یک شرکت حقوقی شروع به کار کرد. ماندلا در حین کار، تحصیلات خویش را به صورت مکاتبه‌ای در دانشگاه آفریقای جنوبی (UNISA) به اتمام رساند، و پس از آن شروع به تحصیل در رشته حقوق در دانشگاه ویتواترسرند کرد. ماندلا در این مدت در شهرکی به نام الکساندرا زندگی می‌کرد.
مقاومت مسلحانه ماندلا علیه رژیم آپارتاید-ماندلا در سال 1961 فرمانده عالی جناح مسلح محرمانه کنگره ملی آفریقا بود سپس یک سال بعد در الجزایر و اتیوپی آموزش‌های نظامی دید و پس از یک سال مقاومت مخفیانه دستگیر و در سال 1964 به حبس ابد محکوم شد.
ماندلا پس از آن در بیانیه‌ای اعلام کرد: در طول زندگی خود برای ملت آفریقا مبارزه کردم و با سیطره سفید پوستان مبارزه کردم با سیطره سیاه پوستان مبارزه کردم و از نمونه یک جامعه دموکراتیک آزاد دفاع کردم و من آماده‌ام در این راه جان خود را از دست بدهم.ماندلا 18 سال از دوران حبس خود را در جزیره روبن سپری کرد و پس از آن در سال 1982 به زندان بولزمور در کیپ تاون منتقل شد و سپس در زندان ویکتور فیرستر در شهر بارل زندانی بود.ماندلا پس از آزادی از زندان در سال 1990، سیاست صلح‌طلبی را در پیش گرفت، و این امر منجر به تسهیل انتقال آفریقای جنوبی به سمت دموکراسی‌ شد که نماینده تمامی اقشار مردم باشد.
تبعیض نژادی در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم-در سال 1948 حزب ملی آفریقای جنوبی (رژیم آپارتاید) از طریق رای‌گیری به قدرت رسید و شروع به انجام یک رشته قوانین مبنی بر جداسازی نژادی که به نام «آپارتاید» شناخته می‌شود، کرد. این تبعیض در مورد ثروت به دست آمده از صنعتی سازی سریع دهه‌های 50، 60 و 70 میلادی نیز به کار رفت.در حالی که اقلیت سفیدپوستان آفریقای جنوبی از بالاترین استاندارد زندگی قاره آفریقا، که برابر سطح زندگی در کشورهای غربی جهان اول بود، برخوردار شده بودند، اکثریت سیاه‌پوستان از لحاظ هرگونه استانداردی همچون درآمد، تحصیل و حتی ورود به ادارات دولتی مورد تبعیض قرار داشتند.
آپارتاید نژادی در آفریقای جنوبی روز به روز در جهان باعث جنجال بیشتر می‌شد و به تحریم‌های خارجی کشورهای غربی و شورش و سرکوب‌های داخلی انجامید.سرکوب شدید توسط دولت متشکل از سفیدپوستان و مقاومت، اعتصاب، راهپیمایی، اعتراض و خرابکاری توسط احزاب ضد آپارتاید به‌ویژه کنگره ملی آفریقا (ANC) در آفریقای جنوبی دیر زمانی ادامه داشت تا در سال 1990 دولت حزب ملی نخستین گام برای مذاکره کناره‌گیری از قدرت را با لغو ممنوعیت کنگره ملی آفریقا و دیگر نهادهای سیاسی چپ‌گرا برداشت و نلسون ماندلا را بعد از 27 سال زندان آزاد کرد.قوانین آپارتاید به تدریج از کتاب‌های قانون حذف شدند و اولین انتخابات چند نژادی در سال 1994 برگزار شد. حزب کنگره ملی آفریقا (ANC) با اکثریت آراء پیروز انتخابات شد و از آن زمان تاکنون قدرت را در دست داشته‌ است.
ماندلا از ترک قدرت تا دست و پنجه نرم کردن با بیماری-ماندلا تا سال 1999 برای یک دوره پنج ساله ریاست جمهوری در آفریقای جنوبی را در اختیار داشت اما پس از آن از صحنه سیاست خارج شد.وی پس از آن نقش میانجیگر در مناقشات مختلف کشورها به خصوص در جنگ بوروندی بر عهده داشت.ماندلا پس از دریافت جوایزی در طول چهار دهه، هم اکنون یک چهره سرشناس دولتمرد است که همچنان در مورد مسائل مهم عقاید خود را ابراز می‌دارد.وی را در آفریقای جنوبی اغلب تحت عنوان «مادیبا» می‌شناسند، این عنوان افتخاری را بزرگان خاندان ماندلا به وی داده‌اند و بسیاری از مردم آفریقای جنوبی نیز به نشانه احترام وی را «مخولو» (پدربزرگ) صدا می‌زنند.در سال 1998 ماندلا در سن 80 سالگی با غراکا ماشیل، همسر سامورا ماشیل رئیس جمهور فقید موزامبیک ازدواج کرد.ماندلا در 83 سالگی به سرطان پروستات مبتلا شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت و در سال 2004 اعلام کرد که فعالیت‌های عمومی خود را کاهش می‌دهد تا بقیه عمر خود را با خانواده و دوستان در زادگاه خود در روستا با آرامش بیشتر سپری کند.ماندلا سه فرزند دختر دارد، در سال 2009 سازمان ملل برای گرامیداشت وی روز تولدش را روزی جهانی اعلام کرد.ماندلا آخرین بار در سال 2010 در مسابقات جام جهانی فوتبال در آفریقای جنوبی در ملاء عام حاضر شد.ماندلا را قهرمان آپارتاید، رئیس جمهور و پدربزرگ ملت رنگین کمان می‌خوانند همچون دوران مقاومت خود علیه ظلم و تبعیض با بیماری دست و پنجه نرم کرد و سرانجام تسلیم مرگ شد.اغلب از آفریقای جنوبی به‌ عنوان ملت رنگین‌کمان یاد می‌کنند، این اصطلاح را اسقف اعظم «دسموند توتو» خلق کرد و بعدها رئیس‌جمهور آفریقای جنوبی نلسون ماندلا از آن به عنوان استعاره‌ای برای توصیف پیشرفت‌های جدید تنوعات فرهنگی نشات گرفته از ایدئولوژی مبارزه با آپارتاید استفاده کرد.

 


بی حرمت کردن نوکیشان مسیحی توسط حکومت جمهوری اسلامی
احمد دوهنده

با افزایش فشار مقامات جمهوری اسلامی بر جوانان این مرز و بوم،به منظور جلوگیری از و و آزارها رشد مسیحیت در ایران دست به اذیت و.ا آزارها و همچنین بازداشت نوکیشان مسیحی‌ زده است.
در اواخر سال قبل ۵۰ نفر از نوکیشان مسیحی‌ توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شودند.تعدادی از این بازداشت شدها‌ در استان کرمان و شیراز بوده است که در زندان تحت فشار و شکنجه روحی‌ قرار گرفته شد اند.از انقلاب ساله ۵۷ تا اکنون چند کشیش کلیسا در ایران به نوع مشکوکی کشته شده اند و صدها نوکیش مسیحی‌ دیگر تحت بازجویی،شکنجه،بازداشت و زندانی شده اند.چاپ کتاب مقدس به زبان فارسی ممنوع شده و برخی‌ از کلیساها به تعطیلی کشیده شدند و عبادت نوکیشان مسیحی‌ به خانه یا زیرزمین کشیده شدند که این امر میتواند بسیار خطرناک باشد که بعد از چند وقت این خانه‌ها شناسایی و مورد هجوم ماموران اطلاعات روبرو می‌شوند.نوکیشان مسیحی‌ در بیشتر موارد با اتهام ارتداد،ترویج مسیحیت،اقدام علیه‌ امنیت ملی‌ و ساخت کلیسا روبرو میشوند که بدون تفهیم اتهام می‌بایست ماههای زیادی را در زندانهای جمهوری اسلامی که فاقد کمترین امکانات بهداشتی هست و با دیگر مجرمان خطرناک دیگر که به جرم قتل،آدم ربایی، سرقت مسلحانه،قاچاق چیان اسلحه و … در یک بند یا در یک زندان نگهداری میشوند.از جمله نوکیشان بازداشت شده در چند ساله گذشته می‌توان به نوکیش مسیحی‌ ابراهیم فیروزی،مریم نقش زرگران و در ماههای اخیر می‌توان به بازداشت نوکیش مسیحی‌ همچون امین افشار نادری،یوسف نظر خانی (دستگیری برای بر دوم)به همراه ۳ نفر دیگر و … اشاره کرد.دادگاه انقلاب اسلامی سرانجام برای همه متهمان از جمله یوسف نظر خانی حکم ۱۰ سال زندان صادر کرد و همینطور دادگاه انقلاب اسلامی برای امین افشار نادری ۱۵ سال حبس محکوم کرد.این نوکیشان مسیحی‌ به دلیل بی‌ تکلیفی و رسیدگی نکردن به پرونده هایشان،به اعتصاب غذای دراز مدت دست زده‌اند ولی‌ با ناگوار شدن حال جسمی‌ شان،مسئولان زندان قول همکاری به آنان داده اند که در صورتی که اعتصاب غذای خود را بشکنند به وضعیت بی‌ تکلیفی پرونده‌هایشان رسیدگی کنند. نوکیشان یا همان مسلمانان ایرانی‌ که به مسیحیت میگروند در خطر مرگ با اتهام ارتداد و مرتد روبرو میشوند به همین دلیل خیلی‌ از نوکیشان مسیحی‌ به خاطر حفظ عقاید و جان خود مجبور به ترک وطن میشوند که مقصد این نوکیشان اغلب کشور ترکیه یا به ناچار مجبور میشوند که در ترکیه ساکن شوند که در آنجا با مشکلات زیادی روبرو میشوند که حتی قادر تامین مخارج زندگی‌ خود هم نمیشوند.در آخر ما فعالان حقوق بشر از جامعه بین المللی تقاضا میکنیم‌ که با فشار بر حکومت جمهوری اسلامی مانع از آزار و اذیت و بی‌ حرمت کردن نوکیشان مسیحی‌ در ایران شود.

 


علل آتش سوزی اخیر جنگل‌های ایران
مهدی موسوی

جنگل‌ها زیستگاه‌های مهم جهان هستند که حدود یک سوم سطح خشکی‌های زمین را اشغال می‌کنند.جنگل‌ها در آیین‌ها و رسوم سنتی، تکریم و تقدیس می‌شدند و در ادیان باستانی مورد پرستش قرار می‌گرفتند، ولی متأسفانه امروزه عمده‌ترین قربانیان تمدن بشری و صنعتی شدن، هستند و همان‌طور که جمعیت انسان طی چند هزار سال گذشته افزایش یافته‌است جنگل زدایی و آلودگی جنگل‌ها با روندی سریع پیش رفته‌است .جنگلها در تمام نواحی زمین که قابلیت رشد درخت در آنها وجود دارد و از نظر ارتفاع در زیر خط درخت قرار دارند یافت می‌شوند، مگر اینکه بارش باران در آنجا کم بوده، یا تناوب آتش‌سوزیهای طبیعی زیاد باشد. جنگلها عمدتاً شامل تعداد زیادی از گونه‌های درختان با ارتفاع مختلف می‌باشند، و در کنار اینها درختچه‌ها و درختان جوان رشد می‌کنند، که سبب استفاده بهینه از نور آفتاب می‌شود. یک جنگل به شکل طبیعی اش، محل زندگی بسیاری از جانوران و گونه‌های گیاهی می‌باشد.انسان آغازین تنها در پناه جنگل توانست به حیات و تولید نسل خود ادامه دهد، او نیازمندیهای روزانه خود را از جنگل بدست می‌آورد. بدین سان احترام به درختان و احساس دوستی نسبت به آنها پدیده‌ای است که منشأ بسیار دیرین در پندار انسانها دارد و افسانه‌های کهن اقوام و ملل مختلف جهان، سرشار از اساطیر گیاهی است.جنگل‌ها اهمیتی حیاتی دارند زیرا متنوع ‌ترین جوامع زیستی جهان و غنی‌ترین تنوع زیستی زمین هستند. در درون جنگل‌ها تعداد زیادی از داروهای بالقوه و هزاران هزار گونه دیده نشده و کشف نشده، پنهان هستند. همچنین جنگل‌ها توانایی تعدیل آب و هوای جهان را دارند و شرایط آب و هوایی کل زمین را پایدار نگه می‌دارند. این نقش آنها به حدی مهم است که تخریب آنها می‌تواند موجب تغییراتی در مقیاس عظیم و گسترده در آب و هوای کره زمین شود.آتش¬ سوزی جنگل¬های روستای “خمینی ¬آباد” شهرستان دنا بر اثر آتش زدن پسماندهای کشاورزی رخ داده است . بر اثر سهل¬ انگاری زارعین منطقه که برای آتش زدن پسماندهای کشاورزی خود اقدام کرده بودند، آتش¬ سوزی به جنگلها و مراتع ملی سرایت کرد. آتش سوزی که در منطقه لردگان در مجاورت روستای سرقلعه رخ داده بود با کمک نیروهای یگان اطفا حریق و نیروهای آتش نشانی مهار شد. علت آتش سوزی دفن زباله در جنگل و آتش زدن آنها بود در این آتش سوزی بیشتر علف های زیر درختان سوخته ولی به درختان جنگل آسیب جدی وارد نشده بود.در اواخر سال زراعی ۹۵- ۹۶ شاهد افزایش بارندگی‌ها در مناطق مختلف استان کهگیلویه و بویراحمد از جمله شهرستان گچساران بودیم که همین امر سبب رشد پوشش گیاهی در جنگل‌ها و مراتع شده است.پوشش گیاهی که با رسیدن فصل گرما به بلای جان درختان بلوط این استان تبدیل شده بود به گونه‌ای که شاهد ۳ فقره آتش سوزی در جنگل‌های کوه دیل جزو مناطق حفاظت شده استان بودیم که در این آتش سوزی‌ها درختان زیادی زنده زنده در آتش سوختند و به طور حتم حیات وحش نیز دچار خسارت شده است.جنگل‌های بلوط ایستاده و خرامان کهگیلویه و بویراحمد جلوی چشم مردم و مسئولان به دلیل نبود امکانات لازم از جمله ادوات اولیه مورد نیاز برای مهار آتش سوزی، خودروی کمک‌دار، بالگرد امدادی و …پرپر شد. تا بلکه مردم و مدیران امروزی را شرمنده آیندگان کنند.کهگیلویه و بویراحمد با داشتن ۸۷۴ هزار هکتار جنگل ۲۰ درصد جنگلهای حوزه زاگرس را دارد ولی این سرمایه ملی به دلیل بیماری و حوادثی از جمله آتش سوزی روبه نابودی بوده و در صورت عدم چاره اندیشی توسط مسئولان و متولیان امر در آینده‌ای نه چندان دور از جنگل‌های زیبای این سرزمین تنها خاکسترش باقی می‌ماند.آتش سوزی در مراتع روستای چومان از توابع شهرستان بانه استان کردستان : در هفته های گذشته روستای چومان بانه که نقطه صفر مرزی و محل استقرار پاسگاه مرزبانی است، آتش‌سوزی اتفاق افتاد. ماجرا از این قرار بود که عوامل اجرایی پاسگاه به منظو از بین بردن علوفه هرز اطراف پاسگاه و مسائل بهداشتی و امنیتی و جلوگیری از ورود خزندگان اقدام به آتش زدن علوفه مرتعی حریم پاسگاه کردند ولی متاسفانه سطح حریق گسترش یافت. حریقی به وسعت یک و نیم تا دو هکتار رخ داد. از آنجا که این منطقه، جزو مناطق صفر مرزی محسوب می‌شود و مسائل امنیتی مرتبط با خود از جمله ممنوعیت تردد افراد را به همراه دارد، از ورود مردم به منطقه، به منظور اطفای حریق ممانعت شد. حفاظت و حراست این منطقه برعهده مرزبانی است و بر اساس قانون ۱۰۰۰ متر از مرز به سمت داخل کشور نقطه حفاظتی است و تردد در این نقاط ،تابع ضوابط خاصی می باشد.

7 هکتار از اراضی جنگل های پارک ملی دز طعمه حریق شد. آتش سوزی جنگل های پارک ملی دز، مامورین یگان حفاظت محیط زیست اداره پارک ملی دز به محل اعزام شدند که متاسفانه آتش سوزی حاشیه روستای عایش از توابع بخش سه شهرستان دزفول به علت وزش باد شدید موجب سرایت به روستا و بروز خساراتی به احشام اهلی موجود در روستا شد، که با اعزام 3 دستگاه خودروی آتش نشانی از اداره پارک ملی دز و شرکت های کشت و صنعت اطراف نسبت به اطفا کامل حریق اقدامات لازم انجام و در ادامه به علت نبود راه دسترسی جهت انتقال ادوات اطفا حریق به جنگل های حاشیه رودخانه با تلاش 12 ساعته محیط بانان و همیاران محلی نسبت به مهار آتش در جنگل اقدام گردید.سطح مورد حریق در جنگل 7 هکتار بوده که موجب بروز خساراتی به پوشش گیاهی و حیات وحش منطقه شده است. علت آتش سوزی های پیش آمده سرایت آتش از سوزاندن کاه و کلش زمین های کشاورزی بوده است .شایان ذکر است که، تا کنون هیچ برنامه ای از سوی دولت و بویژه سازمان جنگلها ومراتع در این خصوص صورت گرفته نشده بود. همچنین این آتش سوزی ها توسط مردم محلی کنترل میشد، وهیچ نوع تجهیزات استانداردی جهت مبارزه با اطفاع حریق وجود نداشت .طی سال گذشته ۴۸ فقره آتش‌سوزی در جنگل‌ها و مراتع استان لرستان رخ داده است.مجموع آتش‌سوزی در جنگل‌ها و مراتع استان در سال گذشته ۸۸۴ هکتار بوده که نسبت به سال گذشته ۶۷ درصد کاهش حریق را نشان می‌دهد.هدف از آتش‌سوزی در جنگل‌ها و مراتع تبدیل اراضی جنگلی و مرتعی به زمین‌های زراعی، اختلافات قومی و قبیله‌ای، آتش زدن مزارع و سرایت به اراضی ملی میباشد طی بررسی‌های انجام شده در لرستان در ۱۰ سال گذشته ۹۰ درصد از آتش سوزی‌ها عمدی و ۱۰ درصد غیر عمدی بوده است .متوسط سالانه جنگل‌های متأثر از حریق در لرستان ۲ هزار هکتار و در کشور ۱۷ هزار هکتار است.
انواع آتش سوزی جنگل:آتش سوزی زمینی ( داخل خاک )=این نوع حریق در نقاطی اتفاق می افتد که در زمین جنگل مواد قابل اشتعال از قبیل رگه های زغال سنگ، و مواد آلی تجزیه نشده موجود باشد. حریق های زمینی زیر زمین شروع و قبل از آنکه به سطح زمین سرایت کند. ساخت زیادی را در زیر خاک طی می کند. آتش سوزی زمینی غالباً بدون دود است و همواره بدون شعله می باشد. ریشه های درختان از حرارت زیادی که به این ترتیب به وجود می آید آسیب می بینند و در نتیجه درخت خشک می شود.آتش سوزی سطحی:این نوع آتش سوزی در اثر آتش گرفتن پوشش مرده گیاهان و نهالهای کوچکی به وجود می آید که می تواند به انواع آتش سوزی های دیگر تبدیل شود و سطح وسیعی از جنگل را نابود نماید. سرعت توسعه حریق های سطحی غالباً زیاد است. آتش سوزی سطحی به درختان نیز صدمه زده، اگر حرارت زیاد باشد آنها را از بین می بردآتش سوزی تاجی:این نوع آتش سوزی که در تابع درختان و نهالها رخ می دهد و آنها را می سوزاند برای جنگل بسیار خطرناک می باشد و در اثر حرارت زیاد به صدمه وارد می آورد و سبب مرگ درختان می شود. آتش سوزی تاجی می تواند در اثر آتش سوزی سطحی به وجود بیاید که خطرات آن چندان زیاد نبوده، اگر شرایط جوی ایجاد نکند در سطح کمی از جنگل محدود می ماند. ولی اگر آتش سوزی از تاج درختی به تاج درخت دیگر سرایت کند، سرعت آن بیشتر شده، در مدت کوتاهی سطح وسیعی از جنگل را نابود می سازد.
آتش سوزی تنه ای: این نوع آتش سوزی را که در آن آتش به تنه درختان مخصوصاً درختان میان تهی و خشک سرایت می کند، می توان بر 3 نوعی که نام بردم اضافه کرد. عامل این آتش سوزی می تواند انسان باشد که با روشن کردن آتش در پای درختان مرده سبب حریق می شود و یا ممکن است آتش سوزی در اثر صاعقه به وجود بیاید.
در قدیم آتش از ابزار های مهم شکل دهی اکوسیستمهای استوایی بوده است. در ایران اکثر آتشسوزیها در فصل خشک تابستان ایجاد می گردد. اگرچه آتش بعنوان فاکتور موثری در الگوی پراکنش جنگلها و محیط زیست ایران محسوب نمی گردد. اما موارد مختلف وقوع حریق در جنگلها و مراتع در گزارشهای مختلفی که خدمتتون ارائه دادم قابل مشاهده می باشد. تداوم حریق زمانی که بمدت چند روز ادامه بیابد باعث نابودی چندین هکتار جنگلهای اولیه منطقه خواهد شد. عرصه های احیا شده که جنگلهای سوزنی برگ جایگزین درختچه ها می شوند زمینه ساز ایجاد حریق در عرصه ها می باشند. علاوه بر این علوفه جنگلی در آتشسوزی ها موثر می باشند. کاهش علوفه قابل اشتعال در سطح و جایگزینی مواد غیر قابل اشتعال باعث کاهش احتمال سرایت آتش به تاج درختان می گردد. همچنین ردیف درختان نسبت به جهت تابش، باد و شدت آتش در مقدار خسارت آتش موثرند.آتشسوزی باعث خسارت زیادی به جنگلهای ایران شده است.

 


تبعیضات ناروا علیه اقلیتهای قومی و مذهبی در قانون اساسی ایران
رضا امیری

نگاهی گذرا به کارنامه جمهوری اسلامی و دولت‌های آن از آغاز تا کنون به خوبی آشکار می کند که نه تنها حقوق مسلم و قانونی عموم مردم از شهروندان عادی گرفته تا اقوام و طبقات اجتماعی و گروه های مختلف سیاسی و مذهبی رعایت نشده بلکه منظم و سیستماتیک نقض می شود و از جمله قربانیان این قانون شکنی ها و تبعیض‌ها، اهل سنت هستند.پس از پیروزی انقلاب قرار بود رنگ و قوم و زبان و دین امتیاز نباشند و حکومت اسلامی برخاسته از موضع طبقاتی و سلطه گری فردی و یا گروهی نباشد و حاکمیت نیز «حق الهی» برای نوع انسان باشد و از وظایف حکومت و دولت جمهوری اسلامی «نفی هر نوع ستمگری و ستم کشی و سلطه گری و سلطه پذیری» و «محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصار طلبی» و« رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی» باشد.
قانون اساسی فعلی ایران در تاریخ 12 فروردین 1358 از طریق رفراندم به تصویب مردم رسید. این قانون تامین آزادیهای مشروع، عدالت، برابری و رفع تبعیض از آحاد مردم را در بخشهایی از اصول سوم،نوزدهم و بیستم پذیرفته است،اما همه حقوق ناشی از این قانون منوط و موکول به رعایت و پیروی از مذهب رسمی کشور یعنی شیعه 12 امامی شده است.اما آنچه در عمل اتفاق افتاده سراسر تبعیض بود و سلطه‌گری و انحصار‌طلبی مذهبی و زبانی و فرقه‌ای و قومی درباره اهل سنت ایران که غالبا در نواحی مرزی زندگی می‌کنند و در واقع دو نوع تبعیض را هم‌زمان تجربه می کنند: تبعیض مذهبی و فرقه‌ای و نیز تبعیض قومی و زبانی. اصولا به مقتضای اسلامیت نظام و اصول مختلف قانون اساسی، اهل سنت از اقلیت‌های مذهبی به شمار نمی‌آیند. اما امروزه آن ها نیز در قلمرو اقلیت مذهبی به حساب می‌آیند و حتی خود را «اقلیت مذهبی» می‌نامند.با این همه قانون اساسی به رسمیت مذهب شیعه بسنده نکرده مقامات عالی نظام یعنی رهبری و ریاست جمهوری را (در اصل ۱۱۵) نیز به شیعیان اختصاص داده است.واقعیت این است که اگر ذکر اسلام به عنوان «دین رسمی» در قانون اساسی موجه باشد و آن را در آن شرایط گریزناپذیر بدانیم، رسمیت دادن به یک مذهب از مذاهب اسلامی (صرفا به اعتبار خود حق پنداری) و بدتر از آن انحصار مقامات عالی نظام سیاسی به گروه شیعی، هم ناقض ملیت است و هم نافی دموکراسی و هم در نهایت در تعارض بنیادین با برخی از اصول قانون اساسی و هم اعلامیه جهانی حقوق بشر می‌باشد.در ماده۱۸ این اعلامیه به صراحت آمده است که هر انسان محق به داشتن آزادی اندیشه وجدان و دین هست که این حق در واقع شامل دگر اندیشی‌ تغییر مذهب، دین و آزادی علنی و آشکار کردن آئین و ابراز عقیده است، اما جمهوری اسلامی ایران نه‌ تنها به قوانین بین‌المللی احترام نمی‌گذارد بلکه قوانین خود را نیز زیر پا می گذارد. در قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی در اصل ۱۲ و ۱۳ به این اشاره دارد که با وجود شناختن مذهب شیعه ۱۲ امامی اثناعشری به عنوان مذهب رسمی، مذاهب چهار گانه اهل سنت، یعنی شافعی حنبلی، حنفی و مالکی هدر کنار دیگر ادیان آسمانی مثل مسیحیت، یهودی، کلیمی و زردشتی از احترام کامل برخوردار هستند و اجازه دارند تا آزادانه مراسم و عبادت خود را انجام دهند. مشاغل قضایی برای همه اقلیت های مذهبی منع حقوقی در قانون اساسی دارد، چون در اصل 61 تمامی اعمال قوه قضاییه را طبق مقررات اسلامی مجاز دانسته، انتخاب قاضی نیز بخشی از همین روند را در بر میگیرد که در عمل مانع تصدی تمامی مشاغل قضایی برای همه اقلیتها شده است.اصول 12 و 13 قانون اساسی با عدم رسمیت همه باورها به استثنای مذهب اکثریت شیعه درعمل حق برخورداری از پرستشگاه مذهبی و برگزاری آیین های مذهبی و تبلیغ مسالمت آمیز را از پیروان سایر مذاهب و آیین ها را به کلی سلب نموده است. این امر سبب تخریب تمامی امکان مورد احترام آیین بهائیت، برخی از مکانهای مقدس زرتشتیان، تخریب حسینه دروایش نعمت اللهی گنابادی در قم، عدم صدور مجوز احداث مسجد برای اهل تسنن در تهران و سایر شهرستانها، ازجمله این تبعضات است.این اصل متعارض راه را برای انواع تبعیض و سلطه گری علیه اهل سنت ایران باز کرده و عوارض و پیامدهای نامطلوبی را به بار آورده است.در زمان طرح و تصویب قانون اساسی در سال ۱۳۵۸، افرادی چون احمد مفتی زاده (از عالمان و متفکران نواندیش سنی در کردستان) به شدت و با صراحت با این اصل قانون اساسی مخالفت کرده و اعتراض خود را به گوش دست اندرکاران انقلاب و نظام جدید رساندند.او که عضو مجلس بررسی قانون اساسی بود در اعتراض به این مصوبه از شرکت در مجلس خودداری کرد اما این کار در نهایت نه تنها سودی نبخشید بلکه پس از تثبیت اقتدار مرکز نشینان شیعی، آزار سنی ها اعم از معترض مذهبی و سیاسی آغاز شد و به پیامدهایی منفی زیانباری منتهی شد که هنوز هم ادامه دارد.از پیامدهای رسمیت مذهب شیعه، اعمال محدودیت هایی گسترده مذهبی در میان اهل سنت شده که نه تنها در قانون اساسی مجوزی برای آنها وجود ندارد بلکه بر خلاف آنها نیز تصریح شده است.هرچند در زمامداری محمد خاتمی و دوران اصلاحات اندکی شرایط بهتر شد اما حتی در مجلس ششم (مجلس اصلاحات) نیز، به رغم تلاش اصلاح طلبان، امکان برکشیده شدن یک نماینده سنی به عضویت هیئت رئیسه ممکن نشد.
دولت «تدبیر و امید» نیز، به رغم وعده هایش نتوانسته تغییری در مدیریت سیاسی و اداری نواحی سنی نشین ایجاد کند و اندک امیدی بیافریند.غالب مسئولان رده های میانی و پایین در مناطق اهل سنت همچنان از شیعیان بومی اند یا از شیعیان غیر بومی.
در این سالیان دراز نه تنها در مرکز کشور هیچ سنی مذهب به مقام وزارت و معاونت وزارت و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضویت شورای نگهبان و فرماندهی سپاه و ارتش گمارده نشده بلکه حتی در نواحی سنی نشین، که اکثریت قاطع با اهل سنت است، جمله در کردستان و سیستان و بلوچستان)، هیچ مقام عالی و مهمی در حد استاندار و حتی فرماندار و مدیرکل نیز به آن ها اختصاص داده نشده است.در این چهار دهه تبعیض و ناروایی مذهبی تا بدانجا گسترده شده که بارها مساجد و محافل دینی اهل سنت (مانند تخریب مسجد شیخ فیض در مشهد و حمله به مسجد مکی زاهدان در سال ۱۳۷۲) ویران و یا بسته شده و حتی مراسم خاص مذهبی (مانند نمازهای جمعه و جماعت و عیدین-قربان و فطر-) جز در چهارچوب سیاست های مشخص و مقرر و حکومتی مجاز نیست.آن ها در این سال ها تلاش فراوان کرده اند تا در تهران مسجدی ویژه خود داشته باشند اما تاکنون با مخالفت شدید حکومت روبرو بوده اند.در بسیاری از شهرهای ایران نیز از برگزاری مراسم مذهبی اهل سنت، جلوگیری شده و دست اندرکاران آن با دستگیری ها و محکومیت مواجه می شوند.این رخدادهای ریز و درشت به دلایلی (از جمله دوری مناطق از مرکز و سیطره فضای امنیتی و اعمال سانسور)، غالبا در جایی و به ویژه در رسانه های داخلی و حتی خارجی منعکس نمی شوند.هرچند این نوع برخورد عمدتا برآمده از نگاه امنیتی حکومت به هر نوع دگراندیشی است و از این رو اختصاص به اهل سنت ندارد و دگراندیشان دینی مسلمان دیگر (از جمله دراویش) و حتی دگراندیشان مسلمان شیعی و حتی عالمان و فقیهان درجه اول شیعی را نیز شامل می شود. سرکوب و ترور نخبگان و علمای جامعه اهل تسنن-جمهوری اسلامی نه‌ تنها به حقوق شهروندی جامعه اهل سنت اهمیت نداد بلکه اقدام به سرکوب و ترور نخبگان و علمای جامعه اهل تسنن کرد و روحانیان افراطی شیعه جمهوری اسلامی با نفرت پراکنی و غرض ورزی به افراد جامعه اهل تسنن برخورد و به اعتقادات این اقلیت چه در رسانه‌ ملی‌ چه بر سر منبرهای خود به صورت علنی بی احترامی کرد و با سازمان دهی‌ وزارت اطلاعات به فکر حذف نخبگان و روشن فکران این اقلیت مذهبی‌ افتادند. ما از‌‌ ابتدای انقلاب شاهد ترور شخصیتهای برجسته جامعه اهل تسنن بوده ایم و متأسفانه بعد از مرگ آقای خمینی و به قدرت رسیدن آقای خامنه‌ای اعمال این فشار‌ها ادامه دارد. از آنجایی که حکومت ایران یک حکومت مذهبی‌ و ایدولوژیک می‌باشد و در واقع مبتنی‌ بر دین و مذهب شیعه پایه گذاری شده است، از نظر ناقضان حقوق بشر در حاکمیت این نوع قتل‌ها توجیه دارد و ایشان بر این اعتقاد هستند که ترور‌ها در جهت اهداف دین می‌باشد. یعنی‌‌ همان ترور به نام خدا، که متاسفانه افراد متعلق به جامعه اهل تسنن از تبعات این نوع تفکر در امان نماند.در این ۳۸سال اهل سنت از نظر تبلیغی و آموزشی به شدت تحت فشار و محدودیت بوده اند.گفتارها و نوشته های آنان با اعمال سانسور مضاعف (بیشتر از سانسور عمومی) مواجه بوده است.این در حالی است که گفتارها و نوشتارهای انبوه در نقد و رد عقاید و باورهای اهل سنت و حتی و علیه بزرگان اسلام و صحابه مورد احترام عموم مسلمان و به طور خاص اهل سنت در گفتارها و نوشتارهای برخی شیعیان به واقع غالی منتشر می شوند و گاه به طور رایگان در مناطق سنی نشین تبلیغ و توزیع می شوند
.صدا و سیما در این تبلیغات ضدعدالت و ضد قانون اساسی به شکلی کاملا یک طرفه سنگ تمام می گذارد و انواع سانسور را اعمال می کند و گوشش نیز به صدای معترضان بسته است.به نظر می رسد مشکل اصلی را باید در نگاه انحصارطلبی حاکمان ایران و غلبه نگاه امنیتی در تمام امور از جمله در مورد اهل سنت و در نواحی اقلیت نشین سنی دانست.قانون، نوشته روی کاغذ است و این مجری قانون است که می تواند در اجرای آن به گونه ای تفسیر و عمل کند که حول اصول درست و دموکراتیک قانون رفتارها و سیاست ها به سوی برابری نسبی و تدریجی سیر کند.مشکل بنیادین این است که مسئولان حکومتی از همان آغاز تاکنون غالبا به قانون به معنای عرفی و متعارف آن باور ندارند و در واقع همان اصول دموکراتیک و به یک معنا اصول جمهوریتی را که در شرایط خاص در قانون اساسی آورده اند را نیز قبول ندارند و به همین دلیل از اجرای بی تنازل قانون اساسی تن می زنند.این در حالی است که در اصل نهم قانون اساسی آمده است که «در جمهوری اسلامی ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد و یا گروه و با مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی خدشه ای وارد کند، و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را، هرچند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند».از پیامدهای چنین نقض گسترده حقوق اهل سنت و نگاه امنیتی و اعمال سیاست های محدود کننده و سرکوبگرانه در نواحی سنی نشین مرزی، رشد و گسترش افکار سلفی گری و افراطی و تشکیل گروه هایی است که اعمال مسلحانه انجام می دهند.به ویژه که در کنار اعمال انواع تبعیضات قومی و تحقیرهای مذهبی، فقر و محرومیت معیشتی و عدم رشد اقتصادی و توسعه همه جانبه، نیز زمینه ساز چنین گرایشات تندروانه و افراطی و خرابکارانه (احتمالا با دخالت های خارجی) می شود.در واقع سیاست های حذفی و تحریک کننده مذهبی جمهوری اسلامی، به سهم خود از عوامل تنش ها و جنگ مذهبی شیعه و سنی در ایران و در منطقه است.اما، به رغم تمام این شرایط نامساعد و سخت، اهل سنت و به ویژه برخی عالمان و متفکران آزاد اندیش سنی در نواحی مختلف ایران برای احقاق حقوق مشروع دینی و قانونی شان تلاش و مبارزه می کنند.حتی برخی عالمان مورد تأیید حکومت (از جمله مولوی عبدالحمید امام جمعه زاهدان) کوشش فراوان می کنند تا در چهارچوب قانون اساسی متناقض و تعامل با حاکمان بخشی از حقوق ملی و دینی دریغ شده را احیا کنند.هرچند در این سالیان دراز کمتر نتیجه گرفته اند و کوشندگان دینی بسیاری به وسیله دادگاه های امنیتی و به ویژه دادگاه ویژه روحانیت تحت تعقیب قرار گرفته و به زندان افتاده و در سطح گسترده ای از حقوق اجتماعی خود محروم شده اند.

 


معضلی به نام کودکان کار
مهدی برنو

پدیده کودکان کار و خیابانی یکی‌ از معضلات گریبانگیر اکثر شهرهای بزرگ در جهان معاصر می‌باشد،گسترش پدیده به حدی است که جوامع توسعه یافته و درحال توسعه را به یک اندازهٔ به خود مشغول کرده است، عواملی چون نارسائی نهادهای اجتمایی ، مثل خانواده و مدرسه ، فقر اقتصادی،خانوادههای کودکان خیابانی و ناتوانی آنها را انطباق با شیوهای زندگی شهرهای بزرگ ، آلودگی و آسیب زا بودن محلات حاشیه شهری، فقدان نظارت کافی‌ از روی سازمانهای مسئول ، و الگوهای نادرست کنش متقابل بین شهروندان و کودکان خیابانی ، همه دست به دست هم داده‌اند تا پدیده کودکان خیابانی ( که عمد‌تاً کودکان کار خیابان هستند}،کماکان به عنوان مشکلی‌ آسیب زا در بسیاری از شهرهای بزرگ کشور خودنمایی کند.
وجود کودکان کار و خیابان امروز چه در عرصه تولید ،مثل کوره پزخانه ها و کارگا‌های کوچک مثل فرش بافی و شیشه سازی و مانند آنها، و چه در عرصه خیابان مثل فروش گل و پاک کردن شیشه ماشینها،آدامس فروشی،و امسال آنها در شهرهای بزرگ و کوچک ایران غیره قابل انکار و به پدیده عادی تبدیل شده است،کار کودکان نه تنها بنیان طبیعی و انسانی‌ را پایمال می‌کند، بلکه تهدیدی جدی برای آینده اجتمایی‌ و رشد و پیشرفت اقتصادی است.
بر این اساس کارشناسان،به عنوان یک معضل اجتماعی به آن مینگرند. یونیسف در ۲ دسته تعریف دیگران را وارد این مفهوم می‌کند،که بر اساس تعریف اول، یکسری ای‌ این کودکان که بیشتر جامعه امر را تشکیل میدهند،کودکانی هستند که خانواده دارند ،و خیلی‌ از آنها به مدرسه هم میروند. اما به خاطره وضیعت بد اقتصادی و سایر مسائل مجبور به کار در خیابان هستند. دسته دوم کودکانی هستند که خانواده‌ائ نداشته و حتا ممکن هست بیشترشان در خیابان بخوابند،این بچه‌ها به مدرسه نمی‌روند و در معرض آسیب‌هایی‌ جسمی‌ و اجتمایی‌ روحی بسیاری قرار دارند. براساس آمار اعلام شده، ۷۵ در صد از کودکان در ایران در گروه سنی ۱۰ تا ۱۴ سال قرار داشته ، و میانگین سنی‌ ۱۳ سال است. همچنین ۵ درصد از کودکان زیر ۷ سال سنّ دارند.
عطاران درباره ترکیب جنسیتی کودکان در کشور اظهار کرد، ترکیب جنسیتی کودکان کار نشان میدهد که حدود ۱۵ درصد از این افراد دختر و ۸۵ درصد پسر هستند.همچنین در حالی‌ که تصور میشود اغلب کودکان کار، مهاجر و به ویژه افغانی هستند.
تحقیقات نشان داد که ۵۰ درصد از این کودکان ملّیت ایرانی‌ دارند، و تنها نیمی از آنها مهاجر هستند.که از این میان ۴۰ درصد افغانی و ۵ درصد غربتی و تعداد معدودی نیز دارای ملیت قزاقی و دو رگه ایرانی‌_افغانی و پاکستانی‌ هستند.درصد از این کودکان از سنین ۷ تا ۱۰ سالگی کار خود را آغاز میکنند، همچنین ۲۰ درصد نیز از زیر ۷ سال مشغول به کار میشوند،
بر اساس اطلاعات جمع‌آوری شده، ۲۰ درصد از این کودکان فاقد پدر، ۴۰ درصد فاقد پشتیبانی‌ از جانب پدر ، ۲۵ درصد پدر کارگر ،۵ درصد پدر مسافر کش،۵ درصد کشاورز، ۴ درصد بنّا، ۲۶ درصد نیز نه معلوم هستند.و با اساس همین آمار ۷ درصد از این کودکان فاقد مادر بوده،و در ۷۰ درصد مواقع نیز مادر خانه‌دار است.پیمان‌نامه حقوق کودک یک کنوانسیون بین‌المللی است که حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کودکان را بیان می‌کند.
دولت‌هایی که این معاهده را امضا کرده‌اند موظف به اجرای آن هستند و شکایت‌های راجع به آن به کمیته حقوق کودک ملل متحد تسلیم می‌شود.

 


ممنوعیت تحصیل به زبان مادری از مصادیق بارز نقض حقوق بشر
احسان سرگزی

از بدو تشکیل حکومت پهلوی تاکنون معاهدات و قوانین بین المللی در زمینه حق آموزش به زبان مادری توسط دولت های وقت بکلی نقض شده و سیاست ها و برنامه های کلانی در جهت نابودی زبان های مادری و فرهنگ ملل ساکن ایران از طرف این دولت ها به اجرا گذاشته شده است. در مقابل آن ارتقا و توسعه زبان فارسی از طرف سیستم حاکم به منظور نسل کشی فرهنگی ملل ساکن ایران و استحاله کردن آنان در زبان و فرهنگ فارسی از دیگر سیاست های تبعیض نژادی و قومی این حاکمیت ها تابحال بوده است.زبان فراتر از یک وسیله ارتباطی بوده و درکل عنصر اصلی هویت انسان ها و جوامع بشری می باشد. حق آموزش و تحصیل به زبان مادری به عنوان یکی از ابتدایی ترین و بنیادی ترین اصول حقوق بشری در جهان شناخته می شود.
اما هنوز در برخی کشورها این حقوق اساسی انسانها نقض شده و سیاست های تبعیض آمیزی از طرف دولت های این کشورها بطور سیستماتیک برای محو زبان مادری ملل و اقلیت های تحت ستم درحال اعمال شدن است. کشور ایران هم جز کشورهایی است که از زمان تشکیل حکومت سلطنتی پهلوی تا بحال، حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی ایران با تدوین دستور العمل ها، سیاست ها و برنامه هایی در جهت آسمیلاسیون منفی ملل ساکن در ایران و نابودی زبان مادری آنان اقدام کرده و با توسل به قدرت قوه قهریه زبان فارسی به جای زبان مادری به آنان تحمیل شده است. در حال حاضر اکثریت مردم ایران یعنی میلیون ها شهروند غیر فارس اعم از ترک، کرد، عرب، بلوچ، لر، گیلک و تالش از داشتن حق تحصیل به زبان مادری خود محروم هستند و از تبعیض و ستم مضاعف حکومتی رنج می برند.
بر طبق اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران خط و زبان رسمی کشور زبان فارسی است و تاکید کرده اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد. با اینکه در این اصل از قانون اساسی از آزادی استفاده زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‏های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس سخن رفته است ولی هیچ تضمینی در این باره برای دولت ایران نداده است که از تحصیل به زبان مادری قومیت ها حمایت های لازم را به عمل آورد و حتی کتب درسی مدارس و دانشگاه ها به اجبار بایستی به زبان فارسی باشد. حکومت ایران نتنها از حق تحصیل و خواندن نوشتن به زبان مادری را حمایت نمی کند بلکه تنوع قومی و زبانی در کشور را تهدیدی برای موجودیت حکومت، امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور قلمداد می کند. مدافعان حقوق زبانی و فعالین مدنی منسوب به ملل ساکن در ایران هم با اتهامات واهی نظیر تجزیه طلبی، اقدام علیه امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام از طرف نیروهای امنیتی و عوامل حکومت جمهوری اسلامی روبرو شده، مجازات می شوند. امروزه صحبت کردن کردن از زبان مادری ملل ساکن در ایران تجزیه طلبی تلقی شده و بخش اعظم زندانیان سیاسی مربوط به قومیت های ایران را مدافعان حقوق زبانی تشکیل می دهند.با وجود اینکه قانون اساسی حکومت اسلامی ایران حق تحصیل به زبان مادری را به رسمیت شناخته، ولی این قانون به دولت ایران ضمانت اجرایی آن را نداده است و بیش از 34 سال است که از تصویب قانون اساسی می گذرد هیچ شخصی، نهادها و موسسات خصوصی و غیر دولتی حق ایجاد مدارسی برای تدریس زبان ملل ساکن ایران و تشکیل موسسات آموزشی برای ارتقا و توسعه زبان مادری خود را ندارند و دولت ایران با ایجاد موانعی از تشکیل چنین نهادها و موسسات جلوگیری می کند. در دید حاکمیت ایران دفاع از حق تحصیل به زبان مادری جرم تلقی می شود.جامعه بین المللی اهمیت و ضرورت آموزش زبان مادری را پذیرفته و آن را به عنوان یک حق اساسی بشری به رسمیت شناخته است. به طوری که در چندین معاهده و اعلامیه تهیه شده از سوی سازمان های بین المللی بویژه سازمان ملل متحد ضمن تصریح به حقوق اشخاص در آموزش زبان مادری خود، تعهدات مثبت و منفی دولتها نیز در شناسایی این حق مورد تصریح و تاکید قرار گرفته است. منظور از تعهدات مثبت تعهداتی است که دولتها بر اساس این معاهدات و اعلامیه ها مکلف شده اند تا با به وجود آوردن شرایط و امکانات لازم و حمایتهای مورد نیاز، دسترسی افراد را به این حق تسهیل نمایند و منظور از تعهدات منفی نیز تعهداتی است که دولتها را از تجاوز و تعدی به آن منع می نماید.
ماده 27 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب 16 دسامبر 1966، ماده 30 کنوانسیون حقوق کودک مصوب 20 نوامبر 1989 مجمع عمومی سازمان ملل متحد، مواد مختلف از جمله بندهای 3 و 4 ماده 4 اعلامیه حقوق افراد متعلق به اقلیتهای قومی ملی مذهبی و زبانی اعلامیه مصوب 18 دسامبر 1992 مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق زبانی مصوب سال 1996 در 52 ماده مبسوط تهیه و تدوین شده است که در آن تمامی جزئیات مربوط به حمایت از زبان قومیت ها و تکالیف دولتها در این خصوص قید گردیده است، بندهای سه گانه منشور زبان مادری مصوب سال 1996 یونسکو در مورد حق تحصیل به زبان مادری و تکلبف دولت ها در قبال آن می باشند.
تا کنون به مفاد هیچ کدام از این معاهدات بین المللی در مورد زبان مادری عمل نشده بلکه سیاست ها و برنامه های حکومت ایران بر ضد این معاهدات و تفاهم نامه ها بوده است.از بدو تشکیل حکومت پهلوی تاکنون معاهدات و قوانین بین المللی در زمینه حق آموزش به زبان مادری توسط دولت های وقت بکلی نقض شده و سیاست ها و برنامه های کلانی در جهت نابودی زبان های مادری و فرهنگ ملل ساکن ایران از طرف این دولت ها به اجرا گذاشته شده است. در مقابل آن ارتقا و توسعه زبان فارسی از طرف سیستم حاکم به منظور نسل کشی فرهنگی ملل ساکن ایران و استحاله کردن آنان در زبان و فرهنگ فارسی از دیگر سیاست های تبعیض نژادی و قومی این حاکمیت ها تابحال بوده است.با توجه به سیاست های تبعیض آمیز و ضد انسانی دولت های حاکم در ایران در طول 90 سال اخیر علیه زبان، هویت و فرهنگ قومیت ها می توان نتیجه گرفت اقدامات حکومت های وقت در این باره هیچ گونه توجیه حقوقی و اخلاقی نداشته و نقض آشکار حقوق بشر می باشد. همچنین این توجیهات مورد پذیرش نیست که با طرح مسائل امنیتی و به بهانه حفظ تمامیت ارضی میلیون ها نفر از شهروندان غیرفارس را که اکثریت جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند، از حق تحصیل و آموزش به زبان مادری خود محروم کرد. تنوع فرهنگی و تکثر زبان ها نتنها عامل تهدید بلکه به عنوان یک ارزش معنوی و گوهر گرانبهاست که زبانشناسان و جامعه شناسان ارج نهادن و احترام به آنها را از طرف حکومت و مردم جامعه برای پیشرفت همه جانبه و پایداری جوامع چند ملیتی مانند ایران ضروری می دانند. بدون توجه و احترام به خواست های فرهنگی و زبانی ملیت های ساکن در ایران رسیدن به یک صلح پایدار، توسعه و پیشرفت و وحدت در داخل کشور امکان پذیر به نظر نمی رسد. به رسمیت شناخته شدن زبان، فرهنگ و هویت ملل در ایران و ارج نهادن به آن باعث افزایش مشارکت آنها در سرنوشت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خود و کشور می شود و این مسئله به نوبه خود می تواند وحدت و همدلی را در بین ملل ساکن در محدوده مرزهای جغرافیایی ایران تقویت کند.
تحقق چنین امری در چهارچوب یک حکومت دموکراتیک مطابق با استاندارد های امروزی امکان پذیر بوده، در غیر این صورت با وضعیت کنونی ایران با حکومت غیر دموکراتیک و توتالیتر جمهوری اسلامی که به همه مسائل و مشکلات جامعه به عنوان تهدید امنیتی و توطئه می نگرد و خود یکی از ناقضان اصلی حقوق بشر در دنیاست، حل مسئله قومیت ها و توجه به مطالبات آنان که یکی از آنها حق تحصیل به زبان مادری می باشد، از طرف چنین حکومتی بعید بنظر می رسد.